صلح سبز کشتی نوح می سازد !

 

 

 

 

فعالان گروه صلح سبز برای جلب توجه جهانيان به گرم شدن زمين و هشدار نسبت به زمانی که کره زمين را آب فرابگيرد، در حال ساخت کشتی نوح در دامنه قله آرارات در شرق ترکيه اند !

همزمان با ساخت کشتی نوح بر دامنه آرارات، کارشناسان سازمان ملل متحد نيز طی نشستی در آلمان به تدوين پيش نويس پيمان بين المللی تازه ای در جهت مهار اين گازها که به گازهای گلخانه ای معروف هستند می نشينند.

کشتی نوح را حدود بيست نفر از فعالان صلح سبز می سازند که از کشورهای آلمان و ترکيه اند. اين کشتی قرار است ده متر درازا و چهار متر پهنا داشته باشد و طی مراسمی در پايان ماه مه (اواسط خرداد ماه) از آن پرده برداری شود.

منبع : BBC

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸٦
    پيام ها    +


ستاره اي به پيري جهان !

 

 

 

دانشمندان به تازگي موفق به کشف پيرترين ستاره جهان شدند، ستاره اي که تقريباً پا به پاي جهان عمر کرده است. اما دانشمندان چگونه عمر ستارگان را تعيين مي کنند؟ بنا به محاسبه دانشمندان 7/13 ميليارد سال از عمر جهان مي گذرد. با اين حساب پيدا کردن ستاره اي با سن 2/13 ميليارد سال بسيار شگفت انگيز به نظر مي رسد. اين بدان معناست که اين ستاره پير ٬ مدت زمان کمي پس از انفجار بزرگ به وجود آمده است يعني تنها چند صد ميليون سال از جهان ما کوچک تر است. اين ستاره کهن سال که به تازگي توسط رصدخانه اروژايي جنوبي VLT کشف شده است، HE 1523-0901 نامگذاري شده است. ستاره شناسان با مشاهده چنين ستارگاني مي توانند پيش بيني کنند که به ستاره اي کهنسال نگاه مي کنند .

اما آنها چگونه مي توانند سن اين ستارگان را به اين دقت محاسبه کنند؟ تاريخ گذاري و تعيين سن ستارگان بسيار مشکل به نظر مي رسد. نحوه کار دانشمندان بسيار شبيه به کار باستان شناسان است، باستان شناسان براي تاريخ گذاري روي اجسام کشف شده در حفاري ها از شيوه اي موسوم به راديوکربن استفاده مي کنند و با به کارگيري ايزتوپ هاي کربن سن وسايل پيدا شده در حفاري ها را تعيين مي کنند. ستاره شناسان براي تعيين سن اين ستاره با استفاده از رصدخانه VLT فراواني عناصر گوناگون راديو اکتيو مانند اورانيوم و توريوم را در اطراف ستاره اندازه گيري مي کنند. اين عناصر راديو اکتيو براي ستاره شناسان در حکم ايزوتوپ هاي کربن است براي کاوشگران آثار باستاني. هنگامي که يک ستاره شکل مي گيرد عناصر راديواکتيو شروع به واپاشي مي کنند و به عناصر سبک تر تبديل مي شوند. با دانستن آهنگ واپاشي و همچنين اندازه گيري دقيق ميزان اين عناصر دانشمندان قادر خواهند بود سن يک ستاره را تعيين کنند حتي اگر 2/13 ميليارد سال از عمر ستاره اي گذشته باشد.

روزنامه اعتماد ۲۹/۲/۸۶

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸٦
    پيام ها    +


هياهوي نو شدن طبيعت ايران

« انگار بهار امسال روي ديگري را از منطقه حفاظت شده توران به تصوير کشيده است. سرسبزي و طراوت بي مانند بهار در اين منطقه هيجان بي وصفي را در حيات وحش و طبيعت منطقه به همراه داشته و منطقه حفاظت شده توران را که از نظر وسعت بزرگترين منطقه تحت حفاظت دنيا پس از منطقه حفاظت شده سرنگيتي در آفريقاست ، طراوت و تازگي دوباره اي بخشيده است. بارندگي هاي اخير سرسبزي منحصر به فردي را براي اين منطقه به همراه داشته و حيات وحش را که فصل زايمان را سپري مي کند با لبخندي داغ همراهي خواهد کرد.

مجموعه حفاظت شده توران ، منطقه منحصر به فردي از ذخيره گاه زيست کره است که در استان سمنان واقع شده است. وسعت و طبيعت بي نظير منطقه ، تنوع زيستي و تنوع گياهي در اين بخش از خاک ايران تحسين هر بيننده اي را برمي انگيزد و مجموعه ارزشمندي را به لحاظ آموزشي ، علمي ، پژوهشي ، گردشگري و گنجينه اي ژنتيکي به وجود آورده است... »

ادامه گزارش : http://www.jamejamonline.ir/shownews2.asp?n=194830&t=env

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:۳٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸٦
    پيام ها    +


خطر صاعقه را جدی بگيريد ! لطفا !

 

 

 

 

 

 

   شیرين فرهی                                               محمد سعادتی

 

سايت اينترنتی خانه کوه نوردان تهران عکس های برنامه جستجوی کوه نوردان ناپدید شده در دار آباد را در بخش گالری عکس خود قرار داده است . تصويرهايی تلخ و تاسف بار از فاجعه ای که می توانست اتفاق نيافتد ! با وجود پيش بينی وضعيت نامناسب جوی که توسط اغلب پايگاه های هواشناسی اعلام شده بود ٬ اما باز هم کوه نوردانی که پس از مرگشان در تمامی متن های خبری حادثه و يادبود از آنان به عنوان حرفه ای ياد می شود ٬ به برنامه و صعود خود ادامه می دهند ... چرا ؟ چرا بايد بی توجهی و ناديده گرفتن بسياری از اصول ابتدايی اين ورزش جذاب و دوست داشتنی موجب شود اکنون و در نزد خانواده های ايرانی ٬ کوه نوردی به عنوان ورزشی مرگبار و همراه با فجايع پايان ناپذير تراژيک تلقی شود ؟  بی شک ضعف های اساسی و فقر بنيان های آموزشی در تشکل ها و گروه ها و باشگاه های کوه نوردی ـ قديمی و جديد ـ يکی از اصلی ترين و مهمترين پاسخ های موجود می باشد . اما آيا راه حلی برای آن قابل تصور است ؟ فدراسيون کوه نوردی به عنوان تشکيلاتی دولتی و با امکانات مناسب ٬ می تواند نقش بسيار موثر و سازنده ای را ايفا کند . اما همچنان ٬ آشفته و سردرگم و به روال سال های گذشته به برنامه های پر سروصدا و تبليغاتی و فاقد هرگونه ارزش و خلاقيت و نوآوری در هيماليا می انديشد !! در نزد تشکل و گروه ها وباشگاه های کوه نوردی ـ بخصوص قديمی ترها ـ نيز وضعيت خيلی بهتر از متوليان دولتی نيست ! بحران های داخلی ٬ فرهنگ انتقادناپذيری ٬ قهرمان پروری٬ پنهان کاری و سکوت در مواقع بروز حادثه و ... موانعی بزرگ و غير قابل علاج و درمان (!) در حرکت آنان به سوی ترويج نگاه علمی و جدی به اصول و بنيان های اين ورزش می باشد . چه بايد کرد ؟ آيا دعوت به تلاش برای کسب آموزش های ضروری و آگاهی های علمی به صورت فردی ٬ در شرايط امروزی جامعه ما ٬ می تواند تسکينی و راه حلی ـ حتی بسيار کوچک ـ برای بن بست ها و بحران های فعلی کوه نوردی ايران باشد ؟

..............................................................................

