استراليا : روز ملی اقدام برای کنترل گرمایش زمین !

 

 

 

 

 

ساکنان شصت شهر استرالیا با برپا کردن تظاهرات از احزاب مهم این کشور خواسته اند برای کاهش تصاعد گازهای گلخانه ای راسخ تر عمل کنند. سازمان دهندگان این برنامه ها ادعا کرده اند که بیش از صد هزار نفر در راهپیمایی های "روز ملی اقدام برای کنترل گرمایش زمین" استرالیا شرکت کرده اند...

هدف "شورای ملی حفظ محیط زیست" استرالیا، از این مجموعه راهپیمایی ها که به "راهپیمایی علیه گرمایش" معروف شده، نه تنها افزایش توجه ها به این موضوع بوده بلکه می خواسته دولت استرالیا را تحت فشار بگذارد جدول زمانی کوتاه تری را برای کاهش تصاعد گازهای گلخانه ای اتخاذ کند.

از : BBC

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آبان ۱۳۸٦
    پيام ها    +


کوه نورد يا چوپان ؟ مسئله اين است !!

وبلاگ انجمن کوه نوردی دانشگاه امير کبير  گزارشی از آخرين برنامه ی اجرا شده ی اين گروه را که صعودی به قله ی جانستون به سرپرستی ميلاد احمدی بود ٬ منتشر کرده است. در بخش هائی از اين گزارش ٬ که در ضمن می تواند به مثابه ی الگوئی درخشان و فراموش نشدنی (!!) درسرپرستی و اجرای يک برنامه ی صعود در تاريخ کوه نوردی ايران به حساب آيد ٬ چنين نوشته شده :

« ...تیم ما ساعت هشت و نیم صعود خود را با سرعت خوبی شروع کرد، وقتی راهنمایی نیست و هدف قله است چاره ای بهتر از سرعت بالا نیست همین است دیگر باید اینقدر خوب بروی که جا برای اشتباه کردن داشته باشی، عقب دار تیم مشخص بود و جلودار هم مشخص هر کس هم مختار تا با هر سرعتی که بخواهد بیاید با این شرط که تا دو هر جا هست باید به سمت پایین سرازیر شود...نخستین گروه ما(سه نفر) دوازده و سی و پنج دقیقه روی قله بود... در حین صحبت با رضا گروه دوم (دو نفر) به جمع ما اضافه می شود،(دوازده و پنجاه وپنج دقیقه)... و دم رفتن بود که یکی دیگر از بچه ها رو نزدیک قله دیدیم... برای برگشت... مسیری که ما انتخاب کردیم  مسیر جانستون- ورزاب – دره بود و بدبختانه سرد شدن هوا در این موقع از سال و بارش حسابی نداشتن باعث شده بود تا زمین تا حدودی سفت و یخ زده باشد. به هر شکلی بود آمدیم... »

http://www.autclimbing.blogfa.com

از آنجا که انتشار اين گزارش توانست برای کلاغ ها ... حاوی نتايج و تجربياتی بسيار ارزشمند و گرانبها باشد ٬ لذا خواندن متن کامل آن را به کليه دوستان و علاقمندان مسائل کوه نوردی ايران توصيه می کنيم !

ــ اين گزارش به ما آموخت : بعد از اين و در هر کجا که بحثی از تفاوت های کوه نوردان با چوپانان عزيز و زحمتکش ميهن مان در ميان آمد ٬ بتوانيم با خيالی آسوده در ستايش چوپانان داد سخن دهيم !! يک چوپان هم درک روشن تر و منطقی تری نسبت به گذرگاه ها و مسيرهای رفت و آمد خود دارد و هم  با احساس مسئوليت بيشتری نسبت به امانتی که به او سپرده شده برخورد می کند ! و ديگر تعجب نکنيم از اينکه چگونه سرپرست يک گروه کوه نوردی دانشگاهی می تواند نگاه و عملکردی بسيار بسيار عاميانه تر و غير مسئولانه تر از يک چوپان داشته باشد !

ــ برای کوه نوردی ايران بايد مايه خجالت و شرمساری باشد که گروه های کوه نوردی دانشگاهی اش تا اين اندازه در  فقر بنيان های علمی و آموزشی و فقدان فرهنگ و نگاهی روشن و هدفمند نسبت به ورزش کوه نوردی دست و پا می زنند!

ــ ميلاد احمدی ٬ سرپرست برنامه ی صعود به جانستون ٬ در انتخابات اخير انجمن کوه نوردی دانشگاه امير کبير به عنوان سرپرست اين تشکل دانشجوئی انتخاب شده است و کلاغ های ما در کشاکش تبريک يا تاسف ٬ سرگردان مانده اند !

ــ محسن انواری به کلاغ ها گفته است : انتقاد بايد سازنده باشد ! و لذا ما تصميم گرفتيم برای يک بار هم که شده در برابر اين حکم کهنه ٬ کليشه ای و نخ نما شده کوتاه بيائيم و پيشنهادی سازنده را با مسئولين انجمن کوه نوردی دانشگاه امير کبير در ميان بگذاريم: به دوستان پيشنهاد می کنيم در راستای (!) مبارزه با فقر بنيان های علمی و آموزشی و فقدان آن نگاه روشن و هدفمند به ورزش کوه نوردی که نزد اعضا و سرپرستان آن گروه به وضوح ديده می شود ٬ از تعدادی چوپانان حرفه ای و کارکشته ی منطقه ی رودبار قصران برای آموزش احترام و احساس مسئوليت و همچنين توضيح ضرورت نگاه و آگاهی همه جانبه و عميق نسبت به موضوع فعاليت ( کوه ) ٬ هر چه سريع تر دعوت به همکاری به عمل آيد !

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۳:۳٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۸ آبان ۱۳۸٦
    پيام ها    +


و همچنان حکايت لمپن های دماوندی و آرشی !

پيام کوتاه زير توسط محمد نصيری مسئول فنی گروه کوه نوردی سایپا  نوشته شده است . در باره ی حضور و درگيری های فيزيکی و ديگر بی احترامی های  لمپن های دو باشگاه قديمی کوه نوردی ايران ( باشگاه دماوند و باشگاه آرش ) در جريان برگزاری کلاس آموزشی انجمن کوه نوردان :

سلام اقای نصيری تشکر از اطلاع رسانی شما . من به همراه ۲همنورد از سایپا در اين دوره شرکت کرديم . مطالبی که در وب گذاشتيد متاسفانه عين حقيقت بود و از روز اول تمام افکار ما را در هم ريخت بی احترامی به مربی و کلاس و... اگر اعتراضی به مطالب دوره بود به نظر من جای اعتراضش انجا نبود . در ضمن آقايونی که در ان دوره با  سن کم شان خود را صاحبان کوه نوردی می دانستند و به نظرشان هيچ راه نپيموده ای در کارنامه خود ندارند انتظار داشتند آقای ثابت زاده برايشان فرمولی ارائه دهد که وقتی دماوند را از يخچال صعود ميکنند و در دمای ۴۰ درجه زير صفر دارند در جا ميزنند چه کار کنيم که به ناگهان گرم مان شود؟ خنده دار است نه؟ مگر نه این است که وقتی کسی با ديد فني وارد منطقه ای ميشود تمام جوانب و خطرات را بررسی ميکند و با علم به اينکه قله دماوند سرد لباس گرم را فراموش نمی کند راهی ميشود؟؟

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ آبان ۱۳۸٦
    پيام ها    +


قله اورست تحت پوشش تلفن همراه !

 

 

 

 

دولت چین اولین ایستگاه تلفن همراه بر فراز قله اورست را با موفقیت راه‌اندازی کرد و از این پس صعودکنندگان می‌توانند در بلندترین قله جهان ارتباط صوتی و تصویری داشته باشند. این ایستگاه که در ارتفاع ‪ ۶‬هزار و ‪ ۵۰۰‬متری تاسیس شده، قرار است برای برقراری ارتباط هنگام حمل مشعل المپیک بازی‌های تابستانی ‪ ۲۰۰۸‬پکن مورد استفاده قرار گیرد.

روزنامه "چاینا دیلی" با درج این مطلب افزود تجهیزات اصلی ایستگاه پس از آزمایش، از آنجا خارج شده و بعد از پایان زمستان سخت تبت، در ماه مه سال آینده به منظور صعود مشعل بازی ها، دوباره نصب خواهد شد. روزنامه "چاینا دیلی" با درج این مطلب افزود تجهیزات اصلی ایستگاه پس از آزمایش، از آنجا خارج شده و بعد از پایان زمستان سخت تبت، در ماه مه سال آینده به منظور صعود مشعل بازی ها، دوباره نصب خواهد شد.

این ایستگاه توسط "چاینا موبایل" که بزرگترین شبکه سرویس دهی تلفن همراه در چین است، از نظر موقعیت، در بلندترین ارتفاع قرار گرفته است. "وانگ جیانژو" به خبرگزاری شینهوا گفت: تاسیس ایستگاه و نصب تجهیزات با توجه به کمبود اکسیژن در ارتفاع ‪ ۶‬هزار و ‪ ۵۰۰‬متری بسیار دشوار بود. در این ارتفاع میزان اکسیژن ‪ ۳۸‬درصد از اکسیژن موجود در سطح دریاست.

یکی از مقامات شرکت "تبت موبایل" نیز اظهارداشت بعد از بازی‌های المپیک، کاربری این ایستگاه منحصر به فعالیت‌های کوه نوردی و تحقیقات علمی خواهد بود. بنابرگزارش شینهوا، "چاینا موبایل" قبلا نیز ایستگاه‌هایی در ارتفاعات ساخته بود اما مورد اخیر ارتباط تلفنی در تمام مسیر صعود به قله اورست را میسر می‌کند. پیش از این، صعودکنندگان به قله فقط می‌توانستند از تلفن ماهواره ای استفاده کنند.

واحد مرکزی خبر ۲۵/۸/۸۶

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٦ آبان ۱۳۸٦
    پيام ها    +


جاذبه های طبيعی ايران : غار گل زرد

 

 

 

 

 

از وبلاگ : برنامه های کوه           http://parson.persianblog.ir

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٦ آبان ۱۳۸٦
    پيام ها    +


ثبت جنگل‌هاي هيركاني ايران در فهرست ميراث طبيعي بشر

 

 

 

 

 

جنگل‌هاي هيركاني شمال به‌عنوان ميراث طبيعي بشر ثبت مي‌شود.جنگل‌هاي هيركاني يا خزري كه با مساحت كنوني در حدود يك ميليون و 848 هزار هكتاردر حاشیه جنوبی دریای خزر و در امتداد دامنه‌هاي شمالي رشته كوه البرز از آستارا درغرب تا گيلداغي در شرق قرار گرفته به واسطه قدمت بيش از 2‌ميليون سال، يكي از قديمي‌ترين جنگل‌هاي جهان محسوب شده و عمر آن حتي از جنگل‌هاي آمازون، گينه و سوماترا هم بيشتر است.

اين قدمت طولاني موجب شده تا‌ جنگل‌هاي هيركاني ايران يكي از مهم‌ترين ذخيرگاه‌هاي زيست‌كره بشر به شمار‌ آيد و از اين نظر ثبت آن در فهرست ميراث طبيعي زمين ضمن جلب توجه جهانيان و اهميت اكولوژيكي اين جنگل‌ها باعث خواهد شد تلاش‌ها براي حفاظت از آن تقويت شود...

گزارش از : همشهری آنلاين ۲۵/۸/۸۶

عکس از : کلاغ ها ...

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٦ آبان ۱۳۸٦
    پيام ها    +


بهشتي خفته ميان کوهستان هاي شمال

 

 

 

 

 

 

بعضي مي گويند تکه اي است که از بهشت جدا شده و به زمين آمده چراکه اين منطقه يکي از شاهکارهاي طبيعت است ، اين سرزمين سبز و آبي و قهوه اي. هرچه به جلو مي روي مشتاق تري براي رسيدن و آرميدن در گهواره آرام اين سرزمين.
سرزميني که يکي از عجايب هفتگانه اگر نباشد اما کمتر از آن هم نيست. در اين ميانه مي تواني هرگونه اقليمي را که بخواهي ، بيابي. در سوادکوه مازندران وجود ييلاق هاي سرد اما سرسبز در کنار آن روستاهاي کوهستاني و کاملا خشک از مناظر ديدني است که در کمتر جايي مي توان نمونه آن را يافت. اين منطقه ، در گذشته دور مرکز حکومت اسپهبدان باوندي بود...

گزارشی از : جام جم آنلاين

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ آبان ۱۳۸٦
    پيام ها    +


تقویم جهانی رویدادهای مرتبط با محیط زیست

 

 

 

 

 

دولت ها، سازمان ها و گروه های مختلف در سراسر جهان تلاش دارند با مطرح کردن مدوام مشکل تغییر آب و هوا و گرمایش زمین، اهمیت این موضوع را به مردم گوشزد کنند:

جمعه، 23 نوامبر: بانکوک - واکنش آسیا به تغییرات آب و هوا (Asia's Emerging Response to Climate Change)

چهارشنبه، 28 نوامبر اندونزی، که وسعت بزرگی از جنگل های این منطقه را نابود کرده است، در واکنش به تاثیرات نامطلوب تغییرات آب و هوا در طی امروز 79 میلیون درخت می کارد.

دوشنبه، سوم دسامبر: بالی اندونزی - کنفرانس سازمان ملل متحد در مورد تغییرات آب و هوا، پایان 14 دسامبر

سه شنبه، اول ژانویه سال 2008: کالیفرنیا - ضرب الاجل برای شرکت های این شهر که میزان تصاعد گازهای گلخانه ای خود را گزارش دهند

سه شنبه، هشت ژانویه: بارسلون - انرژی خورشید متمرکز برای تولید انرژی (Concentrated Solar Power for Power Generation)

لینک اینترنتی http://www.greenpowerconference.com/renewablemarkets/index.htm

چهارشنبه، دوازده مارس: بروکسل - بازارهای سوخت های زیستی جهانی (WBM)، پایان 14 مارس

لینک اینترنتی http://www.worldbiofuelsmarkets.com

شنبه، بیست و دو مارس: روز جهانی آب

سه شنبه، بیست و دو آوریل: روز جهانی زمین

پنجشنبه، بیست و دو مه - روز جهانی تنوع گونه های زیستی

یکشنبه، بیست و پنج مه - اجلاس وزیران محیط زیست گروه هشت (احتمال تغییر تاریخ آن می رود)

پنجشنبه، پنج ژوئن: روز جهانی محیط زیست

این تقویم براساس تقویم خبرگزاری رویتر تهیه شده است

از : BBC

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ آبان ۱۳۸٦
    پيام ها    +


دماوندی ها ٬ آرشی ها : نمايش دلپذير اخلاق و فرهنگ !!

 

 

 

 

 

برگرفته از وبلاگ آرام کوه : اپيزود اول

بقا در طبیعت عنوان یک دوره آموزشی است که انجمن کوهنوردان ایران به مربیگری مجید ثابت زاده برگزار کرد، بخش اول این کلاس که از حدود 2 ماه پیش برنامه ریزی شده بود روز 3 شنبه 15 آبان 86 از ساعت 2:30 تا 9:30 شب در محل باشگاه دماوند برگزار شد و بخش عملی آن روزهای پنج شنبه و جمعه 17 و 18 آبان 86 در ایگل برگزار گرديد ...

 
 
اپيزود دوم

اما این دوره دارای حاشیه هایی بود که لازم میدانم به آنها بپردازم چون گویای وضعیت نا بهنجاریست که در جامعه کوهنوردی ایران حاکم است و شاید ریشه بسیاری از حوادث ناگوار را از کند و کاو در زوایای این حواشی بتوان دریافت.

در ابتدای حرکت متوجه گفتگوهایی بین چند نفر در اتوبوس شدیم و سر انجام به درخواست فرهود فرهادی، راننده اتوبوس را نگه داشت تا دوست محمد صبوری که بدون ثبت نام کردن همراه ما شده بود پیاده کند و مشاوره در گوشی صبوری و اسماییل متحیرپسند هم کمکی به حل مشکل نکرد، صبوری با مازیار اتوکش صحبت کرد و اتوکش گفت که به دستور مدیریت انجمن فقط کسانی که ثبت نام کرده اند اجازه دارند در دوره شرکت کنند و من (اتوکش ) مامورم و معذور، هنگام پیاده شدن فرد ثبت نام نکرده ، صبوری به اتوکش چنین گفت:

آخه تو کی هستی که بخای مامور باشی و معذور، تو که اندازه این حرفا نیستی
پیاده شو(به دوستش ) آخه اینایی که پول دادن اتوبوسو خریدن

ابتدای سفر و این درگیری کلامی و اهانت او به جمع ، همه را متحیر ساخت به جز اسماعیل متحیر پسند که او به گمانم با چنین احوالی آشنا بود و فرهادی از بقیه به خاطر این اتفاق عذرخواهی کرد.

بعد از مانور امداد و نجات ثابت زاده همه را به صحبت در باره آن فراخواند و تعدادی از کوهنوردان زبان به سؤال و انتقاد گشودند که این یک کلاس امداد و نجات است و نه بقا در طبیعت و اصولا طرح درس بقا در طبیعت چیست؟

به نظرم انجمن باید قبلا محتوای دوره را به همه اطلاع میداد تا شرکت کنندگان بدانند چه مباحثی تدریس خواهد شد و اگر آن را برای خود تکراری می بینند در دوره شرکت نکنند ولی با وجود این پافشاری این دوستان بر عقاید خود و ادامه یک بحث طولانی و بی سرانجام به هیچ وجه ضرورتی نداشت و این انتقاد را باید بعد از دوره به انجمن میکردند و حتی درخواست برگرداندن مبلغ ثبت نام را میکردند (اگر چنین میخواستند ) و من اطمینان دارم که انجمن هم با این خواسته ، برخوردی منطقی میکرد.

چیزی
که در گفتگوهای آن شب و فردای آن بین بقیه مشترک بود اشاره به لحن پر غرور و منم زدن های منتقدین بود که خواسته یا ناخواسته قدرت و تجربه و سالهای طولانی کوهنوردی و کوهنوردی های دشوار خود را به رخ ثابت زاده و سایرین می کشیدند و این رفتار و گفتار را هیچ کس نمی پسندید.

روز جمعه و هنگام ناهار نفهمیدیم که چه آتشی نهفته بود و چون شد که یک باره شعله ور شد تا رضا نصراللهی و محمد صبوری به کتک کاری بپردازند، چند تایی وساطت کردند و بقیه مات و مبهوت به تماشا ایستادند.

هر آدم بی سر و پایی ممکن است کتک کاری کند ، به دیگران بی احترامی کند و جمعی را که خود را با آن یکی نمی بیند و یا بالاتر از آن می پندارد مورد تمسخر قرار دهد ، کاری که ما در این دو روز به دفعات شاهد بودیم اما مشاهده چنین رفتاری از کوهنوردان دو باشگاه پر سابقه باور کردنی است ؟


در باشگاه های کوهنوردی قدیمی و صاحب نام این کشور چه میگذرد؟

آیا اکنون روزگار مغزهای کوچک و عضلات بزرگ است ؟

آیا تنها صعود های دشوار برای ارزیابی ابعاد اخلاقی و انسانی ما کفایت میکند؟

آیا جان باختگان زمستان پارسال هم این چنین مغرور و سرخوش از قدرت بدنی بی بدیل خود بودند؟


میتوان وجود اکیپ های کوچک را در این باشگاه ها تصور کرد که با هم دوست و صمیمی اند، با هم به کوه میروند و تعامل چندانی با دیگران ندارند بعد به تدریج خود را تافته های جدا بافته می یابند و تمسخر دیگران، بی احترامی و اهانت به دیگران هم تبدیل به هنجار گروه میگردد.

میتوان تصور کرد که در این باشگاه ها کار به اعلام برنامه توسط سرپرستان و حق عضویت سالیانه ختم میشود و اخلاق و منش انسانی و البته کوهنوردی که ما به آن میبالیم جایی در این میانه ندارد، به یاد می آورم که
فریدیان در گزارش صعود خود میگفت که رقابت کوهنوردان گاهی مرزهای اخلاقی را هم در می نوردد.

گزارش از وبلاگ : آرام کوه  http://aramkuh.blogspot.com
 
 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٥٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ آبان ۱۳۸٦
    پيام ها    +


شيوه‌هاي جديد جذب گردشگر به كوه‌هاي آلپ‌

 

 

 

 

برای بسياري از واحدهاي اقامتي و هتل‌هاي كوه‌هاي آلپ، گرماي هوا و كاهش بارش برف، آن‌قدرها هم در كاهش تعداد گردشگران تاثيرگذار نيست، اگر شيوه‌هاي جديدي به‌كار گرفته شوند. به گزارش آسوشيتدپرس، مدير مركز مطالعات رشته‌كوه‌ها در دانشگاه <پرس> انگليس، گفت: واقعيت اين است كه ورزش اسكي، درآمدزايي مناسبي را در مناطق كم‌ارتفاع ندارد. معمولا اين مناطق نيز بدون ارزش سرمايه‌گذاري هستند. ‌صنعت گردشگري در رشته‌كوه‌هاي آلپ، سالانه 71‌ ميليارد دلار درآمدزايي مي‌كند و 12‌ درصد از كل مشاغل اين منطقه به صنعت گردشگري متعلق است.

گفتني است كه كوه‌هاي آلپ سه برابر ميانگين، تحت تاثير گرماي جهاني بوده‌اند و در دهه‌هاي آينده تغيير آب و هوايي بسياري در اين منطقه به‌وجود خواهد آمد. گرماي جهاني سبب كاهش ميزان برف در مناطق كم‌ارتفاع و آب شدن برف‌ها در ارتفاعات بالاتر مي‌شود...

متن خبر از : روزنامه اطلاعات ۲۰/۸/۸۶

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۱ آبان ۱۳۸٦
    پيام ها    +


از پيام های خوانندگان : حکايت متولی دولتی کوه نوردی ايران !!

« با سلام. جناب نصيری اين هفته من جهت صعود توچال به تهران مراجعت کرده بودم از مشهد چهارشنبه شب ساعت ۲۲:۲۰ به شيرپلا رسيدم و وقتی اصرار کردم جهت باز کردن درب بسته مجتمع تا نفسی تازه کنم و لباسی تعويض کنم متاسفانه با برخورد بسيار بچگانه و بد مسئول مجتمع که يه افغانی و يه ايرانی بودند مواجهه شدم که اصلا برای من قابل تامل نبود. من گفتم که فقط چند دقيقه جهت تعويض لباس و برداشتن آب زمان احتياج دارم ولی متاسفانه جوابی که شنيدم بدين شکل بود:
چيه مرتيکه اين موقعه شب اينجا خصوصی برو گم شو ديگه اينطرفا پيدات نشه.
من واقعا جا خوردم و دليلی برای اين جواب پيدا نکردم می خواستم از شما بپرسم که واقعا شخصی که بنا به هر دليلی ديروقت در شرايط جوی بد به پناهگاه برسه واقعا بايد بيرون بيتوته کنه؟ يا اگه اصرار کرد که حداقل فرصتی کم جهت برداشتن آب و تعويض لباس بهش داده بشه بايد اينجوری باهاش برخورد بشه؟ و آخر اينکه من چطوری و از کجا بايد اين موضوع رو جهت رسيدن به يه جواب قانع کننده پيگيری کنم؟ اگر لازم دانستيد به عنوان يه تاپيک مستقل جهت شنيدن نظرات ديگر دوستان در وبلاگ قرار دهيد.با تشکر... ج . زحمتکش »

javad.zahmatkesh@gmail.com

 

« جدا که شرم آوره اين نوع برخوردها. خيلی متاسف شدم.
اما در مورد پناهگاه شيرپلا بايد فکری کرد. من چندين بار با آقای تحويلداری درباره مشکلات شيرپلا حرف زدم از مايع دستشويی گرفته تا ساعت فروش بليت و بستن در خوابگاه. ايشون مرد محترمی هستند و تا جايی که امکانش باشه سعی ميکنند به پيشنهادات و انتقادات فکر کرده و عمل کنند. ولی زمان بسته شدن در ورودي شيرپلا ۱۰ شب زمان مناسبي نيست. گرچه ماها خيلي راحت ميتونيم از شيرپلا در مسير مان به قله فاكتور بگيريم و نيازي هم به آن نداريم اما در زمستان و دير وقت و براي افراد تازه كار يا نا آشنا يا ... بودنش بهتر از نبودنش است. كاش ميشد فكري براي اين مشكل كرد... آنا فراهانی »

www.anapourna.persianblog.ir

 

« سلام. در جلسه مهر انجمن آقای اعتمادفر از نشست خود با سرپرست فدراسیون آقای شعاعی گفت و اینکه او (اعتمادفر) از شعاعی خواسته است که مسیر جنوبی توچال پرچم کوبی شود و دیگر اینکه پناهگاه شیرپلا به صورت شبانه روزی باز باشد و آقای شعاعی هم پذیرفته است و دستور لازم را هم داده است. گلایه این دوست مشهدی نشان میدهد که این دستور اجرا نشده است و یا اصلا صادر نشده است و اگر پناهگاه شیرپلا هم مثل رستوران ایستگاه 5 تله کابین به بخش خصوصی واگذار شده باشد بروز چنین برخوردهای زننده ای کاملا قابل انتظار است و از طرف دیگر اجاره چنین مکان هایی از سوی فدراسیون و یا تربیت بدنی به بخش خصوصی که انتظار سوددهی بالا و سریع از آن را دارند از اساس اشتباه است و هنگامی که با سلامت انسان ها و کوهنوردان نیز ارتباط پیدا میکند شاید واژه شرم آور هم گویای زشتی و بدی و نادرستی آن نباشد...عباس ثابتيان »

aramkuh.blogspot.com

 

« با سلام. راستش من خودم هم زمستان ۸۴ خاطره خيلي بدي از اين شيرپلا شما دارم. اون سال من با ۲ تا كوهنورد از اتريش كه نسبتا آماتور بودند اومديم توچال زمستان ساعت ۲۳ رسيديم شيرپلا ولي متاسفانه با اينكه آب و هواي نسبتا خوبي هم حكم فرما نبود ولي متاسفانه بازهم درب رو باز نكردند و ما مجبور شديم تو اون آلونك پايين تر از پناهگاه بخوابيم كه وقتي صبح بيدار شديم رو كيسه خواب لايه اي از برف نشسته بود متاسفانه تا به امروز هنوز نتونستم اون دوستان خارجي متقاعد كنم كه به چه دليل اونشب درب پناهگاه رو باز نكردند. ضمنا فرداش هم بالا نيومندند.با تشكر »

کوه نورد مشهدی

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ آبان ۱۳۸٦
    پيام ها    +


روایت کم و بیش تصویری از : جشنواره مطبوعات

 

 

 

 

 

استقبال گروه های مختلف مردم از چهاردهمین جشنواره ی دولتی مطبوعات و خبرگزاری ها ٬حیرت انگیز بود !!

 

 

 

 

 

 

اما باور بفرمائید اینجا جشنواره مطبوعات است !! و البته همان ترفندهای کهنه و به قول خودشان غربی ٬ برای جلب ... 

 

 

 

 

 

 

و متوجه شدیم حضور انبوه مردم ٬ بی دلیل نیست !! آنها می توانستند در همه ی عکس ها ٬ انعکاس کامل و صادقانه ی واقعیت های زندگی روزمره خود را ببینند !!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

و فرصتی برای اظهار وجود مدیران رسمی با ظاهر و دکور رسمی ( ریش و یقه ی پیراهن و ... )

 

 

 

 

 

 

و باور بفرمائید جشنواره ٬ بین المللی بود !! تقریــــبا از تمامی حکومت های دمکراتیک و مردمی و برادر و هم پیمان٬  نشانی دیده می شد ...

 

 

 

 

 

 

و عکسی از تنهائی اندوهبار پیرمردی که می خواست بنشاند از ایمان خود چون کوه ٬ یادگاری جاودانه بر تراز بی بقای این خاک !

 

 

 

 

 

 

و هنگام خروج ٬ از ما خواستند که فراموش نکنیم : اکنون روزگار ٬ روزگار مغزهای کوچک و عضله های بزرگ است !!

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ آبان ۱۳۸٦
    پيام ها    +


سون هدين : از دماوند تا کوير !

 

 

 

 

 

 

نمایشگاه عکس‌های سون هدین (Sven Hedin) از ایران قدیم با عنوان "از دماوند تا کویر" به همت سفارت سوئد در ایران در ساعت 16 پنجشنبه 17 آبان در گالری اصلی فرهنگسرای نیاوران افتتاح شد . در این نمایشگاه 35 عکس سیاه سفید در قطع 100 در 70 مربوط به ایران 150 سال پیش ارائه شده است که کلیه آثار وضعیت اجتماعی و زندگی مردم ایران در آن دوران را به تصویر می‌کشد. در کنار این نمایشگاه در نگارخانه اصلی فرهنگسرای نیاوران 10 کتاب از دست نوشته‌های سون هدین در معرض دید عموم  قرار دارد .

هدین عکاس و جغرافیدان سوئدی بود که 150 سال قبل به ایران آمد و از 1886 تا 1906 مشغول عکاسی بود. نمایشگاه عکس‌های 150 سال پیش ایران تا 23 آبان در نگارخانه اصلی فرهنگسرای نیاوران دایر است و علاقمندان می‌توانند هر روز از 10 تا 19 (جمعه‌ها از 14 تا 19) از نمایشگاه دیدن کنند.

از : خبرگزاری مهر

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱:۳۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٩ آبان ۱۳۸٦
    پيام ها    +


از جنگل پنهان !

 

 

 

 

 

 

زيباترين درخت ٬ تنهاترين درختی ست که بر بلندای تپه ای خاموش روئيده است...

 

 

 

 

 

 

 عطر دره های مه آلود و بوی باران . و راز بی تابی جنگل...

 

 

 

 

 

 

ای خفته در سکوت شبانه !

انبوه پريشانی خزان !

جنگل پنهان !

با گيسوان سبز تو حرفی ست

از زخم...

     وبلاگ : برنامه های کوه  http://parson.persianblog.ir

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱:۳٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٩ آبان ۱۳۸٦
    پيام ها    +


ديدنی ها کم نيست !

مناظري از آبشار، مواد مذاب آتشفشاني، جنگل، طلوع آفتاب در سرزميني سرسبز و ديگر مناظر بکر در سايت http://www.kennethparker.com يکجا جمع شده است. عکس هايي از مکان هايي چون پرو، کلرادو، ميانمار، آريزونا، هاوايي، نپال، کاليفرنيا و... که با کليک کردن روي هر عکس، مشخصات عکاس، عکس مورد نظر و مکاني که عکس در آن گرفته شده، ظاهر مي شود. البته براي پرينت گرفتن از عکس ها، در اندازه هاي مختلف لازم به پرداخت هزينه است، اما تماشاي عکس ها هزينه يي ندارد...

 

 

 

 

 

از : روزنامه اعتماد ۱۷/ آبان /۸۶

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ آبان ۱۳۸٦
    پيام ها    +


ضيافت بزرگ کوه نوردی مستقل ايران !

 

 

 

 

 

 

نشست آبان ماه انجمن کوه نوردان ايران روز چهارشنبه ۹/ آبان / ۸۶ در محل سالن بزرگ مرکز سازمان های غير دولتی برگزار گرديد و کاظم فريديان با ارائه ی گزارش صعود تاريخی اش به قله ی k2  توانست شبی خوب و فراموش نشدنی را برای کوه نوردی مستقل ايران و برای بسياری ازشرکت کنندگان در جلسه ی انجمن رقم بزند.

 

 

 

 

 

ارائه گزارش k2 ٬ موضوع اصلی نشست آبان ماه انجمن بود اما و پيش از آن : اسماعيل رضائی مهمترين اخبار يک ماه گذشته در کوه نوردی ايران و جهان را برای حاضرين قرائت کرد . عدم ذکر منابع خبری ٬ يکی از نکات غير اخلاقی و غير قانونی و خلاف عرفی ست که گويا همواره بايستی در قسمت بيان اخبار کوه نوردی ايران شاهد آن باشيم . اين سنت ناپسند که توسط کاوه کاشفی در جريان نشست های ماهانه ی انجمن کوه نوردان پايه ريزی شد اکنون نيز توسط مريم ميرميثاقی و اسماعيل رضائی ــ با همان تعصب و جديت(!)‌ ــ دنبال می شود. وبلاگ کوه نوشت متعلق به حسين رضائی منبع بخش قابل توجه و عمده ای از اخبار کوه نوردی ايران است و مشخص نيست چرا  مسئولين و دست اندرکاران انجمن ٬ از طرح و بيان نام اين وبلاگ هراس دارند و حاضر نيستند به عرف ٬ اخلاق و قانونی که کم و بيش در اين زمينه وجود دارد پای بند باشند .  

 

 

 

 

 

سپس مجيد ثابت زاده امدادگر رسمی يوسه متی امريکا ٬ در باره ی مسائل امداد و نجات کوهستان به صحبت پرداخت و از ضرورت و اهميت انتقال دانش امدادی به داخل ايران سخن گفت . گزارش تصويری او از چگونگی و کيفيت عمليات امداد و نجات در يکی از دره های منطقه ی يوسه متی ٬  امکانات گسترده و دانش پيشرفته ی امريکائی ها را در اين زمينه نشان می داد و البته  مقايسه ای ناخودآگاه را نيز در ذهن هر بيننده ای شکل می داد: ميان آنچه آنان دارند و آنچه ما نداریم !! تماشای اسلايدهای مجيد ثابت زاده با آميزه ای از تحسين و حسرت و تاسف همراه بود!

 

 

 

 

 

کاظم فريديان گزارش صعود خود را به قله ی k2 با يک سخن رانی ــ کمی طولانی و کمی شعار گونه و کمی خسته کننده ــ  آغاز کرد . او گفت : « ... می خواهم فرصت را مغتنم بشمارم و حرف ها و توقعات خود را از سه حوزه مجزا در کوه نوردی ايران بيان کنم . از کوه نوردان فعال می خواهم که به ارتقا سطح کار خود فکر کنند . انکار رقابتی که وجود دارد ممکن نيست . رقابتی که گاهی حتی مرزهای اخلاقی را نيز زير پا می گذارد . از شرکت ها و بنگاه های توليدی و اقتصادی کوه نوردی ايران می خواهم که بخشی از تبليغات خود را به صعود های شاخص اختصاص دهند و از آن حمايت کنند . از کوه نوردان قديمی نيز می خواهم که در زمينه ارتباط کوه نوردان بی پشتوانه با حاميان مالی  از همه ی امکانات خود در اين زمينه بهره بگيرند و ... »

 

 

 

 

 

فريديان با آغاز نمايش اسلايدهای برنامه اش ــ  که بسيار زيبا و دارای وضوح  و کيفيت خوبی هم بود ــ و با توضيحاتی که ارائه می داد ٬ شرکت کنندگان در نشست آبان ماه انجمن را به طور کامل در حال و هوای دنيای هفت و هشت هزار متری های منطقه ی قره قروم پاکستان قرار داد و سپس نوبت به نمايش فيلم صعود رسيد . فيلمی که توسط رضا نظام دوست تدوين و ساخته شده بود .  اين فيلم را می توان يکی از بهترين و جذاب ترين فيلم های مستند ورزش کوه نوردی در ايران دانست . به فريديان برای تصويربرداری دشوار و نفس گير و به نظام دوست برای تدوين مناسب و هوشيارانه ی اين مستند زيبا تبريک می گوئيم ! 

با خاطره ی استقبال گسترده ی افکار عمومی جامعه ی کوه نوردی و با خاطره ی شبی خوب و فراموش نشدنی برای کــــــوه نوردی مستقل ايـــــــران ٬ نشست آبان ماه انجمن کوه نوردان در ساعت ۳۰/۲۰ دقيقه خاتمه يافت .

 

............................................................................

در حاشيه :

 

 

 

 

 

 

يکی از کلاغ های ما که گاهی از نشست های  ماهانه انجمن گزارش تهيه می کند نيز در جلسه حضور داشت . او خيلی تلاش کرد که از عکس های رضا آموزگار در امان باشد . اما سرانجام ...

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٦
    پيام ها    +


در جست و جوی زمان از دست رفته !

 

 

 

 

 

 

 

چشم ها در آنجايند

تابش خورشيد بر ستونی شکسته ٬

در آنجا درختی به هر سو سر می کشد

و صداها ٬ در آواز باد

دورتر و با وقارتر از ستاره ای رو به افول ...  ( ت .س.اليوت )

« Giorgio de Chirico  نقاش يونانی ـ ايتاليائی در پرده ی دل خوشی های يک شاعر ٬ پرسپکتيو عجيب و اريبی از يک خيابان با چندين طاق نما ٬ يک فواره ٬ يک منظره ٬ قطار ٬ ساعت ديواری و آسمان صاف را در برابر ديد ما قرار می دهد . نور تند ٬ خلا را با سايه های تند پر می کند . احساس ناگوار جدائی و احساس زمانی که مدتها پيش سپری شده ولی هـــــنوز حضور دارد ٬ در اينجا موج می زند ... هنر در گذر زمان »

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٦
    پيام ها    +


آيا ديو سپيد بيدار مي شود ؟

 

 

 

 

 

 

قله زيباي دماوند که نماد سرزمين ما به شمار مي رود، بلندترين قله آتشفشان در قاره هاي آسيا، اروپا، آفريقا و اقيانوسيه است و تنها امريکاي جنوبي ميزبان آتشفشان هايي بلندتر از دماوند است. دماوند را آتشفشاني خفته طبقه بندي مي کنند و اين به معني آن است که اگرچه از آخرين فوران آن بر مبناي نزديکترين تخمين ها حدود 4 هزار تا 7 هزار سال مي گذرد، اما احتمال فوران مجدد آن وجود دارد و نبايد آن را آتشفشاني خاموش به حساب آورد. به همين دليل هم وقتي فعاليتي غير عادي در اطراف اين قله به چشم مي خورد، توجه ويژه اي به آن جلب مي شود.
کساني که در 10 ماه گذشته از نزديکي اين قله گذشته اند حتما متوجه حضور ستوني از دود بر فراز قله شده اند و کوه نورداني که امسال به قله صعود کرده اند نيز از ميزان بالاي گازهاي گوگردي و وقوع زمين لغزه هايي گزارش داده اند که منجر به تغيير شيب دامنه ها مي شود و همه اينها اين سوال را مطرح مي کند که آيا دماوند در آستانه فعال شدن است؟
مهندس انصاري ، مدير بخش زمين شناسي و زيست محيطي سازمان زمين شناسي کشور در اين باره به «جام جم» گفت: حدود 10 ماه است که ما شاهد متصاعد شدن دود از دهانه قله هستيم ، البته اين دود چيز جديدي نيست و هميشه شاهد وجود آن به ميزان کم هستيم ، اما يک بار در سال 67 يکماه شاهد افزايش دود خروجي بوديم و اکنون نيز 10 ماه است که شاهد افزايش چشمگير و محسوس اين دود هستيم. معمولا آتشفشان هاي خفته در آستانه بيدار شدن خود 3 نشانه جدي از خود بروز مي دهند: نخست ؛ خروج دود و گاز از دهانه ، دوم ؛ تغيير الگوي زمين لرزه اي و سوم ؛ تغيير شيب دامنه ها. مهندس انصاري با اشاره به تجربه اندک ما درخصوص آتشفشان ها گفت: اين نشانه ها را بايد جدي گرفت و قله را مورد بررسي قرار داد، اما به اين معني نيست که حتما آتشفشان دماوند فعال خواهد شد، ممکن است اين اتفاق تا 100 سال ديگر هم رخ ندهد و شايد هم فردا رخ دهد.
پروفسور استيو اسپارکس ، استاد دانشگاه بريستول و متخصص ديناميک آتشفشان ها که يک ماه پيش در سفري به ايران از قله دماوند بازديد کرده است و در جريان اطلاعات مربوط به اين قله قرار گرفته نيز در گفتگويي با «جام جم» گفت: بر اساس اطلاعات موجود، ما شاهد فعاليت هاي جديدي در قله دماوند هستيم ؛ اما اين چنين فعاليت هايي در قله هاي خفته مرسوم است و الزاما به معني بيدار شدن حتمي آنها نيست ، اما نکته مهم در باره دماوند اين است که بر مبناي داده هايي که ما در اختيار داريم ، دماوند در گذشته اي نه چندان دور فوران بسيار شديد و انفجار گونه اي داشته است و به همين دليل بايد به دقت زير نظر گرفته شود تا تغييرات آن را بتوان بررسي کرد.

جام جام آنلاين ـ شنبه ۱۲/۸/۸۶

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٦:٢۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ آبان ۱۳۸٦
    پيام ها    +


فصل ديگر !

 

 

 

 

 

اين

     فصل ديگری ست

که سرمايش

                 از درون

درک صريح زيبائی را

                          پيچيده می کند .

يادش به خير پائيز

                     با آن

 توفان رنگ و رنگ

                         که بر پا

در ديده می کند !

                              « شاملو »

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٦:٢٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ آبان ۱۳۸٦
    پيام ها    +


پارک ملی : Yosemite

یوسمتی (Yosemite) اولین منطقه ای در آمریکا و شاید در جهان بود که اواسط قرن 19 فقط به منظور حفظ طبیعت و دور ماندن آن از گزند بشر، کنار گذاشته شد. این منطقه بعدا در سال 1890 پارک ملی اعلام شد.
                 

یوسمتی (بخوانید یو سه مِتی) که منطقه ای به وسعت تقریبا سه هزار کیلومتر مربع را می پوشاند یکی از پرطرفدارترین و محبوب ترین مراکز توریستی در آمریکا و حتی در میان جهانگردان خارجی است. این پارک در بخش مرکزی رشته کوه های "سیرا نوادا" (Sierra Nevada) در حدود 240 کیلومتری جنوب شرق سانفرانسیسکو قرار دارد و از لس آنجلس با شش ساعت رانندگی می توان به آن رسید.

                       

یوسمتی در سال 1984 یک منطقه میراث جهانی اعلام شد و به خاطر صخره های گرانیتی خیره کننده، آبشارها، رودهای زلال، جنگل هایی از درختان عظیم و کهن سکوئیا و تنوع زیستی مشهور است. طول رودهای آن در مجموع 2500 کیلومتر است. وجود 560 کیلومتر جاده در پارک دیدن آن را آسان می کند.

گزارش از : BBC

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٥:٢۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۸ آبان ۱۳۸٦
    پيام ها    +


از وبلاگ داستان کوه : در باره ی فرشيد فاريابی !

سلام ؛

نمی­دانم بنده را هم جزء آن "برخی مخالفان" فاریابی به حساب آورده­اید که "نمی­توانید به­هیچ­وجه با توهین­ها و افتراها و فحاشی و اتهام­های اخلاقی آن­ها کنار بیایید" یا خیر ؛ اما به­هرحال چون بنده هم یکی از مخالفان سرسخت او هستم ، وارد این مبحث شدم ؛

اجازه دهید علی­رغم میل باطنی ، کمی توضیح دهم ؛ بنده برخلاف آن­چه که فاریابی و حامیانش ادعا کرده و می­کنند و به بنده نسبت دروغ می­دهند ، نه تاکنون هم­کار فدراسیون بوده­ام و نه حقوق­بگیر فدراسیون ( درست برعکس فاریابی که این­ها لااقل در یک دورۀ زمانی در مورد وی صدق می­کند ) ؛ از ابتدای عمرم حتی یک لحظه هم برای فدراسیون کاری انجام نداده­ام و جز چند مراجعه اجباری به فدراسیون یا کمیته­های مربوطه جهت پی­گیری مسایل مربوط به کلاس­های آموزشی ، در آن مکان­ها حضور نداشته­ام ؛ با آقای آقاجانی و آقای افلاکی و سایر مسؤولان تراز اول فدراسیون نه دوستی دارم و نه ارتباط ؛ مواردی را که برخی از مخالفان فدراسیون با عنوان زخم­خوردگی از فدراسیون یاد می­کنند شاید به نوعی در مورد بنده هم صدق کند ؛ شکر خدا و برخلاف فاریابی و برخی حامیانش هیچ­گونه درآمد دولتی ندارم و از برق و تلفن و کارت اینترنت و رایانۀ شخصی برای نوشتن و ارسال کامنت­ها استفاده می­کنم ؛ هیچ­کس بنده را مأمور و یا مجبور نکرده که مخالف فاریابی یا موافق کسی باشم ؛ کسانی که از سنین پایین بنده را می­شناسند خوب می­دانند که همواره روحیۀ پرسش­گر و انتقادی نسبت به افراد و محیط پیرامون داشته­ام و بی­پروا مسایل را مطرح می­کنم ؛

برخلاف آن­چه برخی تصور می­کنند بنده هم منتقد مسایلی در فدراسیون هستم و این را دوستان بنده تأیید خواهندکرد اما از زمانی که فاریابی در این عرصه ترک­تازی می­کند ، چاره­ای جز عدم ورود به این حوزه ندارم ؛ چون تنها دست­آورد هوچی­گری­های فاریابی وامثال وی ، بدبینی فدراسیونی­ها به منتقدجماعت شده­است ؛ چون آن­ها فاریابی و امثال او را خوب می­شناسند و با نیت و اهداف آن­ها از قبل آشنا شده­اند ؛

با فاریابی برخوردهای زیادی داشته­ام و به روحیات او کاملاً آشنا هستم ؛ او فردی است که سعی می­کند اهداف – خواه درست و خواه نادرست – خود را با شلوغ­کاری ، شانتاژ ، غوغاسالاری و متشنج­کردن اوضاع به پیش ببرد ؛ و در این راه از هر وسیله­ای کمک خواهدگرفت ؛ بسیار راحت چرخش­های 180 درجه­ای انجام می­دهد ؛ ادعای گفت­وگو دارد اما اگر در موضوعی با او مخالف باشید و نیم ساعت با او به بحث بنشینید ، آن­جا که کم می­آورد بحث را نیمه تمام گذاشته ، پی کار دیگری می­رود ؛ و برعکس اگر موافق او باشید به صورتی کاملاً حساب­شده از شما در جهت اهداف خود استفاده کرده و سواری خواهدگرفت ؛

چند سؤال مشخص دارم که اگر شما هم توانستید پاسخی قانع­کننده برای آن­ها بیابید ، بنده را بی­نصیب نگذارید :

چرا فاریابی زمانی که با فدراسیون هم­کاری می­کرد و دوستان نقده­ایش از جمله مرحوم اوراز سوار بر اسب مراد بودند ، منتقد فدراسیون نبود ؟

چرا جرأت ندارد اعلام کند که چه کسانی باعث ورود افراد نالایق – آن­گونه که مقبل هنرپژوه اعلام کرده­است – از نقده­ و آذربایجان غربی به تیم ملی شدند ؟

چرا در جلسۀ گزارش برنامۀ « گاشربروم یک » در دانشگاه امیرکبیر حاضر نبود تا سؤال­های خود را مطرح کند ؟

چرا در نشست ماهانۀ انجمن کوه­نوردان ایران که به منظور نکوداشت دهمین سال انتشار « مجلۀ کوه » تشکیل شده بود ، در جلسه حاضر می­شود اما چند دقیقه پس از آن­که مدیر مسؤول مجله به روی سکو می­رود ، جلسه را ترک می­کند ؟

پس آن ادعاهای شجاعت را کی و کجا باید شاهد باشیم ؟

بعد از چند صعود اول به قله­های هیمالیا ، طرحی به آقای آقاجانی ارایه می­شود مبنی بر این­که در جلسه­ای از کوه­نوردان دعوت شود تا پس از شنیدن و دیدن خلاصه­ای از تجربیات به­دست­آمده از هیمالیا ، نقطه­نظرها وانتقادها و پیش­نهادهای خود را مطرح کنند ؛ مدتی بعد ، محمود شعاعی فهرستی از کوه­نوردانی که قرار است دعوت شوند تهیه می­کند که در آن تقریباً نام تمام منتقدان و مخالفان فدراسیون به چشم می­خورد ؛ اما برخی با مطلع­شدن از این طرح و خصوصاً آن فهرست ، مخالفت خود را اعلام کرده ، آقاجانی را از اجرای آن منصرف می­کنند ؛ حال فاریابی می­تواند بگوید که نسبت او و برخی دوستانش در موافقت یا مخالفت با این طرح چه بوده­است ؟

کسی که ادعای منتقدبودن دارد و از دیگران انتقاد می­کند ، اگر خودش هم انتقادپذیر نیست لااقل باید تحمل شنیدن انتقاد را داشته­باشد ؛ از نوشته­شدن اولین کامنت خطاب به وی ( 1384/4/31 ) تا نوشته­شدن آخرین کامنت در سرودکوهستان ( 1384/6/25 ) فقط 8 هفته طول کشید و فقط همین مدت را توانست تاب بیاورد ؛ پس از ارسال آخرین کامنت ، فاریابی در حرکتی بچه­گانه و از سر ضعف ، تمام کامنت­های درج­شده در سرودکوهستان با نام بنده را یک­جا و به صورت فله­ای حذف می­کند ، و پستی سراسر خشم و کینه را در این رابطه نثار منتقدش می­کند ( منتقد ادبی !! – 1384/6/25 ) ؛ او حتی حاضر نبود توضیحی در مورد این عمل بَدَوی خود بدهد و مثلاً بگوید در کامنت آخر چه چیزی به نظرش رسیده­است که سبب حذف همۀ کامنت­ها شده­است ؛ وانگهی اگر تحمل آن کامنت نه چندان تندوتیز برایش سخت بوده­است چرا کامنت­های قبلی باید به آتش کین او دچار شوند ؟

نوشته­اید "فاریابی حداقل یک خواستۀ مشخص از مدیریت فدراسیون قبلی داشته و آن کارشناسی رسمی حادثۀ گاشربروم 1 بوده­است وتا امروز هیچ­کس به این خواسته توجهی نکرده­است" ؛ و حالا من می­پرسم : مگر فاریابی کیست که کسی بخواهد به خواستۀ او توجه کند ؟ وقتی او در جلسۀ گزارش شرکت نمی­کند دیگر این ادا و اطوار برای چیست ؟ از نظر شما هرکس که خواسته­ای دارد فدراسیون باید به ساز او برقصد ؟ خواهش می­کنم بر اساس یک نظرسنجی ضعیف و مخدوش ( که البته با وجود ضعف و مخدوش بودن آن ، فقط اقلیتی چنین خواسته­ای داشتند – در این مورد بعداً توضیح بیش­تری خواهم داد ) به بنده نگویید که مثلاً غیر از فاریابی ، شما و چند نفر دیگر هم چنین خواسته­ای دارید ؛ آقای اعتمادفر در جلسۀ گزارش گاشربروم خود ، به این نکته اشاره کرد که در همان نقطه دچار بهمن شده­است و با خوش شانسی در حاشیۀ آن قرار گرفته­ و نجات یافته­است ؛ او حتی عنوان کرد که در بالای آن دیوارۀ 600 متری حتی نمی­توانسته­است تصور حمل مجروح – اوراز و هنرپژوه – را به مخیله­اش خطور دهد ؛ او هم ممکن بود به سرنوشتی مانند اوراز دچار شود ؛ چرا هیچ­کس از ایشان نمی­خواهد که جلسۀ کارشناسی رسمی تشکیل دهد ؟ چرا هیچ­کس از باشگاه دماوند و اعضای غار پراو نمی­خواست که جلسۀ کارشناسی رسمی تشکیل دهند ؟ چرا هیچ­کس از باشگاه آرش نخواست که در مورد حوادث مرگ­بار خود در گذشته جلسۀ کارشناسی رسمی تشکیل دهد ؟ چرا هیچ­کس از انجمن کوه­نوردان ایران و مدیر آن تور آرارات که برگه­های تبلیغی­اش را در نشست­های انجمن پخش می­کند و نیز از محمد نوری نخواست که جلسۀ رسمی برای آن دانشجوی کوه­نورد تشکیل دهند که برای رسیدن به قله او را در دامنۀ کوه رها کردند تا به حال خود یخ بزند ؟ چرا هیچ­کس از انجمن کوه­نوردی دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی نخواست که در مورد مرگ مفت دو دانشجو در دالان­کوه جلسۀ کارشناسی رسمی تشکیل دهند ؟ چرا هیچ­کس از انجمن کوه­نوردی دانشگاه مازندران نخواست که در مورد سقوط آن 3 نفر از صخره­ها در یک برنامۀ همگانی جلسۀ کارشناسی رسمی تشکیل دهند ؟ چرا هیچ­کس از دوستان و هم­نوردان و خواهر مرحوم مهدی ابراهیمی که تا چند ساعت قبل با او بودند نمی­خواهد که جلسۀ کارشناسی رسمی تشکیل دهند به جای آن­که هلال­احمر و فدراسیون و نداشتن جان­پناه در لزون را عامل حادثه معرفی کنند ؟ چرا ... چرا ... و چراهایی دیگر از این قبیل ؛ اگر امروز مرحوم اوراز در میان ما نیست ، لااقل مسؤولیت اشتبا­ه­هایش به عهدۀ خودش بود که سرپرست تیم حمله بوده­است ، اما آیا مسؤولیت مرگ بیش­تر این­هایی که نام­برده­شد ، با خودشان بوده­است ؟ به راستی فاریابی در مورد آقاجانی به دنبال چه چیزی است ؟ خب ایشان که مدتی است با فدراسیون دیگر کاری ندارد و اگر مثلاً فرض کنیم در زمان ریاست فدراسیون مانند هر مسؤول دیگر ، اشتباه­هایی داشته­است ، حالا که دیگر نیست که بخواهد اشتباهش را ادامه دهد ؛ واقعاً با خود اندیشیده­اید که فاریابی به دنبال چه چیزی است ؟


شما را از نزدیک نمی­شناسم اما همین قدر که دورادور در مورد شما شنیده یا دیده­ام کافی است تا حساب شما را از حساب امثال فاریابی جداکنم ؛ بنده تند­ترین انتقاد شما را نسبت به فدراسیون با صد تا از خفیف­ترین اشار­ه­های فاریابی در مورد فدراسیون عوض نمی­کنم ؛ انتظارم هم از شما این است که خودتان را هم­پیالۀ او ندانید ؛ فکر می­کنم فدراسیونی­ها هم اگر انتقادهای شما را ببینند روی آن­ها به­گونۀ دیگری حساب باز می­کنند و با چشمی متفاوت نسبت به آن­چه فاریابی می­بافد ، به آن­ها خواهند نگریست .

« نوشته ی منتقد ادبی در وبلاگ داستان کوه»

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ آبان ۱۳۸٦
    پيام ها    +


انقراض موجودات در پي گرمايش زمين

بنا به نتايج يک تحقيق در مورد رابطه بالا رفتن دماي زمين و موج انقراض هاي گسترده در پانصد ميليون سال گذشته، گرم شدن آب و هواي زمين مي تواند ششمين موج بزرگ انقراض گسترده انواع موجودات زنده را در قرون آتي به دنبال داشته باشد. در هر کدام از پنج موج انقراض گذشته انواع مختلف موجودات، که فقط يکي از آنها باعث از بين رفتن نود و پنج درصد از موجودات زنده شد، مربوط به شروع يک دوره گرمايش زمين مي شود. به گفته «پتر مايهيو»، بالا رفتن دماي زمين در قرن هاي آتي با اثرات گلخانه يي که در گذشته باعث گرم شدن زمين شده بود، قابل مقايسه است. بنا به نظر کارشناسان سازمان ملل در اين زمينه، گرم شدن زمين به نسبت دو دهه پاياني قرن بيستم، تا پايان اين قرن بين 1/1 تا 6/4 درجه سانتيگراد خواهد بود. برخلاف آنچه که هم اکنون مي پندارند که پراکندگي جانوري و گياهي در مناطق استوايي بيشتر است، موجودات بيشتري در دوران سرما نسبت به دوران گرم شدن آب و هوا بر روي زمين زندگي مي کردند. اين تحقيق به علل گرمايش زمين از جمله انفجار يک آتشفشان بزرگ، برخورد يک سيارک، چرخه طبيعي يا فعاليت انسان ها نپرداخته است و فقط تبعات گرمايش زمين را بررسي کرده است.

 

 

 

 

قطر سوراخ لايه ازن کوچک تر شد

آژانس فضانوردی امريکا (ناسا) اعلام کرد قطر سوراخ لايه ازن در بالاي قطب جنوب حدود 16 درصد نسبت به رکورد بالاي سال گذشته کوچک تر شده است. پاول نيومن دانشمند علوم اتمسفريک در ناسا در اين باره گفت؛ قطر سوراخ لايه ازن در اواسط ماه سپتامبر به حداکثر اندازه خود يعني 7/9 ميليون مايل مربع رسيد در حالي که اين رقم در سال قبل 5/11 ميليون مايل مربع بوده است. گرم شدن آب و هواي زمين و توفان هاي بيشتر در سال جاري علت کوچک تر شدن اين سوراخ بوده است.

از : روزنامه اعتماد ۵/۸/۸۶

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ آبان ۱۳۸٦
    پيام ها    +


زمین به سوی فاجعه پیش می رود

 

 

 

 

 

یک گزارش سازمان ملل با موضوع محیط زیست می گوید که زمین به سوی فاجعه پیش می رود مگر آنکه اقدامات فوری صورت گیرد. این مطالعه که توسط صدها دانشمند از سراسر جهان انجام شده، هشدار می دهد که اگر شیوه زندگی بشر همچنان فراتر از توان و ظرفیت طبیعت باشد، بقای او می تواند به خطر افتد.

بنابه این گزارش ٬ ادامه تخریب جهان طبیعی در حال به جا گذاشتن تاثیری منفی بر سلامت، ثروت و عافیت مردم سراسر جهان است. این گزارش تحت عنوان "چشم انداز محیط زیست جهان" می گوید اکثر روندهای کنونی جهان در جهت نادرست حرکت می کند. از میان رفتن پوشش گیاهی جنگل ها، آلودگی، کاهش منابع آب شیرین، افت کیفیت زمین های کشاورزی و صید بی رویه ماهی ها از جمله مشکلات محیط زیست است.

گزارش از : BBC

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٠٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٤ آبان ۱۳۸٦
    پيام ها    +


چالش هاي جديد طبيعت

 

 

 

 

 

« قطره هاي باران يکي يکي به هم پيوستند و جاري شدند. انگار ديگر بدن تنومند درختي نبود تا از جريان سيل آساي قطره هاي باران جلوگيري کند. فاجعه باران مي رفت تا حادثه تلخ يک بلاي طبيعي را به بار آورد، بلاي طبيعي که به دست نامهربان انسان به تصوير کشيده شد، اگر چه در بروز بسياري از بلاياي طبيعي شايد انسان دخالتي نداشته باشد، اما اثرات آن بر زندگي اش باقي خواهد ماند.
ايران به لحاظ حوادث غيرمترقبه جزو 10کشور بلاخيز جهان است که از 40حادثه طبيعي غيرمترقبه بيش از 30مورد آن در ايران رخ مي دهد. ايران تنها يک درصد جمعيت جهان را دارد و حال آن که 6درصد تلفات بلاياي طبيعي جهان به ايران تعلق دارد، اين مساله پرسش اساسي را ايجاد مي کند که براي جلوگيري و کاهش اثرات بلاياي طبيعي چه کرده ايم؟... »

ادامه گزارش در : جام جم آنلاين

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٤ آبان ۱۳۸٦
    پيام ها    +


گزارش صعود K2 در نشست ماهانه ی انجمن کوه نوردان !

 

 

 

 

 

۱ـ اخبار کوه نوردی ايران             مريم مير ميثاقی

۲ـ اخبار کوه نوردی جهان            مينو ضابطيان

۳ـ گزارش هيات مديره                عباس محمدی

۴ـ پذيرائی و استراحت

۵ـ گزارش از صعود K2                کاظم فريديان ( ۱۲۰ دقيقه )

*****************************************

زمان : چهارشنبه ۹ آبان ۱۳۸۶  ساعت ۱۷ تا ۲۰ 

مکان : خيابان ويلا نبش ورشو مـرکز سازمان های غير دولتی

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢ آبان ۱۳۸٦
    پيام ها    +


اورست : کنسرت ستاره های راک !

ركورد برگزاري كنسرت در مرتفع‌ترين نقطه جهان شكسته شد ! شماري از نجات يافتگان سرطان و نوازندگاني از سراسر جهان كنسرتي را در حمايت از بيماران سرطاني در دامنه "کوه اورست" برگزار کردند .

به گزارش خبرگزاري فرانسه از "كاتماندو" پايتخت نپال، "جيمز چيپندال" از بنيانگذران موسسه خيريه "عشق، اميد، نيرو" گفت: گروه ما در تاريخ ‪۲۲‬ اكتبر (‪ ۳۰‬مهر ماه) يك كنسرت موسيقي در كمپ پايگاه اورست در منطقه "كالا پاتار" در ارتفاع ‪ ۵‬هزار و ‪ ۵۵۰‬متري برگزار خواهد كرد. چيپندال گفت: نوازندگاني از آمريكا، انگليس و استراليا در ميان برف و يخ در پاي قله اورست اين كنسرت را اجرا خواهند كرد. در اين گروه ‪ ۴۰‬نوازنده و كوهنورد حضور خواهند داشت كه هشت فرد نجات يافته از بيماري سرطان نيز در بين آنان وجود دارد. درآمد حاصل از اين كنسرت به بيمارستان اصلي درمان بيماران سرطاني در كشور فقير نپال اختصاص مي‌يابد.

ايرنا 

http://www.lovehopestrength.com/everest

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢ آبان ۱۳۸٦
    پيام ها    +


با يقين سنگ !

 

 

 

 

 

 

بر بستر سبزه ها خفته ايم

با يقين سنگ

بر بستر سبزه ها با عشق پيوند نهاده ايم

و با اميدی بی شکست

از بستر سبزه ها

با عشقی به يقين سنگ برخاسته ايم ...

                                   «احمد شاملو»

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ آبان ۱۳۸٦
    پيام ها    +