فرشيد فاريـــابی  ( سرود کوهستان  )  :

در مــــورد دو پيشنــــــهاد

فرامرزنصیری درجدیدترین حرکت خود طی جریان گسترش فرهنگ نوشتاری دوپیشنهاد ارائه کرد.اودرنخستین پیشنهاد خودبرگزاری نخستین گردهمایی وبلاگ نویسان کوهنورد را مورد توجه قرارداد. وی جمعه آخراردیبهشت را زمان مناسبی برای این گردهمایی میداند. این پیشنهاد را از جنبه های مختلف می توان مورد توجه قرارداد؛

اول:چندی است که برخی از کوهنوردان همچون سایراقشار جامعه درعرصه ای نو از تعاملات ارتباطی حضور دارند.باوردارم کوهنوردان جوان وتحصیل کرده نسبت به سایراقشارعادی جامعه می توانستند دراین عرصه حضوری فعال ترداشته باشند. بررسی شرایط حضور کوهنوردان در این حوزه ارتباطی خود مقوله ای مفصل است. اما همه می دانیم توسعه باید واجد توازن و تکثر باشد. یعنی هم متعادل باشد و هم همه جانبه ،تا بتوان موفقیت آن را انتظار کشید. گسترش فرهنگ مکتوب به عنوان یکی ازارکان فرهنگی توسعه در ایرانی عمیقاً سنتی و قبیله ای نیاز به چاشنی برخورداری از تعاملات سنتی دارد.یعنی تلاش وبلاگ نویسان کوهنورد برای گسترش و نهادینه شدن مجبوراست که از دیدارهای شفاهی برخوردارشود؛

دوم: خوب می دانیم که هر گردهمایی واجد شرایط و لوازم خاص خود می باشد. این عرصه نو و این نخستین حرکت در کلیات چندان مبهم نمی نماید؛ اما درجزعیات نیازبه انتشارچرایی، چیستی و چگونگی پیش ازفرارسیدن موعد پیشنهاد شده دارد؛ چراکه اگراینگونه نباشد،این نیت واندیشه بس مدرن و نیک را شکل و انجامی نه چندان مناسب خواهیم بخشید. می توان متصورشد درنبود آنچه گفته شد،حد و اندازه ی گردهمایی محدود به دیداری دوستانه در کوه پایه ای آشنا خواهد شد؛

سوم: انتشاردیدگاه های پیشنهاد دهنده وسایر دوستان درخصوص چرایی، چیستی وچگونگی بهره برداری از این فرصت اندک باقی مانده را در حداقل سطوح، ممکن خواهد کرد؛

چهارم: اقدام همه جانبه دوستان در تبلیغ این مهم بسیار مفید است. بویژه ارتباط با جراید عمومی و تخصصی که در باب بلاگ نویسی و ارتباطات دنیای مجازی مطالبی را منتشر می کنند مفید است. جراید عمومی هرکدام فراخور امکانات ستون یا صفحه ای را به بلاگ نویسان اختصاص داده اند. جرایدی هم مختص این عرصه هستند. اگر سه عبارت مشترک در حرف اول پیش گفته در همین مقال مشخص شود تنظیم نامه ای با مضمون مشترک و ایجاد پوشش خبری سهل خواهد بود؛

پنجم : از همه ی دوستان می خواهم برای سخت ترین شرایط - که می دانم هرگز برای ما رقم نخورده- سطوح تحمل خویش را آزمایش کنند. حساس نباشیم چه کسی این پیشنهاد را داده و یا چه کسانی در زمان این گردهمایی حضور خواهند داشت! حساس باشیم که این پیشنهاد و اینگونه حرکت ها چه برآیند مثبتی برای علایق و زندگی ما در پی دارد. با قدرت برای تعامل با اندیشه های نه چندان موافق خود در چنین عرصه هایی حاضرشویم و برای اثبات نیکی های خود تلاش اخلاقی و پرتوان ارائه کنیم. نمایش توانایی ها و نیکی های اندیشه ما به خودی خود جذاب خواهد بود. نیازی نداریم که ضعف ها ی دیگران را مورد توجه قراردهیم؛

