کرمان : بارش نخستين برف زمستانی !

 

 

 

 

 

 

 

جنگل قائم ـ شهرکرمان   http://geography.kermanedu.ir  

 

 

 

 

 

 

 

کافرکوه از ده قاضی کوه پايه کرمان ۲۸/۱۰/۸۶ http://baghinipour.blogfa.com

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +


دم يخي اسكانديناوي خاورميانه را منجمد كرده است

يك كارشناس هواشناسي در سوئیس مي‌گويد در يك پديده نادر طبيعي، يك جبهه هواي يخي در اسكانديناوي، هواي سرد اين منطقه را مي‌مكد و به سوي خاورميانه مي‌دمد. به گفته او علت سرما و يخبندان كم سابقه در منطقه خاورميانه كه هواي گرم و بادهاي سوزان آن شهرت دارد، همين پديده است. "پير اكرت" از اداره فدرال هواشناسي و اقليم شناسي در سوئيس مي‌گويد يك منطقه هواي پرفشار غيرعادي بر فراز بخشهاي جنوبي اسكانديناوي علت سرماي بي‌سابقه خاورميانه است. اين جبهه، هواي سرد منطقه را مي‌مكد و به سوي خاورميانه مي‌دمد. وي مي‌گويد احتمال وقوع اين پديده فقط پنج درصد است. اما از آنجا كه ظاهرا به اين زودي‌ها تغيير نخواهد كرد كمي نگران‌كننده است. اين سرما دستكم تا دو هفته در اين منطقه مي‌ماند...

خبرگزاری ايرنا

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +


نماينده ايران در سياره زهره !

انجمن بین اللملی نجوم AIU که از سال 1919 تا حال پیشگام نامگذاری سیارات بوده یکی از نواحی سیاره زهره را به پاس تلاش های علمی دکتر آذر اندامی به نام او نامگذاری کرده است. مقرر شده که نواحی مختلف این سیاره به دلیل مونث بودن نام آن ( ونوس یا زهره) به نام زنان نامدار نامگذاری شود. دکتر آذر اندامی از پژوهشگران انستیتو پاستور ایران بوده که تحقیقات و مقالات زیادی داشته و مدتی نیز ریاست بخش وبا و دیفتری و بخش واکسن سازی انستیتو پاستور را به عهده داشته است.

در سال ۱۹۹۲، اتحادیه بین‌المللی ستاره‌شناسی (IAU) حفره‌ای به قطر ۳۰ کیلومتر در طول جغرافیای ۲۶ درجه و ۵۵ دقیقه و عرض جغرافیایی ۱۷ درجه و ۴۵ دقیقه با قله‌ای مرکزی را در جنوب سیاره زهره به نام اندامی نامگذاری کرد. آذر اندامی (۱۳۰۵-۱۳۶۳) تنها زن ایرانی بود که نامش به این شورا فرستاده شد و بانی این کار دخترش بود .

خبر از : ويکی پديا و اينترنت

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +


عکس روز !

 

 

 

 

 

 

از بيست وچهارمين فستيوال يخ و برف در هاربين ( چين)  منبع: اينترنت

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +


ژنرال فرشيد فاريابی : فرمانده عمليات امداد و نجات !!!

« حوالی ساعت 16 صدای زنگ تلفن...فوری خبر دار شدم که اتفاقی افتاده...البته شانس دارم ...خانومم تو چیدن کوله و تامین تدارکات اضطراری خیلی کمک کرد.جالبه که در همین فاصله که کوله می چیدم تلفن مدام زنگ میزد و هیچ یک را نمی شد بی جواب گذاشت( کلاغ ها: در همين فاصله تلفن مرتب زنگ می زد و ژنرال هم جواب می داد . اين کجايش جالب است !! جز به رخ کشيدن مثلا احساس مسئوليت ٬ اين جمله ها چه کارکرد ديگری در يک گزارش مثلا امداد و نجات کوهستان دارد؟!) ... تیم پیشتاز جستجو و نجات متشکل از :جعفری/ نعمتی/ پورعلی / فاریابی به همراه یکی از مسئولان معاونت امداد و نجات استان ( آقای کوه پیما) جهت بررسی راهی منطقه شد...چند شخص کلیدی از کوه نوردان ارومیه که می شد حسابی روی حرف آنها باز کرد را مطلع و تمنا کردم آماده باشند...با معاون امداد و نجات هلال احمر استان تماس گرفته و به پشتوانه ی برخی کوه نوردان با غیرت اعلام کردم  کوه نوردان آماده اند تا فردا صبح زود جستجو آغاز شود...( کلاغ ها : ژنرال فرشيد فاريابی کاری ندارد به اينکه در چند جمله بالاتر گفته : يکی از مسئولان معاونت هلال احمراستان خودش آنجاست !! ژنرال می خواهد ٬ هم تمام بار فرماندهی عمليات را شخصا بر دوش کشد و هم با غيرت بودن خود را برای خواننده اعلام کند !!)... خانم "حسن زاده" خطاب به من که خود به همراه دو نفر دیگر داوطلب شدیم بمانیم! ما را بدهکار کرد و به صراحت گفت :«آقا برو خودت و این بساط را جمع کن . تو که کاری نمیتوانی انجام دهی چرا آمده ای!!؟»...آغاز جستجو ...پیش از حرکت ما حوالی ساعت 5:30 ...یک گروه پرتعداد از محلی ها و عشایر بسیجی روستا پیش از ما حرکت کرده بودند...جستجو ادامه یافت.در حالی که هر لحظه با تلفن همراه تیم پایین دست را هدایت و به سوالات آنها پاسخ می دادم...علی رغم اصرار بر عدم مراجعه ی مردم محلی از مسیر یال اصلی که اتلاف انرژی و تجمیع نفرات در مسیر بود اما همچنان دسته های مختلفی صعود می کردند!...من و آقای محمدپور با دقت و وسواس بیشتری در انتهای گروه پرتعداد روستاییان و دو کوه نورد دیگر ادامه ی مسیر می دادیم...(کلاغ ها:اين ديگر يک طنز تمام عيار است . تيم مثلا پيشتاز و پيش آهنگ امداد و نجات به فرماندهی ژنرال فاريابی ٬ در انتهای گروه پرتعداد روستائيان به جستجو مشغولند !!) ... در ساعت 13:20تمام افراد در محل سنگ سیگار تجمع کردند. ضمن هدایت دیگر دسته های پایین دست و تماس تلفنی با روستا...افراد حاضر را به دودسته ی نا مساوی تقسیم کردم...آن شب من برای انجام هماهنگی های بیشتر در ارومیه ٬ منطقه را ترک کردم... روز دوم جستجو ...( کلاغ ها : خواننده گرامی ! لطفا از ترک صحنه عمليات توسط ژنرال فاريابی نگران نشويد . قهرمان ما به زودی برمی گردد . او حتی اگر در صحنه هم نباشد باز حاکم بی چون و چرای تمام وقايع و رويدادهای آينده است !! برای توضيحات بيشتر می توانيد کتاب « دن کيشوت » اثر جاودانه ی سروانتس را بخوانيد !!) ... من به همراه آقایان صوابی ( رییس جدید اداره ی عملیات هلال احمر استان)جعفری بارانی به وسیله ی یک دستگاه آمبولانس راهی راژان شدیم. من هیچ قصد شرکت در عملیات روز دوم نداشتم. احتمال می دادم نتوانم مفید باشم. اما در مسیر ٬ مکالمات بیسیم من را وادار کرد که عملیات را با جدیت بیشتر دنبال کنم... ( کلاغ ها: نمی خواستيم اين را بنويسيم اما ژنرال ديگر گندش را درآورده !! او متاسفانه به نوعی خودشيفتگی بيمارگونه دچار می باشد . فقط در سه جمله ی بالا و همينطور جمله های بعدی ٬ تعداد « من » هايش را بشماريد !!) ... من هیچ فایده ای در جستجوی مجدد یال اصلی نمی بینم ...این شد که فورا با دو محلی به دنبال 2 نفر دیگر از روستاییان ... راهی  آن دره شدم...اینک ما ده نفر بودیم! من و 9 جستجو گر محلی. شانس آوردم امروز نیز " کمال" در تیم من بود... در مسیر جستجو مدام موبایل من زنگ می زد و مکالمات غیر ضروری به ویژه در دو موضوع ادامه می یافت... در همان  گزارش نخست من اطلاع دهندگان را هدایت کردم که چه باید بکنند. من در کوه و در میان دره های برفگیر کاری نمی توانستم انجام دهم. اما همچنان اصرار بی مورد در تماس با من ... ( کلاغ ها: حالا ديگر مطمئن هستيم ژنرال فرشيد فاريابی از پاره ای مشکلات روانی و شخصيتی رنج می برد . او  گزارش امداد و نجات يک حادثه را به صحنه ی خودستائی های خنده دار خود تبديل کرده است !!) ... مشکل ارتباط بی سیم من با تیم های بالایی کمک بزرگی در هماهنگی کرد... من در مسجد راژان در عصر روز نخست کاملا شرایط را برای دوستان حاضر تشریح کردم...  روستاییان حداقل در مواجهه با من همچون روز قبل اطاعت پذیری بیشتری داشتند...( کلاغ ها: و در کمتر از دو روز حضور ژنرال فرشيدفاريابی در منطقه ٬ روستائيان اطاعت پذيری از او را می آموزند !! نوشتن به ژنرال ما کمک می کند که بتواند به تمام خواست ها و آرزوهای برآورده نشده و تمايلات سرکوب شده اش از تولد تا حال ٬  رنگی از واقعيت زند !! ... بـــــــرای بهبودی اين خودشيفتگی کودکانه ی « دن کيشوت»  ٬ شما هم دعا کنيد!! )...»

از وبلاگ : سرود کوهستان

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٩ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +


راز هيلاری ٬ راز اورست !