 

کلاغ ها :

خطر صاعقه و پديده ای به نام حوزه برق زمينی ( تخليه ی بار الکتريکی ابرها روی زمين و بدون آذرخش ) را جدی بگيريد . متن زير را لطفا با دقت بخوانيد . لطفا !

آذرخش (صاعقه) چیست ؟ وقتی بار الكتریكی انباشته شده در ابرها تخلیه شده و به صورت یك قوس الكتریكی به زمین برخورد كند ؛ آذرخش (صاعقه) اتفاق می افتد. توضیح : در آسمان و بین خود ابرها نیز قوس های الكتریكی ایجاد می شود اما این نوع از آذرخش (صاعقه) بیشتر مورد توجه صنایع و ورزشها هوایی است و در كوهنوردی اهمیت خاصی ندارد.

آذرخش (صاعقه) چگونه رخ می دهد؟ هنگام توفان یا حركت بادهای بزرگ ، بار الكتریكی زیادی در ابرها ذخیره می شود و به اصطلاح ابرها باردار می شوند. بدین ترتیب ابر تبدیل به یك منبع انرژی بسیار عظیم می شود كه بر فراز آسمان در حركت است . این ذخیره انرژی آنقدر ادامه پیدا می كند تا ابر از انرژی الكتریكی اشباع شده و در اولین فرصت ممكن ، انرژی خود را تخلیه می كند . معمولا بهترین محل برای این تخلیه زمین است زیرا زمین آنقدر بزرگ است كه هرگز از الكتریسیته اشباع نمی شود . بنابراین ابر ابتدا هوای اطراف خود را با " یونیزه " كردن مستعد عبور جریان برق كرده ، سپس انرژی خود را از میان هوای یونیزه شده عبور داده و در زمین تخلیه می كند. اما مقدار انرژی تخلیه شده...

سرعت تخلیه و اثرات آن چقدر است؟ آذرخش (صاعقه) یكی از قدرتمندترین ، خطرناكترین و عجیب ترین پدیده های طبیعی است . پدیده ای با میلیاردها " وات " انرژی و اثراتی متعدد و باورنكردنی مانند تولید هزاران درجه حرارت ، تولید گازهای مسموم ، ایجاد امواج نیرومند و ...

آذرخش (صاعقه) چه مشخصاتی دارد ؟ آذرخش (صاعقه) ویژگی های منحصر به فردی دارد كه آنها را در هیچ رخداد طبیعی دیگری نمی توان یافت . ویژگی هایی كه عمدتا از الكتریسیته خاص آذرخش (صاعقه) نشات می گیرند . مهمترین این ویژگیها عبارتند از : ولتاژ آذرخش (صاعقه) ، جریان ، قدرت ، سرعت و دفعات تكرار آذرخش (صاعقه) ولتاژ آذرخش (صاعقه) ولتاژ آذرخش (صاعقه) معمولا بین 10 تا 20 میلیون ولت در نوسان است و بعضا تا 100.000.000 ولت هم افزایش پیدا می كند . بزرگی این رقم را وقتی بهتر درك می كنید كه آن را با برق شهر ( 220 ولت ) مقایسه كنید . به عبارت دیگر ولتاژ آذرخش (صاعقه) آنقدر زیاد است كه می تواند بر مقاوت بسیار زیاد " هوا " در برابر عبور جریان برق ، غلبه كرده و از آن بگذرد ! جریان آذرخش (صاعقه) این جریان در حدود 10.000 آمپر شدت دارد . اما این مقدار همیشگی نیست و گاه تا 200 هزار آمپر هم می رسد ( كنتور منزل شما حداكثر 25 آمپر را از خود عبور می دهد. ) قدرت آذرخش (صاعقه) با توجه به مطالب بالا می توان نتیجه گرفت كه آذرخش (صاعقه) به طور معمول حدود 100 میلیارد وات(!) انرژی تولید می كند و می تواند این مقدار را تا 16000 میلیارد وات (!) نیز بالا ببرد . نیرویی كه در هیچ كجای دیگر یافت نمی شود سرعت آذرخش (صاعقه) با تمام نیروی عظیمش تنها در یك لحظه خود را از ابرهای آسمانی به زمین می رساند . اما زمان دقیق این لحظه چقدر است ؟ مشاهدات و محاسبات دقیق سازمان فضایی آمریكا ( ناسا ) نشان می دهد كه تخلیه الكتریكی ابرها معمولا در مدت زمانی كمتر از چند صدم تا چند هزارم ثانیه رخ می دهند . آذرخش (صاعقه) گاه می تواند تا 40 هزار كیلومتر در ثانیه سرعت بگیرد ! یعنی می تواند در یك ثانیه 20 بار مسیر رفت و برگشت تهران - مشهد را طی كند.

دفعات تكرار آذرخش (صاعقه) : در یك محدوده مشخص وقتی در منطقه ای آذرخش (صاعقه) روی می دهد ، این احتمال هست كه آذرخش (صاعقه) چندین بار دیگر نیز به آن حوالی برخورد كند اما نمی توان تعداد دقیق آن را تعیین كرد. با این وجود می توان گفت در مناطق كویری و كوهستانهای مرتفع ، احتمال برخورد پی در پی آذرخش (صاعقه) بیش از دیگر مناطق است. همچنین برخی از نقاط كره زمین ، آذرخش (صاعقه) خیز تر از جاهای دیگر هستند ؛ امروزه ماهواره های هواشناسی با عكس برداری های دقیق و مداوم از تمام كره زمین ، دفعات بروز آذرخش (صاعقه) را در نواحی مختلف شمارش می كنند . این شمارش نشان می دهد كه مناطق قطبی با میانگین 3 بار آذرخش (صاعقه) در ساعت ، كمترین و رشته كوه آلپ با 1000 صاعقه در ساعت ، بیشترین آمار بروز آذرخش (صاعقه) را دارد . مناطق هیمالیایی هم از جمله سرزمین های آذرخش (صاعقه) خیز جهان محسوب می شوند. همچنین كوه های "البرز" در ایران و كوه های "هندوكش" در افغانستان نیز از مناطق پر آذرخش (صاعقه) جهان هستند.

از دیگر ویژگی آذرخش (صاعقه) : زاینده بودن آن است ؛ به این معنی كه آذرخش (صاعقه) می تواند نور ، صدا ، حرارت و ... تولید كند و همه اینها تاثیرات چشم گیری بر محیط اطراف خود دارند.

آذرخش (صاعقه) به غیر از نور و صدا چه چیزهای دیگری تولید می كند ؟ آذرخش (صاعقه) علاوه بر پیامدهای مشهودی چون نور و صدا ، بسیاری تولیدات دیگر نیز دارد كه برخی از آنها خطرناك و بعضی دیگر تنها پدیدههایی جالب توجه و عجیب اند . از جمله تولیدات آذرخش (صاعقه) می توان ؛ حرارت ، نور ، صدا ، موج ، گاز ، برق زمینی ( ولتاژ گام ) ، خلاء و ... را نام برد.

