در ضیافت بزرگ آدم های کوچک !

 

 

 

 

 

 

فدراسیون کوه نوردی ایران روز سه شنبه ۲۴/مهر/۸۶ در محل سالن اجتماعات دفتر امور مشترک فدراسیون های ورزشی ٬ میزبان مهدی اعتمادفر برای ارائه ی گزارش کامل صعود به قله ی گاشربروم یک بود . اعتماد فر در مرداد ماه سال جاری توانست فعالیتی مستقل و جدای از سیستم دولتی را در دنیای هشت هزار متری ها به انجام برساند . حاصل برنامه ی طولانی مدت او : تلاشی ناتمام روی گاشربروم ۲ و اولین صعود ایرانی موفق به گاشربروم ۱ بود . او بعد از بازگشت به ایران ـ و همان گونه که از او به عنوان کوه نوردی مستقل انتظار می رفت ــ آمادگی خود را برای ارائه ی گزارشی کامل ٬ به هیئت مدیره انجمن کوه نوردان که نهادی مستقل در کوه نوردی ایران به شمار می آید اعلام کرده بود : ... « اعتماد فر به انجمن قول داده بود ـ اسماعیل رضائی در نشست ماه مهر » ...

اما چه کسی و در کجا ٬ گفته است و یا حکم داده است که عملکرد کوه نوردی مستقل ایران باید عاری از هر گونه نقاط مبهم ٬ تیره و غیر اخلاقی باشد ؟! بنابراین خیلی جای حیرت و شگفتی نخواهد بود اگر مهدی اعتمادفر در انتخاب میان دستان خالی و آغوش متزلزل انجمنی ها از یک سو و حریم امن و سفره ی پربرکت و پرمنفعت دولتی ها از سوی دیگر ٬ رای به گزینه ی دوم دهد و گزارش صعود یک کوه نورد مثلا مستقل ٬ در چهارچوب برنامه ای کاملا دولتی و با تشویق ها ٬ حمایت ها و جوایز کاملا دولتی ارائه شود !!   آموزه ای قدیمی به ما می گوید : در تمامی طول تاریخ ٬ تصمیم ها و انتخاب های سرنوشت ساز در زندگی آدم های کوچک از همین گونه بوده است ...

 

 

 

 

حسین رضائی مسئول روابط عمومی فدراسیون کوه نوردی٬ مجری ضیافت بزرگ آدم های کوچک در آن شب بود . رضـــــائی ٬ جوانی مسلط و خوش بیان است و دارای شعور اجتماعی قابل توجهی نیز می باشد : آنجا که جلسه را با عذر خواهی از حاضرین و بابت تاخیری ۵ دقیقه ای آغاز کرد ! ... بعد از صحبت ها و توضیحات کوتاه حسین رضائی ٬ فیلمی در یادبود محمد اوراز ( کوه نوردی دولتی که در جریان صعود به قله گاشربروم ۱ و حادثه ی سقوط بهمن کشته شد ) به نمایش درآمد که شامل تصاویری از برنامه ی گاشربروم و شرحی از زندگی و کارنامه ی فعالیت های او بود .

 

 

 

 

ضیافت بزرگ آدم های کوچک در آن شب ٬ موقعیت مناسبی برای سرپرست فعلی فدراسیون کوه نوردی یعنی محمود شعاعی بود که خود را برای سخن رانی به پشت تریبون برساند ! صحبت های کلیشه ای و تکراری این پرورش یافته و شاگرد ممتاز مکتب صادق آقاجانی ٬ در باره ی محمد اوراز ٬ هیمالیا نوردی و هم چنین تعریف و تمجید از مهدی اعتماد فر بود . او گفت : « ... هیمالیا همواره با ریسک و خطر عجین است و کسانی که به آن گام می گذارند با آگاهی نسبت به این موضوع است ... اوراز قوی ترین کوه نورد ایران بود ... با اقتدار صعود کرد و توانست نام خود را در تاریخ کوه نوردی به ثبت برساند ... رکوردهای اوراز تا سالیان پابرجا خواهد بود ... » بیان مجدد و کامل و دقیق ( و البته : طوطی وار !) این کلمات و این مواضع قبلا شنیده شده از زبان صادق آقاجانی ٬ در واقع همان روایت دولتی حادثه ی گاشربروم است . روایتی که می خواهد بر تمامی زمینه ها و علت های اصلی بروز حادثه سرپوش بگذارد . روایتی که سعی می کند عملکرد و تصمیم اشتباه و غیر مسئولانه ی محمد اوراز را به عنوان سرپرست تیم صعود در برنامه گاشربروم نادیده بگیرد . روایتی دولتی که حنای واژه ها و کلیشه هایش برای قهرمان پروری و حماسه سازی های آن چنانی ٬ دیگر رنگی ندارد! روایت و تفکری منحط در کوه نوردی دولتی که می تواند زمینه ساز خطرات و حوادث بیشماری در حال و آینده ی کوه نوردی این سرزمین باشد !

 

 

 

 

 

 

و با آغاز نمایش فیلم صعود ٬ مهدی اعتماد فر ( نفر اول سمت راست ) توضیحات لازم را برای حاضرین ارائه می داد . سالن انتخاب شده ٬ بسیار کوچک و کم ظرفیت بود و تعدادی از دعوت شدگان روی زمین نشسته بودند . سیستم صوتی ـ تصویری ابتدائی و ضعیف این سالن موجب شد گزارش مهدی اعتمادفر با نازل ترین کیفیت ممکن انجام شود و تذکرات متوالی او به متصدی دستگاه نمایش برای بالا بردن درجه ی صدای فیلم ٬ تا پایان گزارش همچنان ادامه داشته باشد . سالن انتخاب شده ی فدراسیونی ها ( کاملا برخلاف سالن محل برگزاری جلسات انجمن کوه نوردان ) هم کثیف بود و هم آلوده . به یقین ٬ حسین رضائی تا پایان عمر آن پیچ و تاب ها و آن واکنش خنده داری را که در پشت تریبون ٬ وقتی حضار او را از صعود (!) سوسکی بزرگ از یقه ی پیراهنش آگاه کردند  فراموش نخواهد کرد .حضور سوسک ها در ضیافت بزرگ آدم های کوچک ٬ شکوه شب فراموش نشدنی متولیان دولتی کوه نوردی ایران را تکمیل کرده بود !! 

..............................................................................

پی نوشت :

بعد از پایان جلسه ٬ قدم زدن در پیاده روهای تاریک و خلوت شهر را به هر چیز دیگری ترجیح می دهم . بـــرگ هائی رویــش سبز خویـــش را در شب آغــــاز کـــرده بـــودنــــــد . با شب و برگ ها به ضیافت  آدم های بزرگ می روم !

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱:٢۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٩ مهر ۱۳۸٦
    پيام ها    +


جاودانگی !

 

 

 

 

 

 

سايه بر نور می نشيند . لحظه بر جاودانگی . و دل زمين ٬ در انتظار زايشی دوباره می تپد .

 

از وبلاگ برنامه های کوه   http://parson.persianblog.ir

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱:٢٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٩ مهر ۱۳۸٦
    پيام ها    +


كشف دهكده 8 هزار ساله در مازندران

دهكده كوچكي متعلق به دوره نوسنگي و هشت هزار سال پيش در پي تعيين حريم و گمانه‌زني چوق تپه در استان مازندران شناسايي و كشف شد. آثار سنگي كشف شده متعلق به زماني است كه هنوز كشاورزي در دشت شكل نگرفته و انسان‌ها براي بقاي خود از شكار يا گياهان وحشي منطقه استفاده مي‌كردند.

اين آثار زماني كشف شد كه باستان‌شناسان در حال گمانه‌زني براي تعيين حريم چوق‌تپه بودند. علي ماه‌فروزي، سرپرست هيات كاوش در چوق تپه مازندران گفت: «كاوش‌ها منجر به شناسايي ابزار سنگي متعلق به دوره نوسنگي (حدود هزاره ششم پيش از ميلاد) شد كه نشان مي‌دهد در آن زمان از اين منطقه براي سكونت موقت استفاده مي‌شد.»

همشهری آنلاين ۲۷/۷/۸۶

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ مهر ۱۳۸٦
    پيام ها    +


آموزش به مربيان !

 

 

 

 

 

سنگ‌نوردان فرانسوي به ديدار ديواره‌هاي ايران مي‌آيند

« سه تن از سنگنوردان سازمان كوهنوردي ديواره‌هاي بلند( G.H.M) علاوه بر آموزش مربيان سنگ‌نوردي ايران با ديواره‌هاي مختلف ايراني نيز آشنا مي‌شوند. به گفته سرپرست اين دوره آموزشي، بسياري از سنگ‌نوردان خارجي علاقه‌مند به صعود از ديواره‌هاي بلند ايران هستند...» 

از خبرگزاری ميراث فرهنگی ۲۵/۷/۸۶

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ مهر ۱۳۸٦
    پيام ها    +


نشست ماه مهر !

انجمن کوه نوردان ايران ٬ نشست مهر ماه خود را روز چهارشنبه ۱۸/۷/۸۶ در سالن آمفی تئاتر مرکز سازمان های غير دولتی شهرداری واقع در خيابان ويلا برگزار نمود :

 

 

 

 

 

اسماعيل رضائی از اعضای گروه کوه نوردان آرش و عضو هيئت مديره انجمن ٬ مانند هميشه در ماه های اخير ٬ مجری جلسه بود و مانند هميشه نيز لحنی يکنواخت و کسل کننده داشت . عدم توانائی و تسلط او به عنوان مجری جلسه ای رسمی را بايستی در فقدان دو عنصر جذابيت و خلاقيت جست و جو کرد . فقدان جذابيت در آهنگ گفتاری و فقدان خلاقيت در کارکردهای فکری به هنگام مواجهه با مسائل پيش بينی نشده و نامنتظره در متن جلسه . اصرار اين عضو هيئت مديره انجمن برای بر عهده داشتن نقش مجری ثابت و هميشگی نشست های ماهانه ی انجمن ٬ کمی عجيب و غير قابل درک است . آيا ريشه ی اين تمايلات انحصارطلبانه به تربيت تشکيلاتی و فضاهای بسته و فرهنگ حاکم در گروه های کوه نوردی کشور مربوط می شود ؟ بهرحال ٬ هيئت مديره فعلی انجمن می تواند برای ايجاد جذابيت و تنوع در شکل اجرای جلسات ماهانه ٬ از ديگر اعضای اين تشکل نيز بهره گيرد . خط مشی و سياستی که توسط مديريت های قبلی انجمن ٬ کم و بيش ٬ اجرا می شد .

 

 

 

 

 

بعد ازبيان اخبار داخلی و خارجی توسط مريم مير ميثاقی و اسماعيل رضائی٬ نوبت به محمد تاجران کوه نورد و دوچرخه سوار مشهدی رسيد که به ارائه ی گزارش برنامه ی برون مرزی خود بپردازد. محمد تاجران سال گذشته و با شعار « ما به درختان نياز داريم » سفرش را با دوچرخه به دور دنيا آغاز کرد . او در اولين مرحله : پاکستان ٬ هند ٬ بنگلادش ٬ مالزی ٬ تايلند ٬ کامبوج ٬ ويتنام و لائوس را پيموده است و قصد دارد ماه آينده دنباله ی سفر خود را پی گيرد . تاجران در جلسه ی انجمن تاکيد کرد که در سفرهايش دو هدف عمده را تعقيب می کند : تصحيح چهره ی نامناسبی که از ايران در نزد مردمان ديگر کشورهای جهان وجود دارد و توسعه فرهنگ زيست محيطی با کاشت درخت در مدارس و دانشگاه ها . البته او توضيح نداد که منظورش از تصحيح چهره ی نامناسب ايران چيست و يا اينکه چگونه اين کار را می کند ! مثلا و در فرضی ذهنی و محال (!!) : آيا مردمان ديگر کشورهای جهان ٬ ايران را فاقد آزادی و دمکراسی و ناقض حقوق بشر و عقب افتاده می دانند و محمد تاجران در هر گام اين چهره ی نامناسب و نادرست(!) را تصحيح می کند ؟ ما که از کلی گوئی مبهم و شعارگونه ی او در اين مورد چيزی نفهميديم . خاطرات و مطالب خواندنی محمد تاجران را می توانيد در لينک زير بيابيد :

 http://www.weneedtrees.blogspot.com

ــ بعد از پايان صحبت های تاجران و در حرکتی خودنمايانه و کودکانه ٬ علی جعفر نژاد ( يکی از اعضای باشگاه دماوند ) خود را پشت تريبون رساند و مانند بقيه ی دماوندی ها که فکر می کنند جز خودشان هيچکس قدرت فهم و درک مسائل را ندارد٬ به حاضرين گفت بدانيد که او بهترين است ٬ کامل ترين است ٬ بايد او را تشويق اساسی کنيد و ... واکنش بيمارگونه علی جعفرنژاد ٬ توهين به شعور تمام شرکت کنندگان در جلسه ی ماهانه ی انجمن بود .

  

 

 

 

 

 

در اين نشست قرار بود گزارشی از صعود به گاشربروم ۱ و ۲ توسط مهدی اعتماد فر ارائه شود که با توضيحات او مشخص گرديد اين گزارش فقط در برنامه ی ترتيب داده شده بوسيله فدراسيون کوه نوردی ارائه خواهد شد!! دلايلی که اعتماد فر برای تصميم خود عنوان نمود : ... همه می پرسيدند گزارش چه شد ؟ ... همه گروه ها سوال می کردند ... جمع کردن همه در يک سالن لازم بود ... وقتی مسئول فدراسيون گفت سالن آماده است همه چيز حل شد و ... با وجود آنکه مهدی اعتماد فر را به عنوان کوه نوردی مستقل می شناختيم و می شناسيم اما از دلايل بی پايه و اساس و غير منطقی او ( چون انجمن در حال حاضر دارای يکی از بهترين و مجهزترين سالن های موجود است و  نزد گروه های کوه نوردی نيز چهره ی مقبول تری نسبت به فدراسيون دولتی دارد ) برای کنار زدن انجمن که بهر حال نهادی مستقل در کوه نوردی ايران محسوب می شود و انتخاب فدراسيون کوه نوردی که عنوان متولی دولتی اين ورزش را بر پيشانی خود دارد خيلی تعجب نکرديم . کلاغ ها ... گويا ديگر به  محافظه کاری و مصلحت انديشی ٬ فقدان اصولی مشخص ٬گرايش به قدرت و ... عادت کرده اند !!

 

 

 

 

 

 

و بعد ميزگردی کوتاه با موضوع نقد و بررسی فنی و زيست محيطی فعاليت های انجام شده در تابستان سال جاری بر روی ديواره ی علم کوه ! عباس محمدی و رحمان کشوری از طرف انجمن و اکبر ميرزائی ٬ مهدی فريد و حسين اعلائی از خانه کوه نوردان تهران ٬ شرکت کنندگان در اين گفت و گوی کوتاه مدت بودند . عباس محمدی گفت : نظر انجمن در باره ی فعاليت های تخريبی و رول کوبی های انجام شده مثبت نيست و ما بايد نسبت به توان فيزيکی خودمان صعود کنيم و رحمان کشوری اضافه کرد : رول کوبی جا دارد . شايد در جاهائی برای تمرين و پيشرفت سنگ نوردی استفاده شود اما در ديواره های بلند و بخصوص علم کوه لازم نبود و گذشته از بحث اخلاقی حتی می تواند با جذب سنگ نوردان تازه کار ٬ زمينه ساز حوادث و مخاطرات بسياری باشد . کاری که اراکی ها کردند ٬ رول باران ديواره ی علم کوه ٬ مايه تاسف است . حسين علائی نيز به نمايندگی از گروهی که به فعاليت در مسير کريستال و گشاد کردن سوراخ ها پرداخته بودند ٬ گزارشی از اين برنامه را برای حاضرين ارائه داد . نتيجه گيری پايانی او چنين بود : ما به اعتقاد خود مسير را خراب نکرده ايم . اما اگر نظر انجمن و اين جمع چنين است ٬ ما عذرخواهی می کنيم . اميدوارم دست از سر ما برداريد !!

 

 

 

 

 

 

در آخرين قسمت از نشست ماهانه ی انجمن ٬ سيمون بروکس غار نورد انگليسی گزارشی تصويری از فعاليت های خود را در ايران برای حاضرين ارائه داد . ترجمه ی صحبت های او به عهده ی شراره قاضی ( غارنورد ايرانی ساکن آلمان ) بود . اسلايدهای قابل توجه و زيبای اين غارنورد انگليسی از غارهايی مانند پراو و عليصدر و ... پايان مناسب و دلنشينی را برای جلسه ی مهر ماه انجمن کوه نوردان رقم زد .

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۳ مهر ۱۳۸٦
    پيام ها    +


جاذبه های طبيعی ايران : جنگل های طبرستان !

 

 

 

 

 

 

عبور از جنگل های مه آلود و پائيزهای رنگ و انتظار . آنجا شاخه ها به شکل نام تو سبز می شدند ...

از وبلاگ : برنامه های کوه

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸٦
    پيام ها    +


از ميان وبلاگ های کوه و کوه نوردی :

 

 

 

 

 

 

« وقتی به اتفاق هادی و مهدی به روی قله ی زرین کوه می رسیم  از دیدن منظره ی بی نهایت زیبای پایین دست همگی فریاد شوق سر می دهیم چون بر فراز دره های شمالی قله و بر فراز روستا های دلیر و الیت که جزء روستاهای مازندران می باشند دریایی از ابر ومه  پوشانده شده است. حرکت این دریای سراسر سپیدی و پاکی هر لحظه منظره ای بدیع و رویایی را پیش چشمان  مشتاق و علاقمند ما خلق می کند. گوشه ای می نشینم و سعی می کنم که گوشه ای از این همه زیبایی را در قاب کوچک دوربینم جای دهم ... »

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ مهر ۱۳۸٦
    پيام ها    +


کشف يخچال در بام جهان !

چين 49 يخچال طبيعي را در فلات «کينقاي» تبت کشف کرده است که يخ ها در آنجا به علت گرمايش زمين در حال ذوب شدن هستند. نتايج تحقيقاتي که نشانگر عقب نشيني يخچال ها در اين فلات است، نگراني فزاينده چين را در مورد گرمايش زمين به همراه داشته است. بزرگ ترين رودخانه هاي چين از اين يخچال ها سرچشمه مي گيرند. اين 49 يخچال طبيعي از طريق تصويربرداري هاي ماهواره يي در ناحيه «بومي» که ارتفاع آن 4 هزار و 200 متر بالاي سطح دريا است، کشف شد. رودخانه هاي يخ در اين فلات حدود چهار پنجم يخچال هاي طبيعي چين را تشکيل مي دهند و وجود آنها براي تامين آب آشاميدني و آبياري حياتي هستند. «ژاکسي نوربو» مدير بخش تبليغات اين ناحيه گفت؛ «در صورتي که اين کشف به تاييد برسد، بزرگ ترين گروه يخچال هاي طبيعي در اين فلات خواهند بود.» چين حدود 46 هزار يخچال طبيعي دارد که مساحت 60هزار کيلومتر مربع را عمدتاً در تبت و شين جيانگ پوشانده است. وسعت اين يخچال ها در طول 10 سال گذشته حدود 30 درصد کاهش يافته است.

روزنامه اعتماد

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ مهر ۱۳۸٦
    پيام ها    +


رنگ ها ٬ حلزون ها !

 

 

 

 

 

 

 

از وبلاگ : عکس نوشته های منصور نصيری

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ مهر ۱۳۸٦
    پيام ها    +


آینه ها در جنگ با شهاب سنگ ها !

 

 

 

 

 

آینه های پران می توانند زمین را از برخورد ویرانگر با شهاب های آسمانی نجات دهند. نزدیک به 5هزار آینه برای منعکس کردن اشعه خورشید بر یک شهاب آسمانی لازم است تا با ذوب کردن سنگ های آن، تغییر مسیرش را عملی کنند. این موضوع پس از آن اعلام شد که گروهی از دانشگاه گلاسکو ٬ شیوه های مختلف را برای پس راندن اجرام آسمانی مقایسه کردند.

هر صد سال حدود صد میلیون شهاب سنگ به زمین برخورد می کند.یکی از شیوه هایی که این گروه تحقیقاتی با روش استفاده از آینه های پران مقایسه کرده انفجار هسته ای بود ه است.یکی از نگرانی های دانشمندان خسارات ناشی از معلق شدن قطعات ناشی از انفجار هسته ای است. آینه هایی که در یک مدار حرکت می کنند با انعکاس اشعه آفتاب بر شهاب سنگ دمای آن را به 2100 درجه سانتیگراد می رسانند.اين حرارت باعث ایجاد حفره ای در این شهاب سنگ و ضربه به آن می شود. براساس یافته های این تیم شهاب سنگی که 100 متر قطر دارد به راحتی با استفاده از 100 آینه در چند روز قابل دفع شدن است.

با این همه اگر شهاب سنگی در مقیاس آنچه که باعث نابودی دایناسورها شد به زمین نزدیک شود ناوگانی از 5000 سفینه باید برای حدود سه سال اشعه خورشید را بر آن بتابانند.

از : BBC

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٩ مهر ۱۳۸٦
    پيام ها    +


طنز نوشته های ابراهيم رها در روزنامه اعتماد :

« تجمع دانشجويان مقابل محل سخنراني رئيس جمهور در دانشگاه تهران، بازتاب هاي خيلي جالبي در خبرگزاري ها و رسانه هاي نزديک به دولت (خيلي نزديک ها،) داشت. به عنوان مثال ايرنا تعداد دانشجويان معترض را ده نفر اعلام کرد و صدا و سيما گفت يک عده قليل که يک کمي عصباني بودند، ما ضمن تاييد سخنان اين دوستان باقي موارد را هم در همين راستا به عرض مي رسانيم. الف- همه دانشجويان بدون استثنا مي خواستند قربون رئيس جمهور بروند و هيچ کس نظر مخالفي نداشت، فقط بحث بر سر چگونگي قربان رفتن و راه هاي نيل به اين مقصود بود ب- تمام تمام تمام دانشجويان شعار مي دادند «احمدي دوستت داريم» ج- گويا تنها يک نفر اعتراض داشت و آن هم يک خانم بود که به پسري دانشجو مي گفت مگه خودت خواهر و مادر نداري؟ پسر دانشجو هم با نشان دادن شناسنامه هاي خانواده اش نشان داد که دارد و مساله حل شد... »

روزنامه اعتماد ۱۸/۷/۸۶

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٩ مهر ۱۳۸٦
    پيام ها    +


عـروس پـراو !

 

 

 

 

 

 

« چه قدر رويايی ست كه زير بال و پرت سطح آسمان باشد

و اوج پر زدنت عمق كهكشان باشد

از اسب ها چه خبر ؟ از اسب ها كه قشنگ و سفيد و مهتابند

سبك تر از پر قو سبك تر از خوابند

و راه هاي فضا را دقيق مي بينند

شنيده ام كه برايت ستاره مي چينند ... »

 

در يادبود ويکتوريا کيانی راد

از وبلاگ : صلح عشق انسانيت و ديگر هيچ ...

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ مهر ۱۳۸٦
    پيام ها    +


از بخش پيام ها :

« در ارتباط با موضوع جلسه آینده انجمن دنبال اطلاعاتی بودم که به یک گزارش دیگر از سنگ نوردان اراکی برخوردم مربوط به گشایش مسیر اراکی ها بر روی بیستون در تاریخ 1/1/82 به این آدرس:


www.peyke-lajvar.blogfa.com/85042.aspx

بخشهایی از این گزارش توجه مرا جلب کرد از جمله :
با مجید از طریق کوچک لق بالای مسیر میاییم و کارگاه میزنیم تا پایین مسیر . سوراخ کاری با دست و گاهی باران و کمبود وقت و در ادامه طول 2 چند میانی اضافه کردیم .و7 فروردین 82 با مهدی حقدوستیان به ابتدای مسیر میرویم هر طول را صعود می کنم و مکانهایی که نیاز به رول دارد را مشخص کرده و جاهایی که میخ می خواهد همان موقع اضافه میکنم در طول 3 مسیر که طاقچه بزرگی است نهار را با مهدی می خوریم و بعد از نهار دو طول آخر را صعود میکنم و طناب را ثابت کردیم تا بتوانیم هر دو رول بکوبیم و مهدی بعلت حساس بودن رول کوبی فقط سوراخها را ایجاد می کند و در موقع فرود رولها را خودم اضافه می کنم» 
 نويسنده پيام : عباس ثابتيان

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٤:٠۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ مهر ۱۳۸٦
    پيام ها    +


'روند گرمایش از 2009 به بعد شتاب خواهد گرفت'

 

 

 

 

 

 

سازمان هواشناسی بریتانیا می گوید سرعت فرآیند گرمایش زمین از حالا تا سال 2009 کند خواهد شد اما بعد از آن بار دیگر به شدت شتاب خواهد گرفت.

این مطالعه که نتایج آن در نشریه "ساینس" چاپ شده است پیش بینی می کند که دست کم نیمی از سال های 2009 تا 2014 رکورد تازه ای از نظر شدت دما ثبت خواهند کرد. کاری که پژوهشگران سازمان هواشناسی بریتانیا می گویند انجام داده اند - که به گفته آنها دیگران قبلا نکرده اند - این است که مدلی دقیق نه فقط برای پیش بینی تاثیر فعالیت های انسانی بر تغییرات جوی، بلکه همچنین برای پدیده های طبیعی که می توانند اثری شدید بر دمای کره به جا بگذارند ساخته اند. این شامل پدیده هایی مانند ال نینیو در اقیانوس آرام و سایر نوسانات طبیعی در گردش و دمای اقیانوس هاست...

گزارش از :BBC

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:۱٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٤ مهر ۱۳۸٦
    پيام ها    +


کوه منتشر شد !

 

 

 

 

 

 

 

چهل و هشتمين شماره ی فصلنامه ی کوه در ۱۱۲ صفحه و با قيمت ۱۳۰۰ تومان منتشر شد . فهرست پاره ای از مطالب و گزارش های مندرج در آن به شرح زير است :

طنين گام ها بر ۸۰۰۰ متری ـ صعود به شاه البرز ـ قله سالوک ـ درفک ـ سرپرست واقعی کيست ؟ ـ حفاظت از پوست بدن ـ از ارس تا ايروان ـ درياچه شورمست تا دشت کلوت ـ جنب و جوش شديد در ترانگو ـ بيماری های ارتفاع ـ کوکوشکا ـ اورست ـ نقشه توپوگرافيک ـ مشکل دفع زباله در کلاردشت ـ نکات فنی ـ مالوری و ...

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ مهر ۱۳۸٦
    پيام ها    +


سنگ نوردی : روش های منحط ٬ روش های اخلاقی !

« ... مدت هاست که مسئله استفاده از قلم و چکش برای تراشيدن سنگ ها به منظور ايجاد گيره مصنوعی و يا استفاده از مته و پيچ برای کوبيدن رول در ديواره ها به منظور تسهيل صعود آنان ٬ مورد بحث سنگ نوردان بوده است . بسياری از سنگ نوردان صاحب نام خارجی با اين روش مخالفند . آنها می گويند که بايد صخره ها و ديواره ها را با استفاده از گيره های طبيعی و نيز ابزارهای غير ويرانگر مانند گوه و کيل و غيره صعود کرد . آنها برای اين مخالفت خود معمولا دو دليل ارائه می دهند . يکی اينکه اين کار صخره ها و ديواره ها را از حالت طبيعی خويش خارج کرده منجر به تخريب آنها می شود که خود يک نوع آسيب رسانی به طبيعت است و ديگر آنکه با اين کار از ارزش صعود به ديواره ها کاسته می گردد . صعود آنگاه ارزشمند است که گيره مصنوعی در هر جای سنگ که می خواهيم ايجاد نکنيم بلکه با استفاده از گيره های طبيعی و شکاف های موجود در سنگ ها صعود نمائيم و اگر ديواره ها و سنگ هائی هستند که صعودشان بدون استفاده از روش های تخريبی در حال حاضر ممکن نمی باشد ٬ بگذاريد همين طور صعود نشده باقی بمانند ٬ شايد در آينده سنگ نوردانی پديد آيند که مهارت آنها تا بدان درجه باشد که بتوانند اينها را صعود کنند . همچنانکه در حال حاضر سنگ نوردانی داريم که سنگ ها و ديواره هائی را بدون استفاده از روش های تخريبی صعود می کنند که تا چندی قبل صعودشان بدين گونه غير ممکن بنظر می رسيد ... برخی نقطه نظرات « بن مون » يکی از سنگ نوردان معروف انگلستان در مصاحبه با مجله  ROCK&ICE  :

نظر شما راجع به بکارگيری قلم يا مته و پيچ در ديواره ها به هنگام صعود چيست؟

ــ اين کار بسيار بد و وحشتناک است . به هيچ وجه توجيهی برای اين کار وجود ندارد و آنچه که در اين زمينه در امريکا اتفاق می افتد بسيار شرم آور و نادرست است . نمی توانم باور کنم که مردم اجازه چنين کاری را بدهند . مجله ها چشم خويش را بر اين کار می بندند . آنها بدين گونه سر خويش را در برف فرو می کنند! سنگ نوردان جدی و مسئول بايد به اين کار نه بگويند . ممکن است اين کار در امريکا سخت باشد ٬ زيرا در آنجا سنگ نوردی بسيار گسترده و پراکنده شده است . اما کاری که افرادی مانند « کورت اسميت » می کنند واقعا وحشتناک است . اينکه بگوئيم با ابزارهای عادی نمی توان کاری از پيش برد پس بايد دست بکار قلم و مته شويم واقعا بد است . اگر چند صخره صعود نشده باقی بماند چه اشکالی دارد ؟ بکار بردن قلم و مته کار غلطی است . اين کار کل موضوع سنگ نوردی را دچار خدشه می کند ...

 

و پاره ای نقطه نظرات « ادلينگر» سنگ نورد معروف فرانسوی در مصاحبه با مجله  ROCK&ICE  :

نظر شما پيرامون اين موضوع که در فرانسه برای صعود از ديواره ها و صخره ها ٬ گرايش زيادی به استفاده از پيچ وجود دارد چيست ؟ نظرتان راجع به استفاده زياد و جنجال آميز امريکائی ها از پيچ به هنگام صعود ديواره ها چيست ؟

ــ بسياری اوقات مردم از مواجه شدن با سطوح جديد و بالاتری از دشواری های صعود می هراسند . علت آن نيست که آنها محافظه کارند ٬ بلکه اين به حقيقت نزديک تر است که آنها زير پوشش سنت گرائی پنهان می شوند . از طرف ديگر ٬ استفاده از پيچ بسياری از سنگ نوردان را عصبی کرده از کوره بدر می کند . درست مثل آنکه از مسلسل استفاده شده باشد . به عقيده من سنگ نوردی بيان و ابراز آزادی است . بنظر من استفاده زياد از پيچ نشانه فقدان قوه تخيل است . نبايد مانع پيشرفت و يادگيری نسل تازه شد ٬ اما در عين حال نبايد افسار گسيخته و مثل وحشی ها به صخره ها حمله کرد... اين کار دستبرد زدن به نسل آينده است . کاری را که امروز نمی توان انجام داد ممکن است فردا عملی باشد . اين چيزی ست که در عمل بخود من اثبات شده است . مسيرهائی وجود دارد که زمانی صعود آنها را برای انسان غير ممکن می دانستم  اما خودم بعدها آنها را صعود کردم . بنابراين اگر به آينده احترام بگذاريم ٬ دليلی برای آسيب رساندن به صخره ها وجود ندارد ...»

 از نشريه : چکاد شماره ۲ ( گاهنامه گروه کوه نوردی چکاد کوهستان ـ اصفهان)

 .............................................

« ... موضوع اصلی که در بحث خود خواهيم داشت مفهوم صعود به عنوان يک هنر می باشد ... اين قاعده کلی مستلزم آن است که ما بتوانيم اولين صعود را به عنوان نوعی خلاقيت همچون خلاقيت در نقاشی يا موسيقی به حساب آوريم ... ما بخاطر احترام به آفرينش های ديگران و بخاطر توجه به احساس ديگر صعود کنندگانی که در آينده احتمالا می خواهند بر روی مسير همانگونه که در ابتدا بوده خلقی دوباره داشته باشند ٬ ميخی بر جا نمی گذاريم . بنابراين ما به مسير و تلاش های خلاقانه با پاکيزه نگاه داشتن مسير تا حدی که دست نخورده بنظر بيايد ٬ احترام می گذاريم . اگر به اين اصل بطور عمومی توجه شود می توانيم صعود کنندگانی بيشماری را بدون آنکه مسير را برای صعود کم ارزش بدانند ٬ داشته باشيم ...

برای يک امريکائی که به انگلستان می رود تا مسير جديدی بر روی  DINAS CROMLECH  باز کند ٬ با گذاشتن ميخ ها بر روی آن صعود آنرا ديگر کسل آور می کند . مثال ديگر مسيری در TOLUMUEM MEADOWS  است که ميخ کوبی روی آن شد و اکنون آن مسير از بين رفته تلقی می شود ...

در کنار مسائل فوق الذکر از مطلبی که صحبت نکرديم اخلاق کوه نوردی است و منظور در اينجا رقابت در اولين صعودها است . در تلاش برای باز کردن مسيرهای جديد مواقعی هست که افرادی که موفقيت برايشان بيشتر از سبک و استيل کار اهميت دارد به شيوه های ناپسندی متوسل می شوند از جمله طناب انداختن از بالا ٬ حمايت از قبل قرار داده شده و کار نابخشودنی کندن گيره ها . چنين برخوردی اگر به آن منتهی نگردد که کسی برای دزدی اولين صعود به شيوه هائی توسل جويد که از نظر رقابت های ورزشی خارج از اصول ورزشکاری است جنبه غير اخلاقی نيز بخود می گيرد . نمونه و سابقه های بهره گيری طناب از بالا و حمايت از قبل نهاده شده وجود داشته است اما آنها گوشه های کوچکی از کار را در بر می گرفته است . اينجا بحث در اين است که مسير نبايد صرفا بخاطر بهره گيری از چنين روش هائی صعود گردد . اگر چنين است شايد بهتر باشد آن مسير ها همچنان صعود نشده باقی بمانند ... »

از نشريه : آرش شماره ۲ ( گاهنامه گروه کوه نوردان آرش ـ تابستان ۶۶ )

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ مهر ۱۳۸٦
    پيام ها    +


شبــانــه !

 

 

 

 

 

 

 

کليد بزرگ نقره

در آبگير سرد

               شکسته ست .

دروازه ی تاريک

بسته ست .

«  ـ مسافر تنها !

با آتش حقيرت

                      در سايه سار بيد

چشم انتظار کدام

                      سپيده دمی ؟  »

هلال روشن

در آبگير سرد

                      شکسته ست

و دروازه ی نقره کوب

با هفت قفل جادو

بسته ست .

                                              «احمد شاملو »

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ مهر ۱۳۸٦
    پيام ها    +


به مناسبت سالگرد حادثه ی غار پـراو !

اولين بار گروهی از مهندسين و زمين شناسان انگليسی که در ارتفاعات زاگرس به عمليات نقشه برداری و تحقيقات علمی مشغول بودند ، با مشاهده دهانه غار پراو ، همچنين بافت زمين شناسيك منطقه ، احتمال  به وجود غاری عظيم در محل داده و آنرا بعدها  در كتاب جويبارهای زاگرس ، كه حاوی اطـــــلاعات و پژوهـــــش های علمی آنان بود ،  برای همگان مطرح می كنند . با انتشار اين كتاب و اشاره به احتمال وجود غاری عظيم در رشته كوه پراو ، انجمن غارشناسی انگلستان تصميم می گيرد با اعزام گروهي از زبده ترين غارنوردان خود ، برای كشف آن اقدام كند . دوم شهريور ۱۳۵۰ گروهي يازده نفره از غارنوردان انگليسی به سرپرستی جان ميدلتون وارد كرمانشاه شده و پس از جستجو ، شناسايی و بررسی های فراوان ، در سی ام شهريور عمليات اصلی اكتشاف غار پراو را آغاز می كنند . آنان با چند روز فعاليت شگفت انگيز، موفق به پيشروی تا انتهای چاه ۲۶ و رسيدن به عمق ۷۵۱ متری غار می شوند و ادامه فعاليت را،به تصور نياز به تجهيزات بيشتر،به سال بعد موكول كرده و با عنوان نخستين كاشفان غار پراو  به كشور خود باز می گردند . سی ام مرداد ۱۳۵۱ دومين گروه انگليسي ها ، و اين بار به سرپرستی ديويد جادسون ، راه نفوذ به اعمـــــــــاق غار پراو را در پيـــش می گيرد . آنان جز تكــــميل تحقـــيقات گروه قبل ، به لحاظ پيــــشروی نمی توانند موفقيت بيشـــتری كسب كنند و در حوضـــــــچه ی انتهايی چاه ۲۶ به كار خود پايان می دهند . در سال ۱۳۵۲ تلاش غارنوردان لهستانی نيز حاصلی بيش از دو گروه قبلی نداشته و فقط با اعلام يك متر پيشروی بيشتر ، خود را درگير جنگی تبليغاتی با پيشگامان انگليسی اين غار می كنند . 

با اعلام كشف و پيمايش غار پراو در سال ۱۳۵۱ توسط انگليسی ها ، تلاش وفعاليت كوهنوردان و غارنوردان ايرانی نيز برای دستيابی به اين پديده ي شگفت انگيز ، با شكوه و استثنايی آغاز می شود . و پس از تجربه ي نزديك به دو دهه شكست و ناكامی ، سرانجام در مهر ماه ۱۳۷۰  طلسم ۱۸ ساله ی اين غار برای ايرانيان شكسته می شود و سه نفر از اعضای كانون كوهــنوردان كرمانشاه  به نام های حشمت حيدريان ، بهمن مشتكوب  و منوچهر دهشت  با رسيدن به حوضچه ی انتهايی در چاه ۲۶ ، نام خود را به عنوان اولين فاتحان ايرانی غار پراو به ثبت می رسانند .

در پاييز ۱۳۷۲  محمد نوری و قدير يزدانی از گروه آرش تهران و سپس منوچهر شاهدوستی و هادی ميرزاپور  از گروه سه كل كرمانشاه  ، در پاييز ۱۳۷۴  امير زرين ، حسين كوهستانی و رضا نظام دوست از گروه آزادگان مشهد  و همچنين هادی رجايی فريد ، منصور اكبری ، فريبرز حسينی و رضا شهلايی از بهستون كرمانشاه، در پاييز ۱۳۷۸ مجتبی داوری و بهنام راشدی از كوهنوردان كرمانشاهی ،  در پاييز ۷۹ حسام كرمی ، صفدر ظهوری ، محسن هدايت و مرتضی زارع از گروه پگاه كرمانشاه ، و سرانجام در شهريور ۱۳۸۰ كاظم فريديان ، حميد نبوی و حميد يعقوبی از گروه دماوند تهران ، تمامی آن افراد و گروه هايی هستند كه تا قبل از حادثه ی پاييز  ۱۳۸۱ ، برای دستيابی به عميق ترين و دشوار ترين غار كشورمان، با موفقيت برنامه های خود را به پايان می برند .

رخداد اولين حادثه جدی در پيمايش غار پراو  برای محقق و غار شناس معروف كشورمان چنگيز شيخلی است كه در سال ۱۳۵۳ هنگام بيرون آمدن از چاه ۳۷ متری سوم  ــ اروئيكا ــ سقوط كرده و تا زمان رسيدن گروه امداد ، به مدت ۲۰ ساعت در حالت معلق باقی می ماند . و عجيب آنكه دومين حادثه مهم اين غار ، كه سقوط و درگذشت سعيد امينی از گروه آزادگان مشهد  در مهر ۱۳۷۶ بود ، نيز در چاه سوم روی می دهد .

 

 غار پراو ــ شادروان سعيد امينی قبل از حادثه

 

 

 

حادثه غار پراو ــ مهر ۱۳۸۱

صبح جمعه ۱۲/۷/۱۳۸۱ گروه اعزامی باشگاه دماوند شامل:كاظم فريديان ( سرپرست ) ، امير احمدی ، علی رحيمی ، ليلا اسفندياری ، ويكتوريا كيانی راد و رحيم دانايی ، بعد از پيوستن يوسف سوری نيا از گروه سه كل كرمانشاه ، حركت خود را از روستای چالابه در ۱۲ كيلومتری شرق كرمانشاه  و به قصد اجرای برنامه ي پيمايش كامل و تا انتهای غار پراو آغاز می كنند . عنوان و هدف اين برنامه در باشگاه دماوند ، ابتدا پاكسازی غار پراو  بود كه در آخرين روزهای باقيمانده به اجرای برنامه و به دليل انصراف تعدادی از داوطلبان ، لغو و بازديد كامل از غار جايگزين آن می شود . مطابق برنامه ريزی فريديان ، اعضای تيم به دو گروه ۴ و ۳ نفره تقسيم شده و صبح يكشنبه ۱۴/۷  گروه نخست يعنی فريديان ، دانايی ، اسفندياری و سوری نيا وارد غار می شوند  و با ثابت گذاری طناب در ۱۵ چاه و فيلمبرداری از مسير حركت  ، در ساعت ۳۰/۹ صبح دوشنبه ۱۵/۷ به پايين چاه ۲۶ و انتهای غار رسيده و بلافاصله بازگشت خود را آغاز می كنند . در همين روز ، گروه دوم نيز در حدود ساعت ۹ صبح و با سه ساعت تاخير نسبت به برنامه زمان بندی شده توسط سرپرست ، وارد غار شده و ساعت هفت بعدازظهر آن روز  در بالای چاه ۱۶با گروه اول كه در حال بازگشت بودند روبرو می شوند . در اين ديدار كاظم فريديان ضمن تذكری مبنی بر طی شدن زمان زياد برای گروه دوم و همچنين افزايش سختی ها در ادامه ی مسير ، با مشاهده عدم تمايل آنان برای بازگشت و اظهار رضايتی كه از وضعيت روحی و جسمی خود دارند ، موافقت خود را با ۵ ساعت پيشروی ديگر برای آنان اعلام می كند ... پس از ابراز تمايل و اعلام آمادگی كليه ی اعضای تيم دوم به پيشروی ، اينجانب موكدا از ايشان خواستم كه فرود خود را نهايتا تا ۵ ساعت ديگر ادامه دهند و در آن لحظه به هر كجای غار كه رسيده اند بازگردند (فريديان:مجموع گزارشات و تحقيقات و مستندات حادثه غار پراو ــ باشگاه دماوند ) و سپس دو گروه از يكديگر جدا می شوند .

اما اميراحمدی ، ويكتوريا كيانی راد و علی رحيمی با ادامه پيشروی در چاه های باقيمانده ، انگيزه های بيشتری را برای رسيدن به انتهای غار در خود می يابند و سرانجــــــام آنان نيز در ساعـــت ۵/۳ بامداد روز سه شنبه ۱۶/۷  در حوضچه ی چاه ۲۶ موفقيت خود را در پيـــــمايش كامـــــل غار پراو جشن می گيرند . البته شــــــــادی ويكتوريا بيــــــش از ديگران اسـت . ليلا اسفندياری  و  ويكتوريا كيانی راد  به عنــــوان اولين بانوان ايرانی موفق شده اند با دستيابی به آخرين عمق كشف شده ی غاری كه به لحاظ سختی ، عظمت و بزرگی ، نمونه ای بی نظير در ايران محسوب می شود ، نام خود را در تاريخ كوهنوردی و غارنوردی كشورمان به ثبت برسانند .

تيم دوم هنگام بازگشت خود به سوی دهانه ی غار و در چاه ۱۸ ، درگير حوادثی می شود كه طی آن ويكتوريا و امير جان خود را از دست می دهند . در روايت های علی رحيمی به عنوان تنها شاهد آن حوادث ، كــــه اولين بــــار در مجموع گزارشات ، تحقيقات و مستندات حادثه غار پراو ــ باشگاه دماوند ( ۱۳۸۱ ) و بار دوم در فصلنامه كوه شماره ۳۶ (۱۳۸۳) به چاپ رسيده است ، مرگ ويكتوريا در نتيجه ی سقوط از نيمه ی چاه ۱۸ و در ساعت ۶ بعدازظهر سه شنبه ۱۶/۷  و مرگ امير در ساعتی بين ۳۰/۲۱  الی ۲۲ همان روز و در بالای چاه ۱۸ بوده است ... عمليات سنگين و گسترده ی گروه های امداد و نجات ، برای خروج علی رحيمی كه در كنار پيكر امير و در بالای چاه ۱۸ باقی مانـــــده بود ، حدود ۵ روز به طول می انجامد و ۷ صبح سه شنــــبه ۲۳/۷ موفق می شوند او را به دهانه ی غار برسانند . كليه امور مربوط به تداركات ، سازماندهي، هماهنگي و اعزام گروه های نجات به داخل غار ، توسط ستاد امداد باشگاه دماوند كه در جان پناه پراو مستقر بود و به سرپرستی فتح اله كيايی ها  ( و سرپرستی فنی فرشاد خليلی ) انجام می گرفت . پس از اتمام عمليات امداد ، برنامه ی جابجايی پيكرهای ويكتوريا و امير آغاز می شود . روز ۵ شنبه ۲۵/۷ در شهر كرمانشاه و در جلسه ای با حضور كوهـــــنوردان صاحب نظر و كارشناس در مورد غار پراو  و  تعدادی از امداد گران فعال ، تصميم گرفته می شود با توجه به كمبود امــــــــــكانات فعلي و احتــــمال حوادث بعدي، آن دو پيكر در حفره ی انتهايی چاه ۱۸ و به صورت موقت دفن گردد كه اين عمليات نيز روز ۲۹ /۷ و طی ۷ ساعت توقف در پايين چاه ۱۸ صورت می پذيرد .

بررسی و نقد حادثه ی غار پراو  :

۱ ــ به نظرم اولين درس حادثه ی غار پراو ، آشكار شدن بنيان های كهنه و پوسيده ی آئين نامه ها و مصوباتی بود كه طبق آنها در باشگاه دمـــــــــــاوند نسبت به اعلام ، تائيد و اجــــــــرای برنامه ها اقدام می شد . طبق آئين نامه كميته فنی اين باشگاه ، وظيفه ی تائيد صلاحيت سرپرستان و اعضای شركت كننده در برنامه ها ، به عهده مسئول كميته می باشد و اينكه برای برنـــــــــامه غار پراو ، كاظم فريديان  ــ مسئول كميته فنی باشگاه در آن سال ــ خود نسبت به تائيد برنامه اش و صلاحيت اش به عنوان سرپرست و حضور ديگر نفرات شركت كننده اقدام كرد ، يك ضعف مشخص و اشتباهی محض در ساختارهای قانونی و تشكيلاتی باشگاه دماونـــد محسوب می شود . اعلام و اجرای برنامه توســــــط مسئول كميته فنی امری عادی و روزمره به شـــــمار می آيد  ولی آئين نامه كميته فنی فاقد پيش بينی های لازم برای چنين موارد طبــــيعی و توجـــــــــه و تقويت جنبه های نظـــــــارتی برای آن بود . البته شنيــــــده ام ( با اطمينان نمی گويم  چون بعد از اتمام دوره هيئت مديره ۱۳۸۱ ، از باشگاه دماوند استعفا دادم و از جريانات فعلی آن خبری ندارم ) در پی بحران های ناشی از حادثه غار پراو ، باشگاه دماوند حركتی جدی را برای تغيير و تحول در ساختارهای بنيادين خود آغاز كرده است .

۲ ــ به نظرم كاظـــــــم فريديان در اجرای اين برنامـــــــــــه مرتكب سه اشتباه عــــــــمده و اساسی شد . اول : عدم پيش بينی امداد رسانی برای حوادث احتمالی و فقدان طرح عملي برای آن . برنامه ي سال ۸۱ فريديان ، پنجمين برنامه ي اعلام شده ی غار پراو در باشگاه دماوند ــ در فاصله ی سال های ۷۹ تا ۸۱  ــ  بود و شايد سابقه و نحوه و كيفيت تائيد برنامه های قبلی  توسط مسئولين كميته های فنی وقت ، بتواند تا حدودی به تبيين اين نگاه ساده انگارانه به غار پراو ( كه كليت باشگاه دماوند را نيز در بر گرفته بود ) كمك كند : در سال ۸۰ تيم دو نفره ی رضا حبيبي و عباس جوادی كه قرار بود طي روشی ابداعی و با درجه ريسك بالا ( فرود ۱۵ چاه ، تنها با يك حلقه طناب و جا گذاری نخ كركره در كارگاه ها) و بدون پيش بينی و حضور تيم امداد به اجرای برنامه بپردازد  از مسئول كميته فنی آن سال (۱۳۸۰) تائيد و مجوز اجرا می گيرد و  يا تائيد تيم سه نفره فريديان در همان سال ، كه باز هم بدون پيش بينـــی های لازم برای حضور تيم امداد ، برنامه اجرا می شود  . آيا اين تلخ و تاسف بار نيست كه وقتی اولين گروه امداد و نجات خود را به محل حادثه ( چاه ۱۸ ) می رسانند از زمان مرگ ويكتوريا  ۶۸ ساعت و از مرگ امير  ۶۴ ساعت گذشته است ؟  دوم : گروه بندی نامناسب اعضای تيم  . در اولين تقسيم بندی اعلام شده به اعضای تيم ، رحيم دانايی ، ويكتوريا كيانی راد و امير احمدی  در يك گروه قرار داشتند اما با اعتراض ويكتوريا و امير ، فريديان قبول می كند كه علی رحيمی جای خود را به رحيم دانايی بدهد كه با توجه به در يك سطح بودن سن و تجربه های آنان ( ويكتوريا و امير و علی ، هر سه از اعضای ســـال ۷۹ و دارای حــــــــدود ۵/۲ سال تجربه فعاليــــــــــت جدی كوهنوردی ــ تشكيلاتی بودند ) به هيچ عنوان تصميمی درست و منطقی ــ بخصوص برای برنامه ای مانند غار پراو ــ  تلقی نمی شود . فريديان نبايد تسليم اصرار آنان می شد و می بايست قاطعيت خود را در تصميم درســــــت اوليه حفظ می كرد . حضور رحيم دانايی  ، با سن بالاتر و تجربه های بيشتر ، می توانست عاملی برای پيشگيری از بسياری حركات و تصميم های احساسی و خطر ساز باشد . آنجا كه اشتياق برای دستيابی به انتهای غار ، به ناديده گرفتن دستور عدم پيشروی بيش از ۵ ساعت می انجامد  ، آنجا كه پيش از رسيدن به انتهای غار بيشتر مواد غذايی و نوشيدنی و سوخت مصرف می شود و دغدغه ای برای بازگشت به مراتب دشوارتر وجود ندارد . آنجا كه پس از حادثه ی منجر به مرگ اول ، از حفظ آرامـــــش و خونســــردی برای يافتن بهتـــــرين راه حل خــــــبری نيست و ... حضور رحيم دانايی می توانست حضوری تعيين كننده و سرنوشت ساز باشد . سوم : عدم تعيين سرپرست برای تيم دوم  . اين يك اصل منطقی ، پذيرفته شده و انكار ناپذير در سرپرستی است كه وقتی در گروه  لزومی برای جدايی و تقسيم بوجود آمد ــ حالا به هر دليل ممكن ــ بايد از ميان نفرات موجود  هر دسته و گروه  ، يكي را برای سرپرستی تعيين كنيم تا تصميم گيرنده نهايی در مواقع لزوم و يا بحرانی باشد . بخاطر ناديده گرفتن اين اصل ساده و ضروری توسط فريديان و برای تيم دوم  ، ديگر فقدان احساس مسئوليت ، عدم رعايت جوانب احتياط و دورانديشی و  ... به نظر اجتناب ناپذير می آيد .

۳ ــ به نظرم در ريشه يابی خطاها و اشتباهاتی كه اعضای تيم دوم در جريان دستيابی به انتهای غار پراو مرتكب شدند و حتی آن سه خطای استراتژيك فريديان ، بايد به ساختار آموزشی باشگاه دماوند توجه كرد  . حادثه غار پراو نشان داد كه كميت و كيفيت تمامی فعاليت هايی كه در باشگاه دماوند و تحت عنوان كميته آموزش و يا دوره های تئوری و عملی آموزشی و ... در جريان بود ، می بايست به صورتی جدی مورد سوال و بازنگری قرار گيرد . براستی آموخته های امير احمدی ، ويكتوريا كيانی راد و علی رحيمی در طی دوران آزمايشی و آموزشی باشگاه دماوند در چه سطح و يا با چه كيفيتی بوده است كه هنگام اجرای برنامه ای مانند پيمايش غار پراو ، بايد شاهد چنين خطاها و اشتباهاتی باشيم ؟

۴ ــ اگر اين طبيعی است كه علی رحيمی حق دارد به عنوان يگانه شاهد زنده ، به روايت چگونگی حادثه غار پراو بپردازد ، پس بنظرم اين هم بايد طبيعی باشد كه ما حق داشته باشيم روايت او را بپذيريم يا نپذيريم  . اكنون دو سال از حادثه غار پراو می گذرد و من هنوز نتوانسته ام  با روايت علی رحيمی در باره سقوط ويكتوريا كنار بيايم و آنرا برای خود قابل درك كنم . هنوز نمی توانم بپذيرم كه ويكتوريا بدون اطلاع ، بدون كسب خبر و اطمينان از پايين چاه ۱۸،  اقدام به فرود كرده باشد . فرودی كه منجر به سقوط و مرگش شد : ... ولی امير می آمد پايين ... گفت كه خسته ام چشمم آنجا يك لحظه هيچ چيز را نديد از خستگی ... چند دقيقه اينجا استراحت كنم بعدا می روم ... داد زدم ويكتوريا تو می خواهی بروی ، برو  من امير را می آورم يا می خواهی بايست . درجا بزن . خودت را گرم كن ...بعد امير را بغل كردم ...امير را تا بغل كردم خوابيد .من گرمش می كردم . فشارش می دادم . خــــــودم هم خواب و بيدار بودم .......... يك دفعه صدای محكمی شنيدم ... ( روايت علی رحيمی در مجموع گزارشات ) ... حدود ۵ تا ۱۰ دقيقه گذشته بود كه صدای مهيب برخورد جسمی با كف غار را شنيدم ( روايت علی رحيمی در فصلنامه كوه ) ...بارها برای خود اين صحنه ها را مرور كرده ام . تيم دوم در بازگشت خود  به چاه ۱۸ رسيده است . خستگی ، گرسنگی ، بی خوابی ، احساس سرمای شديد بخاطر خيس بودن لباسها و ... در هر سه نفر به چشم می خورد . يومار زدن و از چاهی ۲۲ متری بالا رفتن در چنين شرايطی ، بايد براستی عملی طاقت فرسا و سنگين باشد . ويكتوريا چاه را يومار زده و اكنون در بالای آن قرار دارد . او چرا بايد بدون خبر و بطور ناگهانی  اقدام به فرود كند ؟ امير كه گفته فقط چند دقيقه  می خواهد استراحت كند ، علی كه چيزی در باره ماندگاری طولانی در پايين چاه ۱۸ به ويكتوريا نگفته است ، از زمان توقف امير و علی  هم که بيش از ۵ تا ۱۰ دقيقه  نگذشته  ، پس چرا ويكتوريا بايد اينگونه با شتاب و بدون اطمينان از ماندگاری طولانی آنها در پايين چاه ۱۸ و حتی بدون اطلاع و هماهنگی با آنها اقدام به بازگشت كند ؟  يعنی ويكتوريا به اين فرض ساده فكر نكرده بود كه خوب من اين چاه را فرود می روم و اگر بعد از چند دقيقه امير آماده برای صعود شد  بايد دوباره اين ۲۲ متر را يومار بزنم بيايم بالا ؟ در طی اين دو سال با سوالات بيشماری در ذهنم كلنجار رفته ام  و هيچگاه نتوانسته ام  به نقطه روشن و قانع كننده ای برسم . آيا علی با توجه به وضعيت نامناسب امير، تصميم به ماندگاری و استراحت طولانی در چاه ۱۸ گرفته بود و از ويكتوريا خواسته كه او هم پايين بيايد و حالا از اينكه مبادا مقصر سقوط او   شناخته شود به روايت فرود بی خبر و بدون اطلاعش می پردازد ؟ اولين شخصی كه در بالای چاه ۱۸ به علی رحيمی می رسد  رضا شهلايی است كه در باره چگونگی ماجرا از علی سوال هايی می كند و توسط خود او اولين روايت چگونگی حادثه غار پراو به تهران و به دبير باشگاه دماوند مخابره می شود . همان روايتی كه در روزنامه ايران و در مصاحبه با دبير باشگاه دماوند هم چاپ شد . آن روايت يكسره متفاوت از چيزی است كه اكنون علی رحيمی می گويد . اوايل زمستان سال ۸۱ و برای حل اين تناقض و ابهام عجيب ، تلفنی با رضا شهلايی در كرمانشاه  صحبت كردم  . می خواستم ببينم ريشه اين تناقض در كيست يا در كجاست .شهلايی ضمن تاكيد بر اينكه دقيقا همان چيزی را كه از زبان علی شنيده برای دبير باشگاه بيان كرده ، خواستار گذشتن از اين مسئله شد و اينكه فلانی بهر حال همواره چيزهايی وجود دارد كه بهتر است به آن پرداخته نشود . در اين دو سال و در همه جا از حالت اغما و بيهوشی علی رحيمی ، وقتی اولين نفــــــرات گــــــــروه امداد و نجات به او می رسند ( مثلا همين مقدمه فصلنامه كــــــــــوه شماره ۳۶ ) گفته اند و نوشته اند ، اما به نظر من اينگونه نمی آيد : ...خيلی گذشت . زمان را از دست داده بودم ..... ديدم سرو صدا می آيد . گفتم كاظم تويي؟ ديدم سروصدا بيشتر شد . گفتم كاظم تويي؟ صدايی گفت من رضا هستم . گفتم رضا شهلايی ؟ گفت آره . آمد بالای سرم . از من عكس گرفتند . از امير عكس گرفتند . گفتند اون يكی كجــــــاست ؟ گفــــــــتم ويكــــــتوريا كف چاه ۱۸ است . مرده است . قبـــــــــــل از امير مرده است...( مجموع گزارشات )... و در بغل او گريه كردم ... ...صندلی پايم كردند و بدنم را مالش دادند و گفتند كه بايد خودت كمك كنی تا تو را به بالا ببريم ....... هر كاری كه از من می خواستند بی اختيار انجام می دادم .... آنها كمك كردند مرا تا كمپ ۱۵ آوردند .... ( علی رحيمی ــ كوه شماره ۳۶ ) . آنطور كه خود علی می گويد نه به لحاظ هوش و حواس و نه به لحاظ جسمی دچار مشكل جدی و حادی نبوده است . ذهن او ، حتی در آن شرايط ،چنان فعال و هوشيار است كه می تواند از ميان همه ی رضا های ممكن، حدس درست به رضا شهلايی بزند !  همه سوال ها را می فهمد و پاسخ های منطــــــــقی هم می دهد . علی را تا چاه ۱۵ حمل نكرده اند و يا  نكشيده اند . آنها فقط كمك كرده اند تا او به استراحتگاه چاه  ۱۵ برسد.چنين فردی نمی تواند در حالت اغما يا بيهوشی باشد .بهرحال اميدوارم ـــ از صميم قلب اميدوارم ــ علی رحيمی روزی برای اين نكات مبهم و اين پرسش ها پاسخی روشن و شايسته بدهد .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

از آرشيو وبلاگ : در ستايش سکوت و سپيدی

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ مهر ۱۳۸٦
    پيام ها    +


نشست مهر ماه انجمن : مخالفان و موافقان رول کوبی !

« ... روز ۱۸ مهرماه از ساعت ۵ بعدازظهر در همان سالن نبش خيابان ورشو جلسه خواهيم داشت . در اين جلسه از مهدی اعتمادفر تقدير و تشکر خواهد شد ، با محمد تاجران کوه نورد و دوچرخه سواری که مشغول گشت در کره ی زمين است ، آشنا خواهيم شد ، و در يک سمينار کوتاه ٬ مخالفان و موافقان رل کوبی روی ديواره ها ( از جمله ، حسين اعلايی که در مرداد گذشته روی مسير « کريستال » کار کرده )‌ به مناظره خواهند پرداخت »

از : عباس محمدی

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ مهر ۱۳۸٦
    پيام ها    +


نگرانی برای گرمايش زمين !

بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد، از رهبران جهان خواسته است برای مقابله با تغییرات جوی زمین به سرعت اقدام کنند. وی به جمعی از رهبران کشورهای جهان در نیویورک گفت لازم است که هر موافقتنامه تازه جهانی برای کاهش گازهای گلخانه ای در چارچوب سازمان ملل مورد مذاکره قرار گیرد. رهبران و نمایندگان 150 کشور جهان برای بحث درباره گرمایش زمین و چگونگی مقابله با آن در نیویورک گرد آمده اند.

 

                 

 
 
 
 

"اگر همین حالا اقدام نکنیم، پیامد تغییرات آب و هوایی ویرانگر خواهد بود."

از : BBC

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ مهر ۱۳۸٦
    پيام ها    +


نام های دیگر !

« زنان در جامعه ایران از احترام بیشتری نسبت به مردان برخوردار هستند ...»

                                                                           احمدی نژاد در نیویورک

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٠۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ مهر ۱۳۸٦
    پيام ها    +


 

                                         The Mountain Gallery

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

       

از سايت : http://www.terragalleria.com/mountain

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ مهر ۱۳۸٦
    پيام ها    +


غارهاي «هفت خواهر» در بلندترين ارتفاعات مريخ

 

 

 

 

 

فضاپيماي «مارس اوديسه» تصاويري از نقاط بسيار تاريك و تقريبا كروي به زمين ارسال كرده كه به نظر مي‌رسد مدخل‌هايي به سمت فضاهاي زيرزميني هستند.

گلين كوشينگ از محققان تيم اخترشناسي تحقيقات زمين شناسي آمريكا و دانشگاه شمال آريزونا در اين باره متذكر شد: ‌اين غارها به هنگام روز خنكتر از فضاي اطرافشان و در هنگام شب گرمتر هستند.اين حفره‌ها كه محققان آنها را «هفت خواهر» ناميده‌اند، در بلندترين ارتفاعات سياره مريخ روي يك كوه آتشفشاني موسوم به آرسيامونز در نزديكي مرتفع‌ترين كوهستان مريخي واقع شده‌اند.محققان تصور مي‌كنند كه جايي براي روي سياره مريخ، غارهايي وجود دارد كه يك فضاي محافظتي براي حيات در گذشته يا زمان حال و يا سرپناهي براي انسانها در آينده به وجود مي‌آورد.

 

از سايت : روزنا

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ مهر ۱۳۸٦
    پيام ها    +


تبت !

 

 

 

 

 

سازمان توريسم منطقه خودمختار تبت چين اعلام كرد ، در 8 ماهه نخست سال 2007 تعداد توريست هايي كه به تبت در جنوب غربي چين سفر كرده اند 65 درصد نسبت به 8 ماهه نخست سال 2006 افزايش پيدا كرده است. در سال 2006 ميلادي 2.5 ميليون توريست به تبت سفر كرده بودند. اغلب توريست هايي كه به تبت سفر مي كنند، چيني هستند. به گفته سازمان توريسم منطقه خودمختار تبت چين ، درآمد ساليانه صنعت توريسم در منطقه خودمختار تبت به يك ميليارد يوان معادل 133 ميليون دلار بالغ مي شود.

جام جم آنلاين ۱/۷/۸۶

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:٢٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ مهر ۱۳۸٦
    پيام ها    +