چه کسي براي نخستين بار پا به قله «اورست» گذاشت؟ اين پرسشي بود که از روز انتشار خبر صعود «سر ادموند هيلاري» و «شرپا تنسينگ نورگاي» به بام دنيا پديد آمد و تا 33 سال در ذهن جهانيان دوام آورد تا اينکه با مرگ «تنسينگ» در سال 1986، هيلاري که تا آن روز به احترام همنورد تبتي اش سکوت اختيار کرده بود راز اورست را فاش کرد؛ «ما با هم (به قله) نزديک مي شديم که تنسينگ طنابش را شل کرد.» هيلاري بدين ترتيب پرده از تواضع شرپاي مشهور برمي دارد که چگونه به احترام دوستش خود را تعمداً پشت سر او قرار مي دهد. فاتح نيوزيلندي ادامه مي دهد؛ «من با ايجاد يکسري جاي پا ادامه دادم. لحظه يي بعد روي محوطه يي مسطح و برفي بودم که در اطرافش چيزي جز فضاي خالي نبود. تنسينگ به سرعت به من ملحق شد و ما با حيرت به اطراف نگاه کرديم. دريافتيم که به اوج جهان رسيده ايم و اين لذتمان را مضاعف کرد.» اين روايتي بود که هيلاري عيناً در کتاب خود با عنوان «مشاهده از قله» در سال 1999 از لحظه فتح اورست نقل کرد. او با خود عهده کرده بود که تا تنسينگ زنده است نگذارد کسي از راز فتح اورست مطلع شود. اما «سر ادموند هيلاري» بيش از فتح اورست به خاطر خدمات شايانش به مردم فقير نپال شهره بود. او حتي همسر نخستش لوئيس و دختر شانزده ساله اش بليندا را در جريان يک سانحه هوايي در نپال فدا کرد. در روز 31 مارس 1975 همسر و دختر او که براي ديدنش به اين کشور مي آمدند بر اثر سقوط هواپيمايشان درگذشتند و هيلاري تا سال 1990 براي تجديد فراش انتظار کشيد. او بيش از 120 بار به نپال سفر کرد که آخرين مورد در سال 2007 بود و کمي بعد وقتي در اوان88 سالگي به قطب جنوب سفر مي کرد به اطرافيانش گفت؛ «اين آخرين سفر من خواهد بود.» اما هيلاري هنوز يک سفر ديگر در پيش داشت؛ «مرگ».

روزنامه اعتماد ۲۷ دی ۸۶

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +


بررسی نقش ارامنه در کوه نوردی کشور

 

 

 

 

 

عباس محمدی ـ سورن سپانيان:

« ايرانيان ارمني با وجود آنکه درصد کوچکي از کل جمعيت کشور را تشکيل مي دهند، اما در زمينه هاي گوناگون جامعه ايراني حضور و تاثير چشمگير داشته اند. هر ايراني ساده، در محله خود يا کمي دورتر، يک صنعت گر (تراشکار، مکانيک و...) ماهر ارمني مي شناسد که در حرفه خود استادانه کار مي کند و زبانزد ديگران است...از نخستين کوه نوردي هاي ورزشي که سابقه آن را در ايران داريم، کوه روي هاي سمبات سرکيسيان (متولد 1270 خورشيدي در تفليس) است که پس از مهاجرت به ايران به کوه نوردي پرداخته است. آغاز ورزش اسکي در ايران با نام ده کوچک و ارمني نشين تلو در شمال شرق تهران (جاده لشگرک) پيوند خورده است. طبق نوشته هاي محسن محسنين، دکتر عبادالله بصير که از مبلغان و پايه گذاران ورزش هاي نو در ايران بوده است، پس از آنکه تحصيلات خود را در فرانسه به پايان مي رساند و در سال 1316 خورشيدي به کشور بازمي گردد، طريقه ساخت چوب اسکي را به دو کارگر مجار نجاري صدري در خيابان لاله زار ياد مي دهد. او به همراه چند نفر از دوستان براي اسکي به تپه هاي تلو مي رفتند، و کم کم اين نقطه به پيست تلو يا پيست لشگرک معروف شد و بسياري از اسکي بازان تهران در روزهاي تعطيل به آنجا مي رفتند...»

ادامه ی اين تحقيق تاريخی و ارزشمند را می توانيد در لينک زير بخوانيد:

http://www.etemaad.com/Released/86-10-27/267.htm

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +


در ستايش آزادی !

 

 

 

 

آزادی به بال ها می ماند

به نسيمی که در ميان برگ ها می وزد

و بر گلی ساده آرام می گيرد .

به خوابی می ماند   که در آن

                                    ما خود

                                           رويای خويشتن ايم .

به دندان فرو بردن در ميوه ممنوع می ماند آزادی

به گشودن دروازه ی قديمی متروک و

                                            دست های زندانی .

« اوکتاويو پاز »

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٧ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +


چشم اندازهای ايران : گيلان !

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عکس ها از : www.gilannews.ir

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +


و ياد شورانگيز عاشورپور !

احمد عاشورپور پیشکسوت موسیقی فولکلوریک، آهنگ‌ساز، ترانه‌سراى گيلانى، آزادیخواه و هنرمند ملی ایران ٬ در ۹۰ سالگی روی به نقاب خاک کشید. عاشور پور آفرینشگری بود که توانست موسیقی فولکوریک را با موسیقی علمی، شورانگیز و مدرن در آمیزد و از مسیر این باز آفرینی به هنرمندی ملی تبدیل شود. بسیاری از ترانه های عاشورپور همچون "جوما بازار"، "آی جنگی جنگی جان"،"آی ليلی" و "آفتاب خيزان" که برگرفته از زندگى، عشق، اندوه و آرزوهاى مردم گيلان است، به دلیل قریحه سرشار و صدای شورانگیز او به آوازهای ملی و محبوب همه ایران تبدیل شدند. عاشور پور در سال ۱۳۲۲ به عضويت حزب توده ایران درآمد و به دلیل فعاليت هاى سياسى چند سالى را در زمان رژیم سابق در زندان و تبعید و پس از انقلاب در مهاجرت بسر برد....پیکار برای آزادی، عشق به ایران وایرانیان و موسیقی برای عاشورپور همچون دريايی بود كه برای گذر از آن ازهيچ فداکاری کوتاه نمی‌آمد. زندگی عاشورپور سرشار از رنجها، چالش ها، امیدها و کوشش های بزرگ بود. او هرگز در برابر ستيزها و فشارهای گوناگون سر تسليم فرود نياورد و در راه خويش يابی، نوسازی هنری و امید به ایرانی مردم سالار و شکوفا دشواری های سهمگين را بجان خريد. آوای شورانگیز و ماندگارش، پژواک واقعی شخصیت انسانی اش نیز بود.

از سايت : ايران امروز

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +


وداع با يخ های قطب جنوب !

مطالعات جدید نشان می دهد طی یک دهه گذشته 75 درصد از یخهای قطب جنوب آب شده است...دانشمندان هشدار دادند دراین میان صفحات پهناور غریی قطب جنوب بر خلاف تصورات فعلی به دلیل ادامه گرمایش زمین ناپایدار شده و نسبت قابل توجهی از آنها آب شده است.تا پیش از این تصور می شده است که صفحات یخی غول پیکر غرب قطب جنوب هیچ لطمه ای از جانب گرمایش زمین نمی بینند اما مطالعات اخیر دانشمندان نشان داده است که این صفحات به جهت تداوم گرمایش زمین ناپایدار شده که نتیجه آن افزایش خطر بالارفتن سطح آب دریاها خواهد بود. مطالعات جدید دانشمندان نشان می دهد درحالی که این بخش از صفحات یخی بخش چندان بزرگی از سراسر جنوب را شامل نمی شود، اما یافته های جدید نشان می دهد به دلیل آنکه قطب جنوب 90 درصد یخهای زمین را در خود جای داده است این مساله می تواند به شدت نگران کننده باشد...نتایج این بررسی نشان داد که در سال 2006 بالغ بر 192 میلیارد تن از یخهای سراسر قطب جنوب آب شده و این در حالی است که سهم منطقه غربی این قطب در از دست دادن صفحات یخی رقم نگران کننده 132 میلیارد تن بوده است.

از : جام جم آنلاين

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٥:۳٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +


عکس روز !

 

 

 

 

 

 

برف خيابان های کابل را هم سفيد پوش کرده است ... عکس از : خبرگزاری AFP

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٥:۳۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +


و نوشته ای از منتقد ادبی ...

