بهاران خجسته باد!

من صدای نفس باغچه را می شنوم

و صدای سرفه ی روشنی از پشت درخت

عطسه ی آب از هر رخنه ی سنگ

چک چک چلچله از سقف بهار

.

با تبریک فرا رسیدن نوروز ، جشن باستانی نکوداشت شادی ، زیبائی و برکت زمین ، به تمامی دوستان عزیز کوه نورد و با آرزوی آینده ای روشن و سربلند برای مردم سرزمین مان!

.

***

شعر: سهراب سپهری ... عکس: فرامرز نصیری

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۳:٠٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


از نگاه کلاغ ها : بهترین وبلاگ های " کوه و کوه نوردی" در سال 88

برای انتخاب بهترین وبلاگ در عرصه ی کوه _ نوشته های شخصی شامل گزارش برنامه های اجرا شده همراه با ارائه ی عکس ، شعر ، خاطره و ... در سال ٨٨ ، بی تردید مقام نخست از آن ماگما می باشد . به فواد رضا پور برای کیفیت قابل تحسین پست هایش و هم چنین برنامه های خوبی که اجرا می کند صمیمانه تبریک می گوئیم .

http://www.magma.blogfa.com

.

.***

 

کوه نوشت در حیطه ی اخبار کوه نوردی ایران ، بهترین وبلاگ در سال 88 بود .  این وبلاگ با انتشار روزانه ی آخرین اخبار و اطلاعات مربوط به کوه نوردی ایران ، توانسته است به شکلی شایسته پاسخ گوی نیاز  جامعه ی کوه نوردی کشورمان  در این عرصه باشد . به حسین رضائی نیز به خاطر تمامی تلاش های  خستگی ناپذیرش   تبریک  می گوئیم .

http://koohnevesht.blogfa.com

..

***

اما در موضوع اخبار کوه نوردی جهان :

 

دو وبلاگ کوه قاف ( رضا زارعی ) و کوه نوردی ، ورزش و سلامتی ( فریدون شیرمحمدلی ) بهترین وبلاگ های سال 88 برای ترجمه ی به موقع و ارائه ی اطلاعات و اخبار وقایع و رویدادهای کوه نوردی جهان بودند .

http://www.kouheghaf.blogspot.com

http://newfarid.blogfa.com

.

***

و بهترین وبلاگ بانوان کوه نورد:

تعداد اندک وبلاگ نویسان مونث در موضوع " کوه و کوه نوردی" نشان دهنده ی آن است که در خانم های کوه نورد ایرانی ، تمایل چندانی برای انتشار گزارش فعالیت هاشان وجود ندارد و اگر قرار به انتخاب بهترین وبلاگ بانوان کوه نورد در سال ٨٨ باشد ، رای ما از میان همین تعداد اندک ، به عشق کوه نوردی خواهد بود . وبلاگی که همانند ماگما ، پست هائی خواندنی و با کیفیت قابل قبول دارد . به سونیا خسته نباشید می گوئیم .

http://soniarock.blogfa.com

.

***

وبلاگ های کوه نیوز و پایگاه اطلاعات کوه نوردی ایران نیز با ارائه ی کامل ترین مجموعه ی لینک ها و فهرست وب سایت های مرتبط با موضوع " کوه و کوه نوردی " بهترین لینکدونی های سال ٨٨ بودند . برای دست اندرکاران این دو وبلاگ خوب ، پیشرفت و موفقیت های بیشتری را آرزومندیم .

http://koohnews.blogfa.com

http://datakooh.blogfa.com

.

نظر شما چیست ؟ شما هم دیدگاه های خود را در بخش پیام های این یادداشت بنویسید . بهترین وبلاگ های " کوه و کوه نوردی " در سال ٨٨ از نظر شما کدام ها بوده اند؟

.

.

 

-------------------------------------------------------------------

پی نوشت :

انتخاب بهترین وبلاگ های " کوه و کوه نوردی " بی شک نمی تواند بدون حاشیه باشد !! حاشیه هائی مربوط به  انتخاب " ترین " های دیگر و البته ، آمیخته با اندکی طنز :

 

هیئت داوران وبلاگ کلاغ ها ، جایزه ی کم کارترین و تنبل ترین وبلاگ سال ٨٨ را مشترکا تقدیم کرد به ... عباس ثابتیان و آنا فراهانی ! فعالیت آرام کوه و آناپورنا در سال ٨٨ به شکل قابل توجهی کاهش یافته بود . کاهشی که دلایل آن را شاید بتوان در دو قطب کاملا متضاد جست و جو کرد : برای آناپورنا ، شور اجتماعی خیابان های تهران و برای آرام کوه ، شور شاعرانه ی کافه های پاریس !! البته هیئت داوران در اطلاعیه ی خود ابراز امیدواری کرده است که این دو کوه نورد خوب کشورمان بار دیگر در سال ٨٩ ، آرام کوه و آناپورنا را به جایگاه شایسته  خود بازگردانند . ناگفته نماند : هیئت داوران جایزه ی ویژه دست به عصا ترین وبلاگ کوه نوردی سال ٨٨ را نیز برای آرام کوه در نظر گرفت ! در سال گذشته ، وقتی از سیاست های دست به عصای عباس ثابتیان انتقاد شد او قول داد که طی هفته ی آینده ، یادداشتی را برای پاسخ به این انتقاد منتشر کند . هفته ی آینده ای که هیچ گاه نیامد !! البته و در نگاهی خوش بینانه ، اشکال قضیه باید در تقویم رومیزی یا دیواری عباس ثابتیان باشد که احتمالا فاقد هفته ی آینده بوده است !! 

.

 

هیئت داوران وبلاگ کلاغ ها جایزه ی  خنثی ترین و بی خاصیت ترین سایت کوه نوردی در سال ٨٨ را نیز تقدیم کرد به ... وب سایت رسمی انجمن کوه نوردان ایران !! سایتی خشک ، سرد و بی روح . سایتی به معنی واقعی کلمه کسل کننده و بی خاصیت ! هیئت داوران در اطلاعیه ی خود نوشته است : اگر بخواهیم در مقام مقایسه برآئیم ، وب سایت رسمی بهشت زهرا که خود را متولی و  نماینده تمامی مرده گان تهران می داند، بسیار و بسیار زنده تر و پویاتر از وب سایت رسمی انجمن کوه نوردان است که خود را متولی و نماینده ی تمامی کوه نوردان ایران معرفی می کند !! به دلیل خط مشی و فضای حاکم بر مدیریت  این تشکل ، در مواقع بروز حوادث مرگبار برای دو باشگاه کوه نوردی دماوند و آرش ، وضعیت وب سایت رسمی انجمن کوه نوردان به مراتب بدتر از آنی می شود که توصیفش را چند خط بالاتر خواندید !! و البته ناگفته نماند : دلیل و ارتباط احتمالی مسائل این دو باشگاه با وضعیت خنثی و کسالت بار سایت رسمی انجمن برای هیئت داوران نامعلوم است !!  

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


دبیر کل سازمان ملل : نوروز یک جشن جهانی ست!

روز چهارشنبه، 26 اسفند (17 مارس)  بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل متحد در پیامی، تصمیم مجمع عمومی سازمان ملل برای شناسایی 21 مارس به عنوان روز بین المللی نوروز را نشانه آگاهی جهانی از اهمیت نوروز نه تنها به عنوان یک جشن منطقه ای، بلکه یک جشن جهانی توصیف کرده است .

در پیام دبیرکل سازمان ملل آمده است که برای هزاران سال ، هنگام گذر خورشید از صفحه استوا و آغاز فصل بهار در نیمکره شمالی، ساکنان شبه جزیره بالکان ، حوزه دریای سیاه ، منطقه قفقاز ، آسیای مرکزی ، خاورمیانه و مناطق دیگر مراسم سنتی خاص خود را در بزرگ داشت نوروز برگذار کرده اند . به گفته آقای بان، مراسم و مناسک نوروزی ، از رنگ آمیزی خانه ها تا دید و بازدید آشنایان و تدارک خوراکی های ویژه آن ، با روحیه نو شدن در آمیخته و نه تنها برای برگزار کنندگان این مراسم ، که برای همگان موسمی الهام بخش بوده است . دبیرکل سازمان ملل در ادامه پیام خود گفته است که  "در حالیکه ما نخستین مناسبت بین المللی نوروز را گرامی می داریم ، امیدوارم کشورها و ملت ها در سرتاسر جهان با تفکر در تاریخ این جشن و سنت های این جشن ، در پیشبرد هماهنگی با جهان طبیعت و گسترش صلح و وفاق جهانی بکوشند . " از سایت BBC

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۸ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


بارش های برف و باران در آستانه ی بهار

اکثر استان‌های کشور در 2 روز پایانی سال شرایط نیمه ابری همراه با بارش برف و باران را تجربه می‌کنند .  به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان هوشناسی کشور آخرین تصاویر دریافتی از ماهواره‌های هواشناسی ابرهایی را روی شمال و نوار غربی کشور نشان می‌دهد. نقشه‌های پیش‌یابی امروز جمعه 28 اسفند بیانگر عبور موج تراز میانی جو از نیمه شمالی، نوار غربی، ارتفاعات زاگرش و البرز و بتدریج شمال شرق کشور طی سه روز آینده است که پی‌آمد آن به صورت بارش باران و در مناطق سردسیر و مرتفع بارش برف و در بخش‌های جنوبی با رعد و برق و وزش باد همراه خواهد بود. این وضعیت در روز دوشنبه از مرزهای شرقی کشور خارج خواهد شد، شایان ذکر است که با نفوذ هوای سرد در سطح کشور کاهش محسوس دما در بیشتر مناطق رخ خواهد داد و دریای خزر نیز در روز جمعه مواج است اما از روز یکشنبه به بعد دمای هوا به حالت عادی فصل برمی‌گردد. لازم به ذکر است که در 2 روز آینده در جنوب غرب، غرب و زاگرس جنوبی و تا حدودی جنوب به تناوب باد و گرد و خاک پیش بینی می‌شود .

عکس بالا : خبرگزاری مهر ( بارش های اخیر برف در اردبیل )

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۸ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


تهران در روزهای پایانی اسفند

.

.

.

.

.

.

.

.

عکس ها از فرامرز نصیری

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


جشن بزرگ چهارشنبه سوری در محله های تهران

.

.

عکس ها از فرامرز نصیری

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


El Cap Sunset

دیواره ال کاپیتان ( عکس از اینترنت )

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱:۳٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


کتاب مجازی “ عکس سال ایران ۸۸ ″ منتشر شد

مجموعه عکس های منتخب عکاسان ایرانی در سال ۸۸ با عنوان “عکس سال ایران ۸۸″ به شکل کتاب مجازی منتشر شد . این مجموعه به شکل کتاب مجازی منتشر شده است . منظور از کتاب مجازی نوعی از ارائه عکس هاست که در آن با استفاده از تکنولوژی فلش ، صفحات یک کتاب بازسازی می‌شود و کاربران مانند یک کتاب عکس با ورق زدن صفحات ، عکس ها را مشاهده خواهند کرد . در این شکل ارایه آثار، کاربران نیاز به نصب فلش پلیر روی سیستم خود دارند و بهتر است از اینترنت با سرعت بالا استفاده کنند تا سرعت لودینگ صفحات بالاتر برود . همچنین نسخه PDF این کتاب مجازی هم منتشر شده تا کاربرانی که امکان مشاهده کتاب مجازی از طریق این تکنولوژی را ندارند بتوانند از آثار این مجموعه استفاده کنند . عکس آنلاین

برای تماشای کتاب مجازی “عکس سال ایران ۸۸″ :

http://aksonline.ir/poy/88/index.htm

.

برای دانلود نسخه PDF "عکس سال ایران ۸۸ " با حجم ۱۴٫۳ مگابایت :

http://aksonline.ir/poy/88/iran-poy-2009-2010.pdf

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱:۳٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


صعود پرسون

برنامه ی صعود قله پرسون ( ٣٢٠٠ متر _ البرز مرکزی ) روزجمعه ٢١ اسفند ٨٨ اجرا شد . دوستان عزیز شرکت کننده در برنامه : فرهاد دانشور ، مهدی داداش علی ها ، سعید نوشاد سهیلی ، رضا عربی ، الهام میرزا رضی ، محمد و احسان پور فرزاد ، نیکو نیک نفس ... فرامرز نصیری (سرپرست)

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٢:٥٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


عکس روز

تهران _ میدان ارک ( پنج شنبه ٢٠ اسفند ٨٨ )

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٢:٤٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


تونل زیبای برفی ازنا

تونل برفی ازنا یکی از شگفت انگیز ترین مناظر دیدنی لرستان آماده بازدید گردشگران ،کوه نوردان و دوستداران طبیعت در ایام نوروز است . برای رفتن به تونل برفی باید از میدان راه آهن ازنا با طی مسافتی بالغ بر هفت کیلومتر به روستای توریستی و گردشگری دره تخت در دامنه های اشتران کوه عزیمت نمود . این شگفتی بی نظیر طبیعت از انباشت هزاران تن برف طی سالیان متمادی و در یکی از دره های منتهی به اشتران کوه ایجاد شده است .  نام تونل برفی از این جهت به این محل اطلاق شده که در فصل تابستان و با گرم شدن هوا و ذوب شدن یخ و برف ها ، فضا و راهرو بزرگ در زیر برف ها و در پایین شکاف این دره به وجود می آید . این تونل برفی 800 متر طول دارد . ایرنا

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱:٥۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


تقدیر فدراسیون از " همراه اول "

صدوقی مدیرعامل شرکت ارتباطات ­سیار ایران در مراسم تقدیر و تجلیل از ورزشکاران همراه ­اول گفت : امسال ما از فدراسیون کوه نوردی تقدیر نامه دریافت کردیم . زیرا همراه اول در کوه های دماوند ، سبلان ، سهند و کرکس پوشش دارد و کوه نوردان پس از صعود به این کوه ها با ما تماس می­گرفتند .

خبرگزاری ایستنا

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱:٤۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


پیشنهاد دانلود : بهمن!!!

وبلاگ انجمن کوه نوردی پلی تکنیک تهران : با توجه  به اینکه بهمن یکی از پر مخاطره ترین حوادث کوهستان است دانستن علائم و نکات آن برای هر کوه نوردی الزامی است . همانطور که مستحضرید دو تن از همنوردان عزیزمان ، آقایان حمید حسن زاده و محسن انواری ، قبول زحمت کرده مطلب زیر را ترجمه کرده اند .  مطلب پیش رو که ترجمه ای از مقاله ی بهمن ، از آقای شیمانسکی است می تواند  در حد بضاعت راهنمای مناسبی برای شناخت این پدیده باشد :

http://www.4shared.com/file/238509276/cf10f8b7/Avalanche-Final88.html

http://www.aut.ac.ir/Extra_Program/Climbing/Amoozeshi/Html/Bahman/index.htm

.

*******

مطلب آموزشی و سودمند بهمن ( لینک بالا ) توسط دو تن از کوه نوردان خوب دانشگاه پلی تکنیک ترجمه شده است و نگاه جدی به آموزه های آن را به همه دوستان عزیز توصیه می کنیم . در فاجعه ی اخیر تیم کوه نوردان مبتدی باشگاه دماوند و مرگ ٨ نفر در محور شمشک به دیزین ، به بسیاری از این آموزه های  ساده توسط  سرپرست  و مربی  تیم اعزامی  باشگاه دماوند  " فرشاد خلیلی "  توجه نشده است :

_نخستین فاکتور مشارکت کننده در ایجاد بهمن ، وضع هواست . 80درصد بهمن­ها در هنگام یا کمی پس از یک توفان رخ می­دهند. به این دلیل، پروسه­ی گردآوری اطلاعات باید «پیش» از ترک خانه آغاز شود . پیش از ترک خانه ... به گزارش‌های هواشناسی از تلویزیون و رادیو گوش دهید ...