ششم: من حمایت کامل وتمام وقت خودم را از این حرکت اعلام می کنم و هرکاری از دستم برای برگزاری بهتر آن برآید،دریغ نخواهم کرد. نکته ای را هم یادآورمی شوم با توجه به برگزاری نمایشگاه کتاب در اردیبهشت و اتمام آن در ایام نزدیک به زمان پیشنهادی برای گردهمایی وبلاگ نویسان کوهنورد فرصت های نیکی می توان رقم زد؛


هفتم: پیشنهادهای مشخص من برای این گردهمایی؛
یک- ایجاد دبیرخانه ثابت و الکترونیک برای این گردهمایی
دو- طراحی آرم و پوستربرای آن
سه- لینک دادن لوگوی گردهمایی توسط همه بلاگ داران
چهار- جذب کمک های مالی .نهادهای دولتی خاصی قانوناً موظف به حمایت ازچنین حرکت هایی هستند. برخی از نهادهای غیردولتی نیز امکاناتی را فراهم می کنند
پنج- انتشار آن سه گانه های مشترک در حرف "چ" در اسرع وقت
شش- تهیه متن مشترک برای تبلیغ گردهمایی
 
.........................................................................................................
 

 

با سلام و احترام

پيشنهاد اول دعوت به برگزاری اولين نشست وبلاگ نويسان کوهنورد در ارديبهشت ماه سال جاری می باشد .  با توجه به رشد و گسترش چشـــــمگير وبلاگ نويسی به عنوان يکی از جذاب ترين و پر کاربردترين وسايل ارتباطی در ميان کوهنوردان ايرانی ، به نظر می رسد اكنون تلاش برای فراهم نمودن امكان اولين جلسه ی ديدار و آشنايی و طرح مستقيم ديدگاه ها و نظرات پيرامون مسايل جامعه كوهنوردی ايران ، به ضرورتی انكار ناپذير تبديل شده است . برگزاری اولين نشست وبلاگ نويسان كوهنورد ضمن آنكه می تواند سرآغاز مثبتی برای گام برداشتن در مسير اهداف و برنامه های مشترك بعدی ميان آنان تلقی شود ، فرصتی نيز برای آشنايی نزديك خوانندگان و علاقمــــــندان وبلاگ های كوهــــــنوردی ايران با نويســـــندگان مورد نظرشان می باشد .

اولين نشست وبلاگ نويسان كوهنورد : ديدار و آشنايی

جمعه ۲۳/ ارديبهشت / ۸۴   ـ   پناهگاه پلنگ چال

ساعت ۱۱

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

پيشنهاد دوم در رابطه با پرافتخارترين كوهنورد در تاريخ كوهنوردی ايران يعنی محمد اوراز است . ارزش ها و افتخارات فراموش نشدنی محمد اوراز ، دارای جايگاهی يگانه و بی همتا در تاريخ ورزش كوهنوردی اين سرزمين می باشد . به نظرم تك تك كوهنوردان ايران می بايست به عنوان يك وظيفه و يك تعهد و يك رسالت ، برای زنده نگه داشتن ياد و خاطره ی ارزنده ی او بكوشند . اين بسيار تلخ و تاسف بار بود كه اولين سالگرد درگذشت او در سكوت و خاموشی گذشت و فقط شاهد انتقادهايی بوديم كه از انفعال و بی توجهی فدراسيون كوهنوردی ايران در اين زمينه حكايت می كرد . اين بسيار تلخ و تاسف بار بود . محمد اوراز متعلق به فدراسيون كوهنوردی نيست . محمد اوراز حتی به جامعه كوهنوردی هم تعلق ندارد . محمد اوراز قهرمان ملی اين سرزمين و متعلق به تمام مردم ايران است . 