سلام کاظم فریدیان ؛
.
می­خواستیم یک "عزیز" هم اضافه کنیم که یادمان آمد ممکن است شما برداشت "مزورانه" از آن داشته باشید ( پست نقد آقای رامین شجاعی در مورد فدراسیون در وبلاگ کوه­نوشت و کامنت­های ذیل آن را که حتماً خوب به­یاددارید ) ؛ هرچند در "ژست­"های داخل استودیو قبل از نمایش فیلم « از ببر هم راه­راه­تر » – آن­جا که بالاجبار می­خواستید از آقای رامین شجاعی نام ببرید – هنگام بیان عبارت "... به اتفاق یک دوستی،آقای رامین شجاعی ..." ، انگارۀتان را فراموش کردید که ممکن است اندکی و اقلیتی از آن­ها که روبه­روی پنجرۀ جعبۀ جادو نشسته­اند ، مانند خودتان از کلمۀ "دوست" ، برداشت "مزورانه" کنند و ... ؛ بگذریم ؛
.
بحث­های خوبی میان آقای محمدی ، شما و دوستان مطرح شد ؛ ما هم استفاده کردیم ؛ اما آن­چه باعث می­شود این چند خط را برای شما سیاه کنیم ، "ژست" و ادعایی بود که در آخرین خط ، خطاب به یکی از دوستان گرفته و نوشته­بودید ؛ خوب البته شما راست می­گویید ؛ شما همواره ودر همه حال راست می­گویید ؛
.
هم در اعلان هدف از برگزاری برنامۀ غار پراو ؛
.
هم در گزارش برنامۀ غار پراو ؛
.
هم در پذیرش اشتباه­هایی که در آن برنامه متوجه شما بوده­است ؛
.
هم در تنظیم « ویژه­نامۀ غار پراو » ( گاه­نامۀ شمارۀ 12 انجمن ) توسط دوست صمیمی­تان و معرفی « مرحوم امیر احمدی » به عنوان سرپرست برنامه­ای مجزا و بی­ربط به برنامۀ شما ؛
.
هم در مخابرۀ خبر صعود قلۀ اصلی برودپیک ؛
.
هم در بیان دلیل مخابرۀ آن خبر ؛
.
هم در گزارش و بیان دلایل عدم موفقیت در برودپیک ؛
.
هم در دلیل استفاده از پرچمی من­درآوردی در ک2 ؛
.
هم در استدلالی من­درآوردی­تر در مورد پرچم رسمی کشور ؛
.
هم در مخابرۀ خبر « صعود قلۀ ک2 با پرچم کشورمان » به واحد مرکزی خبر صداوسیما ؛
.
و حالا هم در پاسخ به دوست ؛
.
راست می­گویید ؛ "کدام­یک از کسانی که درست و غلط ، راست و دروغ ، با و بی­بهانه راجع به شما اظهار نظر می­کنند تا به حال از شما جواب شنیده­اند ؟" ؛ خوب معلوم است ، هیچ­کس ؛ گفتیم که شما راست می­گویید ؛ واقعاً اگر از این مرتبۀ اخیر و استثنایی صرف­نظر کنیم ، کدام­یک از این کسان تا به حال از شما با نام « کاظم فریدیان »پاسخ شنیده­اند ؟ خب معلوم است ، هیچ­کس ؛ گفتیم که شما راست می­گویید ؛ چون برخی از آن کسان ، بدون نام یا با نام­های دیگر پاسخ شنیده­اند ؛ دیدید بی­دلیل نبود که می­گفتیم شما راست می­گویید ؟ شما آن­قدر راست گفته­اید و فضا را با راستی عطرآگین کرده­اید که دیگر همه خجالت می­کشند یا جرأت نمی­کنند دروغ بگویند چون به طرفة­العینی دستشان رو می­شود ؛
.
راستی ، یکی از آن نشست­های­ ماهانۀ انجمن کوه­نوردان ( شهریور 1385 ؟ ) را که در آن یکی از مربیان و پیش­کسوتان ، گزارشی از برنامۀ تلاش خود و هم­نوردانش بر روی کوه « موست­آق­آتا » ارایه نمود ، یادتان می­آید ؟ و آن « خبر دروغ صعود قله » که توسط یکی از اعضای تیم در ارتفاع 7000 متری به کشور مخابره شده­بود ؟ حتماً خاطر مبارکتان هست که ایشان در آن گزارش ، آن عمل را به شدت تقبیح کردند و خواستار برخورد جدی جامعۀ کوه­نوردی با چنین پدیدۀ شومی شدند ؛ سؤالتان را از ایشان در این مورد با آن "همه پرروییِ" – همان خصلت و خصیصۀ بارزی که خودتان هم به آن اعتراف دارید – ، با آن "ژست" حق­به­جانب و معصومانه – تو گویی خودتان هرگز مرتکب چنین خبط و خطایی نشده­اید – ، با آن تاکتیک « فرار به جلو » واستراتژی « کی بود کی بود من نبودم » به خاطر دارید ؟
.
"ژست نه ؟"
.
"نمایش نه ؟"
.
"پس چه ؟"
.
چه­طور شما برای « خودتان » در ارتفاع حدود 5000 متری پای­گاه برودپیک و در داخل چادر و موقعیت پایدار ، « حقّ جوّزدگی » قائل هستید و انتظار دارید دیگران توضیحات و توجیهات شما را بی­هیچ اما و اگری و دربست قبول کنند اما برای « دیگران » در ارتفاع حدود 7000 متری و در هوای آزاد و موقعیت ناپایدار ، چنین حقی قائل نیستید ؟ خوب البته شما حق دارید ؛ تحت هر شرایطی حق با شما است ؛ چه قله را صعود کنید چه نکنید ، چه جوزده باشید چه نباشید ، چه راست بگویید چه نگویید ، چه دروغ بگویید و چه بعد توجیه کنید ، تحت هر شرایطی حق با شما است ؛ تحت هر شرایط ؛ حتی آن­جا که در مقابل چشمان صدها و صدها تماشاگر جعبۀ جادو ، سوار بر موتوسیکلت از خط ممتدِ مضاعف وسط خیابان عبور می­کنید و به محدوده و حریم کسانی که در سمت دیگر و برخلاف جهت شما حرکت می­کنند تجاوز می­کنید ؛ نگفتیم تحت هر شرایطی حق با شما است ؟
.
چند روز پیش سال­روز درگذشت مردی به­واقع شهیر و بزرگ بود ؛ و جالب آن­که او نه برای شهرت تلاش کرد و نه برای بزرگی ؛ در طی این سال­هاکم نبوده­اند کسانی که کم­تر یا بیش­تر از او مدال و مقام آوردند ، شاید به­زعم خود مشهور هم شدند ، اما بزرگ ؟ بسیاری سعی کردند مانند یا لااقل بدیل او شوند اما هرچه بیش­تر دست­وپا زدند بیش­تر در باتلاق خودساخته فرو رفتند ، غافل از این­که او برای « تختی­شدن » تلاش نکرد ؛ او خودِ خودش بود و بدین­ترتیب همه چیز به سراغش آمد ؛
.
در طول چند صباحی که از نعمت تن برخوردار شده­ایم ، « شناخت » همواره مهم­ترین دغدغۀ ذهنی­ام بوده­است ؛ نمی­توانم بگویم که در زمینه­های مختلف و نامتناهی آن ، چه­قدر پیش­رفت داشته­ام یا اصلاً توانسته­ام در آن زمینه­ها و وادی­ها وارد شوم یا خیر ، اما یک چیز را می­توانم بگویم ؛ این­که شناخت برخی چیزها و افراد ، خیلی سخت و بر عکس ، شناخت برخی دیگر خیلی آسان است ؛
.
برای بسیاری ، این­که « مالوری » اولین بوده یا « هیلاری » ، « مسنر » فلان کار را انجام داده یا « کوکوچکا » بهمان کرده ، « بانینگتن » چنین گفته یا « لافای » چنان وصیت کرده ، « مرحوم اوراز » برای کشور افتخار آفریده یا « مرحوم خادم » مرزها را درنوردیده ، و فهرست بلندبالایی از نام­ها و کارهایی از این دست ، مهم است ؛ واقعاً هم مهم است ؛ امابابیش و پیش از آن ، « شخصیت » آن­ها که در پس آن نام­ها و کارها قرار دارند اهمیت دارد ؛ اشکالی ندارد ، می­تواند برای شما و برای آن بسیاری ، مهم نباشد ؛ اما خب ، چه می­شود کرد ؟ یک عده­ای "شکست­خورده" و احتمالاً علیل و فقیر و حسود و بخیل و ... و ( به­طور کلی ) دارای هرگونه صفت نکوهیده­ای – که می­توان به ناقد و منتقد منتسب کرد – ، پیدا می­شوند که این چیزها برای­شان مهم باشد ، سر خود را به هر کسی رهن ندهند ، دست­هایشان بی­دلیل و از سر هم­رنگی جماعت برهم نخورد ، گوش­هایشان را به باورکردن هر چیزی عادت ندهند و چشم­هایشان را به ظاهر ندوزند ؛ برای­شان مهم­تر از ظاهر و نمای ساختمان ، پایه و استخوان­بندی آن باشد و مهم­تر از ظاهر و رنگ خودرو ، قوای­محرکۀ آن باشد ؛ چه درغیراین­صورت ، دکورهای شهرک سینمایی را باید ساختمان­هایی زیبا به حساب آوریم و آردی را هم پژو ( چون شما خیلی به مسابقات فرمول ، "عفت { شاید هم : افت } رانندگی مایکل { میشائیل ، یا دقیق­تر : میکهائیل } شوماخر" ، "لایی­کشیدن با سرعت 180-190 تا با مدل 206 از خانوادۀ پژو" ، "حرکت با سرعت مجاز در خط سبقت" و این اواخر هم به فیلم­سازی و "اسپیلبرگ"­ علاقه داشته پیدا کرده­اید از این تمثیل­ها استفاده شد ) ؛ آن دوست خوش­قلب اهوازی­مان و بسیاری دیگر هم ممکن است شما را از راه "صعودهای پرغرور"تان بشناسند اما خب ، اقلیتی هم شما را علاوه بر آن "صعودهای پرغرور" از راه­های دیگری هم می­شناسند ؛ و البته تقدیر الهی بر آن نبود که « مرحوم خادم » موفق به صعود ­شود تا ببینیم دیگران ایشان را از همان راه "صعودهای پرغرور"شان می­شناسند یا به سیاق و روال گذشته ، هم­چنان این صعودها را با صفت "توریستی" ، "همگانی" ، "یومارزنی بر روی طناب­های ثابت نصب­شده توسط روس­ها و قزاق­ها" و ایضاً آمریکایی­ها و کره­ای­ها و پرتغالی­ها و چک­ها و ایتالیایی­ها و شرپاهای نپالی به­کارگرفته­شده در پاکستان و سقوط­کرده و جان­باخته در راه صعود دیگران ، یاد می­کنند ؛ خب تقدیر این­گونه نبود ، بازهم اشکالی ندارد ؛ اشکالی ندارد که مجری برنامۀ مستند 4 سیما از شما در مورد آن طناب­های ثابت و این­که "چه کسانی آن­ها را نصب می­کنند" می­پرسد و شما به جای پاسخ صریح و دقیق ، طفره می­روید ؛ خب آن­جا که دیگر نشست­های ماهانۀ انجمن یا جلسات باشگاه نیست که برای شما ... ؛ باز هم بگذریم ؛
.

ما هم با شماموافق­ایم ؛ "انجمن باید محور فعالیت خودش را به کوه­نوردی اختصاص دهد" ؛ انجمن را چه به "بزها" ؟ تمام اعضای انجمن باید جلوی فدراسیون بست بنشینند ، ریش سفیدان انجمن باید در هر همایش و مراسمی از میهمانان ویژه دعوت کنند ، و رییس انجمن و دیگر زعما به ملاقات رییس فدراسیون بروند و پادرمیانی کنند و بگویند که حالا این بندۀ خدا یک کاری کرده ، نیتش که خیر و رعایت مسایل شرعی بوده ، هم­باشگاهی­ها هم که سرود جمهوری اسلامی را – حتی به­تر از تمام ورزشکاران تیم­های ملی تمام این سال­ها – از بر و بدون کوچک­ترین ایرادی و با صدای بلند خواندند و ... ، بل­که « معرفی­نامۀ » فدراسیون برای دریافت کمک چند میلیونی ( هشت میلیون یا ده میلیون ؟ ) سازمان ورزش دریافت شود ، شاید از این طریق ، عمدۀ آن ( به قول جناب نظام­دوست : ) "پارگی هزار جای کوه­نورد مادرمرده" ترمیم شود ؛ واقعاً "حیف این همه استعداد" ؛
.
در پایان بابت آن پاسخ­ها و "نوشته­ها" – هرچند با نام کاظم فریدیان نبوده است – که "نشان احترام عمیق" شما به ما بوده­است از شما تشکر می­کنیم و متقابلاً احترام عمیق ما را نسبت به خودتان پذیرا باشید ؛ و امیدوار ایم یک بار هم که شده ، به جای "آزردگی" و "تأسف برانگیزی" ، اصل موضوع را که همان "تلنگری به بلور باورها و رؤیاها" است مد نظر داشته­باشید ؛ این­که نوشتن و "جواب" دادن با « نام­های گوناگون » شاید اشکالی قابل­چشم­پوشی داشته­باشد اما زمانی که کسی چنان "ژستی" می­گیرد و چنان ادعایی می­کند ، دیگر ... ؛

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +


"I am the one who has been lost in the mountains"

كوه نورد ژاپني كه بيش از يك هفته در هواي منجمد كوهستان گم شده بود، پيش از رسيدن به يك استراحتگاه اسكي، با خوردن برف خود را زنده نگه داشت. «ماسايوكي ناكامورا» سي‌ام دسامبر، راهي كوه آزوما در شمال شهر توكيو شد اما در ميانه راه، مسيرش را گم كرد و بيش از يك هفته در اين كوه سرگردان شد.