_اولین چیزی که به عنوان نشانه­ی رخداد احتمالی بهمن می­جویید ، توفان است . به یاد داشته باشید که 80 درصد بهمن­ها، هنگام یا کمی پس از یک توفان رخ می­دهند و اغلب به­خاطر این واقعیت است که برف­انباشت موجود ، نمی­تواند وزن برف تازه را تحمل کند...

شما هم‌چنین باید به حضور بادها آگاه باشید . بادهایی با سرعت بیش از 24 کیلومتر بر ساعت منجر به افزایش خطر بهمن می­شوند ...

پیشینه­ی فعالیت بهمن ...  نشان‌گرهای بهمن­های پیشین، منطقه ی خطر را خاطرنشان می­کنند . نشانه­هایی که مشخص می­کنند پیشتر بهمنی رخ داده، عبارتند از : آوار بهمن که نشانه­ی یک لغزش قبلی است و ... دوباره ، فعالیت اخیر بهمن بهترین نشانه از شیب‌های خطرناک است ، به­ویژه در شیب‌هایی با منظر و تندی مشابه با شیبی که به تازگی بهمن داشته است . به عبارت دیگر، اگر آواری از یک بهمن اخیر را می­بینید، بدانید که خطر بهمن­های اضافی در شیب های مشابه وجود دارد ...

_ اگر شما حتما «بایستی» از یک شیب خطرناک عبور کنید ... هنگام عبور از یک منطقه‌ی خطرناک ، در هر لحظه فقط یک نفر باید عبور کند. سایرین بایستی از یک منطقه‌ی امن او را نگاه کنند...

( و نحوه ی عبور از منطقه ی خطر توسط اعضای تیم باشگاه دماوند !! )

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


پیشنهاد کتاب : یوسف آباد خیابان سی و سوم

"سامان ، برای آخرین بار از خودت بپرس این جا توی پاساژ گلستان چه می کنی . هر پاساژ اقیانوسی است و خیابان های شهر رودخانه هائی بزرگ اند که آخرش به پاساژ ها می رسند . همه ی رودها به اقیانوس می رسند. من با قایقی سوراخ وسط اقیانوس چه می کنم ؟ "

.در یکی از آن نیم روزهای روشن و بسیار سرد ماه بهمن بود که کتاب یوسف آباد خیابان سی و سوم  را یک نفس و تا به انتها خواندم . داستانی در چهار فصل و با راوی های متفاوت ... اما در یک جغرافیای مشخص و آشنا . بسیار آشنا . تهران ! در واقع راوی اصلی در یوسف آباد ... تهران است . شهری بزرگ و خاکستری که با همه ی غریبی ها و آشفتگی ها و سنت هایش ، سعی می کند مدرن باشد . شهری که چون مونثی بزرگ تر ، آدم ها می توانند در آن خود را و گم شده ی خود را بیابند : " ... مونث خیلی بزرگ تر ... چه اصطلاح تکی ! تکلیف من روشن بود . باید روزمرگی ام را گم و گور می کردم و سفت می چسبیدم به اسمی که همان موقع به ذهنم رسیده بود . ملکه ی خاکستری . تهران ملکه ی خاکستری بود و اگر توی ملکه گم می شدم ، لیلا خودش پیداش می شد . فقط باید می شدم همان عکاسی که همیشه بودم ... "  کتاب سینا دادخواه ، بافت و ساختاری نزدیک به خاطره دارد و در کنار حضور آشنا ، پر رنگ و زنده ی تهران در روزها و سال های دهه ٨٠ ، حس نوستالژیک تحسین برانگیزی را برای خواننده خلق می کند . او در یوسف آباد ... زندگی این سال های ما را در این شهر بزرگ نوشته است . آینه ی هزار تکه شده ای که هر کس می تواند در قطعه ای از آن ، تصویری از خود را بیابد . خواندن آن را به دوستان کوه نورد تهرانی پیشنهاد می کنم .

.

انتشارات : چشمه       تعداد صفحات : ١١۴         قیمت : ٢۴٠٠٠ ریال

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٥٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


پیشنهاد موسیقی : رعنا فرحان

                              

سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانش   مستانه شد حدیثش پیچیده شد زبانش

گه می‌فتد از این سو گه می‌فتد از آن سو   آن کس که مست گردد خود این بود نشانش

چشمش بلای مستان ما را از او مترسان    من مستم و نترسم از چوب شحنگانش

رعنا فرحان خواننده جاز و بلوز ایرانی مقیم نیویورک ، این روزها توجه شنوندگان و منتقدین زیادی را با ترکیب منحصربفردی از اشعار کلاسیک ایران و موسیقی جاز و بلوز امریکا بخود جلب کرده . جنیفر لیتون منتقد امریکایی (از ایندی میوزیک دات کام) صدای او را مطلقأ زیبا ، فریبنده و مرموز توصیف می کند : صدای این خواننده ایرانی برف را آب می کند .
رعنا فرحان در آلبوم اخیرخود به نام " بازآمدم " از اشعارمولانا و حافظ الهام گرفته و موسیقی جاز و بلوز را با سبکی امروزی با اشعار فارسی ادغام نموده. حضور عناصر موسیقی غربی در موسیقی معاصر ایران چیز تازه ای نیست ولی ترکیب بلوز و جاز با زبان فارسی با تکنیک آواز محکم و صدای جا افتادۀ او برای شنوندگان فارسی زبان و خارجی به یک اندازه شگفت انگیز و نو می باشد ... نشریه سه پنج

لینک دانلود http://www.4shared.com/file/238348534/db5868a2/03-_Drunk_With_Love.html

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٢٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


عکس روز

خبرگزاری رویترز ( ماناگوا )

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


پرونده ی مرگ 8 کوه نورد در ویکی پاکوب

بعد از گذشت بیش از یک ماه از حادثه ی تکان دهنده ی مرگ ٨ کوه نورد در محور کوهستانی شمشک به دیزین ،  سایت ویکی پاکوب مجموعه ای از اخبار ، اطلاعات ، دیدگاه ها ، نقد و بررسی و ... این فاجعه ی تلخ و تراژیک را در اختیار جامعه ی کوه نوردی ایران قرار داده است . سایت ویکی پاکوب در حال تبدیل به بزرگ ترین و معتبرترین دانش نامه ی آزاد کوه و کوه نوردی در ایران است . شما هم می توانید حضور و همکاری خود را در پروسه ی پویائی و تکامل آن تجربه کنید :

http://wiki.pakoob.com/index.php

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


پیشنهاد وبلاگ : مجموعه ای از دانلودهای سودمند

                                          

در این روزهای آخر سال ، فرصت دیدار از وبلاگ مجید باغینی پور را از دست ندهید . این کوه نورد و دانشمند زبان شناس کرمانی ، با ارائه ی مجموعه ای از دانلودهای سودمند با موضوعات کوه ، کوه نوردی ، زبان شناسی و ...  کاری بسیار ارزشمند و قابل توجه را در وبلاگ خود به انجام رسانده است . ببینید :

http://baghinipour.blogfa.com

.

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


شمال مغناطیسی از استوا سر در می‌آورد؟

نگاهی به سرعت گرفتن پدیده جابه‌جایی قطب‌های مغناطیسی زمین : شفق قطبی در آسمان تهران ! شاید در چند دهه پیش موضوع جذاب و هیجان‌انگیز جابه‌جایی قطب‌های زمین صرفا با ترسیم فرضی شرایط زمین در آینده مورد بحث و بررسی قرار می‌گرفت، اما بتدریج به آن آینده نزدیک می‌شویم . موضوع بسیار ساده است ؛ قطب‌های مغناطیسی زمین در حال حرکت و جابه‌جایی هستند .

در این صورت دور از ذهن نخواهد بود که تا چند دهه آتی، شفق چشم‌نواز قطبی در آسمان تهران و کشورهای اطراف هم قابل روِیت باشد ! شاید بهتر باشد از این پس با دقت بیشتری به قطب نمای خود نگاه کنیم ، زیرا قطب شمال مغناطیسی زمین در حال جابه‌جایی و عوض کردن جای خود با قطب جنوب مغناطیسی است . البته نباید خیلی هم نگران بود ، چون خبر از جابه‌جایی جغرافیایی دو قطب نیست، بلکه تنها از بعد مغناطیسی جای خود را با یکدیگر عوض می‌کنند. بحث جابه‌جایی قطب‌های مغناطیسی زمین، موضوع بحث‌برانگیز چندان تازه‌ای نیست.  در دهه‌های گذشته تحقیقات دامنه‌داری در این زمینه انجام شده و حتی در ناسا رشته مطالعات گسترده‌ای با تمرکز بر سرعت و دیگر فاکتورهای تعیین‌کننده در این فرآیند به مرحله اجرا درآمده است ؛ اما تحقیقات جدیدی در این زمینه به عمل آمده که موجب حیرت دانشمندان علوم زمین‌شناسی شده است؛ فرآیند جابه‌جایی قطب‌های مغناطیسی زمین با سرعت خیره‌کننده 64 کیلومتر در سال در حال انجام است . جام جم آنلاین

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٥٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


نسل رو به انقراض کهن سالان کوه های تالش

ساکنان کوه های تالش در جمهوری آذربایجان که روزگاری درازای عمرشان شهره آفاق بود ، امروز جوان تر از گذشته جان می سپارند . تام اسلمونت خبرنگار بی بی سی از انقراض نسل کهنسالان این منطقه گزارش می دهد : ... زندگی مدرن ، نسل آتی مردم تالش را متحول کرده است . کارشناسان می گویند طول عمر آنها کوتاه تر شده است . دیوارهای موزه "طول عمر" در شهر لریک پوشیده از تصاویر سیه چرده مردم محلی است که به صدسالگی رسیده اند . دلارا فتح اللهف مدیر این موزه می گوید : "این روزها مردم آنقدر تلویزیون می بینند که دیگر فرصتی برای تحرک جسمی ندارند ."  "فشار و اضطراب کاری و سفرهای زیاد هم مزید بر علت است . خیلی چیزها عوض شده است. کهن سالان نسل رو به انقراضی هستند . "  در این ارتفاعات برفی، شاید جای تعجبی نباشد که کهن سالان این روستاها از هوای پاک و تازه و وفور میوه و چای بهره می برند . مردم اینجا تنباکوی باغچه خود را دود می کند نه سیگارهای کارخانه ای را . اما آسفالت جاده ها حکایت از این دارد که زندگی مدرن که زمانی تنها از آن سخن می رفت ، امروز به واقعیت بدل شده است . آلودگی ، ترافیک و فشارهای زندگی باکو تنها چند ساعت بیشتر با این منطقه فاصله ندارد . بنظر می رسد که این بر مفهوم طول عمر در کوه های تالش اثر گذاشته است . شاید بزودی خاطره ای متعلق به اعصار گذشته بشود .

گزارشی از BBC

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٢٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


مراسم یادبود حمید کاظم زاده در دانشگاه تهران

انجمن کوه نوردی دانشگاه تهران به منظور قدردانی از حمید کاظم‌زاده ، مراسمی را با حضور اساتید و کوه نوردان فعال دانشجویی برگزار می‌کند . به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران ، انجمن کوه نوردی دانشگاه تهران در آستانه دهمین سال تاسیس خود درنظر دارد به منظور بزرگداشت یاد و خاطره رهنورد فقید "حمید کاظم‌زاده"، از دانشجویان این دانشگاه ، مراسمی را در روز دوشنبه 17 اسفند، ساعت 17 در تالار آمفی‌تئاتر پردیس علوم برگزار کند.

عکس از وبلاگ ایران سرزمین من ( آخرین عکس حمید کاظم زاده در لحظاتی قبل از سقوط بهمن )

*******

حمید کاظم زاده به عنوان یکی از اعضای تیم کوه نوردان دوره ی آزمایشی باشگاه دماوند در برنامه ی کلاس آموزشی " غار برفی " این باشگاه حضور داشت  و در جریان حادثه ی ریزش بهمن های جاده ی شمشک به دیزین جان خود را از دست داد . نقد و بررسی پاره ای از تصمیمات و اشتباهات مرگبار " فرشاد خلیلی " سرپرست و مربی این کلاس آموزشی ، موضوع یکی از یادداشت های این وبلاگ است :

http://news83.persianblog.ir/post/1880

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


جی‌پی‌اس چراغ قوه ای !

دستگاه‌های جی‌پی‌اس از زمان جاافتادنشان ، موفقیت‌های زیادی کسب کرده‌اند و تقریبا به ‌امری عادی بدل شده‌اند . به‌جز بحث سواره‌نظام، پیاده‌ها نیز نیاز به جی‌پی‌اس دارند ، این دستگاه که شبیه چراغ‌قوه است ، مسیر حرکت بهینه را روی زمین و دو _سه گام جلوتر از شما می‌اندازد و می‌توانید همانند بازی‌های کامپیوتری ، دنیای واقعی را تجربه کنید . جام جم

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


فاجعه ی دیزین : روایت رویا روزبهانی از گروه همت

رویا روزبهانی یکی از اعضای گروه کوه نوردی همت شمیران و از شاهدان فاجعه ی مرگ ٨ کوه نورد در سقوط بهمن های محور شمشک _ دیزین ، روایتی از حادثه را در بخش نظرات خوانندگان وبلاگ ایران سرزمین من نوشته است . خطاب به شجاعی پارسا و خطاب به دیگر اعضای تیم باشگاه دماوند :

" من رویا هستم . شاید تنها شاهدی که می دانستم سعید چرا رفت با اینکه منطقه را مثل کف دستش میشناخت !!! و حتی پیش از این بارها در کمین بهمن توی همون جاده نشسته یود تا هیبتش رو تماشا کنه !!! وقتی درش آوردن نزدیک ترین فرد به نادیا بود . ما هر دو تا تو صحنه بودیم . ولی اون یه زور منو فرستاد عقب . گفت من می تونم درش بیارم !!!  من کنار لودر عقبی پناه گرفتم و منتظر موندم , تا اینکه باد بهمن بعدی داشت کورم میکرد هنوز درک نکردم که چی شده . وقتی برگشتم همه چی عوض شده بود !!! از لودر پایینی و از سعید و بقیه خبری نبود !!! قبول دارم که شوکه شدم ولی عقلم درست کار می کرد . از بچه هاتون پرسیدم که آیا کسی شماره ای از بچه های همت داره ؟ یکی شماره حمید مساعدیان رو داشت.که فوری بهش زنگ زدم . وضعیت رو واسش درست شرح دادم و پرسیدم اون ها چقدر شانس دارن ؟ چیزی که به من گفت این بود که فقط افرادی که تو منطقه هستند می تونن کاری بکنن . چون که زمان از همه چیز مهم تره . به همتون گفتم .  ولی شما ترسیده بودین !! گفتین که ما کار آموزیم و روحیه مون رو از دست دادیم !!!! خدای من !!!  هنوز هم باورم نمیشه که همتون وایسادین و زنده یه گور شدن رفیقاتون رو نگاه کردین !!! من همه زورم رو زدم تا درشون بیارم و دیدید که اگه کمک اون چند تفری که دست به کار شدن نیود 2 نفر زنده بیرون نمی اومدن . می دونم که الان 1000 دلیل دارین که خودتون رو توجیه کنین ولی ... بگذریم . خیلی ها از گزارشتون تعریف و تمجید کردن . ولی شما خیلی چیز ها رو سانسور کردین !!!  شاید نقش من همین بود که شاهد باشم , شاید روزی که شهامت دیدن فیلمی که آخرین لحظه های زندکی سعید رو ثبت کرد داشته باشم این قصه جور دیگری روایت بشه "

از بخش نظرات خوانندگان وبلاگ پرویز شجاعی پارسا

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


جنگل‌های ایران در گالری تلخ

عکس‌های مهدی آشنا با موضوع جنگل‌های ایران در کافه گالری تلخ  از ۱۵ تا ۲۵ اسفندبه نمایش درخواهد آمد . مهدی آشنا گفت : جنگل و درختان درهم تنیده و فضاهای بکر همیشه برای من و کل جامعه عکاسی سوژه‌ای ناب و مورد تایید و علاقه بوده و هست . در این نمایشگاه که از ۱۵ تا ۲۵ اسفند در کافه تلخ به نمایش در می‌آید ۱۲ اثر از مجموعه جنگل‌های چمستان شمال نیز در معرض دید علاقه‌مندان قرار خواهد گرفت . وی افزود: هدف از این نمایشگاه به صدا درآوردن زنگ خطر برای مردم در مورد گرمایش زمین و کم شدن فضاهای مورد علاقه دوستداران طبیعت است . فضاهایی که امروزه بسیار کم شده‌اند زیرا جاده‌ها و راه‌هایی که انسان‌ها می‌سازند این اماکن را در معرض نابودی قرار داده است .

