سنگنورد اندونزيايي قهرمان آسيا شد

تهران IranSport.Net - سنگنورد اندونزيايي مقام نخست مسابقات سنگنوردي قهرماني آسيا در بخش سرعت مردان را از آن خود كرد. در اين مسابقات كه از روز جمعه در كرمان آغاز شده‌است ، " آسمورو گلارپاندو" از اندونزي بر سكوي نخست ايستاد ، " باليكانتوابودر " ديگر سنگنورد اندونزيايي دوم شد و " اگزو چي چن " از چين بر سكوي سوم ايستاد. پيش از اين " واتي آگن اتي " از اندونزي عنوان نخست رقابت‌هاي سنگنوردي بانوان آسيا در رشته سرعت بانوان را به خود اختصاص داده بود. چهاردهمين دوره مسابقات سنگنوردي قهرماني آسيا با شركت ‪ ۵۰‬سنگ نورد مرد و ‪ ۳۴‬سنگنورد زن از كشورهاي ايران ، چين ، ژاپن ، كره جنوبي ، هندوستان ، اندونزي ، مالزي ، هنگ كنگ ، تايوان ، قزاقستان و تايلند در كرمان در حال برگزاري است. اين مسابقات صبح امروز چهارشنبه در بخش سختي مسير بانوان پيگيري مي‌شود

شبکه ورزش ايران ـ پنج شنبه ۳۱/۶/۸۴

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:۱٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸٤
    پيام ها    +


گرده آلمانها ٫ بابک ضيا ٫ حربه تهرانی ها و پوشک بچه و باقی قضايا !!

وبلاگ انجمن کوه نوردی دانشگاه پلی تکنيک تهران به تازه گی اقدام به انتشار مباحث و نقدهايی در رابطه با صعود قله ی علم کوه از طريق گرده آلمـــــانها  ٫ که چندی پيش توسط  اعضای اين گروه صورت گرفت ٫ نمـــــــــوده است . نامه ی جالب و خواندنی ميثم خوش قدم  ـ مسئول سايت پايگاه اطلاعاتی کوه نوردی ايران که خود نيز در اين صعود شرکت داشته ـ در يادداشت دوشنبه ۲۸/۶/۸۴ اين وبلاگ آورده شده است . متن نامه ی ميثم در پاسخ به اظهارات بابک ضيا چنين است :  

 

 .................................................................

 

کوهنوردی مساوی است با غرور

 

آقای احمدی

سلام

در ارتباط با گزارش برنامه گرده آلمانها لطفا این مطالب را در وبلاگ دانشگاه منعکس کنید

 

مدتی است که با اینترنت و تکنولوژیهای قرن جدید با کوهنوردان سایر شهرها و کشورها ارتباط بر قرار می کنم و حتی توانسته ام با آنها به کوه بروم. با سبک و روش های کوهنوردی هر شهر ، خصوصیات اخلاقی خوب و بدشان آشنا بشم. در این میان از آنجا که با کامپیوتر ارتباط دیرینه ای دارم سبب شده که با تاسیس سایت ها و وبلاگ های مختلف بیش از پیش با حقایق جالبی آشنا بشم.

 

متن زیر را در جواب به مطالبی که از طرف آقایی به نام بابک ضیاء در وبلاگ دانشگاه امیرکبیر آمده است بیان می کنم . ممکن است بپرسید که دانشگاه امیر کبیر به من چه ربطی دارد ، از آنجایی که آقای ضیاء در نوشته هایشان از دانشگاه امیر کبیر به عنوان عضوی از مجموعه کوهنوردی  یاد کرده اند ، از آنجا که از فرهنگ غلط و مرگباری که گریبانگیر کوهنوردان این مرز و بوم است یاد کردن و با پاره کردن حنجره خود ،تصمیم گرفتند سکوتشان را بشکنند و از من یا (من و آقای عرب) به عنوان (اضافه بر خودشان) یادکردن و یا درجایی که فرموده اند (کسی که صلاحیتش مشخص نیست) و در آخر به عنوان کسی که در این برنامه قسمتی از کار فنی را برعهده داشته و در برنامه گرده آلمانها شرکت کرده و یا حداقل به عنوان عضوی از همان جامعه کوهنوردی که مثال زده اند ، ایشان را به شنیدن این مطالب دعوت می کنم.

گرچه این مطالب را بارها به افرادی همچون آقای ضیاء گفته ام و خوب می دانیم عکس العملشان و برخورد و جوابشان به صحبت های من چی است ، اما باشد که صالح گردند.

 

آقای عزیز من شما را ندیده ام، تنها از دوستانم در دانشگاه امیر کبیر پیرامون اوصاف شما مطالبی را شنیده بودم ، اما گویا آن طور ها هم که از شما تعریف می کردند ، شایسته تقدیر نیستید.

 

با وجود افرادی چون شما و با این طرزفکر است که کوهنوردی ما و این جامعه ای که نام می برید ، به برگ ، برگ زرین افتخاراتش افزوده می شود.

 

1- ملاک شما برای تشخیص صلاحیت یک فرد چیست . به مطالب زیر دقت کنید:

 

اول يک برنامه فني مي گذاريم (مثل گرده) بعد شروع ميکنيم به رايزني با اشخاص براي قبول مسئوليت برنامه مان. در درجه اول سراغ خوديها مي رويم و وقتي قبول نکردند سراغ بقيه. مهم نيست نشناسيمشان. مهم نيست حتي يک تجربه عملي با او نداشته باشيم. تلفني هماهنگ مي کنيم فوقش شب قبل در پناهگاه سرچال يک جلسه مي گذاريم و مفاهيم را مرور مي کنيم. راستي فکر مي کنيد چرا بابک ضياء مسئوليت قبول نکرد؟

 

برای هر برنامه ای باید فرد را بشناسیم . آن هم آن شناختی که از مطالب شما بر می آید ، گویی قصد دارید یک مسیر 5.14 را در طی 1 ماه برای اولین بار باز کنید.

مگه بچه های دانشگاه تهران که در منطقه بودند و به کمک مربی به گرده صعود کردند ، مربیشان را شناخته بودند و تجربه عملی با او داشتند.

اگر ما تلفنی هماهنگ کردیم ، که نکردیم (از طریق اینترنت هماهنگ کردیم) و یا شب قبل در پناهگاه سرچال یک جلسه می گذاریم و مفاهیم را مرور می کنیم ، بهتر از بچه های تهران هستیم که گره زدن هم بلد نبودند. من در جلسه توجیهی مربی بچه های دانشگاه تهران شرکت کردم که شب قبل از صعود گرده در علم چال برگزار شد. چند نفر از اعضای تیمشان ، فقط به خاطر اینکه مربی در نظر داشت صعود دو نفر همزمان را با کمک جی جی آن هم به افراد تازه کار یاد بدهد و تازه جی جی هم به همراه نداشتند و از چند کارابین و گره گاردا و غیره استفاده می کردن ، ترسیدند و در برنامه گرده شرکت نکردند.

 

سنگنوردی بچه بازی نیست

از آنجایی که این جمله را توهینی به خودم و آقای عرب می دانم مطالب زیر را می نویسم.

 

اگر سنگنوردی بچه بازی نیست ، پس لطفا دست خود را از وسایل کوهنوردی دور نگه دارید، چرا که صندلی ، پوشک نیست ، کارابین و میخ و چکش ، وسایل بازی شما نیستند.

 

با کوهنوردي، سنگنوردي کسي تقويت نمي شود. سنگنوردي تمرينات ويژه مي خواهد. سنگنورد بايد هفتگي تمرين کند و حتي از کوهنورديش هم بزند تا در اين زمينه پيشرفت کند. سنگنورد بايد هفته هاي متوالي مفاهيم و تکنيکهاي سنگنوردي و استفاده از ابزار را تمرين کرده باشد و آنها را ملکه ذهنش کرده باشد. همطناب فقط يک اصطلاح نيست. يک اصل است. يعني اينکه دونفر و يا سه نفر دهها بار بايکديگر تمرين کرده باشند و بتوانند با تکانهاي طناب با همديگر سخن بگويند. کداميک از 4 نفر گرده نورد طبق معيارهاي خودتان همطناب بودند؟

 

کدامیک از 4 نفر گرده طبق معیارهای خودتان همطناب بودند؟

 

دوست عزیز لحن صحبت شما کامل بیان می کند که شما به چه میزان از اینکه این برنامه با موفقیت انجام شده ناراحت و عصبانی هستید. شما چطور به خودتون اجازه می دهید مفاهیم سنگ نوردی را به دیگران یاد بدهید. یادتون باشه که دو نفر از همین چهار نفر همدانی هستند. بر کسی پنهان نیست که کوهنوردان همدانی چه از نظر قدرت و نیروی بدنی و چه از نظر فنون و  تکنیک های سنگ نوردی شهره آفاق هستند. خیلی بدم می آید که یک نفر تعصب زیادی به شهر خودش داشته باشه ، و این گونه هم نیستم اما ، اگر کوهنورد فنی بودید می دانستید که همدان بیشتر از کل فدراسیون و جمیع سایر شهرهای کشور فقط مربی درجه 3 دارد.

 

کما اینکه به لطف شما تهرانی های عزیز ، هر چه بیشتر موانع در کسب این مدارج گذاشته می شود ، اما آب راه خودش را به جویبار پیدا می کند.

 

در پایان صحبت هایتان صحبت از عدم معذرت از حرف های زشت تان و برخورد بدتان فرمودید که آن را به حساب شما می گذارم ولی من از شما بابت حرف های تندم معذرت می خواهم.

 

بارها گفته ام و بازهم مي گويم. هرگز در قبال سنگنوردي بي دليل شانه از زير مسئوليت خالي نکرده ام. هر پلي تکنيکي قصد سنگنوردي دارد بسم الله. يک شرط دارد. يک برنامه ريزي پيوسته و سه ماهه براي شروع نياز دارد.

 

در عرصه جدید و کوهنوردی نوین کشورمان ، خیلی چیز ها تغییر کرده است.

در گذشته فرد برای اینکه مطلبی رو از مربیش یاد بگیره باید کلی ، ناز و قمزه استادش رو می کشید ، سالیان زیادی سپری می شد تا یه چیزایی یاد بگیره . در آخر هم فوت کوزه گری رو استاد به شاگرد یاد نمی داد.

به قول یکی از پیش کسوت ها ما ذره ذره یادگرفتیم ، ذره ذره هم یاد می دیم.

ولی کوهنوردی نوین جایی برای این افراد باقی نگذاشته است ، چرا که با گسترش اینترنت و سایر وسایل ارتباط جمعی شما می توانید از آخرین تکنیک ها و فنون رایگان بهره مند بشید ، نگاهی به سایت های خارجی و سایت زیر دلیل بر این مدعا است. http://www.persianebuy.com/mountain/index.aspx 

برگزاری کلاس های مجازی و محاوره ای همگی فناوریهای جدیدی می باشد که به گسترش علوم کمک کرده است.

اما در این میان ، مربیان قدیمی از اینکه می بینند ، هر روز شاگردانشان کمتر می شوند ، از اینکه شاگردشان مطالبی را که آنها در طول سالیان دراز با مشکلات فراوان دست یافته اند ، به راحتی دست پیدا می کنند. از اینکه افراد مطالب جدید یادمی گیرند که مربیان تنها همان فنون قدیمی را بلد هستند بسیار عصبانی می شوند و گاهی وقت ها واکنش هایی همچون آقای ضیاء انجام می دهند.

 

هربار با مربی خودم راجع به صعود دیواره علم کوه صحبت می کردم ، بلافاصله یاد خاطره ای می افتاد و با حوصله تمام آن را تعریف می کرد ، و وقتی هم که دوباره راجع به صعود دیواره سوال می کردم می گفت:

می دونی در شکاف یخچالی چند نفر مردن؟

اصلا اگر توی دیواره همطنابت اتفاقی براش بیفته چه طوری می خوای کمکش کنی.

اگر 100 متر مانده باشه دیواره را تموم کنی و برای همطنابت اتفاقی بی افته بالامیری یا برمی گردی

....

..

.

 

ما که حرفی نداریم خوب بفرمائید چی کار کنیم. 50 هزار تومن می دی میای کلاس یاد می گیری. بفرما این هم 50 تومن ، رفتیم کلاس پس چرا باز ما حمل مجروح را کامل یادنگرفتیم. حالا یادم گرفتیم حالا بریم دیواره ،

مربی - نه حالا اگر یک مشکل ....

 

 

آقای ضیاء در مسند چنین افرادی هستند .

 

در پایان به عنوان کسی که در کوهنوردی با حوادث زیادی مواجه بودم و شاهد مرگ و حادثه افراد زیادی در کوه بودم باید بگم:

 

- طبق تجربیات من تفاوت بسیار فاحشی بین کوهنوردان همدانی با کوهنوردان تهرانی و سایر شهرها وجود دارد.

- از سنگ نوردی نباید بهراسیم ، باید برنامه اجرا کرد تا سنگ نوردی را یادگرفت . دیواره بیستون ، دیواره پل خواب و سایر دیواره های کشور اسامي هستند که در برنامه سالیانه امیرکبیر جايي ندارند.

- اگر با تفکراتی این چنین ، به کار ادامه بدهیم ، دیواره ها هیچ وقت صعود نمی شود. باید شهامت ، قدرت ریسک و امکانات داشت.

- پدر و مادری که به فرزندشان اجازه می دهند ، به صورت حرفه ای کوه برود ، باید این را هم بدانند که در کوهنوردی همیشه درصدی برای مرگ وجود دارد ، با تمام امکانات هم هیچ وقت خطر مرگ صفر نمی شود . برای فتح دیواره ها و قله های بزرگ باید بهایی داد. مطلبی که در بین مردم ما هم خوب جا نیافتاده اين است كه  سقوط ، پاندولی ، ادم ریوی و مغزی و غیره غیر قابل اجتناب است.

- امکاناتی که دانشگاه امیر کبیر دارد (درجای خود و به نسبت جاهای دیگه ممکن است کم باشد)می تواند یک مسیر جدید روی یک هشت هزاری باز کند ، ولی چرا از موقعیت و امکانات خود استفاده نمی کند.

- به راستی چرا در صعود به اورست نیمی از افراد شرکت کننده در برنامه همدانی بودند ، و به راستی چرا همدانی ها تا ارتفاع 7800 بار می آورند ، چرا به خانم ... در صعود به اورست کمک می کنند اما به 7800 که می رسیم ، تهرانی ها بر روی قله می نشینند. چرا ؟

- معضل اساسی در کوهنوردی کشور تهرانی هستند که به خودشان می گویند تهرانی عزیز و به بقیه شهرستانی

تا زمانی که کوه حربه ای در دست تهرانی است از این بهتر نمی شود

...

..

.

درپایان برای همه شما آرزوی موفقیت دارم. همیشه سالم ، سرحال و سر زنده باشید .

میثم خوشقدم 27/6/84

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸٤
    پيام ها    +


 

 
فراخوان گروه البرز براي روز جهاني حفاظت كوهستان

با توجه به برگزاري مراسم روز حفاظت كوهستان در اولين هفته مهر ماه،‌ از كليه علاقمندان به محيط زيست، اعضا و داوطلبان جبهه سبز ايران دعوت بعمل مي‌آيد ما در جلسه هم انديشي جهت اجراي برنامه اين روز در تاريخ چهارشنبه 23/6/84 از ساعت 5 بعد از ظهر در دفتر اين تشكل به نشاني: بزرگراه رسالت، نرسيده به پل سيدخندان، پارك آزادگان حضور بهم برسانند.
ضمناً با توجه به لزوم بدست آمدن برآوردي صحيح از حضور داوطلبان لطفاً طي تماس تلفني با مسئولين برنامه آقايان هادي كاشاني (3785855-0912) و اميراحمد تقي زاده (2169223-0912) براي حضور در برنامه ثبت نام كنيد.

سلام كوهستان!

گروه البرز
ماخذ : جبهه سبز ايران - گروه البرز

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸٤
    پيام ها    +


 

قهرمان  همچنان  بی سنگ مزار است

سکوت مطلق فدراسیون کوهنوردی در قبال یکی از بزرگترین حوادث کوهنوردی کشور وارد سومین سال خود شد.
فدراسیون کوهنوردی تا امروز که سومین سالروز حادثه سقوط کوهنوردان ملی‏پوش در راه صعود به قله گاشربروم1 را پشت سر گذاشته‏ایم، هیچ پاسخی به سوالات انتقادات مطرح نداده است. برخی هم معتقدند فدراسیون کوهنوردی همانگونه که خبر حادثه را 8 روز تمام مخفی نگاه داشت، این پنهان کاری را از نام دیگر قله گاشربروم1 (این کوه به نام قله‏ای پنهان هم خوانده می‏شود) به عاریه گرفته است. سکوت فدراسیون کوهنوردی در قبال افکار عمومی و منتقدان و کارشناسان در حالی استمرار یافت که سال پس از حادثه مورد نظر به صورت راهبردی در کشور، سنگینی عنوان « سال پاسخگویی» را حس می‏کرد. لازم است به چند مورد به

 

" این سازمان در جایگاه خود که متولی ورزش کشور است اگر چه درمسائل فنی و مدیریتی صعود گاشربروم 1 به شکل مستقیم مقصر نیست.... "

 
 

اصطلاح پاسخ فدراسیون کوهنوردی درخصوص این حادثه هم توجه شود؛ چند مورد که به تعداد انگشتان یک دست هم نرسید و تنها محدود به مقطع زمانی چند ماه بعد از حادثه شد! جالب است در تمام ایام گذشته به پیگیری بسیار خوب رسانه‏های گروهی، به ویژه مطبوعات اشاره شود، اما همچنان که بیان شد این پیگیری‏ها نتیجه‏ای نداشت مگراین که منتقدان و رسانه‏های پیگیر به منفعت طلبی و غرض ‏ورزی متهم شوند!!
در نگاه در عملکرد سازمان تربیت بدنی، باتوجه به مسئولیت بالا دست این سازمان باید ادعا کرد قصور اصلی این پرونده اینک متوجه سازمان تربیت بدنی است. این سازمان در جایگاه خود که متولی ورزش کشور است اگر چه درمسائل فنی و مدیریتی صعود گاشربروم 1 به شکل مستقیم مقصر نیست، اما نمی‏تواند در قبال نظارت و هدایت نامناسب فدراسیون کوهنوردی و نیز حمایت نکردن از فعالیت‏های اخیر جامعه کوهنوردی دلایل قابل قبول ارائه کند.
حادثه گاشربروم1 اولین حادثه کوهنوردی نیست و آخرین آنها نیز نخواهد بود.
حادثه، بخش جدایی ناپذیر کوهنوردی است؛ اما قبول حادثه در کنار این فعالیت

 

" حادثه گاشربروم1 اولین حادثه کوهنوردی نیست و آخرین آنها نیز نخواهد بود.... "

 
 

نمی‏تواند دلیلی بر نادیده گرفتن وظایف سازمان‏های مسئول باشد. حادثه گاشربروم1 که منجر به مرگ محمد اوراز، نام‏آورترین کوهنورد سالهای اخیر و یکی از پرافتخارترین چهره‏های ورزشی کشور شد، علاوه بر ابهامات اصلی در مدیریت اجرایی و فنی این صعود و اصل خود حادثه، از بعد رفتار با قهرمان ملی و نام آور که پیام کتبی

 

" حادثه گاشربروم1 که منجر به مرگ محمد اوراز، نام‏آورترین کوهنورد سالهای اخیر و یکی از پرافتخارترین چهره‏های ورزشی کشور شد.... "

 
 

مقام معظم رهبری و بسیاری از چهره‏های شاخص کشوری و منطقه‏ای را با خود همراه دارد، قابل تامل است. محل دفن قهرمان همچنان بی‏هیچ نشان و نامی در گوشه ای دور افتاده است و نه در جایی که در شان قهرمان است.
خانواده و دوستان، هر روشی را که در این 3 سال به ذهن می‏رسید پی گرفتند، اما همچنان گور قهرمان بی‏سنگ مزار است! باید این نکته هم مورد توجه قرار گیرد که حساسیت ویژه آذربایجان غربی و شهر زادگاه و مدفن قهرمان در پی این رفتارها، تبعات ضد تبلیغی هم برای کشور در پی داشته است.
قصور اصلی متوجه فدراسیون کوهنوردی و سازمان تربیت بدنی است، اما اگر این موضوع را بحرانی شده ارزیابی کنیم، تعمیق و رسیدن آن در این مرحله متوجه مسئولان اجرایی آذربایجان غربی است؛ به ویژه استانداری و فرمانداری نقده ( شهر زادگاه و مدفن قهرمان)، سوءرفتار مقامات اجرایی استان به موضوع در این استان موجب شد مقبره یک قهرمان ورزشی پرافتخار و مسائل مربوط به آن به مشکلی برای حیثیت نظام بدل شود.
16شهریور روز تلخی برای جامعه ورزش و کوهنوردی ایران است.
این روز یادآور فضای سنگینی است که به تلخی تجربه شد. اینک به راحتی می‏توان این تلخی را با رفتارهایی در شان قهرمان، کمرنگ کرد. همچنان فرصت داریم تا بشنویم سخن دوستان قهرمان را و همچنان فرصت داریم تا با دوری از حواشی و با شجاعت و مسئولیت‏پذیری، ابهامات این حادثه را بررسی کنیم. انتشار مجموعه تمبر یادمان هیمالیانوردی ایران با اختصاص قطعه‏ای به پهلوان محمد اوراز در کنار سامان بخشیدن به مزار او اینک بهترین گزینه از پیشنهادات ارائه شده برای زنده نگاه داشتن یاد اوست. امید که شجاعت شنیدن داشته باشیم.

روزنامه ی هموطن  ـ  سه شنبه ۱۵/۶/۸۴

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:٠٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸٤
    پيام ها    +


صعود ٫ مراسم و بهمن دولتی !!

تعدادی از کوه نوردان آذربايجان غربی امروز عصر اروميه را به قصد دامنه های دماوند ترک کردند. آنها فکر می کنند کسی نمی داند که قصد دارند با اين صعود کارنامه ی امسال  و صعود رايگان به دماوند را به نام محمد اوراز و اينکه ياد و نام پهلوان را همواره گرامی داشته و می دارند، جا بزنند!  کوه نوردان پر ادعای استان زادگاه من حتی نخواستند پيشنهاد من مبنی بر اضافه کردن يک روز به زمان صعود و حضور جمعی در فدراسيون کوه نوردی و سازمان تربيت بدنی را بشنوند؛چه رسد که به آن فکر هم بکنند!!

آقاجانی با اندک کمکی که از بابت آن شرکت کنندگان و برگزارکنندگان اين برنامه را زير بهمن بزرگ منت تا ابد دفن خواهد کرد؛ اين برنامه را در دقيقه ی ۱۲۰ مال خود کرد و مطمئنم در جمع حاضر خواهد شد و تمام توانش را به کار خواهد بست تا منتقدان برنامه ی گاشربروم-۱ از جمله من را در ذهن های تحت فشار آوار منت پيش گفته تخريب کند. او که اينک اطمينان دارد من و اندک هم فکرانم در اين مراسم شرکت نداريم تمام توانش را بکار خواهد بست. بــــــرای او موفقيت آرزو می کنم.

وبلاگ سرود کوهستان ( در آدرس جديد ) ـ  سه شنبه ۱۵/۶/۸۴

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸٤
    پيام ها    +


همدلی از همزبانی بهتر است !!!

رامين شجاعی در بخشی از گزارش خود پيرامون پاره ای از مسايل برنامه ی برودپيک چنين نوشته است :

3- كار كوهنوردي و تمرين مشترك بين اعضاي تيم در چند ماه پيش از برنامه كافي نبود و به اين دليل هماهنگي و هم‌دلي كافي را نداشتند. يك نتيجه اين امر، پذيرفته نشدن نقش سرپرست از سوي نفر ديگر بوده در عين حال سرپرست تا حدي در اعمال نقش مديريتي خود ضعف داشت.

؛سايت اينترنتی ميراث خبر؛

تيم اعزامی برای صعود قله ی برودپيک شامل فقط دو عضو شرکت کننده بوده است . رامين شجاعی : سرپرست و  کاظم فريديان : عضو تيم !! حالا با توجه به اين واقعيت روشن و ساده می توان اين چند خط گزارش رامين شجاعی را چنين ترجمه کرد :

3 - کار کوهنوردی و تمرين مشترک بين ما دو نفر در چند ماه پيش از برنامه کافی نبود و به اين دليل هماهنگی و همدلی کافی بين ما دو نفر وجود نداشت . يک نتيجه اين امر پذيرفته نشدن نقش سرپرست ( يعنی من : رامين شجاعی ) از سوی نفر ديگر ( يعنی کاظم فريديان ) بوده و در عين حال رامين شجاعی تا حدی (!!) در اعمال نقش مديريتی خود ضعف داشت .

بهر حال و به نظرم برای همين صراحت نصف و نيمه ی رامين خان در بيان مشکلات و کاستی های برنامه ی برودپيک ٫ بايد از او تشکر کرد !

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:٢٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ شهریور ۱۳۸٤
    پيام ها    +


 

برود پيک هيماليا صعود نشد

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:۳٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ شهریور ۱۳۸٤
    پيام ها    +


از وبلاگ داستان کوه :


امسال مسيري جديد بر برودپيک توسط 2 کوهنورد قزاق صعود شد.
http://www.russianclimb.com/broad_new_route/broad_new_route_en.html

http://climbing.com/news/broadpeakfa

زماني که در اسلام آباد بوديم باخبر شديم يک تيم 8 نفره ايتاليايي-قزاق قصد صعود همان جبهه­اي را دارند که ما مد نظر داشتيم. در ميان آنها يک کوهنورد بسيار با تجربه و قدرتمند قزاق به نام دنيس اروبکو نيز حظور داشت که بسيار با تجربه است و و چندين مسير جديد را نيز هيماليا در کارنامه خود دارد. آنها چند روزي ديرتر از ما مي­آمدند.
آنها را در بارگاه اصلي ديديم و چند روز بعد بار ديگر بر روي مسير عادي. وقتي پرسيديم از مسير جديد چه خبر گفتند مسير جديد به دليل وجود چندين نقاب، خطرناک است. و بعد از آن بر روي مسير عادي هم هوا مي­شدند.
روزهايي که ما از مسير عادي به سمت قله مي­رفتيم بيشتر اعضاي آن تيم نيز از طريق مسير عادي تا قله فرعي صعود کردند. اما دو نفر از آنها به نامهاي سرگي سامويلوف و دنيس اروبکو به روش سبکبار(آلپي) آن جبهه را صعود کردند. صعود آنها 8 روز طول کشيد. اين صعود اولين 8000متري سرگي بود.

مسير آنها تقريبا همان مسيري بود که ما از ايران به آن فکر مي­کرديم، همچنين روش صعودشان نيز در عمل همان شد که ما در سر داشتيم يعني هم هوايي بر روي مسير جديد و صعود سبکبار جبهه. البته از نظر توان و تجربه يک سر و گردن از ما بالاتر بودند.

"مفت چنگشون... مبارک زن و بچه­اشون."

يک تيم از روسيه نيز براي شناسايي مسيري جديد بر جبهه غربي K2 در منطقه بود. آنها که مجوز صعود قله را نيز داشتند تا ارتفاع 6100 متر بر روي جبهه غربي صعود کردند و فيلم و عکس گرفتند. آنها سال بعد براي صعود مسير جديد به منطقه مي­روند.
http://www.russianclimb.com
وبلاگ داستان کوه
 
 
کلاغ ها : رامين شجاعی چقدر خوش شانس بوده که توانسته با کوه نوردان قزاق روبرو شود و از آنان بپرسد : ... از مسير جديد چه خبر ؟ ... وقتی آن همه تبليغات و برنامه ريزی دقيق قبلی (!) و خوش شانسی با هم ترکيب شود به يقين ديگر راهی جز تحسين برای ما باقی نمی ماند ... رامين جان ! بی جهت حسرت موفقيت چشمگير آنان را به دل نداشته باشيد . ما تحسين تان می کنيم . ما عادت داريم . عادت کرده ايم . به تحسين . به قهرمان سازی . به تمجيد های پوشالی ...
 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٦:٥٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٥ شهریور ۱۳۸٤
    پيام ها    +


از حادثه ی اندرسم ...

جسدی که احتمال داده می شد متعلق به آقای حسین سلطانیه باشد به وسیله آزمایش DNA مشخص گرديد كه مربوط به فردي ديگر است كه بر اثر تصادف به رودخانه افتاده است. بنابراين همچنان آقايان حسين سلطانيه و سيد مصطفي نبويه جزو مفقودين اين حادثه مي باشند.

همچنين آخرين افراد از تيمي كه از قزوين عازم منطقه شده بودند روز شنبه 29 مرداد ماه برگشته و دوباره روز بعد با نيروي بيشتري براي جستجو به منطقه حادثه رفتند. اين تيم همچنان در حال جستجو براي يافتن اين دو تن باقيمانده از تيم 11 نفره مي باشند.

 

شبکه کوهنوردان ايران ۲/۶/۸۴

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:۱٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢ شهریور ۱۳۸٤
    پيام ها    +