کوهنوردان ايتاليايی زير بهمن مفقود شدند

يك گروه از كوهنوردان ايتاليايي كه قصد صعود به كوهی در هيماليا را داشتند براثر ريزش بهمن مفقود شدند.
به گزارش شبكه خبري تلويزيون دولتي ايتاليازاي , اين كوهنوردان كه درحال صعود به قله مرتفع آناپورنا در نپال بودند ناگهان با ريزش بهمن مواجه و بر اثر آن مفقود شدند.
براساس آخرين خبرهاي رسيده در اين حادثه سه تن از كوهنوردان مجروح شدند كه حال يكي از آنان وخيم گزارش شده است .

روزنامه جمهوری اسلامی ۲۹/۲/۸۴

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٦:٢۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸٤
    پيام ها    +


 

عباس محمدی ( کوهنورد نام آشنا و از فعالان مسایل زیست محیطی ایران ) در اولین نشست وبلاگ نویسان کوهنورد ، نوشتار زیر را جهت انتشار در اختیار کلاغ ها ... قرار دادند : 

 

خاک کلاردشت را به توبره می کشند!

نزدیک به دو دهه است که طبیعت زیبای کلاردشت آماج توسعه و عمران ناپایدار است . وارد شدن کشتزارها و مراتع منطقه به چرخه ی زمین بازی ، تجاوز آزمندانه به جنگل ها و دیگر منابع طبیعی و تبدیل دشت گسترده ای که در چشم انداز آن کوه های خیال انگیز تخت سلیمان قرار داشت به نمای بسته ی پوشیده از ساختمان ، روندی بوده است که برای عده ای ثروت های بادآورده ی نامولد به ارمغان آورده و برای اکثریت اهالی کلاردشت ، گسستگی از تولید و وابستگی به اقتصاد بیمار شهری در پی داشته است .

یکی از فعالیت های اقتصادی در منطقه که به تنهایی شاید به اندازه ی تمامی ساخت و سازها و زمین خواری ها به طبیعت بی نظیر کلاردشت آسیب رسانده ، برداشت سنگ است . از سال های میانی دهه ی شصت ، شرکت متروی تهران برای برداشت سنگ خارا ( گرانیت ) با بولدوزر و دینامیت وارد منطقه شد . کوه نوردان از نخستین کسانی بودند که در گزارش های خود از تخریب محیط زیست منطقه ی علم کوه ( تخت سلیمان ) که در ایران بی مانند است ، گله کردند . یکی از این کوه نوردان ، زنده یاد محمد داودی ـ دبیر وقت فدراسیون کوهنوردی بود ـ که با نفوذی که داشت کوشید مانع توسعه ی کار شرکت مترو شود ، اما موفق نشد .

کار شرکت مترو در کلاردشت ، با جاده سازی در امتداد رودخانه ی حفاظت شده ی سردابرود ،بدون کمترین ارزیابی و ملاحظه ی زیست محیطی آغاز شد . ریختن میلیون ها تن سنگ و خاک به رودخانه ، برداشت تخته سنگ های گرانیتی که به طور طبیعی در کناره های رودخانه قرار داشت و در حفظ بستر آن موثر بود و ریختن هزاران لیتر گازوییل و روغن ماشین های راه سازی و سوخت قرارگاه هابه رودخانه ، فقط بخشی از نتیجه های آغاز به کار آ“ شرکت بود . اما آسیب های پردامنه تر ، با گسترش حوزه ی کار مترو در پیش بود : ظاهرا شرکت اجازه یافت که از هر کجا که می تواند سنگ برداشت کند و بولدوزرهایی که به فرمان بی اعتنایان به خاک و گیاه  و زیر پای رانندگانی نا آشنا با کوچکترین اصل زیست محیطی بودند به زیر و رو کردن دره ها و دامنه های منطقه پرداختند . جاده ی کلاردشت ، از رودبارک و تاسیسات شیلات به بعد ، چند ده کیلومتر به سوی اکاپل و سپس ونداربن ، بریر و تنگ گلو ادامه یافت و در این مسیر ، بیشه و جنگل و مرتع و خاک گرانبها نابود شد تا سنگ برداشت شود . کامیون های حامل سنگ شب و روز در حرکت بودند ، آرامش منطقه به هم خورد ، شیب های تند بریده شدند ، رانش خاک به میزانی باورنکردنی آغاز شد و دره هایی پوشیده از جنگل سربلند همچون خوشاکش و لت کمر به گورستانی پر از لاشه ی سنگ بدل شدند . در دره ی خوشاکش یک آبشار دل انگیز و تمامی بستر جویباری که به سردابرود می پیوست ، در زیر تیغه های ماشین آلات از میان رفت و جریان سرگردان و مخرب آب جای آن جویبار شفاف را گرفت . چنان که تمامی آب بلور مانند سردابرود به رودخانه ای بدل شد که در بیشتر روزهای سال گل آلود است .

در آن سالها ، معدن کاوی بی ملاحظه منحصر به شرکت مترو نبود و شرکت و نهادی دیگر هم در منطقه به عملیاتی مشابه مشغول بود . یک بار ، در جریان بازدیدی که خانم ابتکار ، رییس سازمان حفاظت محیط زیست ، از منطقه داشت ، عده ای از اهالی به ایشان شکایت بردند ( که این امر بعدا مورد اعتراض رییس اداره محیط زیست منطقه قرار گرفت ) اما تخریب ادامه یافت ، تا آنکه از دو سه سال پیش تشکیلاتی بنام شرکت سنگ های تزیینی به جای شرکت مترو به کند و کاو در منطقه مشغول شد . گویا برداشت سنگ کافی نبود که از بهمن ماه گذشته ماشین هابی برداشت شن و ماسه هم در اکاپل کار گذاشته شد . سازمان حفاظت محیط زیست مانع این کار در مسیر رودخانه ی حفاظت شده ی سردابرود نشد و از سازمان های غیر دولتی هم بانگی بر نیامد . اما این بار مردم منطقه ، به ویژه اهالی رودبارک ، به اعتراض برخاستند . در روز ۱۵ اسفند ۱۳۸۳ مردم در جلوی مسجد رودبارک جمع شدند و مانع شدند که فرماندار کلاردشت کارگاه شن و ماسه را افتتاح کند . اعتراض ها بدون هیچ حمایتی از سوی سازمان های غیر دولتی زیست محیطی ادامه یافت . مردم خواستار تعطیلی کار شرکت سنگ های تزیینی در کلاردشت شدند و یک بار دیگر در اول اردیبهشت ۱۳۸۴ اهالی رودبارک در اعتراضی گروهی ، جلوی کامیون های حامل سنگ را گرفتند . این بار درگیری هایی هم با ماموران پیش آمد اما مردم توانستند کار شرکت سنگ های تزیینی را متوقف کنند و حتی نظر نماینده ی چالوس و کلاردشت را برای طرح موضوع در مجلس شورا جلب کنند ... آب سردابرود اکنون شفاف است .

+ + +

شاید در ۲۰ ـ ۱۵ سال گذشته میلیون ها دلار سنگ از منطقه ی کلاردشت برداشت شده باشد ، مسئولان مترو یا فلان وازرتخانه می توانند با دادن آمار این برداشت ها برگی بر کارنامه ی خدمت گزارانه ی خود بیافزایند . اما ، آمار درختان و خاک از دست رفته را چه کسی خواهد داد ؟ آیا با ده ها برابر پول به دست آمده از فروش سنگ هم می توان طبیعتی را که تا قرن ها می توانست بستر زندگی و منشا ثروت باشد ، بازسازی کرد ؟! هزینه ی فرصت ها و امکان های از دست رفته ای مانند گردش گری سازگار با محیط زیست ، و زادآوری آزاد ماهیان در سردابرود را چگونه حساب کنیم ؟! هزینه ی ریخت و پاش سوخت در منطقه و آسیب های ناشی از آن و هزینه ی کارهای بی حاصلی همچون حفر یک تونل نیمه کاره در نزدکی چشمه امیر در کجا به حساب آمده است ؟!

روستاییان منطقه در برابر از دست دادن جنگل ها و آبخیزهای منطقه خود و قرار گرفتن در معرض خطر سیل چیزی به دست نیاورده اند . شرکت مترو سودی به اینان نرسانده و چون غریبه ای که فقط به نفع خود ( و حداکثر به نفع پایتخت نشینان ) می اندیشد ، به منطقه وارد شده است . این روستاییان حق دارند که با این گونه طبیعت ستیزی ها درافتند و بر سازمان های طرفدار محیط زیست است که از این گونه حرکت ها پشتیبانی کنند .

عباس محمدی

--------------------------------------------------------------------------------------------------

در آخرین یادداشت وبلاگ کوه نوشت ( چهارشنبه ۲۸/۲/۸۴) و در قسمت نظرات خوانندگان ، شخصی با ارایه لینک به اعلام برنامه  تور ماجراجویانه در غار دانیال توسط شرکت اکوتور ایران اعتراض کرده است . ضمنا این شخص ، که از نوشتن نام خود پرهیز کرده است ، در سایر وبلاگ های فعال کوهنوردی نیز اعتراض خود را به این مسئله ابراز داشته است . متن پیام این فرد و همچنین متن اعلام تور ماجراجویانه ی در غار دانیال ـ به نقل از سایت شرکت اکوتور ایران ـ را بخوانــید :  

http://www.ecotour-iran.com/farsi/tours_daniyal.htm
آیا برگزاری تور های غارنوردی آن هم از نوع سخت مجاز است ؟
آن هم برای کسانی که برای اولین بار پا در غار می گذارند
نمی دانم شما غار دانیال رفته اید یا نه
ولی آیا شرکتها حق دارند برای درآمد بیشتر دست به اجرای چنین برنامه هایی بزنند؟
آن هم شرکتی که به صورت کاملا آماتور چند برنامه پیاده روی اجرا کرده و یک دماوند که شرح برنامه اش موجود است با آن نحوه صعود... بگذریم ای کاش به آنها لااقل یادآوری شود که از مربی استفاده شود (مربی معتبر) نه هر کسی که خودش به خود لغب مربی می دهد القابی چون مربی کوهنوردی / مربی غارنوردی/...)
و در صورت بروز حادثه برای این برنامه که با تیتر جذابی چون "تور ماجراجویانه"قطعا افراد ماجرا جو هم در آن حضور دارند

 +++++++++++

ماجراجویی و بازدید از غار رود خانه ای دانیال

آشنایی با شرایط غارنوردی در آب

 

خدمات : وسیله نقیله رفت و برگشت(اتوبوس بنز)، راهنما و مربی غارنوردی(آقای دزفولی) ، بیمه و اقامت در ویلا

زمان و محل حرکت :2 بعدازظهر روز پنجشنبه 84/2/29 ، خیابان مطهری، خیابان جم(فجر)، پلاک 32

وسایل مورد نیاز : کیسه خواب، یک دست لباس کامل اضافه، لباس گرم، بادگیر، چراغ قوه پیشانی، فلاکس آب، کفش مناسب(دارای کف سخت)، کلاه پشمی، حوله کوچک، وعده های غذایی، آجیل شیرین، لوازم و ظروف شخصی و کارت شناسایی

نکات مهم :

 -
زمان حضور در محل 30 دقیقه
قبل از حرکت می باشد.

 - رعایت اصول زیست محیطی الزامی است.

 - امکان تغییر در برنامه به واسطه شرایط جوی یا طبیعی وجود دارد.

 - مسیر 5 ساعت غارنوردی در آب دارد.

 - شرایط و مهلت ثبت نام: ثبت نام قطعی بعد از تائید تلفنی در صورت واریز وجه به حساب سیبا بانک ملی به شماره  0101724094008  به نام هومن جوکار  و یا ثبت نام حضوری در موسسه انجام خواهد شد. مهلت ثبت نام تا روز چهارشنبه مورخ 84/2/28 می باشد و در صورت کنسلی تا 48 ساعت قبل از سفر کل مبلغ تور، از 48 تا 24 ساعت قبل از سفر 60% مبلغ تور مستردد می گردد و پس از آن هیچ مبلغی مستردد نخواهد شد.

  - قیمت تور :   25000 تومان

--------------------------------------------------------------------------------

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸٤
    پيام ها    +


اولين نشست وبلاگ نويسان کوهنورد با موفقيت برگزار شد !

عکس يادبود در پناهگاه کوهستانی پلنگ چال ـ جمعه ۲۳/۲/۸۴   ( عکس ها از فرامرز نصيری)

اولين نشست وبلاگ نويسان کوهنورد با حضور احسان بشيرگنجی ( برج سينا ) ، طاهر شاهواری ( كوه های سفيد ) ،فرشيد فاريابی ( سرود كوهستان ) ،  محمد والی نژاد ( يادداشتهای يك كوهنورد ) ، ميثم حسنی ها ( شبكه كوهنوردان ايران ) ، شروين آريانفرد ( شروين ) ، علی نصيری ( قارتال ) ، احسان حسين نژاد ( نوپتسه ) ، علی پارسايی ( كوه ها و آدم ها ) ، عباس محمدی ( انجمن كوهنوردان ايران ) ،امير قادريان ( امير قادريان ـ فعلا غير فعال ) ، نرگس ( هزار و يك روزنه ) ،  ميثم خوش قدم ( پايگاه اطلاعاتی كوهنوردی ايران ) ، محسن عســـگری ( كلاهه ـ در حال آماده سازی ) و فرامرز نصـــــيری ( در ستايش سكوت و سپيدی ) روز جمعه ۲۳/۲/۸۴ و به مدت ۳ ساعت و در پناهگاه كوهستانی پلنگ چال برگزار گرديد . قرار است خبر نتايج و تصميمات اين نشست صميمانه ی وبلاگ نويسان كوهنورد توسط فرشيد فاريابی ، كه در ابتدای جلسه به عنوان مجری و گرداننده انتخاب شده بود ، منتشر گردد .

كلاغ ها : ... و با تشكری فراوان از نگاه مثبــــت ، حمايـــــت ها و تلاش های حسين رضايی (كوه نوشت ) كه متاسفانه به دلـــــيل مشكلات كاری نتوانســـــتند در اين نشست حضور داشته باشند .

 

.................................................................................

روايت تصويری کلاغ ها ! از حاشيه ی هجدهمين نمايشگاه کتاب تهران :

 

کليه عکس ها متعلق به خبرگزاری کلاغ ها است !

.................................................................................

خبر درگذشت يک کوهنورد ۵۴ ساله را به نقل از ايسنا بخوانيد :

 

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: حوادث

يك كوهنورد 54 ساله روز گذشته در ارتفاعات «پلنگ چال» دربند بر اثر سكته قلبي جان باخت.

به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا حدود ساعت 10 و 10 دقيقه صبح روز گذشته «منوچهر نيكوبحر» كوهنورد 54 ساله‌اي به همراه يك تن از دوستان خود جهت صعود از ارتفاعات عازم منطقه «پلنگ چال» دربند ‌شد.

اين فرد كه سابقه بيماري قلبي داشت، در محل پناهگاه فدراسيون كوهنوردي «پلنگ چال» دچار سكته قلبي شديدي شد و به دنبال اين حادثه، مسؤولان پناهگاه منطقه، نيروهاي اورژانس هوايي و زميني هلال احمر را از وقوع حادثه مطلع كردند.

به گفته مسؤول پناهگاه فدراسيون كوهنوردي پلنگ‌چال اين در حاليست كه اورژانس با اعلام اين كه فاقد مجوز پرواز در كوه است، به محل حادثه اعزام نشد و نيروهاي امدادي نيز با تاخير چند ساعته در محل حضور يافتند.

عبداللهي همچنين به ايسنا اظهار داشت: اين فرد تا 2 ساعت پس از حمله قلبي زنده بود و نبض وي نيز بسيار ضعيف مي‌زد.

وي با بيان اين كه نيروهاي امدادي هلال احمر در ساعت 14 و 30 دقيقه پس از اعلام چند ساعته با تجهيزات نامناسب به محل آمدند خاطرنشان كرد: نيروهاي امدادي حاضر به پايين آوردن جسد از طريق برانكارد نشدند و اظهار داشتند كه اين برانكارد مخصوص حمل بيمار است نه جسد.

مسؤول پناهگاه پلنگ‌چال دربند افزود: جسد اين كوهنورد بناچار با قاطر به پايين كوه حمل شد.

از سويي ديگر دكتر تدين، مدير عامل جمعيت هلال احمر شميرانات در پاسخ به اظهارت مسؤول پناهگاه پلنگ چال به ايسنا گفت: به محض اطلاع از وقوع سانحه در منطقه پلنگ‌چال 6 امدادگر كوه از ايستگاه 5 تلكابين توچال با تجهيزات امدادي مختص مصدومين، به محل حادثه اعزام شدند.

وي افزود: پس از اطلاع از وقوع سانحه 30 دقيقه زمان جهت هماهنگي با نيروي هوايي اورژانس صرف شد و در عين حال متاسفانه موفق به اين كار نشديم.

تدين با بيان اين كه پس از گذشت مدتي از اعزام امدادگران، پليس كوهستان از فوت اين شخص خبر داد، خاطرنشان كرد: به دنبال اين خبر، نيروهاي امدادي مسير را بازگشته و خود را براي حمل جسد از قبيل كيف و برانكارد جسد مجهز كردند.

مدير عامل جمعيت هلال احمر شميرانات افزود: با اعزام امدادگران، مسؤول پناهگاه پلنگ‌چال مجددا تماس گرفته و عنوان كرد كه اين فرد فوت نكرده است؛ بنابراين نيروها مجددا جهت مجهز شدن به تجهيزات مجروح مسير را بازگشتند و سپس سريعا به محل حادثه رفتند اما زمانيكه نيروها به محل رسيدند با جسد كوهنورد مذكور روبه رو شدند.

وي تاكيد كرد: حمل جسد قانونا از جمله اختيارات امدادگران جمعيت هلال احمر نيست و بنابراين امدادگران اجازه حمل جسد را از طريق برانكارد حمل مجروح نداشتند.

مديرعامل جمعيت هلال احمر شميرانات تصريح كرد: اظهارات ضد و نقيض مسؤولان موجود در محل حادثه منجر به تاخير در امدادرساني شد.

از سويي ديگر عبداللهي، مسؤول پناهگاه پلنگ‌چال دربند از امكانات نامناسب امدادي در منطقه پلنگ‌چال خبر داده و افزود: نزديكترين مركز درماني به اين منطقه با فاصله بسيار زيادي مستقر شده است و در صورت وقوع هر سانحه، امدادرساني به علت تجهيزات نامناسب موجود در پايگاهها با تاخير انجام مي‌شود.

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸٤
    پيام ها    +


نمايشگاه کوه و طبيعت ...

انجمن کوهنوردی دانشگاه صنعتی امير کبير از روز دوشنبه ۱۹/۲/۸۴ و در محل اين دانشگاه ، نمايشگاهی را با عنوان کوه و طبيعت برگزار نموده است كه بنا به يادداشت وبلاگ كوه نوشت ، تا پايان هفته جاری ادامه خواهد داشت . ديدار از اين نمايشگاه را به كليه علاقمندان طبيعت ، كوه و ورزش كوهنوردی توصيه می كنيم .

 

روزنامه اقبـــــال و خبر نشست وبلاگ نويسان کوهنورد!

خبر برگزاری اولين نشست وبلاگ نويسان كوهنورد ، بعد از پوشش خبری توسط سايت شبكه ورزش ايران و سايت خبرگزاری ايسنا ،  صبح امروز ـ  چهار شنبه ۲۱/ارديبهشت / ۸۴ ـ در روزنامه اقبال و در صفحه ورزشی آن بطور كامل به چاپ رسيد .  

http://eqbal.ir/1384/2/21/P10.pdf

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸٤
    پيام ها    +


مخابره ی خبر برگزاری اولين نشست وبلاگ نويسان كوهنورد

متن خبر برگزاری اولين نشست وبلاگ نويسان کوهنورد ، كه توسط آقای فرشيد فاريابی تهيه شده است ، امروز در سايت خبرگزاری شبكه ورزش ايران و سايت خبرگزاری ايسنا منتشر شد:

در خبرگزاری شبكه ورزش ايران

http://www.iransport.net/news/asp/Detail_News.asp?id=16334

 

در ايسنا

http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-524630

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸٤
    پيام ها    +


 

در دومین هفته ی اردیبهشت :  خبر تخریب سنگ نوشته ی یادمان قهرمان ملی کوهنوردی ایران محمد اوراز در خبرگزاری ایسنا و روزنامه اقبال منتشر شد . این خبر نخستین بار از طرف فرشید فاریابی و با عنوان توهین مستقیم جای احترام به قهرمان ملی را گرفت ، در وبلاگ سرود کوهستان آورده شده بود . فاریابی نوشت : سنگ نوشته اوراز جاودانه شد که از سوی همنوردان محمد اوراز بر سینه کش کوه سلطان یعقوب حک شده بود ، تخریب شد . شامگاه شنبه ۳/۲/۸۴ در میانه هفته وحدت ، گروهی ناشناس تنها سنگ نوشته یادمان قهرمان ملی کوهنوردی ، شادروان محمد اوراز را تخریب کردند . سنگ نوشته یاد شده که با حمل سنگ های بتنی از سوی همنوردان قهرمان کوهنوردی ایران در سینه کش ارتفاعات سلطان یعقوب نقش بسته ، تنها اثر قابل رویت در زادگاه این قهرمان فقید بود .

 

در دومین هفته ی اردیبهشت : احسان بشیر گنجی اولیــــن کسی بود که در وبــــــلاگ خود برج سینا خبر ریزش بهمن در کمپ ۱ اورست و بسته شدن راه کمپ اصلی را داد . این خبر که موجی از نگرانی را پیرامون وضعیت و سلامتی اعضای تیم اعزامی فدراسیون برانگیخته بود ، صبح دیروز ـ شنبه ۱۷/۲/۸۴ ـ با اطلاع رسانی حسین رضایی و در وبلاگ کوه نوشت تکمیل گردید . حسین رضایی اطمینان داد که : تمامی نفرات در صحت و سلامت  بسر می برند و هم اکنون در کمپ ۲ مستقر شده اند . خبر مربوط به سلامتی تیم کوهنوردان ایرانی در قسمت اخبار سایت اورست نیوز و با عنوان : Iranian Expedition Safe موجود مـی باشد .

کلاغ ها : امیدواریم تمامی کوهنوردان تیم اعزامی، در نهایت ســـــلامتی و با خبر صعود موفقیت آمیز خود به ایران بازگردند .

 

در دومین هفته ی اردیبهشت : متن کامل یکی دیگر از نامه های هشدار و اعتراض بهاره سینکی ( مربی کوهنوردی و عضو شرکت کننده در کلیه ی مراحل اردوهای آمادگی و انتخاب اعضای تیم کوهنوردی بانوان برای صعود قله اورست ) که خطاب به رئیس سازمان تربیت بدنی نوشته شده است ، به دست مان رسید . ضمنا نسخه ای از این نامه با عنوان : دفتر رسیدگی به شکایات مردمی ریاست جمهوری و رونوشت به : کفاشیان ، آقاجانی و سازمان بازرسی کل کشور و همچنین اصل نامه مجددا به دفتر ارزیابی عملکرد و بررسی شکایات سازمان تربیت بدنی ارسال شده است . متن نامه ی بهاره سینکی به شرح زیر است :

بسمه تعالی

جناب آقای مهندس مهر علیزاده

ریاست محترم سازمان تربیت بدنی کشور

سلام علیکم

احتراما نظر به نزدیکی اعزام تیم ملی کوهنوردی بانوان کشور به قله اورست ، موارد زیر را باستحضار رسانده و با توجه به حساسیت موضوع خواهان بررسی امر قبل از اعزام تیم می باشیم .

۱- شش اردوی مقدماتی این صعود با شرایطی برگزار شد که به هیچ وجه نمی توانست اردوی آمادگی برای چنین صعودی باشد . اردوها به نحوی انجام شد که به هیچ وجه آمادگی های لازم را برای تیم فراهم نمی کرد و حتی توانایی افراد انتخاب شده برای صعود به ارتفاعات بلندی مثل دماوند نیز ، علیرغم اعلام تقویم اردوها در سایت رسمی فدراسیون احراز نگردید .

۲-بنا به گفته ی یکی از مربیان تیم  ؛ سهمیه بندی استانی ؛ یکی از ملاک های دخیل در انتخاب افراد بوده که این امر نه تنها  بر خلاف ماده ۳ اساسنامه فدراسیون های ج . ا.ا  است که انتخاب افراد اصلح را برای تیم های ملی از وظایف فدراسیون ها می شمارد ، بلکه با توجه به احتمال خطرات جانی در منطقه هیمالیا و حساسیت این صعود ، بسیار دور از منطق بوده و می تواند عامل مهمی در تشدید چنین خطراتی باشد . یادمان نرود که حادثه گاشربروم در حالی اتفاق افتاد که تقریبا تمامی اعضای تیم صعود از کوهنوردان نخبه و طراز اول این مرز و بوم بودند . پس با قدری تامل قابل تصور است که در صورت داشتن تسامح در انتخاب اعضای تیم ، چنین صعودهایی تا چه اندازه می تواند نتایج غم انگیز و فاجعه باری داشته باشد ( و تسامح و بی دقتی و حتی حاکم بودن روابط در انتخاب نفرات ، موضوعی است که ما موکدا بر آن اصرار داشته و آمادگی آنرا نیز داریم که در هیات کارشناسی منتخب جنابعالی آنرا به اثبات برسانیم ) .

۳- بیش از نیمی از افراد انتخاب شده برای اعزام ، از لحاظ توانایی های فنی و وضعیت جسمی و روحی ، شایستگی صعود به ارتفاعات هیمالیا را ندارند که این امر با یک آزمون توسط هیات کارشناسی منتخب جنابعالی قابل احراز است و جالب آنجاست که یکی از این انتخاب شدگان همسر مربی انتخاب کننده تیم است ، که این شائبه را به ذهن متبادر می کند که آیا در صورت وجود این نسبت باز هم امکان چنین انتخابی وجود داشت ؟ خصوصا که ایشان قبل از این اردوها به هیچ وجه در محافل کوهنوردی فرد شناخته شده ای به حساب نمی آمدند .

حال با توجه به اهمیت این صعود برای ملت مسلمان ایران و با عنایت به موارد فوق ، آیا درست است که این موقعیت استثنایی برای زن ایرانی مسلمان به همین سادگی از بین برود ؟ یادمان نرود که هر صعودی مانند هر حرکت ورزشی دیگر سکه ای است که دو رو دارد ، یک روی آن پیروزی و شادی و سربلندی است و روی دیگرش شکست و اندوه و سرافکندگی . ولی کوهنوردی با ورزش های دیگر تفاوتی هم دارد و آن هم شکست هایش است که گاهی دیگر فرصتی برای جبران باقی نمی گذارد ! حال این سوال مطرح است که : با همه این اوصاف ، آیا صعود با چنین شرایطی ، حرکت به سمت فاجعه نخواهد بود ؟! 

با سپاس فراوان  ـ بهاره سینکی عضو سابق تیم ملی کوهنوردی بانوان و مربی کوهنوردی

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱:٥٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸٤
    پيام ها    +


 

 

برای اعلام برگزاری اولين نشست وبلاگ نويسان کوهنورد ، اين طـــرح زيبا و ارزشمند توسط ميثم حسنی ها تهيه شده است : http://climbing.blogfa.com

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸٤
    پيام ها    +


 

درخواست پاسخگويی !!

رئيس ، مسئول روابط عمومی و اعضای كميته هيماليانوردی فدراسيون كوهنوردی ايران همچنان ترجيح می دهند در باره چگونگي و دلايل و معيارهای انتخاب اعضای تيم كوهنوردی بانوان ، كه در اسفند ماه ۸۳ و با حمايت مالی سپاه پاسداران ، سازمان بسيج ، شورای اسلامی شهر تهــــران و ... برای صعـــــــود قله اورست اعزام شدند ، به سياست سكوت و بی اعتنايی خود در مقابل افكار عمومی جامعه كوهنوردی ادامه دهند . توهمات اقــــتدارطلبانه ی اين مديريت ، كه ناشــــی از دو دهه حاكميت بی چون وچرا بر فدراسيون كوهنوردی ايران است ، اكنون به نقطــــــه ای رسيده  كه حاضر نيست هيچ مسئوليت و وظيفه ای را در زمينه ی پاسخگويی برای خود به رسميت بشناسد . بهاره سينكی ، عضو گروه كوهنوردان آرش ، مربی كوهنوردی و دارای تجربه ی صعود قللی مانند پوموری ، آرارات و ... كه در تمامي مراحل اردوهای آمادگی و انتخاب تيم بانوان حضور داشته است پس از عدم انتخاب و بازماندن از حضور در تيم اعزامی ، طی نامه ای خواهان پاسخگويی فدراسيون در اين زمينه و اعلام دلايل و معيارهای انتخاب نفرات اعزامي شده است . متن نامه وي به شرح زير است : 

جناب آقای آقاجانی

رياست محترم فدراسيون كوهنوردي

با سلام

احتراما از آنجا كه اينجانب بهاره سينكی تا آخرين مرحله اردوهای تداركاتی برنامه صعود به قله اورست شركت داشته ام خواهشمند است دستور فرماييد به سوالات زير پاسخی روشن داده شود :

۱- معيارهای انتخاب تيم ملی بانوان جهت اعزام چه بوده است ؟

۲- دليل يا دلايل ارجحيت افرادی چون نسرين نعمتی و لاله كشاورز و رويا غصنفری بر اينجانب چه بوده است ؟

 پيشاپيش از اجتناب آن ارگان از ارائه پاسخهای مبهمی چون  ؛ نظر مربيان ؛ كه علاوه بر طرح سوالات جديد شائبه ی تشريفاتی بودن اردوها را به ذهن متبادر می كند سپاسگزارم .

بهاره سينكی  ــ عضو سابق تيم ملی كوهنوردی بانوان و مربی كوهنوردی

بهاره سينكی همچنين نامه ی ديگری را نيز با مضمون هشدار و اعتراض نسبت به خط مشی و عملكرد فدراسيون كوهنوردی ايران برای دفتر رسيدگی به شكايات مردمی رياست جمهوری و رونوشت به كفاشيان ، آقاجانی ، سازمان بازرسی كل كشور و همچنين دفتر ارزيابی عملكرد و بررسی شكايات سازمان تربيت بدنی ارسال نموده است كه ـ در صورت دستيابی ـ در همين وبلاگ منتشر خواهد شد .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

فرشيد فاريابی آخرين نوشتار خود در وبلاگ سرود كوهستان را به خبر كوتاه و بی سروصدای مرگ كوهنورد و وبلاگ نويس همدانی ليلا راد اختصاص داده است . فاريابی در اعتراض به سكوت و بی تفاوتی حاكم بر جامعه كوهنوردی كشورمان می نويسد : ...اگر چه از ابزارهای  نوين در زندگی سود می بريم اما همچنان در جهان زيست قبيله ای و بسيار سنتی خودمان غرقه هستيم و مگر جامعه كوهنوردی ايران چقدر گسترده است كه ما امكان پی ريزی ارتباط و مراوده ميان خودمان را نمی توانيم فراهم كنيم ...   در اين نوشتار تكان دهنده  كه با عنوان مرثيه ای بيشتر برای خودمان تا ليلا راد منتشر شده ، لينك وبلاگ اين كوهنورد همداني نيز قرار دارد . 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

اين دو احسان !

در عرصه ی وبلاگ نويسي كوهنوردان ايراني، ماشاهد حضور دو احسان می باشيم . در اين دو احسان سه وجه مشترك ديده می شود . اول : هر دو كوهنورد هستند . دوم : هر دو نام كوهی را برای عنوان وبلاگ خــــود انتخاب كرده اند . يكی در نوپتـــــسه می نويسد و ديگری در برج سينا ( كوهی زيبا در اروميه ) . سوم : جوان ، پرشور ، فعال و دوست داشتنی بودن را در هر دو می توان يافت ! اما نكته جالب اينكه: در طی يك ماه گذشته و در زمينه مسايل فكری و نظری ، اين دو احسان پيمايش دو مسير كاملا متفاوت را در پيش گرفتند . احسان نوپتـــــــسه نااميد از اصلاح و پيشرفــــــت در كوهنــــوردی ايران گفت كه ديگر هيـــــــــچگاه نقد ي نخواهد نوشت و بی اثری و بی فايده گی آنرا نيز اعلام كرد . احــــــسان برج سينا اما می خواهد بعد از اين فقط نقد بنويسد . در باره دردها و درزهای كوهنوردی ايران ! او می گويد : ... بالاخره تصميم خود را گرفتم و همه جوانب را پذيرفتم . قبول كردم كه اگر شروع به نقد كردن كنم دشمنان فراوانی را برای خود دست و پا خواهم كرد ... اما به تصميمی كه گرفته ام ايمان دارم ... و هر چقدر در برج سينا مواضع روشن و يكدست و بی ابهام است در نوپتسه قضيه كمی عجيب و پيچيده تر می شود ( فقط كمی ! ) . او كه در آخرين يادداشت خود به نقد تصميم نيروی انتظامی و شهرداری در اجرای طرح ممنوعيت انجام ورزش های ميدانی در پارك های تهران پرداخته است ، بايد برای ما پاسخ اين پرسش ناگزير را نيز روشن كند كه چگونه می توان از بهبود شرايط ، اصلاح و پيشرفت در محيط كوچكی مانند كوهنوردی ايران ( به نسبت كل جامعه ای كه در آن زندگی می كنيم ) نااميد شد و بر بيهودگی هر نقدی اذعان كرد اما برای اصلاح و پيشرفت آن جامعه ی كلی و بزرگ ، همچنان اميدوار بود و در نفی نابهنجاری های بيشمار آن نقد نوشت ؟ بهرحال برای هر دو احسانی كه در دو مسير دشوار و نفس گير يك قله را نشانه گرفته اند ، از صميـــــم قلب آرزوی موفقيت می كنم .در ســــال ۸۴ ديدار از برج سينا و نوپتسه را فراموش نكنيد !

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

ماهنامه سفـر

آخرين شماره ی ماهنامه سفر منتشر شد . در اين شماره و طی ۱۰ صفحه، مصاحبه ای اختصاصی با سعيد طوسی با عنوان تنها ايرانی فاتح صعود انفرادی اورست  به چاپ رسيده است . سعيد طوسی در قسمتی از اين مصاحبه و در پاسخ به پرسشی پيرامون فدراسيون كوهنوردی می گويد : ... كوهنوردی مستقل در ايران بايد رشد بكند و امكانات لازم بايد به وجود بيايد . بزرگترين مشكلی كه كوهنوردی ايران از آن رنج می برد كمبود بودجه كوهنوردی مستقل است . در كشورهای خارجی تا اين حد دولت درگير تصميم گيری در مورد ورزش كوهنوردی نيست . در ايران ... اين دولت است كه مشخص می كند كدام كوهنورد به اين حيطه وارد شود و به دلايل مختلف اين تصميم گيری ها بر اساس تجربيات و قابليت های خود كوهنورد متكی نيست ... ماهنامه سفر كه در زمينه صنعت گردشگری و ميراث فرهنگی کشورمان فعاليت می كند در هر شماره ی خود حاوی عكس های بسيار جذاب و ديدنی تعدادی از بهترين عكاسان ايرانی مانند كسراييان ، افشين بختيار و عباس جعفری ـ كوهنورد صاحب نام و باسابقه  ـ می باشد . كاغذ مرغوب ، صحافی خوب ، صفحه بندی مناسب ، عكس های ديدنی و گزارش های خواندنی و البته قيمت گران !! ( ۱۲۰۰تومان ) از جمله ويژگی های اين مجله است .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

طنز هفتــــــــــه !

عنوان اول در ارائه ی بهترين طنز هفته را به سايت باشگاه دماوند می دهيم که برای اعلام خبر بازگشت تعدادی از اعضای خود که به کمپ اصلی اورست ، كالاپاتار و آيلندپيك رفته بودند اين عنوان را زده است :تيم هيماليا نوردی باشگاه با موفقيت به خاك ميهن بازگشت ! به مسئول دوست داشتنی سايت باشگاه دماوند كه می تواند با چنين جملات بامزه و چنين انديشه های كودكانه ای ، گاهی خستگی وب گردی های جدی و طولانی را از تن مان بيرون كند تبريك می گوييم !

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٤:٢٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳۸٤
    پيام ها    +