تهران _ چهارراه کالج _  خیابان حافظ شمالی _ نبش بن بست حیات

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


دنی بویل با فیلم تازه به کوه نوردی می‌رود

دنی بویل فیلم ساز انگلیسی می‌گوید فیلم جدید او « ساعت 127 » یک درام انسانی است که به کندوکاو روح آدمی می‌پردازد . ساخته جدید بویل ، حل و هوایی ورزشی دارد و کل صحنه‌های آن در دو ماه مارس و آوریل فیلم برداری خواهد شد . گروه سازنده فیلم با حضور در منطقه کوهستانی اوتا به مدت چهل و دو روز به کار فیلم برداری «ساعت 127» می‌پردازند. فیلم که بر اساس یک ماجرای واقعی ساخته می‌شود، قصه زندگی « Aron Ralston » کوه نورد معروف است.

           

 او در همان سال 2003 هنگام یکی از عملیات کوه نوردی خود در منطقه گراند کانیون، زخمی شد و یک دست خود را از دست داد. راستن که چند روز در این محل بود، بالاخره توسط چند کوه نورد دیگر پیدا شد.  وی قصه زندگی خود وتجربیات کوه نوردی‌اش را در یک کتاب نوشت . این کتاب با نام «در میان یک صخره و یک مکان سخت» خوانندگان زیادی را جذب خود کرد. فیلمنامه فیلم را «سایمن بیوفوی» نوشته است و «جیمز فرانکو» در آن نقش راستن را بازی می‌کند.  خبرگزاری فارس

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


در خلوت یک روز باران ریز ...

زنگ باران به صدا می آید

آدم اینجا تنهاست

و در این تنهائی ، سایه ی نارونی

تا ابدیت جاری ست ... 

                                                     "سهراب سپهری "

.

***

عکس : فرامرز نصیری

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


زلزله شیلی طول شبانه روز را کاهش داد

محققان سازمان هوا _ فضای آمریکا ، ناسا ، می گویند طول شبانه روز به خاطر زلزله مهیب شیلی کاهش یافته است . ریچارد گراس، از محققان مرکز تحقیقاتی جی پی ال ناسا در کالیفرنیا به همراه تعدادی از همکارانش با انجام محاسباتی به این نیتجه رسیده اند که به خاطر زلزله ۸/۸ ریشتری شیلی، سرعت گردش وضعی زمین افزایش یافته و این موضوع طول شبانه روز را کمی بیشتر از یک میلینیوم ثانیه کاهش داده است.البته این تغییر به قدری کم است که کسی متوجه آن نخواهد شد . محققان می گویند علت این کوتاه شدن جزئی طول روز، جابجایی صورت گرفته در پوسته زمین است. برایان بپتی، از سازمان جغرافیایی بریتانیا می گوید ساختار انعطاف پذیر پوسته زمین باعث می شود در اثر تکان های شدید تغییر شکل دهد و به این وسیله در طول شبانه روز تغییر ایجاد کند. آقای بپتی گفت: "کره زمین سخت نیست و اقیانوس ها و اتمسفر حرکت می کنند. این رخدادها تکان خوردن محور زمین را به همراه دارد که تغییرات قابل ملاحظه ای را به همراه دارد."

گزارشی از BBC

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


فاجعه ی دیزین و ضرورت شکایت قضائی خانواده ی قربانیان

حشمت حیدریان در مقاله ای با عنوان " کوه نوردی ، حادثه ، قانون "  با تاکید بر ضرورت و اهمیت توجه به حقوق ورزشی نوشته است :

 "  آگاهی از حقوق که جایگاه ویژه ای در حفظ نظم جامعه دارد می تواند تا حد زیادی از وقوع حوادث که منجر به از میان رفتن سرمایه های انسانی و مالی می گردد ، جلوگیری کند و به این دلیل می توان گفت که حقوق ورزشی یکی از ارکان علوم ورزش است ... گاهنامه انجمن شماره 9 "

او هم چنین در تلاش برای تعمیم و تدوین این حقوق در ورزش کوه نوردی و در بخش های مربوط به مسئولیت سرپرستان ، مربیان و گروه ها و باشگاه های کوه نوردی ، می نویسد :

"مسئولیت قانونی سرپرست : تلاش در حفظ جسم و جان کوه نوردان در برابر خطرات احتمالی ( جلوگیری از بروز حادثه و نیز فعالیت امدادی درست پس از حادثه)  ...  مسئولیت مربی : اجرای صحیح برنامه ، مراقبت از کارآموزان ، پیش بینی خطرهای احتمالی ... مسئولیت گروه ها و باشگاه ها : مراقبت از اعضای گروه یا باشگاه در برنامه ها و اداره ی کلیات برنامه ها از وظیفه های مدیران گروه یا باشگاه است ... براساس مفاد ماده یک قانون مسئولیت مدنی ، بروز حادثه می تواند دلیلی برای اقامه دعوا علیه مدیران گروه یا باشگاه باشد "

 

آمار تلفات انسانی در برنامه های باشگاه دماوند و در طی سالیان اخیر ، از روندی رو به افزایش و بسیار نگران کننده خبر می دهد . چه باید کرد ؟ در این باشگاه چه می گذرد ؟ آیا اصولا  _ و در عمل _ نظارتی بر فعالیت و کم و کیف مسائل مدیریتی و روش های عضو گیری و سیستم های آموزشی این گروه ها و باشگاه ها ، از سوی فدراسیون کوه نوردی و یا دیگر ارکان سازمان ورزش این مملکت وجود دارد ؟ باشگاه های کوه نوردی ، مجوز و پروانه ی فعالیت خود را از سازمان تربیت بدنی می گیرند و این گونه به نظر می رسد که در این سازمان هیچ طرح و برنامه ای برای رسیدگی و نظارت بر کمیت و کیفیت عملکرد این باشگاه ها وجود ندارد . آیا کسی می داند بعد از کشته شدن امیررضا امیرامینی در یکی از برنامه های باشگاه دماوند ، چه واکنش و برخوردی از سوی سازمان تربیت بدنی برای توجه به این باشگاه صورت گرفت ؟ بعد از مرگ ویکتوریا کیانی راد و امیراحمدی در اعماق غار پراو چطور ؟ آیا کسی می داند ؟ آیا مرگ سامان نعمتی در برنامه ی نانگاپاربات توانست توجه متولیان رسمی کوه نوردی ایران و مدیران سازمان تربیت بدنی را به صورتی جدی و مسئولانه به آنچه درون باشگاه دماوند می گذرد جلب کند ؟ باید شاهد چند حادثه و کشته شدن چه تعداد از جوانان این سرزمین در برنامه های باشگاه هائی مانند دماوند باشیم تا سرانجام این توجه جدی و مسئولانه رنگ واقعیت به خود بگیرد ؟

آیا از مجموعه ی تلاش ها و صحبت های پدر سامان  _ که از بی اعتنائی تشکیلات رسمی کوه نوردی و دستگاه ورزش به تنگ آمد و سرانجام راه حل قضائی را انتخاب کرد _ چیزی در خاطر کسی مانده است ؟

"وقتی انجمن کوه نوردی ، باشگاه دماوند ، فدراسیون و یا هر تشکلی دیگر در کوه نوردی چه به لحاظ عدم توانایی و یا بهر دلیل دیگر قدمی در جهت تحلیل و بررسی موشکافانه این حادثه برنداشتند و تمامی درها برای رسیدن به واقعیت بسته شد و تنها راهی که برای خانواده محترم سامان بعنوان یک حق طبیعی باقی ماند اقدام قضایی بود ... "

و آنجا که این پدر در هر قدم به همگان هشدار می داد و اعلام می کرد انگیزه اش نه محکومیت این یا آن فرد و باشگاه ، بلکه :

" مقابله با آن تفکر غلطی است که وجود دارد و در صورت اصلاح نشدن در آینده باز حادثه ساز خواهد شد ... بررسی موشکافانه این موضوع در جهت  کاهش این اتفاقات و جلوگیری از تکرار ضرورتی واضح و روشن دارد ... "

باقی حکایت را دیگر همه می دانیم ! دری که قرار است هم چنان بر پاشنه ی کهنه و قدیمی خود بگردد و جوانانی که قرار است هم چنان در برنامه های کوه و در حوادث ناشی از خطاهای انسانی جان خود را از دست بدهند !

باشگاه دماوند برای به خود آمدن و برای احیای دوباره و بازگشت سربلند به جامعه ی کوه نوردی ایران نیاز به شوک دارد . یک شوک اساسی که می تواند تعطیل و تعلیق موقت کلیه فعالیت های این باشگاه باشد . باشگاه دماوند برای نجات خود از حوادث مرگبار پی در پی و بحران های عمیق ناشی از آن ، نیاز به اصلاحات دارد . اصلاحاتی اساسی و رادیکال . نوعی بازنگری و تغییرات بنیادین در تفکر و شیوه های مدیریت و ساختار تشکیلاتی و سیستم های آموزشی .

به دلیل عدم اطلاع از شرایط و ظرفیت های خاص این باشگاه نمی توانیم برنامه ای روشن و مشخص را به مدیران آن پیشنهاد کنیم اما اصرار و پافشاری خود را بر یک نکته رها نخواهیم کرد : این میزان حوادث مرگبار ، این میزان تلفات انسانی برای یک باشگاه کوه نوردی عادی نیست و نشان از ضرورتی جدی و انکار ناپذیر برای اصلاحات و تغییر می دهد !

 

اما و از سوئی دیگر ، به نظر می رسد فشار برای آغاز دگرگونی های بنیادین در این باشگاه باید از بیرون اعمال شود و گونه ای از این فشار بیرونی می تواند شکایت قضائی خانواده های قربانیان حادثه ی اخیر باشد . فشارهائی که به قول پدر سامان می تواند در جهت مقابله با تفکرات غلطی باشد که در صورت بقا ، هم چنان زمینه ساز حوادث مرگبار آینده در این باشگاه خواهد بود . اما چرا تحمیل و فشار بیرونی و مثلا شکایت قضائی خانواده های جان باختگان ؟ پاسخ روشن است : در این باشگاه و در نزد مدیران و مسئولان آن ، هنوز _ و حتی بعد از مرگ 8 کوه نورد در حادثه ی دیزین _  آن خواست و اراده ی جدی برای بازنگری وجود ندارد . کافی ست نگاهی به یکی از آخرین اطلاعیه های منتشر شده ی این باشگاه در سایت اینترنتی اش داشته باشید . کاربرد کلمات و جملاتی که فقط می تواند حاکی از نوعی غرور و خود بزرگ بینی در نزد مدیران این باشگاه باشد که گمان می برند حق دارند و می توانند برای دیگران و در هر زمینه ای ، تعیین تکلیف داشته باشند و گمان می برند حق دارند و می توانند به هر تفکر انتقادی و به هر کس که مانند آنان فکر نمی کند انواع تهمت ها و تمسخر ها را روا دارند :

شاید برای آنان که تنها عاشق حاشیه ها هستند تا خودی به نمایش بگذارند در این دنیای اندیشه های کوچک , این حادثه ! جشنواره ای فرخنده باشد ! ... شاید برای آنان که پر ادعا  باورهای خام خود را به رخ دیگرانی که ناآگاه و عجول در انتظار نظردیگران نشسته اند مجالی خوش آید ! ... آنانکه دل دل می زنند برای حادثه ها تا نامی !!! بدست آوردند ... سایت باشگاه دماوند  "

و جالب است که همه ی این توهین ها و تهمت ها و تمسخرها و این ادبیات درخشان (!!) را نثار کسانی می کنند که تاکنون به صورتی متین و منطقی به ابراز نظر و عقیده ی خود پرداخته اند و جالب است که در عین حال و در مواجهه با طرح هر گونه نقد و پرسشی پیرامون حادثه ، توجه به وضعیت روحی خانواده ها و بستگان قربانیان حادثه را طلب می کنند . آن وقت خودشان ...

نه ! اینان هنوز به خود نیامده اند . هنوز از آن قله های بلند توهم و خودبزرگ بینی قدمی پایین نگذاشته اند . حتی بعد از مرگ 8 کوه نورد . این اطلاعیه و ادبیات استفاده شده در آن به روشنی نشان می دهد که : شکایت قضائی خانواده های قربانیان حادثه _ به عنوان حقی طبیعی و قانونی _ و تعطیلی و تعلیق موقت کلیه فعالیت های تشکیلاتی این باشگاه ، به منظور جلوگیری از حوادث مرگبار آینده ، یک ضرورت است !

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


نقد و بررسی اشتباهات فرشاد خلیلی در آن پنج شنبه ی سیاه

کوه نوردی هم مانند هر ورزش دیگری دارای قوانین ، اصول و بنیان های آموزشی خاص خود می باشد . قوانین ، اصول و بنیان هایی که امروزه  _ و بیش از هر زمان دیگری _  با شاخه های مختلف علوم پیوند یافته و نقش حیاتی آن  در انجام هر گونه فعالیت و برنامه موفق و ایمن در این ورزش ، واقعیتی غیر قابل انکار به شمار می رود . نگاهی گذرا به پاره ای از حوادث تراژیک و مرگبار کوه نوردی ایران به روشنی گواه بی اعتنائی و عدم توجه جدی سازمان دهندگان و سرپرستان و شرکت کنندگان در برنامه های کوه به این قوانین ، اصول و بنیان های علمی و آموزشی می باشد . بعد از حادثه ی سیل دره ی اندرسم در تابستان سال 84 و مرگ یازده تن از کوه نوردان استان قزوین ، ریزش بهمن های متوالی محور شمشک _ دیزین در روز پنج شنبه 15 بهمن 1388 ، یکی دیگر از تلخ ترین و غم بار ترین روزهای تاریخ کوه نوردی ایران را با مرگ 8 کوه نورد استان تهران رقم زد . انتشار گزارشی تقریبا کامل و لحظه به لحظه از جریان این حادثه توسط یکی از شاهدان و بازماندگان به نام پرویز شجاعی پارسا در وبلاگ ایران سرزمین من ، موجب گردید بتوانیم تلاشی را در جهت نقد و بررسی عملکرد سرپرست برنامه " فرشاد خلیلی " به انجام برسانیم . تلاشی که هدف آن دست یابی به تجربیات و آموزه هایی برای به حداقل رساندن این گونه وقایع و رویدادها در کوه نوردی کشورمان می باشد.