اين كوه نورد تلفن همراه نداشت و پس از چند روز ذخيره غذايي‌اش تمام شد؛ از اين رو براي زنده ماندن تمام مدت از برف به عنوان غذا استفاده مي‌كرد تا اينكه سرانجام خود را به يك استراحتگاه اسكي رساند و كارمند استراحتگاه كه از فاصله دور متوجه او شده بود به كمكش آمد. اين مرد ژاپني كه به علت سرمازدگي خفيف به بيمارستان منتقل شد، به خبرنگاران گفت: هرگز نمي‌خواهم دوباره كوه نوردي كنم.

خبرگزاری ايسنا ـ www.japantoday.com

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٥:٥٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٤ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +


سرمازدگي (هيپو ترمي)

سرمازدگي عمومي يا هيپو ترمي:
كوهنوردي وورزشهاي طبيعي نظير اسكي،غار نوردي،سنگنوردي،... از ورزشهايي است كه فرد در تماس مستقيم با سرما ،رطوبت،باد و...بوده و همواره در معرض سرمازدگي وهيپوترمي مي باشد.
زمانی که حرارت بدن انسان به دمای زیر 35 درجهء سانتیگراد می رسد سرمازدگی عمومي يا هيپو ترمي به انسان دست می دهد.سرمازدگی های متوسط را می توان به خوبی درمان نمود.اما زمانی که حرارت بدن به زیر 36 تا 24 درجه سانتیگراد می رسد شانس بهبودی بسیار ضعیف می باشد.
توانايي بدن در مقابله با سرما بسيار كمتر از توان آن براي مقابله با گرما است و در واقع روش اصلي براي گرم نگه داشتن بدن استفاده از لباس و پوشش مناسب است . علاوه بر اين عواملي مثل :ارتفاع،خستگي , تغذيه نامناسب ،كم آبي (شرايط موجود در ورزش كوهنوردي), سابقه بيماري (مرض قند , بيماري قلبي - عروقي يا تنفسي , ...) , مصرف داروهاي خاص (مثل داروهاي فشارخون , الكل ،مواد مخدر) , نامناسب بودن لباس و پوشش فرد و عوامل مختلف ديگري نيز باعث مستعد شدن فرد به كاهش درجه ي حرارت بدن و آسيب هاي ناشي از آن خواهد بود .
عدم تحرك براي مدت طولاني (مثلآ در صعود هاي تركيبي وصعود از يخچالها ) به علاوه ي سردي هوا , رطوبت بالا , وزيدن باد و خيس بودن لباس ها گرفتار شدن در بهمن نيز باعث مستعد شدن فرد و بروز سريع تر و شديدتر آسيب هاي ناشي از سرما خواهد شد .
در موارد آسيب هاي ناشي از سرما نيز پيشگيري بر درمان مقدم است و با رعايت اصول مقابله با سرما حتي در بدترين شرايط آب وهوا نيز مي توان از بروز آنها جلوگيري كرد .
رطوبت هوا به همراه وزش باد باعث از دست رفتن درجه ي حرارت بدن مي گردد . به ويژه هرچه سرعت باد بيشتر باشد , كاهش درجه حرارت بدن سريع تر خواهد بود . وزش باد تند در يك آب و هواي سرد و مرطوب به سرعت باعث كاهش درجه حرارت بدن فرد خواهد شد .
دربرخي شرايط مانند قرار گرفتن طولاني در معرض آب و هواي بسيارسرد و يا غوطه ور شدن در آب بسيار سرد(همچون پيمايش غار هاي رودخانه اي ), بدن توانايي توليد حرارت لازم براي مقابله با سرماي محيطي را ندارد و در نهايت دچار كاهش دماي عمومي بدن مي گردد . به اين حالت اصطلاحاً هيپوترمي گويند . در اين حالت هيپوتالاموس مغز دچار اشكال در عملكرد مي شود و بدن قادر به كنترل دماي قسمت مركزي خود نيست و درجه حرارت حرارت مركزي بدن از 37 درجه به كمتر از 35 درجه سانتي گراد خواهد رسيد . افراد سالخورده و ضعيف بخصوص اگر لاغر , خسته و گرسنه هم باشند بيشتر مستعد هيپوترمي هستند.


علائم و نشانه ها :
1- فرد احساس سرمای شدید میکند.
2-بی اختیار لرز شدیدی به مصدوم دست می دهد و بدن آنها دچار لرز مي شود .
3- پوست سرد وخشك و رنگ پریده مي شود.
4- نبض كند مي گردد.
5- تعداد تنفس بيمار كمتر از حالت طبيعي مي شود .
6- درجه حرارت بدن به 35 درجه يا كمتر مي رسد .
7- در مراحل بعدي بیهوشی به فرد دست ميدهد:تشخیص تنفس و ضربان قلب مصدوم دائما مشکل تر می شود.
8- خواب آلودگي ظاهر مي شود كه ممكن است به كُما منجر شود .
9- ممكن است ايست قلبي رخ دهد .

ساير علائم عبارتند از :
پوست سرد : يكي از علائمي كه دلالت بر افت دماي بدن و بروز حالت هيپوترمي دارد .(به ويژه سرد بودن پوست شكم )
لرز :
از واكنش هاي دفاعي بدن براي گرم كردن خود است و بدن بطور خودكار سعي مي كند تا با افزايش كار عضلات حرارت بيشتري توليد كند و دماي قسمت مركزي خود را ثابت نگه دارد . اما با پيشرفت آسيب و كاهش بيشتر دماي بدن , اين واكنش دفاعي نيز مختل مي شود .
گيج و منگ شدن مصدوم و از دست دادن قدرت قضاوت وتصميم گيري و از دست دادن هماهنگي حركات و فعاليتهاي بدني
اشكال در تكلم و صحبت كردن و همچنين سفتي و انقباض عضلاني از ديگر علائم هيپوترمي مي باشد .


كمك هاي اوليه :
1- با رعايت اصول ايمني ابتدا بيمار را از تماس بيشتر با سرما نظير بادوتماس با سنگ ،يخ وبرف باز داريد.
2-سپس ارزيابي اوليه مصدوم و انجام مراحل ABC (كنترل راه هوايي , تنفس , ضربان قلب ) و ديگر كمكهاي اوليه ي ضروري در صورت لزوم .
3- بيمار را در يك پوشش محافظ بپیچید بطوری که سر و گردن را بپوشاند.نباید دست ها و بازو های مصدوم در تماس با بدنش باشد. زیرا این کار باعث می شود حرارت بدن مصدوم به خارج منتقل شود.
4-انتقال مصدوم به مكان گرم و خشك ودور از باد و ترجيحاً سربسته (مانند پناهگاه , چادر ,غار برفي , ... )
5-خارج كردن لباس هاي مرطوب , خيس يا تنگ مصدوم و در صورت امكان پوشاندن لباس خشك به مصدوم و قرار دادن وي در داخل كيسه خواب يا انداختن پتوي گرم و خشك بر روي او.
6-هيچگاه بدن مصدوم را با مالش گرم نكنيد و او را نيز تشويق به انجام فعاليتهاي بدني و راه رفتن نكنيد .
7-بدليل كاهش درجه حرارت بدن و بروز اختلال در سيستم الكتريكي قلب , هر ضربه ي ناگهاني ممكن است منجر به بي نظمي هاي بسيار شديد و كشنده در ضربان قلب فرد گردد . بنابراين حتي براي خارج كردن لباس هاي مصدوم ابتدا آنها را قيچي و سپس از بدن مصدوم خارج كنيد .
8-در صورتي كه فرد هوشيار است و دچار تهوع و استفراغ شديد نيست مي توانيد , نوشيدني و غذاي گرم به وي بدهيد .
9-مصدوم را از نظر یخ زدگی وسرمازدگي موضعي معاینه کنید و در صورت لزوم به درمان آن بپردازید ولي الويت ابتدا با سرمازدگي عمومي مصدوم است.
10-نباید به مصدوم بيهوش نوشیدنی بدهید.
11-نباید دست یا پای مصدوم را ماساژ دهید یا مصدوم را تشویق کنید که ورزش کند.
نكته : براي كنترل نبض مصدوم مبتلا به هيپوترمي بايد حدود 30 تا 45 ثانيه صبر كنيد.
مهم : حتي در صورت فقدان هوشياري و ديگر علائم حياتي مثل تنفس و نبض نبايد فرد را مرده قلمداد كرد .

گردآوری:  دكتر حميد مساعديان

از : http://www.iranmountainmedicine.com/frostbite(H).html

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +


ادموند هیلاری ، اولین فاتح قله اورست درگذشت

 

 

 

 

 

 

سِر ادموند هیلاری ، کوه نورد اهل زلاندنو  و نخستين فاتح اورست ٬ در سن 88 سالگی درگذشت . هلن کلارک، نخست وزیر زلاندنو، این کاشف را چهره ای حماسی توصیف کرد و گفت همه مردم این کشور عمیقا از مرگ او متاثر هستند.بنابه گزارش ها وضع سلامتی سِر ادموند از ماه آوریل رو به وخامت بود، یعنی از زمانی که هنگام بازدید از نپال زمین خورد.