آذرخش (صاعقه) چگونه و چه مقدار حرارت تولید می كند ؟ عبور جریان برق از هر جسمی حرارت تولید می كند ، حال هرچه مقدار جریان برق و مقاومت آن جسم در برابر عبور جریان برق بیشتر باشد ، حرارت تولید شده هم بیشتر است . آذرخش (صاعقه) نیز هنگام شكافتن هوا و پس از آن ، هنگام برخورد با زمین حرارت تولید می كند كه با توجه به جریان هزاران آمپری آذرخش (صاعقه) ، مقدار این گرما بسیار زیاد است ؛ آذرخش (صاعقه) در زمان برخورد با زمین 200.000 درجه سانتی گراد گرما تولید می كند . این مقدار حرارت می تواند یك آجر نسوز را ذوب كند ! البته این رقم همیشه یكسان نیست و با توجه به جنس خاك ، میزان رطوبت آن و سایر عواملی كه مقاومت زمین را در برابر جریان برق ، كم یا زیاد می كند متفاوت است . در نظر داشته باشید كه زمین در برابر جریان عادی برق بسیار مقاوم و كاملا عایق (نارسانا) است و تنها جریانهای فوق العاده زیادی مانند آذرخش (صاعقه) می توانند از زمین عبور كنند. حرارت حاصل از آذرخش (صاعقه) می تواند انسانی را در یك لحظه به ذغال تبدیل كند یا مشتی از خاك را با ذوب كردن به سنگ تبدیل كند و یا درخت تنومندی را به آتش بكشد .

آذرخش (صاعقه) چگونه و چه مقدار نور تولید می كند ؟ همانطور كه گفته شد صاعقه یك قوس الكتریكی یا به عبارت دیگر یك جرقه بسیار بزرگ است و با شكافتن ملكولهای هوا نور تولید می كند . نوری كه صاعقه تولید می كند از فاصله 100 كیلومتری قابل رؤیت است. این نور می تواند تا شعاع چند كیلومتری اطراف خود را روشن كرده و كسانی را كه از نزدیك آن را ببینند به طور موقت یا دائم كور كند. صدای آذرخش (صاعقه) صدا از پیامدهای همیشگی آذرخش (صاعقه) است . این صدا بر اثر شكافته شدن هوا ایجاد می شود و در حقیقت صدای انفجار ناشی از برخورد صاعقه است . صدای آذرخش (صاعقه) همیشه چند ثانیه پس از دیده شدن برق آن به گوش می رسد ؛ علت این مساله بیشر بودن سرعت نور به نسبت سرعت صوت است . یعنی هر چند صدا و نور صاعقه همزمان تولید می شوند اما ما اول نور صاعقه ( برق ) را می بینیم ، بعد صدای آن ( رعد ) را می شنویم. سرعت نور : 360 هزار كیلومتر در ثانیه و سرعت صوت ۳۳۰ هزار کیلومتر در ثانیه است . موج ناشی از صدای آذرخش (صاعقه) همانطور كه گفته شد آذرخش (صاعقه) را می توان نوعی انفجار نیز محسوب كرد ، خصوصا وقتی به زمین برخورد می كند. بنابراین آذرخش (صاعقه) هم موج انفجار تولید می كند ، موجی كه گاه می تواند انسانی را به هوا پرتاب كند.

آذرخش (صاعقه) ، گاز تولید می كند : شاید یكی از عجیب ترین پیامدهای آذرخش (صاعقه) ، تولید گاز باشد و بیشتر تعجب می كنید وقتی كه بدانید این گاز " اوزون " است . همان گازی كه با قرار گرفتن در لایه های بالایی جو ، سدی در برابر تشعشعات زیانبار كیهانی ایجاد می كند. "اوزون" در حقیقت همان اكسیژن است ولی به جای 2 اتم ، دارای 3 اتم اكسیژن است مولكول اكسیژن به علت مشكلات پیوندی نمی تواند به راحتی به صورت 3 اتمی در آید و به همین دلیل مقدار گاز اوزون در طبیعت بسیار محدود است اما صاعقه این كار را به زور و اجبار انجام می دهد و اتم های اكسیژن را سه به سه به هم پیوند می زند و " اوزون " تولید میكند . اوزون بر خلاف اكسیژن یك گاز سمی است و تنفس آن می تواند خطرناك باشد.

برق زمینی یا " ولتاژ گام ":  یكی دیگر از عواقب خطرناك آذرخش (صاعقه) است ؛ برق زمینی ، جریانی است كه پس از وقوع صاعقه ، برای لحظاتی در زمین باقی می ماند تا جذب زمین شده یا تبدیل به گرما شود. ولتاژ گام در زمین حركت می كند اما مسیر حركت مشخصی ندارد . معمولا قسمت عمده برق زمینی در اعماق فرو می رود اما اگر سطح زمین مرطوب ، دارای بستر سنگی یا پوشید از خاك مناسب یا علفزار باشد ، ترجیح می دهد كه روی سطح زمین و در جهات مختلف ، حركت كند . این پدیده را ولتاژ گام می نامند زیرا با وارد كردن برق از راه گامهای شخص ( پاهای او ) ، باعث برق گرفتگی او می شود. ولتاژ گام تا شعاع چندین متر در اطراف محل اصابت آذرخش (صاعقه) پراكنده شده و اشخاصی كه در مسیر حركت او قرار گرفته باشند را دچار برق گرفتگی می كند. اینكه ولتاژ گام دقیقا چقدر برد دارد قابل محاسبه نیست و به میزان رسانایی خاك آن محل ( موارد ذكر شده در بالا) بستگی دارد ولی به ندرت دیده شده برق زمینی بیشتر از 100 متر در سطح زمین پیش برود. ولتاژ گام مختص آذرخش (صاعقه) نیست و در حوادث صنعت برق مانند افتادن كابل های فشار قوی برق بر روی زمین نیز ایجاد می شود . البته به طور حتم ولتاژ گام ناشی از صاعقه بسیار قوی تر است.

آذرخش (صاعقه) چه خطراتی دارد و باعث چه آسیب هایی می شود؟ تا اینجا دانستید كه آذرخش (صاعقه) دارای یك جریان قدرتمند برق است . همچنین آذرخش (صاعقه) ، حرارت ، نور ، صدا ، موج ، گاز و برق زمینی تولی می كند و باید بدانید كه همه این تولیدات آذرخش (صاعقه) می توانند خطرناك و بعضا مرگ آفرین باشند. ابتدا ببینیم این پدیده چه آسیبها و صدماتی را ایجاد می كند ، بعد از آن راههای مقابله با آذرخش (صاعقه) را خواهید خواند ، سپس چگونگی كمك رسانی به یك مصدوم صاعقه زده را می آموزید . عمده صدماتی كه به وسیله صاعقه ایجاد می شود عبارتند از : سوختگی ، مشكلات تنفسی ، ایست قلبی ، ضایعات چشمی ، نا شنوایی ، مشكلات مغزی ، شوك ، خونریزی داخلی ، آسیب به دستگاه عصبی ، شكستگی و ضایعات استخوانی .