.

***

حادثه ی روز پنج شنبه 15 بهمن 88 برای تیم اعزامی باشگاه دماوند بوده است . تیمی حدودا سی نفره از کار آموزان کوه نوردی و داوطلبان عضویت رسمی این تشکل که به سرپرستی و مربی گری فرشاد خلیلی و دو کمک مربی به نام های حسن بیرجندی و پیمان ثروت ، همراه با دو مینی بوس برای اجرای کلاس آموزش غار برفی _ با پرداخت هزینه ی هر نفر 250000 ریال _ عازم گردنه ی دیزین می شوند . بررسی اظهارات بازماندگان و گزارش منتشر شده ی شجاعی پارسا نشان دهنده ی زنجیره ای از اشتباهات فرشاد خلیلی به عنوان سرپرست برنامه است که تیم کوه نوردان مبتدی و کارآموزان باشگاه دماوند را گام به گام به فاجعه نزدیک کرده است :

 

 اشتباه اول

انتخاب گردنه ی دیزین به عنوان منطقه ای دوردست ، مرتفع  و دارای جاده ارتباطی فوق العاده خطرناک در فصل زمستان ، برای برگزاری کلاس آموزشی کوه نوردان مبتدی ،  انتخابی اشتباه بوده است . برای هر سه ویژه گی ذکر شده این منطقه نیز می توان دلایلی را ذکر کرد . دوردست : که امکان و ظرفیت عملیات امدادی در مواقع لزوم را بسیار محدود و با مشکل روبرو می کند .  مرتفع : که در فصل زمستان مترادف با سرمای شدیدتر و یخ زدگی است و بخصوص برای اجرای کلاس آموزش غار برفی بسیار بی معناست...

 

 " توسط مرحوم خلیلی ، محل های کندن غار مشخص شد و همنوردان در گروه های 5 و یا 6 نفره مشغول به کندن غار برفی شدند . پس از اندک زمانی متوجه شدیم که مشغول کندن غار یخی هستیم نه برفی . چرا که لایه های پایینی برف کاملا" تبدیل به یخ شده بود و کندن آنها انرژی بسیار زیادی را می گرفت ولی ناامید نشدیم و کار را با شدت بیشتر ادامه می دادیم ... از گزارش شجاعی پارسا "     .    و خطرناک به لحاظ راه ارتباطی : با وضعیت محور شمشک به دیزین در فصل زمستان ، اغلب کوه نوردان و اسکی بازان استان تهران آشنائی دارند . اولین محور کوهستانی است که با آغاز اولین بارش ها ، خطرناک و غیر ایمن و یا مسدود بودن آن توسط اطلاعیه های پلیس راه اعلام می شود و اولین محور کوهستانی است که با آغاز اولین بارش های برف ، خبر ریزش بهمن های سهمگین آن را بلافاصله در خبرها می شنویم .

.

اشتباه دوم

 بی اعتنائی و عدم توجه فرشاد خلیلی به عنوان سرپرست برنامه به پیش بینی ها و اعلام وضعیت جوی توسط سازمان هواشناسی و دیگر سایت های معتبر ، به هیچ عنوان پذیرفتنی نیست . اطلاع و آگاهی دقیق از وضعیت آب و هوائی منطقه ، یکی از همان قوانین ، اصول و بنیان هایی ست که در بالا به آن اشاره شد و در بسیاری از متون آموزشی به عنوان یکی از وظایف اساسی سرپرستان ، تاکیدهای فراوانی برای آن وجود دارد :

" شرح وظایف سرپرست ... حفظ ایمنی : مهمترین موضوع در برنامه های کوه نوردی ، ایمنی اعضاست که از همان مرحله ی برنامه ریزی باید در دستور کار قرار گیرد ... چک لیست سازماندهی و راهبری گروه ... پیش از برنامه : از پیش بینی وضع هوا و شرایط بارندگی ، ریزش بهمن و ... آگاه شوید ... طرح درس مربی گری درجه 3 کوه پیمائی ویژه مربی _ انتشارات فدراسیون "

" رهنمودهائی برای اجتناب از بهمن زدگی به کوه نوردان و اسکی بازان : ... همیشه از توصیه های هواشناسی مطلع باشید و از آنها پیروی کنید ... گاهنامه آموزش شماره 1 _ انتشارات باشگاه دماوند"

" قبل از بروز حادثه باید پیش بینی کرد : در صورتی که می توان پیش بینی هوای بد را نمود... هم چنین بلافاصله بعد از ریزش برف تازه ، بهتر است از اجرای برنامه کوهستانی منصرف شد ... جزوه بهمن شناسی _ انتشارات باشگاه دماوند "

.

اما حکایت تیم کارآموزان باشگاه دماوند به سرپرستی فرشاد خلیلی از گونه ای دیگر است . نه فقط به پیش بینی و اعلام وضعیت جوی توجه نمی شود ... "دستور حرکت توسط مرحوم خلیلی که سرقدم بود صادر شد ، من پشت سر او و دیگران پشت سر من به راه افتادیم . در طول مسیر با ایشان کمی هم صحبت شدم و اولین چیزی که گفتم در باره هوا و هواشناسی بود و ایشان گفت فکر نمی کردم هوا به این حد خراب باشد... از گزارش شجاعی پارسا و در نتیجه لغو یا تغییر برنامه به موقعیتی مناسب تر صورت نمی گیرد بلکه در مواجهه رودرو با شرایط بحرانی  منطقه نیز همچنان اصرار برای ادامه ی برنامه وجود دارد . جالب است که شجاعی پارسا به عنوان یک کارآموز مبتدی می تواند تصمیم عاقلانه ی بازگشت را تشخیص دهد اما فرشاد خلیلی نمی تواند : " ... هر چه به گردنه دیزین نزدیکتر می شدیم وضعیت هوا به مراتب بدتر میشد ... پس از اندک  زمانی و در حدود ساعت 9 صبح ، به غیر از خودروهای دو دیفرانسیل باقی خودروها  با مشکل جدی مواجه شدند و خیلی ها تصمیم عاقلانه گرفتند و بسمت تهران مراجعت کردند ...

بالاخره مینی بوس ما هم در دو کیلومتری گردنه دیزین  به دلیل حجم زیاد برف بر روی جاده و همینطور نامناسب بودن لاستیک هایش به مشکل خورد و پس از حدود یکساعت تلاش بی نتیجه ، در نهایت، لودر راهداری به کمک ما شتافت و مینی بوس را از برف رها کرد و کمک کرد که به سمت تهران برگردد و ما پیاده به  سمت گردنه دیزین راهی شدیم ... از گزارش شجاعی پارسا "

 

نکته 1 : راهداری محور شمشک _ دیزین را مسدود نکرده بود ... علائم هشدار دهنده ای در مسیر وجود نداشت ... وضعیت و نظام مدیریت راه های کشور نابسامان است ... و ده ها و ده ها مسئله ی دیگر که همه ما بخوبی از آن آگاهی داریم ... اما و آیا این ها می تواند پاسخ و توجیه مناسبی برای تصمیمات غلط و اصرارهای نابجای ما برای ادامه برنامه باشد ؟ مگر نه آنکه ما به عنوان سازمان دهندگان و سرپرستان برنامه های کوه بایستی پیش از و بیش از هر چیز دیگری تابع قوانین ، اصول و بنیان های ورزش خود باشیم و از آن ها پیروی کنیم ؟ اجرای برنامه و اعزام تیم از اساس اشتباه بوده است و این منطقی و پذیرفتنی نیست که حالا برای گریز از پاسخ گوئی و طفره از قبول مسئولیت بگوئیم چرا مسیر را مسدود نکرده بودند و چرا ...  ضمن آنکه در عمل دیدیم حتی با وجود مسدود بودن مسیر به دلیل شرایط طبیعی ( حجم برف ) باز هم اصرار برای اجرای برنامه وجود داشته است و ضمن آنکه در عمل دیده ایم که حتی با وجود مسدود اعلام کردن جاده  : سه سال پیش تیمی از اعضای _ باز هم _  آزمایشی باشگاه دماوند به سرپرستی بهنام ناصحی و با کمک مهیار پورعبداله بعد از مواجه شدن با بسته بودن محور شمشک _ دیزین به دلیل خطر ریزش بهمن ، حرکت پیاده ی خود را به طرف گردنه دیزین ادامه می دهد که آنان نیز دچار حادثه بهمن می شوند و پیکر بی هوش جواد قارایی را از زیر برف ها بیرون می کشند و ... ( نقل: یکی از مربیان باشگاه دماوند )

نکته 2 : در سایت های معتبری مانند  snow-forecast پیش بینی و اعلام وضعیت جوی برای سه نوبت صبح ، بعدازظهر و شب صورت می گیرد و لذا نمی تواند منطقی و پذیرفتنی باشد که به امید و احتمال بهبود اتفاقی (!) شرایط آب و هوائی عازم منطقه شویم . شاید در مورد تیمی زبده و برای اجرای صعودی دشوار و حرفه ای _ و با آگاهی و قبول مسئولیت تمام مسائل و اتفاقات ممکن _ حتی با وجود اطلاع از وضعیت جوی نامناسب برای اجرای برنامه اقدام شود اما هیچ سازمانده و هیج سرپرستی حق و اجازه کوچک ترین ریسکی را برای اجرای یک کلاس آموزشی و کوه نوردان مبتدی شرکت کننده در آن ندارد .

.

اشتباه سوم

حدود 4 ساعت بعد از رسیدن تیم به گردنه ی دیزین و تلاش برای برگزاری کلاس ، سرانجام فرشاد خلیلی تسلیم می شود و لغو کلاس آموزشی خود را اعلام می کند :

" ساعت 14بود که مرحوم خلیلی همه دوستان را جمع کرد و گفت بدلیل نامناسب بودن شرایط جوی و برف موجود در منطقه ، جهت درست کردن غار برفی ، برنامه را بایستی کنسل کنیم و به تهران مراجعت کنیم که با شنیدن این خبر همنوردان با صدای بلند اظهار خوشحالی کردند.. از گزارش شجاعی پارسا "

در زمان استقرار تیم بروی گردنه ، عکس های منتشر شده در وبلاگ ایران سرزمین من بخوبی نشان دهنده ی وضعیت جوی منطقه و بارش سنگین برف است :

.

در چنین وضعیت جوی و با این میزان بارش سنگین برف تازه ، تصمیم به راهپیمائی تیم پرجمعیت کارآموزان باشگاه دماوند در طول محور کوهستانی و ناامن دیزین _ شمشک و با آن سابقه ی آشنا در ریزش بهمن های متوالی ، تصمیمی اشتباه و بسیار خطرناک از سوی فرشاد خلیلی بوده است .

بی توجهی او به بسیاری از مفاهیم و اصول علمی آموزش های بهمن شناسی _ که خودش اغلب مدرس آن برای کارآموزان بود _ براستی غیر قابل درک می باشد . در جزوه های آموزشی خود باشگاه دماوند و در بحث های مربوط به بهمن شناسی می خوانیم :

" بعد از بارش برف تازه ، احتمال ریزش بهمن افزایش می یابد ... و در تحقیقات موسسه برف و بهمن شناسی سوئیس این نتایج بدست آمده است : همراه با باد ، میزان بارش 40 تا 60 سانتی متر دارای درجه خطر 3 بوده و به معنای خطر زیاد در جاده ها و راه های کوهستانی است ..."  

یا در کتاب " بهمن " از انتشارات دانشگاه تهران آمده است : " بدیهی است که در بین تمام عوامل شرکت کننده در تشکیل بهمن ها ، برف اصلی ترین عامل می باشد . بارش برف تازه عامل شروع سقوط بیشترین بهمن ها است . بیش از 80 درصد سقوط بهمن ها در خلال یا بلافاصله پس از بارش برف اتفاق می افتد ... "

و شاید فقط با چنین زمینه ای از اطلاعات تئوریک و علمی بتوانیم میزان بسیار بالای خطر و ریسک را در تصمیم فرشاد خلیلی دریابیم و با آمیزه ای از حیرت و شگفتی و دلهره به عکس های راهپیمائی  تیم پرجمعیت کوه نوردان مبتدی باشگاه دماوند در یکی از خطرناک ترین محورهای کوهستانی ایران نگاه کنیم !

..

اشتباه چهارم

" ساعت 15:15 و پس از طی کردن حدود 3 کیلومتر از گردنه دیزین به سمت شمشک به تجمعی از خودروها رسیدیم که در حال انتظار بودند . وقتی کمی جلوتر رفتیم متوجه سقوط بهمن و مسدود شدن جاده شدیم و عوامل راهداری با یک دستگاه لودر در حال تمیز کردن جاده بودند . مرحوم خلیلی شروع کرد به نظاره کردن بهمن و صحبت کردن با راهداران ... از گزارش شجاعی پارسا "

تیم در ادامه ی راهپیمائی خطرناک خود در جاده به نقطه ای می رسد که در اثر ربزش بهمنی تازه مسدود شده و ... در اینجا فرشاد خلیلی بدترین و بزرگترین و در عین حال آخرین تصمیم اشتباه زندگی ورزشی خود را می گیرد . اصرار برای عبور از مخروط بهمنی ! 

شجاعی پارسا در گزارش خود می گوید : " حدود نیم ساعت در این مکان در زیر ریزش برف و باد ایستاده بودیم و منتظر بودیم ... " می توان عوامل مورد اشاره در گزارش او ( ریزش برف و باد ) را با میزان و حجم بارش صورت گرفته ( نگاه کنید به عکس بالا و قطر برف در دو سوی جاده ) در کنار یکدیگر قرار داد و عمق خطری که هر لحظه تجمع کوه نوردان را در حاشیه ی خروجی بهمن تهدید می کند و هم چنین جوهر نسنجیده و غیر مسئولانه ی تصمیم و اصرار فرشاد خلیلی برای عبور از مخروط بهمن و از مقابل دهلیز یک بار تخلیه شده را با تمام وجود احساس کرد .