 

 

 

 

 

 

وی اولین کسی بود که در 29 مه 1953 همراه با تنزینگ نورگی، راهنمای نپالی، به قله 8848 متری اورست صعود کرد. او از آن زمان به بعد زندگی اش را وقف کمک به راهنماهای (شرپا) ناحیه کومبوی نپال کرد. وی در سال 2003 شهروند افتخاری نپال شد. نخست وزیر زلاندنو هنگام اعلام این خبر در روز جمعه ادموند را چهره ای حماسی خواند "که نه فقط اورست را فتح کرد بلکه تمام زندگی اش با عزم، تواضع و کرامت گذشت. این ماجراجو، این مرد خَیِر و این کوهنورد افسانه ای معروف ترین زلاندنویی است که تاکنون زیسته است. او متعلق به همه ما بود . از ظاهر نخراشیده اش تا کلام موجزش تا صداقت و صراحتش. همه مردم زلاندنو در سوگ خواهند نشست."

 

 

 

 

 

 

سِر ادموند در 19 ژوئیه 1919 در اوکلند به دنیا آمد و در جریان جنگ جهانی دوم خلبان نیروی هوایی بود. وی در دهه 1980 سفير زلاندنو در هند بود...

متن خبر: BBC       عکس ها : اينترنت

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +


پرواز را به خاطر بسپار ...

 

 

 

 

 

 

                                               La promesse(1960) - René Magritte

خيال دلکش پرواز

             در طراوت ابر

                         به خواب می ماند

پرنده در قفس خويش خواب می بيند .

                                            « هوشنگ ابتهاج »

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +


دماوند : نخستين ميراث طبيعی ايران !

 

 

 

قله دماوند به‌عنوان نخستين اثر ملي در زمينه ميراث طبيعي به ثبت ملي مي‌رسد. فريبرز دولت‌آبادي، معاون ميراث فرهنگي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري گفت: «پرونده قله دماوند را به‌عنوان نخستين اثر طبيعي ملي در دستور ثبت داريم تا ثبت آثار طبيعي ملي با نام دماوند آغاز شود.» وي همچنين دراين‌باره افزود: «سه پرونده مهم براي ثبت آثار طبيعي كشور در فهرست ميراث طبيعي جهاني در دست رسيدگي داريم كه شامل جنگل‌هاي حرا در قشم، جنگل‌هاي هيركاني در شمال كشور و درختان دير زيست مي‌شود.» دولت‌آبادي ثبت جهاني جنگل‌هاي هيركاني شمال كشور را پرونده‌اي مشترك بين ايران و كشور آذربايجان توصيف كرد...در حال حاضر به جز سه پرونده‌اي كه قرار است براي ثبت جهاني مطرح شوندو همين‌طور قله دماوند، سازمان‌هاي متولي طبيعت هنوز پرونده مشخصي را براي ثبت پيشنهاد نداده‌اند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

جنگل ابر : اعتراض مردمی به ساخت جاده

 

 

 

سه‌شنبه گذشته، جمعيتي از طبيعت دوستان وتشكل‌هاي زيست‌محيطي، مقابل اداره كل محيط‌زيست شاهرود گرد هم آمدند تا نسبت به ساخت جاده شاهرود- علي آباد در جنگل ابر اعتراض كنند.آنها در حالي كه پلاكاردهايي با عناويني چون نگذاريد يكي از زيباترين جنگل‌هاي دنيا نابود شود، آيندگان نيزايراني آبادوسرسبز مي‌خواهند، جنگل ابر را ازآيندگان نگيريم و انديشه سبز مسئولان كشور را گرامي مي‌داريم، در دست داشتند، ضمن قرائت بيانيه 35 تشكل زيست‌محيطي استان‌هاي سمنان وگلستان، با احداث جاده جديد شاهرود-علي آباد به‌عنوان پنجمين مسيرشاهرود-شمال كه موجب تخريب حدود80 هكتارجنگل‌هاي هيركاني-باستاني ابر مي‌شود، مخالفت كردند.در اين تجمع آرام كه در دماي(8-)  درجه ودر حال بارش برف انجام شد، قشرهاي مختلف جامعه از جمله استادان دانشگاه، فرهنگيان، پزشكان و دانشجويان حضور داشتند...

خبرها از : همشهری آنلاين

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +


زمستان !

 

 

 

 

 

عکس از : www.webshots.com

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +


سفر به انتهای زمين !

 

 

 

 

 

آیرین شیوایی یکشنبه ۹ دی ۱۳۸۶ به نخستین جزیره در قاره جنوبگان رسید. وی نخستین بانوی ایرانی است که از مبدا ایران به قاره جنوبگان سفر کرده است.آیرین شیوایی تحت برنامه ای دانش آموزی – دانشجویی به نام "دانشجویان بر روی یخ" (SOI) عازم جنوبگان شده بود.

 

 

 

 

 

« ...من پیش از اینکه به جنوبگان برسم، فیلم ها و تصویرهای زیادی درباره اینجا دیده بودم، اما این کاملاً متفاوت از زمانی است که شما خودتان منطقه را از نزدیک "می بینید". هیبت آور و شگفت انگیز است. من نمی توانم بودن در جایی بهتر از اینجا را تصور کنم. اکنون "من عاشق سیاره ام شدم"، من عاشق قطب ها هستم و در حیرتم که ما با سیاره مان چه کرده ایم؟ آیا واقعاً از آن حفاظت کردیم؟ من که اینگونه فکر نمی کنم... پيام آيرين شيوايی چهارشنبه ۱۲ دی ۸۶ »

 

 

 

 

 

« ...جنوبگان خیلی شگفت آور است. شما نمی توانید رنگ ها را تصور کنید! یخ!... اقیانوس! این واقعاً باور نکردنی است... مدتی بود که زیاد به دنیای اطرافم توجه نمی کردم... یعنی جایی که درونش هستم. اما این در حال تغییر است. خیلی برایم سخت است که احساساتم را با واژه ها بیان کنم. هرگز در زندگی ام من بخت تجربه این چنین لحظات زیبایی را نداشتم. همه چیز این جا پاک و آرامش بخش. من عاشق اینجا هستم... پيام آيرين شيوايی جمعه ۱۴ دی ۸۶ »

منبع : http://www.nojum.ir/news/articles/611

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +


تو در افسانه ها جاويد خواهی بود !

                                     

« او پوريای ولی نبود . او هيچکس نبود .

او خودش بود . بگذار همه را به نام او  و با حضور او بسنجيم .

                                                    او مبنا و معنی آزادگی است ... »

جلال آل احمد

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +


جهان در سال 2008

 

 

 

 

 

کارشناسان هواشناسي در انگليس در گزارش تازه يي در رابطه با دماي کل جهان در سال 2008 ميلادي پيش بيني کردند که دماي هواي جهان در سال 2008 ميلادي اندکي سردتر خواهد شد اما با اين حال در فهرست 10 سالي که گرم ترين سال هاي جهان بوده اند، باقي خواهد ماند. به گزارش ايسنا در اين گزارش که به بررسي وضعيت آب و هوايي زمين پرداخته، آمده است تاثير الگوي جوي قدرتمند لانينا روي اقيانوس آرام به پايين ماندن دما کمک خواهد کرد. به گفته اين پژوهشگران پديده هايي چون ال نينو و لانينو نفوذ و تاثير مهمي روي دماي سطح جهان دارند و لانينو قوي کنوني در جهت محدود کردن دماي هوا در سال 2008 ميلادي عمل خواهد کرد، اما با اين حال دماي متوسط زمين همچنان نسبت به سال 2000 بالاتر خواهد بود. بسياري از مردم در آينده به سال 2007 ميلادي به عنوان سالي که تغييرات آب و هوايي شديدي را تجربه کرده نگاه خواهند کرد.

روزنامه اعتماد ۱۶/۱۰/۸۶

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٤:٥۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +


هشدارهواشناسي: دربدترين شرايط آب‌وهوايي‌هستيم!

مديركل پيش بيني سازمان هواشناسي كشور روز يكشنبه شرايط كنوني آب و هوايي كشور را حاد و در نوع خود جزو بدترين شرايط آب و هوايي دانست و پيش بيني كرد تا دو روز آينده هواي تهران به‌هشت تا ‪ ۱۰‬درجه زير صفر برسد... او افزود: اين كاهش شديد دما تا روز چهارشنبه در اغلب نقاط كشور ادامه خواهد يافت. در نتيجه بارش‌هاي اخير ، كاهش شديد دما در چند روز آينده منجر به يخبندان خواهد شد. وضعيت بحراني يخبندان در جاده‌هايي كه در مسير سلسله جبال البرز قرار دارند، بيشتر از ساير نقاط كشور است.

وی همچنين در خصوص توقف بارش‌ها در كشور گفت: وضعيت هوا از نظر بارش به تدريج به حالت طبيعي بازخواهد گشت و در غالب استان‌ها، حداكثر تا پايان امشب، بارش‌ها متوقف خواهد شد و در استان‌هاي حاشيه درياي خزر نيز بارندگي تا چند روز آينده ادامه خواهد يافت. او گفت: از ديد كلي ، سردترين دوره سرما مربوط به دو هفته اول دي ماه است و رخداد سرما در اين وقت سال كاملا محتمل بوده است. با مراجعه به وضعيت آب وهوا در چند سال گذشته مشخص مي‌شود، اين وضعيت هوا در سال‌هاي گذشته نيز بوده است، اما شرايط كنوني حاد است و در نوع خودش جزو بدترين شرايط آب و هوايي است.

ايرنا ۱۶/۱۰/۸۶

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٥٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +


نشست دی ماه و حکايت اين کوه نوردان بی فرهنگ تبريزی !!

 

 

 

 

 

برخورد و عملکرد زشت و غير اخلاقی و توهين آميز تعدادی از کوه نوردان تبريزی موجب گرديد انجمن کوه نوردان ايران برای اولين بار نتواند نشست ماهانه ی خود را برگزار نمايد !