صدمات ناشی از صاعقه را می توان به 3 دسته كلی تقسیم كرد : گروه اول ، صدمات ناشی از برخورد مستقیم آذرخش (صاعقه) با شخص . گروه دوم ، صدمات ناشی از ولتاژ گام و گروه سوم ، صدمات ناشی از عوارض جانبی آذرخش  ( مانند حرارت جانبی ، نور ، صدا ، موج و گاز ) .

صدمات ناشی از برخورد مستقیم آذرخش (صاعقه) با شخص:  برخورد مستقیم آذرخش (صاعقه) با شخص ، خطرناك ترین حالت ممكن است. خطر وقتی بیشتر می شود كه آذرخش (صاعقه) از نزدیكی "قلب" یا از "سر" وارد بدن شود. با اصابت آذرخش (صاعقه) به شخص ، ممكن است صدمات زیر در بدن وی ایجاد شود:

۱ـ ضربه مغزی : كمتر پیش می آید كه آذرخش (صاعقه) باعث ضربه مغزی شود . معمولا این اتفاق زمانی می افتد كه آذرخش (صاعقه) به "سر" مصدوم برخورد كند و این نوع برخورد ، به ندرت روی می دهد اما در چنین حالتی احتمال مرگ بسیار زیاد است و احتمالا مصدوم در همان ساعات اولیه خواهد مرد. البته در مواردی هم شدت عارضه كمتر بوده و به صدمات مغزی خفیف تری میانجامد ، هرچند این صدمات نیز می توانند بسیار جدی باشند و منجر به عواقبی چون فلج دائم و ... شوند.

۲ـ ایست قلبی : این اتفاقی است كه برای بیشتر صاعقه زده ها رخ می دهد . آذرخش (صاعقه) می تواند با عبور دادن جریان برق از قلب یا با وارد كردن ضربه و شوك قوی به آن ، باعث توقف تپش قلب شود.

۳ـ سوختگی : تقریبا در تمام برخورد های مستقیم ، درصدی از سوختگی دیده می شود. سوختگی ناشی از برخورد مستقیم صاعقه می تواند بسیار شدید و عمیق باشد یا بسیار خفیف و سطحی ؛ و این از عجایب آذرخش (صاعقه) است ؛ گاه پیش می آید كه برخورد آذرخش (صاعقه) ، شخص را به تكه ای گوشت سوخته و سیاه رنگ تبدیل می كند و او را در دم می كشد اما درصد كمی از آذرخش (صاعقه) زده ها دچار چنین سرنوشتی می شوند . در بیشتر موارد آذرخش (صاعقه) از قسمتی از بدن وارد و از قسمتی دیگر خارج می شود و در طول مسیر عبور خود تمام بافتها را از درون می سوزاند ، در این میان هرچه اعضای سوخته شده مهمتر باشند خطر بیشتر است. اما مواردی هم پیش می آید كه آذرخش (صاعقه) به دلیل سرعت زیادش تنها از سطح بدن عبور می كند و جز یك سوختگی سطحی ، اثر دیگری از خود بر جای نمی گذارد !

۴ـ خونریزی داخلی : عبور جریان قوی برق از بافتهای درونی بدن ، علت اصلی خونریزی داخلی ناشی از آذرخش (صاعقه) است و می توان گفت شمار زیادی از آذرخش (صاعقه) زده ها دچار این جراحت می شوند.

۵ـ شوك : تمامی كسانی كه صاعقه با آنها برخورد كرده دچار برق گرفتگی می شوند. كمترین اثر برق گرفتگی با چنین ولتاژی یك شوك شدید است كه در صورت معالجه نشدن منجر به بی هوشی ، كما و حتی مرگ می شود.

۶ـ آسیب به دستگاه عصبی : از دیگر عوارض برق گرفتگی با ولتاژ بالا ، صدمه دیدن دستگاه عصبی است. اگر این آسیب در نخاع باشد می تواند منجر به فلج كامل یا فلج اندام تحتانی شود و اگر اعصاب سایر نقاط بدن لطمه ببیند عوارض مختلفی منجمله بی حسی در اندامها را به دنبال خواهد داشت.

۷ـ مشكلات تنفسی : آسیب دیدن بصل النخاع كه كنترل دستگاه تنفسی را بر عهده دارد ، ضایعه ای است كه باعث برهم خوردن نظم تنفس و حتی خفگی می شود. همچنین صدمه دیدن "ریه" می تواند باعث عفونت یا سایر مشكلات ریوی در آینده شود.

۸ـ ضایعات در چشم و گوش : حرارت و ضربه ناشی از آذرخش (صاعقه) می تواند باعث پاره شدن پرده صماخ گوش و لطمه خوردن مویرگها و مردمك چشم شود كه اثر آن كری و كوری موقت یا دائم خواهد بود.

صدمات ناشی از ولتاژ گام : صدمات ولتاژ گام به صدمات ناشی از برق گرفتگی شدید محدود می شود . بیشتر عوارض فوق را می توان در لیست صدمات ولتاژ گام قرار داد اما ولتاژ گام قدرت كمتری دارد و دارای عوارضی چون نور و موج انفجار هم نیست بنابراین جراحات خفیف تری ایجاد می كند؛ مثلا سوختگی های ناشی از ولتاژ گام با وجود عمقی و خطرناك بودن ، به سطح نمی رسد و ضربه مغزی نیز در زمره صدمات ولتاژ گام قرار نمی گیرد. افت فشار و كرختی و بی حسی شدید دست و پا از دیگر عوارض ولتاژ گام است.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱:۳٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸٦
    پيام ها    +


نمایشگاه کتاب : روایت تصویری کلاغ ها !

سیل مردم همیشه کنجکاو ...

 

 

 

 

 

 

 

و فرصتی برای تفریح و چیپس و بستنی...

 

 

 

 

 

 

 

لطفا بفرمائید : بطرف سالنهای کتاب !!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

و غرفه های خلوت ! کتاب های مظلوم و شاعران ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

و البته فرصتی برای خلوت های عاشقانه و استراحت های جانانه !!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

و فرصتی هم برای تبلیغات فرهنگی ! با بازیگرانی خسته ٬ بی حوصله و اخم آلود...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تاریخ عکس ها : پنج شنبه ۲۰/۲/۸۶

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸٦
    پيام ها    +


کشف اجساد 2 کوه نورد بعد از 12 روز

تجسس ها براي پيدا کردن دو کوه نورد گم شده در ارتفاعات دارآباد به نتيجه رسيد و گروه هاي امداد اجساد اين دو را پيدا کردند. ... شيرين 24 ساله و محمد 54ساله دو کوه نورد حرفه يي که 12 روز پيش براي صعود به قله دارآباد رفته بودند، پس از فتح قله توچال هنگام پايين آمدن دچار صاعقه زدگي شده و جان باختند.تلاش ها براي پيدا کردن اين دو از همان روزهاي اول آغاز شد اما به رغم جست وجو هاي تيم هاي امداد اثري از آنها پيدا نشد تا اينکه دوشنبه شب دو کوه نورد اجسادشان را در ارتفاعات ايلجه در دارآباد يافتند اما به خاطر تاريکي هوا امکان شناسايي جسدها وجود نداشت تا اينکه صبح روز سه شنبه در صعودي دوباره اجساد اين دو کوه نورد شناسايي شد. تيم جست وجو اعلام کرده چون پس از صاعقه زدگي و مرگ دلخراش دو کوه نورد ريزش برف آنها را مدفون کرده بود اجساد يافت نمي شد، اما پس از آب شدن برف ها اجساد پيدا شد.

روزنامه اعتماد ۱۹/۲/۸۶

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۳:٢٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸٦
    پيام ها    +


صاعقه !

طبق يک خبر دريافتی کوتاه :

امروز توانسته اند جسد دو کوه نورد مفقود شده را در منطقه ی چشمه نرگس بيابند . صاعقه به عنوان علت اصلی حادثه بيان شده است !

 

 ارسال خبر : از اعضای گروه کوه نوردی سایپا

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٥٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸٦
    پيام ها    +


جست وجو براي افشاي سرنوشت دو کوه نورد ناپديد شده

 

 

 

 

 تلاش امدادگران براي يافتن دو کوهنوردي که جمعه دو هفته پيش در حال صعود به قله توچال در هواي توفاني ناپديد شدند ادامه دارد. به گزارش خبرنگار ما روز جمعه 7 ارديبهشت ماه سال جاري دو کوهنورد حرفه يي به نام هاي محمد 54ساله و شيرين 24ساله در حال صعود به قله توچال از مسير خط الرأس دارآباد در هواي توفاني ناپديد شدند و تاکنون تلاش گسترده گروه هاي داوطلب و سازمان هاي امداد و نجات، نيروي انتظامي و فدراسيون کوه نوردي براي يافتن اين دو بي حاصل بوده است.

جمعي از کوه نوردان که روز جمعه شاهد صعود محمد و شيرين بوده اند مدعي شده اند که اين دو را بر فراز قله دارآباد و در حال گذر از تيغه هاي پرخطر به سوي قله توچال مشاهده کرده اند. اين در حالي است که تلاش بيش از 100 کوهنورد حرفه يي براي يافتن اثري از اين دو کوهنورد در دره ها و تيغه هاي خط الرأس دارآباد توچال بي ثمر بوده است و عدم يافتن نشانه يي از سقوط اين دو گمانه ها را در خصوص پيش آمدن مشکلي غير از سقوط تقويت مي کند. برخي از دوستان اين دو کوه نورد که نسبت به توانايي ها وتاکتيک هاي دوستان مفقود شده شان اشراف بيشتري دارند احتمال سقوط اين دو را حتي در شرايط نامناسب جوي عصر جمعه کم مي دانند و معتقدند در مرحله جديد جست وجو بايد با پرسش خانه به خانه از اهالي روستاهاي مجاور کوهستان به دنبال اثري از دوستان شان بگردند.

روزنامه اعتماد ۱۷/۲/۸۶

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸٦
    پيام ها    +


قلعه دختر !

 

 

 

 

 

 

در راه گردنه ٬ چيزی مثل پروانه ٬ يک لحظه در خيال می نشيند و بر می خيزد . در قله اما ... آسمان است که بر شانه های خسته فرود می آيد !

از وبلاگ : برنامه های کوه

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱:٠۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸٦
    پيام ها    +


کاهش بیش از ۴ درصدی یخ های اورست

 

 

 

 

 

گروهی از دانشمندان ایتالیایی در گزارش اخیر خود نسبت به آب شدن یخ های اورست به دلیل گرم شدن بیش از حد زمین هشدار دادند. بر اساس گزارش خبرگزاری ایتالیا، بین نیمه قرن بیستم و 1992 میزان یخ های اورست مرتفع ترین کوه دنیا، 6/4 درصد کاهش یافته که این مسئله موجب طغیان آب دریاچه های کوچک منطقه شده و ساکنان کوهپایه را با مشکلات جدی مواجه کرده است.

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:٠٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳۸٦
    پيام ها    +


نبوغ سرپرستی و اقبال های خوش در عبور از حادثه !!

بخش قابل توجهی از مجموعه حوادثی که کوه نوردی ايران را سال هاست در چنبره ی خود گرفتار کرده است ٬  ريشه در خطاهای انسانی دارد ! ريشه در عدم توجه به اصول و آموزه های علمی و فنی و در يک کلام : ريشه در فقر بنيان های آموزشی اين ورزش . اشتباهی مهلک و استراتژيک خواهد بود اگر تمامی اين اتفاقات و حوادث منجر به تلفات انسانی را اجتناب ناپذير ٬ طبيعی و جزيی از ذات ورزش کوه نوردی به شمار آوريم و چشمان خود را به روی ضعف ها و خطاهای انسانی که زمينه ساز حادثه بوده اند ببنديم ! حادثه ی بهمن قله ی کهار و کشته شدن امير رضا امير امينی ( باشگاه دماوند ـ سرپرستی حامد کرامت ) ٬ حادثه ی رانش برف در خط الراس دوبرار و کشته شدن همايون محبوب  ( باشگاه آرش ـ سرپرستی فريدون اسماعيل زاده ) ٬ حادثه غار پراو و کشته شدن ويکتوريا کيانی راد و امير احمدی ( باشگاه دماوند ـ سرپرستی کاظم فريديان ) ٬ حادثه ی کشته شدن مجيد بنی هاشمی و جلال رابوکی طی دو برنامه جداگانه در مسير جنوبی دماوند ٬ حادثه ی قله ی دالان کوه و کشته شدن احسان يوسفی و سحر قهرمانی ( گروه کوه دانشگاه خواجه نصير ) ٬ حادثه ی دره ی آندرسم و کشته شدن آن يازده کوه نورد ٬ حادثه ی قله ی کل جنون و کشته شدن آن پنج کوه نورد ٬ حادثه ی قله گاشربروم و کشته شدن محمد اوراز ٬ حادثه ی گرده آلمانها و کشته شدن دو کوه نورد باشگاه آرش ٬ حادثه ی ديواره شروين و کشته شدن کوه نوردی از گروه همت شميران و ... همگی از جمله وقايع و اتفاقات تلخ و تاسف بار دهه های اخير کوه نوردی ايران بوده  که در آن خطاهای انسانی به عنوان زمينه ساز اصلی حادثه ٬ بيش از هر عامل ديگری نقش داشته است !

برای اثبات فقر بنيان های آموزشی و عدم توجه جدی به آموزه های علمی و فنی اين ورزش ٬ لازم نيست راه دوری برويم ! نگاهی گذرا به پاره ای از گزارش ها و يادداشت های برنامه های اجرا شده ٬ که در سايت ها و وبلاگ های کوه نوردی منتشر می شود ٬  بخوبی می تواند نگاه های سطحی و ساده انگارانه و عاميانه و حرکت های غيرمسئولانه ( در قبال خود و ديگران ) و عمل در لبه ی باريک خطر و حادثه را به ما نشان دهد :

«...اما من به طور جدي قصد اجراي يك برنامه ي سنگين را در عيد داشتم پس با قبول مسئوليت هماهنگي برنامه شروع به آماده كردن تيمي براي حضور در منطقه علم چال و صعود تخته سليمان نمودم. ... اعضاي تيم عبارت بودند از : محمد رهبري، حسين يوسف زمانيان، هاله قاسمي فرد ، ايمان آذيش ، هادي بهادري، پوريا محمدي و ليلا زندي...در قرارگاه پس از صرف ناهار ، تقسيم بار گروهي ، بستن كوله ها و بر جاي گذاشتن بار اضافي (از جمله يك جفت جي پي اس بي سيم كه سرپرست به آن اعتقادي ندارد) در حدود ساعت ۱ سوار وانت شديم.............يكشنبه پنجم فروردين:هوا به شدت خراب است، طوفان بيداد مي كند................... در بازگشت در حالي كه زياد از پناهگاه دور نيستيم اندكي راه را گم مي كنيم ولي سرانجام به پناهگاه مي رسيم... گزارش هادی بهادری در  http://www.araneae.ir  »

اجرای برنامه در شرايط کاملا زمستانی منطقه علم کوه و برجا گذاشتن يک جفت جی پی اس بی سيم در قرارگاه فدراسيون به عنوان باراضافی !!!! در موقعيتی مناسب تبريکات (!) خود را  به سرپرست اين برنامه و همچنين ديگر اعضای تيم ( که در برابر اين تصميم نابخردانه هيچ حرفی برای گفتن ندارند!!) بابت اين همه نبوغ و خلاقيت عرض خواهيم کرد اما ٬ براستی در باره ی فقر بنيان های آموزشی ٬ در باره ی عدم توجه جدی به آموزه های علمی و فنی اين ورزش ٬ در باره ی  نگاه های سطحی و ساده انگارانه و عاميانه و حرکت های غيرمسئولانه چه بايد کرد؟

چه بايد کرد؟

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٦:٢۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳۸٦
    پيام ها    +


تپه های رملی در کوير مرنجاب !

« ...سفری دو روزه به مناطق کويری در شمال شرق شهرستان آران و بيدگل . ديداری مجدد از تپه تاريخی سيالک در کاشان : يکی از قديمی ترين مراکز سکنای بشر ماقبل تاريخ در فلات ايران  و گردشی در تپه های رملی در شرق چاه دسکن : حاصل آفرينش باد که به عنوان يک عامل تعيين کننده اقليمی نقش موثری در شکل دهی وضعيت طبيعی کوير و همچنين زندگی انسان های آن منطقه دارد و پيمايش مسير ۱۰ کيلومتری کاروان سرای مرنجاب تا قله ی (!) جزيره سرگردان در درياچه نمک : يکی از زيباترين مناطق کويری ايران با وسعتی حدود ۶۵۰ کيلومتر مربع . يادگاری از رسوبات تبخيری و تخريبی ۴۰ ميليون ساله ! ... »

از وبلاگ : برنامه های کوه

http://parson.persianblog.ir

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳۸٦
    پيام ها    +


دارآباد : دو کوه نورد مفقود شده اند !

با گذشت بيش از 48 ساعت از ناپديدي دو كوهنورد حرفه‌اي كه براي صعود به ارتفاعات دارآباد رفته بودند، تلاش تيمهاي امدادي جهت يافتن اثري از آنها همچنان ادامه دارد. به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، صبح روز جمعه هفتم ارديبهشت ماه سال جاري، دو كوهنورد به نامهاي «ش ــ فرهي» و «م ــ سعادتي» براي صعود به قله دارآباد عازم اين منطقه كوهستاني شدند. ساعتها گذشت، اما هيچ خبري از اين دو كوهنورد نشد و اين در حالي بود كه وضعيت جوي هر لحظه نامناسب‌تر مي‌شد.

خانواده و دوستان آنها چشم انتظار بازگشتشان بودند، اما به انتظارشان پاسخي داده نشد، 24 ساعت گذشت ديگر تامل جايز نبود، بايد اقدامي صورت مي‌گرفت و در ابتدا چند كوهنورد مسافتي از مسير صعود به دارآباد را پيمودند، اما وضعيت جوي خيلي بدتر از آن بود كه ادامه راه دهند. به گفته خانواده يكي از كوهنوردان، صبح آن روز، فرزندش «ش» همانند هر هفته براي كوهنوردي از منزل خارج شد، اما ديگر بازنگشت، گويا هر دو كوهنورد مفقود شده عضو «خانه كوهنوردان» بودند.

هشتم ارديبهشت ماه يعني فرداي روز صعود، در حالي كه هوا كاملا تاريك شده بود، زنگ تلفن امداد كوهستان هلال‌احمر شميرانات به صدا در آمد و خبر از مفقوديت اين دو در ارتفاعات دارآباد داده شد. با اين اعلام، يك تيم امدادي از هلال‌احمر شميرانات بي‌درنگ به منطقه رفت و 4 قلاده سگ تجسس نيز اعزام شد، اما باز هم اثري از اين دو كوهنورد يافت نشد.

... مسؤول امداد كوهستان جمعيت هلال‌احمر شميرانات با رد احتمال گم كردن مسير كوهستان از سوي اين دو كوهنورد تاكيد كرد: مفقود شدگان از جمله كوهنوردان حرفه‌اي و نامي بودند، از اين رو اين احتمال بسيار ضعيف است. از سوي ديگر دكتر عليرضا پرند، معاون عمليات سازمان امداد و نجات جمعيت هلال‌احمر نيز در خصوص اعزام بالگرد امدادي به منطقه به ايسنا، گفت: امكان اعزام بالگرد هلال‌احمر به دليل نداشتن توانايي پرواز در ارتفاعات كوهستاني وجود ندارد. وي افزود: بالگردهاي امداد كوهستان بايد داراي شرايط ويژه از جمله دو موتوره باشند كه متاسفانه 7 فروند بالگرد امدادي سازمان امداد و نجات هلال‌احمر اين شرايط را ندارند...

خبر از ايسنا 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٥۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸٦
    پيام ها    +


روستای ماخونيک

 

 

 

 

 

 

 

 

« ...روستای ماخونیک از نظر تقسیمات کشوری جزء دهستان درح، بخش سربیشه و شهرستان بیرجند محسوب می شود. این روستا در جنوب غربی شهرستان بیرجند و در فاصله 143 کیلومتری این شهرستان واقع شده است ... روستایی که قد مردم آن شهره عام و خاص است... مردم شناسان می گویند اکنون دیگر قد مردم ماخونیک، کوتاه نمانده، چنان که می گفتند زمانی از 1.40 سانتیمتر فراتر نمی رفت و به مرور، آن ها از قدهای معمول برخوردار می شوند ... »

روزنامه جام جم

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ اردیبهشت ۱۳۸٦
    پيام ها    +


اندر مصائب فقدان شعور فردی و اجتماعی !!

بعد از انتشار گزارشی از حادثه ديواره شروين در وبلاگ انجمن کو ه نوردی دانشگاه تهران ٬ احسان حسين نژاد در آخرين يادداشت وبلاگ نوپتسه با متنی کوتاه و انتقادی ٬ پرسشی ساده و روشن را از سرپرست و مسئول وبلاگ اين تشکل دانشجويی ـ کوه نوردی مطرح می کند :

« ... پرسشی که میشود از مسئول وبلاگ و یا شاید سرپرست این انجمن پرسید این است که چرا این کنکاش و تحقیق در مورد حوادث داخلی انجمن رخ نمیدهد؟ آیا مسئولین محترم انجمن دانشگاه تهران مشابه این گزارش را در مورد برنامه شخصی اعضای این انجمن در نوروز و حوادث و حواشی آن برنامه هم منتشر میکنند؟ چرا در مورد برنامه "تیغه دارآباد" زمستان گذشته حتی خبری در وبلاگ این انجمن درج نمیشود؟ چرا حتی یک مطلب تحلیلی کوتاه دربارهء حادثه دیواره پل خواب (در تابستان گذشته) نوشته نمیشود؟ اگر (به درستی) اعتقاد داریم که منتشر کردن صادقانه اخبار حادثه و تحلیل دلایل آن اولین قدم در راه درس گرفتن از آن و پیش گیری از حوادث بعدی است، چرا فقط به اخبار حوادث سایرین توجه داريم؟ ... »

و به فاصله ی کوتاهی  ٬ در قسمت پيام های خوانندگان مربوط به اين متن کوتاه و انتقادی ساده ٬ شــــــــــــاهد جملاتی دور از انتظار توسط يکی از اعضای اين تشکل به نام رضا فتحی می شويم . جملاتی که شايد بتواند تاحدودی بيانگر سطح پايين شعور اجتماعی و فردی پاره ای از دانشجويان اين سرزمين باشد :

« ...چرت و پرت گفتن اينقدر راحت شده برات ؟؟؟ ..... چه ربطی داره به شقيقه؟ ... از اين بی سر و ته تر چيزی هم می شد نوشت؟ ... آسمون و ريسمون رو به هم بافتن جديدا مد شده؟! ...»

وقتی فقر فرهنگی و فقدان شعور شخصيتی رضا فتحی دانشجو در اين حد است که در مواجهه با انتقادی ساده چنين کف بر دهان (!!) می آورد ٬ جز اظهار تاسف آيا چيز ديگری هم می توان گفت؟!

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ اردیبهشت ۱۳۸٦
    پيام ها    +


حمل مشعل المپيک از مسير اورست !

مشعل‌ بازی‌ های‌ المپیک‌ ‌2008‌ پکن‌ به‌ قله‌ اورست‌ مرتفع ترین‌ نقطه‌ جهان‌ منتقل‌ خواهد شد‌ . کمیته‌ تشکیلات‌ این‌ رقابت‌ ها امروز در پکن‌ اعلام‌ کرد حمل‌ مشعل‌ در طولانی‌ ترین‌ مسیر و بلند ترین‌ ارتفاع‌ و با بیشترین‌ نفرات‌ از ویژگی‌ های‌ المپیک‌ ‌2008‌ پکن‌ است‌‌ .


این‌ مشعل‌ در ‌130‌ روز ‌137‌ هزار کیلومتر مسیر را طی‌ خواهد کرد و به پنج‌ قاره‌ جهان‌ منتقل‌ می‌ شود و تایوان‌ و دو کره‌ نیز جزو برنامه‌ انتقال‌ مشعل‌ هستند‌ . هدف‌ چین‌ از این‌ اقدام‌ ترویج‌ شعار دوستی‌ و برابری‌ و صلح‌ و تحقق‌ شعار یک‌ رویا یک‌ دنیا برای‌ المپیک‌ ‌2008‌ پکن‌ است‌‌ . عبور مشعل‌ از جاده‌ تاریخی‌ ابریشم‌ نمادی‌ از تاریخ‌ کهن‌ چین‌ با دیگر کشورهاست‌‌ . مشعل‌ بازی‌ های‌ المپیک‌ ‌2008‌ پکن‌ روز ‌31‌ مارس‌ سال‌ آینده‌ میلادی‌ روشن‌ خواهد شد.

واحد مرکزی خبر ـ پنج شنبه ۶/۲/۸۶‌

 

کلاغ ها :

بار ديگر متن خبر و کلمات اطلاعيه ی کميته تشکيلات بازی های المپيک را در باره ی مسائلی مانند ترويج شعار برابری و دوستی و صلح و تلاش برای تحقق شعار يک رويا يک دنيا و ... بخوانيد و آن را مقايسه کنيد با مثلا اطلاعيه ی فدراسيون کوه نوردی صادق آقاجانی در تبيين اهداف صعود کوه نوردان دولتی به قله اورست (سال ۸۴) و ببينيد انديشه های انسانی و تعالی فرهنگی را در کجا بايد جست و جو کرد :

« ... سهمی كه چنين صعودی در شكستن بت تبليغات ناجوانمردانه خارجی خواهد داشت مستغنی از هر توضيحی است ... اميد است زمين و آسمان و ماه و خورشيد و اورست بر جای بمانند تا مقصود اين ملت در اين مهم نيز تحقق يابد ... هر چند كوران روز حشر همواره كورند و نمی بينند ... »

خيلی نبايد جست و جوی سختی باشد !!

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳۸٦
    پيام ها    +


نشست ۵۵ !

در سايت اينترنتی انجمن کوه نوردان شرح برنامه ها  ٬ زمان و مکان  اولين نشست ماهانه اين تشکل  در سال جديد اعلام شد :

 

 

اخبارکوه نوردي ايران

 

اسماعيل رضايي

 

5 دقيقه

 

اخبار روز کوه نوردي جهان

 

مينو ضابطيان

 

15 دقيقه

 

گزارش هيات مديره

 

عباس محمدي

 

10 دقيقه

 

بهاريه

 

عباس جعفري

 

15 دقيقه

 

رويکردي جديد به پزشکي کوهستان

 

دکتر حميد مساعديان

 

20 دقيقه

 

گزارش برنامه، قايقراني در آب هاي هيماليا

 

کيانوش محرابي و پيام بني هاشمي

 

50 دقيقه

 

در خيال (نمايش اسلايد)

 

سعيد شجاعي

 

40 دقيقه

زمان : چهارشنبه 12 ارديبهشت ماه 1386 ساعت:17 تا 20

مکان : خيابان استاد نجات اللهي (ويلا)، نبش خيابان ورشو، مرکزسازمان هاي غيردولتي شهرداري، سالن آمفي تئاتر شماره 2

 

کلاغ ها :

بعد از انتخاب حامد کرامت ( يکی از اعضای متعصب باشگاه دماوند ) به عنوان مسئول برنامه ريزی و برگزاری نشست های ماهانه ی انجمن ٬ پيش بينی کرده بوديم باشگاه دماوندی ها به برکت اين دستاورد درخشان (!) به زودی دارای جايگاهی ثابت و هميشگی در برنامه های جلسات ماهانه ی انجمن خواهند شد . دو ماه پيش و در متن گزارش نشست اسفند ماه نوشتيم :

« ...نگاهی به رئوس و عناوين برنامه ها در جلسات ماهانه ی اخير انجمن ٬ به خوبی می تواند واقعيت درونی و فعلی اين تشکل را به نمايش بگذارد . آن حکايت بارها گفته شده و کهنه ی رقابت ـ در قبل پنهان ــ و اکنون بسيار روشن و آشکار دو باشگاه کوه نوردی آرش و دماوند بر سر تصاحب نقاط مديريتی و امکانات اين تشکل صنفی و دمکراتيک کوه نوردی ايران ٬ همچنان ادامه دارد ! در حال حاضر و بعد از آخرين انتخابات مجمع عمومی ٬ سهم آرشی ها : تشکيلات ٬ امور مالی ٬ بازرسی و يک اکثريت قابل توجه در هيئت مديره انجمن است که البته اين موفقيت (!) با توجه به تجربه ٬ عقلانيت و آينده نگری عناصر کهنه کار آرش ٬ چندان دور از انتظار نبود . اما نکته ی جالب در واقعيت درونی و فعلی انجمن را بايد در سهم دماوندی ها جست و جو کرد . آنها توانستند به يمن وجود فقط يک نفر از عناصر خود در هيئت مديره فعلی ( پرستو ابريشمی ) امتياز برگزاری جلسات و نشست های ماهانه ی انجمن را بدست آورند . برای دماوندی ها ٬ که در گذشته نشان داده بودند درک روشنی از کارکرد و نقش يک تشکل دمکراتيک و صنفی در کوه نوردی ايران ندارند و جز يافتن عرصه ای برای طرح و تبـــــــــلیغ خود و باشگاه شان به چيز ديگری نمی انديشند ٬ به دست گرفـــــــــتن برنامه ريزی و سازماندهی جلسات ماهانه يک پيروزی (!) محسوب می شود  . پرستو ابريشمی اين وظيفه را به همسر خود حامد کرامت ( يک باشگاه دماوندی متعصب که اشتباهات مسلم و اصرار غير مسئولانه ی او به عنوان سرپرست برای ادامه صعود قله ی کهار در شرايط نامناسب جوی در زمستان سال ۷۴ ٬ منجر به کشته شدن امير رضا امير امينی گرديد ) واگذار نموده است و بعد از اين ٬ تبليغات از نوع باشگاه دماوندی و خود نمايی عناصری مثل سعيد شجاعی ٬ مينو ضابطيان ٬ سهند عقدايی ٬ کاظم فريديان ٬ سعيد صبور ٬ کاوه کاشفی و ... چشم انداز طبيعی جلسات ماهانه ی انجمن کوه نوردان ــ مثلا ايران !! ـ خواهد بود . به بيانی ديگر : به زودی دماوندی ها ٬ اين تشکل را به حياط خلوت باشگاه خود تبديل خواهند کرد و با توجه به تفاهم ناگفته و رضايتی که آرشی ها از سهم به دست آمده ی خود دارند ٬ انتظار هر گونه برخورد و مخالفت از سوی هيئت مديره و بازرسی انجمن ٬ بيهوده خواهد بود ...»

با اعلام برنامه های نشست ۵۵ در سال جديد ٬ خيلی عجيب نخواهد بود اگر کلاغ ها بر پيش بينی های قبلی خود همچنان اصرار و پافشاری داشته باشند !! صورت مسئله بسيار ساده است و از آن ساده تر ٬ پرسشی تاکنون بی پاسخ مانده : آيا هيئت مديره انجمن کوه نوردان و نگاه انتقادی عناصر مستقل آن  می تواند مانع از تبديل اين تشکل به کانون تبلیغاتی باشگاه دماوندی ها و عرصه ای برای خودنمايی و اظهار وجود پاره ای از اعضای شهرت طلب آن بشود ؟ می تواند ؟!

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸٦
    پيام ها    +


اعترافاتی ديرهنگام و تکان دهنده !

 

 

 

 

 

 

 

حوادث غم انگيز و تاسف بار در کوه نوردی ايران همچنان ادامه دارد ! کشته شدن دختری به نام افخم در مسير قله ی توچال و سقوط مرگبار يکی از اعضای گروه کوه نوردی همت شميران از ديواره ی شروين در منطقه بند يخچال٬ دو حادثه ای بود که روز جمعه ۳۱/۱/۸۶ در کوه های شمال تهران به وقوع پيوست و بار ديگر توجه افکار عمومی جامعه کوه نوردی را نسبت به دلايل و ريشه های تکرار چنين فجايع  تراژيکی جلب نمود .

در متن گزارش خبرگزاری فارس از حادثه ی ديواره شروين ٬ گفت و گويی کوتاه با يکی از دست اندرکاران تشکيلاتی  و مربيان آموزشی فدراسيون کوه نوردی وجود دارد که به مثابه ی اعترافاتی دير هنگام و تکان دهنده ٬ می تواند تا حدودی روشنگر پاره ای دلايل و ريشه های حوادثی از اين دست در کوه نوردی ايران باشد :

« ... جواهرپور درباره مسئوليت ايمن سازي مسيرهاي سنگنوردي در ديواره‌ها، متذكر شد: اين يك واقعيت است كه ديواره‌ها و مسيرهاي سنگنوردي نياز به ايمن‌سازي دارند چرا كه بسياري از اين مسيرها، سال‌ها پيش گشايش شده و ابزار مورد استفاده در مسيرها دچار فرسودگي شده‌اند. به عنوان مسئول اين كميته، بارها از فدراسيون درخواست بودجه اي نزديك به 500 هزار تومان كردم تا اين طرح اجرا شود. اولين پيشنهاد نيز همين ديواره شروين بود؛ اما ريالي اختصاص داده نشد... »

اين روشن ترين و صريح ترين اعتراف و قضاوتی ست که در باره آثار و عواقب زيان بار بيش از دو دهه حاکميت تفکرات تبليغاتی و ايدئولوژيک ــ توسط مهره ای به نام صادق آقاجانی ــ بر فدراسيون کوه نوردی ايران بيان می شود ! در تفکر و نگرش آدم هايی مثل صادق آقاجانی و تمام آن مثلا مربيان و دست اندرکارانی که بيش از دو دهه از اين سفره ی پر برکت دولتی بهره ها (!!) بردند و بر کارنامه ی افتخارات (!) هيماليانوردی خود افزودند ٬ توجه جدی به بنيان های آموزشی و يا مانند همين اعتراف گفته شده : اختصاص ۵۰۰ هزارتومان برای ايمن سازی مسيرهای سنگ نوردی در مناطق مورد توجهی مثل بند يخچال و ... هيچگاه دارای ارزش و جايگاه نبوده است . در تفکر و نگرش آنان ٬ نشان دادن سرسپردگی بی چون و چرا به مسئولين بالادست با انجام برنامه های تبليغاتی و همراه با شعارهای ايدئولوژيک : صعودهای معمولی و بارها انجام شده و بدون هيچ کار نو و خلاق در هيماليا و ياصعود اولين بانوی مسلمان به اورست با صرف هزينه ای نزديک به ۵۰۰ ميليون تومان و در کنار آن فعاليت های تجاری و تاسيس انواع شرکت های توريستی و واردات کالاها و لوازم کوه نوردی و ... بسيار و بسيار مهمتر از توجه به جان امثال اسماعيل مهامد ها بوده است . 

 حوادث  غم انگيز و تاسف بار در کوه نوردی ايران همچنان ادامه خواهد داشت اما سرانجام روزی اين افراد ( صادق آقاجانی ها ٬ اقبال افلاکی ها ٬ رضازارعی ها ٬ علی پارسايی ها ٬ جواهرپورها و ... ) در برابر افکار عمومی مردم اين سرزمين ناچار به پاسخگويی خواهند بود . دور نيست و دير نيست ...

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸٦
    پيام ها    +