عکس روز
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
خبرگزاری رویترز
معرفی کتاب : اختراع انزوا !
« اختراع انزوا » اولین اثر پل استر، نویسنده امریکایی، در ایران منتشر شد. این کتاب توسط بابک تبرایی به فارسی ترجمه شده است.پل استر این اثر را طی دو دوره به اتمام رسانده است؛ پاره اول را در سال ۱۹۷۹ میلادی و پس از مرگ پدرش تحریر کرده است و این قست تاملات او درباره مرگ پدرش را شامل شده است. اما این نویسنده پاره دوم این اثر را پس از دو سال یعنی در سال ۱۹۸۱ بعد از جدا شدن از همسرش و زندگی در تنهایی نوشته است. در نهایت این کتاب در سال ۱۹۸۲ تحت عنوان اصلی «The Invention of Solitude» در ایالات متحده منتشر شده است. مترجم این اثر می گوید: استر در «ابداع انزوا» به مفاهیمی چون تنهایی ، انزوا ، شانس و تفاوت این مفاهیم میپردازد . این کتاب در حقیقت در خصوص پروسه نوشتن است. نه مقاله است ،نه رمان و نه پرداختن به زندگی. بلکه پرداختن به مفاهیم متعارف ، توام با تاملات نویسنده است. همچنین در پشت جلد این کتاب جملاتی با این مضمون نقش بسته است: « در اختراع انزوا میتوان ردپای بسیاری از حوادث و شخصیتهای رمانهای استر را پی گرفت. نویسنده در اثر مرگ ناگهانی پدرش، خاطراتش از او را با نگاهی عصبی و گره خورده با مشکلات در دنیای ذهنی و عینیاش روایت میکند و نتیجه آن کتابی میشود که نه رمان است و نه مقاله. چیزی است بینابین با شبکهای از مفاهیمی چون تنهایی، هویت، فرآیند نوشتن و برجستهتر از همه اینها: انزوا »
جاذبه های طبیعی ایران : آبشار چکان !
آبشار چکان در جنوب غربی شهرستان الیگودرز در بخش زز در حوالی شول آباد و در دامنه ارتفاعات کوه الغر و مشرف به روستای منطقه چکان قرار دارد. آبشار چکان یکی از زیباترین و جذابترین آبشارهای لرستان است که پس از طی مسافتی به سمت دشت چکان به آب زیبای داسار و آب دهقادی وصل شده و نهایتا وارد رودخانه زز می شود . این آبشار زیبا و دیدنی از درون غاری مشرف به دامنه چکان به بیرون میجهد، فوران آن دهها متر طول دارد که هر بیننده ای را به وجد می آورد. طول تقریبی آن حدود 3 کیلومتر می باشد و در فصل بهار صدای مهیب آن از فرسنگهای دور شنیده می شود و جلوه ای خاص به منطقه می دهد و علاقمندان زیادی را بسوی خود جلب می کند ... در کنار این آبشار دیدنی پوشش گیاهی و درختانی مانند گردو ،زالزالک ،گلابی ، چنار،کیکم، بید وبلوط طراوتی وصف نشدنی به منطقه داده است ... از مسیرهای ارتباطی ایستگاه راه آهن سفیددشت به روستای شول آباد و دورود به چکان و الیگودرز –شول آباد بهارکار می توان به این آبشار زیبا رسید.
گزارشی از : ایسکانیوز
آغاز فعالیت نخستین پایگاه امداد و نجات کوهستان
نخستین پایگاه امداد و نجات کوهستان از روز سه شنبه (٢٩/۵/٨٧ ) در منطقه توچال تهران آغاز به کار خواهد کرد. مدیرروابط عمومی سازمان آتش نشانی وخدمات ایمنی تهران وحومه روز دوشنبه درگفت وگو با خبرنگار اجتماعی ایرنا با اعلام این خبر افزود: ازفردا نخستین پایگاه امداد ونجات یگان ویژه کوهستان درایستگاه پنجم توچال ، مورد بهره برداری قرار میگیرد. پیشتر در صورت بروز حوادث اکیپهای امدادی از تهران به کوهستان اعزام می شدند . وی اظهارداشت : دراین پایگاه سه تیم ویژه امدادگران کوهستان درسه شیفت کاری فعالیت خواهند کرد. وی با اشاره به شرایط ویژه امدادرسانی کوهستان تاکید کرد: با ایجاد ایستگاه کوهستان ، امدادگران به موقع میتوانند به گرفتاران درمسیرهای مختلف ارتفاعات کوهستان بویژه درفصول پاییز وزمستان کمک کنند.
بهروز تاکید کرد: این ایستگاه امدادرسانی به پیشرفتهترین تجهیزات ویژه امدادرسانی کوهستان مجهز بوده و امدادرسانان میتوانند با امکانات لازم اقدام به عملیات امداد ونجات برای گرفتاران احتمالی کنند. وی تاکید کرد: گروههای امدادکوهستان ، درصورت نیاز ازاین پایگاه به دیگرنقاط کوهستانی پایتخت به منظور کمک رسانی بیشتر به آسیب دیدگان کوهستانهای مختلف اعزام میشوند. وی با بیان اینکه تیم امداد کوهستان اکنون نیزدرسازمان آتش نشانی فعال است خاطرنشان کرد: ازفردا گروه امدادو نجات کوهستان درپایگاه مذکور فعال می شوند.
ایرنا ٢٨/۵/٨٧
رامین شجاعی : نقدی بر حادثه ی نانگاپاربات



آخرین یادداشت رامین شجاعی در وبلاگ داستان کوه ، به نقد و بررسی دقیق و همه جانبه ی حادثه ی پیش آمده در تیم اعزامی باشگاه دماوند به قله ی نانگاپاربات _ که به کشته شدن یکی از اعضای این تیم سامان نعمتی منجر شد _ اختصاص دارد . در قسمت هائی از تحلیل موشکافانه ی او می خوانیم :
« همچون هر حادثه ای این حادثه ناگوار را نیز باید از جهات مختلفی بررسی نمود و باید به سوالاتی از این قبیل پاسخ داد؛ آیا حادثه غیر قابل اجتناب یا قابل پیش گیری بوده است؟ آیا کسی مقصر بوده یا مرتکب اشتباه شده است؟ آیا تنبیهی متوجه خاطیان احتمالی قائل خواهیم بود؟ اما قبل از آن باید به این سوال پاسخ دهیم که آیا اصلا قائل به تاثیر خطای انسانی در حوادث کوهنوردی هستیم یا نه؟...به نظر من یکی از بی پایه ترین استدلال ها برای توجیه حوادث کوهنوردی، طبیعی قلمداد نمودن همه آنهاست...در ورزش پرخظر و حساسی مانند کوهنوردی که کوچکترین اشتباه در محاسبه یا حتی یک لغزش ساده باعث از دست رفتن جان انسانی می شود بررسی و تحلیل حوادث نه تنها حق بازماندگان و جامعه کوهنوردان برای دانستن حقیقت و مواخذه خاطیان است بلکه راهی است جهت پرهیز از تکرار حوادث مشابه...مهمترین سوال این است که حادثه نانگاپاربات درکدام دسته بندی قرار می گیرد؟ آیا حادثه ای غیر قابل اجتناب ازنوع خطرات گریزناپذیر بوده است؟ یا خطای انسانی در آن نقش داشته است؟... در بدترین حالت سرپرست و مسئول فنی تیم با وقوف به حال نامساعد سامان و خطری که متوجه او جهت بازگشت انفرادی بوده است ترجیح داده اند صعود خود را فدای بازگرداندن او نکنند. و در بهترین حالت سرپرست و مسئول فنی گروه فرض کرده اند که سامان به سلامت می تواند به بارگاه بازگردد و تصمیم نامعقولی نگیرد. در این صورت عدم بازگشت سامان به سادگی نشان می دهد که آنها در تشخیص خود کاملا اشتباه کرده اند...به عقیده من تنها به این دلیل که سامان علائم ارتفاع زدگی را نشان داده بود نمی بایست او را به تنهایی بازمی گرداند. زیرا چنانچه شخصی ارتفاع زده شود خطر خیز مغزی یا ریوی بسیار بالا می رود که در این صورت در شرایطی قرار می گیرد که تعادل جسمی یا روانی خود را ممکن است به مقدار خطرناکی از دست بدهد. ارتفاع زدگی باتجربه و بی تجربه نمی شناسد و تحت این شرایط نباید هیچ کسی را تنها گذاشت. اصرار بیش از حد او برای صعود نیز نشانه دیگری بوده است که ممکن است تصمیم صحیحی اتخاذ نکند. بنابراین رها کردن سامان به حال خود یک اشتباه مسلم انسانی و قابل پیشگیری بوده است...نمی توان حادثه ای را تحلیل نمود و ریشه های بروز آن را از نظر دور داشت. راستی چرا در دو برنامه دشواری که فریدیان سرپرستی نموده یا مسئول فنی بوده است چنین حوادث غمباری رخ داده است؟...بسیار قبل از آنکه چهره واقعی فریدیان برایم آشکار شود به این نتیجه رسیده بودم که او صلاحیت سرپرستی برنامه های دشوار را ندارد. در مشاجره ای که بین ما در برنامه برودپیک رخ داد این موضوع را به او گفتم. و اضافه کردم:این بار اگر خون از دماغ کسی بیاید تو فقط اشتباه نکرده ای بلکه کاملا مقصری...به نظر من او صلاحیت ندارد چون از یک طرف از عنصر تشخیص خطرات درکوهنوردی بی بهره است؛ موضوعی که برای یک سرپرست یا مسئول فنی که اولین وظیفه اش حفظ سلامتی نفرات گروه است در درجه اول اهمیت قرا دارد. حوادث کوچک و بزرگ متعددی که برای خود او و نفرات تیمش اتفاق افتاده ناشی از همین موضوع است...از طرف دیگر یکی از مهمترین توانایی های سرپرستی قدرت تشخیص و قضاوت در مورد سطح توانایی روحی و جسمی نفرات گروه است. چنانچه اشاره کردم در بهترین حالت سرپرست و مسئول فنی تیم در تشخیص توانایی سامان اشتباه کردند...موارد دیگری هم هست که اگر آنها را به صورت مجزا در نظر بگیریم نمی توان با اطمینان در مورد آنها نظر داد ولی وقتی تعدادی از وقایع مشابه در شرایط گوناگون را در کنار یکدیگر قرا می دهیم می توانیم به یک نتیجه منطقی دست یابیم. در حادثه غار پراو گروه اول که از غار خارج شد حتی بعد از مدتی طولانی استراحت با اذعان به اینکه توان جسمانی بازگشت به غار را ندارد از کوهنوردان کرمانشاه تقاضای کمک کرد. سوال این است که آیا امکان این نبود که حداقل دو نفر از نفرات قوی تر گروه هر چه زودتر و در ساعت های حساس اولیه حادثه احتمالی، خود را به گروه دوم برسانند و نفر سوم از کوهنوردان کرمانشاه تقاضای کمک کند؟ در برنامه برودپیک فریدیان بعد از صعود قله فرعی حاضر نشد در بارگاه 3 در ارتفاع 7000 متری یک روز دیگر را سپری کند تا حداقل در حد انتقال خبر در صورت بروز حادثه ای برای من، که کاملا به تنهایی اقدام به صعود کرده بودم، فعالیتی انجام دهد. در این برنامه نیز برایم غیر قابل باور است که حداقل دو نفر از 5 نفر صعود کننده توانایی ماندن یک روز دیگر در بارگاه آخر را نداشته اند. آنها شب قبل را در هوای آزاد گذرانده بودند و ساعت چهار بعد از ظهر از بارگاه آخر سرازیر می شوند. چطور احتمال ندادند که ممکن است سامان نیز همچون آنها شب قبل را در هوای آزاد سر کرده و همچنان زنده باشد؟ چطور به این فکر نیفتادند که ممکن است سامان آن شب خود را به بارگاه برساند؟ در همان برنامه برودپیک شاهد بودم کوهنوردی که دچار توهم شده بود بعد از حدود 36 ساعت خروج از بارگاه آخر و در تلاش برای صعود قله در ارتفاعات 7000-8000 متر سرگردان شده بود که در نهایت توسط دوستانش نجات داده شد. به دلایلی که ذکر کردم فریدیان و خانم اسفندیاری قادر نیستند حداقل ایمنی را برای کوهنوردانی که تحت مسئولیت آنها به کوه می روند برآورده کنند و بنابراین صلاحیت چنین مسئولیت هایی را ندارند. کاملا بعید است خود آنها و دوستان سینه چاکشان چنین تصوری داشته باشند اما می پرسم چند نفر دیگر باید قربانی شوند تا آنها به این نتیجه برسند که توانایی مسئولیت پذیری در برنامه های دشوار را ندارند؟ آیا بهتر نیست همچون برنامه کی 2 با تیم های بین المللی به کوه بروند؟ جایی که از اساس هر کس مسئول خود است و مسئولیتی نسبت به دیگری ندارد؟...»
متن کامل نوشتار تحلیلی و دقیق رامین شجاعی در:
وبلاگ داستان کوه http://dastanekouh.blogspot.com
............................................................................
رامین شجاعی: هدایت جریان بر پایه ی دروغ و کژی توسط عباس محمدی !



..
.
« ...آقای عباس محمدی به نام انجمن کوهنوردان بیانیه "سوار بودن بر زورق یقین" را منتشر می نماید. فراموش می کند که تا دیروز از حقوق "قلم به دستان" دفاع می کرده و حال از جایگاه "رئیس" به منتقدین طعنه می زند که "کارگاه نقد و بررسی" راه می اندازند بدون اینکه کوچکترین استدلال یا شاهدی را برای ادعاهای خود ارائه کند. بعید نیست اگر این برخوردها و واکنش های منتقدین وجود نداشت روایت "طوفانی از باران و بهمن و سنگ" را به خوردمان نمی دادند.
متاسفانه عملکرد آقای محمدی در مورد حوادث مشابه گذشته یک علامت سوال بزرگ در مورد صداقت و بی طرفی وی ایجاد می کند. در حادثه دوبرار "بازی عشق و مرگ" را برای توجیه حادثه به کار می برد اما در حادثه گاشربروم I با 180 درجه تغییر موضع کسانی را که کوهنوردان را بدون آموزش های کامل در محیط کوهستان قرار می دهند مسئول و مقصر معرفی می کند. و متاسفانه در این حادثه بار دیگر وظیفه فراموش شده انجمن در دفاع از حقوق کوهنوردان را همچون گذشته فدای عملگرایی و مصلحت اندیشی می کند. آقای محمدی و دیگر عملگرایانی که (حقوق کوهنوردان به کنار) بنیادی ترین حق انسانی یعنی حفاظت از جان آدمی را فدای رشد کوهنوردی مستقل می کنند باید بدانند کوهنوردی مستقل اگر بر پایه های دروغ و کژی استوار شود جز اینکه روز به روز بیشتر به قهقرا رود نتیجه ای به دست نخواهد آورد. »
رامین شجاعی در وبلاگ داستان کوه
http://dastanekouh.blogspot.com
............................................................................................
به رامین شجاعی و با سلام و احترام!
لازم است به عنوان عضوی کوچک از جامعه ی کوه نوردی ایران و همچنین یکی از خوانندگان مطالب و نوشته های وبلاگ های کوه نوردی ٬ تشکر و سپاس خود را از آخرین یادداشت شما در نقد و بررسی دقیق و موشکافانه ی حادثه ی نانگاپاربات اعلام نمایم .
در نوشته ی شما ٬ دو نکته ـ بیش از هر مورد دیگری ـ نظرم را به خود جلب نمود . ۱ـ اشاره ی شما به کاظم فریدیان مبنی بر «...به نظر من او صلاحیت ندارد چون از یک طرف از عنصر تشخیص خطرات درکوهنوردی بی بهره است؛ موضوعی که برای یک سرپرست یا مسئول فنی که اولین وظیفه اش حفظ سلامتی نفرات گروه است در درجه اول اهمیت قرا دارد... » این تشخیص شما ٬ دقیقا و دقیقا همان تشخیص و نظری است که هیئت کارشناسی حادثه ی غار پراو ـ تعیین شده از طرف مدیریت آن زمان باشگاه دماوند (مهر ۸۱ ) ـ در باره ی کاظم فریدیان ارائه نمود و به زودی در همین وبلاگ آن را منتشر خواهم کرد . ۲ـ اشاره ی شما به عباس محمدی و نقد عملکرد او در پیشبرد جریان بر پایه دروغ و کژی و فراموش کردن وظیفه ی دفاع از حقوق کوه نوردان . نوشته اید : عباس محمدی ٬ حقوق کوه نوردان را فدای عمل گرائی و مصلحت اندیشی می کند ... در چند روز گذشته ٬ شاهد بروز وقایع و رویدادهائی بوده ام که به صراحت می تواند تائیدی بر صحت تحلیل و قضاوت شما نسبت به عباس محمدی باشد . شاید در هفته ی آینده بتوانم به صورتی کامل و مفصل به آن اشاره داشته باشم . فقط بدانید که برایم بسیار جالب و حیرت انگیز بود وقتی خواندم از پیشبرد جریانی بر پایه ی دروغ و کژی توسط عباس محمدی نوشته اید و سیر قهقهرائی آن را مورد توجه قرار داده اید زیرا ... درست چند روز پیش از انتشار نوشته ی شما یعنی دقیقا روز سه شنبه و پس از پایان جلسه ی نشست انجمن کوه نوردان و در رابطه با موضوعی خاص (فشار باشگاه دماوند و جلسه ی طولانی مدیر عامل این باشگاه با مدیریت انجمن برای لغو عضویت فرامرز نصیری از انجمن کوه نوردان ایران !! به عبارت دیگر می خواهند بگویند : انجمن کوه نوردان ٬ انجمن همه کوه نوردان نیست !! انجمن کوه نوردانی ست که دماوندی ها و یا آرشی ها می پسندند و انتخاب می کنند!! ) که هم اکنون عباس محمدی در حال پیشبرد آن در انجمن کوه نوردان است همین موضوع را ... اما با کلمات و واژه هائی متفاوت ... به او گفتم . او می گفت : من چاره ای جز قبول فشار دماوندی ها ندارم . باشگاه دماوند ٬ انجمن کوه نوردان را تهدید کرده است که : انجمن یا جای ماست یا جای فرامرز نصیری !! آنها ۱۰ نفر هستند و تو یک نفر . من بین ۱۰ نفر و یک نفر باید آن ۱۰ نفر را انتخاب کنم . حتی اگر بدانم زور می گویند یا ناحق هستند . من باید نگران جریانی باشم که بوجود آورده ام (؟!) و باید فقط آن را مد نظر قرار دهم ... به او گفتم : جریانی که بخواهد بر پایه ی بی وجدانی و بی شرافتی و بی عدالتی و ... شکل بگیرد و یا پیش برده شود همان بهتر که ... دفاع از حقوق کوه نوردان در دیدگاه و بینش فکری عباس محمدی کوچکترین جایگاهی ندارد . امیدوارم بتوانم در هفته ی آینده به صورتی کامل و مفصل به این موضوع بپردازم !
لازم است به عنوان عضوی کوچک از جامعه ی کوه نوردی ایران و همچنین یکی از خوانندگان مطالب و نوشته های وبلاگ های کوه نوردی ٬ تشکر و سپاس خود را از آخرین یادداشت شما در نقد و بررسی دقیق و موشکافانه ی حادثه ی نانگاپاربات اعلام نمایم .
حادثه در جبهه ی غربی دماوند

.
روز جمعه ٢۵ مرداد ٨٧ جبهه ی غربی دماوند شاهد حادثه ای بسیار تلخ و دردناک بود . حادثه ای که به کشته شدن یکی از اعضای گروه کوه نوردی فتح قزوین منجر شد . جزئیات بیشتر حادثه که از سوی افراد حاضر در منطقه برای این وبلاگ ارسال شده است :
« روز جمعه ۲۵ مرداد . جبهه ی غربی دماوند . گروه کوه نوردی بسیج مهدی شهر صعود خود به قله را در شرایط سخت و بسیار نامناسبی _ به لحاظ تخلیه کامل انرژی و خستگی مفرط اعضای گروه _ به انجام می رساند . اعضای این گروه هنگام بازگشت و در مسیر شن اسکی و به دلیل همان خستگی مفرط که به آن اشاره شد کنترل و تسلط لازم را بر حرکات خود نداشته و موجب سرازیر شدن سنگ به مسیرهای زیر دست می شوند . لغزش یکی از سنگ های بزرگ در اثر حرکت غیر اصولی این گروه در مسیر شن اسکی و در ارتفاع ۴٩٠٠ متر به کشته شدن _ درجای _ یکی از اعضای گروه سه نفره کوه نوردی فتح قزوین که به دلیل خستگی صعود را ادامه نداده و در مسیر شن اسکی به استراحت مشغول بود می انجامد ... »
...................
به نظر می رسد نمی توان هرگز پایانی را برای این گونه حوادث تلخ و تراژیک در کوه نوردی ایران متصور شد . حوادث و اتفاقاتی که ریشه در خطاهای انسانی دارد و موجب لطماتی جدی و جبران ناپذیر بر وجهه ی عمومی این ورزش در سرزمین مان گردیده است . در کوه نوردی ایران و در طی نزدیک به هفتاد و پنج سالی که از عمر آن می گذرد ، فقدان آموزش های اولیه و مقدماتی در رابطه با اصول و بنیان های علمی و فنی همچنان حرف اول را می زند . در باره ی این فقدان و ضعف بزرگ باید چه نهادی را مسئول دانست و او را مورد پرسش قرار داد ؟ فدراسیون و گروه ها و باشگاه های کوه نوردی ؟ که نگاه شان به ارتفاعات هشت هزار متری هیمالیا و افتخارات آن خیره مانده است ... و یا انجمن کوه نوردان ؟ که به گذراندن دوره دیواره های بلند و آموزش زبان فرانسه می اندیشد ...
اغلب سرپرستان گروه های کوه نوردی در این سرزمین فاقد آموزش های علمی و فنی لازم در رابطه با این ورزش هستند و می توانند به راحتی ، اجرای هر برنامه را به واقعه ای تلخ و تراژیک راهبری کنند . نکاتی که در همین چند خط گزارش حادثه ی جبهه ی غربی دماوند آمده است به روشنی گویای وضعیت عمومی عقب مانده و تاسف بار کوه نوردی ایران است : اشتباه سرپرست تیم مهدی شهر در اصرار برای صعود به هر قیمت ممکن همه ی اعضای تیم ، عدم توجه جدی این سرپرست به حرکات غیر اصولی و مخاطره آمیز اعضای گروهش در مسیر شن اسکی ، اشتباه بزرگ سرپرست تیم فتح قزوین در انتخاب مسیر شن اسکی برای صعود و باقی گذاشتن یکی از اعضا برای استراحت در این مسیر و ... براستی چه نهادی را در کوه نوردی ایران باید مورد پرسش قرار داد ؟
از برگ های تاریخ کوه نوردی در جهان ...

هشتم می ۱۹۷۸، نقطه عطفی در تاریخ کوه نوردی جهان بود . در این روز راینهولد مسنر ایتالیایی و پتر هابلر اتریشی، بلندترین نقطه کره زمین، قله اورست را بدون ماسک تنفسی فتح کردند. تنها سودایی بزرگ میتواند پاسخگو باشد. روزهشتم ماه مه (19 اردیبهشت)، دو کوه نورد در ارتفاع ۸ هزار و ۸۵۰ متری زمین قرار گرفتند، بدون آنکه از ماسک اکسیژن استفاده کنند. این کار خودکشی بود یا ماجراجویی آگاهانه؟ خودشان نیز بهدرستی نمیتوانستند پاسخ دهند. در این روز، راینهولد مسنر، زاده تیرول جنوبی (ایتالیا) و پتر هابلر اتریشی را تنها یک رشته بههم پیوند میداد: انگیزهای قوی که عاقبت بر ضعف تن فایق آمد. لحظهای شک و لحظهای دیگر یقین مسنر و هابلر را فرا میگرفت. آیا این کار حماقت است یا توصیه عقل سلیم؟ داستان این موج متناوب شک و یقین را ابتدا هابلر و سپس مسنر بازگو میکند: «فشار روانی، بهخصوص بههنگام صعود خیلی زیاد بود. چون ما نمیتوانستیم باور کنیم که آیا واقعا قادریم بدون ماسک اکسیژن، در شرایطی که فشار سهمی اکسیژن یکسوم سطح دریاست، پیش برویم، بدون اینکه بیهوش شده و به زمین بیافتیم.» «هر بار که استراحت میکردیم، این سؤالها در ذهنمان تکرار میشد: آیا هنوز هم عقل کافی داریم؟ آیا این کار مسئولانه است؟»
صدای مسنر در آخرین استراحت طولانی، درست پیش از فتح قله، گواهی مستند بر این حقیقت است که نه تنها تنفس، بلکه تمرکز و تفکر نیز برایش مشکل شده بود: «ما در ۷ هزار، ۵ هزار، ۵۰۰ متری، ما در ۸ هزار و ۵۰۰ متری سطح دریا، در آخرین استراحتگاه هستیم. نسبتا سریع بالا آمدیم. اما هوا بسیار بد است.» سرمای زیر چهل درجه سانتیگراد، زوزه بادهای توفانی. اکثر کوه نوردان حتی با ماسکهای اکسیژن هم تاب چنین شرایطی را نیاورده و بازگشتهاند. اما مسنر و هابلر خیال بازگشت نداشتند. مسنر میگوید: «در آخرین مرحله صعود، بیش از اینکه روی پاهایمان راه برویم، بر روی زانوها و دستهایمان بالا میرفتیم، چارهای نبود وگرنه نمیتوانستیم.» حدود عصر بود که سرانجام مسنر و هابلر به فراز قله اورست رسیدند. زمان، زمان در آغوش گرفتن، ضبط کردن صدا و عکس گرفتن بود. اما هیچ کدام از اینها نمیتوانست احساس آنها را همانطور که مسنر میگوید بازگو کند: «هیچ چیز نمیتواند وضعیت ما را توصیف کند، چرا که به مغزمان خون کافی نمیرسد و همه چیز بسیار کند پیش میرود، نهتنها راه رفتن و صعود کردن، بلکه همه چیز آهسته است، خیلی آهسته. انگار که مغزمان فلج شده.»
مسنر ادامه میدهد: «در همه بدنم آرامش حکمفرماست، مثل کسی نفس میکشم که همه زندگیاش را دویده باشد.» پتر هابلر به هنگام پایین آمدن، سر از پا نمیشناخت. با سرعت هر چه تمامتر به زیر میآمد تا باز به ارتفاعاتی برسد که تنفس در آن راحتتر است. با وجود این، کوه نورد اتریشی تأکید میکند که به همراه همپایش، مسنر، موقعیت را تحت کنترل خود داشتند: «ما کسانی نیستیم که در کمپ اولیه اورست، کرامپون را به کفشهایمان بسته و هوس امتحانکردن به سرمان زده باشد، چرا که قبلا هرگز این کار را نکرده بودیم. ما بسیار آموزش دیده و تمرین کردیم و در پایان هم تنها باید همپای ایدهآل را پیدا میکردیم؛ من راینهولد را انتخاب کردم و او نیز من را.» همانطور که مسنر میگوید، سرانجام او و هابلر نشان دادند که: «قله اورست بدون ماسک اکسیژن هم قابل فتح است.»
از همشهری آنلاین
غار گل زرد



.
برنامه ی دیدار از غار گل زرد روز جمعه ٢۵/۵/٨٧ اجرا شد . با حضور : علیرضا درودیان _ زهرا امامی _ هادی هاشمی _ مهدی هاشمی _ امیر بهروزیان _ مهبد و مهنام پدرام _ آرش شهبازی _ محسن موگوئی _ شکوفه عباس زاده _ هادی امیری _ مریم و مهسا وحیدی نسب _ سپیده اصغری _ بهار رضوی _ مرجان مهرابی _ محمد و محمد امین و محمد رضا صادقی _ فرامرزنصیری(سرپرست)
گروه کوه نوردی دانشگاه شریف

کلاس آموزشی " نقشه خوانی و جهت یابی در کوهستان و آشنائی با کارکرد GPS در طراحی و اجرای برنامه های کوه نوردی " طی روزهای ٢١ و ٢٣ مرداد ٨٧ برای اعضای گروه کوه نوردی دانشگاه شریف برگزار گردید . شرکت کنندگان در این کلاس :
همایون فطرس _ ندا شبان _ مهدی کلاری _ میلاد آقازاده _ امید صحرا دوست _ حسین صنوبر _ ارشیا مقیمی _ سروش طالبی _ صائمه هاشمی _ پگاه جلالی _ بهاره خلیلی _ سحر حدیدی _ محسن کاظم زاده _ جواد شیخی _ مسعود لبانی _ هدی باقری _ الهه فرشادی _ نرگس موسوی _ ناهید منجمی _ زهرا جلیلی _ محمد علویان _ مهدی مدنی _ کمال اخوان _ مجتبی محمودی _ مجتبی عبدی _ رامین ذاکری _ اشین داوودی _ مرضیه کرمی _ میثم تلکو زاده _ زهرا سهراب پور _ سمیرا رضائی _ مجتبی شادمان راد _ آرش آقاقلی زاده
لحظه

.
.
.
.
.
.
.
.
.
به هزار جلوه از راه می رسد
سرانجام
برتر از هر چیز !
راینر ماریا ریلکه
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*عکس از : کلاغ ها...
مجسمههای عاشق در فرهنگ سرای نیاوران
.
.
.
.
نمایشگاه مجسمههای یاسمین سینایی با عنوان عاشقانه در نگارخانه اصلی فرهنگ سرای نیاوران برپا میشود. این نمایشگاه که ساعت 17 جمعه 25 مرداد افتتاح خواهد شد به صورت انفرادی خواهد بود. در این نمایشگاه یاسمین سینایی بیش از 20 مجسمه را در قالب 8 چیده مان به معرض تماشا میگذارد. وی در عاشقانه به موضوع زنان عاشق در طول تاریخ پرداخته است و چه در ساخت و چه در چیدهمان و محیط پیرامون آنها سعی کرده است به شخصیت و یا عاقبتشان اشارتی کند.
سینایی خود درباره این نمایشگاه نوشته است: به دنبال زنان عاشق تاریخ به راه افتادم آنها را در کتابها جستم داستان آنها را از دیگران پرسیدم و از زبان دوست و غریبه شنیدم، در راه داستان این زنان مرا با خود برد رابعه (نخستین شاعر زن عرب) را فهمیدم و شیرین را تحسین کردم در اشعارعاشقانه به دنبال تصاویر زیبا گشتم زنان عاشق گم نام بسیاری را نیز یافتم زنان عاشق را دنبال کردم و رد آنها را در میان اساطیر خدایان باستان پیدا کردم زنانی را یافتم که جانشان را در راه عشق گذاشتند و عاشقانی که جان دیگران را در راه عشق گرفتند آبسال سوخت و زلیخا طرد شد افلیا غرق شد و پاکی او با گل های سپید یکسان شد. آفرودیت عشق به آدونیس را هربهار با شکفتن گلی سرخ رنگ به یادمان میآورد در سفرم به دنبال زنان عاشق، زنان عاشق مشهور زیادی را شناختم و داستان زنانی بی نام و نشان بیشتری را یافتم حاصل این سفر نه تصویر زیبا بود و نه رنگ نه شعر و نه داستان آنچه برایم باقی ماند تنها یک احساس بود تنها عشق بود...
مجسمه های عاشقانۀ یاسمین سینایی تا دوم شهریور 87 در نگارخانه اصلی فرهنگ سرای نیاوران در معرض تماشای عموم قرار خواهد داشت و علاقه مندان می توانند همه روزه از ساعت 10 تا 20 و (روزهای تعطیل 20-14 ) از آن دیدن کنند.
همشهری آنلاین
دوره های برگزار شده ...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
کلاس نقشه خوانی و جهت یابی در کوهستان ( دومین دوره ) برای اعضای باشگاه کوه نوردی اسپیلت... این کلاس در روزهای ۶ و ١٣ مرداد ٨٧ برگزار شد.
................................................................................................
.
.
.
.
.
.
.
.
کلاس نقشه خوانی و جهت یابی در کوهستان ( خصوصی ) برای کوه نوردان آزاد : قدرت اله مشعر پور _ حسین جهانی _ علی رحمتی _ اطهر زارعیان ... این کلاس در ماه تیر برگزار شد .
کلاس آموزشی: نقشه خوانی٬ جهت یابی در کوهستان٬ آشنایی باGPS
.
.
.
.
.
.
.
برگزاری کلاس آموزشی « نقشه خوانی و جهت یابی در کوهستان » شامل : آشنایی با مفاهیم و انواع نقشه های کاربردی در طراحی و اجرای برنامه های کوه نوردی ٬ آشنایی با نقشه های توپوگرافی و نحوه ترسیم کروکی های مناطق کوهستانی ٬ آشنایی با اصول و مفاهیم جهت یابی در کوهستان بوسیله قطب نما و نقشه ٬ همراه با جزوه مربوطه و همچنین آموزش «استفاده از GPS در طراحی و اجرای برنامه های کوه نوردی» .
تلفن های تماس :
2320981 _ 0935
2117562 _0919 فرامرز نصیری
ــ این کلاس آموزشی تاکنون برای : باشگاه کوه نوردی و اسکی دماوند ٬ گروه کوه نوردی کهبد ٬ خانه کوه نوردان تهران ٬ گروه کوه نوردی ایران خود رو ٬ گروه کوه نوردی فراب ٬ گروه کوه نوردی دانشگاه بهشتی ٬ گروه کوه نوردی صنایع دفاع ٬ گروه کوه نوردی سایپا ٬ گروه کوه نوردی دانشکده مکانیک امیر کبیر ٬ انجمن کوه نوردی دانشگاه امیر کبیر ٬ هیئت کوه نوردی اسلامشهر ٬ تعدادی از اعضای هیئت کوه نوردی شهر کرمان ٬ گروه کوه نوردی نمونه ، اعضای باشگاه کوه نوردی اسپیلت و گروه کوه نوردی دانشگاه شریف برگزار شده است .
ـ با تــــوجه به ضرورت و اهمیت این دوره آمــــــــوزشی ٬ جهت افراد و کوه نوردان مستقل در تهران و دیگر شهرهای ایران نیز این کلاس (به صورت خصوصی ) برگزار خواهد شد .
محمود درویش : شاعر عشق و رنج و مقاومت !



بخواب تا رویایت را ادامه دهم
بخواب تا فراموشت کنم
بخواب تا جایگاهم را در ابتدای گندم ، در سرآغاز کشتزار و آغاز زمین از یاد ببرم
بخواب تا بدانم بیش از آنچه دوستت دارم دوستت می دارم
بخواب تا در میان بیشهّ انبوهی از لطیف ترین موها
بر تن آواز کبوتر گام بگذارم
بخواب تا بدانم در کدامین نمک می میرم
ودر کدامین عسل برانگیخته خواهم شد
بخواب تا دستانم را شماره کنم
تا آسمانها و شکل گیاهان را در تو بشمارم
بخواب تا گذرگاهی برای روحم حفر کنم
روحی که از سخنم گریخته و بر زانوانت فرو افتاده است
.............................................................
محمود درویش، شاعر بزرگ فلسطین و جهان عرب، هنرمندى مدرن که با بینشى عمیقاً انسانى بیش از ۴۰ سال در خط مقدم مبارزه براى کسب حقوق از دست رفتهء مردم خویش رزمید و شعرش ورد زبان مردم بود، روز شنبه ۹ اوت ۲۰۰۸ در سن ۶۷ سالگى و در پى سومین عمل جراحى سخت قلب در یکى از بیمارستان هاى آمریکا درگذشت.
.
انجمن کوه نوردان : نمایش فیلم " توفان بر فراز اورست"


.
.
.
.
1- دیدار و پذیرایی * 30 دقیقه
2- نمایش فیلم توفان بر فراز اورست * 105 دقیقه
3- گزارش هیات مدیره * 20 دقیقه
در نشست مرداد ماه انجمن کوهنوردان ایران ، فیلم Storm Over Everest ( با ترجمهی بخشهای مهم فیلم ) نمایش داده خواهد شد و در مورد آن بحث کارشناسی خواهد شد . این فیلم براساس حوادثی که موجب مرگ راب هال ( راهنمای صعودهای تجاری هیمالیا ) و دوازده تن دیگر در اورست شد ، ساخته شده است .
زمان: سه شنبه 22 مرداد ماه 1387 از ساعت:17 تا 20
مکان: خیابان استاد نجات اللهی(ویلا)،نبش چهارراه ورشو، ساختمان تشکل های غیر دولتی، سالن آمفی تئاتر2 خبر از: سایت انجمن کوه نوردان
.....................................................................
با توجه به بحران اخیر برنامه ی نانگاپاربات و کشته شدن یکی از اعضای تیم اعزامی باشگاه دماوند ( سامان نعمتی ) و از آنجا که ممکن است با توجه به مضمون و ماجرای این فیلم ٬ به مفاهیمی مانند « میزان احساس مسئولیت اخلاقی و انسانی در سرپرستان تیم های کوه نوردی و کسب شهرت و افتخار به هر قیمت ممکن و رها کردن اعضای تیم در شرایط بحرانی » اشاره شود ٬ تماشای < توفان بر فراز اورست > را به کلیه ی دوستان کوه نورد و دیگر علاقمندان مسائل کوه نوردی ایران توصیه می کنیم .
لحظه

.
.
.
.
.
.
.
.
.
از بی کرانی ، روشنم.
جوزپه اونگارت تی
.
عکس: هدیه باقری (دماوند جبهه جنوبی _ جمعه ١٨ مرداد ٨٧ )
سبلان : شنای یک کوه نورد زن !
.تراژدی «k2» از زبان نجات یافتگان

.
.
.
.
.
.
تلاش تیمهای امدادی در «کوهستان وحشی» سرانجام منجر به نجات 3 کوه نورد شد. کوه نورد ایتالیایی که با کمک دو کوه نورد اعزامی از کمپ اصلی موفق شد جان خود را نجات دهد به یکی از همنوردانش گفته بود: مطمئناً من قصد تسلیم شدن در برابر این حادثه را ندارم. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از آسوشیتدپرس از اسلام آباد، «ویلکو فن رویخن» یکی از نجات یافتگان هلندی این حادثه وجود چند اشتباه در آماده شدن برای حمله نهایی به قله را علاوه بر بهمن عامل بروز یکی از بدترین حوادث تاریخ کوهستانهای جهان دانست که در جریان آن 11 کوه نورد جان خود را از دست دادند. وی که هم اکنون در بیمارستان برای بهبود سرمازدگیها تحت درمان قرار دارد گفت: همه چیز تا کمپ 4 به خوبی پیش رفت اما از زمان حمله نهایی به قله همه چیز به هم ریخت.
قله «کی 2»، دومین قله بلند جهان بعد از اورست با 8 هزار و 611 متر ارتفاع، در نزدیکی مرز پاکستان و چین است که از لحاظ فنی سختترین قله جهان نام داشته و صعود به آن نیازمند تواناییهای بسیار زیادی در کوه نوردی است. جمعه و در حالی که چند تیم کوه نوردی در منطقه قصد صعود به قله را داشتند سقوط بهمنی یخی در مسیر گردنه صعبالعبور در حدود 350 متری زیر قله و در زمان فرود یکی از تیمها باعث مرگ 11 کوه نورد شد. «فن رویخن» ادامه داد که چندین تیم کوه نوردی از ماه جولای در انتظار بهبود شرایط جوی برای صعود به قله بودند و جمعه با آرام شدن میزان وزش باد تصمیم به صعود گرفتند اما به گفته مقامات تنها حدود 20 نفر موفق به صعود به قله شدند. کوه نورد هلندی 40 ساله اظهار کرد که کارگذاری طنابها توسط بعضی کوه نوردان پیشین در زمان صعود و از جمله کارگاههای ایجاد شده در مسیر گردنه مرگبار دارای اشتباهاتی بوده است. وی گفت: نحوه کارگذاری طنابها ما را شوکه کرد، ما مجبور به تغییر وضعیت بسیاری طنابها بودیم که ساعتهای زیادی وقت ما را گرفت و باعث شد عدهای که اطمینانی به امنیت مسیر نداشتند از صعود منصرف شده و بازگردند. وی گفت افرادی که اقدام به صعود کردند قبل از تاریکی شب به قله رسیدند و سریعترین آنها بلافاصله فرود از گردنه در ارتفاع حدود 8 هزار و 200 متری را آغاز کردند که در این زمان سقوط لایهای یخی باعث بروز حادثه شد که در اثر آن کوه نورد نروژی و 2 شرپای نپالی به پائین پرتاب شدند و تیم همراه وی نیز در تاریکی شب از هم فروپاشید.
وزارت گردشگری پاکستان با انتشار لیست 11 کوه نوردی که به احتمال قریب به یقین جان خود را از دست دادهاند آنها را 3 کوه نورد از کره جنوبی، 2 نپالی، 2 پاکستانی و کوه نوردانی از فرانسه، ایرلند، صربستان و نروژ اعلام کرد. در مسیر صعود نیز و قبل از سقوط بهمن دو نفر سقوط کرده و جان باخته بودند. «فن رویخن» گفت که پس از بهمن مه سفیدی و غلیظی کوهستان را فرا گرفت که دید را بسیار محدود و یافتن مسیر فرود را سخت کرده بود اما وی به رغم اینکه کور برفی شدیدی بر وی غالب شده بود تلاش برای فرود را ادامه میدهد. وی میگوید در راه فرود 3 کوه نورد کره جنوبی را دیده است که پیشنهاد وی برای کمک را رد کردهاند. وی گفت: یکی از کرهایها سر و ته معلق مانده بود و کوه نورد دوم با طناب او را نگه داشته بود اما او هم در حالت شوک قرار داشت. نفر سوم هم همانجا بود و همگی در تلاش برای بقا بودند اما من هم باید زنده میماندم. یکی از مقامات تیم کرهای اعلام کرد مشخص نیست که این 3 نفر همان 3 کشته شده تیم آنها باشند. 2 کوه نورد کرهای دیگر موفق به بازگشت به کمپ اصلی قله «کی 2» در ارتفاع 5 هزار متری شدهاند.
«مارکو کونفورتولا» کوه نورد 37 ساله ایتالیایی است که موفق به فرود تا ارتفاع 6 هزار و 200 متری میشود اما به علت بدی اوضاع جوی امکان امدادرسانی با هلیکوپتر به وی وجود نداشته است و وی مجبور میشود تا فرود را ادامه دهد که یک کوه نورد آمریکایی و یک باربر پاکستانی اعزام شده از کمپ اصلی موفق به یافتن وی شده و در فرود به وی کمک میکنند. سهشنبه صبح این کوه نورد ایتالیایی پس از گذراندن 4 شب در «کوهستان وحشی»، باز هم به کمک کوه نوردان سعی در فرود بیشتر تا ارتفاعی را داشته که هلیکوپتر بتواند وی را به بیمارستان منتقل کند. به علت طوفان امکان پرواز هلیکوپتر تا کمپ اصلی در ارتفاع 5000 متری برای نجات وی وجود نداشته است. خبرگزاری آنسا ایتالیا به نقل از برادر این کوه نورد که با وی از طریق تلفن ماهوارهای تماس داشته است گفت: آن بالا جهنم بود. در زمان فرود در ارتفاع 8 هزار متری به علت ارتفاع زیاد و خستگی شدید، من حتی در میان برف و سرما به خواب رفتم و زمانی که بیدار شدم نمیدانستم کجا هستم. وضع دستانم خوب است اما پاهایم در اثر سرمازدگی سیاه شده است اما میتوانم راه بروم و قصد دارم به کمپ اصلی بروم. «مارکو» در گفتوگو با باشگاه کوه نوردی «اورست - کی 2» در ایتالیا و بر اساس اعلام سایت این باشگاه اظهار کرده بود: من هیچگاه در زندگیم تسلیم نشدهام و مطمئنم که این یک بار را تسلیم نخواهم شد.
«محمد اکرم» ژنرال سابق پاکستانی و از دست اندرکاران عملیات امدادی در مورد این کوه نورد ایتالیایی گفت: پاهای وی به شدت سرمازده شدهاند و از نظر انرژی جسمی وی کاملاً تخلیه شده است و این تنها روح پرقدرت او بوده که جان وی را نجات داده است. به علت سرمازدگی کفشهای وی کاملاً به پاهایش چسبیدهاند و امکان خارج کردن آنها وجود نداشته است. «جرارد مک دانل» کوه نورد 37 ساله، روز جمعه به اولین ایرلندی تبدیل شد که موفق به صعود به «کی 2» میشود اما به احتمال زیاد وی نیز در مسیر فرود جان باخته است. تلفات گزارش شده این حادثه بیشترین تلفات یک حادثه کوهستانی در کوهستان «کی 2» دست کم از سال 1995 تا کنون است. در همین حال خبرگزاری فرانسه گزارش داد که دوشنبه دو کوه نورد هلندی نجات یافته با هلیکوپتر از کمپ اصلی به بیمارستان منتقل شدهاند که این کار تنها با عملیاتی حماسی توسط هلیکوپتر ارتش پاکستان صورت گرفته است. رسانههای نروژی هم خبر دادهاند که «رالف بائه» کوه نورد 33 ساله این کشور در این حادثه جان خود را از دست داده است و این در حالی است که همسر وی با کمک دو کوه نورد نروژی دیگر در تلاش برای فرود از این کوهستان هستند.
اورست : کاهش هزینه ها...

.
مقامات گردشگری نپال بهمنظور جلب توریست های خارجی به کوهستان های این کشور ازجمله اورست در فصل کاهش فعالیت های کوه نوردی ، بهای تسهیلات کوه نوردی این کشور را کاهش دادند.
فراموش کنید . لطفا !!

« ...کشته شدن ویکتوریا کیانی راد ، کشته شدن امیر احمدی ، کشته شدن سامان نعمتی ... نه ! فراموش کنید . اعماق تاریک و سرد غار پراو را فراموش کنید . ارتفاعات سپید و یخ زده نانگاپاربات را فراموش کنید ...
.
.
حالا وقت آن است که به رنگ و بوی دسته های گل و برق مدال ها فکر کنیم !! زنده باد شهرت و افتخار !! زنده باد کاظم فریدیان و لیلا اسفندیاری !! زنده باد فرهنگی که ما در سایه ی بازی با واژه ها و کلمات می سازیم و می خواهیم تاریخ کوه نوردی این سرزمین را با آن شکل دهیم!! ... »
.........................
از مصوبات جلسه ی هم اندیشی (!!) :
در جلسه ای که به منظور هم اندیشی در خصوص وضعیت فعلی تیم نانگاپاربات ... پیرو دعوتنامه ی رسمی ، در محل باشگاه کوه نوردی و اسکی دماوند ( در مورخ ؛ پنج شنبه ، ۳ تیر۱۳۸۷ از ساعت ۱۰ صبح لغایت ۱۳ ) تشکیل شد ، پس ازبحث و تبادل نظر ؛ نتایج زیر حاصل و به تأیید حاضرین رسید: ... به پیشنهاد بازرس فدراسیون -در مراسم استقبال این باشگاه- به آقای «سامان نعمتی » به عنوان ـ عضو پیشرو گروه ـ بازگشاینده ی نانگاپاربات توجه ویژه و پرداخته شود .
از سایت باشگاه دماوند و کوه نوشت عکس از سایت باشگاه دماوند
قله لنین از شیراز قربانی گرفت
بر اساس اطلاعات دریافتی از کوه نوردان اعزامی به قله ی لنین : آقای حسین کبکستانی در کمپ ۲ جان به جان آفرین تسلیم کرد. گزارش دریافتی از آقای شهریار ایزدی سرپرست تیم اعزامی به لنین حاکی است با توجه به اینکه امکان انتقال هوایی زنده یاد حسین کبکستانی از فرودگاه اوش به بیشکک تاکنون به دلیل کوچک بودن خط هوایی آن مسیر برای این منظور فراهم نشده است و بایستی این کار به صورت زمینی انجام گیرد در نتیجه انتقال وی به ایران تنها از طریق پرواز روز پنج شنبه از بیشکک به مقصد مشهد امکان پذیر خواهد شد . البته تلاش برای انتقال هوایی از اوش به بیشکک همچنان ادامه دارد . این گزارش حاکی از آن است شادروان حسین کبکستانی در حین صعود و در کمپ ۴ دچار ارتفاع زدگی شده و به همین دلیل به کمپ ۲ منتقل شده می گردد اما در روز بعد و با توجه به وخامت حال وی تیم امداد اقدام به انتقال ایشان به طرف کمپ ۱ می نماید که متاسفانه در این فاصله جان به خالق هستی می سپارد . گزارش پزشکی که پس از کالبد شکافی روی جسد انجام گرفته بیانگر ادم ریوی نامبرده و در نهایت مرگ وی شده است .
از وبلاگ : گروه کوه نوردی کوهیاران پارس
عکس:اینترنت
حادثه در K2

| منابع خبری در اسلام آباد اعلام کردند که دستکم 9 نفر از کوه نوردان پاکستانی امروز در ارتفاعات " کی 2" جان خود را از دست دادند. | ||||
|
خبرگزاری فرانسه طی خبری کوتاه نوشت: دست کم 9 کوه نورد این کشور (پاکستان) پس از رسیدن به 8611 متری قله "کی2" در رشته کوه های هیمالیا ٬ جان خود را از دست دادند. هیات اعزامی کوه نوردی پاکستان گفته اند که چند تن از کوه نوردان نیز در این حادثه ناپدید شده و اثری از آنها به دست نیامده است. بر اساس این گزارش علت کشته شدن این کوه نوردان سقوط قطعه بزرگ یخ بر سر آنها بوده است. خبرگزاری ایسکانیوز ـ عکس اینترنت |
لحظه

.
.
.
.
.
.
.
.
به آخر می رسید روز ، آهسته ظلمت
رها می کرد همه خاکیان را از ملال روز
و من تنها
آماده ی نبرد ... ( دانته _ دوزخ: سرود دوم )
.
.
* عکس : کلاغ ها ...
زنده باد شهرت و افتخار!!
« در روز یکشنبه 6/5 اعضای تیم فاتح نانگاپاربات به سلامت وارد شهر اسلام آباد شدند. ایشان در طی دوره اقامت خویش در این شهر گواهی نامه صعود خویش به قله را دریافت خواهند کرد وضمن اقدامات لازم جهت دریافت بلیط پرواز به تهران از جاذبه های توریستی و اجتماعی پاکستان دیدار خواهند داشت... سایت باشگاه دماوند »
عباس محمدی : از زورق یقین تا تخته پاره ی سردرگمی!!
پس از گذشت بیش از ده روز از بحران ناپدید شدن کوه نورد ایرانی در نانگاپاربات ، سرانجام دیروز ( دوشنبه ٧/مرداد/٨٧ ) توانستیم شاهد انعکاس این حادثه در سایت اینترنتی انجمن کوه نوردان ایران باشیم . البته پیش از این نیز ، سایت اینترنتی انجمن _ تحت مسئولیت محمود بهادری _ با انفعال در قبال اتفاقات و رویدادهای _ حتی روزمره ی _ کوه نوردی ایران ، موقعیت خود را به عنوان یکی از ضعیف ترین و بی خاصیت ترین بخش های ساختاری انجمن به نمایش گذاشته بود و هیچگاه نسبت به آن انتظار و توقع چندانی از سوی اعضای انجمن و یا دیگر افراد جامعه ی کوه نوردی وجود نداشت . اما رویدادهای یکی دو هفته اخیر، روشنگر نکات قابل توجه و جالبی از رفتار تشکیلاتی و عملکرد مسئول سایت _ محمود بهادری _ بود که نشان می داد افرادی که در موقعیت های مدیریتی و کلیدی انجمن کوه نوردان ایران _ مثلا هیئت مدیره _ قرار می گیرند نباید لزوما دارای مواضع و رفتارهائی در جهت اهداف اصلی این تشکل ، یعنی نمایندگی علایق و خواسته های ورزشی مشترک کوه نوردان باشند و می توانند از امکانات و موقعیت هائی که وجود دارد به نفع خواست ها و تمایلات شخصی نیز بهره برداری کنند !!
یک سوال ساده : چرا خبر صعود نانگاپاربات توسط تیم باشگاه دماوند ، در سریع ترین زمان ممکن ( روز شنبه ) در سایت انجمن قرار می گیرد و انواع تبریکات و شادباش ها نثار اعضای تیم و باشگاه دماوند و شرکت حامی می شود اما ... و این اما فقط یک سوال ساده است ... طی ده روز بعدی ٬ کوچکترین اشاره ای _ حتی در حد یک خبر ساده و بی طرفانه و بدون نقد و بررسی _ به حادثه ی رخ داده شده و مفقود شدن یک کوه نورد ایرانی و احتمالا مرگ او و ... نمی شود ؟ چرا ؟ و چرا حتی در متن خبر صعود تیم و پیام تبریک نیز هیچ اشاره ای به مفقود شدن سامان نعمتی ( روز شنبه که خبر در سایت انجمن قرار گرفت ، بحران وارد مرحله ای جدی و مشخص شده بود ) وجود ندارد ؟ آیا محمود بهادری و عباس محمدی حق دارند از سایت اینترنتی انجمن کوه نوردان ( به عنوان یک امکان و یک موقعیت ) در جهت دیدگاه های شخصی و تمایلات تشکیلاتی و گروهی خود استفاده کنند و با رفتار گزینشی و جهت دار ، وجهه ی عمومی تشکیلات انجمن کوه نوردان را لکه دار نمایند؟
و سرانجام دیروز ، پس از گذشت بیش از ده روز از حادثه ی نانگاپاربات ، سایت انجمن نسبت به این رویداد تکان دهنده در کوه نوردی ایران از خود واکنش نشان داد . و چه واکنشی !! با توجه به آن زمینه قبلی _ که در بالا ذکر شد _ شما انتظار دارید این واکنش از چه مضمون و محتوائی برخوردار باشد ؟ بله . مشخص است : حمله و ریشخند و تمسخر و محکوم کردن تمام کسانی که در روزهای اخیر در مقابل شیوه نادرست و غیر شفاف اطلاع رسانی دماوندی ها از خود واکنش نشان داده بودند . از دیدگاه عباس محمدی ( این عضو قدیمی و کهنه کار گروه کوه نوردان آرش )برای انتشار اخبار و روایت هائی با تناقضات آشکار در باره چگونگی حادثه از سوی سایت تبلیغاتی گروه اعزامی و باشگاه دماوند هیچ منع و اشکالی را نمی توان تصور کرد اما به یقین(!!) هر گونه مخالفت و نقد و بررسی و اظهار نظر و تلاش برای روشنگری در باره ی این تناقضات و ... « تفسیر به رای ، فرصت یابی برای تسویه ی حساب های کهنه به روش « گزک گرفتن » ، نوعی شادمانی شیطنت بار از این که باز حادثه ای رخ داده و می توان با استناد به آن « دشمن » را کوبید ، و خلاصه سخن پردازی های سطحی و کم مطالعه ... » است !! بله . هر چه عیب و ایراد و اشکال هست فقط مال آن طرفی های غیر خودی است !! و این طرفی ها _ که بهرحال باید از خودمان بدانیم شان و ادامه ی تسلط خود را در انجمن به حمایت و پشتیبانی آنان مدیون هستیم !! _ ... و راستش را بخواهید اصلا در باره ی این طرفی ها حرفی برای گفتن نداریم ... به واقع هیچ وقت نداشته ایم !!
از دیدگاه عباس محمدی و دیگر یاران آرشی اش در انجمن کوه نوردان ، برای زمینه سازی و پیشاپیش مقصر جلوه دادن سامان نعمتی ( قربانی حادثه ی نانگاپاربات ) در سایت تبلیغاتی دماوندی ها ( این طرفی های خودی !) : « ... می توانیم سامان را درک کنیم هرچند به هیچ وجه تاییدش نمی کنیم؛ به عشق رسیدن به قله کار بسیار خطرناکی کرده است.شرایط بسیار دشوار است اما ناامید نشویم و همچنان همه با هم یکدل دعا کنیم که هم نورد حساس اما بسیار پرتوان ما سامان ،معجزه وار ا ین تجربه و سرسختی ِ لجو جانه را پشت سر بگذارد...» هیچ منع و اشکالی را نمی توان تصور کرد اما به یقین (!!) هر گونه مخالفت و واکنش و اظهار نظر نسبت به این رفتار غیر اخلاقی و ناجوانمردانه : « تفسیر به رای ، فرصت یابی برای تسویه ی حساب های کهنه به روش « گزک گرفتن » ، نوعی شادمانی شیطنت بار از این که باز حادثه ای رخ داده و می توان با استناد به آن « دشمن » را کوبید ، و خلاصه سخن پردازی های سطحی و کم مطالعه ... » است !! و نکته ی جالب _ و البته مضحک _ در باره ی عباس محمدی این که: با وجود صدور این همه احکام قطعی و محکم و قاطع در رد و نفی و محکومیت آن طرفی ها ( غیر خودی ها ) خود را نشسته بر زورق یقین نمی داند !! وجدان و شرف و عدالت و شجاعت این دبیر آرشی انجمن کوه نوردان ایران را می بینید ؟!
از مضمون سطحی و کم مایه و جهت دار نوشته ی عباس محمدی که بگذریم ٬ انتشار آن در صفحه ی اول سایت اینترنتی انجمن می تواند روشنگر نکته ای دیگر هم باشد : وضعیت به شدت نابسامان و از هم گسیخته ی انجمن کوه نوردان به لحاظ کار و ساختار تشکیلاتی ! بنا به اصول و مفاهیم کار تشکیلاتی ٬ سایت اینترنتی ٬ نشریه و ... در هر گروه و سازمانی باید جایگاه انتشار مواضع رسمی آن گروه و سازمان باشد . اما عباس محمدی ـ که به نظر می رسد به عنوان مدیر عامل انجمن کوه نوردان تصمیم گرفته است این تشکل را به روش قبیله ای اداره کند ـ کوچکترین اعتقادی به هیچکدام از این اصول و مفاهیم ندارد !! برای او اساسا هیئت مدیره مفهومی ندارد . برای او اساسا کار با روش دمکراتیک و تصمیم های جمعی مفهومی ندارد . او خود را در نقش رئیس قبیله ای می بیند که حق دارد ( مثلا ) از سایت اینترنتی انجمن و درست مانند یک وبلاگ شخصی ـ و بدون اطلاع و یا تائید هیئت مدیره ـ به عنوان ابزاری برای بیان مواضع و عقاید شخصی اش استفاده کند !! و به یقین ٬ برای عباس محمدی و در یک روش کار قبیله ای ٬ هیئت مدیره ای مطلوب و ایده آل است که مطیع ٬ بدون نظر و منفعل باشد و اگر عضوی در این هیئت مدیره ٬ واجد این خصوصیات نبود و یا به عبارت بهتر همانند استخوانی در گلویمان گیر کرده بود و خدشه بر آن آرامش حضور همیشگی و مسلط و اکثریتی مان وارد آورده بود ... آنگاه و با توجه به وضعیت آشفته ای که وجود دارد می توانیم با انواع فشارها و ترفندها و روش ها و ... فضائی را برایش به وجود آوریم که تنفس برایش غیر ممکن شود و نتواند به هیچ راه حلی به جز استعفا فکر کند !! کافی ست وضعیت هیئت مدیره های اخیر را به لحاظ حضور کوه نوردان مستقل ( عظیمی ٬ بهره ور ٬ عنبری و ... ) و میزان مقاومت و در نهایت کناره گیری شان از همکاری و کار در انجمن ٬ مورد بررسی قرار دهید !
و این گونه است که یک عضو هیئت مدیره انجمن ( عباس ثابتیان ) که از دیدگاه دبیر آرشی و دوستان هم باشگاهی اش نمی تواند واجد خصوصیات گفته شده باشد ٬ در صفحه اول سایت اینترنتی مورد حمله قرار می گیرد و با او بابت نگاه منتقدانه اش و به تاوان آن تسویه حساب می شود : « در ماجرای گم شدن چند کوه نورد و کوه گرد در جنگل المستان هم که در روزهای 19 و 20 تیر رخ داد (و انجمن توانست 4-3 ساعت پس از اطلاع از جریان ، گروه های جستجو را به منطقه بفرستد) کناره گیری از مشارکت حداقلی در عملیات جستجو از سوی کسانی که با وجود شناخت خوب از منطقه هیچ تمایلی به راهنمایی و حضور در جریان از خود نشان ندادند ( وسپس سخن پردازی های کم مایه ) دیده شد ... » و فقط کافی ست صحبتی کوتاه با عباس ثابتیان داشته باشید تا به دروغ های گفته شده ی عباس محمدی و در این چهار خط نوشته پی ببرید !
و نکته ی آخر : عباس محمدی و دیگر یاران آرشی اش برای تداوم حضور مسلط و اکثریتی شان بر ارکان کلیدی و مدیریتی انجمن ٬ چاره ای ندارند جز آنکه گاهی بر زورق یقین سوار باشند و گاهی بر تخته پاره ی سردرگمی دست و پا بزنند !! خط مشی و سیاست های عباس محمدی و دیگر یاران آرشی اش در انجمن کوه نوردان فاقد هر گونه طرح مشخص و برنامه ریزی شده ای است و شاید دلیل سیر نزولی عملکرد این تشکیلات در کوه نوردی ایران ٬ و طی سالیان اخیر ٬ همین موضوع باشد .
کاوه کاشفی : تیم اعزامی مجوز نداشت !!
کاوه کاشفی، یکی از اعضای باشگاه کوه نوردی و اسکی دماوند و سرپرست هیئت کوه نوردی استان تهران ، امروز در مصاحبه با ایرنا و در پاسخ به این پرسش که : آیا هیات تهران در جریان این صعود بوده یا نه؟ گفت: « این صعود با اطلاع هیات کوه نوردی تهران صورت گرفته اما بدون مجوز بوده و مسئولیت این قضیه بر عهده خود گروه و شرکت حامی میباشد» ( وبلاگ کوه نوشت )
کاوه کاشفی که به نظر می رسد با این موضع گیری حیرت انگیز ( به عنوان یک دماوندی ) در صدد گونه ای زمینه سازی برای تبرئه ی تشکیلات هیئت کوه نوردی استان تهران در بحران به وجود آمده از حادثه ی نانگاپاربات و پیامد های احتمالی آن ( برکناری اش از مسئولیت سرپرستی ) بوده است با طرح مسئله ی فقدان مجوز برای تیم نانگاپاربات ، معضل جدیدی را برای مدیران باشگاه دماوند ، تیم اعزامی و شرکت حامی رقم زده است که عواقب و نشانه های تاثیر گذار خود را در صورت پیگیری های مسئله در مراجع قضائی نشان خواهد داد . بیش از ١٠ روز از حادثه ی گم شدن و مرگ ؟ سامان نعمتی در نانگاپاربات می گذرد و هنوز چگونگی و ابعاد ماجرا برای هیچکس روشن نیست . با وجود بازگشت تیم به بیس کمپ و تماس های مکرری که به راحتی و با سهولت می تواند با سرپرست و دیگر اعضای تیم صورت گیرد ، هنوز هیچ عکسی از مراحل صعود و خبری کامل تر و دقیق تر از چگونگی حادثه منتشر نشده است . در وضعیت نامشخص فعلی ، مدیران و مسئولان باشگاه دماوند بیش از دیگران دچار سردرگمی و آشفتگی شده اند . از خلق روایت های متناقض تا موضع گیری هائی که به آن اشاره شد !! و البته ، تصمیم برای روزهائی که در پیش است ...
آیا آنان با احترام به وضعیت خانواده سامان نعمتی و افکار عمومی جامعه کوه نوردی ایران٬ باید به ایجاد فضائی آرام و مناسب برای برخوردی منطقی با حادثه ی بوجود آمده و تحلیلی عمیق و ریشه ای در باره ی وضعیت باشگاه شان ـ که طی زمانی کمتر از ۱۳ سال ٬ چهار کشته به کوه نوردی ایران تقدیم (!!) کرده است ـ فکر کنند یا با گونه ای دهن کجی آشکار به آن شرایطی که ذکرش رفت هم چنان بر طبل تبلیغات پوشالی بکوبند و بر ویرانه های خاطره ی سامان نعمتی _ و ویکتوریا کیانی راد و امیر احمدی و امیر رضا امیر امینی _ جشن های پیروزی و سالگرد و ... بگیرند و با واژه هائی مانند اسطوره و حماسه و نقطه ی عطف و ... ( که فقط خودشان نثار خودشان می کنند!!) دیوار افتخارات کاذب باشگاه شان را هر چه بالاتر ببرند ؟!
آیا مدیران باشگاه دماوند _ با توجه به سرگیجه ای که به آن دچار شده اند _ توان تشخیص و انتخاب تصمیم درست را خواهند داشت ؟
به یاد برف و شقایق و آفتاب !


..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
دیگر هرگز برف ها را نخواهید دید .
دیگر هرگز شقایق ها را نخواهید دید .
دیگر هرگز آفتاب را نخواهید دید .
. ـــــــــــــــــــــــــ . . گرامی باد یاد و خاطره ویکتوریا کیانی راد ، امیر احمدی و سامان نعمتی
شما خود...
برف و شقایق و آفتاب شده اید !
باشگاه دماوند : سرگیجه در خلق روایت حادثه !!

این روزها باشگاه دماوندی ها دیگر نمی دانند باید چه چیزی را تائید و چه چیزی را تکذیب کنند !! برای ارائه ی یک روایت بی نقص و موجه از حادثه ی نانگاپاربات به چنان سرگیجه ای دچار شده اند که دیگر ذهن شان توان سنجش و تحلیل در باره ی پیوند منطقی میان اتفاقات و رویدادها را از دست داده است :
مژگان خلیلی ( همسر سهند عقدائی ) و مسئول سایت تبلیغاتی تیم اعزامی به نانگاپاربات _ که به نظر می رسد نمی خواهد در فهم سطح فرهنگ و شعور مخاطبین خود و افکار عمومی جامعه ی کوه نوردی ایران نشانه های مثبتی از خود بروز دهد !! _ در گفت و گو با لیلی خرسند ( خبرنگار روزنامه اعتماد ملی ) جزئیات حادثه ی مفقود شدن و احتمالا مرگ سامان نعمتی را بیان می کند و با فاصله ی کمی پس از انتشار _ و با روشن شدن تناقضات _ مدیران باشگاه دماوند با ارسال جوابیه ای روزنامه ی اعتماد ملی را متهم به نشر اکاذیب می کنند !! و برآشفته که : ... این توضیحات برای چاپ در روزنامه ارائه نشده بود!!
نکته ی جالبی که در جوابیه ی ارسالی دماوندی ها به روزنامه اعتماد ملی به چشم می خورد ، وجود همان تناقضات قبلی _ اما این بار به شکلی مضحک تر _ در روایت حادثه است ... از این ساعت به بعد باد و بارش که از دو، سه ساعت قبل شروع شده بود شدت میگیرد. سامان وقتی میبیند همه در حال بازگشت هستند به موازات بقیه شروع میکند به پایین آمدن، ظاهرا بسیار ناراحت بوده از اینکه زمان لازم برای صعود قله را از دست داده است و سعی میکرده با فاصله 20 دقیقهای از سایر افراد تیم حرکت کند و افراد تیم 50 متر با او فاصله داشتهاند و تا حرکت خود را تند میکردهاند او هم تندتر میرفته است. آفیسر شرکت در گزارش خود ثبت کرده است که سامان موقع پایین آمدن راهش را کج کرده و به سمت مسیر صخرهای رفته است و افراد تیم او را ندیدهاند، گویا قصد داشته شب را گذرانده و فردا به قله صعود کند و... مدیران باشگاه دماوند یا خوانندگان این اخبار و نوشته ها را احمق و کور فرض کرده اند یا خود به دلیل همان سرگیجه ای که در بالا به آن اشاره شد به حماقت و کوری دچار شده اند : با آغاز بازگشت تیم از قله ، هم باد و بارش شدت گرفته است و هم افسر شرکت مربوطه از بیس کمپ تمامی حرکات تیم و سامان نعمتی را رصد کرده است !! تمام این دست و پا زدن ها برای این است که می خواهند بگویند _ و ثابت کنند _ در مفقود شدن سامان نعمتی ٬ فقط و فقط و فقط خود او مقصر است و کوچکترین مسئولیتی متوجه قهرمانان (!) تیم اعزامی شان نیست . آنها فعلا در باره ی علت ترک سریع کمپ ۴ و سرازیر شدن به طرف کمپ ٣ و رها کردن سامان در آن شرایط بحرانی و نامشخص ، هیچ روایتی برای ارائه ندارند !!
.
« اعتماد ملی: بعد از انتشار گزارش <یک کوهنورد ایرانی در قله نانگاپاربات ناپدید شد> در تاریخ 2 مرداد، باشگاه کوهنوردی و اسکی دماوند با ارسال جوابیهای مدعی شد بخشی از مطالب مندرج در این گزارش کذب بوده است. سامان نعمتی که قرار بود به همراه تیم کوهنوردی باشگاه دماوند به قله نانگاپاربات صعود کند، پنجشنبه دو هفته پیش ناپدید شد. اعتماد ملی در گزارش خود توضیحات مژگان خلیلی، مسوول روابط عمومی این باشگاه برای ارسال اخبار تیم نانگاپاربات را منعکس کرده بود. خلیلی و باشگاه دماوند، معترض هستند که این توضیحات برای چاپ در روزنامه ارائه نشده بود. باشگاه دماوند گزارش کاملی از صعود تیم به نانگاپاربات را به عنوان جوابیه به اعتماد ملی ارسال کرده است. بخشی از این جوابیه که به اعتراضات باشگاه دماوند به گزارش مذکور مربوط میشود در زیر میآید: حوالی ساعت 10 صبح بوده که سامان نعمتی برخلاف تلاش و قدرت بدنی بالایی که تا این مرحله برنامه داشته دچار علائم ارتفاعزدگی میشود. سرپرست از سامان میخواهد که برگردد پایین اما او قبول نمیکند. کمی دیگر ادامه میدهند. یک بار کاظم فریدیان و یک بار احسان پرتوینیا داوطلب میشوند که از صعود صرفنظر و همراه سامان برگردند پایین اما سامان باز تسلیم نمیشود. تیم یک ساعت دست از حرکت برمیدارد و بنا میشود که همه با هم برگردند پایین. هوا هنوز خوب و روشن بوده و برای رسیدن به کمپ چهار کاملا مساعد... سامان بالاخره تسلیم میشود و قبول میکند برگردد کمپ چهار به شرطی که تیم به حرکت خود ادامه دهد. وقتی اعضای تیم به سمت قله حرکت میکنند و از سامان به اندازه کافی فاصله میگیرند متوجه میشوند که سامان دارد آرامآرام صعود میکند. اما با مکث و ایستهای طولانی... کاظم فریدیان و سهند عقدایی ساعت 16 عصر؛ حسین ابوالحسنی و احسان پرتوینیا و لیلا اسفندیاری بین 30/16 دقیقه الی 17 روی قله میایستند... از این ساعت به بعد باد و بارش که از دو، سه ساعت قبل شروع شده بود شدت میگیرد. سامان وقتی میبیند همه در حال بازگشت هستند به موازات بقیه شروع میکند به پایین آمدن، ظاهرا بسیار ناراحت بوده از اینکه زمان لازم برای صعود قله را از دست داده است و سعی میکرده با فاصله 20 دقیقهای از سایر افراد تیم حرکت کند و افراد تیم 50 متر با او فاصله داشتهاند و تا حرکت خود را تند میکردهاند او هم تندتر میرفته است. آفیسر شرکت در گزارش خود ثبت کرده است که سامان موقع پایین آمدن راهش را کج کرده و به سمت مسیر صخرهای رفته است و افراد تیم او را ندیدهاند، گویا قصد داشته شب را گذرانده و فردا به قله صعود کند و... تیم ساعت 5 صبح به چادر میرسد اما سامان نمیآید »
منتقد ادبی : افشای دروغ ها و تناقض های راویان بحران نانگاپاربات

متن زیر نوشته ی منتقد ادبی بوده و در بخش پیام های وبلاگ کوه نوشت ( حسین رضائی ) منتشر شده است :
.
1 - نزدیک به 8 شبانهروز از حادثه – و بهتر است بگوییم : بحران – نانگاپاربات میگذرد ؛ اما همچنان انتظارمان برای « اصلاح و تغییر رویۀ اطلاعرسانی ِ» بهکارگرفتهشده توسط مسؤولان باشگاه دماوند ، بیهوده مینماید و دیگر برایمان مسلم شده است که با وجود بهرهگیری از امکانات متعدد ارتباطی و تعدد تماسها ، آنها با انتشار اخبار غیردقیق ، ناقص ، ضدونقیض ، قطرهچکانی ، و احساسی ، در پی انحراف و فریب افکار عمومی – بهخصوص جامعۀ کوهنوردی ایران – ، لاپوشانی و پنهانکاری مسایل و بحرانهای پیشآمده در برنامه ، و دادن امیدهای واهی هستند ؛
.
2 - پایگاه اینترنتی « ستیزهجویان ایرانی » ( ایرینین چلنجرز ) که قرار بودهاست کار اطلاعرسانی اولین تلاش ایرانی برای صعود قلۀ نانگاپاربات را بر عهده گیرد و آن را پوشش دهد ، هماکنون تفاوت چندانی با خبرگزاریها و روزنامهها و نشریات عامهپسند که در آن افراد غیرمتخصص و ناآشنا به کوهنوردی ، اخباری را در زمینۀ این رشتۀ ورزشی منتشر میکنند ، ندارد ؛ و از سوی دیگر ، برخی مطالب احساسی ، و پسوپیشبودن و پرشهای اطلاعاتی در متن گزارشها و اخبار ، آن را بیشتر به دفترچۀ خاطرات دختران دبیرستانی تبدیل کردهاست تا یک پایگاه اطلاعرسانی ؛ بهراستی در یک باشگاه کوهنوردی با سابقۀ چندینوچندساله ، هیچ فرد دیگری که اطلاعات حداقلی از هیمالیا داشته باشد یا لااقل تا حدودی با کوهنوردی جدی آشنایی داشتهباشد پیدا نمیشود که چنین فرد یا افرادی به چنین مسؤولیتهایی گمارده میشوند ؟ یا اینکه این روند ، یک حرکت کاملاً حسابشده و کنترلشده است تا چنین افرادی در چنین موقعیتهایی قرار گیرند ؟
.
3 - درحالیکه هنوز سرنوشت « سامان نعمتی » در هالهای از ابهام قرار دارد و خانواده ، اقوام ، دوستان ، آشنایان ، و همشهریها و قاطبۀ کوهنوردان با نگرانی و تشویش و دلهره ، چشمبهراه و منتظر دریافت خبری مبنی بر سلامتی وی هستند ، مسؤولان باشگاه دماوند و پایگاه مزبور با بیتوجهی به شرایط و بیاعتنایی نسبت به این مسأله ، همچنان نوار چشمکزن "شادباش و هزاران تبریک ..." را در بالای صفحۀ پایگاه خود حفظ کردهاند ؛ چنین عملی درست مانند این است که شما در یک جمع ماتمزده یا در یک مجلس ختم ، موفقیت فردی ( مثلاً قبولشدن وی در کنکور ) را در حضور صاحبان عزا و خانواده و نزدیکان فرد متوفی ، تبریک و شادباش بگویید ؛ حقیقتاً به اعضای خانواده و نزدیکان « سامان نعمتی » هنگام بازدید از این پایگاه چه حالی دست میدهد ؟ آیا آنها میتوانند از اتفاقی که برای سامان پیش آمده است و از سرنوشت نامعلوم و مبهم او ، « شاد » باشند ؟ اگر به جای « سامان » ، یکی از اعضای باشگاه دماوند – عقدایی ، فریدیان ، ابوالحسنی ، اسفندیاری – در وضعیت وی قرار داشت ، آیا بازهم شاهد چنین رفتاری از سوی دماوندیها بودیم ؟ مسؤولان باشگاه دماوند نمیتوانند از عهدۀ درک این مسألۀ ساده و پیشپاافتاده برآیند که چنین برخوردی نوعی « دهانکجی » به نزدیکان فرد مفقود محسوب میشود ؟ نمیدانیم ، شاید هم بحران پیشآمده در برنامه ، عمیقتر و وسیعتر از آن چیزی است که اظهار شده است و میخواهند با چنین روشهایی روحیۀ خود و اطرافیان را حفظ کنند ، توجه همگان را از عمق و وسعت بحران پیشآمده به سمت موفقیت بهدستآمده منحرف کنند ، و در نهایت ، ماجرای ناپدیدشدن « سامان » را زیر سایۀ این موفقیت ، کمرنگ ، بیاهمیت ، مسألهای جدا و حاشیهای ، و بیارتباط با دیگر اعضای تیم جلوه دهند ؛
.
4 - روز پنجشنبه 1387/4/27 ، در خبر شمارۀ 19 پایگاه « ستیزهجویان ایرانی » ، صعود قله اعلام میشود ؛
فردای آن روز یعنی جمعه ، در خبر 20 بر اساس « گزارش اولیۀ دریافتی » میخوانیم :
>> کاظم و سهند ساعت 16 عصر ؛حسین و احسان و لیلا بین 16:30 الی 17 روی قله می ایستند... از این ساعت به بعد باد و بارش که از دو سه ساعت قبل شروع شده بوده شدت می گیرد ( بعد از ساعت 16:30 ارتباط ما هم با تیم قطع شد و براساس گزارش پشتیبانی در بیس کمپ بی سیم ها هم قطع شده بودند.) <<
همانگونه که میبینید مطابق این بند ، روز پنجشنبه ارتباط تلفنی از تهران با تیم و نیز ارتباط بیسیمی تیم با بیسکمپ بعد از ساعت 16:30 قطع شده است ؛ علت آن هم خرابی هوا عنوان شده است که با توجه به این بند و نیز قسمتهای دیگری از همین گزارش ، رفتهرفته بر شدت آن هم افزوده شده است ؛ بنابراین روشن است که خبر 19 یعنی همان خبر اولیۀ صعود ، بر اساس اطلاعاتی است که قبل از این ساعت بهدست آمده است ؛ دقت کنید که تا این ساعت ، فقط فریدیان و عقدایی روی قله قرارگرفتهاند و بقیه هنوز به قله نرسیدهاند ؛ مطابق روال معمول ، تماس تلفنی بین عقدایی – که حالا روی قله قرار دارد – و فردی در تهران برقرار میشود و صعود قله و وضعیت دیگر افراد تیم اعلام میشود ؛ سه نفر بعدی در فاصلۀ بسیار نزدیکی از قله قرار دارند و سامان از حدود 300 متر پایینتر از قله بازگشته است ؛ به همین دلیل است که در خبر اولیۀ روز پنجشنبه یعنی خبر 19 و همچنین در پست < یادداشت روز صعود > آن پایگاه که در همان روز پنجشنبه و 2 پست بعد از خبر 19 درج شده است ، در مورد آنها میخوانیم :
>> کاظم فریدیان، سهند عقدایی، حسین ابوالحسنی، لیلا اسفندیاری،احسان پرتوی نیا موفق شدند بعد از بیست و پنج روز تلاش ِ حساب شده بر فراز نانگاپاربات بایستند <<
>> گفتنی است که سامان نعمتی از ارتفاع 7800 متری برگشته است <<
>> هزاران آفرین بر ایثار و تواضع سامان نعمتی که شاید احساس کرده باشد حضورش پایین تر ازقله پررنگ تر است تا بر فراز آن ... <<
اما ناگهان ظرف کمتر از 24 ساعت – و پس از اطلاع از ناپدیدشدن « سامان نعمتی » – ، با درج « گزارش اولیۀ دریافتی » در خبر 20 در روز جمعه و نیز پست < اخبار ستاد پشتیبانی > در روز شنبه ، دیگر نه از آن "ایــثــار" « سامان نعمتی » خبری است ، نه از آن "تــواضــع" ، و نه از "بــرگــشــت" داوطلبانه و "هزارانآفرین"برانگیز وی از ارتفاع 7800 متری ؛ بلکه با انسانی متمرد و سرسخت و لجوج و پیمانشکن و درعینحال عاشق و حساس مواجه هستیم که با حدوث افت توان و کاهش سرعت صعود ، برای بازگشت بسیار سخت تصمیم میگیرد ، خواستۀ سرپرست را مبنی بر "برگشت" قبول نمیکند ، انصراف داوطلبانۀ 2 نفر از اعضای تیم او را تسلیم نمیکند ، بعد از آنکه بنا میشود همه با هم برگردند بالاخره به شرط صعود بقیه تسلیم میشود اما وقتی تیم به اندازۀ کافی فاصله میگیرد ، قولش را زیر پا میگذارد و ... و علاوه بر اینها ، در همان حال که به سبک فیلمهای هندی او را درک میکنند ، بههیچوجه تأییدش نمیکنند و تمام مسؤولیت عواقب حادثه را به گردن خودش میاندازند :
>> حوالی ساعت 10 صبح بوده که سامان نعمتی برخلاف تلاش و قدرت بدنی بالایی که تا این مرحله ی برنامه داشته دچار علائم ارتفاع زدگی و خواب آلودگی می شود، سرپرست از سامان می خواهد که برگردد پایین اما او قبول نمی کند کمی دیگر ادامه می دهند یک بار کاظم و یک بار احسان داوطلب می شوند که از صعود صرف نظر و همراه سامان برگردند پایین اما سامان باز تسلیم نمی شود تیم یک ساعت دست از حرکت بر می دارد و بنا می شود که همه با هم برگردند پایین، هوا هنوز خوب و روشن بوده و برای رسیدن به کمپ چهار کاملا مساعد... سامان بالاخره تسلیم می شود و قبول می کند برگردد کمپ چهار به شرطی که تیم به حرکت خود ادامه دهد. وقتی اعضای تیم به سمت قله حرکت می کنند و از سامان به اندازه ی کافی فاصله می گیرند متوجه می شوند که سامان برخلاف قولش دارد آرام آرام صعود می کند اما با مکث و ایست ها ی طولانی ... << – ( خبر 20 – جمعه )
>> تصمیم برای بازگشت بسیار سخت است آن هم در مسیر رسیدن به قله ی سختی مثل نانگاپاربات وقتی همه چیز این قدر حساب شده و دقیق پیش رفته بوده... در تمام مراحل صعود سامان قوی وسرحال بوده و نفر اول ... با قدرت طناب ها را بیرون کشیده ... با انگیزه جلو رفته... و دست آخر درست روز موعود روز بدشانسی اش... چیزی که اصلا انتظارش را ندارد... هر چه می طلبد... امید واری و پافشاری می کند ... قله به این کوه نورد عاشق " نه " می گوید. << – ( اخبار ستاد پشتیبانی – شنبه )
>> می توانیم سامان را درک کنیم هرچند به هیچ وجه تاییدش نمی کنیم؛ به عشق رسیدن به قله کار بسیار خطرناکی کرده است.
شرایط بسیار دشوار است اما ناامید نشویم و همچنان همه با هم یکدل دعا کنیم که هم نورد حساس اما بسیار پرتوان ما سامان ،معجزه وار ا ین تجربه و سرسختی ِ لجو جانه را پشت سر بگذارد. << – ( اخبار ستاد پشتیبانی – شنبه )
.
5 - در ادامه در همان خبر 20 میخوانیم :
>> سامان وقتی می بیند همه در حال بازگشت هستند به موازات بقیه شروع می کند به پایین آمدن، ظاهرا بسیار ناراحت بوده از این که به علت سرعت کم، زمانِ لازم برای صعود قله را از دست داده است و سعی می کرده با فاصله ی 20 دقیقه ای از سایر افراد تیم حرکت کند و گویا قصد داشته از تیم جدا شود؛ شب را بیواک و روز بعد قله را صعود کندکه با توجه به گزارش های هواشناسی این کار بسیار خطرناک است. <<
اگر فرض کنیم چنین گزارشی صحیح است ، سؤال این است که چرا باید « سامان نعمتی » هنگام بازگشت ، "به موازات" بقیه پایین بیاید و با فاصلۀ 20 دقیقهای از سایر افراد تیم حرکت کند ؟
هرچند که در ادامه سعی شده است با حدس و گمان و با استفاده از عبارتهای تردیدآمیز و غیردقیقی همچون "ظاهراً" و "گویا" ، علت این کار را به قصد شبمانی ( بیواک ) وی و صعود قله در روز بعد نسبت دهند اما این پرسش مطرح میشود که مگر فرد ارتفاعزده و خوابآلوده – آنهم در ارتفاعی بین 7200 تا 7800 متر – که از یک طرف حال مناسبی ندارد ، از طرف دیگر بنابر دانش و تجربه میداند که بهترین و مؤثرترین درمان برای ارتفاعزدگی ، کمکردن ارتفاع است ، از سویی وضعیت هوا را – که از حدود ساعت 14 دارای باد و بارش بودهاست و رفتهرفته بدتر هم میشده است – میبیند ، و در عینحال امکانات مناسب شبمانی را هم ندارد ، میتواند به شبمانی در آن ارتفاع ، با آن شرایط هوا ، با آن امکانات ، و با آن وضعیت بدنی "به قصد صعود قله" در روز بعد فکر کند ؟
اگر کسی هنگام صعود تا آن حد متمرد است که میتواند در "هوای خوب و روشن" نظر خود را به سرپرست و سایر اعضای تیم تحمیل کند ، چه دلیلی دارد که در هوای نامساعد و رو به تاریکی ، "به موازات بقیه پایین بیاید و با فاصلۀ 20 دقیقهای از سایر افراد حرکت کند" ؟ مگر همراه تیم حرکت کردن و پایینآمدن در همان مسیری که بقیه پایین میآمدهاند ، مانعی بر سر راه این فرد متمرد به منظور شبمانی ایجاد میکردهاست ؟
نکتۀ قابلتوجه در این قسمت این است که هیچ کدام از اعضای تیم – از جمله سرپرست و مسؤول فنی تیم – ، از قصد و تصمیم « سامان نعمتی » آگاه نیستند ؛ آنها حتی چنین وانمود میکنند که علت بافاصله و یا ( به گفتۀ خودشان : ) بهموازات پایینآمدن او را بهطور دقیق نمیدانند ؛ آیا آنها از انجام یک پرسش و پاسخ ساده عاجز بودند ؟ آیا بین « سامان نعمتی » و سرپرست یا دیگر اعضای تیم مسألهای پیش آمده بوده است که آنها حتی با یکدیگر گفتوگو نمیکردهاند ؟ تا از وضعیت و قصد همدیگر مطلع شوند ؟ آیا بافاصله و بهموازات پایینآمدن « سامان نعمتی » به همین دلیل بوده است ؟
آیا هیچ وسیلۀ ارتباطیای در اختیار « سامان نعمتی » بوده است ؟ اگر فرض کنیم قرار بوده است شبمانی کند و فردا صعود کند ، با چه وسیلهای باید احوال و موقعیت خود را به سایر اعضای تیم یا بیسکمپ اطلاع میداده است ؟ با بیسیمی که پس از ناپدیدشدنش ، برایش در کمپ 4 جا گذاشتهاند ؟ :
>> افراد تیم یک چادر با تجهیزات و بی سیم و مواد غذایی در محل کمپ 4 جا گذاشته اند << – ( خبر 20 – جمعه )
.
6 - باز در خبر 20 میخوانیم :
>> با تاریکی هوا بر شدت باد و کولاک هم افزوده شده و شرایط بسیار دشوار و خطرناکی را برای اعضای تیم رقم زده است به طوری که کاظم و احسان رفته اند دنبال پیدا کردن چادر ها و با وجود جی پی اس و داشتن جهت، ساعت 2 بعد از نیمه شب موفق شده اند به محل کمپ چهار برسند و سایر افراد را خبر کنند. بالاخره ساعت 5 صبح سهند و لیلا و حسین که هر کدام شب سختی را با بیواک در هوای بسیار بد گذرانده اند به چادرها می رسند اما سامان نمی آید. <<
همانگونه که میبینید هوا ، تاریک و بر شدت باد و کولاک افزوده شده و دید آنقدر کاهش پیدا کرده است که مجبور شده اند در آن "شرایط بسیار دشوار و خطرناک" با جیپیاس و با جستوجوی فراوان ، مکان کمپ 4 را پیدا کنند ؛ ابتدا 2 نفر برای جستوجوی کمپ 4 از بقیۀ تیم جدا شدهاند ؛ سایر افراد تیم ، در انتظار یافتن کمپ 4 توسط 2 نفر اول ، مجبور به شبمانی سختی در هوای بسیار بد شدهاند ؛ سپس 2 نفر اول که به کمپ 4 رسیدهاند به سایر افراد خبر دادهاند تا آنها به سمت کمپ بیایند ؛ 3 نفر بعدی راه کمپ 4 در پیش گرفتهاند اما وقتی به چادرها رسیدهاند تازه یادشان افتاده است که نفر ششمی هم در کار بوده است که حالا در بین آنها نیست ؛
سؤال این است که هنگام شبمانی اجباری آن 3 نفر ، « سامان نعمتی » کجا بوده است ؟ آیا وقتی 2 نفر اول سایر افراد را خبر میکنند ، « سامان نعمتی » هم باخبر شده است ؟ آیا وقتی آن 3 نفر شروع به حرکت میکنند متوجه بودهاند که « سامان نعمتی » در نزدیکیشان هست یا نیست ؟ اگر سامان در نزدیکیشان بوده و همراه آنها – و مثلاً با فاصله – شروع به پایینآمدن کرده است چرا او را به حال خود رها کردهاند تا در کمپ 4 و در ساعت 5 صبح متوجه فقدان وی شوند ؟ و اگر در نزدیکیشان نبوده است چه زمانی موضوع ناپدیدشدن وی را به بیسکمپ و شرکت طرف قرارداد خبر دادهاند ؟
.
7 - در حالی که هوای روز پنجشنبه مطابق خبر 20 ، از اواسط روز { حوالی ساعت 14 } رو به خرابی گذاشته و کمکم بر شدت آن افزوده شده است :
>> تا اواسط روز باد سرعت چندانی نداشته است و از آن به بعد کم کم هوا رو به خرابی گذاشته و بارش شروع شده است ... <<
>> کاظم و سهند ساعت 16 عصر ؛حسین و احسان و لیلا بین 16:30 الی 17 روی قله می ایستند... از این ساعت به بعد باد و بارش که از دو سه ساعت قبل شروع شده بوده شدت می گیرد <<
>> با تاریکی هوا بر شدت باد و کولاک هم افزوده شده و شرایط بسیار دشوار و خطرناکی را برای اعضای تیم رقم زده است <<
>> سهند و لیلا و حسین که هر کدام شب سختی را با بیواک در هوای بسیار بد گذرانده اند <<
ناگهان در پست < اخبار ستاد پشتیبانی > ، یک پست بعد از خبر 22 که در روز شنبه در این پایگاه درج شد ، میخوانیم :
>> میرغنی مطمئن است که روز پنج شنبه وقتی همه داشتند از قله پایین می آمده اند حول و حوش ساعت 19 سامان را با دوربین دیده که از مسیر و تیم جدا شده و به سمت راست رفته است. <<
آیا با وجود هوای خراب در آن موقع از روز – ساعت 19 – میتوان با دوربین – آن هم از بیسکمپ – کسی یا کسانی را پایینتر از قله دید و حتی موقعیت آنها را نسبت به یکدیگر با این میزان از دقت تشخیص داد ؟
.
8 - در حالی که خرابی هوای روز پنجشنبه تا اواخر روز بعد یعنی جمعه – به استناد خبر 20 – ادامه داشته است :
>> افراد تا ساعت 16 { جمعه } به وقت پاکستان در کمپ 4 منتظر سامان مانده اند و در هوای بسیار خراب دنبال رد پا یا خبری از او <<
>> با هماهنگی هایی که از طرف سرپرست با بیس کمپ انجام شده است با وجود هوای خراب، دو باربر ارتفاع ماموریت پیدا کرده اند <<
>> متاسفانه امشب { – جمعه – } به علت نامساعد بودن هوا،هلی کوپتر قادر است تا ارتفاع 6000 متری پرواز کند <<
بازهم ناگهان در خبر 21 و پست < اخبار ستاد پشتیبانی > ( 2 پست بعد از خبر 21 ) در روز شنبه ، این وضعیت ، یعنی دادن امیدهای واهی و متناقض با گزارشهای قبلی ، مجدداً و اینبار بهصورتی دیگر تکرار میشود :
>> به گزارش محمد نوروزی و سایر افراد مستقر در بیس کمپ نانگاپاربات دیشب { – جمعه – } ساعت 9شب، نور چراغ پیشانی سامان را از بیس کمپ درحال حرکت دیده اند. تاساعت 2 بعد از نیمه شب هم حرکت سامان قابل تشخیص بوده... <<
>> امروز { – شنبه – } صبح وقتی هوا خوب بود میرغنی جای پای تازه را روی برف ها می دید درست همان جایی که دیشب { – جمعه – } سامان داشته پایین می آمده... <<
بدین ترتیب و بهخصوص از این گزارش آخری میآموزیم که هوای خراب نه تنها جای پا را پر نمیکند بلکه آن را به صورتی تر و "تازه" حفظ میکند ، آنچنان که صبح روز بعد بتوان "تازگی" آن را با دوربین از بیسکمپ – که بیش از 3000 متر با محل جای پا اختلاف ارتفاع دارد – تشخیص داد ؛
.
9 - در خبر 20 در روز جمعه آمده بود :
>> با هماهنگی هایی که از طرف سرپرست با بیس کمپ انجام شده است با وجود هوای خراب { روز جمعه } ، دو باربر ارتفاع ماموریت پیدا کرده اند با تجهیزات کامل برای کمک به سامان به سمت کمپ های بالا حرکت کنند تا بتوانند فردا { – شنبه – } خود را به کمپ 4 برسانند. خوشبختانه فردا { – شنبه – } هوا کمی آرام می گیرد و صبح زود هلی کوپتر با همراهی محمد نوروزی از بیس کمپ گشت زنی را آغاز خواهد کرد متاسفانه امشب { – جمعه – } به علت نامساعد بودن هوا،هلی کوپتر قادر است تا ارتفاع 6000 متری پرواز کند <<
فردا یعنی روز شنبه – با هوای نسبتاً خوبش تا عصر – میآید :
>> امروز { – شنبه – } صبح وقتی هوا خوب بود میرغنی جای پای تازه را روی برف ها می دید << – ( اخبار ستاد پشتیبانی )
>> طی گزارش بعدی از محمد نوروزی و تایید میر غنی (آفیسر تیم) و نماینده شرکت ای تی پی از بیس کمپ، ساعت 7 بعد از ظهر امروز شنبه هم گویا سامان در سمت راست کمپ 4 و در ارتفاع 7200 متری در حال کندن اتاق برفی توسط دوربین مشاهده شده و قصد شب مانی دیگری را در آن ارتفاع دارد << – ( خبر 21 )
>> امشب { – شنبه – } هوا از عصر تا به این لحظه( ساعت 3 بامداد یکشنبه) در بیس کمپ کاملا ابری و کیپ است << – ( اخبار ستاد پشتیبانی )
اما نه تنها از آن 2 باربر ارتفاع – که گفته میشد با هماهنگی سرپرست با بیسکمپ مأمور شده بودند ، با وجود هوای خراب روز جمعه به سمت کمپهای بالاتر حرکت کنند تا خود را روز شنبه به کمپ 4 برسانند – خبری نیست :
>> شرکت ای تی پی(شرکت طرف قراردادِ تیم) قبول کرده بود که ....... و دو باربر ارتفاع برای امداد و نجات ارسال کند << – ( خبر 21 – شنبه )
>> تیم یا باربر حرفه ای که مورد تایید شرکت بوده و بتواند امداد رسانی کند در بیس کمپ نانگاپاربات حضور ندارد << – ( اخبار ستاد پشتیبانی – شنبه )
>> در نهایت ماحصل تلاش 16 ساعته ی امروز { – شنبه – } ما به این جا رسید که؛ فردا { – یکشنبه – } صبح یک هلی کوپتر چهار نفر (سه باربرارتفاع و یک کوه نورد اسکاتلندی ) را از اسکاردو بر داشته و در کمپ 1 پیاده کند آن هم فقط در صورتی که هوا هم در اسکاردو و هم در نانگاپاربات خوب باشد << – ( اخبار ستاد پشتیبانی )
بلکه از هلیکوپتری هم که بهدلیل نامساعدبودن هوای جمعه شب ، پرواز خود را در انتظار هوای مساعد به تعویق انداخته بود و قرار بود صبح زود روز شنبه ، گشتزنی را آغاز کند ، نشانی نیست :
>> شرکت ای تی پی(شرکت طرف قراردادِ تیم) قبول کرده بود که یک هلیکوپتر و ....... برای امداد و نجات ارسال کند که بعد از بررسی اعلام کرد از آنجایی که در مسیر این قله ارتفاع 6000 متری قابلیت نشستن و فرود ندارد و تا امروز، عملیات امداد و نجات هوابرد در این مسیر سابقه نداشته است، به علت مسئله ی ایمنی هلی کوپتر و سرنشینان، امداد رسانی از این طریق کماکان در هاله ابهام است << – ( خبر 21 – شنبه )
>> اما مسئله ی ایمنی هلی کو پتر و شرایط پرواز آن در پاکستان تنها چیزی بود که فکرش را نمی کردیم. گفتند به هیچ عنوان هلی کوپتر از ارتفاع 6000 متری بیشتر نمی تواند پرواز کند آن هم فقط درهوای خوب. که با صخره ای بودن نانگاپاربات در این ارتفاع و خطرناک بودن پرواز برای هلی کوپتر امداد رسانی از این طریق فقط تا کمپ 1 ممکن می شود << – ( اخبار ستاد پشتیبانی – شنبه )
در واقع در خبر 20 در روز جمعه ، قراردادهای کتبی ( با فرض موجود بودن ) و وعدههای شفاهی ِ ( با فرض داده شدن ) در شهر یا بیسکمپ ، و هنوز عملی نشده را به عنوان خبر و گزارش آغاز عملیات امداد و نجات ، به خورد افکار عمومی ، خانواده ، اقوام و دوستان فرد ناپدیدشده میدهند ؛
.
10 - مطابق خبر 20 ، افراد تیم از ساعت 30 دقیقۀ بامداد روز پنجشنبه تا ساعت 5 بامداد روز جمعه برای صعود قله و بازگشت به کمپ 4 در حال فعالیت بودهاند و 3 نفر از 5 نفر بازمانده حتی شبمانی سختی را در هوای بسیار خراب داشتهاند :
>> ساعت 00:30 بامداد پنجشنبه حرکت خود را به سمت قله آغاز کزده اند <<
>> بالاخره ساعت 5 صبح سهند و لیلا و حسین که هر کدام شب سختی را با بیواک در هوای بسیار بد گذرانده اند به چادرها می رسند <<
بنابراین ، مدت فعالیت ممتد آنها ( با احتساب توقفها و استراحتها و ... ) در ارتفاعی بین 7200 تا 8126 متر ، بیش از 28 ساعت بوده که حدود نیمی از آن هم در هوای خراب بوده است ؛ کوهنوردانی که در داخل کشور به کارهای جدی و سخت میپردازند و به عنوان مثال تجربۀ یک فعالیت حداکثر 20 ساعته را در ارتفاعات حدود 4000 یا 5000 متری داشتهاند ، خوب میدانند که پس از این مدت فعالیت و در این ارتفاع ، افت شدید قوای جسمی و توان روحی و کاهش سطح هوشیاری ، استراحتی چند ساعته را طلب میکند تا اندکی از نیرو و تمرکز تحلیلرفته بازیابی شود ، چه رسد به فعالیتی حدود 28 ساعته آن هم در ارتفاع بالای 7200 متر ؛ اما مسؤولان پایگاه در همان خبر 20 ، استراحت چندین ساعتۀ تیم خسته و فرسوده و احتمالاً دستپاچه و عصبی را در کمپ 4 و در هوای بسیار خراب ، به پای "انتظار برای سامان" مینویسند و روغن ریخته را نذر امامزاده میکنند :
>> افراد تا ساعت 16 به وقت پاکستان در کمپ 4 منتظر سامان مانده اند و در هوای بسیار خراب دنبال رد پا یا خبری از او ، اما در نهایت ساعت 16:30 به وقت پاکستان به سمت کمپ 3 حر کت کرده اند. <<
. >> با آمدن تیم امداد برای نجات سامان { ؟ } ، روحیه ی افراد تیم بالا رفته است << – ( خبر 24 – یکشنبه ) . 12 - پس از آنکه 2 نفر ایتالیایی در مسیر دیگری از نانگاپاربات گرفتار میشوند ، حکایت تکراری « دادن امیدهای واهی » برای نجات « سامان نعمتی » – و این بار بهصورتیکه با کارت تیم امداد مربوط به ایتالیاییها هم بازی میکنند – شدت بیشتری میگیرد :
>> ارتباط ما با کمپ امداد و نجات ایتالیایی ها در حال برقراری است. این ارتباط هم از طریق آلمان و هم از طریق آقای مهران کریمی درحال پی گیری است. هنوز اخباری مبنی بر رسیدن ایتالیایی ها روی یال کینشوفر به دست مان نرسیده است. << – ( خبر 29 – سهشنبه )
11 - از روز جمعه 28 تیرماه که ناپدیدشدن « سامان نعمتی » در خبر 20 اعلام میشود تا این لحظه ، مطابق تمام اخبار و گزارشهای پایگاه ، جهتگیری عملیات امدادونجات ، یافتن و کمکرسانی به « سامان نعمتی » نشان داده و وانمود میشود ؛ حال آنکه بهتدریج در روزهای بعد درمییابیم که تیم بازمانده ، اگرچه نه به اندازۀ « سامان نعمتی » ، اما تا حدود زیادی خود نیازمند نجات و امدادرسانی است :
>> افراد تیم در کمپ 2 بسیار خسته هستند و چادرشان را باد همراه با مواد غذایی و گاز از جا کنده و برده است << – ( خبر 22 – شنبه )
>> آن ها بعد از یک شب مانی در کمپ 3 امروز به کمپ 2 آمدند اما بعد از یک ساعت تلاش روی ابتدای مسیر کمپ 2 به 1 مجبور به بازگشت به کمپ 2 شدند مسیر یخ زده است و کشیدن طناب ها از زیر یخ نیاز به زمان و انرژی زیادی دارد << – ( خبر 22 – شنبه )
>> امشب را بدون امکانات در کمپ 2 سر خواهند کرد << – ( خبر 22 – شنبه )
>> بروس و یک باربر ارتفاع خودشان را به پای دیواره ی کین شوفر رسانده اند و به اعضای تیم برای بیرون کشیدن طناب ها از زیر یخچال کمک می کنند << – ( خبر 24 – یکشنبه )
>> میرغنی و چند باربر ارتفاع برای استقبال از تیم به کمپ 1 رفته اند و سوپ و آب ولرم آماده کرده اند << – ( خبر 24 – یکشنبه )
>>اعضای تیم بعد از استراحت و توقف در کمپ 1 به بیس کمپ خواهند آمد. << – ( خبر 24 – یکشنبه )
همچنین ، پس از رسیدن – یا بهتر است بگوییم : رساندن – تیم بازمانده به بیسکمپ در یکشنبه 30 تیرماه :
>> اعضای تیم ساعت 20:30 دقیقه به وقت تهران در شرایط بد جوی همراه با بارش برف و ریزش سنگ به بیس کمپ رسیدند. << – ( خبر 26 – یکشنبه )
در ستون سمت راست پایگاه و در بخش « پیامهای کوتاه » – که پیامها را به صورت متحرک به نمایش درمیآوَرَد – ، پیام فردی را با نام « نزدیکان » ، در آغازین ساعات بامداد روز بعد مشاهده میکنیم ( به جملههای ابتدای این پیام توجه کنید ) :
>> تیمی که به بیس کمپ رسیده حالشون به صورتی بوده که به زور قدم بر می داشتند.حال آنهایی که می گفتند سامان رو تنها گذاشتند بیایند و حرفی بزنند !! سامان طبق گفته ها خوبه برفی رو به موازات کمپ 4 بر پا کرده وتا 24 پیش رد پاههایی ازش دیده می شد که اون حوال بود.که از اون موقع تا الان خبری از رد پا ها نیست.در ضمن هوا نانگا دیشب بسیار بد تر از همیشه بوده.برای سامان عزیز دعا کنیم.در مورد امکانات کمپ 4 باید بگم که اونجا همه امکانات براش فراهم شده.غذا و بیسیم و باتری اضافه و اگه برسه به اونجا و اگه خودش بخواد می تونه با گروه تماس بر قرار کنه.برایش دعا کنید << – ( دوشنبه 31 تیر 1387 – ساعت 03:34 )
هرچند که در خبرهای بعدی سعی میشود موضوع امدادرسانی به تیم بازمانده پنهان شود و چنین وانمود شود که گروه امدادونجات کاری به کار تیم بازمانده نداشته و فقط برای نجات « سامان نعمتی » خود را به پای دیوارۀ کینشوفر رسانده و به علت خرابی هوا مجبور به بازگشت شده است :
>> باربرهایی که دیروز { – یکشنبه – } همراه با بروس ؛ با هلی کوپتر به کمپ اصلی رسیده بودند همان روز ،صعود خود را شروع کردند ولی به علت ریزش مدام برف و باران و خطر سقوط بهمن مجبور شدند به کمپ اصی برگردند. << – ( خبر 27 – دوشنبه )
>> اما خبر مهم دیگر این که هلی کوپتر دوم که برای امداد به دو ایتالیایی که در جبهه ی راخیوت گرفتار شده اند پرواز کرده بود موفق نشد آن ها را در ارتفاع پیاده کند و به اسکاردو برگشت و اعلام کرد امداد رسانی از این راه امکان پذیر نیست و حالا این هلی کو پتر که حامل چهار باربرارتفاع ِحرفه ای است قرار است یک بار دیگر پرواز کند و امدادگران را در بیس کمپ نانگاپاربات پیاده کند تا آن ها هم از مسیر کین شوفر کوه نوردی کنند و خودشان را به ایتالیایی ها برسانند. یکی از این باربرها نصار حسین معروف است که ماه گذشته همراه با آلمانی ها، قله را صعود کرده است. به این ترتیب 9 امدادگر قوی امشب عملیات نجات را آغاز خواهند کرد. << – ( خبر 25 – یکشنبه )
در حالی که مطابق آخرین جملۀ خبر فوق ، با چنان قطعیتی از آغاز عملیات نجات – آنهم توسط امدادگران قوی – در یکشنبه شب صحبت میشود ، درست در همان روز یکشنبه و در خبر بعدی ، پس از آنکه امدادرسانی به تیم بازمانده به پایان میرسد و آنها به بیسکمپ میرسند ، میخوانیم :
>> متاسفانه اقدامات تیم امداد { به منظور کمک به « سامان نعمتی » } به علت خرابی هوا و احتمال شدید ریزش بهمن فعلا متوقف شده است. << – ( خبر 26 – یکشنبه )
همچنین ( در توصیف امدادگران قوی در آخرین جملۀ خبر فوق ) :
>> مضاف بر این که این دو نفر باربر کسانی نیستند که مورد نظر تیم بودند و اصولا وسایل و توان لازم را برای صعود ندارند. << – ( خبر 27 – دوشنبه )
13 - از روز دوشنبه 31 تیرماه ، کار پایگاه اطلاعرسانی ، پوشش برجستۀ اخبار مربوط به ایتالیاییها و امیدبستن به کسانی است که خودشان در وضعیت بسیار بد روحی و شرایط بد آبوهوایی گرفتار شدهاند و نیازمند کمک و امدادرسانی هستند :
>> توصیه ی مسنر این است که دو نفر ایتالیایی مستقر در جبهه ی راکیوت تنها راهی که دارند تراورس حدود 1/5 کیلومتر شیب کاملا یخی 80 درجه به طرف چپ است که انتهای آن به مسیر کینشوفر بین کمپ 3 و 4 می رسد << – ( خبر 27 – دوشنبه )
>> ستاد در صدد است به وسیله ی آقای جلالی در آلمان شماره تلفن ماهواره دو نفر ایتالیایی را پیدا کند و موقعیت سامان و محل دقیق کمپ ها ی 4 و 3 و وسایلی که در آن کمپ هاست به اطلاع آن ها برساند البته ایتالیایی ها اعلام کرده اند که تا رسیدن به یال تلفن خود را جهت ذخیره ی باتر ی خاموش می کنند << – ( خبر 27 – دوشنبه )
>> موفق شدیم از طریق آقای مهران کریمی با مسئول امداد و نجات کمپ ایتالیایی ها مستقر در کمپ شمالی ( مسیر راخیوت) تماس بگیریم. آقایgallo در پاسخ ما اعلام کرد ؛ ایتالیایی ها اگر موفق شوند به جایی می رسند که با کمپ 3 و 4 مسیر کینشوفر فاصله ی زیادی دارد و حتی با اعلام این که درکمپ 4 ما چادر و امکانات وجود دارد حاضر نشد تلفن ماهواره ای دو ایتالیایی گرفتار در جبهه ی شمالی را در اختیارمان بگذارد. << – ( خبر 30 – سهشنبه )
>> امداد رسانی به ایتالیایی ها هم همچنان متوقف است؛ به آن ها اعلام شده هلی کوپتر نمی تواند پرواز کند و باید راهی را که رفته اند برگردند، << – ( خبر 31 – چهارشنبه )
بهگونهای که برخی از بازدیدکنندگان پایگاه هم به چنین باوری رسیدهاند ( به جملههای ابتدای این پیام کوتاه توجه کنید ) :
maryamparia نوشته است :
>> ایمان داشته باشیم که سامان سالم است وبرمیگردد وامشب همه با هم دست توسل به سوی خدا دراز کنیم که ایتالیایی ها بتوانند هر چه زودتر به او امدادرسانی کنند.نمیدون م چقدر معتقدید یا چه دین و آیینی دارید ولی شنیدم که سوره یاسین و یوسف برای پیدا شدن گم شده خیلی خوبه من که هر شب دارم میخونم بیایید امشب همه باقلبی پاک بخوانیم شاید خدا از یکی از ما قبول کرد << – ( دوشنبه 31 تیر 1387 – 21:33 )
14 - در پایگاه اطلاعرسانی و بهخصوص پیامهای کوتاهی که قاعدتاً باید مربوط به دماوندیها باشد ، چنان به امکانات مستقر در کمپ 4 اشاره میشود :
>> افراد تیم یک چادر با تجهیزات و بی سیم و مواد غذایی در محل کمپ 4 جا گذاشته اند << – ( خبر 20 – جمعه )
>> در مورد امکانات کمپ 4 باید بگم که اونجا همه امکانات براش فراهم شده.غذا و بیسیم و باتری اضافه و اگه برسه به اونجا و اگه خودش بخواد می تونه با گروه تماس بر قرار کنه << – ( بخشی از پیام کوتاه فردی به نام « نزدیکان » – دوشنبه 31 تیر 1387 – ساعت 03:34 ) >> حتی با اعلام این که درکمپ 4 ما چادر و امکانات وجود دارد حاضر نشد تلفن ماهواره ای دو ایتالیایی گرفتار در جبهه ی شمالی را در اختیارمان بگذارد. << – ( خبر 30 – سهشنبه )
تو گویی یک مکان دایمی جهت اقامت و مثلاً یک هتل 5 ستاره را در آن ارتفاع بهطور اختصاصی برای « سامان نعمتی » احداث کردهاند که فقط کافی است خود را به آن جا برساند تا با استفاده از امکاناتی از قبیل حمام ، سونا ، جکوزی و ... به استراحت پرداخته ، اگر تصمیم به پایینآمدن گرفت با یک تماس ، هلیکوپتر اعزام شود یا تلهکابین را برایش بهکار اندازند ؛
وقتی در روز شنبه ، باد ، چادر تیم را همراه با مواد غذایی و گاز و دیگر امکانات در کمپ 2 در ارتفاع 6100 متری از جا کنده و برده است ( خبر 22 ) ، چه تضمینی وجود دارد که چادر جاگذاشته در کمپ 4 در ارتفاع 7200 متری در آن روز یا روزهای بعد همچنان سر جای خود برقرار باشد و یا بارشهای این چند روز آن را زیر برف مدفون نکرده باشد ؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پینوشت :
الف - توضیحاتی که در میان علامت { } قرار دارند مربوط به متن اصلی پستهای پایگاه اطلاعرسانی نیست و تکمیلی است ؛
ب - در انتهای بند 4 ، پاراگرافی از پست < اخبار ستاد پشتیبانی > آورده شده که هماکنون ( هنگام نوشتن این کامنتها ) حذف شده است و روی پایگاه اطلاعرسانی قابل مشاهده نیست ؛ خوشبختانه تمام پستهای پایگاه قبلاً ذخیره و از آنها تصویر تهیه شده است ؛ پاراگراف حذف شده را میتوانید در تصویر زیر ببینید :
http://xs229.xs.to/xs229/08305/setad748.png
نانگاپاربات : چه کسی گفته است دومین کوه سخت جهان ؟!

در متن های تبلیغاتی دماوندی ها برای برنامه ی نانگاپاربات _ و حتی پیش از آغاز اجرای آن _ نکته ای جالب و در عین حال مبهم نظرمان را به خود جلب کرده بود : اعلام نانگاپاربات به عنوان دومین کوه سخت جهان ! و تا به امروز نتوانسته ایم هیچ منبع و مرجعی را _ حتی غیر معتبر(!) _ برای آن بیابیم . از تمامی دوستان و علاقمندان به مسائل کوه نوردی ایران تقاضا داریم اگر کسی می داند این عنوان و این رده بندی توسط چه شخصی ، مرجعی ، نهادی ، ارگانی ، گروهی و یا تشکیلاتی و در کجا اعلام شده و معیارهای انتخاب آن چگونه است ، به ما هم اطلاع دهد !
اشتباه نشود ! کسی قصد ندارد تلاش های سنگین و استقامتی انجام شده توسط اعضای تیم ایرانی را برای صعود قله ی نانگاپاربات نادیده بگیرد ( بررسی و نقد حادثه ی بوجود آمده جایگاه مجزا و مستقل و خاص خود را دارد ) چرا که عمیقا و عمیقا اعتقاد داریم هر تلاشی و هر برنامه ای ( و تاکید می کنیم : هر تلاشی و هر برنامه ای !) در مرز ها و محدوده ی خود دارای ارزش هائی قابل احترام می باشد . آنچه ما با آن مخالفیم و بر آن ( مخالفت ) اصرار داریم : تلاش برای بزرگ نمائی های غیر واقعی و حماسه سازی های پوشالی و به نوعی فریب افکار عمومی است . گونه ای فرهنگ سازی که هم اکنون و با حداکثر توان در فضای تشکل های سنتی کوه نوردی ایران جریان دارد . گونه ای فرهنگ سازی از طریق بازی با کلمات در جهت خلق صفت های کاذب و بزرگ نمائی های کاذب و تبلیغات کاذب که کوه نوردی ایران را به سوی مرزهای ورزشی مخاطره آمیز و مرگ آور و غیر قابل اعتماد و عاری از ارزش های اخلاقی و انسانی سوق می دهد . سوال این است : آیا باید تسلیم این فضای فرهنگی تحمیلی بشویم و بپذیریم برای ورزش دوست داشتنی مان ، وجود این خصوصیات و ارزش ها غیر قابل اجتناب است ؟
صعود تیم ایرانی به قله ی نانگاپاربات از مسیر کین شوفر صورت گرفته است . در همان سایت تبلیغاتی این برنامه ( ایرانین چلنجر که اکنون مسدود است ) و در معرفی این مسیر نوشته اند : « ... مسیری که بیش از همه مسیرها بر روی نانگاپاربات صعود شده است ٬ " مسیر کین شوفر " نامیده می شود . مسیری که در سال 1962 توسط تیمی آلمانی گشوده شد . همانطور که عملکرد بسیاری از کوهنوردان و اکسپدیشن های کوهنوردی در این منطقه نشان می دهد ٬ این مسیر ٬ مسیری امن و قابل پیش بینی می باشد به گونه ایکه برای کوه نوردان با تجربه در حکم مسیری توریستی بشمارمی رود ... بخش سخت مسیر کین شوفر ٬ شامل نواری صخره ای می باشد که با 60 متر بلندی در ارتفاع 6000 متری قرار دارد. اما حتی همین قسمت هم با نردبان های طنابی ( Rope – ladder ) و البته طناب های ثابت گذاری شده برای فرود ٬ امن شده است ...»
و یا یک منبع دیگر : « ...١٩٧۶ کوه نورد اتریشی گروهی ۴ نفره را سازمان داد و از مسیری که قبلا تی . کین شوفر طی کرده بود _ یعنی راه سمت چپ جبهه ی روپال _ به سوی قله رفت . همه آنها به قله رسیدند . از این راه هنوز به عنوان ساده ترین مسیر صعود به قله ی نانگاپاربات نام برده می شود ... مجله کوه شماره ۴ گزارش مسنر )
و حالا ، بنا به کدام منطق و دلیلی باید بپذیریم که بعد از صعود قله ای که عنوان نهمین کوه مرتفع جهان را دارد و از مسیری که در منابع موجود کوه نوردی جهان ( مطلب ذکر شده در سایت ایرانین چلنجر ترجمه بوده ) از آن با صفاتی مانند ساده ، امن ، قابل پیش بینی و حتی توریستی نام برده شده است ، می توان به عنوان حماسه ای ماندگار و نقطه عطفی درکوه نوردی ایران و ... ( حتی وقتی تیم مان از چنین مسیری با یک کشته ؟ باز می گردد ) یاد کرد ؟!
مدیران و مسئولان باشگاه دماوند باید مسئولیت بزرگ خود را در گسترش و پیشبرد این فرهنگ نادرست در فضای کوه نوردی ایران بپذیرند . تشکیلات آنها با آمار چهار کشته ( البته هنوز به زنده ماندن سامان نعمتی امید داریم ) و در زمانی کمتر از ١٣ سال، به یقین نمی تواند چهره ای موجه و شایسته در کوه نوردی ایران از خود بروز دهد . طی نزدیک به دو دهه ، جایگاه " احساس مسئولیت اخلاقی " نزد سرپرستان این باشگاه به شدت تنزل کرده است . تصمیم های غیر مسئولانه و اصرار برای ادامه برنامه و صعود در هر شرایطی و به هر قیمت ممکن و ... پیامد اجتناب ناپذیر آن فرهنگ و خلق آن ارزش های کاذب است . اشتباهات مسلم و مرگبار حامد کرامت در زمستان ٧۴ به کشته شدن امیر رضا امیر امینی می انجامد ... و اشتباهات مسلم و مرگبار کاظم فریدیان در مهر ٨١ به کشته شدن ویکتوریا کیانی راد و امیر احمدی ... زوج لیلا اسفندیاری و _ باز هم _ کاظم فریدیان در تابستان ٨٧ حادثه ی نانگاپاربات را ...
نانگاپاربات ؟ راستی ٬ چه کسی گفته است دومین کوه سخت جهان ؟!
سایت تبلیغاتی تعطیل شد؟!!
به نظر می رسد باشگاه دماوندی ها ، عطای سایت تبلیغاتی برنامه ی نانگاپاربات را به لقایش بخشیده اند !! از صبح امروز ( جمعه ) را ه های دسترسی به صفحات این سایت مسدود بود .
.
نقش تاثیرات منفی انعکاس اخبار نه چندان روشن و شفاف و هم چنین انتشار مطالبی با تناقض های آزار دهنده و عملکرد ناموفق مدیر آن مژگان خلیلی را نمی توان در این میان نادیده گرفت. شاید مدیران باشگاه دماوند که به دنبال روزنه ای برای خروج آسوده و کم هزینه از بحران بوجود آمده هستند در اولین قدم ، توقف خط مشی تبلیغاتی کاذب و حماسه سازی (!!) و ... را انتخاب کرده اند.
روایت حادثه نانگاپاربات در روزنامه اعتماد ملی

باشگاه دماوندی ها برای ارائه ی یک روایت بی نقص و موجه از حادثه ی پیش آمده در تیم اعزامی شان ( رها کردن و سپس مفقود شدن و _ احتمالا_ مرگ سامان نعمتی عضو غیر دماوندی گروه ) دچار سرگیجه شده اند !! لیلی خرسند خبرنگار روزنامه ی اعتماد ملی از طریق مصاحبه و گفت و گو با مژگان خلیلی ( همسر سهند عقدائی و مسئول سایت تبلیغاتی تیم اعزامی ) می خواهد چگونگی و ابعاد این حادثه را برای افکار عمومی روشن کند . اما ... گره ی اصلی و پیچیده ی دماوندی ها برای خلق و ارائه ی یک روایت بی نقص ، در مرحله ی بازگشت تیم از قله نهفته است : آیا اعضای تیم هنگام بازگشت ، سامان را دیده اند و با او برخورد و صحبت داشته اند یا خیر ؟ در هر دو صورت ، ارائه ی یک پاسخ موجه و قانع کننده برای رها کردن و جا گذاشتن او در آن شرایط سخت و بحرانی براستی غیر ممکن است . اگر هنگام بازگشت او را دیده و با او صحبت داشته و از قصدش برای صعود انفرادی به قله باخبر بوده اند آنگاه دیگر هیچ توجیه منطقی برای تنها گذاشتن او در منطقه و ترک کمپ ۴ به طرف کمپ ٣ نمی تواند وجود داشته باشد. ذکر شرایط بد جوی و احتمال خطر برای کل تیم نمی تواند چندان پذیرفتنی باشد . با توجه باینکه دو ایتالیائی در همین روزها و در جبهه دیگر نانگاپاربات و در فاصله ی نه چندان زیاد از ایرانی ها توانستند بدون امکانات یک کمپ زنده بمانند و جان سالم به در برند . اگر گفته شود که اصلا هنگام بازگشت او را ندیده اند ( که کیومرث بابا زاده خیلی اصرار دارد که همین گونه باشد !! ) باز هم ترک کامل کمپ ۴ با آن سرعت و در آن فاصله ی زمانی کم ( کمتر از یک روز انتظار ) رفتاری غیر مسئولانه ، غیر اخلاقی و غیر انسانی در کوه نوردی به شمار می آید . باید با احتمال حتی یک درصدی عقب ماندن او، از ترک کامل کمپ ۴ خودداری می کردند یا زمان بیشتری را برای انتظار در کمپ ۴ در نظر می گرفتند . نمی توانیم بزرگ نمائی شرایط بد جوی را از سوی دماوندی ها بپذیریم . در تمام روزهای بعد از ترک سامان نعمتی و رها کردن او در منطقه ، دماوندی ها در سایت باشگاه شان و سایت تبلیغاتی ایرانین چلنجر از دیده شدن و رصد سامان نعمتی توسط دوربین های بیس کمپ خبر داده اند !! هم تاکید بر شرایط توفانی و هم تاکید بر رصد در بیس کمپ ( هم در شب که نور چراغش را دیده اند و هم در روز که داشته غار برفی درست می کرده ) ؟! مگر می شود ؟ به یقین یکی از این روایت ها باید دروغ باشد ... در روایت اخیر مژگان خلیلی و گفت و گویش با روزنامه اعتماد ملی ، همین تناقض ها به شکلی کاملا روشن و آشکار به چشم می خورد ... می گوید در هنگامی که تیم آماده بازگشت بود توفان آغاز می شود . توفانی از باران و بهمن و سنگ !! ... توفان خیلی سخت بوده . آنها فقط می توانستند جلوی پایشان را ببیند ... اما ( و چه طنز تلخی در این اما ها و تناقض ها و دروغ ها نهفته است ) در همان حال هم می گوید تصویر حرکت او به سمت راست در بیس کمپ و توسط دوربین ها ثبت شده است !! ... باشگاه دماوندی ها برای ارائه ی یک روایت بی نقص و موجه از حادثه ی پیش آمده در تیم اعزامی شان ٬دچار سرگیجه شده اند !!
« ... او پنجشنبه هفته پیش در حمله نهایی از کمپ چهار به قله، همراه تیم بود. اما بعد از اینکه قسمتی از مسیر را پشت سر گذاشت، کاظم فریدنیا مدیر فنی تیم از او خواست که به کمپ چهار بازگردد. حرکت نعمتی کند بود و با توجه به شرایط بد هوا، فریدنیا این درخواست را از او کرده بود تا صعود با تاخیر انجام نشود. تیم انتظار داشت نعمتی این خواسته را اجرا کند. همانطور که محمد نوروزی به همین دلیل در کمپ دو از تیم جدا شده بود. تیم بدون نعمتی به قله رسید و وقتی آنها با بیسیم به کمپ اصلی خبر صعود را دادند تازه متوجه شدند که نعمتی به کمپ چهار بازنگشته است. مژگان خلیلی مسوول کمیته روابط عمومی نانگاپاربات باشگاه کوهنوردی و اسکی دماوند به اعتماد ملی میگوید: <در کمپ اصلی با دوربین صعود را ثبت میکنند. وقتی اعضای تیم با آنها تماس میگیرند، خبر میدهند که یکی از افراد تیم ایران به تنهایی در حال صعود به قله است.> تیم در این شرایط سعی کرد خودش را به نعمتی برساند، چراکه آنها احتمال داده بودند که هوا توفانی شود. در راه بازگشت تیم به نعمتی میرسد اما او میگوید که میخواهد به تنهایی به قله برود. به نظر میرسد برای نعمتی که یکی از اعضای برتر تیم بود، بازگشت بدون صعود خیلی سخت بوده. اما این کار او با مخالفت سرپرست تیم مواجه میشود. در حالی که تیم ایران آماده بازگشت بوده، توفان آغاز میشود، توفانی به همراه باران، بهمن و سنگ اما در این شرایط سخت نعمتی از تیم جدا میشود تا به تنهایی صعود کند بدون اینکه به کسی خبر بدهد. تصویری که کمپ اصلی از او ثبت کرده، این است که او به سمت راست رفته، جایی بین شیر سنگی. با توفانی که به پا شده بود، 12 ساعت طول میکشد تا تیم به کمپ چهار برسد و چادر را پیدا کند. آنها که تا قبل از این تصور میکردند نعمتی هم همراهشان است تازه متوجه غیبت او میشوند. خلیلی میگوید: <شرایط توفان خیلی سخت بوده. آنها فقط میتوانستند جلوی پای خودشان را ببینند. هوا به قدری بد بود که ساعتها طول کشید تا چادر را پیدا کنند. 12 ساعت زمانی طولانی برای ماندن در ارتفاع است. آنها با خطر ادم ریه روبهرو بودند.> تیم پنج بعدازظهر در کمپ چهار میماند و این برای تیمی که بدون اکسیژن صعود کرده بود، خطرناکترین کار بود. آنها که امیدوار بودند، نعمتی را پیدا کنند، بعد از چند ساعتی که دنبال او میگردند، مجبور میشوند به کمپهای پایینتر بازگردند...»
افشاگری وبلاگ کوه نوشت !

روز چهارشنبه ٢/مرداد/٨٧ حسین رضائی در وبلاگ کوه نوشت ، به شکلی ساده و در عین حال بسیار زیرکانه و بدون هیچ توضیح اضافه ای ٬ نسبت به خط تبلیغاتی و فریب کارانه ی سایت روابط عمومی تیم نانگاپاربات www.iranianchallengers.com افشاگری نمود : عملیات امداد و نجات کوه نورد رها شده سامان نعمتی از صبح دوشنبه و بنا به خواست سرپرست برنامه متوقف شده است اما سایت تبلیغاتی این گروه همچنان به انتشار اخبار غیر واقعی ادامه می دهد :
« به گزارش دیروز پایگاه خبری فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزشی ؛ به استناد نامه ی دریافتی از شرکت ATP پاکستان در روز دوشنبه ۳۱ تیر ماه ( تصویر آن در فدراسیون موجود است ) ، سرپرست تیم مستقل باشگاه کوه نوردی و اسکی دماوند ؛ حاضر در منطقه ی نانگاپاربات ، از این شرکت درخواست نمود ؛ " به دلیل عدم توانایی اعضای تیم امداد و همچنین شرایط بد جوی منطقه ، جهت جلوگیری از حوادث احتمالی ؛ عملیات امداد سامان نعمتی متوقف شود " !
***
... و اما ؛ روابط عمومی و پایگاه اطلاع رسانی این صعود در آخرین خبر خود در این پایگاه روز سه شنبه یک مرداد اینچنین گزارش داد ؛ " قرار است امروز در صورت مساعد بودن هوا هلی کوپتر پرواز کند . طبق درخواستی که از طرف تیم از «اشرف امان» برای دراختیار گذاشتن باربرهایی که سابقه ی صعود 8000 متری دارند داشته ایم؛ قرار بر این است که هلی کوپتر باربر های مورد نظر را همراه داشته باشد."... "احتمال مساعد شدن هوا فردا صبح زود وجود دارد. هلی کوپتر آماده است تا اگر هوا مساعد شود پرواز کند..."
حادثه ی نانگاپاربات : واکنش وبلاگ نویسان کوه نورد

« ... قبل از هر چیز برای من به عنوان یک کوهنورد غیر حرفه ای و کسی که وقایع مربوط به این موضوع را دنبال می کند ، حادثه نانگاپاربات برایندی از رواج یک تفکر نادرست در جامعه کوهنوردی کشور است . تفکری که تلاش دارد کوهنوردی را ورزشی شهرت مدار ، مقام آور، مدال آور و قهرمانی معرفی نماید . تفکری که در آن فقط بالا رفتن و به قله رسیدن کمال مطلوب ، و در این راه استفاده از هر وسیله ای مجاز است . در این نگرش ، ارزشها فقط در بازوان قوی و کار فنی سطح بالا خلاصه می شود و چنانچه با معتقدان به این تفکر صحبتی از حفظ محیط کوهستان و مسئولیت کوهنوردان در این زمینه بکنید موضوع را به سخره گرفته و با زیرکی القابی چون بزچران و .... برایتان می سازند .
معتقدان به این تفکر سعی دارند عشق به موفقیت و افتخار را جایگزین عشق به کوه و طبیعت وجنبه های درونی و انسان ساز کوهنوردی کنند . این حادثه بازتابی از رشد این تفکر در میان بخشی از کوهنوردان کشور است ...دنیا به آخر نرسیده بوددر زمان دیگری می توانستید برای فتح نانگاپاربات اقدام کنید ،همیشه زمانی برای فتح یک قله هست چرا باید جان همنوردی که حداقل 25 روز با او نشستید و برخاستید و صحبت کردید و انس گرفتید را برای صعود به قله و کسب افتخار به خطر انداختید ؟»
. ...........................................................
.
« ...طبیعی خواهد بود که تمامی مسئولیت این اتفاق را برگردن سامان نعمتی بیاندازند ، این را به خوبی می شود در نوشته های مژگان خلیلی در طرفداری از هم باشگاهی هایش دید و احساس کرد. کاش اینان احترام به شعور مخاطب را یاد می گرفتند. کاش...گویا لیلا اسفندیاری ( سرپرست ) کاظم فریدیان ، احسان پرتوی نیا ، سهند عقدایی ، حسین ابولحسنی ، محمد نوروزی فراموش کرده اند که قبل از اینکه عضو تیم نانگاپاربات باشند ، قبل از اینکه فاتح این کوه باشند ، یک انسانند چون همه ی انسانهای دیگر و هیچ برتری نسبت به دیگران در این پهنه خاکی ندارند. همه با هم برابرند در مقام یک انسان... پس متاسف ایم برای خودمان و لیلا اسفندیاری ، سرپرست تیم نانگاپاربات به خاطر سقوط از قله های انسانیت! متاسف ایم برای خودمان ، لیلا اسفندیاری و دیگر اعضاء تیم نانگاپاربات برای اینکه مفهوم و معنای واژه سرپرستی نیاز به ترجمه پیدا کرده است! متاسف ایم برای خودمان و کاظم فریدیان نخستین ایرانی فاتح کی 2 و دیگر اعضای تیم بابت سقوط از قلل انسانیت! متاسف ایم برای خودمان و جامعه کوهنوردی مستقل ایران...»
.
...........................................................
« درود سامان
نمی دانم کجایی ؟
هیاهوی شهر را می شنوی ؟
هلهله جشن و پایکوبی ما را می شنوی ؟
نانگاپاربات جای بلندی است
لابد ار آن فراز نورافشانی شادمانه ما را می بینی
نمی دانم به شهر برخواهی گشت یا نه
نمی دانم ما را به هیاهوی خویش وانهاده ای ؟ و بر ما میخندی ؟
سامان ما رفیق توایم و دلتنگ توایم
خوش نشسته ای بر آن بلندا و به ما مینگری
شاید دیگر نمی خواهی به این شهر آلوده قدم بگذاری ؟
آن فراز باشکوه را رها نمی کنی ؟
باشد
اگر امروز اگر فردا و اگر روزگاری دور
چشمان ما منتظر و گوش هامان به صدای توست
ای کوه ها بگویید چگونه صبر کنیم ؟
چگونه ؟
گوزوم یولدا ، قولاق سسده ، دیین نجه دوزوم داغلار
بدرود سامان »
.
............................................................
« واقعا برای همه افراد صعود کننده متاسفم که با این همه ادعا، نتوانستند این تیم را سامان دهند. آن هم از کاظم و لیلا که به دنبال کسب افتخارات کوهنوردی هستند.این کسب افتخارات به چه قیمتی برایتان مهم است؟؟به قیمت از دست دادن سامان نعمتی؟؟؟؟ و یا افرادی دیگر که در کارنامه اعمالتان به چشم میخورد. واقعاً صعود و یا فرود کامل برایتان این قدر مهم است که هم تیمیتان را به حال خودش رها می کنید؟؟؟
وا اسفا به حال خودمان که باز هم با تلنگری نه چندان کوچک بلکه تلنگری بزرگ به قیمت جان سامان نعمتی بازهم خود را فریب دهیم و از دوستان نانگابارباتی خود تحت عنوان افرادی با اخلاق جوانمردانه و دوست دار تیم یاد کنیم. هنوز حادثه غار پروا و حوادثی شبیه آن یادمان نرفته است.( هر چند مدتهاست که عکس آن دو دوست از دیوار باشگاه دماوند رخت بر بسته است)...» .
............................................................ « قبل از صعود به هر کوه باید به اندازه آن کوه بزرگ بود آنقدر بزرگ که بتوان به موقع بازگشت به موقع بازگرداند و هیچ چیز را مهمتر از برق شادی چشمان مادری منتظر در هنگام دیدن سلامت جگرگوشه اش مهم ندانست هیچ چیز را. و این چیزی است که همه باید بدانیم و بیاموزیم و به آن پایبند باشیم . وگرنه دیروز اوراز امروز سامان و فردا شاید یکی از ما . » .
................................................................
« طی این چند روز سکوت کرده ایم و فقط برای سلامتی سامان دعا کرده ایم ... از نوشتن هر گونه مطلبی (دیدگاه شخصی) در مورد این قضیه خودداری کرده ایم تا متهم به برخورد احساسی با این مساله نشویم...و اما ... بعد از گذشت چندین روز از گم شدن سامان نعمتی در ارتفاع ۷۸۰۰ هنوز هیچگونه عملیات شاخصی در خصوص امداد یا نجات سامان انجام نشده... دو حادثه در یک زمان و در یک کوه و دو نوع مدیریت بحران...اینجا فاصله ها مشخص میشوند!...شبکه ماهواره ای ایتالیا از طریق پخش برنامه زنده و دعوت از بزرگترین کوهنورد دنیا(رینهولد مسنر) و برقراری ارتباط زنده تلفنی با کوهنوردان گمشده ! و آسیب دیده خود اهمیت این موضوع و همچنین امکانات خود را یاد آوری و از این طریق رینهولد اقدام به راهنمایی آنها میکند!...اما در این سو پس از گذشت۶ روز از بحران تازه متوجه شده ایم شرپاها مناسب انجام عملیات امداد نیستند!...تازه متوجه شده ایم تلفن ماهواره ای هم چیز خوبی است و بهتره یکی از ایتالییهای گرفتار قرض کنیم ... !! » ............................................................................... « ... با صحبت های شما موافقم . براستی باید جای دیگری دنبال مشکلاتی از این دست بود . جایی در ریشه . دماوندی ها را زیاد نمیشناسم . در حد چند نفر را از دور و یک نفرشان را از نزدیک . شما هم او را مانند من می شناسید . ورود او به گروه ما مساوی بود با بروز بسیاری ناهنجاری های اخلاقی و شخصیتی در سطح تیم ما . مواردی که تا قبل از آن اصلا وجود نداشت . مثلا شانتاز و جو سازی برای سرپرست شدن . مثلا اینکه گزارش برنامه برفخانه نمونه در سطح باشگاه دماوند به نام باشگاه دماوند گزارش شود . مثلا اینکه برنامه ای که در دماوند برگزار میشود و فقط یک شرکت کننده در آن هستی را برنامه خود در یاهو گروپس نمونه اعلام کنی و بگویی که حق انتخاب نفرات با سرپرست است و تو هم که کسی را نمی بری ولی بگذار همگان بدانند که فلانی چه آدم خفنیست .. محمد تهرانی
شاید خنده دار باشد اما همین مباحث کوچک در تیم ما نزدیک بود مشکل آفرین شود و تنها را ه اخراج این کوه نورد باشگاه دماوند ازتیم ما بود . به نظر من باشگاه دماوند عده ای آدم عقده ای و مشکل دار به جامعه کوه نوردی تحویل می دهد ( درباره آن چند نفر که می شناسم می گویم وبقیه اعضا’ تیم منظوری ندارم ) افرادی که فقط و فقط سودای مطرح شدن در باشگاه رادر سر می پرورانند به هر قیمتی و با هر روشی . اینقدر مغرور تربیت میشوند که فقط فخر می فروشند . اینقدر تو خالی تربیت میشنود که همنوردانشان را در کوه ها و غارها یادگاری می گذارند . اتفاق در کوهستان طبیعی ست . به ویژه در 8000 متری . اما این بچه گانه ترین اتفاق کوهستان بود . حتی گروه های توچالیست هم این گونه غیر حرفه ای عمل نمی کنند . وقتی به تو یاد می دهند آنچه هستی نشان ندهی وقتی می گویند و تربیت می کنند که بسان بزها فقط از کوه ها بالا بروی . بالا می روی اما بسیاری از صفات انسانی را در پایین دست جا می گذاری . برای سامان متاسفم و برای احمق هایی که صعود را تبریک می گویند متاسف تر . بسان بزها از کوه ها صعود کنید که قله های معرفت و دوستی جایی برای شما ندارند»