آيا ما می توانيم به عنوان يك كوهنورد و بدون توجه و انتظار از سيستم كند و محدود دولتی ، آغازگر حركتی مستقل و پايه گذار سنتی هميشگی برای زنده نگه داشتن ياد و خاطره ی محمد اوراز باشيم ؟  پيشنهاد می كنم در آخرين جمعه ی شهريور هر سال و با دعوت از تمامی تشكل ها ، گروه ها ، انجمن ها و  افرادآزاد ، كوهنوردان در حركتی مستقل و مشترك ، و در گراميداشت ياد و خاطره محمد اوراز برای صعود بلندترين كوه شهرستان خود اقدام كنند و به يقين اقدام و صعود مشترك وبلاگ نويـــــــسان كوهنورد می تواند سرآغاز خوبی برای انجام اين وظيفه ی بزرگ محسوب شود . 

 

دعوت به صعود مشترك : قله توچال

گراميداشت ياد و خاطره ی محمد اوراز  پرافتخارترين كوهنورد در تاريخ كوهنوردی ايران 

تاريخ : جمعه  ۲۵/۶/۸۴

محل قرار : پناهگاه شير پلا

ساعت حركت و صعود :  ۳۰/۹

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

  sayeha@gmail.com

frnassiri@yahoo.com

     

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸٤
    پيام ها    +


هشدار و اعتراض به سهل انگاری !

بهاره سينكی عضو سابق تيم های كوهنوردی بانوان كه خود در كليه مراحل اردوهای انتخابی تيم كوهنوردی بانوان جهت صعود قله اورست در سال ۸۴ حضور داشته است با انتشار نامه ای ضمن هشدار نسبت به خطرات و پيامدهای احتمالی ، نسبت به نحوه انتخاب و عملكرد فدراسيون كوهنوردی اعتراض نمود . متن كامل نامه ی بهاره سينكی كه در روزنامه اعتماد شماره ۸۰۰ به چاپ رسيد بشرح زير است :