" باور کنید لرزه ای به تنم افتاد و خوب که دقت کردم دیدم درسته ، مرحوم خلیلی محلی را بالای بهمن شکافته و به آنسو رفته است . خیلی سریع به آقای بیرجندی علامت داد و اول یک گروه سه نفره شامل مرحوم علی اکبر ابراهیم پور ، فرشید ابوالفتح زاده و مرحوم اکبر کشاورز و گروه دوم شامل پرویز شجاعی ، حسین حیدری و خانم مینا رسولی به فرمان بیرجندی به آهستگی و احتیاط و البته با ترس و  لرز عبور کردیم... از گزارش شجاعی پارسا "

به حجم برف و شیب دیواره مانندی که فرشاد خلیلی کارآموزان باشگاه دماوند را به عبور از آن دعوت کرده است در عکس بالا نگاه کنید . آیا قرار است فقط در اتاق های امن و زیر سقف های استوار شعار پای بندی به قوانین ، اصول و بنیان های ورزش خود را بدهیم و آنگاه که زمان عمل فرا می رسد چنین غیرمسئولانه جمعیتی از شاگردان خود را به قلب فاجعه بکشانیم و زندگی و سرنوشت شان را در معرض بازی شانس و اتفاق " یا مرگ یا زندگی " بگذاریم ؟ 

گزارش شجاعی پارسا به روشنی گویای مخالفت مسئولان راهداری با تصمیم و اصرار فرشاد خلیلی برای عبور از روی بهمن است : " وقتی به مرحوم خلیلی رسیدم این آخرین جمله ای بود که شنیدم : این راهدار ، نیم ساعته که وقتمون رو گرفت و گرنه تا حالا کلی راه رفته بودیم ... "  بهمنی سقوط کرده و نقطه ای بحرانی را در محور شمشک _ دیزین بوجود آورده است . لودرها در قلب بحران به کار پاک سازی جاده مشغولند ( که درست یا غلط آن موضوع بحث دیگری است ) اسکی بازان و ردیفی طولانی از اتومبیل ها در حاشیه ی بحران در انتظار بسر می برند اما کوه نوردان ... نمی توانند صبر کنند ! نمی توانند مانند بقیه منتظر باز شدن جاده و اتمام فعالیت لودرها بمانند ! و اصلا مشخص نیست که چرا ؟ این همه ناشکیبائی و شتاب برای چه بوده است ؟ برنامه ی آنان که دو روزه بود و به لحاظ تدارکات شخصی و غذائی مشکلی نداشتند و ... تیم کارآموزان باشگاه دماوند در تصمیمی اشتباه و مرگبار از سوی سرپرست و مربی خود ، به قلب بحران می زند و دیگر ... بروز فاجعه تعجبی ندارد ! و پنج شنبه ی سیاه کوه نوردی ایران به سادگی در مقابل چشمان حیرت زده ی شاهدان شکل می گیرد و در آن روز فقط کوه نوردان کشته می شوند و فقط کوه نوردان کشته می شوند و فقط کوه نوردان کشته می شوند !! و بعد دیگر ...هر چه هست تاسف است . تاسفی عمیق و تلخ و فراموش نشدنی !

.

نکته 1 _  ارزیابی فرشاد خلیلی از فرایند تعیین احتمال سقوط بهمن های بعدی _ که به آن ارزیابی پایداری می گویند _ اشتباه بوده است . در حال حاضر تلاش می شود که فعالیت لودرها و مسئولان راهداری گناهکار اصلی در ریزش بهمن های بعدی معرفی شوند . این احتمال ممکن است درست باشد یا نباشد . در صورت درست بودن ، فقط بار مسئولیت را بر شانه های فرشاد خلیلی سنگین تر می کند و به تصمیم و اصرار اشتباه و مرگبار او نمود بیشتری می دهد . چرا که نتوانسته است درک و ارزیابی صحیح از احتمال ریزش های بعدی در نتیجه ارتعاش حاصل از فعالیت لودرها داشته باشد و تیم خود را با وجود فعالیت آنان به عبور از قلب خطر فراخوانده است و می تواند درست نباشد به دلیل فراهم بودن تمام زمینه های مساعد ( باد ، بارش سنگین برف تازه ، شیب دامنه ها و ... ) برای سقوط بهمن های بعدی از بقیه ی دهلیزهای اصلی و فرعی دیگر .

نکته 2 _  در تمام مباحث ، کلاس ها و جزوه های آموزشی بر ضرورت عبور از منطقه ی خطر به صورت انفرادی و تک تک و یا حفظ فاصله ی ۵٠ متری تاکید شده است . پایه و اساس دستور فرشاد خلیلی برای عبور سه نفره مشخص نیست . ضمن آنکه مطابق عکس های منتشر شده در وبلاگ شجاعی پارسا ، این نکته در انتهای تیم و از سوی کمک مربیان برنامه جدی گرفته نشده و عبور نفرات از منطقه ی خطر( عکس زیر ) با رعایت هیچ یک از نکات ایمنی صورت نمی گیرد .

                          

نکته 3 _ باشگاه دماوند در جزوه ی آموزشی بهمن شناسی خود آورده است : " در صورت فقدان بیل جهت برداشتن برف و یخ ، کار جست و جوی قربانیان بهمن چندان موثر نیست و کار بیهوده ای تلقی می شود " و شجاعی پارسا در گزارش خود می نویسد : " قبل از حرکت مرحوم خلیلی جهت سهولت در راهپیمایی ، گفتند نیازی به حمل بیل ها که به تعداد 11 عدد در بین دوستان تقسیم شده بود نیست و آنها را در پشت وانت آقای علی غضنفری که خود را با وسیله شخصی اش به گردنه دیزین رسانده بود ، گذاشتیم "

.

کوه نوردی هم مانند هر ورزش دیگری دارای قوانین ، اصول و بنیان های آموزشی خاص خود می باشد . قوانین ، اصول و بنیان هایی که امروزه  _ و بیش از هر زمان دیگری _  با شاخه های مختلف علوم پیوند یافته و نقش حیاتی آن  در انجام هر گونه فعالیت و برنامه موفق و ایمن در این ورزش ، واقعیتی غیر قابل انکار به شمار می رود . نگاهی گذرا به پاره ای از حوادث تراژیک و مرگبار کوه نوردی ایران به روشنی گواه بی اعتنائی و عدم توجه جدی سازمان دهندگان و سرپرستان و شرکت کنندگان در برنامه های کوه به این قوانین ، اصول و بنیان های علمی و آموزشی می باشد .

.

.

 

-------------------------------------

پی نوشت :

دوستان عزیز کوه نورد ! این حادثه می تواند ابعاد و زوایای بسیار دیگری برای نقد و بررسی و تجربه اندوزی داشته باشد . در مثال آنچه دوستان گروه کوه نوردی لواسان در باره ضرورت هماهنگی با گروه های محلی برای اجرای برنامه ها مطرح کردند . با کمک و هم فکری تک تک شما می توانیم توشه ای هر چند ناچیز برای تلاش ها و فعالیت های خود و آیندگان فراهم آوریم . عقب ماندگی و فقر بنیان های علمی و آموزشی و سایه ی تهدید حوادث مرگبار در این ورزش دوست داشتنی مان ، همان درد مشترکی ست که همگی و به یک اندازه از آن رنج می بریم . نظرات ، دیدگاه ها و آموزه های خود را از این حادثه بنویسید . تجربه نشان داده است که برای جمع بندی ، نتیجه گیری و رسیدن به نقطه ای روشن بعد از وقوع چنین فجایع تراژیکی ، نمی توانیم چشم امیدی به متولیان دولتی و غیر دولتی این ورزش داشته باشیم  . دولتی ها ، بنا بر هزار و یک دلیل و مصلحت و منفعت و ... نتایج و دست آوردهای " کمیته بررسی حوادث " خود را انتشار نمی دهند و به امید فراموشی به قفسه های بایگانی می سپارند و غیر دولتی ها ... در نزد مدیران و مسئولان  انجمن کوه نوردان نیز  ، همان منفعت ها و مصلحت ها به گونه ای دیگر همراه می شود با نفوذ پدرخوانده های باشگاهی و یا همراه می شود با دغدغه های شرکت در انواع جشنواره های یخ نوردی و سفر به فرانسه و خاطره نویسی از حال و هوای کافه های پاریس و مانع می شود از پرداختن به دلایل و ریشه های مرگ پی در پی همنوردان مان در برنامه های کوه !  ما می توانیم توانائی و ظرفیت های فکری و فرهنگی خود را در حل بحران ها و مبارزه با آن درد مشترک به تمام متولیان دولتی و پدرخوانده های غیر دولتی این ورزش نشان دهیم . ما می توانیم !

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


ترکیب نهائی تیم صعود به قله دائولاگیری اعلام شد

" پس از برگزاری هفت مرحله اردوی انتخابی و آماده سازی تیم ملی کوه نوردی کشورمان به منظور صعود به دائولاگیری هفتمین قله مرتفع جهان به ارتفاع 8167 متر ، اسامی نفرات ترکیب نهائی این تیم اعلام شد. بنا برگزارش پایگاه خبری فدراسیون: پس از فراخوان سراسری و حضور 42 کوه نورد از نقاط مختلف کشور در هفت مرحله اردو، در نهایت؛ 8 کوه نورد به عنوان نفرات اصلی و 2 کوه نورد به عنوان نفرات ذخیره ی تیم ملی انتخاب شدند که اسامی نفرات اصلی عبارتند از: ایرج معانی از اردبیل-سیدواسع سیدموسوی از کردستان- مجید نعمت اللهی از لرستان -هادی صابری و سیدحسین صالحی از کرج ومحمد نادریان، ،سیدمحمود هاشمی و محمد نصیری از تهران. ضمن این که امین معین از همدان و حسین اصغری از گلستان به ترتیب به عنوان نفرات ذخیره اول و دوم انتخاب شدند. شایان ذکر است: سرپرستی این تیم را محمود شعاعی رئیس فدراسیون به عهده دارد و جلال چشمه قصابانی به عنوان سرپرست دوم ، عظیم قیچی ساز مسئول فنی و دکتر علیرضابهپور به عنوان پزشک در ترکیب تیم ملی حضور خواهند داشت. ضمن اینکه عباس رنجبری نیز به عنوان مسئول تدارکات این تیم را همراهی خواهد کرد. "

از وبلاگ : کوه نوشت

.

---------------------------------------------------------

 ٢١ بهمن سال ١٣٨٣ در این وبلاگ و در رابطه با انجام صعودهای برون مرزی توسط فدراسیون و صرف هزینه های سنگین مالی برای اجرای برنامه هائی معمولی و عاری از هر گونه خلاقیت و نوآوری _ برنامه هائی که نتایج و دستاوردهای آن برای کوه نوردی ایران هیچگاه مورد بررسی و  ارزیابی های جدی قرار نگرفته است  _ چند پیشنهاد برای متولیان دولتی این ورزش منتشر شد . پیشنهادهائی که با توجه شرایط فعلی کوه نوردی کشورمان یعنی بروز حوادث مرگبار متعددی که به نوعی ریشه در عقب ماندگی و ضعف بنیان های علمی و آموزشی دارد ، شاید هنوز هم قابل طرح باشد :

۱ـ اختصاص این هزینه ها در جهت ایجاد و تقویت بنیان های یک تشکیلات متخصص و پایدار در امر امداد و نجات  کوهستان .

۲ـ اختصاص این هزینه ها برای تاسیس اولین مدرسه کوه نوردی در ایران و ترویج آموزش های علمی این ورزش .

۳ـ اختصاص این هزینه ها برای به کارگیری تعدادی از بهترین مربــــیان کوه نوردی جهان  به منظور ارتقا سطح دانش و آگاهی عمومی و تخصصی مربیان و کوه نوردان این سرزمین .

۴ـ اختصاص این هزینه ها جهت تقویت پایه های تشکیلاتی این ورزش و کمک به گروه های کوه نوردی بخصوص در شهرستان ها .

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


GPS : همه جا را مثل کف دستکش خود بشناسید

دستکش Xplore.XGX صرف نظر از نام عجیب و غریبش ،‌ گرم و مطبوع است و می‌تواند تمام داده‌های مورد نیاز شما را برای جهت‌یابی(GPS) ارائه کند. اگر اسکی‌بازی هستید که مسیر را چوب اسکی‌تان تعیین می‌کند، دست‌کم می‌توانید برای ناهار به پناهگاه برگردید . قیمت این دستکش هنوز مشخص نشده است. جام جم

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


تلاش برای توسعه توریسم در کوه‌های افغانستان

شرکت بین المللی کوهستان که یک شرکت فعال در حوزه فعالیت ها و تبلیغات اجتماعی وابسته به دانشگاه دندی اسکاتلند است، در تلاش برای توسعه توریسم کوهستان در افغانستان است . «دیوید جیمز» مدیر شرکت بین المللی کوهستان که تا کنون تحت حمایت ارتش بریتانیا دو تور کوه نوردی را در افغانستان هدایت کرده است، در تلاش است اطلاعات لازم را تهیه و در اختیار توریست ها و کوه نوردانی قرار دهد که در نظر دارند «کریدور واخان» را در شمال شرقی افغانستان، در مسیر کوه نوردی خود قرار دهند. «کریدور واخان» در کوهستان های شمال شرقی این کشور، زمانی بخشی از جاده باستانی ابریشم بوده و نیز زیستگاه گونه در خطر انقراض پلنگ برفی است. «جیمز دیوید» کریدور واخان را در شمال شرقی افغانستان به عنوان منطقه ای آرام معرفی کرده است که در هر دو کشمکش اخیر دو دهه اخیر آرامش خود را حفظ کرده است.

 خبرگزاری میراث فرهنگی

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


عکس روز

زلزله در شیلی ( خبرگزاری رویترز )

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


فاجعه ی دیزین و ضرورت شکایت قضائی خانواده ی قربانیان

حشمت حیدریان در مقاله ای با عنوان " کوه نوردی ، حادثه ، قانون "  با تاکید بر ضرورت و اهمیت توجه به حقوق ورزشی نوشته است :

 "  آگاهی از حقوق که جایگاه ویژه ای در حفظ نظم جامعه دارد می تواند تا حد زیادی از وقوع حوادث که منجر به از میان رفتن سرمایه های انسانی و مالی می گردد ، جلوگیری کند و به این دلیل می توان گفت که حقوق ورزشی یکی از ارکان علوم ورزش است ... گاهنامه انجمن شماره 9 "

او هم چنین در تلاش برای تعمیم و تدوین این حقوق در ورزش کوه نوردی و در بخش های مربوط به مسئولیت سرپرستان ، مربیان و گروه ها و باشگاه های کوه نوردی ، می نویسد :

"مسئولیت قانونی سرپرست : تلاش در حفظ جسم و جان کوه نوردان در برابر خطرات احتمالی ( جلوگیری از بروز حادثه و نیز فعالیت امدادی درست پس از حادثه)  ...  مسئولیت مربی : اجرای صحیح برنامه ، مراقبت از کارآموزان ، پیش بینی خطرهای احتمالی ... مسئولیت گروه ها و باشگاه ها : مراقبت از اعضای گروه یا باشگاه در برنامه ها و اداره ی کلیات برنامه ها از وظیفه های مدیران گروه یا باشگاه است ... براساس مفاد ماده یک قانون مسئولیت مدنی ، بروز حادثه می تواند دلیلی برای اقامه دعوا علیه مدیران گروه یا باشگاه باشد "

آمار تلفات انسانی در برنامه های باشگاه دماوند و در طی سالیان اخیر ، از روندی رو به افزایش و بسیار نگران کننده خبر می دهد . چه باید کرد ؟ در این باشگاه چه می گذرد ؟ آیا اصولا  _ و در عمل _ نظارتی بر فعالیت و کم و کیف مسائل مدیریتی و روش های عضو گیری و سیستم های آموزشی این گروه ها و باشگاه ها ، از سوی فدراسیون کوه نوردی و یا دیگر ارکان سازمان ورزش این مملکت وجود دارد ؟ باشگاه های کوه نوردی ، مجوز و پروانه ی فعالیت خود را از سازمان تربیت بدنی می گیرند و این گونه به نظر می رسد که در این سازمان هیچ طرح و برنامه ای برای رسیدگی و نظارت بر کمیت و کیفیت عملکرد این باشگاه ها وجود ندارد . آیا کسی می داند بعد از کشته شدن امیررضا امیرامینی در یکی از برنامه های باشگاه دماوند ، چه واکنش و برخوردی از سوی سازمان تربیت بدنی برای توجه به این باشگاه صورت گرفت ؟ بعد از مرگ ویکتوریا کیانی راد و امیراحمدی در اعماق غار پراو چطور ؟ آیا کسی می داند ؟ آیا مرگ سامان نعمتی در برنامه ی نانگاپاربات توانست توجه متولیان رسمی کوه نوردی ایران و مدیران سازمان تربیت بدنی را به صورتی جدی و مسئولانه به آنچه درون باشگاه دماوند می گذرد جلب کند ؟ باید شاهد چند حادثه و کشته شدن چه تعداد از جوانان این سرزمین در برنامه های باشگاه هائی مانند دماوند باشیم تا سرانجام این توجه جدی و مسئولانه رنگ واقعیت به خود بگیرد ؟

آیا از مجموعه ی تلاش ها و صحبت های پدر سامان  _ که از بی اعتنائی تشکیلات رسمی کوه نوردی و دستگاه ورزش به تنگ آمد و سرانجام راه حل قضائی را انتخاب کرد _ چیزی در خاطر کسی مانده است ؟

"وقتی انجمن کوه نوردی ، باشگاه دماوند ، فدراسیون و یا هر تشکلی دیگر در کوه نوردی چه به لحاظ عدم توانایی و یا بهر دلیل دیگر قدمی در جهت تحلیل و بررسی موشکافانه این حادثه برنداشتند و تمامی درها برای رسیدن به واقعیت بسته شد و تنها راهی که برای خانواده محترم سامان بعنوان یک حق طبیعی باقی ماند اقدام قضایی بود ... "

و آنجا که این پدر در هر قدم به همگان هشدار می داد و اعلام می کرد انگیزه اش نه محکومیت این یا آن فرد و باشگاه ، بلکه :

" مقابله با آن تفکر غلطی است که وجود دارد و در صورت اصلاح نشدن در آینده باز حادثه ساز خواهد شد ... بررسی موشکافانه این موضوع در جهت  کاهش این اتفاقات و جلوگیری از تکرار ضرورتی واضح و روشن دارد ... "

باقی حکایت را دیگر همه می دانیم ! دری که قرار است هم چنان بر پاشنه ی کهنه و قدیمی خود بگردد و جوانانی که قرار است هم چنان در برنامه های کوه و در حوادث ناشی از خطاهای انسانی جان خود را از دست بدهند !

باشگاه دماوند برای به خود آمدن و برای احیای دوباره و بازگشت سربلند به جامعه ی کوه نوردی ایران نیاز به شوک دارد . یک شوک اساسی که می تواند تعطیل و تعلیق موقت کلیه فعالیت های این باشگاه باشد . باشگاه دماوند برای نجات خود از حوادث مرگبار پی در پی و بحران های عمیق ناشی از آن ، نیاز به اصلاحات دارد . اصلاحاتی اساسی و رادیکال . نوعی بازنگری و تغییرات بنیادین در تفکر و شیوه های مدیریت و ساختار تشکیلاتی و سیستم های آموزشی .

به دلیل عدم اطلاع از شرایط و ظرفیت های خاص این باشگاه نمی توانیم برنامه ای روشن و مشخص را به مدیران آن پیشنهاد کنیم اما اصرار و پافشاری خود را بر یک نکته رها نخواهیم کرد : این میزان حوادث مرگبار ، این میزان تلفات انسانی برای یک باشگاه کوه نوردی عادی نیست و نشان از ضرورتی جدی و انکار ناپذیر برای اصلاحات و تغییر می دهد !

اما و از سوئی دیگر ، به نظر می رسد فشار برای آغاز دگرگونی های بنیادین در این باشگاه باید از بیرون اعمال شود و گونه ای از این فشار بیرونی می تواند شکایت قضائی خانواده های قربانیان حادثه ی اخیر باشد . فشارهائی که به قول پدر سامان می تواند در جهت مقابله با تفکرات غلطی باشد که در صورت بقا ، هم چنان زمینه ساز حوادث مرگبار آینده در این باشگاه خواهد بود . اما چرا تحمیل و فشار بیرونی و مثلا شکایت قضائی خانواده های جان باختگان ؟ پاسخ روشن است : در این باشگاه و در نزد مدیران و مسئولان آن ، هنوز _ و حتی بعد از مرگ 8 کوه نورد در حادثه ی دیزین _  آن خواست و اراده ی جدی برای بازنگری وجود ندارد . کافی ست نگاهی به یکی از آخرین اطلاعیه های منتشر شده ی این باشگاه در سایت اینترنتی اش داشته باشید . کاربرد کلمات و جملاتی که فقط می تواند حاکی از نوعی غرور و خود بزرگ بینی در نزد مدیران این باشگاه باشد که گمان می برند حق دارند و می توانند برای دیگران و در هر زمینه ای ، تعیین تکلیف داشته باشند و گمان می برند حق دارند و می توانند به هر تفکر انتقادی و به هر کس که مانند آنان فکر نمی کند انواع تهمت ها و تمسخر ها را روا دارند :

شاید برای آنان که تنها عاشق حاشیه ها هستند تا خودی به نمایش بگذارند در این دنیای اندیشه های کوچک , این حادثه ! جشنواره ای فرخنده باشد ! ... شاید برای آنان که پر ادعا  باورهای خام خود را به رخ دیگرانی که ناآگاه و عجول در انتظار نظردیگران نشسته اند مجالی خوش آید ! ... آنانکه دل دل می زنند برای حادثه ها تا نامی !!! بدست آوردند ... سایت باشگاه دماوند  "

و جالب است که همه ی این توهین ها و تهمت ها و تمسخرها و این ادبیات درخشان (!!) را نثار کسانی می کنند که تاکنون به صورتی متین و منطقی به ابراز نظر و عقیده ی خود پرداخته اند و جالب است که در عین حال و در مواجهه با طرح هر گونه نقد و پرسشی پیرامون حادثه ، توجه به وضعیت روحی خانواده ها و بستگان قربانیان حادثه را طلب می کنند . آن وقت خودشان ...

نه ! اینان هنوز به خود نیامده اند . هنوز از آن قله های بلند توهم و خودبزرگ بینی قدمی پایین نگذاشته اند . حتی بعد از مرگ 8 کوه نورد . این اطلاعیه و ادبیات استفاده شده در آن به روشنی نشان می دهد که : شکایت قضائی خانواده های قربانیان حادثه _ به عنوان حقی طبیعی و قانونی _ و تعطیلی و تعلیق موقت کلیه فعالیت های تشکیلاتی این باشگاه ، به منظور جلوگیری از حوادث مرگبار آینده ، یک ضرورت است !

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


نقد و بررسی اشتباهات فرشاد خلیلی در آن پنج شنبه ی سیاه

کوه نوردی هم مانند هر ورزش دیگری دارای قوانین ، اصول و بنیان های آموزشی خاص خود می باشد . قوانین ، اصول و بنیان هایی که امروزه  _ و بیش از هر زمان دیگری _  با شاخه های مختلف علوم پیوند یافته و نقش حیاتی آن  در انجام هر گونه فعالیت و برنامه موفق و ایمن در این ورزش ، واقعیتی غیر قابل انکار به شمار می رود . نگاهی گذرا به پاره ای از حوادث تراژیک و مرگبار کوه نوردی ایران به روشنی گواه بی اعتنائی و عدم توجه جدی سازمان دهندگان و سرپرستان و شرکت کنندگان در برنامه های کوه به این قوانین ، اصول و بنیان های علمی و آموزشی می باشد . بعد از حادثه ی سیل دره ی اندرسم در تابستان سال 84 و مرگ یازده تن از کوه نوردان استان قزوین ، ریزش بهمن های متوالی محور شمشک _ دیزین در روز پنج شنبه 15 بهمن 1388 ، یکی دیگر از تلخ ترین و غم بار ترین روزهای تاریخ کوه نوردی ایران را با مرگ 8 کوه نورد استان تهران رقم زد . انتشار گزارشی تقریبا کامل و لحظه به لحظه از جریان این حادثه توسط یکی از شاهدان و بازماندگان به نام پرویز شجاعی پارسا در وبلاگ ایران سرزمین من ، موجب گردید بتوانیم تلاشی را در جهت نقد و بررسی عملکرد سرپرست برنامه " فرشاد خلیلی " به انجام برسانیم . تلاشی که هدف آن دست یابی به تجربیات و آموزه هایی برای به حداقل رساندن این گونه وقایع و رویدادها در کوه نوردی کشورمان می باشد.

.

***

حادثه ی روز پنج شنبه 15 بهمن 88 برای تیم اعزامی باشگاه دماوند بوده است . تیمی حدودا سی نفره از کار آموزان کوه نوردی و داوطلبان عضویت رسمی این تشکل که به سرپرستی و مربی گری فرشاد خلیلی و دو کمک مربی به نام های حسن بیرجندی و پیمان ثروت ، همراه با دو مینی بوس برای اجرای کلاس آموزش غار برفی _ با پرداخت هزینه ی هر نفر 250000 ریال _ عازم گردنه ی دیزین می شوند . بررسی اظهارات بازماندگان و گزارش منتشر شده ی شجاعی پارسا نشان دهنده ی زنجیره ای از اشتباهات فرشاد خلیلی به عنوان سرپرست برنامه است که تیم کوه نوردان مبتدی و کارآموزان باشگاه دماوند را گام به گام به فاجعه نزدیک کرده است :

 

 اشتباه اول

انتخاب گردنه ی دیزین به عنوان منطقه ای دوردست ، مرتفع  و دارای جاده ارتباطی فوق العاده خطرناک در فصل زمستان ، برای برگزاری کلاس آموزشی کوه نوردان مبتدی ،  انتخابی اشتباه بوده است . برای هر سه ویژه گی ذکر شده این منطقه نیز می توان دلایلی را ذکر کرد . دوردست : که امکان و ظرفیت عملیات امدادی در مواقع لزوم را بسیار محدود و با مشکل روبرو می کند .  مرتفع : که در فصل زمستان مترادف با سرمای شدیدتر و یخ زدگی است و بخصوص برای اجرای کلاس آموزش غار برفی بسیار بی معناست...

 

 " توسط مرحوم خلیلی ، محل های کندن غار مشخص شد و همنوردان در گروه های 5 و یا 6 نفره مشغول به کندن غار برفی شدند . پس از اندک زمانی متوجه شدیم که مشغول کندن غار یخی هستیم نه برفی . چرا که لایه های پایینی برف کاملا" تبدیل به یخ شده بود و کندن آنها انرژی بسیار زیادی را می گرفت ولی ناامید نشدیم و کار را با شدت بیشتر ادامه می دادیم ... از گزارش شجاعی پارسا "     .    و خطرناک به لحاظ راه ارتباطی : با وضعیت محور شمشک به دیزین در فصل زمستان ، اغلب کوه نوردان و اسکی بازان استان تهران آشنائی دارند . اولین محور کوهستانی است که با آغاز اولین بارش ها ، خطرناک و غیر ایمن و یا مسدود بودن آن توسط اطلاعیه های پلیس راه اعلام می شود و اولین محور کوهستانی است که با آغاز اولین بارش های برف ، خبر ریزش بهمن های سهمگین آن را بلافاصله در خبرها می شنویم .

.

اشتباه دوم

 بی اعتنائی و عدم توجه فرشاد خلیلی به عنوان سرپرست برنامه به پیش بینی ها و اعلام وضعیت جوی توسط سازمان هواشناسی و دیگر سایت های معتبر ، به هیچ عنوان پذیرفتنی نیست . اطلاع و آگاهی دقیق از وضعیت آب و هوائی منطقه ، یکی از همان قوانین ، اصول و بنیان هایی ست که در بالا به آن اشاره شد و در بسیاری از متون آموزشی به عنوان یکی از وظایف اساسی سرپرستان ، تاکیدهای فراوانی برای آن وجود دارد :

" شرح وظایف سرپرست ... حفظ ایمنی : مهمترین موضوع در برنامه های کوه نوردی ، ایمنی اعضاست که از همان مرحله ی برنامه ریزی باید در دستور کار قرار گیرد ... چک لیست سازماندهی و راهبری گروه ... پیش از برنامه : از پیش بینی وضع هوا و شرایط بارندگی ، ریزش بهمن و ... آگاه شوید ... طرح درس مربی گری درجه 3 کوه پیمائی ویژه مربی _ انتشارات فدراسیون "

" رهنمودهائی برای اجتناب از بهمن زدگی به کوه نوردان و اسکی بازان : ... همیشه از توصیه های هواشناسی مطلع باشید و از آنها پیروی کنید ... گاهنامه آموزش شماره 1 _ انتشارات باشگاه دماوند"

" قبل از بروز حادثه باید پیش بینی کرد : در صورتی که می توان پیش بینی هوای بد را نمود... هم چنین بلافاصله بعد از ریزش برف تازه ، بهتر است از اجرای برنامه کوهستانی منصرف شد ... جزوه بهمن شناسی _ انتشارات باشگاه دماوند "

.

اما حکایت تیم کارآموزان باشگاه دماوند به سرپرستی فرشاد خلیلی از گونه ای دیگر است . نه فقط به پیش بینی و اعلام وضعیت جوی توجه نمی شود ... "دستور حرکت توسط مرحوم خلیلی که سرقدم بود صادر شد ، من پشت سر او و دیگران پشت سر من به راه افتادیم . در طول مسیر با ایشان کمی هم صحبت شدم و اولین چیزی که گفتم در باره هوا و هواشناسی بود و ایشان گفت فکر نمی کردم هوا به این حد خراب باشد... از گزارش شجاعی پارسا و در نتیجه لغو یا تغییر برنامه به موقعیتی مناسب تر صورت نمی گیرد بلکه در مواجهه رودرو با شرایط بحرانی  منطقه نیز همچنان اصرار برای ادامه ی برنامه وجود دارد . جالب است که شجاعی پارسا به عنوان یک کارآموز مبتدی می تواند تصمیم عاقلانه ی بازگشت را تشخیص دهد اما فرشاد خلیلی نمی تواند : " ... هر چه به گردنه دیزین نزدیکتر می شدیم وضعیت هوا به مراتب بدتر میشد ... پس از اندک  زمانی و در حدود ساعت 9 صبح ، به غیر از خودروهای دو دیفرانسیل باقی خودروها  با مشکل جدی مواجه شدند و خیلی ها تصمیم عاقلانه گرفتند و بسمت تهران مراجعت کردند ...

بالاخره مینی بوس ما هم در دو کیلومتری گردنه دیزین  به دلیل حجم زیاد برف بر روی جاده و همینطور نامناسب بودن لاستیک هایش به مشکل خورد و پس از حدود یکساعت تلاش بی نتیجه ، در نهایت، لودر راهداری به کمک ما شتافت و مینی بوس را از برف رها کرد و کمک کرد که به سمت تهران برگردد و ما پیاده به  سمت گردنه دیزین راهی شدیم ... از گزارش شجاعی پارسا "

 

نکته 1 : راهداری محور شمشک _ دیزین را مسدود نکرده بود ... علائم هشدار دهنده ای در مسیر وجود نداشت ... وضعیت و نظام مدیریت راه های کشور نابسامان است ... و ده ها و ده ها مسئله ی دیگر که همه ما بخوبی از آن آگاهی داریم ... اما و آیا این ها می تواند پاسخ و توجیه مناسبی برای تصمیمات غلط و اصرارهای نابجای ما برای ادامه برنامه باشد ؟ مگر نه آنکه ما به عنوان سازمان دهندگان و سرپرستان برنامه های کوه بایستی پیش از و بیش از هر چیز دیگری تابع قوانین ، اصول و بنیان های ورزش خود باشیم و از آن ها پیروی کنیم ؟ اجرای برنامه و اعزام تیم از اساس اشتباه بوده است و این منطقی و پذیرفتنی نیست که حالا برای گریز از پاسخ گوئی و طفره از قبول مسئولیت بگوئیم چرا مسیر را مسدود نکرده بودند و چرا ...  ضمن آنکه در عمل دیدیم حتی با وجود مسدود بودن مسیر به دلیل شرایط طبیعی ( حجم برف ) باز هم اصرار برای اجرای برنامه وجود داشته است و ضمن آنکه در عمل دیده ایم که حتی با وجود مسدود اعلام کردن جاده  : سه سال پیش تیمی از اعضای _ باز هم _  آزمایشی باشگاه دماوند به سرپرستی بهنام ناصحی و با کمک مهیار پورعبداله بعد از مواجه شدن با بسته بودن محور شمشک _ دیزین به دلیل خطر ریزش بهمن ، حرکت پیاده ی خود را به طرف گردنه دیزین ادامه می دهد که آنان نیز دچار حادثه بهمن می شوند و پیکر بی هوش جواد قارایی را از زیر برف ها بیرون می کشند و ... ( نقل: یکی از مربیان باشگاه دماوند )

نکته 2 : در سایت های معتبری مانند  snow-forecast پیش بینی و اعلام وضعیت جوی برای سه نوبت صبح ، بعدازظهر و شب صورت می گیرد و لذا نمی تواند منطقی و پذیرفتنی باشد که به امید و احتمال بهبود اتفاقی (!) شرایط آب و هوائی عازم منطقه شویم . شاید در مورد تیمی زبده و برای اجرای صعودی دشوار و حرفه ای _ و با آگاهی و قبول مسئولیت تمام مسائل و اتفاقات ممکن _ حتی با وجود اطلاع از وضعیت جوی نامناسب برای اجرای برنامه اقدام شود اما هیچ سازمانده و هیج سرپرستی حق و اجازه کوچک ترین ریسکی را برای اجرای یک کلاس آموزشی و کوه نوردان مبتدی شرکت کننده در آن ندارد .

.

اشتباه سوم

حدود 4 ساعت بعد از رسیدن تیم به گردنه ی دیزین و تلاش برای برگزاری کلاس ، سرانجام فرشاد خلیلی تسلیم می شود و لغو کلاس آموزشی خود را اعلام می کند :

" ساعت 14بود که مرحوم خلیلی همه دوستان را جمع کرد و گفت بدلیل نامناسب بودن شرایط جوی و برف موجود در منطقه ، جهت درست کردن غار برفی ، برنامه را بایستی کنسل کنیم و به تهران مراجعت کنیم که با شنیدن این خبر همنوردان با صدای بلند اظهار خوشحالی کردند.. از گزارش شجاعی پارسا "

در زمان استقرار تیم بروی گردنه ، عکس های منتشر شده در وبلاگ ایران سرزمین من بخوبی نشان دهنده ی وضعیت جوی منطقه و بارش سنگین برف است :

.

در چنین وضعیت جوی و با این میزان بارش سنگین برف تازه ، تصمیم به راهپیمائی تیم پرجمعیت کارآموزان باشگاه دماوند در طول محور کوهستانی و ناامن دیزین _ شمشک و با آن سابقه ی آشنا در ریزش بهمن های متوالی ، تصمیمی اشتباه و بسیار خطرناک از سوی فرشاد خلیلی بوده است .

بی توجهی او به بسیاری از مفاهیم و اصول علمی آموزش های بهمن شناسی _ که خودش اغلب مدرس آن برای کارآموزان بود _ براستی غیر قابل درک می باشد . در جزوه های آموزشی خود باشگاه دماوند و در بحث های مربوط به بهمن شناسی می خوانیم :

" بعد از بارش برف تازه ، احتمال ریزش بهمن افزایش می یابد ... و در تحقیقات موسسه برف و بهمن شناسی سوئیس این نتایج بدست آمده است : همراه با باد ، میزان بارش 40 تا 60 سانتی متر دارای درجه خطر 3 بوده و به معنای خطر زیاد در جاده ها و راه های کوهستانی است ..."  

یا در کتاب " بهمن " از انتشارات دانشگاه تهران آمده است : " بدیهی است که در بین تمام عوامل شرکت کننده در تشکیل بهمن ها ، برف اصلی ترین عامل می باشد . بارش برف تازه عامل شروع سقوط بیشترین بهمن ها است . بیش از 80 درصد سقوط بهمن ها در خلال یا بلافاصله پس از بارش برف اتفاق می افتد ... "

و شاید فقط با چنین زمینه ای از اطلاعات تئوریک و علمی بتوانیم میزان بسیار بالای خطر و ریسک را در تصمیم فرشاد خلیلی دریابیم و با آمیزه ای از حیرت و شگفتی و دلهره به عکس های راهپیمائی  تیم پرجمعیت کوه نوردان مبتدی باشگاه دماوند در یکی از خطرناک ترین محورهای کوهستانی ایران نگاه کنیم !

..

اشتباه چهارم

" ساعت 15:15 و پس از طی کردن حدود 3 کیلومتر از گردنه دیزین به سمت شمشک به تجمعی از خودروها رسیدیم که در حال انتظار بودند . وقتی کمی جلوتر رفتیم متوجه سقوط بهمن و مسدود شدن جاده شدیم و عوامل راهداری با یک دستگاه لودر در حال تمیز کردن جاده بودند . مرحوم خلیلی شروع کرد به نظاره کردن بهمن و صحبت کردن با راهداران ... از گزارش شجاعی پارسا "

تیم در ادامه ی راهپیمائی خطرناک خود در جاده به نقطه ای می رسد که در اثر ربزش بهمنی تازه مسدود شده و ... در اینجا فرشاد خلیلی بدترین و بزرگترین و در عین حال آخرین تصمیم اشتباه زندگی ورزشی خود را می گیرد . اصرار برای عبور از مخروط بهمنی ! 

شجاعی پارسا در گزارش خود می گوید : " حدود نیم ساعت در این مکان در زیر ریزش برف و باد ایستاده بودیم و منتظر بودیم ... " می توان عوامل مورد اشاره در گزارش او ( ریزش برف و باد ) را با میزان و حجم بارش صورت گرفته ( نگاه کنید به عکس بالا و قطر برف در دو سوی جاده ) در کنار یکدیگر قرار داد و عمق خطری که هر لحظه تجمع کوه نوردان را در حاشیه ی خروجی بهمن تهدید می کند و هم چنین جوهر نسنجیده و غیر مسئولانه ی تصمیم و اصرار فرشاد خلیلی برای عبور از مخروط بهمن و از مقابل دهلیز یک بار تخلیه شده را با تمام وجود احساس کرد .

" باور کنید لرزه ای به تنم افتاد و خوب که دقت کردم دیدم درسته ، مرحوم خلیلی محلی را بالای بهمن شکافته و به آنسو رفته است . خیلی سریع به آقای بیرجندی علامت داد و اول یک گروه سه نفره شامل مرحوم علی اکبر ابراهیم پور ، فرشید ابوالفتح زاده و مرحوم اکبر کشاورز و گروه دوم شامل پرویز شجاعی ، حسین حیدری و خانم مینا رسولی به فرمان بیرجندی به آهستگی و احتیاط و البته با ترس و  لرز عبور کردیم... از گزارش شجاعی پارسا "

به حجم برف و شیب دیواره مانندی که فرشاد خلیلی کارآموزان باشگاه دماوند را به عبور از آن دعوت کرده است در عکس بالا نگاه کنید . آیا قرار است فقط در اتاق های امن و زیر سقف های استوار شعار پای بندی به قوانین ، اصول و بنیان های ورزش خود را بدهیم و آنگاه که زمان عمل فرا می رسد چنین غیرمسئولانه جمعیتی از شاگردان خود را به قلب فاجعه بکشانیم و زندگی و سرنوشت شان را در معرض بازی شانس و اتفاق " یا مرگ یا زندگی " بگذاریم ؟ 

گزارش شجاعی پارسا به روشنی گویای مخالفت مسئولان راهداری با تصمیم و اصرار فرشاد خلیلی برای عبور از روی بهمن است : " وقتی به مرحوم خلیلی رسیدم این آخرین جمله ای بود که شنیدم : این راهدار ، نیم ساعته که وقتمون رو گرفت و گرنه تا حالا کلی راه رفته بودیم ... "  بهمنی سقوط کرده و نقطه ای بحرانی را در محور شمشک _ دیزین بوجود آورده است . لودرها در قلب بحران به کار پاک سازی جاده مشغولند ( که درست یا غلط آن موضوع بحث دیگری است ) اسکی بازان و ردیفی طولانی از اتومبیل ها در حاشیه ی بحران در انتظار بسر می برند اما کوه نوردان ... نمی توانند صبر کنند ! نمی توانند مانند بقیه منتظر باز شدن جاده و اتمام فعالیت لودرها بمانند ! و اصلا مشخص نیست که چرا ؟ این همه ناشکیبائی و شتاب برای چه بوده است ؟ برنامه ی آنان که دو روزه بود و به لحاظ تدارکات شخصی و غذائی مشکلی نداشتند و ... تیم کارآموزان باشگاه دماوند در تصمیمی اشتباه و مرگبار از سوی سرپرست و مربی خود ، به قلب بحران می زند و دیگر ... بروز فاجعه تعجبی ندارد ! و پنج شنبه ی سیاه کوه نوردی ایران به سادگی در مقابل چشمان حیرت زده ی شاهدان شکل می گیرد و در آن روز فقط کوه نوردان کشته می شوند و فقط کوه نوردان کشته می شوند و فقط کوه نوردان کشته می شوند !! و بعد دیگر ...هر چه هست تاسف است . تاسفی عمیق و تلخ و فراموش نشدنی !

.

نکته 1 _  ارزیابی فرشاد خلیلی از فرایند تعیین احتمال سقوط بهمن های بعدی _ که به آن ارزیابی پایداری می گویند _ اشتباه بوده است . در حال حاضر تلاش می شود که فعالیت لودرها و مسئولان راهداری گناهکار اصلی در ریزش بهمن های بعدی معرفی شوند . این احتمال ممکن است درست باشد یا نباشد . در صورت درست بودن ، فقط بار مسئولیت را بر شانه های فرشاد خلیلی سنگین تر می کند و به تصمیم و اصرار اشتباه و مرگبار او نمود بیشتری می دهد . چرا که نتوانسته است درک و ارزیابی صحیح از احتمال ریزش های بعدی در نتیجه ارتعاش حاصل از فعالیت لودرها داشته باشد و تیم خود را با وجود فعالیت آنان به عبور از قلب خطر فراخوانده است و می تواند درست نباشد به دلیل فراهم بودن تمام زمینه های مساعد ( باد ، بارش سنگین برف تازه ، شیب دامنه ها و ... ) برای سقوط بهمن های بعدی از بقیه ی دهلیزهای اصلی و فرعی دیگر .

نکته 2 _  در تمام مباحث ، کلاس ها و جزوه های آموزشی بر ضرورت عبور از منطقه ی خطر به صورت انفرادی و تک تک و یا حفظ فاصله ی ۵٠ متری تاکید شده است . پایه و اساس دستور فرشاد خلیلی برای عبور سه نفره مشخص نیست . ضمن آنکه مطابق عکس های منتشر شده در وبلاگ شجاعی پارسا ، این نکته در انتهای تیم و از سوی کمک مربیان برنامه جدی گرفته نشده و عبور نفرات از منطقه ی خطر( عکس زیر ) با رعایت هیچ یک از نکات ایمنی صورت نمی گیرد .

                          

نکته 3 _ باشگاه دماوند در جزوه ی آموزشی بهمن شناسی خود آورده است : " در صورت فقدان بیل جهت برداشتن برف و یخ ، کار جست و جوی قربانیان بهمن چندان موثر نیست و کار بیهوده ای تلقی می شود " و شجاعی پارسا در گزارش خود می نویسد : " قبل از حرکت مرحوم خلیلی جهت سهولت در راهپیمایی ، گفتند نیازی به حمل بیل ها که به تعداد 11 عدد در بین دوستان تقسیم شده بود نیست و آنها را در پشت وانت آقای علی غضنفری که خود را با وسیله شخصی اش به گردنه دیزین رسانده بود ، گذاشتیم "

.

کوه نوردی هم مانند هر ورزش دیگری دارای قوانین ، اصول و بنیان های آموزشی خاص خود می باشد . قوانین ، اصول و بنیان هایی که امروزه  _ و بیش از هر زمان دیگری _  با شاخه های مختلف علوم پیوند یافته و نقش حیاتی آن  در انجام هر گونه فعالیت و برنامه موفق و ایمن در این ورزش ، واقعیتی غیر قابل انکار به شمار می رود . نگاهی گذرا به پاره ای از حوادث تراژیک و مرگبار کوه نوردی ایران به روشنی گواه بی اعتنائی و عدم توجه جدی سازمان دهندگان و سرپرستان و شرکت کنندگان در برنامه های کوه به این قوانین ، اصول و بنیان های علمی و آموزشی می باشد .

.

.

 

-------------------------------------

پی نوشت :

دوستان عزیز کوه نورد ! این حادثه می تواند ابعاد و زوایای بسیار دیگری برای نقد و بررسی و تجربه اندوزی داشته باشد . در مثال آنچه دوستان گروه کوه نوردی لواسان در باره ضرورت هماهنگی با گروه های محلی برای اجرای برنامه ها مطرح کردند . با کمک و هم فکری تک تک شما می توانیم توشه ای هر چند ناچیز برای تلاش ها و فعالیت های خود و آیندگان فراهم آوریم . عقب ماندگی و فقر بنیان های علمی و آموزشی و سایه ی تهدید حوادث مرگبار در این ورزش دوست داشتنی مان ، همان درد مشترکی ست که همگی و به یک اندازه از آن رنج می بریم . نظرات ، دیدگاه ها و آموزه های خود را از این حادثه بنویسید . تجربه نشان داده است که برای جمع بندی ، نتیجه گیری و رسیدن به نقطه ای روشن بعد از وقوع چنین فجایع تراژیکی ، نمی توانیم چشم امیدی به متولیان دولتی و غیر دولتی این ورزش داشته باشیم  . دولتی ها ، بنا بر هزار و یک دلیل و مصلحت و منفعت و ... نتایج و دست آوردهای " کمیته بررسی حوادث " خود را انتشار نمی دهند و به امید فراموشی به قفسه های بایگانی می سپارند و غیر دولتی ها ... در نزد مدیران و مسئولان  انجمن کوه نوردان نیز  ، همان منفعت ها و مصلحت ها به گونه ای دیگر همراه می شود با نفوذ پدرخوانده های باشگاهی و یا همراه می شود با دغدغه های شرکت در انواع جشنواره های یخ نوردی و سفر به فرانسه و خاطره نویسی از حال و هوای کافه های پاریس و مانع می شود از پرداختن به دلایل و ریشه های مرگ پی در پی همنوردان مان در برنامه های کوه !  ما می توانیم توانائی و ظرفیت های فکری و فرهنگی خود را در حل بحران ها و مبارزه با آن درد مشترک به تمام متولیان دولتی و پدرخوانده های غیر دولتی این ورزش نشان دهیم . ما می توانیم !

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


هشدار درباره تاثیر کوه یخی جدا شده از قطب جنوب

پژوهشگران هشدار دادند جدا شدن یک کوه عظیم یخی به اندازه مساحت کشور لوکزامبورگ از قاره قطب جنوب در اوایل ماه جاری میلادی ، ممکن است موجب اختلال در جریان های اقیانوسی و تغییر الگوهای آب و هوایی در سراسر جهان شود . به گفته پژوهشگران اگرچه ممکن است تاثیر این پدیده طبیعی تا ده ها سال یا بیشتر برای ساکنان زمین محسوس نباشد ، ولی کند شدن روند تولید آب های فشرده و سردتر ، احتمالا موجب خواهد شد تا زمستان هایی به مراتب ملایم تر و بدون کاهش شدید دما و سرما به ویژه در منطقه اقیانوس اطلس شمالی داشته باشیم . به گزارش خبرگزاری فرانسه این کوه عظیم یخی به مساحت دو هزار و پانصد و پنجاه کیلومتر مربع روز دوازده یا سیزدهم فوریه از بخش شرقی قاره قطب جنوب به سمت ملبورن جدا شد . این کوه یخی که حدود چهارصد متر ضخامت و هفتاد و هشت کیلومتر طول دارد . کارشناسان علاوه بر چرخه های طبیعی ، نوسان های آب و هوایی ناشی از فعالیت های بشر را بر روی کره زمین علت اصلی فرو ریختن لایه های یخی و ذوب یخچال های قطبی می دانند .

 واحد مرکزی خبر

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


صعود توچال

برنامه صعود قله ی توچال ، روز جمعه 7 اسفند 88 اجرا شد . دوستان عزیز شرکت کننده در برنامه : حسین دهقان شعار ، محمدرضا عمادی ، ابراهیم نورانی و با تشکر از همراهی نسترن بشیری و محسن موگوئی ... سرپرست : فرامرز نصیری

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


فاجعه در کلاس آموزش کوه نوردی: پرسش های من و شاید هم تو

عباس ثابتیان :  حادثه‌های کوه نوردی در ایران ادامه دارند و فاجعه‌ی آخر به مرگ ۸ انسان انجامید که تعدادی از آن ها کوه نورد بودند، تعدادی کوه نورد‌تر بودند و آن چنان که گفته شد یکی از آن ها بسیار کوه نورد بود و فقیه برف و بهمن بود،

باید گفت و باز هم گفت،
از اشتباه‌ها، از بایدها و نه‌باید‌ها، باید نقد کرد و باز هم نقد کرد.
در مورد حادثه، بسیاری گفته اند و همگی تقریبن از چند و چون ماجرا آگاهیم، در این جا لازم است پرسش‌هایی را مطرح کنیم که البته دیگران هم گفته اند...

و سرانجام اگر از دیده شدن، از نقد شدن و مورد پرسش قرار گرفتن بهراسیم؛
اگر از اشتباه‌های مردگان گفتن، می‌ترسیم،

اگر می‌خواهیم مردگان‌مان را قهرمان، فوق بشر و بدون اشتباه بینگاریم؛

و اگر سهم خود در بروز حادثه و این بار، فاجعه را  نادیده بگیریم و اشتباه‌ها و دلیل‌ها را به دیگران نسبت دهیم، آن گاه خیانتی بزرگ به زنده‌گان کرده ایم ... "

متن کامل در وبلاگ : آرامکوه

http://aramkuh.blogfa.com

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


فرشاد خلیلی : ما به کارمان آشنا هستیم !!

گروه کوه نوردی همت شمیران در جریان حادثه ی ریزش بهمن محور شمشک به دیزین ، یکی از کوه نوردان ارزشمند خود را به نام سعید طاهری از دست داد  . حضور سعید طاهری در منطقه و تلاش شجاعانه و تحسین برانگیز او برای کمک به مصدومین سقوط بهمن اول و سپس کشته شدنش در سقوط بهمن سهمگین دوم ، موجب گردیده که گروه همت شمیران نسبت به انتشار گزارشی از این فاجعه ی بزرگ در پایگاه اینترنتی خود اقدام کند .  گزارشی که با وجود تمام ضعف ها و کاستی می تواند بیانگر زوایای دیگری از اشتباه بزرگ و مرگبار تیم کوه نوردان مبتدی باشگاه دماوند و سرپرست آن فرشاد خلیلی در اصرار برای عبور از منطقه ی خطر باشد :

" ... بیش از 10 خودروی شخصی از ساعت 12 اقدام به بازگشت می‌کنند ولی به دلیل بارش برف در جاده، حرکت آن‌ها متوقف می‌شود که بیش از یک ساعت به طول می‌کشد . سرانجام یک دستگاه لودر به محل آمده و خودروها به آرامی پشت سر آن می‌رانند اما مجدداً حرکت آن‌ها متوقف می‌شود . توقف اخیر به دلیل مسدود شدن جاده در اثر سقوط یک بهمن حوالی ساعت 2 بعدازظهر  بوده است . صادقیان از طرف پیست دیزین جهت هدایت اسکی‌بازان در محل بوده و مانع خروج آن‌ها از خودروها می‌شده است . محل حادثه بیش از 2 کیلومتر از پارکینگ فاصله دارد. قبل از ساعت 3یک گروه 30 نفره از کوه‌نوردان باشگاه دماوند از کنار صف خودروها عبور می‌کنند .صادقیان ، پیمانکاری که از طرف پیست مسئول راهداری است در مورد عبور به ایشان هشدار می­دهد و پاسخ می­شنود که ما به کارمان آشنا هستیم . آن­ها پس از تجمع گروه پشت لودر عبور از بهمن را آغاز می­کنند. علی جعفری راننده لودر می­گوید که یک گروه 6-5 نفره از بهمن عبور کرد من در اتاقک را باز کرده و به آن­ها گفتم که صبر کنند ، این کار خطرناک است . بقیه نفرات با کمی تأخیر عبور را آغاز کردند . ظاهراً آن‌ها باور نداشتند که دیو سپید از فراز صخره‌ها چشم دوخته و رسیدن ایشان را لحظه شماری می‌کند ... از گزارش گروه همت شمیران "

.

گروه همت شمیران در گزارش خود سعی کرده است تا جای ممکن و با طرح پرسش هائی ، به نقد و بررسی حادثه نیز بپردازد . نقدی که بنا به منافع و مصلحت اندیشی های باشگاهی و تشکیلاتی ، ابعاد آن  هرگز نمی تواند از موضوع وضعیت راهداری و مجموعه ی پیست اسکی دیزین و کمبودهای امداد و نجات فراتر رود و به ریشه یابی اشتباهات مرگبار تیم باشگاه دماوند و یا تحلیل فرهنگ و تفکر ورزشی حاکم بر این تشکل بپردازد . گزارش و نقد کم و بیش طولانی گروه همت شمیران ، در انتها و با جوهری آشکار از احتیاط و محافظه کاری ، تنها به طرح دو پرسش در باره عملکرد فرشاد خلیلی می پردازد :

"١_ آیا خطر سقوط بهمن مجدد نادیده گرفته شد ؟ اگر چنین نیست پس چرا تیم بزرگ 30 نفره از نقطه­ی خطر عبور کرد؟  ٢_ بعد از نقطه­ی حادثه تا رسیدن به شمشک ده ها نقطه بهمن خیز وجود دارد که بسیاری از آن ها خطرناک­تر از نقطه­ی مزبورند . فرض کنیم که تیم از آنجا به سلامت عبور می­کرد از آنجا تا شمشک را می­خواست چه کند ؟ آیا می­خواست ده ها بار در معرض خطر مسلم قرار گیرد ؟ ... "

.

وقتی تمام دانش و درک و توان تئوریک گروه همت شمیران ، به عنوان یکی از تشکل های قدیمی کوه نوردی استان تهران ، در تحلیل و نقد و بررسی فنی و کارشناسانه ی یکی از تلخ ترین فجایع کوه نوردی کشورمان به همین _ و فقط به همین _ دو پرسش ساده خلاصه می شود ...

وقتی فدراسیون کوه نوردی و  هیئت استان تهران و ... با سرعتی باورنکردنی در همان روز جمعه ، حادثه را جاده ای و غیر کوه نوردی و فعالیت لودرها را مقصر اصلی در بروز فاجعه معرفی می کنند ... 

وقتی انجمن کوه نوردان به دلیل نفوذ باشگاه دماوند و استفاده از حربه همیشگی " تهدید بیرون کشیدن نیروهایش " مانند حادثه نانگاپاربات و کشته شدن سامان نعمتی ، جرات و توان ابراز نظر و موضع گیری را ندارد ...

وقتی گروه ها و باشگاه های کوه نوردی در چنین موقعیت هائی به بهانه ی منافع کوه نوردی در درازمدت (!!) فقط به مصلحت های صنفی و باشگاهی فکر می کنند ...

آیا حق نداریم نسبت به عملکرد و تلاش هماهنگ تشکیلات رسمی کوه نوردی ایران برای به انحراف کشاندن موضوع ، ابراز نگرانی کنیم ؟

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


پیشنهاد دانلود : کتاب قله های کرمان

دانلود کتاب اینترنتی "قله های کرمان"

معرفی ۱۵۰ قله استان کرمان _مجموعه ای از عکس و متن _ ۱۵۴ صفحه _ حجم: حدود ۳ مگابایت

.

از وبلاگ : زبان شناسی و کوه نوردی در کرمان

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


Photo Gallery : Avalanches

   

مجموعه ای از عکس های ریزش بهمن در سایت National Geographic

http://environment.nationalgeographic.com

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


منطقه حفاظت شده دنا به پارک ملی تبدیل شد

استاندار کهگیلویه و بویراحمد از تبدیل منطقه حفاظت شده "دنا " به پارک ملی "دنا" خبر داد . استاندار تصریح کرد: ظرفیت ها و استعدادهای ارزشمند ، منحصر به فرد و کم نظیری که منطقه 100 هزار هکتاری حفاظت شده دنا دارد زمینه را برای تبدیل آن به پارک ملی فراهم کرد . نوذری بیان کرد : منطقه دنا یک اکوسیستم و زیستگاه ویژه با 15 درصد ترکیب گونه های مختلف و متنوع گیاهی ، جانوری و ژنتیکی شناخته شده کشور و مطرح در جنوب ، ایران و جهان است و تمام شرایط برای تبدیل وضعیت به پارک ملی را داشت. به گفته استاندار، فرآیند تبدیل شدن آن به پارک ملی مکانیسم و مراحل نهایی و قانونی را طی کرد و این اتفاق مهم برای استان صورت پذیرفت . وی اظهار داشت: با تبدیل وضعیت این منطقه به پارک ملی ، منابع پایه که همان آب ، خاک و هواست پایدار خواهد ماند و به علاوه زمینه گردشگری ، طبیعت گردی و اشتغال پایدار ، بهره گیری به عنوان زیستگاه های ژنتیکی و تحقیقاتی ، افزایش بیشتر گونه های گیاهی و جانوری نادر و جلوگیری از عوامل تهدید زیست محیطی ایجاد خواهد شد .

خبرگزاری جام جم

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


یادها ...

       

من عطرهای گمشده را می بویم

در من پرندگانی بی بال

پرواز می کنند

و پای این درخت

پوشیده است از گلبرگ هایی

که بادها با خود برده اند

                                                                                    " ضیا موحد "

.

--------

عکس : فرامرز نصیری

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +


کو گوش شنوا : در نقد فدراسیون ، هیئت تهران و انجمن کوه نوردان

نادر ضرابیان : با بررسی حوادث کوه نوردی در داخل و خارج کشور در دو سال اخیر می بینیم که تمام این حوادث به دلیل اشتباه فردی و گروهی و برنامه ریزی غلط و غرور و خودنمایی و کمی دانش به وجود آمده است . دوبرنامه گروه آرش در علم کوه ، اعتمادی فر ، کرمی در توچال ، مهری جعفری در لنین ابراهیم شیخی ، سامان نعمتی ، ... ، و بهمن دیزین . می دانیم که کوه نوردان زیر نظر تشکیلات رسمی کوه نوردی کشور فعالیت می کنند واین تشکیلات وظیفه رهبری و راهنمایی کوه نوردان را به عهده دارند  وباید حوادث را بررسی و راه کار مناسب ارایه دهند ولی باکمال تعجب می بینیم که درقبال این حوادث چنان سکوتی بر فضای فدراسیون و هیات و انجمن سایه افکنده که پنداری در زیر خروارها برف ناشی از چند بهمن سهمگین ، آرمیده اند و امدادرسی هم نیست .  در ابتدا بهت زده پرسشی ذهنمان را مشغول می کند که چرا سکوت ؟ بیشتر که دقت می کنیم جواب را می یابیم : تفکرخاص حاکم بر این تشکیلات !

 فدراسیون و هیات تهران ، کوه نوردی را ماجراجویی ! می دانند و انجمن ، کوه نوردی را دیوانگی ! وریسک کردن های غیر منطقی ! و رییس هیات کوه نوردی شمیران آن را معشوق خطر ناکی می بیند که در صدد قتل کوه نوردان است ! و معتقد است که کوه نوردی 50درصد آموزش و 50درصد حادثه است . به نظر ما این دیدگاه در حوادث کوهستان نقش تعین کننده و اصلی را دارد . طرفداران این دیدگاه کوه نوردی را ماجراجویی و دیوانگی و ریسک کردن های غیر منطقی می دانند و در نتیجه هر نوع حادثه ای را هم طبیعی و گریز ناپذیر می پندارند و نیازی هم به بررسی حوادث نمی بینند و در صورت وارد شدن به بحث هم سعی می کنند حادثه را طبیعی جلوه داده و به نوعی ماست مالی نمایند . ماجراجویی و دیوانگی جایی است که دانش لازم وجود ندارد و یا گریز ناپذیر است . به نظرما کوه نوردی بر پایه علم و دانش استوار است یعنی هرچه دانش بیشتر شود خطر کمتر می شود . یکی از مشکلات کوه نوردی ما تقسیم بندی های قدیمی و غیر منطقی است . کوه رو و کوه پیما و کوه نورد تعاریف قدیمی است و باید تغییر کند . عنایت بفرمایید بیشتر حوادث کوهستان که منجر به فوت می شود در همین برنامه های (به زعم فدراسیون و هیات و انجمن ) کوه رویی وکوه پیمایی روی می دهد . همین حادثه اخیر که منجر به کشته شدن 9 نفر شد باتوجه به دیدگاه ایشان مگر بیشتر از یک برنامه کوه رویی بوده است ؟  کوه نوردی که تابع احساسات شده ، جان خود و دیگران را به خطر می اندازد دیگر کوه نورد نیست بلکه همان ماجراجوست که ایشان می فرمایند! نمی دانیم اصرار ایشان به اینکه کوه نوردی را دیوانگی و ماجراجویی قلمداد بفرمایید برای چیست؟ ما با ماجرا جویی شما مخالفتی نداریم ! انجمنی به نام انجمن ماجراجویان  و ... تشکیل بدهید و هر کاری دلتان خواست بکنید.دیگر چرا کوه نوردی را بدنام می کنید ؟درحادثه اخیر چه چیز پیچیده ای وجود دارد که بررسی علت آن به هفته ها فرصت نیازدارد ؟! هشت هزار متری که نبوده !! شاهد هم که به اندازه کافی وجود دارد ! و چرا باشگاه برنامه را لغو نکرده ؟ آن هم که روشن است !!

نادر ضرابیان _ گروه کوه نوردی لواسان

http://www.lavasan-mg.com

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +