چشمان تو

سلام بهاری ست در خشکسالی بيداد ...

          بهاران خجسته بـــاد !

زاهدان ـ بهمن ۸۴

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٤
    پيام ها    +


 

                         شکيبايی نما ٬ شکيبايی زيبـا !

 

جناب حسين رضايی ٬ نويسنده ی محترم وبلاگ کوه نوشت

درگــــــذشت مادر گرامی تان را تســــــليت عــــرض نمــــــوده و بـــــــرای جنابـــــعالی و بــــــازماندگان آن مرحــــــومه از صميم قلب صبر و شکــــــيبايی آرزومـــــــندم .

 

                          

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٤
    پيام ها    +


تهـران اسفند ۸۴ :

فرهنگ !

 

سنت !

 

عدالت !

 

تنگنا !

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٤
    پيام ها    +


يادها و خاطره ها در کوه نوردی ايران ... الوند !

قله الوند  ۷/۹/۱۳۴۲  از راست پايين :

اسماعيل زرافشان ـ علی محمد پور ـ مرتضی ميلانی ـ مهری زرافشان ـ ستار رياضی

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸٤
    پيام ها    +


حادثه در دنا !

به گزارش خبرگزاري فارس و به نقل از يك منبع آگاه، مرگ اين كوهنوردان، پرتاب به دره هاي اطراف به دليل نبود تجهيزات مناسب و نداشتن تجربه كافي در امر صعود صورت گرفته است.
تيم كوهنوردي راسخ اصفهان به سرپرستي حميد حجاريان يكي از كوهنوردان قديمي اصفهان اين صعود را در منطقه چهار محال بختياري انجام داد.
بنابر اين گزارش، پس از صعود موفقيت آميز اين كوهنوردان به قله، زماني كه قصد بازگشت از قسمت تراورس بر روي يخ (صعود عرضي) را داشتند، سه تن از كوهنوردان اين تيم به نام آزاده خوش سيما، حديث نواب و يك كوهنورد مرد ديگر از تيم برازجان اصفهان به دره هاي اطراف سقوط كردند.
بر همين اساس، در حال حاضر جسد دو كوهنورد زن توسط ساير كوهنوردان پيدا شده، اما تاكنون خبري از وضعيت كوهنورد سوم به دست نيامده است.

 

خبرگزاری فارس  و  سرود کوهستان  ۱۴/۱۲/۸۴

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:٢٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٤
    پيام ها    +


 

زنده باد صدر فهرست های جهانی !

« ... اغلب پروژه های عمرانی و صنعتی در ایران با کمترین اعتنا به استانداردهای روز آمد زیست محیطی اجرا می شوند و در پدیده های ویرانگری همــــــــچون فرسایش خاک ٬ بیابانزایی ٬ جنگل زدایی ٬ آلودگی آبهای سطــــــــحی و زیر زمــــینی ٬ آلودگی هوا و ... ایران در صدر فهرست های جهانی قرار دارد ... »

روزنامه همشهری ـ یکشنبه ۷/۱۲/۸۴

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٢ اسفند ۱۳۸٤
    پيام ها    +


پايان المپيک زمستانی تورين

بيستمين دوره بازي‌هاي المپيك زمستاني ‪ ۲۰۰۶‬تورين ، درحالي به پايان رسيد كه آلمان با كسب مجموعا ‪ ۲۹‬مدال طلا ، نقره و برنز به مقام اول اين دوره از رقابت‌ها دست يافت . مراسم اختتاميه بازي‌ها ، يكشنبه شب با اجراي چندين برنامه متنوع ، درحضور نخست وزير ايتاليا و مقامات بلند پايه چندين كشور خارجي ، مسوولان كميته بين‌المللي المپيك ، ورزشكاران ‪ ۸۴‬كشور شركت‌كننده و ‪ ۷۰‬هزارتماشاگر ، در ورزشگاه‌المپيك شهر تورين ايتاليا با شكوه فراوان برگزارشد. اين مراسم كه ساعت ‪ ۲۰‬بوقت محلي (‪ ۲۲/۳۰‬به‌وقت تهران) آغازشد وتاپاسي ازشب ادامه داشت ، ازسوي ده‌ها شبكه تلويزيوني درسراسر جهان بطور مستقيم پخش شد. درابتداي مراسم چندين برنامه نمايشي و موزون به همراه كارناوال اجرا شد ، سپس كاروان ورزشكاران كشورهاي شركت‌كننده وارد ورزشگاه شدند و طي مراسمي در حضور آنان پرچم المپيك پايين آورده شد تا به كانادا ، كشور برگزاركننده دور بعدي بازي‌هاي المپيك زمستاني ، تحويل داده شود. درپايان اين دوره ازرقابت‌ها كشور آلمان مقام اول رابدست آورد و پس ازآن ، كشورهاي آمريكا و اتريش به ترتيب دوم و سوم شدند. كشور ايتاليا ميزبان مسابقات نيز به مقام نهم اين دوره از بازي‌هاي المپيك زمستاني دست يافت .

شبکه ورزش ايران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:٢٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٤
    پيام ها    +


نشست اسفندماه انجمن کوه نوردان باشگاه دماوند ایران !!

آخرین نشست ماهانه ی انجمن کوه نوردان در سال ۸۴ ٬ روز چهارشنبه (چهارم اسفند) در محل فرهنگ سرای شفق برگزار گردید . موضوع اصلی این نشست ٬ گزارش لیلا اسفندیاری از سرپرستی و اجرای برنامه ی پیمایش غار پراو به همراه نمایش فیلم و اسلایدهای مربوط به آن بود . لیلا اسفندیاری کوه نوردی توانا و دارای تجربه و سابقه ای ارزشمند و مثال زدنی در اجرای برنامه های دیواره نوردی و غار نوردی دشوار و فنی می باشد . نام او بـــــــه همراه زنده یاد ویکتوریا کیانی راد به عنوان اولین بانوان ایـــــــرانی که موفــــــــق به پیمـــــایش کامل و تا به انتهای غار پراو گردیدند ـ برنامه ی پاییز۸۱ ـ در تاریخ کوه نوردی و غار نوردی کشورمان فراموش نخواهد شد . اسفـــــندیاری گزارش خود را با ذکر اهمیت غار پراو آغاز کرد و در ادامه به کیفیت ویژه ی فعالیت های غارنوردی در خارج از مرزهای ایران پرداخت و از فاصله ی زیاد میان ما و آنان سخن گفت و اینکه : ... به نظر من این یک فکر کودکانه است که بخواهیم مثل آنها باشیم . پله ها را باید یکی یکی طی کرد و جلو رفت ! او سپس به توضیح روش کاری خود در سرپرستی تیمی ۱۳ نفره برای پیمایش غار ٬ مبتنی بر فعالیت دسته های کوچک تحت حمایت یک گروه بزرگ ٬ پرداخت و تمامی سابقه و مشخصات فیزیکی ـ ظاهری این غار فنی و دشوار را برای حاضرین تشریح کرد . گزارش لیلا اسفندیاری ٬ علیرغم لکنت های فراوان زبانی و ریتم یکنواخت و کسل کننده ی نحوه ی سخن گفتنش ٬ به لحاظ ارائه ی اطلاعات جالب و سودمند ٬  قابل تحمل ترین بخش در آخرین نشست ماهانه ی انجمن کوه نوردان در سال ۸۴ بود ! 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٦:۳٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٦ اسفند ۱۳۸٤
    پيام ها    +


ناگفته های اورست(بخش دوم) : و حالا کمی تا قسمتی ابهام !!

دومين قسمت مصاحبه با اقبال افلاکی ٬ دبير کميته هيماليا نوردی فدراسيون کوه نوردی ايران ٬ با عنوان ناگفته های اورست ٬ روز سه شنبه ۲/۱۲/۸۴  در روزنامه ی همشهری منتشر گرديد . آخرين پرسش اين مصاحبه ٬ اشاره ی روشن و مستقيمی دارد به پاره ای ابهام های موجود نزد افکار عمومی  و ضرورت پاسخ گويی و روشنگری و ارائه ی گزارشی دقيق ٬ کامل و صادقانه در باره ی تمامی واقعيت های برنامه ی اورست ۸۴ . وقتی بعد از گذشت حدود ۹ ماه از تاريخ اجرای برنامه و بازگشت تيم ٬ هنوز هيچ گزارش رسمی و مشخصی از سوی مسئولين فدراسيون کوه نوردی در باره ی اين صعود ارائه نشده است ٬  بنابراين ابهام های موجود را ـ که نمود آن در سوال خبرنگار همشهری ديده می شود ـ  بايستی واقعيتی اجتناب ناپذير و حتی طبيعی قلمداد کرد . پاسخ اقبال افلاکی به اين پرسش ٬ نه تنـــــها گرهی از تناقض گويی ها و ابهــــام های موجود را نمی گشايد بلکه بيش از پيش به آن می افزايد !! در روايت های اوليه از صعود گفته شده بود حضور رضا زارعی در تيم چهار نفره ی دوم بوده است و حالا بر طبق آنچه افلاکی می گويد اولين بانوان ايرانی همراه با زارعی و قيچی ساز به قله رسيده اند !! براستی واقعيت های اين برنامه را در کجا بايد جست وجو کرد ؟ علت حذف پاره ای اخبار مربوط به اين صعود از آرشيو اخبار سايت فدراسيون چيست ؟ چرا در وبلاگ کوه نوشت ـ متعلق به حسين رضايی مسئول روابط عمومی فدراسيون کوه نوردی ــ  ديگر هيچــــــيک از پست های مربوط به خبرهای صعود و شکل صعود از آرشيو خرداد ۸۴( تاريخ های يکم تا يازدهم )  يــــــافت نمی شود ؟ چرا در کليه ی اخبار و مصاحبه های اوليه از صعود ۸ نفر سخن گفته اند و اکنون و بدون ارائه هيج توضيحی می گويند تعداد صعود کنندگان ۹ نفر بوده است ؟ حقيقت چيست ؟ آخرين پرسش اين مصاحبه و پاسخ افلاکی را با هم بخوانيم :

* گفته شده كه اين دو نفر خانم هم نتوانستند صعود را به طور كامل انجام دهند. البته بنده هيچ موضعي ندارم و فقط آنچه را كه گفته مي شود، طرح مي كنم.
- وقتي ما به قله جنوبي رسيديم با ارتفاع ۸۸۰۰ متر، خانم ها به همراه آقايان زارعي و قيچي ساز به قله جنوبي رسيده بودند و استراحت مي كردند. در قله جنوبي كپسول اكسيژن عوض مي شود و با يك كپسول جديد حركت مي كنند. در حقيقت، در اين مسير هيچ ريسكي نمي شود تا صعود قله به خطر بيافتد. در آنجا حدود حداكثر ۱۰۰ متر به قله اورست مانده بود. بنده با بي سيم تماس گرفتم و گزارش كامل براي حركت به قله را دادم. به من گفته شد كه بمانم تا انتهاي تيم هم برسد و بعد از آن حركت كنم. وقتي از قله جنوبي سرازير مي شويد دهليز را رد مي كنيد و به بام هاي هيلاري مي رسيد. در آن روز ۱۱۰ نفر هجوم آورده بودند تا قله را صعود كنند. هيلاري مكاني است كه يك نفر به سختي از آن عبور مي كند و اين تعداد در صف ايستاده بودند تا رد شوند. آقاي زارعي و قيچي ساز و خانم ها صادق و كشاورز از ما جدا شدند و رفتند در صف. زماني كه ما رسيديم با گروهي كه برمي گشتند و هجوم آورده بودند مواجه شديم و در نهايت وقتي به قله رسيدم كه خانم ها صادق و كشاورز در قله بودند و من كپسول اكسيژن را درآوردم، با بغض به آنها تبريك گفتم و صعود كامل شد.

روزنامه همشهری ۲/۱۲/۸۴

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۳:٤۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ اسفند ۱۳۸٤
    پيام ها    +


يــک ديـدگــاه :

درخت مظلوم يا شهرداري ظالم؟
 
روزنامه نگاري اجتماعي ايران از دهه ۱۳۴۰ همچون ادبيات، هنرهاي نمايشي و ديگر حوزه هاي مرتبط با اجتماع تحت تأثير ادبيات چپ كه گفتمان غالب آن دوران بود نضج گرفته و كليه روزنامه نگاران پرورش يافته در آن هم تحت تأثير چنين فرهنگي شاگردان خود را پرورش دادند و به اين ترتيب مكتب چپ روزنامه نگاران اجتماعي ايران همچون ميراثي پنهان برخلاف تمام تحولات و تغييرات به راه خويش مي رود.
براساس مباني اين مكتب، ستيز اجتماع، ميان ظالم و مظلوم، دولت و ملت، شاه و گداست. صفحات اجتماعي رسانه هاي ايران را اخبار مربوط به كودكان خياباني، زنان ستم ديده، بازنشستگان و ديگر گروه هاي فرودست اجتماع تسخير كرده اند و منظر همه اين اخبار نيز وقوع ظلم و ستم بر اين فرودستان از سوي دولت، ثروتمندان، پدران، مردان و حتي خودرو در مقام يك كالاي محصول سرمايه داري در برابر پيادگان است. در هفته اخير وقوع يك رخداد باعث نمود از ريخت افتادگي اين ميراث كهن شد. قطع تعدادي از درختان پارك جنگلي لويزان باعث شده تا در ۸ روز اخير بيشترين سهم از صفحات اجتماعي رسانه هاي ايران اختصاص به چاپ خبرها، گزارش ها، مصاحبه ها و نظاير آن درباره اين اقدام شهرداري پيدا كند.
اما اكنون مي توان از منظري ديگر دلايل گسترش اين چنيني ماجراي لويزان را در رسانه ها جست وجو كرد. براساس تحليل اوليه، اكنون در مكتب اجتماعي رسانه هاي ايران درخت ،عنصر مظلوم داستان و شهرداري ظالم است و بر طبق اصل كنش متقابل دوراني اگر در يك جمع فردي فرياد كشد، ديگران نيز بلندتر فرياد خواهند كشيد و كار تا به آنجا پيش خواهد رفت كه ديگر فرياد زننده اول در جمع محو خواهد شد و دلايل فرياد از حافظه جمع فراموش مي شود.
رسانه هاي ايران امروز دچار چنين حالتي شده اند.قطع درختان در شهري كه آلودگي هوا و كمبود فضاي سبز دارد خود به خود باعث نگراني و بروز اعتراض خواهد بود. اما در اين ميان به خاطر نگاه سنتي حاكم بر رسانه ها، واقعه وارونه گزارش مي شود.
در تمامي خبرهاي انتشار يافته هيچكس در مقام مقايسه سود و زيان احداث پروژه زين الدين برنمي آيد و كمتر كسي توجه مي كند كه درختان سوزني برگ نقشي در پالايش هواي آلوده ندارند و اين درختان صرفا براي حفظ اراضي شهري كاشته شده اند و لاجرم در مسير توسعه و تحقق اهداف عالي تر مي توان آنها را دوباره در جايي ديگر به وجود آورد.
از ريخت افتادگي چنين ديدگاهي باعث شده كسي در ميان فرياد وامصيبتاي رسانه ها به ياد نياورد كه اگر بزرگراه از درون بافت متراكم شهري عبور مي كرد ۷۰۰ واحد مسكوني بايد تخريب مي شد كه حداقل در هركدام از آنها ۸ خانوار ساكن هستند و صدها خانوار ديگر به خاطر اين كه بزرگراهي پرسروصدا از نزديكي مسكن آنها عبور مي كند از آرامش رواني و اقتصادي بي بهره خواهند ماند.به همين دليل است كه در نگاه ظالم و مظلومي فراموش مي كنيم كه درخت مظلوم نيست بلكه همچون قرباني است كه از ماحصل قرباني شدن آنها صدها گرسنه سير مي شوند اندك درختان قطع شده در لويزان مي توانند قربانياني باشند كه راه آسايش و رفاه صدها هزار شهروند تهراني را فراهم مي آورند و اينجا ديگر نه درخت مظلوم است و نه شهرداري ظالم. مهرداد خليلی
 
روزنامه همشهری ۳/۱۲/۸۴
 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳۸٤
    پيام ها    +


ناگفته های اورست : کمی تا قسمتی اقبال!

مصاحبه ی اقبال افلاکی با روزنامه ی همشهری ( دوشنبه ۱/۱۲/۸۴ ) در باره ناگفته های صعود تيم کوه نوردان دولتی ايران به قله ی اورست در بهار امسال  ٬ حاوی نکات تازه و قابل توجهی می باشد . در مقدمه ی مصاحبه ٬ گزارشگر پيرامون فرو کش کردن هياهو و آن تب اوليه ی تبليغاتی چنين می نويسد :

قصد اين گزارش ٬ گفت وگو با دو تن از بانوان كوهنورد ايراني كه براي نخستين بار موفق شدند قله  اورست را فتح كنند، بود كه متأسفانه اين دو زن مانند قله اورست، سخت دست نيافتني بودند. ما براي انجام اين گفت وگو اين سختي را به جان خريديم اما هريك از اين دو نفر يعني لاله كشاورز وفرخنده صادق معذوريت هاي خاص خود را عنوان كردند. يكي از تكرار حرف هاي مشابه در مصاحبه ها خسته بود و مي گفت حرف تازه اي ندارد و ديگري از گرفتاري ها و مشغله هاي پيش رو كه مانع از قرار حتي يك مصاحبه مي شد، سخن راند.اصرار براي انجام مصاحبه با اين دو بانوي ايراني به عنوان نخستين فاتحان اورست نتيجه نداد و ما كه به علت دلزدگي و يا عدم علاقه آنان براي اين گفت وگو به نتيجه نرسيديم به سراغ سرپرست گروه هيماليا نوردي- اقبال افلاكي- رفتيم

و اين حرکتی ست که افلاکی آن را نمی پسندد . به نظر او کوه نوردان دولتی ايران پس از حضور در تيم های اعزامی و شرکت در برنامه های برون مرزی ٬ دينی به جامعه(!) دارند که بايد نسبت به آن وفادار باشند . دبير کميته هيماليا نوردی فدراسيون کوه نوردی ايران ٬ دلخوری خود را از بد قولی و توهم قدرت پس از بازگشت از برنامه و در بعضی از اعضای تيم های فدراسيون چنين بيان می کند:

 ۱۰ سال است كه افرادي در هيماليانوردي مملكت دارند كار مي كنند، از بودجه مملكت استفاده مي كنند. كلاس هاي مختلف مي روند و صعودهاي مختلف دارند. اما وقتي كه مطرح شدند آنها يك ديني به جامعه دارند. به طور مثال حضور در مصاحبه ها، حضور در دانشگاه ها، در كلاس هاي مختلف و حضور در استان هاي مختلف كه نيازمند تجربه آنها هستند.
آنچه واقعيت دارد خيلي ها برايشان مهم است كه بدانند چه كساني به ۸ هزار متري رفته اند و نبايد ناشناخته باشند. براي صعود آنها تمام عوامل كوهنوردي بسيج مي شود، اردو مي گذارند، انتخاب مي شوند و وقتي اين نفرها براي صعود مي روند و برمي گردند ممكن است اين امر برآنها مشتبه شود كه واقعاً قدرتمند بوده اند اما بايد به اين موضوع توجه داشته باشند كه چه عواملي آنها را براي بروز اين قدرتمندي نايل كرده است و اگر اين توانمندي شخصي بود حتماً آنها بايد چند بار ديگر هم صعود مي كردند و شايد دايره بسته اي براي خود ترسيم كنند كه اول و آخر ماجرا همين بود و آن وقت دايره حركتي خود را آنقدر تنگ مي كنند كه دست نيافتني مي شوند و شايد حتي باورش نشود كه بتواند دوباره آن را تكرار كند!

در اين مصاحبه ٬ پرسش و پاسخی بسيار جالب و منحصر به فرد (!) وجود دارد . گزارشگر در باره پيش بينی رقم متوسط کمک های مردمی ــ توجه کنيد : مردمی ـ سوال می کند و اقبال افلاکی هم به صراحت از موارد مشخص اين مردم (!) نام می برد :

* در بحث كمك هاي مردمي به طور متوسط چقدر بودجه پيش بيني مي شود؟ آيا رقم متوسطي را مي توانيد اعلام كنيد؟
- بخش  كمك هاي مردمي فقط به كميته هيماليانوردي اختصاص ندارد، بخشي براي تعمير پناهگاه ها، ساخت پناهگاه هاي جديد و.... نيز داده مي شود كه ارقام آن را بايد از هيأت رئيسه فدراسيون بپرسيد.نهادهايي مثل رياست جمهوري، سپاه، وزارت تعاون، مجلس و... معمولاً به اين نوع كمك هاي حمايتي پاسخ مثبت داده اند.

روزنامه ی همشهری ـ دوشنبه ۱/۱۲/۸۴

 

کلاغ ها : در مصاحبه ی اقبال افلاکی بسياری از ناگفته های صعود اورست ٬ همچنان و به گونه ای مبهم ٬ ناگفته باقی ماند . مانند:  عملکرد رضا زارعی در انتخاب و گزينش اعضای تيم در جريان اردوهای آمادگی و همچنين دليل کناره گيری او از فدراسيون پس از بازگشت از برنامه  ٬  دليل صعود پنهانی دکتر تيم به قله و سپس عدم اعلام و مخفی نگه داشتن خبر آن و ... بهر حال تا هر زمان که لازم باشد برای شنيدن و توضيح اين ناگفته ها از زبان مسئولين فدراسيون کوه نوردی ايران منتظر خواهيم بود و بر آن اصرار خواهيم کرد !

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ اسفند ۱۳۸٤
    پيام ها    +