اخيرا خبر مسرت‌بخش‌ صعود بانوان‌ كشور به‌ قله‌ «اورست‌» باعث‌ خوشحالي‌ ورزشكاران‌ و مردم‌ ايران‌ بالاخص زنان‌ ايراني‌ شده‌ و شايد اين‌ اولين‌ گام‌ در توسعه‌ ورزش‌ كوهنوردي‌ تلقي‌ شود. اما در اين‌ بين‌ آنچه‌ بيش‌ از همه‌ توجه‌ همگان‌ را جلب‌ كرده‌ و حساسيت‌ اين‌ صعود را نشان‌ مي‌دهد، توقع‌ از تيم‌ اعزامي‌ است‌ كه‌ با موفقيت‌ برنامه‌ را به‌ پايان‌ برده‌ و بدون‌ حادثه‌ بازگردند. هزينه‌ گزافي‌ كه‌ صرف‌ اين‌ برنامه‌ شده‌ و بالغ‌ بر نيم‌ميليارد تومان‌ است‌، اين‌ خواسته‌ را منطقي‌تر نشان‌ مي‌دهد. حال‌ اگر به‌ تلاش‌هاي‌ انجام‌ گرفته‌ در راه‌ موفقيت‌ اين‌ صعود و جلوگيري‌ از حوادث‌ احتمالي‌ آن‌ توجه‌ كنيم‌، متاسفانه‌ پي‌ به‌ بسياري‌ از كم‌كاري‌ها و سهل‌انگاري‌ها در نحوه‌ برگزاري‌ اردوهاي‌ مقدماتي‌ و انتخاب‌ اعضاي‌ اين‌ تيم‌ مي‌بريم‌، كه‌ جا دارد نسبت‌ به‌ اين‌ موارد به‌ دور از احساسات‌ دست‌ به‌ بررسي‌ بزنيم‌.
گرچه‌ روي‌ ديگر هر اعزام‌ ورزشي‌، موفقيت‌ آن‌ است‌، اما توجه‌ به‌ ضعف‌هاي‌ تيم‌ هرگز به‌ ضرر آن‌ تمام‌ نمي‌شود و اگر تيم‌هاي‌ ورزشي‌ ما مثل‌ ساير كشورها از اين‌ نظر مورد انتقاد صريح‌ قرار مي‌گرفتند جلوي‌ بسياري‌ از ناكامي‌ها گرفته‌ مي‌شد.
مهمترين‌ انتقادي‌ كه‌ به‌ اين‌ اردوها وارد بوده‌ و مورد توجه‌ هر اهل‌ فني‌ نيز قرار مي‌گيرد اين‌ است‌ كه‌ متاسفانه‌ هيچكدام‌ از اين‌ اردوهاي‌ مقدماتي‌ صعود اورست‌ در ارتفاع‌ بالاي‌ 4150 متر نبوده‌ و صعودي‌ كه‌ در آن‌ تجربه‌ فرد در ارتفاع‌ مدنظر قرار مي‌گيرد حتي‌ مقدمه‌يي‌ در سطح‌ صعود دماوند براي‌ آن‌ چيده‌ نشده‌ است‌.
نيمي‌ از اعضاي‌ انتخاب‌ شده‌ براي‌ اين‌ صعود نيز با توجه‌ به‌ سوابق‌ ورزشي‌ و تجربه‌ صعودهاي‌ بلند و زمستاني‌ نسبت‌ به‌ اعضايي‌ كه‌ حذف‌ شده‌اند چندان‌ كار درخشاني‌ نداشته‌اند و چنين‌ به‌ نظر مي‌رسد كه‌ ملاك‌ انتخاب‌ برخي‌ از آنها براساس‌ «سهميه‌بندي‌هاي‌ استاني‌» بوده‌ و اين‌ نه‌ تنها برخلاف‌ ماده‌ 3 اساسنامه‌ فدراسيونهاي‌ ورزشي‌ است‌ كه‌ وظيفه‌ فدراسيونها را انتخاب‌ افراد شايسته‌ و تراز اول‌ براي‌ تيم‌ ملي‌ تلقي‌ مي‌كند بلكه‌ با توجه‌ به‌ خطرات‌ زيادي‌ كه‌ صعود در منطقه‌ هيماليا دارد انتخاب‌ افراد بر مبناي‌ سهميه‌بندي‌ استاني‌ منطقي‌ به‌ نظر نمي‌رسد.
آن‌ هم‌ در زماني‌ كه‌ رييس‌ فدراسيون‌ كوهنوردي‌ عنوان‌ مي‌كند: «ما بيش‌ از  6ــ5  نفر زن‌ كوهنورد كه‌ قادر به‌ صعود به‌ اورست‌ باشند، نداريم‌...»
با اين‌ شرايط‌ چنين‌ شائبه‌يي‌ نيز به‌ اذهان‌ راه‌ مي‌يابد كه‌ نقش‌ روابط‌ در اين‌ انتخاب‌ پررنگ‌تر بوده‌، چنانچه‌ برخي‌ افراد حاضر در اردوها نيز بدان‌ اذعان‌ داشته‌اند.
در چنين‌ موقعيتي‌ آرزوي‌ هر ايراني‌ بدون‌ در نظر گرفتن‌ نقايص فني‌ و حاشيه‌يي‌، سرافرازي‌ بانوان‌ اعزامي‌ در صعود به‌ «بام‌ جهان‌» است‌ گرچه‌ نظرات‌ اهل‌ فن‌  نسبت‌ به‌ شرايط‌ اين‌ اردوها و نحوه‌ انتخاب‌ اعضاي‌ تيم‌، موجبات‌ نگراني‌ را فراهم‌ مي‌سازد.
يادمان‌ نرود كه‌ حادثه‌ «گاشربروم‌» در حالي‌ اتفاق‌ افتاد كه‌ تقريبا تمامي‌ اعضاي‌ تيم‌ صعود از كوهنوردان‌ نخبه‌ و تراز اول‌ اين‌ مرز و بوم‌ بودند پس‌ با قدري‌ تامل‌ قابل‌ تصور است‌ كه‌ در صورت‌ داشتن‌ تسامح‌ در انتخاب‌ اعضاي‌ تيم‌، چنين‌ صعودهايي‌ تا چه‌ اندازه‌ مي‌تواند نتايج‌ فاجعه‌باري‌ داشته‌ باشد.
بهاره‌ سينكي‌ عضو سابق‌ تيم‌ ملي‌ كوهنوردي‌ ايران‌

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٤:٤٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ فروردین ۱۳۸٤
    پيام ها    +


.

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۱ فروردین ۱۳۸٤
    پيام ها    +


سيزده بدر و دروغ های حقيقی !!

آلن بلاکشاو رئيس موقت فدراسيون جهانی کوهنوردی UIAA طی نامه ای از صادق آقاجانی درخواست نموده است که رياست هميشگی و مادام العمر فدراسيون جهانی کوهنوردی را بپذيرد ! در نامه ی بلاکشاو آمده است : با توجه به سوابق و مديريت درخشان جنابعالی در فدراسيون کوهنوردی ايران و پيشرفت حيرت انگيز کوهنوردی علمی در اين کشور ، رياست موروثی شما بر UIAA  نيز افـــــتخاری فراموش نشدنی در تاريخ کوهنوردی جهان محسوب خواهد شد !

 

شهرهای بزرگ جهان همچنان صحنه ی تظاهرات و راهپيمايی های موافقان و مخالفان جنگ جهانی سوم می باشد . روزنامه نيويورک تايمز در سرمقاله امروز خود نوشته است : ... اطلاعيه روابط عمومی فدراسيون کوهنوردی ايران پيرامون اعزام کوهنوردان دولتی آن کشور برای صعود قله اورست در سال ۸۴ كه با عنوان  اورست ، يك ملت ، يك تاريخ ، يك صعود منتشر گرديد ، بازتاب گسترده ای در محافل سياسی ، اجتماعی و اقتصادی كشورهای مختلف داشته و قطب بندی جديدی را در جهان قرن بيست و يكم ايجاد نموده است : مخالفان كوران روز حشر و موافقان كوران روز حشر !  نويسنده نيويورك تايمز ضمن تاريخی خواندن اطلاعيه ی فدراسيون كوهنوردی ايران ابراز اميدواری كرد كه صعود موفقيت آميز كوهنوردان اين فدراسيون به قله اورست بتواند فصل نوينی را در تاريخ همه ملت های جهان بگشايد ! گفتنی است كه در تظاهرات جمعيت های موافق آغــــاز جنگ جهانی سوم و ضمنا مخالف كوران روز حشر ! عكس های بزرگ حسين رضايی مسئول روابط عـــــمومی فـــــدراسيون كوهنوردی ايران به چشم می خورد !

 

تعطيلات دو هفته ای نوروز فرصت مناسبی برای انجمن كوهنوردان ايران بود كه مجمع عمومی فوق العاده خود را بطور فوق العاده و با هدف تغيير در موادی از اساسنامه برگزار نمايد . پس از برگزاری موفقيت آميز اين مجمع ، هيئت مديره انجمن كوهنوردان ايران در اطلاعيه ای عنوان نمود : انجمن ما بعد از اين نماينده افكار عمومی جامعه ی كوهنوردی جهان می باشد و تلاش خواهــــيم كرد حقوق و مسائل صنفی تمام كوهــــــنوردان دنيا را در مجامع بين المللی و در سطح جهانی دنبال نمائيم ! به همين منظور ابوالفضل عظيمی به عنوان نماينده تام الاختيار انجمن در سازمان ملل و مشاور امور كوهنوردی كوفی عنان انتخاب شده است . اين اطلاعيه همچنين كوهنوردان برجسته ی جهان را برای ارتقا سطح فنی و علمی فعاليت هاشان ، به عضويت رسمی در گروه های كوهنوردی آرش و دماوند در تهران دعوت كرده است . لازم به ذكر است كه ابوالفضل عظيمی صبح امروز ـ شنبه ۱۳ فروردين ـ همراه با معرفينامه مربوطه ، عازم نيويورك گرديد !

 

غيبت دو هفته ای و نگران كننده ی فرشيدفاريابی نويسنده وبلاگ سرود كوهستان شب گذشته با حضور و مصاحبه ی او در برنامه زنده تلويزيونی خاتمه يافت . فاريابی در اين مصاحبه عنوان نمود : طی دو هفته گذشته و در جريان مهمان نوازی عناصری از گروه های خود سر ! بطور كامل نسبت به سياست ها و خط مشی فدراسيون كوهنوردی ايران توجيه شده است . وی همچنين از كليه ی فعاليت های گذشته خود بعنوان جدی ترين و پيگيرترين منتقد فدراسيون كوهنوردی ابراز تاسف كرد و گفت : تا پايان عمر ، جز در ستايش مديريت درخشان صادق آقاجانی قلم نخواهم زد !!

 

دفتر مركزی پليس بين المللی ، اينتر پل ، در بلژيك اعلام كرد : با تلاش شبانه روزی برادران جان بر كف (!)اينتر پل ، سرانجام مشكل جوان كوهنورد و وبـــــلاگ نويس ايرانی ميــــثم حسنی ها حل شد ! طبق تحقيقات دامنه دار و بررسی های بعمل آمده مشخص گرديد كه : اين ميثم ، آن ميثم نيست ! و آن ميثم ، يك ميثم ديگر است كه كوچكترين رابطه ای با اين يكی ميثم نداشته و ندارد و نخواهد داشت !! و اينكه امضای م .ح دارای تفاوت های اساسی و ماهوی با امضای م .خ بوده و ميثم حسنی ها طبــق هيچ منطق پليسی نمی تواند خود را ميثم خسنی ها معرفی كند! شبكه كوهنوردان با خوشحالی حل مشكل را اعلام نموده است !

 

رضا زارعی سرپرست تيم مختلط اعزامی فدراسيون كوهنوردی ايران برای صعود قله اورست طی كنفرانسی مطبوعاتی در كاتماندو به سوالات خبرنگاران پاسخ گفت . نماينده خبرگزاری فرانسه از زارعی پرسيد : در باره انگيزه های اين صعود بگوييد . زارعی گفت : صعود اولين بانوی مسلمان به قله اورست ، خواست و آرزوی تمام ملت ايران است . سالهاست كه ارسال خروارها نامه و طومار از سراسر ايران  به دبير خانه فدراسيون ادامه دارد . كردها ،فارس ها ، ترك ها ، لرها ، عرب ها ، بلوچ ها و ... ما اكنون برای تحقق اين آرزو اينجا جمع شده ايم . زارعی در ادامه و برای اثبات ادعايش به خواندن نامه ی اهالی روستای شوشكی در حاشيه كوير لوت ايران پرداخت . در اين نامه كدخدای روستای شوشكی به نمايندگی از تمام اهالی روستا ، به صادق آقاجانی نوشته است: ما مدتهاست كه مشكلات خود را به ورطه فراموشی و به بادهای كويری سپرده ايم . نداشتن آب آشاميدنی ، برق ، حمام ، درمانگاه ، مدرسه و ... ديگر برايمان اهميتی ندارد . ما فقط به صعــــود اولين بانوی مسلمان به قــــــله اورست فكر می كنيم و ... خبرنگار CNN از زارعی خواست که پيرامون دلايل و معيارهای انتخاب همسرش رويا غضنفری و از ميان ۷۰ بانوی کوهنورد داوطلب در تيم اعزامی توضيح دهد که پاسخ زارعی بسيار کوتاه و مختصر بود : اين نه به شما و نه به هيچکس ديگر ربطی ندارد . اين يک مسئله خانوادگی است . من اگر لازم بود حتی مادر بزرگم را هم می توانستم انتخاب کنم . به هيچکس هم مربوط نيست !! 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۸٤
    پيام ها    +