روز چهارشنبه ۱۲/۱۰/۸۶ و طبق اعلام قبلی ٬ برنامه ی اصلی نشست دی ماه انجمن کوه نوردان اختصاص يافته بود به : ارائه گزارشی از نخستين تلاش تيمی از کوه نوردان تبريزی برای صعود قله ی ۴۷۰۱ متری اوشبا ( گرجستان) از مسيری جديد و همچنين معرفی کوه ها و ديواره های استان آذربايجان شرقی توسط يکی از نفرات اين تيم . اما ... در حدود ساعت ۳۰/۱۷ و در شرايطی که بارش بی امان برف ٬ بعد از مدتها چهره ی تازه و متفاوتی را برای تهران رقم زده و مشکلاتی را نيز طبق معمول در حوزه ی ترافيک شهری بوجود آورده بود ٬ جمعيتی در حدود ۴۰ نفر در محل سالن اصلی منتظر آغاز جلسه و شنيدن گزارش کوه نوردان تبريزی بودند . در خارج از محل برگزاری جلسه ٬ با عباس محمدی ( دبير انجمن کوه نوردان ) در باره ی پاره ای از مسائل مربوط به انجمن مشغول صحبت بوديم که کوه نوردان تبريزی : يعقوب بيانی ٬ محمود فاطمی ٬ مهدی قلی پور در حين خروج و در برخوردی کاملا غير منتظره ٬  انصراف خود را از ارائه ی گزارش به عباس محمدی اعلام کردند ! باور کردنی نبود اما بهرحال و در واکنشی طبيعی بايد در باره ی دلايل و انگيزه های آنان سوال می شد . پاسخ و توضيحاتی که اين به اصطلاح کوه نوردان تبريزی ٬در توجيه رفتارشان داشتند باورنکردنی تر بود !! ... «  برای چه کسی گزارش دهيم ... مخاطب نداريم ... ( کلاغ ها : انگار ذهنيت معيوب و بيمارگونه اعضای اين تيم تبريزی ٬ چهل نفری را که در سالن اصلی به انتظار بودند ٬ نه انسان بل از گونه های گياهی تشخيص داده بود !!‌) ... انتظارمان چيز ديگری بود ... در تبريز ما ٬ هزار نفر برای اين گزارش آمده بودند ... »  عباس محمدی برایشان از روال هميشگی و طبيعی جلسات ماهانه ی صحبت کرد و اينکه برای گزارش آنان در اين نشست ٬ تمامی قسمت های ديگر مثل اخبار کوه نوردی ٬ گزارش هيئت مديره و ... حذف شده تا زمان بيشتری برای تيم تبريزی وجود داشته باشد . به آنان ( و البته از طرف کلاغ ها و البته بسيار مودبانه و غير مستقيم !) گفته شد : حداقل شعور اجتماعی و شخصيتی ايجاب می کند که شما به احترام افرادی که در سالن حضور يافته اند گزارش خود را ارائه کنيد . اما و از آنجا که اين کوه نوردان تبريزی عزم خود را جزم کرده بودند که به ما نشان دهند فاقد حتی همان حداقل شعور اجتماعی و شخصيتی هستند محل را ترک کرده و رفتند . برخورد و عملکرد زشت ٬ غير اخلاقی و توهين آميز اين کوه نوردان تبريزی موجب گرديد بار ديگر در باره ی ضرورت بررسی و تحقيق پيرامون پاره ای از کمبودها و بيماری های اجتماعی و فرهنگی سرزمين خود به انديشه بپردازيم .

 

 

 

 

در حدود ساعت ۱۸ عباس محمدی با قرار گرفتن در پشت تريبون ٬ ضمن بيان تاسف از رفتار ناپسند تبريزی ها ٬ از حاضرين درخواست کرد با توجه به منتفی بودن برنامه های اعلام شده ی قبلی ٬ فرصت را مغتنم شمرده و به بحث و گفت و گوی آزاد پيرامون مسائل انجمن بپردازند و شرکت کنندگان در نشست لغو شده نيز با استقبال از پيشنهاد او ٬ طی بيش از يک ساعت و نيم ٬ سوال ها ٬ پيشنهاد ها و انتقادات خود را از انجمن کوه نوردان ايران مطرح کردند . از جمله موضوعاتی که به طور عمده در باره ی آنها بحث و گفت و گو صورت گرفت : انتقاد به فقدان خط مشی و برنامه ی مشخص در هيئت مديره انجمن ٬ پيشنهاد برای دعوت از وبلاگ نويسان کوه نورد و برگزاری نشستی مشترک به منظور بررسی و پيشبرد مسائلی زيست محيطی مانند گرمايش زمين و ... ٬ توجه به تاثيرات نامناسبی که عملکرد و رفتار پاره ای ازشخصيت های صاحب نام و مشهور کوه نوردی ايران بر نسل جوان می تواند داشته باشد ( با نگاهی به جزئيات مرگ محمدپور ) ٬ و انتقاد بی ربط و مضحک کاظم فريديان از انجمن که چرا در اين تشکل به جای پرداختن به کوه نوردی ٬ مسائلی مانند لاله های دماوند و يا علوفه پراکنی(!) برای حيوانات مناطق تحت حفاظت و غيره مطرح می شود و اينکه به نظر او : همين است که الان انجمن به اين وضعيت ( و بحران ) دچار آمده !! انتقاد فريديان از آن جهت بی ربط و مضحک بود که يکی از اهداف و برنامه های اصلی انجمن ( طبق اساسنامه ) تلاش برای حفظ گونه های گياهی و جانوری در مناطق کوهستانی می باشد و چنين انتقادی اگر جنبه ی خودنمايانه نداشته باشد فقط می تواند نشانه ی بی خبری و ناآگاهی از مواد اساسنامه ی اين تشکل باشد . کاظم فريديان پس از بيان انتقادش و اينکه : برای من فقط بالا رفتن از کوه مهم است و بخاطر همين به انجمن و جلسات آن می آيم و برای من مهم نيست که حالا آن حيوانات غذا دارند يا ندارند و ... جلسه را ترک کرد و نتوانست پاسخ جالب و شايسته ی محمد تهرانی ـ از فعالين مسائل زيست محيطی انجمن و کوه نوردی ايران ـ را در باره ی جايگاه اخلاق و فکر و انديشه ی انسانی بشنود : ... ما هم کوه نورد هستيم اما برای ما مهم تر از بالا رفتن ٬ چگونه بالا رفتن است . وگرنه حيواناتی هستند که کوه ها را خيلی بهتر از کوه نوردان بالا می روند !!

 

 

 

 

 

پيشنهاد عباس ثابتيان ( عکس بالا ـ سمت راست ) به انجمن برای دعوت از وبلاگ نويسان کوه نورد و برگزاری نشستی مشترک ٬ واکنش تعدادی از وبلاگ نويسان حاضر در جلسه را به دنبال داشت . رضا آموزگار ( عکس بالا ـ وسط ) در باره ی زمينه ی قبلی اين پيشنهاد و جلسه ای که به همراه آنافراهانی با مسئولین انجمن برگزار شده بود صحبت کرد و پوريا محمدی ( عکس بالا ـ سمت چپ ) نيز طی يک کلی گوئی آشفته و با جملاتی مبهم به انتقاد از کلاغ ها پرداخت : « ... وبلاگ ها مخاطبين زيادی دارند ...جلسه انجمن برگزار می شود ... چرا بايد يک نفر فقط در باره نيمه خالی ليوان بنويسد و ... » انتقاد بی ربط و مضحک پوريا محمدی به کلاغ ها بود اما واکنش کيومرث بابازاده و عباس محمدی را به دنبال داشت : « ... چه اشکالی دارد ... يک نفر می خواهد در باره فقط مسائل منفی صحبت کند ... اجازه بدهيم حرف ها زده شود ... اين بی معنی ست که از انتقاد کننده بخواهيم پيشنهاد هم ارائه کند و ...  »  اين جلسه ی بحث و گفت و گوی آزاد ٬ در ساعت ۲۰ خاتمه يافت . 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت :

جملات مبهم و آشفته ی پوريا محمدی در باره ی کلاغ ها ... از نوعی عقده گشائی کهنه و همچنان حل نشده حکايت می کرد و هيچ  شباهتی به يک انتقاد مشخص و با منطقی روشن نداشت . شايد نقد  کلاغ ها... در باره ی گزارشی که در سوم آذر ۸۴ و تحت عنوان پيمايش خط الراس دماوند تا توچال توسط ليلا زندی در انجمن کوه نوردان ارائه شد ريشه و اساس ناراحتی های درونی او از کلاغ ها باشد . سرپرستی آن برنامه به عهده پوريا محمدی بود .

 

 

 

« برای گزارش پيمايش خط الراس دماوند تا توچال ــ که در اعلاميه ی انجمن به عنوان دومين موضوع نشست آورده شده بود ــ دختری جوان بنام ليلا زندی پشت تريبون قرار گرفت . گزارش ليلا زندی که حاوی هيچ نکته ی تازه و قابل توجهی نبود٬همراه شد با بيان شتاب زده و آشفته ی او و همچنين نمايش فيلمی که بافيلمبرداری ناشيانه ٬ تماشای آن بسيار آزار دهنده بود . حالا ارائه ی اطلاعات غلط در جريان گزارش ٬ شامل اسامی و ارتفاعات هم بماند ... حتی عنوان انتخاب شده يعنی : پيمايش خط الراس دماوند تا توچال هم برای برنامه اجرا شده غلط بود . زيرا اساسا هيچ گونه پيمايش و صعود خط الراسی ـ با تعاريف شناخته شده ی اين مقوله ـ  در کار نبوده است !! برای توصيف گزارش ليلا زندی فقط دو واژه کفايت می کند : کسالت بار ٬ خسته کننده !... آرشيو کلاغ ها ۳/۹/۸۴»

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٥ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +


قاصدک !

 

 

 

 

 

                                                                                      تهران چهارشنبه ۱۲ دی

« و برف نيست که دارد می بارد

                                            ديگر ٬

فوجی است ٬ می بينی ٬ فوجی است

پرموج

از قاصدک:

فشانده تر از کهکشان روشنی از بال

                       که در چشم اندازت شکل می بندد ... اسماعيل خوئی »

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:۳٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +


2008 : جشن های سال نو ميلادی !

 

 

 

 

 

نیوزیلند اولین کشوری بود که آفتاب سال 2008 در آن طلوع کرد

 

 

 

 

 

استرالیا: نزدیک به یک میلیون نفر برای مشاهده آتش بازی در بندر سیدنی گردهم آمدند

 

 

 

 

 

چین :گشت و گذار در مجموعه یخی در نمایشگاه جهانی برف و یخ در شهر هاربین

 

 

 

 

 

در هنگ کنگ، هزاران نفر در خیابانها به جشن و پایکوبی پرداختند

 

 

 

 

 

معبدهای ژاپن نیز آماده برگزاری جشن سال نو ژاپنی"شوگاتسو" بودند

 

 

 

 

 

در فلیپین از بوق های کاغذی استفاده شد

از سايت : BBC

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +


در ستايش ادبيات !

 

 

 

 

...ادبيات به تک تک افراد با همه ويژگی های فردی شان امکان داده از تاريخ فراتر بروند . ما در مقام خوانندگان سروانتس ٬ شکسپير ٬ دانته و تولستوی يکديگر را در پهنه گسترده ی مکان و زمان درک می کنيم و خود را اعضای يک پيکر می يابيم ٬ زيرا در آثار اين نويسندگان چيزهائی می آموزيم که ساير آدميان نيز آموخته اند ٬ و اين همان وجه اشتراک ماست به رغم طيف وسيعی از تفاوت ها که ما را از هم جدا می کند . برای ايمن داشتن انسان از حماقت ٬ تعصب ٬ نژادپرستی ٬ تفرقه مذهبی و سياسی و ناسيوناليسم انحصارطلبانه ٬ هيــــــــچ چيز از اين حقيقت که در آثــار ادبی بزرگ آشکار می شود موثرتر نيست : مــــــــــردان و زنـــــــان همه ی ملت ها در هر کجا که هستند در اصل برابرند و تنها بی عدالتی است که در ميان آنان بذر تبعيض و ترس و استثمار می پراکند (چرا ادبيات : ماريو بارگاس يوسا ــ ترجمه عبداله کوثری )

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +


چهارشنبه ۱۲ دی : نشست انجمن کوه نوردان !

 

 

 

 

 

اخبار كوه‌نوردي... گزارش نخستين تلاش ايراني براي گشايش مسير روي اوشبا ( گرجستان ) يعقوب بياني... پذيرايي و استراحت... گزارش هيات مديره...معرفي كوه‌ها و ديواره‌هاي استان آذربايجان شرقي محمود فاطمی

زمان: چهارشنبه 12 دي‌ماه 1386 از ساعت:17 تا 20
مکان: خيابان استاد نجات اللهي(ويلا)، نبش خيابان ورشو، مرکزسازمان هاي غيردولتي شهرداري، سالن آمفي تئاتر شماره2

                                    از :http://www.alpineclub.ir/node/37

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +


جزيره هرمز : جشنواره هنر محيطی !

دومین جشنواره "هنر محیطی" خلیج فارس از چهارم تا هشتم دیماه با شرکت بیش از ۷۰ هنرمند در حضور چهره های شاخص هنری کشور در جزیره هرمز برگزار شد. آثار آنها در قالب های مختلف و شامل اجرای هنری با حرکات موزون ، هنر صدا، هنر چیدمان، مجسمه های شنی و صخره ای بود  که با استفاده از ابزارهای موجود و طبیعی تهیه می شود :

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

از گزارش : BBC

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +


GPS

 

 

 

يک سازنده دستگاه GPS نرم افزاری را عرضه کرده که تلفن های همراه معمولی را به سيستم موقعيت ياب تبديل می کند . اين نرم افزار که FUGAWI TOURATEL  نام دارد مبتنی بر وب ۲ است و می تواند مدل های مختلف تلفن همراه را با عرضه نقشه های جغرافيائی کيفيت بالا ٬ عکس های هوائی و عکس های شهری به سيستم موقعيت ياب تبديل کند ...

جام جم ۹/۱۰/۸۶

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:۳۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +


جوان ترين فاتح کليمانجارو !

 

 

 

 

 

يک پسربچه هفت ساله آمريكايي پس از شنيدن خبر ناكامي مردي كه تلاش كرده بود، قله كليمانجارو را فتح كند، تصميم گرفت اين قله را درنوردد. اين پسربچه، فتح قله كليمانجارو را براي تقريبا 5 ماه برنامه‌ريزي كرده و با كمك پدرش سفر كوهستاني خود را آغاز خواهد كرد. كيتس بويد بر روي هدف خود پافشاري مي‌كند و مي‌خواهد جوان ترين كوه نوردي باشد كه تاكنون به اين قله رسيده است. كيتس تصميم دارد به نشانه قدرداني از مرکز خيريه مورد علاقه‌اش به نام «کودکان کليمانجارو» به بلندترين قله قاره آفريقا صعود کند.

ايسنا ۱۰/۹/۸۶

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +


البرز مرکزی : قله کلوگـان !

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 از وبلاگ : برنامه های کوه  http://parson.persianblog.ir

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +


کوبیـسم : Guernica

 

 

 

 

 

 

سرود تو را می شناسم...در اين شامگاه تفنگ و ترانه...بر اين باروی بيکرانه... طلوع ستاره بر اجساد خونين...هجوم درفشی که له می شود...زير تانک هياهو...عبور تو تنها...در گودنای کشاکش... حضور گلی در جهنم ... عبور خدا از يکان های آتش... پيکاسو ... صدای تو خسته است ... نگاه تو در پرده ی اشک بسته است ( پرواز در مه ـ جواد مجابی )

«پابلو پيکاسو ...نقطه اوج سبک شخصی او ٬ پرده ديواری عظيمی به نام گرنيکا بود که در سال ۱۹۳۷ برای غرفه اسپانيا در نمايشگاه بين المللی پاريس و به نشانه اعتراض به بمباران شهر بی دفاع گرنيکا در طی جنگ داخلی اسپانيا نقاشی کرد . پيکاسو در اين نمايش تمثيلی اوضاع ميهنش که نيروهای ددمنش به يک پيروزی لحظه ای در آن دست يافته بودند٬ تمام امکانات تجربه ی کوبيستی اش را به کار گرفت . رنگ های تند ـ سياه ها٬سفيدها٬خاکستری ها ـ تاکيدی بر طرح بغرنج سطوح متداخل هستند. تصرف ها و کج نمائی های غير منتظر و خشونت آميز خطی ٬ هولناکی اين حادثه را به بيننده انتقال می دهند . پيکاسو در پيکره های جنگاور مرده ٬ اسب رو به مرگ و گاو ماغ کش ٬ نمادهائی جالب و عام برای نشان دادن اوضاع ميهن اش آفريد . به گفته خودش ٬ در اينجا " ددمنشی و تيره گی " يک عصر را مجسم کرده است ... هنر در گذر زمان »

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +


تخت سليمان: تابلوئی کم نظير !

مجموعه تخت سليمان تکاب با مناظر و مواهب طبيعی و اطراف آن همچون تابلوي کم نظيري است که چشم هر بيننده اي را به خود خيره مي کند. آب هاي معدني و نقاط ديدني و کوهستان هاي سبز و خرم اطراف اين مجموعه، از عوامل بسيار مهم جذب هر توريست و جهانگردي است. کاوش هاي تخت سليمان در سال 1337 شمسي که در اين محل از سرگرفته شد، تعداد بسياري کوره و اجاق هايي که گوياي استفاده مکرر براي سفال سازي، در زمان ساسانيان و ايلخانيان بوده نيز کشف شده است....

ادامه گزارش :

www.jamejamonline.ir/shownews2.asp?n=230338&t=trp

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +


در ستايش امیــد !

 

 

 

 

 

 

 

سبزه بايد بود

                  پای کوب و ویران

                                           باز سبز .

سبز می شويم

                          سبز و بيدار ...( م.آزاد )

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +


 

کلاس آموزشی: نقشه خوانی٬ جهت يابی در کوهستان٬ آشنايی باGPS

برگزاری کلاس آموزشی « نقشه خوانی و جهت يابی در کوهستان » شامل : آشنايی با مفاهيم و انواع نقشه های کاربردی در طراحی و اجرای برنامه های کوه نوردی ٬ آشنايی با نقشه های توپوگرافی و نحوه ترسيم کروکی های مناطق کوهستانی ٬ آشنايی با اصول و مفاهيم جهت يابی در کوهستان بوسيله قطب نما و نقشه ٬ همراه با جزوه مربوطه و همچنين آموزش «استفاده از GPS در طراحی و اجرای برنامه های کوه نوردي» .

تلفن های تماس :  

2320981 _ 0935 

2117562 _0919 فرامرز نصيری

ــ اين کلاس آموزشی تاکنون برای : باشگاه کوه نوردی و اسکی دماوند ٬ گروه کوه نوردی کهبد ٬ خانه کوه نوردان تهران ٬ گروه کوه نوردی ايران خود رو ٬ گروه کوه نوردی فراب ٬ گروه کوه نوردی دانشگاه بهشتی ٬ گروه کوه نوردی صنايع دفاع ٬ گروه کوه نوردی سایپا ٬ گروه کوه نوردی دانشکده مکانيک امير کبير ٬ انجمن کوه نوردی دانشگاه امير کبير ٬ هيئت کوه نوردی اسلامشهر ٬ تعدادی از اعضای هيئت کوه نوردی شهر کرمان و اعضای باشگاه کوه نوردی اسپيلت برگزار شده است .

ـ با تــــوجه به ضرورت و اهميت اين دوره آمــــــــوزشی ٬ جهت افراد و کوه نوردان مستقل در تهران و ديگر شهرهای ايران نيز اين کلاس (به صورت خصوصی ) برگزار خواهد شد .

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +


برگ هائی از تاريخ کوه نوردی ايران : علی محمدپور !

 

 

 

 

 

قله خله نو  11/4/1343

*سال 1342 ... روز هفتم اريبهشت مهری زرافشان٬ مصطفی ميلانی٬ علی محمدپور ٬ ستاررياضی از سازمان کوه نوردی دماوند و کوه نورد آزاد سحابی به سرپرستی اسمعيل زرافشان از غار چهل چشمه و عباس آباد ديدار نمودند ... روز هفتم آذرماه مهری زرافشان٬ مصطفی ميلانی٬ علی محمدپور ٬ ستاررياضی٬ و کوه نورد آزاد سحابی ٬ به سرپرستی اسمعيل زرافشان به قله الوند صعود کردند .

*سال 1343 ... روز اول سال ٬ کوه نوردان سازمان دماوند حسين بذرافشان ٬ حسين خراطی ٬ علی محمدپور ٬ ايرج ميوه ای ٬ و ... از غار چنگوله ی اصفهان ديدن نمودند ... روز ۲۲ خرداد ديدار از غار يخ مراد ...

 

 

 

 

 

قله الوند 7/9/1342

 

 

 

 

 

قله کهار دهه 40

*در بهمن سال 1346 جليل انفرادی ٬ اصغرملک زاده و محمدپور به سرپرستی بهمن شهوندی گروه صعودهای زمستانی را که از سازمان های مختلف کوه نوردی تشکيل شده بود ٬ بنيان نهادند و تا سال 1349 اين گروه به فعاليت خود ادامه داد .هيات گروه صعودهای زمستانی که به همت بهمن شهوندی ٬ کانون کوه نوردان تهران و ديگر کوه نوردان توانمند شکل گرفت در راه صعودهای زمستانی گام های مهمی برداشت . می توان گفت با چنين صعودها ٬ تحول بزرگی در ورزش کوه نوردی کشور رخ داد .

 

 

 

 

 

قله دماوند 18/4/1345

*سال 1355 ... تيم مشترک کوه نوردان ايران و ژاپن به سرپرستی تيمسار محمد خاکبيز و عضويت مختار مهدی زاده ٬ علی محمدپور ٬ قاسم دادفرمای ٬ يوسف هندی ٬ بهزادی ٬ محمد جعفراسدی ٬ جلال رابوکی و ولفگانگ گورتر عازم صعود به قله تيز و يخ زده مانسلو شدند . محمد جعفر اسدی از ايران پرچم کشور خود را برفراز قله برافراشت .

* سال 1346: اولين صعود زمستانی به قله سبلان . سال 1353 : اولين صعود زمستانی دماوند مسير شمال شرقی . سال 1354 : اولين صعود زمستانی قله دنا . سال 1357 : اولين صعود زمستانی قله اشتران کوه

* ...

 

 

 

 

 

و آخرين حضور ... مراسم روز جهانی کوهستان ( سه شنبه ۲۰/۹/۸۶)

ياد و خاطره اش گرامی بـــاد !

 

منبع نوشته ها : کتاب تاريخ کوه نوردی ايران و روزشمار تاريخ کوه نوردی و غارنوردی ايران ( داود محمدی فر ـ محمد ابراهيمی )

 

....................................................................................................

پی نوشت :

علی محمد پور ٬ انسانی شريف و کوه نوردی بسيار توانمند بود . نوشته های بالا ٬ بخش هائی از روايت رسمی ــ و البته بسيار ناقص ــ تاريخ کوه نوردی ايران در باره ی اوست . اما زندگی پربار ورزشی او ٬ نکات ناگفته ی ديگری هم دارد . نکاتی که در فرهنگ روايت های رسمی ٬ عادت و تمايلی برای شنيدن آنها وجود ندارد و با سعی و تلاش در پنهان کاری و فراموش کردن ٬ با انبوهی از نام ها و آمارها می خواهد واقعيتی به نام تاريخ را برای ما شکل دهد !! اکنون و بعد از مرگ او ٬ باشگاه دماوندی ها بار ديگر فرصت طلبی خود را آغاز کرده اند و در قالب متن های تسليت ٬ او را دماوندی می نامند و می خواهند اين چهره ی برجسته و قابل احترام کوه نوردی ايران را به خود منسوب کنند . اما واقعيت اين است که فعاليت های محمدپور فقط در سال های دهه چهل در قالب تشکيلات دماوندی ها بود و بعد از آن به دنبال توهين و فحاشی رکيک و زننده ی فرخ رحمدل ( از موسسان تشکيلات دماوند) آنجا را برای هميشه ترک می کند و دماوندی ها تا ساليانی همچنان از او با عنوان عضو اخراجی نام می بردند . در سال های نيمه دوم دهه ی شصت ٬ به همراه مرتضی دزفولی ٬ حسين رضا دوست و مهرداد شعارنوبری (اعضای باشگاه دماوند ) در جهت احيا و بازسازی چهره ی مخدوش شده ی محمدپور نزد نسل جديد اعضای تشکيلاتی دماوند ٬ برای گفت و گو و مصاحبه به منزل او رفتيم . ديداری بسيار خاطره انگيز و فراموش نشدنی ... با چنان آرامشی از تمامی آن رنج ها و تحقيرها و توهين ها سخن می گفت که ... می خواستيم ارزش های شخصيتی و ورزشی او را برای کوه نوردان جوان دهه شصت روايت کنيم و بعدها که با روحيه ی بخشنده و بزرگوار خود به دعوت هامان برای حضور در جلسات و شنيدن گزارش برنامه های شاخص پاسخ مثبت می دهد ٬ برای فرهنگ منحط و حاکم ٬ برای آن فحاشان و پرونده سازها و ... راهی جز سرافکندگی و شرمساری و خاموشی باقی نماند . زندگی و کارنامه ی علی محمدپور ٬ تجربه ای سربلند بود !

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +


پشت پرده افسانه های علمی !

 

 

 

 

 

« بعضی معتقدند نوشیدن روزانه هشت لیوان آب به سلامتی فرد کمک می کند و یا مطالعه در نور ضعیف به بینایی او صدمه می زند...با این همه بررسی های محققان آمریکایی درباره شواهد موجود پیرامون هفت باور عمومی حاکی از نادرستی آنها بوده است... آنگونه که نشریه پزشکی بریتانیا منتشر کرده پاره ای از این باورها یا افسانه های علمی کاملا اشتباه بوده اند و برای اثبات درستی پاره ای دیگر نیز هیچ دلیلی به دست نیامده است... محققان دانشکده پزشکی دانشگاه ایندیانا در ایندیناپلیس برای بررسی صحت یا سقم هر یک از این باورها بررسی های جداگانه ای کرده اند...بر اساس این بررسی ها، محققان هیچ دلیلی برای اثبات صحت نظریه نوشیدن روزانه هشت لیوان آب نیافته اند...در حقیقت، بررسی های انجام شده حکایت از آن دارد که نوشیدن بیش از حد آب می تواند خطرناک باشد...»

از گزارش BBC

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +


در مورد علت مرگ علی محمدپور:

«... بابازاده ، مسوول ستاد اطلاع‌رسانی و پیشگیری از حوادث كوهستان هیأت کوه نوردی استان تهران در این باره گفت: در پی اعزام چند تیم كوه نوردی برای پیدا كردن این كوه نورد سرانجام جسد یخ‌زده وی در حالی كه داخل رودخانه قرار گرفته بود، غروب روز شنبه یكم دی ماه در منطقه پیازچال واقع در ارتفاعات «دارآباد» كشف شد. وی افزود: احتمال می‌رود «علی محمدپور» هنگام عبور از رودخانه، كنترل خود را از دست داده و به داخل آن افتاده است. به گفته مسوول ستاد اطلاع‌رسانی و پیشگیری تهران از حوادث كوهستان هیأت كوهنوردی استان تهران، با پیدا شدن جسد، صبح روز گذشته یك تیم ۳۷ نفره با عزیمت به ارتفاعات، جسد وی را منتقل كردند. بابازاده خاطرنشان كرد: «محمدپور» از كوهنوردان قدیمی و سطح بالایی بود كه تجربه سال‌ها كوهنوردی در ارتفاعات زیاد را داشت.»

خبرگزاری ايسنا

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +


پیکر پیشکسوت مفقود شده کوه نوردی پیدا شد

 

 

 

 

 

جسد علی محمد پور پیشکسوت کوه نوردی کشورمان پس از دو روز جستجو، بعدازظهر روز گذشته در ارتفاعات کلکچال پیدا شد.به گزارش خبرنگار مهر، علی محمد پور پیشکسوت 67 ساله کوهنوردی کشورمان که به تنهایی اقدام به صعود کرده بود صبح روز جمعه به دلیل حادثه ای در ارتفاعات کلکچال مفقود شد... گروهی 30 نفره متشکل از کوه نوردان تهرانی و نیروهای امدادی هلال احمر امروز پیکر وی را به تهران انتقال دادند. مراسم تشییع پیکر زنده یاد محمدپور صبح روز سه شنبه از مقابل مجموعه شهید شیرودی برگزار می شود.

خبرگزاری مهر ۲/۱۰/۸۶

عکس از : کلاغ ها ...

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +


ايسنا : ناپديد شدن علی محمد پور ...

با ناپدید شدن كوه نورد قدیمی ۶۷ ساله در ارتفاعات «كلكچال»، جست‌وجوی تیم‌های امداد برای یافتن او آغاز شد. صبح روز جمعه سی‌ام آذرماه، «علی محمدپور» كوه نورد حرفه‌ای ۶۷ ساله به همراه یكی از دوستانش به سمت ارتفاعات «كلكچال» برای فتح قله حركت كردند، اما در میانه راه، دوستش به خاطر عجله در بازگشت از وی جدا شد و به طرف دامنه كوه به راه افتاد.
ساعات زیادی از صعود به قله می‌گذشت، اما خبری از او نشد. با نگرانی كوه نوردان دیگر از طولانی شدن غیبت «علی» مشخص شد كه این كوه نورد آخرین بار ساعت ۱۳ همان روز در ارتفاعات كلكچال مشاهده شده است، اما دیگر اثری از وی به دست نیامده است. با جمع‌آوری این اطلاعات و احتمال وقوع حادثه برای این كوه نورد با توجه به این كه ساعات زیادی از ناپدیدی او می‌گذشت، تیم‌های كوه نوردی برای پیدا كردن وی به منطقه اعزام شدند. بابازاده، مسؤول ستاد امداد و نجات هیات كوه نوردی استان تهران كه خود برای جست‌وجوی این كوه نورد قدیمی در منطقه كلكچال حضور داشت، در این باره به ایسنا گفت: «محمدپور» از جمله كوه نوردان قدیمی و هیمالیانورد است كه صبح روز گذشته مثل همیشه برای صعود به قله عازم كلكچال شد، اما به رغم مناسب بودن شرایط جوی و ازدحام جمعیت در ارتفاعات با گذشت چندین ساعت هیچ خبری از او به دست نیامده است. وی افزود: از آنجا كه گم شدن و پیدا نكردن مسیر از سوی «محمدپور» بسیار ضعیف است، احتمال وقوع حادثه برای او قوت یافته است. به گفته مسؤول ستاد امداد و نجات هیات كوه نوردی استان تهران، در پی اطلاع از ناپدیدی این كوه نورد، تیمهای زیادی از انجمن‌های كوه نوردی به منطقه اعزام شدند تا به صورت گسترده برای پیدا كردن وی اقدام كنند.

خبرگزاری ايسنا

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +