مژگان کمالی نژاد: فحاشی و درگیری فیزیکی در گروه همت شمیران
مژگان کمالی نژاد یکی از اعضای گروه کوه نوردی همت شمیران و عضو هیئت مدیره این گروه در سال جاری ، در ایمیل ارسالی خود برای وبلاگ کلاغ ها ، به شرح وقایع و رویدادهائی تلخ و زننده در فضای داخلی و تشکیلاتی گروه همت شمیران پرداخته است . روایت او به فحاشی و درگیری فیزیکی و دیگر مسائل فرهنگی و اخلاقی در این گروه اشاره دارد . امید داریم روابط عمومی گروه همت شمیران با احساس مسئولیتی شایسته ، نسبت به پاسخ گوئی و روشنگری افکار عمومی جامعه ی کوه نوردی کشورمان اقدام کند :
.
ریاست محترم هیات کوهنوردی استان تهران
با سلام و احترام
اینجانب مژگان کمالی نژاد عضو سابق هیات مدیره ی گروه همت شمیران (کمیته ی بانوان) بدینوسیله شرح وقایع اتفاق افتاده در جلسه هیات مدیره ی آن گروه در تاریخ 17/1/1388 را برای بررسی بیشتر و رسیدگی به شکایت خود، اعلام می دارم:
در تاریخ ذکر شده طبق رسم دائمی گروه، جلسه ی هیات مدیره بعد از جلسه ی رسمی که درآن بنده و آقای وحید حاج حسینی( کمیته فنی وقت) بر سر مسائل بانوان با هم بحث کرده و به نتیجه نرسیده بودیم، تشکیل شد.بحث بنده و ایشان در حضور بقیه اعضای کنونی هیات مدیره و چند تن از اعضای اسبق، در ساعتی که پاسی از شب گذشته بود ادامه پیدا کرد که درطی جلسه طبق عادت همیشگی آقای حاج حسینی مبنی بر فحاشی کردن، ایشان فحشی بسیار زننده و مخالف با نه تنها اصول اخلاقی بلکه مخالف با اصول اسلامی بیان کردند که با هیچ گونه عکس العملی از سوی دیگر آقایون حاضر در جلسه مواجه نشد. بنده با شنیدن این حرف اعتراض خود را صراحتاً بیان کرده ولی باز هم هیچ گونه تذکری از سوی اعضای هیات مدیره حتی دبیر گروه (آقای فریبرز روزبهانی)به ایشان داده نشد که بنده بعدها متوجه شدم اینگونه فحاشی ها دراین جلسات برای این نفرات امری عادی محسوب شده ولی به دلیل اولین حضور رسمی خود در آن جلسه، از عدم عکس العمل نشان دادن اعضای هیات مدیره نسبت اعمال مشابه فرد مذکور، کاملاً بی اطلاع بوده ام.ناگفته نماند که این اولین حضور رسمی نماینده ی بانوان در جلسه ی هیات مدیره ی آن گروه بوده است.
پس از اعتراض بنده و بی توجهی سایرین، جلسه بدون هیچ نتیجه ای پایان گرفت و بنده به دلیل شرکت دراردوهای تیم منتخب بانوان استان تهران مبادرت به گرفتن وسیله از انبار گروه نمودم که مسئول انبار نیز با موافقت خود در صدد دادن وسیله به اینجانب برآمد، در همین حین ناگهان آقای حاج حسینی برای تلافی کردن و اذیت بنده، جلو آمده و از دادن وسیله جلوگیری نمودند که بنده نیز برای توهینی که به شخصیت من شده بود به حالت قهر از پله ها پایین آمده و قصد رفتن را داشتم که مسئول انبار، آقای سعید حمیدی ،به دنبال بنده دویده و در را به روی من بستند که مانع از خروج شوند در همین زمان بنده علت سکوت ایشان و بقیه ی اعضا را در مقابل فحاشی وحرکات زشت و زننده ی آقای حاج حسینی جویا شدم که در حین صحبت بنده و ایشان، آقای حاج حسینی از طبقه ی بالا به پایین دویده و ناگهان به من حمله ور شدند (با پا لگدی به من زدند) آقای حمیدی در بهت فرو رفته بودند و هیچ عکس العملی نشان ندادند بعد از این حرکت، آقای حاج حسینی به فحاشی هایی پرداختند (که هرکدام از آنها از نظر حکم شرعی شامل حد می شوند)، از شنیدن صدای فحش های ایشان بقیه ی نفرات به درگیری پی برده و به سمت پایین دویدند در همین زمان بنده با صدای بلند گفتم که با الفاظی که به کار می بری شخصیت خود را نشان بده که ناگهان دوباره به سمت من حمله ور شده و مشتی را به سر من کوبیده و با چنگی که به صورت من انداختند کنار گوش من را زخم کرده و موهای بنده را چنگ کرده و از کنار درب خروجی تا جلوی درب اتاقی که جلسات عمومی در آن برگزار میگردد به همان صورت کشاندند در همین زمان بودکه بقیه ی نفراتی که از بالا به پایین رسیده بودند تازه از بهت زدگی بیرون آمدند و دوستان حیرت زده ام، من رااز زیر ضربات مشت ولگد وسر من را از داخل چنگال آقای حاج حسینی بیرون کشیدند.بنده در دم قصد فرار از مهلکه را نمودم که آقای حمیدی با بستن درب ورودی این امکان را دوباره از من گرفته ومن حتی امکان فرار از آنجا را نداشتم .زمانیکه بنده اصرار به خروج داشتم آقای سعید حمیدی همچنان در را گرفته بودند و مانع از خروج من می شدند (یعنی عملاً یک دختر را در دفترگروه آن وقت از شب در آنجا زندانی کرده بودند)ولی من با گریه فریاد می زدم در را باز کن تا من به خانه بروم سرانجام با کمک چند تن از دوستانی که آنجا بودند موفق به باز کردن در شده و توانستم خود را به ماشینم برسانم، این زمان ساعت حدود 11:15 شب شده بود که خانواده ی من به دلیل گذ شتن پاسی از شب و بی خبری در اوج نگرانی به سر می بردند که بعد از تماس من و اعلام سلامتی قصد حضور در باشگاه را داشتند که با توضیح و توجیه دوستانی که در محل بودند از نگرانی آنها کاسته شد. به دلیل فشار عصبی شدیدوسردردو سر گیجه و افت فشار به خاطر ضرباتی که به سرم وارد شده بود یکی از آقایان به نام امیر گودرزی پشت فرمان نشسته واقدام به کمک به بنده نمودند.به پیشنهاد یکی دیگر از آقایان حاضر در جلسه می خواستیم برای شکایت راهی کلانتری شویم که آقای ماکان عرفانی شماره ی آقای دکتر مساعدیان( سرپرست گروه )را گرفته و از ایشان خواستند که در آنجا حضور به همرسانند و با صحبت من را راضی کرد که به کلانتری نرفته و منتظر دکتر مساعدیان شویم.
بعداز حضورآقای دکتر، تمام نفرات هیات مدیره و حاضران تصمیم به اخراج آقای وحید حاج حسینی گرفته و صورت جلسه ای تنظیم نمودند.با صحبتهای آقای دکتر و دیگران من راضی شدم تا به کلانتری نرفته و موضوع را در همانجا حل و فصل نماییم.در انتها آقای دکترمساعدیان سر بنده را معاینه کردند و با نظر ایشون مبنی بر جدی نبودن ضربات ، به جای رفتن به دکتر و بیمارستان در آن ساعت ازنیمه شب ( 12 ) تصمیم به رفتن به خانه و از نگرانی در آوردن خانواده را گرفتم.
در جلسه ی بعدی هیات مدیره علی رغم میل باطنی خود، ولی با توجه به وظیفه ای که در مقابل اعضایی از گروه که به من رای داده بودند احساس می کردم حضورپیدا کردم. در آن جلسه به دلیل کمبود وقت قرار شد صحبت در مورد اخراج دائمی یا 3ساله ی آقای حاج حسینی، به جلسه ی بعدی هیات مدیره موکول شود که متاسفانه بعدها طبق عادت همیشگی اعضای این هیات مبنی برانجام ندادن مصوبات خود، هیچ وقت این صحبت انجام نشد و نیز علی رغم متن صریح آیین نامه ی انضباطی این گروه که نام فرد اخراج شده و علت اخراج آن باید به اطلاع هیات کوهنوردی استان تهران و نیز فدراسیون محترم کوهنوردی رسانده شود، به دلیل روابط دوستانه ی فرد خاطی با اعضای هیات مدیره و نیز سابقه ی طولانی و آبروی پدرفردخاطی، اعضای هیات مدیره تصمیم گرفتند که این مساله به صورت مخفی باقی بماند و فقط اخراج آقای حاج حسینی بدون ذکر دلیل و فقط درداخل گروه اعلام شود.(ناگفته نماند که این حکم نیز علی رغم میل اعضای هیات مدیره و فقط و فقط به دلیل اصرار و تهدیدهای بنده مبنی بر پیگیری قضایی انجام شد). بنده نیز به گمان اینکه حمایت اعضای هیات مدیره را دارا هستم و به پشت گرمی ایشان از شکایت خود صرفه نظر کردم بی خبر از اینکه به این اعتماد صادقانه خیانت خواهد شد.ناگفته نماند که در اولین جلسه ی بعد از وقایع آقای حاج حسینی برای توجیه عمل قبیه خود نامه ای را برای هیات مدیره فرستاده بودند که بعد از قرائت نامه، تمامی نفرات به تخیلی و مضحکه بودن نامه اشاره کرده و بعدازبه سخره گرفتن، آن را بایگانی نمودند.
اکنون ظرف مدت کمتر از 3ماه که از این قضایا میگذرد و به گمان نفرات هیات مدیره ی این گروه، آبها از آسیاب افتاده است نفرات این هیات طی نامه ای به رئیس هیات مدیره و بدون حتی کوچکترین صحبتی با اینجانب به عنوان تنها مضروب آن حادثه، تصمیم به بازگرداندن دوست خود نمودند و طی این نامه ذکر شده که گروه به وجود آقای حاج حسینی نیاز دارد(کسی که تمام اصول اخلاقی را به نهایت زیر پا گذاشته است)، ونیز در جلسه ای به صورت کاملاً نمایشی این نامه ی از پیش امضا شده نشان داده شد که من بازهم، نه تنها مخالفت خود را اعلام نمودم بلکه متذکر شدم که با برگشت ایشان بنده از سمت خود استعفا داده و مراتب را به اطلاع مراجع رسمی نیز خواهم رساند، ولی باز هم علی رغم تمام این قضایا این هیات با برگشتن آقای حاج حسینی که حتی یک بار هم به صورت رسمی و کتبی پشیمانی خود را اعلام نکرده بودند، موافقت نمود.
تخلفات هیات مدیره کنونی گروه همت به همین موارد ختم نشده و پیرو وقایع ذکر شده در پی خراج آقای حاج حسینی که سمت کمیته فنی گروه را داشتند و بدون مسئول ماندن کمیته ی مربوطه از دو عضو علل بدل تنها آقای سعید طاهری به شرط تصدی بر کمیته ی فنی گروه، حاضر به همکاری شدند که طبق اساس نامه ی این گروه که در بایگانی فدراسیون محترم کوهنوردی موجود می باشد ،مسئول کمیته فنی می بایست در 3رشته ی کوهپیمایی سنگ نوردی و برف و یخ دارای درجه ی رسمی مربیگری باشد،که ایشان(آقای سعید طاهری)هیچکدام از شرایط مذکور و مداراک مورد نیاز را دارا نمی باشند ولی در حال حاضر به رای اعضای هیات مدیره و برخلاف ضوابط (بلکه از روی روابط)عهده دار این سمت خطیر می باشند که این نوع سهل انگاری هادر این گروه پیامدها ی ناگواری در گذشته داشته (2 کشته در عرض 2 سال) و پس از این نیز خواهد داشت.
بر طبق ضوابط اداره ی محترم تربیت بدنی مبنی بر جدا بودن فعالیتهای ورزشی آقایان و خانمها با اصرار تعدادی از نفرات گروه،(بر خلاف نظر بعضی از اعضای هیات مدیره برای مثال،مخالفت شدید آقای محمود آرین با کمیته ی بانوان)،از ابتدای سال جاری کمیته ی بانوان فعالیت خود را آغاز نمود که در همان ابتدای امر با وقایع پیش آمده عملاً این کمیته پس ازاستعفای اینجانب منحل شده و تا کنون جایگزینی برای آن انتخاب نشده است و همچنان حضور خانمها و آقایان درجلسات هفتگی و برنامه ها به صورت مشترک می باشد که این خود نیز خلاف مقررات موجود است.
لازم به ذکر است، شرح ماوقع به اختصار در دفتر صورت جلسات گروه همت شمیران، بایگانی و قابل روئیت می باشد.
بعد از پیگیری های اینجانب در داخل گروه که تا کنون کاملاً بی نتیجه بوده است و نیز اعلام استعفا به عنوان کمیته ی بانوان که آن نیز با موافقت آقای دکتر مساعدیان روبه رو شده و بی اثر جلوه کرده است، تنها و تنها مرجعی که بنده می توانم به دادخواهی خود در آنجا امیدوار باشم این مرجع ذیصلاح می باشد که علی رغم تهدیدهای انجام شده، مبنی بر بی توجهی بازرسان آن سازمان به این شکایت، بنده با ایمانی که به مسولیت پذیری و وجدان کاری شما زحمت کشان در این سمت دارم، مراتب شکایت خود ودرخواست رسیدگی به آن رامطرح می نمایم.لذا خواهشمندم اقدامات مقتضی برای رسیدگی به این موضوع را که نه تنها برای اینجانب به عنوان یک خانم بلکه برای آبروی جامعه ی کوهنوردی ونیز جایگاه اسلام و وجدان در بین کوه نوردان خطرناک می باشد، برای استیفای حق و جلوگیری از پایمال شدن آن، مبذول فرمایید.
به پیوست متن استعفا نامه و همچنین آیین نامه ی انضباطی گروه ارائه می گردد.
با تشکر مژگان کمالی نژاد
.
*************
ایمیل وبلاگ : sayeha@gmail.com
نشست نیویورک : گرمایش زمین و نجات محیط زیست

.
نیویورک در روز سهشنبه (۲۲ سپتامبر، ۳۱ شهریور) میزبان نشستی زیستمحیطی است که میخواهد راه برای جایگزین پروتکل کیوتو آماده کند. این نشست حدود سه ماه دیگر در کپنهاگ برگزار خواهد شد.
بازتاب نشست نیویورک در روزنامههای شهر
" نیویورک پست " در شمارهی روز سهشنبه ۲۲ سپتامبر، نوشت : « ما باختهایم » ، « فجایع زیستمحیطی ، بلایای جسمانی و امواج کشندهی گرمایی نیویورک را تهدید میکند » . این سرخط ها ، سر خط های واقعی نبودند ، بلکه نمادی بودند از خطراتی که به زودی میتواند به وجود بیاید و با این حال آنقدر جذابیت داشتند که نخستین نگاه عابران را به خود جلب کنند. عابر پیاده تصور میکرد، این موضوع، موضوعی مربوط به او است ، پس مهم است . یکی از آنان میگوید : « اگر ما هر روز این عناوین را میخواندیم ، شاید بالاخره دست به کاری میزدیم » . دان شیدل ، هنرپیشهی آمریکایی ، و انگاری ماتای، برندهی کنیایی جایزهی صلح نوبل و میدوری ، ویولونیست ژاپنی ، در پیامی ویدیویی برای نشست نیویورک گفتند: « اگر امروز دست به کار نشویم، گرمایش زمین به واقعیت بدل خواهد شد »
.
گزارشی از : dw-world
گروه همت شمیران : ضرب و شتم اعضا ؟!
در گروه کوه نوردی همت شمیران چه می گذرد ؟ علت ضرب و شتم مژگان کمالی نژاد عضو کمیته ی بانوان در هیئت مدیره آن گروه و فحاشی های رکیک و زننده نسبت به او چیست ؟
ایملیی را امروز از طرف مژگان کمالی نژاد دریافت نمودیم که در آن با ذکر جزئیات به وقایع و رویدادهایی تلخ و ناخوشایند در فضای داخلی و مدیریتی گروه کوه نوردی همت شمیران اشاره شده بود . متن کامل ایمیل کمالی نژاد روز چهارشنبه در این وبلاگ منتشر خواهد شد. همراه با طرح پرسش هایی ناگزیر مانند :
آیا این موضوع حقیقت دارد ؟ آیا از سوی فدراسیون کوه نوردی و هیئت کوه نوردی استان تهران ، کوچکترین نظارتی بر عملکرد مدیریتی در گروه ها و باشگاه های کوه نوردی ، برای پیشگیری و یا برخورد با چنین وقایع و رویدادهایی وجود دارد ؟ در صورت صحت مسائل مطرح شده در ایمیل مژگان کمالی نژاد ، چه کسی پاسخ گوی ضرب و شتم و توهین های زننده نسبت به این عضو کمیته ی بانوان گروه همت شمیران خواهد بود ؟
.
هورالعظیم : گنج ناشناخته ی طبیعت

هورالعظیم که تنها باقیمانده تالاب های بسیار بزرگ بینالنهرین است در غرب استان خوزستان واقع شده و به لحاظ تنوعزیستی فوق العاده غنی است و عمده منابع آبی تالاب از طریق رودخانههای کرخه، نیسان، سابله و نهرهای انشعابی تامین میشود . پیشینه تاریخی این تالاب ها نیز بسیار مورد توجه جهانیان است ، بررسیها نشان داده که این تالاب ها زمانی مساحت شان به دو میلیون هکتار میرسید و تقریبا یکسوم مساحت عراق را اشغال میکرد به طوری که بالاتر از بغداد شروع شده و تا شطالعرب ادامه مییافت. این هور تنها تالابی است که بر اساس بررسی های کارشناسی از 100 نمره، نمره 100 را کسب کرده و هیج تالابی تاکنون چنین نمره ای را به دست نیاورده است و بیشترین تعداد پرندههای در معرض خطر در این تالاب بهسر میبرند و این تالاب از نظر حجم و انوع پرنده نیز بسیار قابل توجه است. یکی از کارکردهای مهم تالاب، جلوگیری از طوفان شن و گرد و خاک است چراکه تالاب ها رطوبت آب را بالا میبرند و خشک شدن هورالعظیم چه در ایران و چه در عراق میزان وقوع طوفان های شن را افزایش داده است و باعث شده استان خوزستان در سه سال اخیر با گرد و غبارهایی حدود 21 برابر استاندارد مواجه شود . هوالعظیم در حال نابودی است ...
گزارشی از جام جم آنلاین
.
در باره ی عباس جعفری ...

10 روز پس از سانحه نپال ، گروه امداد امکان نجات عباس جعفری را محال دانست . امیدها برای بازیابی عباس جعفری هر لحظه کمتر و کمتر میشود ... دکتر ناصر کرمی از دوستان صمیمی جعفری درباره اتفاقی که برای او رخ داده میگوید : «آنها رفته بودند تا در آب های خروشان پارو بزنند . رفتینگ یکی از ورزشهای مورد علاقه عباس بود . آنهم در رودهای خروشان هیمالیا . صبح دوشنبه 10 روز قبل، عباس همسرش را بیدار میکند تا به رودخانه بزنند . او شروع به پارو زدن میکند و همسرش هم مشغول عکاسی از عباس از ساحل بوده که ناگهان قایق به گردابی میافتد. تا کسی بتواند به کمک عباس برسد ، قایق او محو میشود و هنوز بعد از 10 روز غیر از لاشه قایقش که دو روز قبل بهدست آمد اثری از این ورزشکار ایرانی بهدست نیامده است » کرمی اما هنوز حاضر نیست بگوید این دوست صمیمیاش درگذشته و میگوید : « خانم صادق در آخرین تماسش با تهران هنوز امید داشت » البته به رغم این گفته ، گروههای امدادی نپالی هم که تا امروز امید داشتند تا شاید بتوانند جعفری را زنده پیدا کنند به خانواده او اعلام کردهاند امکان زنده یافتن دیگر تقریباً وجود ندارد ...
سایت خبر آنلاین
.
سیل در آذربایجان غربی

دبیر ستاد حوادث غیرمترقبه آذربایجان غربی گفت : بر اثر بارندگی شدید در آذربایجان غربی ، در سه شهرستان این استان سیل جاری شد . محبوب زارعی گفت : بر اثر بارندگی و سیل در شهرستان ارومیه ، خوی و شاهیندژ ، آب سبب تخریب آسفالت برخی معابر و خیاباهای این شهرستانها شد . وی با اشاره به اینکه بر اثر آب گرفتگی معابر در شهرستانهای ارومیه ، شاهیندژ و خوی آب وارد منازل شد، افزود: بر اثر بارندگی شدید باران، دو منزل و اداره تعاون بخش نازلو شهرستان ارومیه و 10 منزل مسکونی در خانقاه سرخ این شهرستان دچار خسارت شدند ... جام جم آنلاین
در نقد عملکرد تیم نانگاپاربات باشگاه دماوند

رئیس هیئت کوه نوردی شهرستان قروه گفت : با توجه به اهمیت حس انساندوستی در ورزش ، باید فرهنگ همنورد پرستی را جایگزین قله پرستی کنیم . شهرام نعمتی اظهار داشت : در سال گذشته سهلانگاری تیم کوه نوردی و همنوردان سامان نعمتی کوه نورد و هیمالیانورد قروهای ، موجب ناپدید شدن وی شد . وی افزود : این گروه که قصد عزیمت به ارتفاعات نانگاپاربات از رشته کوههای هیمالیا در کشور پاکستان را داشتند در راه به دلایل نامشخص سامان نعمتی را در مراحل پایانی رها کرده که این اقدام در نهایت موجب مفقودالاثر شدن وی شده است. نعمتی خاطرنشان کرد: با وجود گذشت بیش از یک سال از این اتفاق تاکنون هیچگونه اثری از پیکر وی بدست نیامده است و با چند سری تجسس در محل تا به حال جسد آن مرحوم کشف نشده است. وی خاطرنشان کرد: این اقدام همراهان وی یک حرکت غیر ورزشی و غیرانسانی است زیرا آنها رسیدن به قله این رشته کوه را مهمتر از نجات جان یک انسان دانستهاند که این از منزلت و جایگاه افراد نوعدوست به دور است .
خبرگزاری فارس
.
بارش برف در علم کوه و کلاردشت
بارش برف جمعه شب در علم کوه و تشدید این بارندگی در امروز ، موجب سفیدپوش شدن کلاردشت شد . بارش برف از شب گذشته در ارتفاعات علم کوه شدت یافته و تداوم این بارندگی ، بخش هایی از شهر کلاردشت را سفید پوش کرده است . هم اکنون تمامی قلل بیش از چهار هزار متر علم کوه و تخت سلیمان در منطقه کلاردشت پوشیده از برف است . سرمای هوا در دو روز اخیر مردم منطقه را به استفاده از وسایل گرمازا در 89 امین روز سال 88 کشانده است . از سویی گفته میشود بارش برف به بخش هایی از مناطق هزارجریب بهشهر ، دو هزار و سه هزار تنکابن نیز رسیده است .
همشهری آنلاین
در ستایش زمین ...

آیا در آسایش آفتاب ،
در میوه ی تلخ و بال های سبز روشن ، یا
در هر مرهم و زیبائی زمین ،
او چیزهائی نخواهد یافت ؟
شوق های باران ، بی حوصلگی ها در برف فروریزان ،
غصه خوردن ها در تنهائی ، یا
شادی های مهار نشده وقتی می شکفد جنگل .
عواطف تند بر جاده های تر در شب های پائیز .
همه لذت ها و همه دردها ، با یاد
شاخه ی تابستان و شاخه ی زمستانی ...
شعر : والاس استیونس ( مترجم امید مهرگان )
.
*****
عکس از : فرامرز نصیری
.
پیشنهاد موسیقی : Astrud Gilberto

« موسیقی فیلم Orfeu Negro " اورفه سیاه " یکی از زیباترین موسیقی های مربوط به فیلم است که شهرت بسیاری هم دارد . این فیلم در سال ۱۹۵۹ و به کارگردانی Marcel Camus و بر اساس نمایشنامه ای از Vinicius de Moraes ساخته شده که جوایزی بسیاری دریافت کرده است . از جمله نخل طلایی از جشنواره فیلم کن ۱۹۵۹، بهترین فیلم خارجی زبان ۱۹۶۰ و هم چنین برنده جایزه گلدن گلاب شده است . اهنگسازی این فیلم را نیز Luís Bonfá و Antonio Carlos Jobim بر عهده داشته اند ... اینترنت » یکی از قطعات این آلبوم را که با صدای خاطره انگیز و فراموش نشدنی Astrud Gilberto همراه است به همه دوستان و خوانندگان این وبلاگ تقدیم می کنیم . برای تمامی آن لحظات تنهائی و شعر و موسیقی ...
.
http://www.4shared.com/file/134095676/213f4aa0/Black_Orpheus.html
پیشنهاد کتاب : سفر در اتاق نسخه برداری

و روز در همان فراموشی که آغاز شده بود به پایان می رسد ... سفر در اتاق نسخه برداری ماجرای یک روز از زندگی مردی به نام « بلک » است . او در اتاقی محبوس شده و زیر نظر قرار دارد . با این که چیزی از گذشته و دلیل زندانی شدنش را نمی داند اما با خواندن اوراقی که در اتاقش وجود دارد تلاش می کند گذشته اش را به یاد بیاورد . افرادی که به ملاقات این فرد می آیند مدعی اند او نزدیکانش را به مأموریت های خطرناک فرستاده است . « بلک » به کمک زنی تلاش می کند گذشته اش را بازسازی کند و ...
.
نویسنده : پل آستر مترجم : مهدی غبرائی نشر : ثالث ١٣٨٨
تعداد صفحات : ١٣٨ قیمت : ٢٨٠٠ تومان
.
پاسخ نادر ضرابیان به عباس محمدی ...
در بخش نظرات خوانندگان یکی از پست های وبلاگ عباس ثابتیان ( آرامکوه ) گفت و گوی جالبی در جریان است . گفت و گوئی که به روشنی می تواند گویای تفکر و عملکرد بخشی از مدیران انجمن کوه نوردان باشد . گویای تفکر بسته و منجمدی که با عدم تحمل هر گونه نقد و نظر مخالف خود را نشان می دهد و گویای عملکرد فرصت طلبانه ای که می خواهد همه فعالیت ها و تلاش های اعضا را حتی بدون اطلاع و رضایت آنان در بیلان دوره مدیریت خود به ثبت برساند . گفت و گوئی که به روشنی می تواند گویای تفکر و عملکرد عباس محمدی در انجمن کوه نوردان ایران باشد :
نادر ضرابیان : در رابطه با چشمه های باداب سورت ... انجمن در ثبت ملی این اثر نقشی نداشته است .
عباس ثابتیان : تاکید نادر ضرابیان بر اینکه انجمن در کار ثبت این اثر دخالت نداشته است را درک نمیکنم ! حتی اگر انجمن کوچکترین کاری هم در این مورد انجام نداده باشد ، و حتی اگر نادر ضرابیان این کار مهم را مطلقا به تنهایی انجام داده باشد، فراموش نمیکنیم که او عضو انجمن کوهنوردان ایران و نیز نماینده انجمن در لواسان است.
عباس محمدی : فعالیت های اعضا در چارچوب اساسنامه ی انجمن و تا آن جا که منطبق با هدف های انجمن باشد ، منطقا جزو فعالیت های انجمن به شمار می رود . در عین حال ، در بازدید اولیه که همراه با کارشناسان سازمان میراث فرهنگی و محیط زیست انجام شد و نیز در پی گیری های بعدی و ارائه ی پیشنهادهای حفاظتی ، علاوه بر آقای ضرابیان ، شخص من و در یکی دو مورد دیگر آقای محمود بهادری ( دیگر عضو انجمن کوه نوردان) حضور فعال داشته ایم . پیش از این هم چندین بار در رسانه ها (مجله ی کوه ، خبرگزاری میراث خبر ...) گفته بودیم که ثبت باداب سورت با پیشنهاد نمایندگی انجمن در لواسان و پی گیری های دکا صورت گرفته است .
نادر ضرابیان : درود بر شما با سپاس از محبت شما , انتظار داشتم شما به جمله (نقش انجمن) واکنش نشان بدهید . این موضوع از دو زاویه قابل بررسی است :
1- اینکه مدیریت انجمن تحرک ویژه ای داشته که کمک به ثبت اثر کرده خود شما به خوبی می دانید که این گونه نبوده است .
2-ولی با این تعریف که اعضای انجمن در واقع یک خانواده با هدفی مشترک هستند به درستی حق با شماست . ما هم با همین اندیشه عضو شده و نمایندگی انجمن را در لواسان فعال کردیم و دو سال هست که تمام و کمال و خالص و پاک در خدمت این خانواده هستیم . خانواده رهبر می خواهد و رهبر باید تمام و کمال در خدمت خانواده باشد . به نظر می رسد مدیریت انجمن که باید نقش رهبری را ایفا کند چنین اعتقادی ندارد . نگران و مردد هستیم !
نادر ضرابیان : آقای محمدی درود بر شما . جالب است که تا انتقادی از مدیریت ما می شود مانند مدیران دولتی برآشفته می شویم و به جای پاسخ منطقی دادن همه چیز را زیر پا له می کنیم (مانند دکتر عباس نژاد مدیر محترم ! میراث مازندران) . بارها خدمت شماعرض کرده ام که انجمن موظف است از فعالیت های مثبت اعضا حمایت و پشتیبانی کند . اعضا نه تنها این نگرانی را ندارند که فعالیت آن ها به نام انجمن ثبت گردد بلکه خوشحال هم می شوند چون انجمن متعلق به آن هاست . اما اگر مدیریت انجمن تلاش اعضا را به پای خود بنویسد آیا جای نگرانی نیست ؟!
از یادداشت ٢١ شهریور ٨٨ وبلاگ آرامکوه و بخش نظرات خوانندگان آن:
http://aramkuh.blogfa.com/post-272.aspx
.
._
.
درفک : بام بلند گیلان در سراشیبی سقوط

قله درفک که به بام گیلان معروف است در گذر طولانی حیات خود، سراشیبی سقوط خود را به نظاره نشسته است . درفک در مرکز مثلثی بین دو شهرستان رودبار و سیاهکل بر فراز منطقه دیلمان ، عمارلو و خرگام چون دری درخشان ، همه ساله پذیرای طبیعت دوستان و کوه نوردان بسیاری از اقصی نقاط کشور است .
زلزله مهیب 31 خرداد ماه سال 1369 که قسمت هایی از بخش تیغه ای این قله را در هم فرو ریخت و از آن زمان تا کنون هر سال بر شدت فرسایش این قله افزوده شده است به طوری که این فرسایس و سقوط سنگ ها از ارتفاعات به دامنه ها و مراتع پایین دست، مشکلاتی برای دامداران این مناطق به وجود آورده است . این قله، اسراری به درازای تاریخ از زندگی اقوام گیل و دیلم در خود نهفته دارد و رازهای سر به مهر زیادی هنوز در دل غارها و جنگل های انبوه در زیر خاک های آن ناگشوده باقی مانده است. از نظر طبیعی این کوه چون دیواره ای بلند مانع خروج تبخیرات خزر به مرکز ایران شده و در ریزش نزولات جوی در استان گیلان نقش بسیار مهم و حیاتی ایفا می کند. در آخرین مرحله رویش درختی در بخش جنوبی و جنوب شرقی این قله که منطقه عمارلو، رحمت آباد و خورگام واقع است، جنگل های کم نظیر بلوط با تراکم متفاوت و پراکنده خودنمایی می کنند که این جنگل ها از جنگل های درحال انقراض محسوب می شوند. این ارتفاعات سنگلاخی که دارای پوشش مرتعی خاص و منحصر به فردی است بیش از هر بخشی از دیگری از این قله در معرض تهدید و تصرف جمعیت انسانی قرار گرفته است.
در بخش ارتفاعات قله درفک نیز به دلیل چرای دائمی دام امکان رویش مجدد پوشش های گیاهی ضعیف شده و زیر درختان آن هیچ درخت تازه رسته ای دیده نمی شود. دامداران بومی از این درختان به عنوان سایه برای دام ها بخصوص گوسفندان و از برگ شاخه های آن برای غذای دام واز شاخه ها و تنه خشک آنها بطور سنتی به عنوان هیزم استفاده می کنند. بخش شمالی درفک که مشرف به جلگه گیلان است از پوشش جنگلی تشکیل شده است و دیدرس آن تا دریا ادامه دارد، عرض حدود 30کیلومتر این منطقه تا رودخانه سفید رود پوشیده از جنگل های انبوه است که شرکت های جنگلتراشی از دو دهه اخیر به جان این جنگل ها افتاده اند... عکس : اینترنت ( خانه های سنگی درون کاسه ی درفک)
از شمال نیوز
.
عکس روز

خبرگزاری رویترز ( راهپیمائی روز قدس _ تهران )
.
از شدت روند ذوب یخ های قطب شمال کاسته شد
دانشمندان می گویند ذوب یخ های پوشاننده آب های قطب شمال در تابستان امسال، به انداز دو سال قبل شدید نبوده است و این پوشش یخی با شروع پاییز بار دیگر در حال گسترش است . بر اساس این اندازه گیری، حداقل مساحت سطح یخی آب های منطقه قطب شمال در طول تابستان - که به روز 12 سپتامبر مربوط می شد - به 5 و یک دهم میلیون کیلومتر مربع رسید . اما این از حداقلی که در دو سال قبل مشاهده شده بود بیشتر است. سطح پوشش یخی در سال 2007 چهار و یک دهم میلیون کیلومتری مربع بود که یک رکورد به حساب می آمد. اما دانشمندان اشاره می کنند که روند بلندمدت پوشش یخی قطب شمال همچنان سیر نزولی دارد. آنها اشاره می کنند که حداقل پوشش یخی آب های قطب شمال در تابستان امسال، 24 درصد کمتر از متوسط میان سال های 1979 تا 2000 بود ...
گزارشی از BBC
هیمالیانوردی ایرانی : ابهام در صعود نهائی و فتح قله اصلی
بررسی پاره ای از وقایع ، رویدادها و اخبار فعالیت های برون مرزی ( هیمالیانوردی ) کوه نوردان ایرانی در سالیان اخیر نشان می دهد که درخواست " اثبات صعود " و ارائه ی " گزارشاتی روشن ، شفاف و مبتنی بر مدارکی مستند " می تواند گونه ای حق طبیعی برای افکار عمومی تلقی گردد . گسترش فرهنگ دروغ و ناراستی در سالیان اخیر و در رابطه با برخی برنامه های هیمالیانوردی کوه نوردان ایرانی موجب گردیده است که اکنون و در پایان هر برنامه ، با انبوهی از پرسش ها و تردیدها پیرامون حقیقت " صعود نهائی تیم و فتح قله ی اصلی " روبرو شویم . ابهاماتی که فقط می تواند نتیجه ی عملکرد نه چندان شفاف و نه چندان صادقانه ی بعضی از تیم های اعزامی و سرپرستان در ارائه ی گزارش کامل و مستند برنامه ی اجرا شده باشد . شاید نگاهی به پاره ای از این گونه وقایع و رویدادها بتواند دلائل شکل گیری این معضل بزرگ فرهنگی و اخلاقی را در کوه نوردی ایران روشن کند :
برنامه ی برودپیک و دروغ بزرگ کاظم فریدیان
تابستان ٨۴ کاظم فریدیان با ارسال ایمیل و عکس ،خبر صعود خود را به قله ی برودپیک برای کوه نوردی ایران اعلام می کند . ایمیلی با کلماتی صریح و روشن همراه با عکسی تیره و مبهم :

« سلام . امروز شنبه است و ما هر دو صحیح و سالم هستیم . من کاظم فریدیان ۵ شنبه قله را صعود کردم . رامین هم جمعه برای قله تلاش کرد و تا نزدیک گردنه جنوبی صعود کرد حدود ۷۸۰۰ متری ... »
پس از عدم تائیــــــدخبر صعود کاظم به قله ی برودپیک ، توسط مراکز و سایت های معتبری که به انعــــــــکاس اخبار فعالیت های کـــــــوه نوردی در منطــــــــقه هیمالیا می پردازند ، او در تماسی تلفنی عنــــــوان نمود که موفـــــــق به صعود قله ی اصلی برودپیک نشده است و برای تبرئه ی خود به توجیهی عوام فریبانه متوسل می شود:
« در کمپ اصلی چنان جوی حاکم بود که خودم هم باورم شده بود که قله را صعود کرده ام ... گفتگو با کلاغ ها ( آرشیو) »
.
برنامه ی نوشاخ و دروغ بزرگ تیم کوهیاران پارس
پاییز ٨٧ خبر صعود تیمی از کوه نوردان ایرانی به قله ٧۴٩٢ متری نوشاخ _ بلندترین قله ی افغانستان _ بوسیله ی تعدادی از خبرگزاری های رسمی و معتبر کشورمان منتشر می شود :
« سه کوه نورد ایرانی بر فراز بلندترین قله افغانستان ایستادند ... به گزارش خبرگزاری فارس، محمود قویدل از بجنورد، عیسی میرشکار از جیرفت و امیر باستانی از گروه کوه نوردی کوهیاران پارس شیراز توانستند عصر 12 آبان ماه بر فراز قله نوشاق به عنوان بلندترین قله افغانستان و دومین قله بلند رشته کوه هندو کش بایستند خبرگزاری فارس »

اما خیلی زود مشخص می شود که این تیم از کمپ یک بالاتر نرفته است و یکی از اعضای تیم به نام امیر باستانی _ در حرکتی شریف و صادقانه _ به افشای دروغ بزرگ سرپرست برنامه در باره ی صعود نهائی و فتح قله می پردازد . امیر باستانی در وبلاگ گروه کوهیاران پارس در باره ی دلایل این دروغ می نویسد :
« در طی مدت صعود و حضور ما در ABC آقای محمود قوی دل با اعضاء تیم ملی کوه نوردی ایران که در کشور نپال به سر می بردند تماس تلفنی داشت. همان موقع خبر سقوط و ناپدید شدن پزشک تیم ملی به ما داده شد و شنیدیم که این خبر از طریق رسانه های داخلی ایران نیز پخش شده است. آقای قوی دل پس از اینکه به قاضی ده بازگشتیم تصمیم به اعلام خبر صعود تیم ما و ارسال آن به ایران گرفت (در واقع به عقیده خود این موضوع می توانست پوششی بر خبر ناپدید شدن پزشک تیم ملی باشد به گونه ای که مردم نسبت به کوه نوردی مأیوس نشوند) و این خبر را به همسر خود در شهرستان بیرجند اعلام کرد ... »
برنامه ی نانگاپاربات و ابهام در صعود قله ی اصلی
تابستان ٨٧ خبر صعود تیمی از باشگاه دماوند به قله ی نانگاپاربات در سایت رسمی این باشگاه و سایت تبلیغاتی گروه اعزامی منتشر می شود . همراه با عکس هایی در کادرهای کاملا بسته ، تیره و بی کیفیت . عکس هایی که از همان ابتدا موجب برانگیختن بسیاری پرسش ها و تردیدها در باره ی صحت صعود نهائی و فتح قله ی اصلی توسط اعضای این تیم می شود :


و نکته ی اصلی _ و هم چنان بی پاسخ مانده _ این است که در هیچ یک از عکس های تاکنون منتشر شده و در هیچ یک از نماهای فیلم های تاکنون به نمایش درآمده ی تیم نانگاپاربات باشگاه دماوندی ها ، کوچک ترین نشانه و یا اثری از آخرین خط الراس منتهی به قله ی اصلی ( عکس زیر ) با آن چشم اندازهای مشخص اش از دنیای اطراف و یا حرکت اعضای گروه بر روی آن دیده نمی شود !!

با توجه به فیلم کوتاهی که دماوندی ها در جریان گزارش برنامه ی خود نمایش دادند و آن نسخه ای که در اختیار پدر سامان نعمتی گذاشته شد ، به سادگی می توان مشخص نمود که آنان در آخرین قسمت های مسیر پیمایش خود و نقطه ای که برنامه را پایان می دهند از یک شیب تند منتهی به دره های پائین دست در حال بالا آمدن هستند . از دامنه ای خود را بالا می کشند که هیچ شباهتی به هیچ خط الراسی ندارد و به نظر می رسد کمی قبل از قرار گرفتن روی خط الراس ، اقدام به گرفتن عکس ها و فیلم پایان برنامه می کنند . جائی که هم در پیش رویشان و هم در پشت سرشان همچنان شیبی رو به بالا دیده می شود . جائی که با هیچ منطق و استدلالی نمی توان آن را به عنوان قله اصلی نانگاپاربات پذیرفت .
.
.برنامه ی ماناسلو و ابهام در صعود قله اصلی
بهار ٨٨ خبر صعود انفرادی مهدی عمیدی به قله ی ٨١۶٣ متری ماناسلو منتشر می شود . عمیدی در گزارش خود می نویسد :
« من و کارلوس و بمپا (شرپا) در حال تلاش برای قله بودیم که یک ساعت مانده به قله، آنها نیز از صعود منصرف شدند و می گفتند که مسیر طناب ثابت ندارد و ادامه راه دیگر صلاح نیست . ولی به نظر من آنها خیلی خسته بودند. بنابراین با آنها خداحافظی کردم ولی آنها اصرار به برگشت من نیز داشتند.سپس تنها به سمت قله حرکت کردم . هوا کمی خراب شد. به کمک کلنگ یک طناب را که از سالهای گذشته در آنجا بود از صخره جدا کردم و به همراه خود بردم .صخره های زیر قله رسیدم. هوا بهتر شده بود و دیگر قله را می دیدم. خیلی خوشحال شدم و با نبشی برفی که پیدا کرده بودم و با کمک پیچ یخ حدود 30 متر ثابت گذاری کردم و خود را به قله رساندم ... سایت سان لند »
اما در هیچ یک از عکس های منتشر شده این برنامه نمی توان شاهد و استنادی برای گفته های او یافت . در دو عکسی که از آخرین نقطه ی اتمام فعالیت او می بینیم ، نشانه های قابل قبولی برای اثبات صعود قله اصلی ماناسلو و رسیدن به آخرین نقطه ی این کوه وجود ندارد:


.
و البته مقایسه ای میان این عکس ها و آنچه از تصاویر ماناسلو در اینترنت وجود دارد به روشنی می تواند گویای همه پرسش ها و ابهامات موجود باشد :



The final pitch below the summit. Almost on top! On the summit in 1956
..
برنامه ی تیلیچوپیک و ابهام در صعود قله
آبان ٨٧ فدراسیون کوه نوردی خبر صعود موفقیت آمیز تیم اعزامی خود را به قله ی ٧١٣۴ متری تیلیچوپیک منتشر می کند . برنامه ای که با حادثه مرگ دکتر بهالو همراه بود . محمود شعاعی ( رئیس فدراسیون ) چندی قبل از این برنامه و در رابطه با ابهام صعود قله ی اصلی نانگاپاربات توسط تیم باشگاه دماوند گفته بود : " ... کسی که قلهای را صعود میکند، با عکسهایش نشان میدهد که صعود کرده ... " و دو عکس منتشر شده برای اثبات صعود تیلیچوپیک چنین بود :


آن زمان برای فدراسیون کوه نوردی نوشتیم : چرا باید از سوی افکار عمومی ، عکس هائی چنین بی کیفیت و تاریک و فاقد چشم انداز به عنوان سند اثبات صعود پذیرفته شود ؟! حسین امانی ( سرپرست برنامه ) در مصاحبه ی خود به فیلم کوتاهی اشاره کرده بود که توسط یکی از اعضای تیم و پیش از تاریک شدن هوا از قله و موقعیت اطراف گرفته شده است . فدراسیون کوه نوردی نیز وعده داد : " مقرر شده است گزارش عمومی برنامه ی این صعود نیز بزودی برگزار شود ... کوه نوشت ۶ آذر ٨٧ " اما ، نه آن فیلم هرگز نمایش داده شد و نه آن وعده ی گزارش عمومی این برنامه تحقق پیدا کرد !! و فدراسیون کوه نوردی ایران هیچگاه نتوانست برای اثبات صعود تیم اعزامی خود ، اسناد و مدارک موجه و قانع کننده ای به افکار عمومی جامعه کوه نوردی ارائه کند .
برنامه ی گاشربروم٢ و ابهام در صعود قله
Altitude Junkies' members Arian and Michael with the Iranians' garbage bag in CI
عملکرد دو تیم ایرانی ( هیئت کوه نوردی استان تهران و شهرستان سراب ) که تابستان امسال برای صعود قله ی گاشربروم ٢ اقدام کردند دارای نکاتی تاریخی (!) و قابل توجه می باشد :
برای اولین بار در تاریخ برنامه ها و فعالیت های هیمالیانوردی تیم های ایرانی ، شاهد انتشار واکنش های منفی و گزارش های افشاگرانه ی کوه نوردان خارجی مستقر در منطقه ، نسبت به عملکرد کوه نوردان کشورمان ، در سایت های معتبر و مطرح کوه نوردی جهان بودیم و از این جهت لازم است به سرپرستان این دو تیم تبریک بگوئیم !! حیرت و شگفتی آنان از رفتار این دو تیم ایرانی را به خوبی می توانیم در گزارش های ارسالی شان ببینیم . در حالی که قله را صعود نکرده اند ... در حالی که از نزدیکی قله برگشته اند اما با این حال برای خود جشن پیروزی می گیرند :
" بار دیگر ، هیچ کس به قله واقعی نرسید، آن مرتفع ترین نقطه که از آنجا فرد تنها می تواند پایین بیاید . با وجود این ، تیم ایران در حال جشن گرفتن صعود به قله چند عضو خود بود... با نزدیک شدن عصر ایرانی ها کم کم به کمپ 1 رسیدند ، برخی از آنان بابت رسیدن به قله خوشحال بودند ( بعدا با خبر شدیم که با وجود اینکه نزدیک قله رفتند ، اما هرگز موفق به صعود به آن نشده اند) ظاهرا ایرانی ها حدود 50 متری قله توقف کردند ، چون یال قله تیز و خطرناک بود ، و آنان طناب کافی برای تثبیت مسیری امن تا قله نداشتند ... گزارش دانیلا پرتقالی "
رفتار ایرانی ها برای آنان غیرقابل درک می باشد و به نظرمی رسد برای اولین بار است که با چنین پدیده ای در فرهنگ کوه نوردی جهان مواجه می شوند !! در فرهنگ کوه نوردی جهان ، بازگشت از نزدیکی قله را مترادف صعود موفقیت آمیز و فتح قله نمی دانند و از آن با صفاتی مانند " افتخار آفرین ، غرورآفرین و ... سایت هیئت تهران را ببینید " یاد نمی کنند . نکته جالب دیگری که در این میان وجود دارد اعتراف سرپرست تیم هیئت تهران به عدم صعود قله گاشربروم ٢ است :
"کوه نوردان ایرانی به علت وجود نقاب برفی که در اثر بارشهای روزهای منتهی به 29 تیرماه روی قله شکل گرفته بود و نیز ورود جبههی هوای نامساعد از صعود انتهای مسیر خودداری می کنند ... وبلاگ کوه نوشت "
سرپرست تیم هیئت تهران در همان حال که به عدم صعود کوه نوردان ایرانی _ به هر دلیل ممکن _ اذعان دارد ، فکر می کند مشکل اصلی در عدد فاصله ی مانده به قله است !! و شاید بتوان با کم کردن عدد ذکر شده در گزارش های منتشره _ آن هم در سایت های معتبر کوه نوردی جهان _ بهر حال افکار عمومی کوه نوردی کشورمان را به صعود و فتح گاشربروم ٢ قانع کرد !!
" فاصلهی باقیمانده تا قله، بر اساس گزارش نفرات صعودکننده بسیار کمتر از 50 متر بوده است... وبلاگ کوه نوشت "

فتح قله نزد کوه نوردان سراسر جهان ، تعریف و مفهومی بسیار روشن و ساده دارد . تعریف و مفهومی که در آن هیچ گاه کمیت هایی مانند فاصله ی ۵٠ متر مانده ... ٣٠ متر مانده ... ٢٠ متر مانده و غیره _ ضمن احترام به ارزش های خاص خود _ جایگاه نداشته و ندارد .
تلاش سرپرست تیم هیئت تهران برای قانع کردن افکار عمومی به صعود قله ی گاشربروم ٢ را بدعتی خطرناک و غیر اخلاقی در فرهنگ کوه نوردی ایران می دانیم . وقتی بتوان با کمیت فاصله ی مانده تا قله به بازی کلامی پرداخت دیگر دور از تصور نیست که بعد از این ، برای بازگشت کوه نوردان و اتمام فعالیت هاشان از فاصله ی ٢٠٠ متری قله ... ٣٠٠ متری قله ... ۵٠٠ متری قله و غیره هم واژه ی صعود و فتح به کار گرفته شود !!
دلیل واکنش های منفی و گزارش های افشاگرانه ی کوه نوردان خارجی مستقر در منطقه ، علیه دو تیم ایرانی که تابستان امسال در گاشربروم ٢ بودند ، کاملا روشن است !
_________
پی نوشت
و البته ... حتی اگر منطق و توجیه ارائه شده برای بازگشت تیم از فلان فاصله ی مشخص را هم بپذیریم باز ... آن پرسش ساده ای که _ به صورتی کاملا اجتناب ناپذیر _ در باره ی اصالت خبر صعود تیم هیئت تهران و شهرستان سراب مطرح می شود این است که : چرا هنوز ... و با گذشت حدود سه هفته از بازگشت تیم ... هیچ عکسی از ادعاهای مطرح شده در باره آن فاصله ی مانده ی کمتر از ۵٠ متر و نقاب آخر و غیره منتشر نشده است ؟ چرا و بنا بر کدام منطق باید آن عکس دو نفره ، که در کادری کاملا بسته و فاقد هر گونه چشم اندازی گرفته شده را به عنوان سند اثبات صعود قله و بازگشت از فاصله ی کمتر از ۵٠ متری بپذیریم ؟ چرا گواهی های صعود این دو تیم منتشر نمی شود ؟ آیا اساسا _ با توجه به گزارش کوه نوردان مستقر در منطقه و هم چنین گزارش خود سرپرست تیم هیئت مبنی بر خودداری از صعود انتهای مسیر _ به این دو تیم گواهی صعود داده اند ؟
کلاس آموزشی : نقشه خوانی٬ جهت یابی در کوهستان٬ آشنایی باGPS
..
برگزاری کلاس آموزشی « نقشه خوانی و جهت یابی در کوهستان » شامل : آشنایی با مفاهیم و انواع نقشه های کاربردی در طراحی و اجرای برنامه های کوه نوردی ٬ آشنایی با نقشه های توپوگرافی و نحوه ترسیم کروکی های مناطق کوهستانی ٬ آشنایی با اصول و مفاهیم جهت یابی در کوهستان بوسیله قطب نما و نقشه ٬ همراه با جزوه مربوطه و همچنین آموزش «استفاده از GPS در طراحی و اجرای برنامه های کوه نوردی»
.
تلفن های تماس :
٢٣٢٠٩٨١ _ ٠٩٣۵
٨٢۶٧١٣٧ _ ٠٩١٢ فرامرز نصیری
ــ این کلاس آموزشی تاکنون برای : باشگاه کوه نوردی و اسکی دماوند ٬ گروه کوه نوردی کهبد ٬ خانه کوه نوردان تهران ٬ گروه کوه نوردی ایران خود رو ٬ گروه کوه نوردی فراب ٬ گروه کوه نوردی دانشگاه بهشتی ٬ گروه کوه نوردی صنایع دفاع ٬ گروه کوه نوردی سایپا ٬ گروه کوه نوردی دانشکده مکانیک امیر کبیر ٬ انجمن کوه نوردی دانشگاه امیر کبیر ٬ هیئت کوه نوردی اسلامشهر ٬ تعدادی از اعضای هیئت کوه نوردی شهر کرمان ٬ گروه کوه نوردی نمونه ، اعضای باشگاه کوه نوردی اسپیلت ، گروه کوه نوردی دانشگاه شریف ، انجمن کوه نوردی دانشگاه تهران و اعضای هیئت کوه نوردی شهرهای کرمان و بم برگزار شده است .
ـ با تــــوجه به ضرورت و اهمیت این دوره آمــــــــوزشی ٬ جهت افراد و کوه نوردان مستقل در تهران و دیگر شهرهای ایران نیز این کلاس (به صورت خصوصی ) برگزار خواهد شد ..
اروپا تابستان امسال 200 هزار هکتار جنگل از دست داد

کمیسیون اروپا هشدار داد اروپا از آغاز تابستان، 200 هزار هکتار از جنگلها و بوتهزارهای خود را از دست داده است . به گزارش خبرگزاری فرانسه از بروکسل ، این سازمان هشدار داد اگر دولتهای اروپایی کاری برای پیشگیری از این وضع انجام ندهند آتش سوزیهای شدید به سبب پدیده گرم شدن هوا افزایش خواهد یافت. کارشناسان کمیسیون اروپا هشدار دادند خطر آتشسوزی در طول روزهای آینده در شمار زیادی از مناطق مدیترانه بسیار بالا باقی خواهد ماند . این کارشناسان توضیح دادند تاکنون ، مساحت تخریب شده براثر آتش سوزی جنگلها در اتحادیه اروپا از اغاز سال ٢٠٠٩ به به صدوپنجاه ویک هزار ونهصدوپنجاه وپنج هکتار بر روی نقشه رسید که براساس برآوردهای واقعی حدود دویست هزار هکتار است .
همشهری آنلاین
.
عکس روز
دماوند : نصب تابلوهای راهنما

با نصب تابلوهای راهنمای مسیر صعود به قله ی دماوند، یکی از فازهای طرح سامانه ی اطلاع رسانی محیطی فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزشی در ارتفاعات دماوند انجام شد .
بر این اساس سه عدد تابلو به ابعاد دو متر در سه متر در سه منطقه نصب گردیده است، شامل:
-مقابل قرارگاه فدراسیون در پلور( دو کیلومتری جاده پلور به رینه در ارتفاع 2250 متری)
-مسیر دوراهی گوسفند سرا (واقع در 14 کیلومتری جاده پلور به رینه درارتفاع 2450 متری)
-توقفگاه گوسفند سرا (در نزدیکی کانکس فدراسیون در ارتفاع 3020 متری)
نقشه ی این تابلوها حاوی اطلاعات صعود از سه جبهه ، نام یال ها ، آبادی ها ، رودخانه ها ، چشمه ها ، چشمه های آبگرم جاده آسفالت و خاکی ، مسیر دوچرخه سواری ، مسیر اسکی ، مسیر پیاده روی، اسامی و مکان پناهگاه ها و جانپناه ها، نام 16 یال اصلی صعود به قله، معرفی 4 جبهه اصلی صعود به قله به همراه زمان مورد نیاز، تلفن های ضروری جهت امداد در منطقه و معرفی 10 نقطه و مکان مهم در پیرامون قله بهمراه اطلاعات دقیق جی پی اس می باشد .
این تابلو ها به سفارش فدراسیون با پشتیبانی شرکت توسعه ، تجهیز و نگهداری اماکن ورزشی ، پیگیری کارگروه پناهگاه های فدراسیون، اجرای شرکت سیمای کوچ ، طراحی «مجید یاسینی» ،گردآوری مطالب به همت «خانم مینو حسنی اصفهانی» و مشاوره کوه نوردی توسط مربی فدراسیون «حسین نظر» تهیه و در مناطق مذکور نصب شده است .
به نقل از وبلاگ : کوه نوشت http://koohnevesht.blogfa.com
GPS های هوشمند

در حالی که این روزها استفاده از کاربردهای مختلف تکنولوژی در سطح جهان به تدریج افزایش پیدا میکند و فناوری اطلاعات هر روز یکی از گرههای زندگی امروزی را باز میکند، انتظار میرود در روزهای آینده تکنولوژی در روزمره گی ها حضور پر رنگتری داشته باشد . حتی برای پیدا کردن راهها هم باید دیگر به نقشههای دیجیتالی پناه برد . با درک همین نیازها است که موسسات و شرکتهای مختلفی برای طراحی و تولید نقشههای دیجیتالی با جزئیات بیشتر فعالیت میکنند . با این اوصاف تعجب نکنید اگر این روزها به خیابان رفتید و با فردی مواجه شدید که با استفاده از دوربین عکاسی دیجیتالی نصب شده روی سقف اتومبیلش در حال عکاسی از خیابانها و فضای اطراف آنها است، در حالی که روی نیمکت کنار پیادهرو در حال وارد کردن اطلاعات به صورت تصویری یا صوتی در کامپیوتر است! بهتر است بدانید که اگر با چنین موردی مواجه شدید، باید منتظر ورود یک نقشه دیجیتالی کامل با جزئیات فراوان باشید. در واقع چنین افرادی این روزها به عنوان جغرافی دانان دیجیتالی شناخته میشوند که با شرکتهای فعال در حوزه نقشههای دیجیتالی همکاری میکنند و با سفربه شهرها و کشورهای مختلف به جمعآوری تصاویر و اطلاعات مربوط به آنها میپردازند تا از طریق کامپیوتر شخصی خود آنها را به سرور اصلی شرکت شان ارسال کنند و در نهایت این اطلاعات در غالب یک نقشه دیجیتالی در اختیار شهروندان قرار بگیرد ...
برگرفته از اکونومیست
متن کامل در : http://www.itiran.com/?type=article&id=11026
.
حادثه برای عباس جعفری
به گزارش خبرگزاری محیط زیست ایران ، دوشنبه هفته پیش در حالیکه عباس جعفری با یک قایق کایاک یک نفره در یکی از رودخانههای نپال در حال قایق سواری بود، دچار حادثه شده. قایق او برگشته و از دسترس همراهان خارج شده است . از دوشنبه تا لحظه نگارش این خبر جست و جوها فقط منجر به پیدا کردن قایق عباس در مرز کشور چین و نپال شده و هنوز اثری از خود او به دست نیامده است . عباس جعفری در 25 سال گذشته در زمینههای مختلفی چون عکاسی،راهنمای گردشگری،کوه نوردی و تدریس اکوتوریسم فعالیت میکردهمشهری آنلاین
.
پاسخ نادر ضرابیان به فرصت طلبی عباس محمدی ...
در بخش نظرات خوانندگان یکی از پست های وبلاگ عباس ثابتیان ( آرامکوه ) گفت و گوی جالبی در جریان است . گفت و گوئی که به روشنی می تواند گویای تفکر و عملکرد بخشی از مدیران انجمن کوه نوردان باشد . گویای تفکر بسته و منجمدی که با عدم تحمل هر گونه نقد و نظر مخالف خود را نشان می دهد و گویای عملکرد فرصت طلبانه ای که می خواهد همه فعالیت ها و تلاش های اعضا را حتی بدون اطلاع و رضایت آنان در بیلان دوره مدیریت خود به ثبت برساند . گفت و گوئی که به روشنی می تواند گویای تفکر و عملکرد عباس محمدی در انجمن کوه نوردان ایران باشد :
نادر ضرابیان : در رابطه با چشمه های باداب سورت ... انجمن در ثبت ملی این اثر نقشی نداشته است .
عباس ثابتیان : تاکید نادر ضرابیان بر اینکه انجمن در کار ثبت این اثر دخالت نداشته است را درک نمیکنم ! حتی اگر انجمن کوچکترین کاری هم در این مورد انجام نداده باشد ، و حتی اگر نادر ضرابیان این کار مهم را مطلقا به تنهایی انجام داده باشد، فراموش نمیکنیم که او عضو انجمن کوهنوردان ایران و نیز نماینده انجمن در لواسان است.
عباس محمدی : فعالیت های اعضا در چارچوب اساسنامه ی انجمن و تا آن جا که منطبق با هدف های انجمن باشد ، منطقا جزو فعالیت های انجمن به شمار می رود . در عین حال ، در بازدید اولیه که همراه با کارشناسان سازمان میراث فرهنگی و محیط زیست انجام شد و نیز در پی گیری های بعدی و ارائه ی پیشنهادهای حفاظتی ، علاوه بر آقای ضرابیان ، شخص من و در یکی دو مورد دیگر آقای محمود بهادری ( دیگر عضو انجمن کوه نوردان) حضور فعال داشته ایم . پیش از این هم چندین بار در رسانه ها (مجله ی کوه ، خبرگزاری میراث خبر ...) گفته بودیم که ثبت باداب سورت با پیشنهاد نمایندگی انجمن در لواسان و پی گیری های دکا صورت گرفته است .
نادر ضرابیان : درود بر شما با سپاس از محبت شما , انتظار داشتم شما به جمله (نقش انجمن) واکنش نشان بدهید . این موضوع از دو زاویه قابل بررسی است :
1- اینکه مدیریت انجمن تحرک ویژه ای داشته که کمک به ثبت اثر کرده خود شما به خوبی می دانید که این گونه نبوده است .
2-ولی با این تعریف که اعضای انجمن در واقع یک خانواده با هدفی مشترک هستند به درستی حق با شماست . ما هم با همین اندیشه عضو شده و نمایندگی انجمن را در لواسان فعال کردیم و دو سال هست که تمام و کمال و خالص و پاک در خدمت این خانواده هستیم . خانواده رهبر می خواهد و رهبر باید تمام و کمال در خدمت خانواده باشد . به نظر می رسد مدیریت انجمن که باید نقش رهبری را ایفا کند چنین اعتقادی ندارد . نگران و مردد هستیم !
نادر ضرابیان : آقای محمدی درود بر شما . جالب است که تا انتقادی از مدیریت ما می شود مانند مدیران دولتی برآشفته می شویم و به جای پاسخ منطقی دادن همه چیز را زیر پا له می کنیم (مانند دکتر عباس نژاد مدیر محترم ! میراث مازندران) . بارها خدمت شماعرض کرده ام که انجمن موظف است از فعالیت های مثبت اعضا حمایت و پشتیبانی کند . اعضا نه تنها این نگرانی را ندارند که فعالیت آن ها به نام انجمن ثبت گردد بلکه خوشحال هم می شوند چون انجمن متعلق به آن هاست . اما اگر مدیریت انجمن تلاش اعضا را به پای خود بنویسد آیا جای نگرانی نیست ؟!
از یادداشت ٢١ شهریور ٨٨ وبلاگ آرامکوه و بخش نظرات خوانندگان آن:
http://aramkuh.blogfa.com/post-272.aspx
.
*************************************
نامه به نادر ضرابیان
با سلام و احترام
این صراحت و شجاعت شما در انتقاد از تفکر و خط مشی مدیریت فعلی انجمن کوه نوردان براستی قابل تحسین است و البته امیدوارم با توجه به فضای فعلی و شرایط تشکیلاتی حاکم بر انجمن بتوانید عواقب و پیامدهای ناگزیر آن را به سلامت پشت سر بگذارید . در مورد وضعیت و جایگاه و عملکرد این تشکل در کوه نوردی ایران حرف های زیادی برای گفتن وجود دارد . نکات پنهان ، ناگفته و پشت پرده ای که می تواند برای شما به عنوان یک عضو انجمن و همه ی آنها که به این تشکل در کوه نوردی ایران چشم امید دوخته اند و برای آن بنیان گذاران و سازمان دهندگان اولیه ، حاوی حقایقی تلخ و چه بسا تکان دهنده باشد . شاید در اینجا اشاره ای کوتاه و تیتروار به پاره ای از مسائل انجمن کوه نوردان بد نباشد :
١_ عباس محمدی می گوید انجمن کوه نوردان ، انجمن همه ی کوه نوردان است . در جریان وقایع و رویدادهای اخیر دریافته ام که عباس محمدی مرد دروغ های بزرگ است و اکنون با مدارکی مستند و رسمی ( از خود انجمن ) به راحتی قادر به اثبات آن هستم . می توانم با مدارکی مستند و رسمی به شما نشان بدهم که چگونه انجمن کوه نوردان ، انجمن همه کوه نوردان نیست و انجمن کوه نوردانی است که دو باشگاه دماوند و آرش آن را تائید کنند و برای اثبات ادعاهای خود حاضر به مناظره در هر جمع و موقعیتی _ مثلا یکی از نشست های ماهانه _ هستم .
٢_ عباس محمدی می گوید درهای جلسات هیئت مدیره بروی همگان باز است و ما آماده شنیدن نظرات و صحبت های همه کوه نوردان هستیم . اما عباس محمدی ... براستی مرد دروغ های بزرگ است . آقای ضرابیان عزیز ! باورتان می شود که در طی ٩ ماه گذشته _ با وجود درخواست های چندین باره از طریق عباس ثابتیان ، ذبیح اله حمیدی و خود عباس محمدی _ حتی از در نظر گرفتن یک وقت ١٠ دقیقه ای هم برای شنیدن حرف ها و نظرات و دلایل استعفای فرامرز نصیری از انجمن ، هراس داشته اند !! و نکته جالب اینجاست که همین عباس محمدی در زمان مدیریت کیومرث بابازاده او را به اتخاذ روش های استالینیستی متهم می کرد !!
٣_ انجمن کوه نوردان ایران در وضعیت فعلی به آلودگی و دروغ مبتلا است . در این تشکل هیچ گونه ظرفیتی برای شنیدن و تحمل نقد و نظر مخالف وجود ندارد . برای اثبات تک تک کلمات این یادداشت و تمامی نظرات و ادعاهای مطرح شده و با مدارکی مستند و رسمی _ از خود انجمن _ حاضر به حضور و شهادت در هر جمع و مناسبتی می باشم .
همیشه پیروز و سربلند باشید _ فرامرز نصیری
._
آفرینش آثار هنری در اعتراض به تخریب کوه باستانی

با ادامه روند تخریب کوه قلعهدختر در منطقه پلور ، هنرمندان محیطی در اعتراض به این تخریب که منجر به از بین رفتن تپه باستانی قلعهدختر و آثار مدفون در آن از دوره متعلق به دوره پارتیان شده ، دست به آفرینش آثار هنری در دامنه این کوه زدند . به گفته احمدنادعلیان ، سازمان میراث فرهنگی استان مازندران در تاریخ چهارم شهریورماه سال جاری برای تخریب این تپه باستانی مجوز صادر کرده است و در مجوز آمده که محل مذکور فاقد آثار باستانی است ، در حالی که ویرانههای قلعهای تاریخی در بالای تپه کاملا آشکار است و همه مردم پلور میدانند که در این منطقه چهار قلعه وجود دارد و تکههای سفال بسیاری نیز بر روی تپه وجود داشته است . احمد نادعلیان با اشاره به اعتراض جمعی از هنرمندان محیطی گفت : در چند روز گذشته گروههای هنری به پلور آمدند و در اعتراض به این روند در دیواره شرقی این کوه آتار هنری را در دل طبیعت ارائه کردند که این آثار شامل نقاشی با خاک بر روی صخره و هنر اجرا بود. نادعلیان هم چنین از آفرینش آثار هنری بیشتری در طول هفته جاری خبر داد... خبرگزاری فارس
.
عکس روز
وب نوردی : چشمه زندانی

در روستای "باباگرگر" (baba gor gor) در 18 کیلومتری شمال شرقی شهرستان قروه ، در استان کردستان ، چشمه هایی جوشان همیشه میخروشند که به آنها "دنگز" میگویند . تعداد این چشمه ها در گذشته بیشتر بوده اما در حال حاضر ۴ عدد از آنها فعال هستند و ... این چشمه ها با اینکه همه بسیار نزدیک هم هستند اما از نظر شکل ظاهری و رنگ آب و بو کاملا با هم متفاوت هستند و مجموعه زیبایی از آب های زیر زمینی به شمار می روند ...
از وبلاگ : ماگما http://www.magma.blogfa.com
.
در لحظه ...

عکس از : Gregory Crewdson
.
« و نگاه میخکوب شده بر فاجعه ای که بر روشنائی های شهر ، بر آدم ها ، بر پیکر رها شده در گل و لای خودش ثابت مانده بود ... ژان پل سارتر _ کتاب کلمات »
.
یادداشت شخصی : گفت و گو با کاظم فریدیان

جمعه ٢٠ شهریور ٨٨ ساعت ۵ بامداد : در مسیر بازگشت از برنامه ی صعود شبانه قله توچال و در محل جان پناه امیری ( سیاه سنگ ها ) به صورتی کاملا اتفاقی با کاظم فریدیان روبرو شدم . دیداری که به گفت و گوئی ناگزیر و یک ساعته منجر شد . محور اصلی گفت و گو نیز مسائل نانگاپاربات و مرگ سامان نعمتی بود . از کاظم فریدیان به طور عمده در باره ی یافته های جدید خانواده ی سامان در سفر اخیرشان به نانگاپاربات سوال کردم و آنچه در گزارش تیم جست و جو در سایت قاجر آمده است . از جمله : اظهارات میرغنی ( افسر تیم ) که می گوید صدور گواهی صعود را تنها بر اساس اعتماد و بدون دیدن عکس ها انجام داده و سپس تلفن اعتراضی اش به سهند عقدائی ، اظهارات خلبان هلی کوپتر که عدم توانائی پرواز به ارتفاع بالای شش هزار متر را تکذیب کرده و ... کاظم به همه پرسش ها پاسخ می داد . پاسخ هائی که گاهی همراه با خونسردی و حوصله بود و گاهی نیز با نوعی عصبیت و آشفتگی . اما آنچه در جریان توضیحات و پاسخ های او برایم جالب می نمود ، قضاوت ها و استنباط های شخصی و بسیار یک جانبه _ و البته توهین آمیزش _ در باره هر شخص و جریانی بود که با رفتار و عملکرد او و دوستانش در کوه نوردی ایران مخالف است . کاظم فریدیان در این گفت و گو به صراحت از قضاوت ها و استنباط های شخصی اش سخن گفت : اظهارات خلبان اراجیف است ... گزارش منتشر شده در سایت قاجر تماما اراجیف است ... خانواده سامان اراجیف می گویند ... این خانواده روانی است ... کلاغ ها اراجیف می نویسد ...
در مسیر بازگشت ، اندیشه ام یکسر به صحبت های کاظم بود . احساس می کردم هم چنان که او به صراحت از استنباط های شخصی اش سخن می گوید من نیز می توانم به صراحت ، استنباط های شخصی ام را در باره اش بنویسم : کاظم فریدیان کوه نوردی توانمند و با عضلاتی بزرگ است اما دنیای فکری و ذهنی بسیار کوچکی دارد که به نظر می رسد جز عطشی سیری ناپذیر و نیاز به شهرت و مدح و تمجید و ستایش ، جایی برای هیچ چیز دیگر در آن وجود ندارد . کاظم فریدیان به شهرت و مدح و تمجید و ستایش زنده است . اما و بهر حال کاظم فریدیان را به شخصه ، پرورش یافته و قربانی فرهنگ و فضای حاکم بر باشگاه دماوند می دانم . جائی که کف زدن ها و تشویق های جمعی ۵٠ _ ۶٠ نفره در جلسات هفتگی اش ، می تواند به راحتی ذهنیت و شخصیت آدم هائی با دنیای کوچک را برای همیشه رقم بزند !!
***********
پی نوشت :
_ این گفت و گو به هیچ عنوان شخصی و خصوصی نبود و دوستانی در جان پناه امیری به آن گوش می دادند و لذا به نظر نمی رسد با توجه به آگاهی کاظم فریدیان نسبت به این موضوع ، انتشار عمومی آن کار نادرستی باشد ... ضمنا انجام این گفت و گوی اجتناب ناپذیر و کنترل نشده در آن شرایط جان پناه امیری که نفراتی نیز به استراحت مشغول بودند به هیچ عنوان کار درستی نبود و بعد از رفتن کاظم و زمانی که ما نیز آماده ترک جان پناه بودیم و مشخصا دیگر همه بیدار و در تکاپو بودند دو بار و با صدای بلند از همگان بابت این مزاحمت عذرخواهی کردم .
_ اگر بخواهم استنباط شخصی خود را در باره کاظم فریدیان با واژه ها و حال و هوای این روزها بیان کنم ، بی شک چنین خواهد بود : کاظم فریدیان به لحاظ جهان بینی و منطق ، شباهت بسیار زیادی به هواداران محمود احمدی نژاد دارد !! در واقع ، همین گفت و گوی یک ساعته برای چنین استنباطی کفایت می کرد !!
_ پیشاپیش از خانواده ی محترم و گرامی سامان نعمتی به دلیل انتشار توهین های زننده ی کاظم فریدیان عذر خواهی می کنم . همه ی ما به آگاهی و شناخت بیشتر از شخصیت و ماهیت آدم هائی مانند کاظم فریدیان در کوه نوردی ایران نیاز داریم .
_ کاظم فریدیان یک درخواست شخصی نیز مطرح کرد . او عکس کامل و همراه با لوگوی خبرگزاری مربوطه در جریان دادگاه دوم خود را که در کلاغ ها منتشر شده بود می خواست . برای کاظم فریدیان این عکس را بار دیگر در وبلاگ قرار می دهیم :
.

.
صعود شبانه
پنج شنبه ١٩ شهریور ٨٨ برنامه صعود شبانه ی قله توچال اجرا شد . دوستان عزیز شرکت کننده : فرهاد عبداله پور ، حسین زند ، مهدی نصرالهی ، محمدمیرترابی ، ابراهیم نورانی ، جواد نوروزی ... فرامرز نصیری (سرپرست )
.


.
پاسخ نادر ضرابیان
از سوی نادر ضرابیان و در رابطه با چگونگی ثبت ملی چشمه های باداب سورت ، توضیحاتی در بخش نظرات خوانندگان مربوط به یادداشت قبلی این وبلاگ درج گردید :
درودبرشما
تلاش بنده برای جلوگیری از تخریب این اثر توسط پیمانکار معدن سنگ از راهی متفاوت و مراجعه مستقیم به بالا ترین مقام مربوطه وپیگیری مستمر وبی مانند بودن این اثر, در حالی منجر به ثبت ملی آن در کمتر از 45 روز شده است که قبل از آن میراث فرهنگی کل کشور اطلاعی از این اثرنداشته است . شرح کامل ثبت در سایت ما آمده و تقدیر نامه ای که میراث با امضای آقای دکتر دولت آبادی معاون کل میراث فرهنگی کشور به بنده داده اند در مجله کوه ویژه بهار 88 چاپ شده است . اگر لازم بدانید خدمت شما ارسال می کنم .
انجمن در ثبت ملی این اثر نقشی نداشته است .
همان گونه که خانم ناظری به درستی اشاره کرده اند مهم حفظ این اثر بی مانند درایران وکم نظیر در دنیا است . متاسفانه میراث مازندران بسیار ضعیف عمل می کند . توجه بفرمایید که اولین اثر ملی کوه دماوند ودومین اثر ملی باداب سورت در استان مازندران قراردارند که هردو در حال تخریب می باشند و اضافه کنید ماجرای راه کلاردشت به طالقان !
نظر آقای دکتر عباس نژاد در مورد حفر حفره بر روی حوضچه ها به عنوان رسم محلی صحیح نیست .
بنده دبیر هیات کوه نوردی لواسانات و سرپرست گروه کوه نوردی لواسان هستم نه رییس هیات .... شاد باشید
چشمه باداب سورت و رد ادعاهای رئیس هیئت کوه نوردی لواسان

رئیس سازمان گردشگری مازندران گفت : ثبت ملی چشمه سورت به عنوان دومین اثر طبیعی کشور فقط با اقدامات و پیگیریهای سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری استان مازندران انجام شده است . رحمت عباسنژاد با رد ادعای رئیس گروه کوه نوردی لواسان در مورد ثبت ملی چشمه سورت اعلام کرد : سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان مازندران بر اساس وظایف ذاتی خود اقدام به ثبت چشمه سورت در فهرست آثار ملی طبیعی ایران به عنوان دومین اثر کرد. وی تصریح کرد: از آنجایی که بسیاری از این موضوعها مستقیما با لایههای مختلف اجتماعی ارتباط پیدا کرده و افراد مختلفی در ارتباط با این موضوعات اظهار نظر میکنند، طبیعتا چنین اظهاراتی کاملا غیرکارشناسانه است.
عباسنژاد تصریح کرد: ثبت اثر چشمه سورت هیچ ارتباطی به رئیس گروه کوهنوردی لواسان و افراد دیگر نداشته و ادعای مشارلیه مبنی بر ثبت این اثر با تلاشهای ایشان یک ادعای کذب و بیاساس است. او درباره موضوع تخریب چشمه سورت از سوی اهالی گفت : بحث داغ کردن سنگها و ایجاد حفره در رودخانه و استفاده از آب آن یک رسم هزاران ساله در میان مردم محلی است و چشمه سورت اساسا با آن هویت پیدا میکند اما با این حال سازمان میراث فرهنگی استان مازندران درصدد فرهنگسازی میان مردم محلی نسبت به تاثیرات سوء این اقدام و خشک شدن احتمالی رودخانه است .
شمال نیوز
.
****************************

چندی پیش از سوی نادر ضرابیان ( نماینده انجمن کوه نوردان و سرپرست هیئت کوه نوردی لواسان ) ادعایی در سایت خبرگزاری میراث فرهنگی و تعدادی از وبلاگ ها منتشر شد مبنی بر این که ثبت ملی چشمه باداب سورت حاصل کوشش های او بوده است :
« نادر ضرابیان برای اولین بار چشمههای باداب سورت را معرفی کرد و به همراه انجمن بیشترین تلاش را برای ثبت این اثر طبیعی انجام داد ... وبلاگ آرامکوه _ عباس ثابتیان »
و اکنون این ادعا به صراحت توسط یکی از مسئولین و در یکی از خبرگزاری های رسمی تکذیب می شود . او نادر ضرابیان را متهم به دروغ گوئی کرده است و به نظر می رسد این نماینده انجمن کوه نوردان برای اثبات ادعاهای خود چاره ای جز انتشار مکاتبات رسمی انجام شده ندارد ! و براستی دروغ گوی این داستان چه کسی است ؟ رئیس سازمان گردشگری مازندران یا نادر ضرابیان نماینده انجمن کوه نوردان ؟!
طرح روز
رشد کوه ها و گم شدن دریاچهها

شدت گرفتن بحران گرمای زمین منجر به نتایج و تاثیرات غیر معمول و شگفت انگیزی می شود که می تواند به بحرانی بر روی زمین و برای ساکنان آن تبدیل شود . نشریه علمی لایو ساینس در گزارشی قابل توجه به تاثیرات گرمای جهانی در زمین پرداخته است . تغییرات جوی زمین نشانه های مخربی به شکل های عجیب از خود نشان می دهد :
بزرگ شدن کوه ها : با وجود اینکه کوه نوردان حرفه ای توجه چندانی به این پدیده ندارند کوه آلپ و دیگر کوهستان ها طی قرن گذشته تا کنون به واسطه برداشته شدن وزن لایه های یخی از سطح کوه ها و سبک شدن آنها ، در حال تجربه رشد هستند به دلیل اینکه سرعت ذوب یخ ها بسیار بالا تخمین زده شده است کوه ها نیز با سرعتی زیاد در حال رشد کردن و بزرگ شدن هستند .
ناپدید شدن دریاچه ها : طی دهه های گذشته در حدود 125 دریاچه قطبی ناپدید شده اند که نشان دهنده تلاش شدید گرمای جهانی در مناطق قطبی است . مطالعه بر روی مکان تقریبی مناطق آبی از دست رفته نشان از احتمال ذوب شدن یخهای لایه های زیرین دریاچه ها دارد که بر این اساس آب به تدریج و با از دست رفتن لایه های زیرین یخی در خاک نفوذ کرده و ناپدید می شود با از بین رفتن این دریاچه ها تمامی اکوسیستم دریاچه زیستگاه خود را از دست خواهند داد.
جام جم آنلاین
.
Ridge A : بکرترین منطقه جهان

Image of the Chinese Kunlun base, near Ridge A
.
پژوهشگران در جستجو برای یافتن مناسب ترین مکان برای برپا کردن رصدخانه ؛ سردترین ، خشک ترین و آرام ترین منطقه جهان را کشف کردند . محققان استرالیایی با استفاده از اطلاعات ماهواره ای و زمین شناسی این منطقه را که تاکنون پای هیچ بشری به آن نرسیده است، شناسایی کردند. این منطقه "ریج آ " (ridge A) نام دارد. ریج آ در ارتفاع چهار هزار و 53 متری بالای سطح فلات قطب جنوب در جنوبی ترین نقطه زمین است. بررسی های پژوهشگران نشان می دهد متوسط دمای زمستان در این نقطه 70 درجه سانتیگراد زیر صفر است و در هوای آن بخار آب بسیار اندکی وجود دارد. این منطقه همچنین بسیار آرام و ساکت است و اغتشاشات اتمسفری بسیار کمی در آن وجود دارد و هیچ بادی در آنجا نمی وزد و بهترین مکان برای برپاکردن رصد خانه است .
سایت عصر ایران
.
و عشق را ...

.
مردان از راه کوره های سبز
به زیر می آیند .
عشق را چونان خزه ای
که بر صخره
ناگزیر است
بر پیکره های خویش می آرند
و زخم را بر سینه های شان .
" احمد شاملو "
.
******
عکس از فرامرز نصیری
.
پیشنهاد سایت : Highest Mountains in the World



.
مجموعه ای از بهترین و زیباترین عکس های"مرتفع ترین کوه های جهان " را می توانید در سایت زیر ببینید :
http://www.dirjournal.com/info/highest-mountains-in-the-world
.
وب نوردی : مغز کوه نوردان !!
« شاید برای همه کوه نوردان پیش آمده باشد که در صعودی به هنگام اوج سختی به خود بانگ زده باشیم : " آخه مرد / زن عاقل ( اینجا به معنی دیوانه) نونت نبود - آبت نبود - کوه نورد شدنت چی بود. " گویا این جور شوخی ها به بیرون از محافل کوه نوردی هم درز کرده و از دید بسیاری به خطر انداختن جان و ... از سوی کوه نوردان چندان هم با عقل سلیم ( آنان) سازگار نمی نماید. این لطیفه انگلیسی را در اینترنت دیدم و ترجمه اش کردم و به شما کوه نوردان فارسی زبان تقدیم می کنم . امیدوارم به هیچ فردی بر نخورد چون شوخی است و از آن گذشته خود من هم به قله می روم و پس از ساعتی بر می گردم و به درستی نمی دانم که اگر قرار است از قله بر گردم پس اصلا چرا با این مشقت به قله می روم !!!!!! ... »
ادامه یادداشت را در وبلاگ مجید باغینی پور بخوانید :
http://baghinipour.blogfa.com/post-1783.aspx
خزان زودرس درختان در تهران

هنوز شهریور به نیمه نرسیده که درختان تهران دوباره گرفتار خزان زودرس شدهاند ؛ هرچند این موضوع منحصر به امسال نبوده و داستانی 15 ساله دارد . به هر روی واقعیت این است که فصل جوانی درختان شهر کوتاه شده و آنها در بهار گرفتار خزان میشوند. بررسیهای میدانی کارشناسان محیط زیست نشان میدهد برگهای درختان در پایتخت از اواسط مرداد به زردی گراییده و میریزد، طوری که تا پایان تابستان بهتدریج برگ ریزان اتفاق میافتد، در حالی که در دیگر شهرها و کلان شهرهای کشور برگ ریزان آغاز میشود در تهران درختان از برگ عریان شدهاند.
برخی کارشناسان، با اشاره به خزان زودرس درختان، به متولیان محیط زیست پایتخت هشدار داده و آن را آغاز یک فاجعه در اکوسیستم شهری عنوان می کنند . آنها آلودگی ناشی از دود خودروها را علت اصلی زردی درختان عنوان کرده و یادآور می شوند که اگزوز اتومبیلها مقدار زیادی از آلایندهها را در هوای شهر پخش میکنند . این آلایندهها از طریق برگ، جذب و وارد بافتهای گیاه شده و فعالیت آن را مختل میکنند، بهگونهای که تنفس گیاه با مشکل مواجه شده و به سختی صورت میگیرد. محمدباقر صدوق، مدیرکل محیط زیست استان تهران از جمله افرادی است که چنین اعتقادی دارد و میگوید درختان تهران دیگر نفس نمیکشند و به این علت است که در تابستان دچار خزان میشوند.
همشهری آنلاین
عکس از کلاغ ها
.
نجات جنگل های حرای منطقه نایبند از آلودگی نفتی

رئیس اداره ایمنی و حفاظت دریایی اداره کل بنادر و دریانوردی استان بوشهر گفت: با تلاش تیم مقابله با آلودگی این اداره کل هاله نایبند و جنگلهای حرای منطقه نایبند در بندر عسلویه از آلودگی نفتی نجات یافتند. ماموران گشت بازرسی سواحل در بندر عسلویه از یک آلودگی نفتی در منطقه نایبند مطلع شدند که پس از دریافت این خبر بلافاصله تیم مقابله با آلودگی این اداره کل به موقعیت مذکور اعزام شد که پس از بررسیهای کارشناسی مشخص شد یک فروند شناور (بارج) به نام 254، حاوی مقادیر زیادی مواد نفتی در مجاورت هاله نایبند به گلزده و بر اثر پوسیدگی شدید در بدنه موجب آلودگی آبهای مجاور شده است. وی اظهار داشت: با توجه به حساسیت منطقه و احتمال سرایت آلودگی نفتی به جنگلهای حرا ، پس از انجام هماهنگی های لازم با به کارگیری یک فروند بارج، عملیات انتقال مواد نفتی از بارج 254 آغاز شد که پس از پنج روز تلاش شبانه روزی تیم مقابله با آلودگی، حدود 900 تن مواد نفتی از بارج مذکور تخلیه شد... جام جم آنلاین
.
طنز کوه ...
تخریب نگاره های دوران غارنشینی
نقاشی های دیواری غار دوشه در نزدیکی لرستان که از دوران غارنشینی انسان، به یادگار مانده بود، با تهاجم و تخریب عمدی از میان رفت . غار دوشه یکی از مهمترین غارهائی است که نزدیک کوهدشت لرستان قرار دارد و گنجینۀ بزرگی از میراث فرهنگی انسان بر دیوارۀ این غار نقش گرفته بود . رضا مرادی غیاث آبادی، پژوهش گر و نویسنده در زمینۀ مردم شناسی و باستان شناسی، با اظهار تأسف از این رخداد غیر قابل توجیه، در مورد اهمیت و ارزش آثاری که از میان رفته است، می گوید : نگاره های موجود در این غار و غارهای مشابه در لرستان، ارزش بسیاری از نظر دیرینه شناسی و انسان شناسی داشته است و حتی پژوهش گران جهانی آنها را بررسی کرده اند و در موردشان کتاب نوشته اند. او تأکید می کند، این آثار از نظر مطالعۀ تاریخی مرجعی مهم هستند که باید از آنها محافظت بعمل آید ... گزارشی از رادیو فرانسه
.
وب نوردی : گاشربروم III و IV سال ۲۰۰۹

« ... فردا صبح در هوایی بسیار سرد ولی آسمانی صاف بیدار شدیم، چادرگاه را جمع کردیم و به سوی برج یخی بالای سر خود حرکت کردیم، در امتداد شیب های برفی روی رخ GIII تا شکافهای یخی آن و پس از آن در شیب ۵۰درجه و بدون طناب ، سعی کردیم خطر بهمن را کم کنیم، با فاصله و دور از هم و بدون طناب حرکت میکردیم ، به این ترتیب اگر یکی از ما دچار حادثهای میشد ، دیگران را با خود به پایین نمیکشید ! ... »
ادامه ی گزارش را در وبلاگ آرامکوه بخوانید:
تیم آرش : گشایش یک " نیم مسیر " در برودپیک

« ... بعد از بازگشت از برنامه و با مشاهده عکس ها و کروکی خود آنها (با فرض صحت و دقت کروکی نشان داده شده) متوجه شدیم 200 متر اول مسیر (که البته از نظر فنی دشوار نیست) با مسیر آنها متفاوت است و در قسمت های فنی ، مسیر انتخابی ما جای جای تفاوت هایی با مسیر آنها دارد . اما صعود تحسین برانگیز و پاک فرانسوی ها باعث شد از مسیریابی و صعود مسیر نو به طور کامل لذت ببریم اگرچه هیچ بعید نیست در مقاطعی مسیر ما با مسیر آنها مشترک بوده باشد. اما صرف نظر از اینکه چه مقدار از مسیر ما با مسیر فرانسوی ها مشترک بوده است مهمترین نکته در اینجا اتمام مسیر توسط گروه ما است. در حالیکه تیم دو نفره فرانسوی از صعود مشکل ترین قسمت مسیر بنا به هر دلیلی منصرف شدند تیم ما موفق گردید مسیر را به اتمام برساند و با اتصال آن به مسیر عادی و صعود تا بارگاه سوم در ارتفاع 7015 متر اولین مسیر ایرانیان بر روی قلل بلند را به ثبت برساند ... گزارش رامین شجاعی در وبلاگ داستان کوه »
.
***************************
« ... در روز ۱۱ تیر ، کار بر روی مسیر نو در رخ جنوب غربی برودپیک آغاز شد و در طی چندین هفته، گروه توانست با ثابت گذاری و برقراری چادرگاه اول (۵۳۴۰ متر، در روز ۲۵ تیر) و چادرگاه دوم (۶۲۵۰ متر ، در ۴ مرداد) به سوی بارگاه سوم مسیر عادی (۷۰۵۰ متر ، در ۱۴ مرداد) برود . در نهایت ، یک تیم هم از مسیر عادی به این چادرگاه رفت، اما به دلیل خرابی هوا و زیاد بودن برف و طول کشیدن بیش از حد برنامه ، تصمیم به بازگشت گرفتند . مجموعهی گروه ، در آخرین روزهای مرداد پایگاه را به سوی آسکولی ترک کردند . هم اینک می توان گفت که ایرانیان توانسته اند برای نخستین بار در تلاش های خود روی کوههای بلند جهان ، یک مسیر ( یا دقیق تر بگوییم : یک نیم مسیر ؛ variant) باز کنند... گزارش عباس محمدی در سایت انجمن کوه نوردان »
.
عکس روز
حرارت قطب شمال به بیشترین در " دو هزاره اخیر " رسید
![]()
.
پژوهشگران دریافته اند که حرارت مناطق مختلف قطب شمال به بیشترین میزان در 2000 سال اخیر رسیده است .
تغییر در مدار گردش زمین به دور خورشید باعث شد قطب شمال چندین قرن سردتر شود اما در 100 سال گذشته با افزایش تولید گازهای گلخانه ای از سوی منابعی که انسان در فعالیت آن دست داشته ، درجه حرارت این ناحیه نیز زیادتر شد . دانشمندان یافته خود را بر اساس شواهد به دست آمده از هسته های یخی ، حلقه های مقطع درختان و رسوب دریاچه ها به دست آورده اند . پژوهشگران دانشگاه آریزونای شمالی، در آمریکا در گزارشی در نشریه ساینس (Science) می گویند یافته های آنها نشان می دهد که نواحی قطبی به دو عامل حرارت خورشیدی و افزایش حرارت ناشی از تولید گازهای گلخانه ای بسیار حساس هستند . پژوهش در 23 نقطه از قطب شمال انجام شد که در آن شواهد کافی برای به دست آمدن تصویر لازم برای مقایسه دهه به دهه تغییر وضع درجه حرارت وجود داشت ...
گزارشی از سایت BBC
.
به نرودا ...

.
" روزی ، جایی ، سرانجام
به هم خواهیم رسید . "
سلسله جبال ماچوپیچو
به بلندی های دماوند
چنین نوشته بود .
دماوند غمگین بود
دماوند به ماچوپیچو نوشت :
" دیر است دیگر ، دوست من ! "
و دماوند
رو به روستای پایین دره راه افتاد
هق هق یتیم کتک خورده ای شنیده بود .
« علی صالحی »
*****
عکس از فرامرز نصیری
.
وب نوردی : ماگما ( کوه نوشته های فواد )


.
" در برهوت دریاچه ارومیه ایستاده بودم . آن قدر دلم گرفته بود که می خواستم گریه کنم . سال ها پیش آمده بودم . این دریاچه زیبا بود... خیلی ... این بار به انتظار دیدن همان زیبایی ها آمده بودیم ... برای همه از زیبایی های انجا تعریف کرده بودم . همه منتظر بودیم ... منتظر زیبایی ... باور نمی کردم . خشک شده بود . می شد با اتومبیل روی نمک ها رانندگی کرد . فقط نمک بود . نمک خشک شده . نمک ترک خورده . متروک بود . مطرود بود . سکوت . باد . نمک . آفتاب . تکه چوب های پراکنده . اسکله نیمه رها شده . هیچ کس با هیچ کس حرف نمی زد . باید مدت ها روی نمک راه می رفتیم تا به آب می رسیدیم . شبیه کویر بود . کویر نمک یزد .
سال هاست وزارت نیرو آب را بر زاینده رود می بندد . خود خواسته . خشکسالی برنامه ریزی شده . مرگ آگاهانه . راستی مرداب گاوخونی چه می شود؟ مرداب انزلی چه می شود ؟ با آن جلبک های قرمز وارداتی که سطح آب را پوشانده و نور به آب نمی رسد . نور به ماهی ها نمی رسد . نور به ساقه نیلوفرها نمی رسد . چه کسی باید جواب این همه نابودی را بدهد؟... به یاد دریاچه ارومیه می افتم . به یاد زاینده رود می افتم و فکر می کنم بار دیگر که به آنجا بروم ، یادم باشد تخیل کنم تا گریه ام نگیرد . یادم باشد نگاه نکنم ، فقط ببینم و تخیل کنم . هرچه دوست دارم تخیل کنم . این طوری دریاچه ارومیه ، زاینده رود و مرداب انزلی از قبل هم زیباتر می شوند . ا ین طوری ، اصلا همه چیز زیباتر می شود . کم کم می توانیم اصلا حتی نبینیم و فقط تخیل کنیم . اصلا چه احتیاجی به چشم داریم ؟ چه احتیاجی به گوش داریم ؟ می توانیم همه تصویرها و همه صداها را تخیل کنیم . باید از اینکه نیروی تخیل ما در این سالها خیلی تقویت شده ، شکرگزار باشیم "
از وبلاگ ماگما : http://www.magma.blogfa.com
.
کلاس آموزشی: نقشه خوانی٬ جهت یابی در کوهستان٬ آشنایی باGPS

کلاس آموزشی « نقشه خوانی و جهت یابی در کوهستان » شامل : آشنایی با مفاهیم و انواع نقشه های کاربردی در طراحی و اجرای برنامه های کوه نوردی ٬ آشنایی با نقشه های توپوگرافی و نحوه ترسیم کروکی های مناطق کوهستانی ٬ آشنایی با اصول و مفاهیم جهت یابی در کوهستان بوسیله قطب نما و نقشه ٬ همراه با جزوه مربوطه و همچنین آموزش «استفاده از GPS در طراحی و اجرای برنامه های کوه نوردی»
تلفن های تماس :
2320981 _ 0935
8267137 _ 0912 فرامرز نصیری
.
ــ این کلاس آموزشی تاکنون برای : باشگاه کوه نوردی و اسکی دماوند ٬ گروه کوه نوردی کهبد ٬ خانه کوه نوردان تهران ٬ گروه کوه نوردی ایران خود رو ٬ گروه کوه نوردی فراب ٬ گروه کوه نوردی دانشگاه بهشتی ٬ گروه کوه نوردی صنایع دفاع ٬ گروه کوه نوردی سایپا ٬ گروه کوه نوردی دانشکده مکانیک امیر کبیر ٬ انجمن کوه نوردی دانشگاه امیر کبیر ٬ هیئت کوه نوردی اسلامشهر ٬ تعدادی از اعضای هیئت کوه نوردی شهر کرمان ٬ گروه کوه نوردی نمونه ، اعضای باشگاه کوه نوردی اسپیلت ، گروه کوه نوردی دانشگاه شریف و انجمن کوه نوردی دانشگاه تهران و اعضای هیئت کوه نوردی شهرهای کرمان و بم برگزار شده است .
ـ با تــــوجه به ضرورت و اهمیت این دوره آمــــــــوزشی ٬ جهت افراد و کوه نوردان مستقل در تهران و دیگر شهرهای ایران نیز این کلاس (به صورت خصوصی ) برگزار خواهد شد.
.
بختگان : تالاب بی آب

فرقی نمیکند زمستان باشد یا تابستان ، مهم سوت و کور بودن بختگان است که زمانی اکوسیستم منحصربه فردش میزبان پرندگان مهاجر در فصلهای مختلف سال بود ، اتفاقی که دیگر نمیافتد . قصه خشک شدن این تالاب زیبا پرغصه است، مثل خشک شدن سایر رودها و تالابهای دیگری که در گوشه وکنار ایران تنها یادی از آنها باقی مانده است . آب این تالاب که در بین شهرستانهای استهبان و نیریز استان فارس واقع شده اکنون به صورت کامل خشک شده است . تالاب بختگان یکی از بزرگترین و زیباترین تالابهای بینالمللی کشور در جنوب شرقی فارس بین شهرستانهای استهبان و نیریز واقع است . در سالهای گذشته این تالاب یکی از زیباترین تالابهای کشور بود که سالانه پرندگان مهاجر زیادی برای گذراندن زمستان یا تابستان به این تالاب مهاجرت میکردند . تالاب بختگان نقش بسیار موثری در بقای تنوع ژنتیکی و اکولوژیکی کشور دارد به همین دلیل این تالاب در فهرست تالابهای بینالمللی کشور قرار گرفته است . با این حال خشکسالیهای پیدرپی ، ساخت سد در بالا دست تالاب بختگان و کنترل نکردن روان آبها برای ورود به بختگان باعث خشک شدن این تالاب شد .
جام جم آنلاین
.
یادها ...

.
چمدانش را برمی دارد و می رود
کلمه ای
از او بر جای می ماند
که در آن گریسته است .
کلمه را برمی دارم و
می خندم .
مسعود کریم خانی
.
******
عکس از ویکتوریا کیانی راد
.
آمار صعود های هیمالیا : خبری از ایرانی ها نیست !!
سایت K2climb آمار صعودها در منطقه کاراکروم را گزارش می دهد . در بخش گاشربروم ٢ تنها دو نام دیده می شوند و از ایرانیانی که از هیات تهران ، هیات سراب و گروه آفاق گرگان ( گفته اند ) به این قله صعود کرده اند نامی برده نشده است :
.
Gasherbrum 2
1) 09.07.2009 Ueli Steck SWZ
2) 01.08.2009 Boyan Petrov BUL
.
از وبلاگ : آرامکوه http://aramkuh.blogfa.com
سومین کنفرانس جهانی تغییر آب و هوا در ژنو

سازمان ملل متحد کنفرانسی پنج روزه در باره تغییر آب و هوا را در ژنو سوئیس آغاز کرده است . هدف از برگزاری این کنفرانس ، که حدود یک هزار و پانصد محقق، دیپلمات و مقام های دولتی در آن شرکت دارند، بررسی راه های تطبیق با تاثیرات نامطلوب تغییرات جوی است که کشورهای جهان چندی است با آن مواجهند. این کنفرانس همچنین راه هایی را بررسی می کند که کشورهای مختلف می توانند با استفاده از آنها با عواقب تغییر آب و هوا، مانند خشکسالی، سیل و رانش زمین کنار بیایند. کارشناسان تغییر آب و هوا معتقدند از جمله ضروریات مقابله با این معضل، نصب سیستم ها هشدار دهنده بهتر است که حتی ساکنان نقاط دور افتاده جهان نیز بتوانند برای رخداد بلایای طبیعی آماده باشند ...
از : BBC
.
جنگلهای بلوط مریوان در آتش میسوزد


جنگل های بلوط مریوان سه ماه است که در آتش می سوزد اما سازمان حفاظت محیط زیست ، تا کنون هیچ گونه اقدامی برای مهار آتش انجام نداده است . به گزارش خبرنگار ایلنا، جنگل های اطراف مریوان از تیر ماه امسال تا کنون حدود 70 بار آتش گرفته است، اما سازمان محیط زیست استان با وجود اینکه امکانات لازم برای مهار آتش سوزی را داشته هر بار به بهانه های مختلف از این اقدام سرباز زده است... گزارشی از خبرگزاری ایلنا
.
وب نوردی : کوه نوشت

« قله ! قله ! قله! ... و گاه صعود به آن به هر قیمت ممکن ، حتی قمار با جان! ... واقعاً چرا رسیدن به قله به ویژه در صعودهای برون مرزی کوه نوردان کشورمان ، این همه مهم و تعیین کننده است ؟!
... شکی نیست که به جز برنامه ای با هدف گشایش مسیر ، رسیدن به قله ی یک کوه هشت هزار متری در هیمالیا - توسط تیمی دولتی یا مستقل- با توجه به تبعات و بازتاب افتخارآفرینی های ملی آن ، ویژه ترین هدف ترسیم شده برای یک برنامه ی برون مرزی است، وگرنه در پوسترها و تراکت های تبلیغی آن برنامه مثلاً می نوشتند: "صعود به کوه هشت هزار و چندصد متری فلانبروم تا هر ارتفاعی که شد " !
... لذا بدیهی است که ترسیم هدف اصلی و ارزشمند برای یک برنامه، اوج قله و ثبت نام و نشان ایران عزیز بر فراز آن می باشد و عموماً همه ی تلاش ها بر این اساس به بارخواهد نشست ... اما گویا مانند هر رویدادی که انحراف از معیار وجود دارد و یا کار به جائی می رسد که هدف وسیله را توجیه کند، در این خصوص نیز چالش هائی گریبان گیر هیمالیانوردی ایران شده و گاه آن چنان شدت میآبد که یا در صعود تیمی مستقل؛ همنوردی تنها رها شده و مفقود می شود و یا در صعود تیمی دولتی؛ پزشک تیم، همراهی و تحقق مسئولیت های خود را منوط و مشروط به صعود قله می نماید! ...با این وصف سئوال این است :
- آیا به راستی صعود به قله باید به هر قیمت ممکن و تحت هر شرایطی صورت گیرد؟!
- آیا باید روح و روان کوه نوردان تیم را فقط و فقط برای صعود نهائی به قله تمرین داد و مهیاء کرد ؟!
- آیا باید با متمرکز شدن بر عناوین هیجانی و پرطمطراق چون رکورد شکنی، اولین بار و ... شهوت شهرت را تا حد دوپینگ برانگیخت ؟! »
.
متن کامل این نقد خواندنی در وبلاگ کوه نوشت :
وب نوردی : کوه قاف
« روز 21 جولای 2009 Jorge Egocheaga کوه نورد اسپانیائی در تماس با دوستانش اعلام نمود : روز قبل موفق به صعود قله کی دو گردیده . او گفت:" من روز یکشنبه قله را در ساعت 7.30 دقیقه به وقت محلی صعود کردم و سپس به کمپ سوم بازگشتم" . این صعود دهمین فتح 8000 متری جورج به شمار می آمد . او سال قبل نیز تلاش ناموفقی را بر روی کی 2 صورت داده بود .
اما در روز 18 آگوست سایت اخبار اورست اعلام کرد:
K2 2009: Jorge Egocheaga did not summit K2
یک روز بعد یعنی در 19 آگوست سایت مونت اورست به نقل از جورج اعلام داشت: "من در 12 متری قله کی دو متوقف شدم ! " او در گفتگو با سایت مونت اورست بیان نمود : " من دقیقا در 12 متری قله متوقف شدم زیرا جریان شدید باد تاج قله را فرا گرفته بود و صدای زوزه آن مرا از به خطر انداختن جانم بازداشت ! " . او افزود : " بلافاصله عکس گرفتم ، نقطه توقفم را با جی پی اس علامت زدم و ساعت 7.44 دقیقه به پائین بازگشتم ". جورج در ساعت 9.30 دقیقه بعد از ظهر در کمپ سوم مستقر گردید. وی عنوان می دارد:" من قله را صعود کردم ، 12 متر باقی مانده برای رفتن یا نرفتن چندان قابل اهمیت نبود و تنها عامل هوا موجب شد از آن صرف نظر نمایم ! ".
به رغم آنکه همگان جورج ایگوچیاگا را کوه نوردی فروتن و صادق می دانند و عکسهای قله او نیز توسط هم تیمی هایش تایید گردیده، اما سایت Explorersweb نام او را از لیست فاتحان کی دو خارج نمود!اهمیت این موضوع آنقدر بود که کاربرای سایت ukclimbing آنرا به نظر خواهی گذاردند:
آیا در صعود جورج اگوچیاگا به کی دو تردیدی وجود دارد؟!
آنها این موضوع را با صعود آلن هینکس به چوآیو قیاس نمودند . کوه نوردی که به رغم اتمام صعودهایش به 8000 متریها تنها بدلیل آنکه در هوایی خراب راهی قله اصلی چوآیو شده بود، صعودش با اظهارات همنوردانش به چالش نهاده شد و پذیرفته نشد! همچنین نمونه های دیگری نیز در دنیای کوه نوردی به وقوع پیوسته ، نظیر صعود فاستو دی استفانی ایتالیائی که صعود لوتسه وی از سوی کوه نوردان کرده ای مردود اعلام شد و بدلیل قرار داشتن ردپایش تنها تا 25 متری قله نامش در میان فاتحان 14 قله 8000 متری قرار نگرفت!

بحث صعود به قله اصلی سالهاست که کوه نوردان دنیا را به خود مشغول نموده و البته در این میان صعود به 8000 متریها از حساسیت بالاتری نسبت به سایر قلل برخوردار است . به طوریکه هیچ کوه نوردی را حتی با صعود به قله فرعی یک 8000 متری به عنوان فاتح آن کوه نمی شناسند . اهمیت فتح قله اصلی زمانی بیشتر می شود که بدانیم مثلا قلل فرعی کانچن چونگا و لوتسه جزو دشواترین قلل 8000 متری فرعی دنیا به شمار می آیند و البته صعود به آنها از صعود قله اصلی شان نیز دشواتر است ! به رغم این موضوع راینولد مسنر می گوید : "یک قله 8000 متری تنها قله اصلی است نه قله ای دیگر"!
و ارهارد لورتان سومین فاتح 8000 متریها از سوئیس می گوید:" کوه نوردان بایستی به بالاترین نقطه کوه برسند تا قله را فتح کرده باشند ."
همچنین کریستوف ویلیجکی معتقد است:" اگر شما قصد فتح 14 قله 8000 متری را داشته باشید می باید حتما به قله اصلی این کوه ها صعود نمائید"... »
وقتی کیسه ی زباله خود را در شکاف یخی پنهان می کنند !!

چندی پیش شاهد بازتاب گسترده ی واکنش های منفی و گزارشات افشاگرانه ی کوه نوردان خارجی مستقر در گاشربروم ٢، نسبت به رفتار و عملکرد تیم اعزامی هیئت کوه نوردی استان تهران و شهرستان سراب ، در تعدادی از سایت های معتبر کوه نوردی جهان بودیم . مضمون مطالب و نوشته های آنان به طور عمده ، اظهار شگفتی از رفتار دو تیم ایرانی در اعلام خبر صعود و جشن پیروزی ( در حالی که هیچ کدام به قله نرسیده بودند ) و اعتراض به پنهان کردن کیسه زباله در شکاف یخی کمپ یک بود . هیئت کوه نوردی استان تهران با صدور اطلاعیه ای تلاش نمود به هر دو مورد پاسخ دهد . پاسخی که ضمن پذیرش "عدم صعود قله" ، پنهان کردن کیسه زباله در شکاف یخی را بطور کامل تکذیب نمود . اما نکته ی جالب ، فیلمی است که هم اکنون بر روی اینترنت و در سایت youtube قرار دارد و در آن به حکایت بیرون کشیدن این کیسه از شکاف یخی منطقه اشاره می شود . این فیلم را می توانید در لینک زیر ببینید که البته ... به دلیل مسدود بودن سایت youtube استفاده از سایت های واسطه (!) اجتناب ناپذیر است :
http://www.youtube.com/watch?v=G7q9U9-H4AI
.
این فیلم را در وبلاگ کوه نیوز هم می توانید ببینید :
http://koohnews.blogfa.com/post-143.aspx
.
*****************************
.
به نظر می رسد در زمان مدیریت صادق آقاجانی _ و با وجود همه ی آن انتقاداتی که نسبت به خط مشی ایدئولوژیک او در کوه نوردی ایران داشتیم _ تیم های کوه نوردی دولتی در اعزام های خود به خارج از کشور ، با احساس مسئولیت بیشتری نسبت به نام و پرچم ایران رفتار می کردند . رفتار شایسته و مسئولانه ی نسل دهه ی هفتاد هیمالیانوردان ایرانی ( حسن نجاریان ، محمد اوراز ، رضا زارعی ، جلال چشم قصابانی و ... ) را می توان به روشنی در متن گزارشات برنامه های اجرا شده ی آن سال ها دید :
« ...دقایقی بعد نفرات ما دست در دست هم در حالی که قطرات اشک بر گونه هایشان جاری است پا بر بام دنیا می گذارند . اشک هایی که دیروز در شکست تیم نبارید امروز در طلیعه پیروزی جاری است . پرچم ایران از کوله پشتی خارج می شود تا بچه ها قطرات اشکی را که یخ زده با آن پاک کنند ... و فریاد زنده باد ایران در فضای کوه می پیچد ... نفرات یک به یک با کمپ اصلی صحبت می کنند و مقداری از خاک پاک ایران را در دل برف های بام دنیا به یادگار دفن کرده و ... کتاب اورست ، کوهی بر فراز ابرها نوشته ی رضا زارعی »
.
و شاید تنها توصیه ی که می توانیم به محمود شعاعی ( رئیس فعلی فدراسیون کوه نوردی ) داشته باشیم این است که : بی تفاوتی و برخوردهای غیرمسئولانه ی نسل فعلی و جوان هیمالیانوردان دولتی ایران نسبت به مسائل اخلاقی و فرهنگی در برنامه های برون مرزی ، موضوعی ست که بایستی به صورتی جدی به آن توجه شود . در برنامه ی گاشربروم ٢ و برای اولین بار در تاریخ فعالیت های هیمالیانوردی تیم های ایرانی ، شاهد انتشار واکنش های منفی و گزارش های افشاگرانه ی کوه نوردان خارجی مستقر در منطقه ، نسبت به عملکرد کوه نوردان کشورمان ، در سایت های معتبر و مطرح کوه نوردی جهان بودیم و این رویداد کوچک و بی اهمیتی نیست که بخواهید به سادگی چشمان خود را بروی آن ببندید .حافظه ی تاریخی کوه نوردی ایران ، وقایع و اتفاقات دو سال اخیر و در زمان مدیریت شما را هیچ گاه فراموش نخواهد کرد !
.
بارش شدید برف در ارتفاعات علم کوه

در هفتادمین روز فصل تابستان ، بارش شدید برف ارتفاعات علم کوه در استان مازندران را سفیدپوش کرد . در ادامه بارش های شدید دیشب و امروز برف در منطقه کلاردشت ، ارتفاعات علم کوه و تخت سلیمان سفیدپوش شد . پایگاه کوه نوردی رودبارک نیز اعلام داشت: چند گروه از کوه نوردان کشور در منطقه علم کوه حضور دارند... خبرگزاری مهر
.
حکایت و میزان اعتبار آن " گواهی های صعود " هم معلوم شد !!

« مسئله دیگر موفقیت تیم ایران در صعود به قله است که پس از نشان دادن فیلم ها و عکس های تیم ایران به کوه نوردان خارجی و افراد محلی در بیس کمپ ، همگی بدون استثناء عنوان نمودند که این عکس ها متعلق به قله نیست و حتی پس از دیدن عکس ها ، میر غنی راهنمای تیم ایران در سال گذشته ، بصورت اعتراضی با سهند عقدائی تماس گرفت . میر غنی عنوان می نماید که بر اساس رابطه اعتماد آمیز و بدون دیدن عکس های صعود ، بنابر گفته خود اعضاء تیم ، صعود آنها را تائید نموده است ... »
از گزارش تیم قاجر قروه : http://www.ghajer.com/index.php
.
گروه قاجر : افشای همه ی دروغ های تیم نانگاپاربات باشگاه دماوند

تابستان سال ٨٧ در جریان صعود یک تیم ایرانی برای اولین بار به قله نانگاپاربات در پاکستان سامان نعمتی یکی از اعضای تیم در هنگام صعود به قله ناپدید شد.
شرح حادثه توسط همنوردان سامان در جریان صعود ، نه تنها نتوانست توضیحی کافی برای این حادثه باشد بلکه بدلیل تناقض گویی ، ابهامات بیشتری را پیرامون این حادثه ایجاد کرد ، به گونه ای که خانواده سامان ، هیأت کوه نوردی و گروه قاجر قروه با بررسی همه ی این اتفاقات به این نتیجه رسیدند که یک تیم جستجو جهت یافتن نشانی از سامان و هم چنین بررسی این اتفاق از نزدیک تر، به منطقه اعزام شود . تشکیل تیمی این چنین و تهیه ی مقدمات ، کاری سخت و طاقت فرسا بود . از فدراسیون درخواست همکاری شد که به تصویب مسئولین فدراسیون نرسید و در نتیجه گروه قاجر ، خانواده سامان و هیأت کوه نوردی به تنهایی مقدمات کار را فراهم کردند . و با وجود موانع زیاد به لطف خداوند و تصمیم راسخ اعضای تیم هم مسائل برطرف شد . پس از مهیا شدن مقدمات کار از جمله آماده سازی تیم ، تهیه تجهیزات ، عقد قرارداد با شرکت جهانگردی سرزمین خورشید ، لازم دیده شد ضمن استفاده از تجارب کوه نوردانی که به قلل بالای هشت هزار متر صعود کرده اند از اطلاعات تیم صعود کننده به نانگاپاربات استفاده شود. بر این اساس در اوایل خرداد با احسان پرتوی نیا ، کاظم فریدیان از اعضاء تیم سال ٨٧ مذاکره شد که اطلاعات مسیر حرکت تیم را که در سال گذشته توسط GPS ثبت شده در اختیار تیم جستجو قرار دهند. اما با وجود قول مساعد در عمل به واقعیت نپیوست . و در هر تماس به بهانه ای از دادن این اطلاعات خودداری کردند! اما این مسئله نیز نتوانست خللی در عزم راسخ اعضاء تیم جستجو وارد بیاورد. پس از هماهنگی های لازم قرار شد که همزمان با حضور اولین تیم های خارجی در نانگاپاربات تیم جستجو نیز در منطقه حضور یابد.
با حضور تیم جستجو در پاکستان برنامه کار دنبال شد و در خصوص یافتن نشانی از سامان تیم جستجو مسیر بیس کمپ تا قله را طی نمود ، که متاسفانه بدلیل برف زیاد اثری بدست نیآمد که گزارش روزانه این برنامه را در بخش پایانی این گزارش می خوانید . همزمان با جستجو ، موضوع دیگری که مورد نظر تیم بود بررسی ابهامات حادثه سال گذشته بود . که در این رابطه مسائل قابل توجه ای بدست آمد و در این گزارش بصورت خلاصه به آنها اشاره می کنیم :
1- اعضاء تیم صعود کننده به نانگا در سال گذشته مدعی هستند که پس از رسیدن به قله هوا خراب شده است و در میان برف و بوران کمپ 4 را پیدا کرده اند . در حالیکه پس از حضور تیم جستجو در بیس کمپ مشخص گردید که از هنگام بروز حادثه ناپدید شدن سامان تا 2 روز بعد هوا کاملا خوب بوده است . که اظهارات شاهدان محلی در بیس کمپ نانگا کاملا گویا است .
2- کاظم فریدیان در خصوص علت لغو عملیات امداد عنوان نموده است که هایپرترهائی که برای امداد آمده بودند کارگران مزرعه بوده و تجهیزات لازم را نداشته اند اما حال مشخص شده است که افراد مورد نظر آقای فریدیان کسانی بوده اند که قلل گاشربروم 1و2 را صعود کرده و مسیر را تا کمپ 4 ثابت گذاری کرده اند و در کمپ 4 نیز بعنوان پشتیبان حضور داشته اند .
3- ناتوانی پرواز هلی کوپترها ی پاکستان به ارتفاع بالاتر از 6000 متر مسئله ای دیگر بود که مورد بررسی قرار گرفت . سال گذشته اعضائ تیم ایرانی عنوان نمودند که هلیکوپترهای پاکستان نمیتوانند به نقطه ای که سامان ناپدید شده است پرواز کنند اما امروز مشخص شده که این موضوع سخنی واهی و بدور از واقعیت است و اعضای تیم جستجو در بیس کمپ شاهد پرواز هلیکوپتر امداد بر فراز نانگا بودند. و خلبان هلیکوپتر پاکستانی که در جریان جستجوی کوه نورد کره ای در بیس کمپ حضور داشت در گفتگو با تیم جستجو عنوان نمود که وی سال گذشته در رابطه با جستجو و امداد برای سامان امدادگران را به بیس کمپ آورده است و میگوید که پاکستان با همین هلیکوپترها امداد رسانی میکند و برای پرواز روی نانگا هیچ مشکلی نداشته و میتوان بسته های مواد غذایی و ... را از هلیکوپتر بیرون انداخته و نفر را هلی برد کرد . این خلبان در خصوص اینکه چرا در مورد سامان عملیات پروازی انجام نشد جواب داد که کسی از من نخواست ؟
4- مسئله دیگر موفقیت تیم ایران در صعود به قله است . که پس از نشان دادن فیلم ها و عکس های تیم ایران به کوهنوردان خارجی و افراد محلی در بیس کمپ همگی بدون استثناء عنوان نمودند که این عکسها متعلق به قله نیست . و حتی پس از دیدن عکس ها میر غنی راهنمای تیم ایران در سال گذشته ، بصورت اعتراضی با سهند عقدائی تماس گرفت . میر غنی عنوان می نماید که بر اساس رابطه اعتماد آمیزو بدون دیدن عکس ها ی صعود ، بنابر گفته خود اعضاء تیم ، صعود آنها را تائید نموده است .
تیم جستجو در رابطه با همین مطالب عنوان شده به اندازه کافی مدارک معتبر در اختیار داشته و آمادگی جهت ارائه آنها را دارد تا مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد . مسئولیت گریزی و عملکرد بدور از اخلاق کوه نوردی و پنهان کردن حقیقت و تلاش برای فریب افکار عمومی و بدتر از اینها بزرگ نمایی برای یک صعود ناموفق و مملو از خطا و نقص ، کارنامه این تیم ( صعود به نانگا در سال 87) بحساب می آید و در کمال ناباوری مسئولین باشگاه دماوند و انجمن کوه نوردی یعنی همان کسانی که باید در جهت روشن شدن حقیقت این ماجرا و تلاش برای تقویت اخلاق کوه نوردی و تقویت پایه های این ورزش براساس اصول انسانی گام بردارند به مدافعان این روند انحرافی تبدیل شده اند .
.
متن کامل گزارش تیم جست و جو در سایت گروه قاجر :
http://www.ghajer.com/index.php
اورست و هیمالیا : گزارش کوه نوردی فصل بهار 2009

« ناآرامنی و تظاهرات مرتبط با پنجاهمین سالگرد تبعید دالای لاما بار دیگر پکن را وارد رفتاری غیر عادی ساخت و مقامات آن قوانین مبهمی را در مورد کوه نوردان اجرا کردند. با دادن مجوز به برخی و امتناع از دادن مجوز به برخی دیگر ، این شیوه بالاجبار سبب تغییر برنامه های کوه نوردان شد مثلا آندرو لاک که تلاش برای صعود به اورست و شیشا پانگما را بی خیال شد. این سردرگمی ، کوه نوردان زیادی را به سوی جبهه بسیار شلوغ نپال کشاند و حتی مشتریان دائمی سمت شمال ، مانند هیمکس ، امسال به سمت جنوب رفتند. این فصل با مرگ پیوتر موراوسکی ( لهستانی ) در اوایل آوریل با اشک آغاز شد و با مرگ دنیس ورهوف ( هلندی ) با غم و اندوه به پایان رسید. بین این دو محدوده غم ، مسیرهای جدید و داستان های جالبی هم پدید آمد. در کل در بهار 2009 ، 550 صعود به قله انجام شد ، اورست 4500 تلاش برای صعود داشت و مشکلاتی هم در مورد صعود به قلل فرعی به جای قلل اصلی در دائولا و ماناسلو رخ داد ... باز هم مشکلاتی در مورد صعود به قلل فرعی در دائولاگیری و عمدتا در ماناسلو اتفاق افتاد .
چندین " صعود به قله " مورد اختلاف می باشد و این قله در حال تبدیل شدن به مشکل سازترین 8000 متری در این روزها برای تدوین از نظر اینکه چه کسی به قله واقعی رفت و چه کسی در نیمه راه توقف کرد می باشد ... »
از وبلاگ : کوه نوردی، ورزش و سلامتی
.
بانوی 70 ساله فریدونشهری ، راهنمای گروه های کوه نورد !
یک بانوی 70ساله فریدونشهری از توابع استان اصفهان ، راهنمای گروه های کوه نورد این شهرستان است . این بانوی کوه نورد به خبرنگار ایرنا گفت : با وجود کهولت سن هم چنان به صورت مستمر به کوه نوردی می پردازم و راهنمای گروه های کوه نورد در برخی صعودها هستم. " آسیه باتوانی" با بیان اینکه در زمان حاضر به عنوان یک کوه نورد رسمی و حرفه ای در هیات کوه نوردی فریدونشهر مشغول به کوه نوردی است افزود: در کنار گروه های کوه نوردی فریدونشهر به قلل متعدد معروفی مانند دماوند، دنا، زردکوه، شاهان، دری، چاله روغن، زردی گر و پیر هشتاد صعود کرده ام. وی با اشاره به این که درتمام فصول سال به کوه نوردی می پردازد، گفت : به طور قطع سلامتی ، شادابی و روحیه بالای خود را مدیون فعالیت واستفاده مناسب و مستمر ازظرفیت ورزش کوه نوردی می دانم... خبرگزاری ایرنا
.
آسمان و من

.
آسمان با ستارگانش
در شب سفر کرد
من با واژه هایم
سپیده دم هر دو باز آمدیم
آسمان
با خورشیدی بر کف
من
با شعری بر لب
" ضیا موحد "
.
***
عکس از فرامرز نصیری
.
پیشنهاد موسیقی : ( Frida ( soundtrack



« فریدا کالو : اسطورة سوررئالیسم زنانه ... فریدا کالو یکی از شاخصترین نقاشان سبک سوررئالیسم مکزیک است . نقاشی که تا آخرین لحظههای زندگی ، با وجود وضعیت بسیار بد جسمی، نقاشی کرد و آثار بسیار زیادی از خود باقی گذاشت ... فیلم در بیان سوررئالیسم زنانه و حالت و تأثرات فریدا از محیط و دخالت مستقیم آن در کارش گویاست و در زنده کردن یاد و نام فریدا حرکتی تحسینبرانگیز است . دست آخر اینکه خاطرهای زیبا از زنی هنرمند و انسانی بزرگ در ذهن تماشاگر بر جای میگذارد .
موسیقی فیلم فریدا سرشار از آوازها و ترانه های مکزیکی است که برخی از آنها را گلدن تال ساخته و برخی دیگر کار آهنگسازان محلی چون توماس مندز، لوس کوجولی تس، لوئیس آرکاراز توراس است و ترانه سرایانی چون هرنان براوو وارلا آنها را سروده اند. ترکیب ترانه های فولکلوریک و موسیقی ارکسترال بسیار متوازن و با درونمایه و فضای فیلم هماهنگ است و روحیات و افکار بومی گرایانه و در عین حال مدرن فریدا را به خوبی بیان می کند ... و ترانه La Llorona که با صدای لیلا داونز در فیلم شنیده می شود ترانه ای است پر از گرما و شور مکزیکی که با همراهی گروه ماریاچی(ترکیبی از گیتار اسپانیائی، گیتارون، گیتار ویچوئلا، ویولون و ترومپت) اجرا می شود ... منبع : اینترنت »
.
دانلود دو ترانه ی زیبا از فیلم فریدا در لینک های زیر :
http://www.4shared.com/file/128421979/d2f59eb6/LA_LLORONA.html
http://www.4shared.com/file/128423894/990c6d39/BURN_IT_BLUE.html
.
*************************
این پست تقدیم می شود به " ستایش " عزیز . به پاس همکاری و همراهی صمیمانه اش با وبلاگ کلاغ ها !
.
عکس روز : آماده پرواز !

مرکز فضائی کندی در فلوریدا : دو پرواز در یک میدان . تقارن زیبای حضور یک سنجاقک در کنار شاتل فضا پیمای دیسکاوری !
.
هیمالیانوردی ایرانی : ابهام در صعود نهائی و فتح قله اصلی
بررسی پاره ای از وقایع ، رویدادها و اخبار فعالیت های برون مرزی ( هیمالیانوردی ) کوه نوردان ایرانی در سالیان اخیر نشان می دهد که درخواست " اثبات صعود " و ارائه ی " گزارشاتی روشن ، شفاف و مبتنی بر مدارکی مستند " می تواند گونه ای حق طبیعی برای افکار عمومی تلقی گردد . گسترش فرهنگ دروغ و ناراستی در سالیان اخیر و در رابطه با برخی برنامه های هیمالیانوردی کوه نوردان ایرانی موجب گردیده است که اکنون و در پایان هر برنامه ، با انبوهی از پرسش ها و تردیدها پیرامون حقیقت " صعود نهائی تیم و فتح قله ی اصلی " روبرو شویم . ابهاماتی که فقط می تواند نتیجه ی عملکرد نه چندان شفاف و نه چندان صادقانه ی بعضی از تیم های اعزامی و سرپرستان در ارائه ی گزارش کامل و مستند برنامه ی اجرا شده باشد . شاید نگاهی به پاره ای از این گونه وقایع و رویدادها بتواند دلائل شکل گیری این معضل بزرگ فرهنگی و اخلاقی را در کوه نوردی ایران روشن کند :
برنامه ی برودپیک و دروغ بزرگ کاظم فریدیان
تابستان ٨۴ کاظم فریدیان با ارسال ایمیل و عکس ،خبر صعود خود را به قله ی برودپیک برای کوه نوردی ایران اعلام می کند . ایمیلی با کلماتی صریح و روشن همراه با عکسی تیره و مبهم :

« سلام . امروز شنبه است و ما هر دو صحیح و سالم هستیم . من کاظم فریدیان ۵ شنبه قله را صعود کردم . رامین هم جمعه برای قله تلاش کرد و تا نزدیک گردنه جنوبی صعود کرد حدود ۷۸۰۰ متری ... »
پس از عدم تائیــــــدخبر صعود کاظم به قله ی برودپیک ، توسط مراکز و سایت های معتبری که به انعــــــــکاس اخبار فعالیت های کـــــــوه نوردی در منطــــــــقه هیمالیا می پردازند ، او در تماسی تلفنی عنــــــوان نمود که موفـــــــق به صعود قله ی اصلی برودپیک نشده است و برای تبرئه ی خود به توجیهی عوام فریبانه متوسل می شود:
« در کمپ اصلی چنان جوی حاکم بود که خودم هم باورم شده بود که قله را صعود کرده ام ... گفتگو با کلاغ ها ( آرشیو) »
.
برنامه ی نوشاخ و دروغ بزرگ تیم کوهیاران پارس
پاییز ٨٧ خبر صعود تیمی از کوه نوردان ایرانی به قله ٧۴٩٢ متری نوشاخ _ بلندترین قله ی افغانستان _ بوسیله ی تعدادی از خبرگزاری های رسمی و معتبر کشورمان منتشر می شود :
« سه کوه نورد ایرانی بر فراز بلندترین قله افغانستان ایستادند ... به گزارش خبرگزاری فارس، محمود قویدل از بجنورد، عیسی میرشکار از جیرفت و امیر باستانی از گروه کوه نوردی کوهیاران پارس شیراز توانستند عصر 12 آبان ماه بر فراز قله نوشاق به عنوان بلندترین قله افغانستان و دومین قله بلند رشته کوه هندو کش بایستند خبرگزاری فارس »

اما خیلی زود مشخص می شود که این تیم از کمپ یک بالاتر نرفته است و یکی از اعضای تیم به نام امیر باستانی _ در حرکتی شریف و صادقانه _ به افشای دروغ بزرگ سرپرست برنامه در باره ی صعود نهائی و فتح قله می پردازد . امیر باستانی در وبلاگ گروه کوهیاران پارس در باره ی دلایل این دروغ می نویسد :
« در طی مدت صعود و حضور ما در ABC آقای محمود قوی دل با اعضاء تیم ملی کوه نوردی ایران که در کشور نپال به سر می بردند تماس تلفنی داشت. همان موقع خبر سقوط و ناپدید شدن پزشک تیم ملی به ما داده شد و شنیدیم که این خبر از طریق رسانه های داخلی ایران نیز پخش شده است. آقای قوی دل پس از اینکه به قاضی ده بازگشتیم تصمیم به اعلام خبر صعود تیم ما و ارسال آن به ایران گرفت (در واقع به عقیده خود این موضوع می توانست پوششی بر خبر ناپدید شدن پزشک تیم ملی باشد به گونه ای که مردم نسبت به کوه نوردی مأیوس نشوند) و این خبر را به همسر خود در شهرستان بیرجند اعلام کرد ... »
برنامه ی نانگاپاربات و ابهام در صعود قله ی اصلی
تابستان ٨٧ خبر صعود تیمی از باشگاه دماوند به قله ی نانگاپاربات در سایت رسمی این باشگاه و سایت تبلیغاتی گروه اعزامی منتشر می شود . همراه با عکس هایی در کادرهای کاملا بسته ، تیره و بی کیفیت . عکس هایی که از همان ابتدا موجب برانگیختن بسیاری پرسش ها و تردیدها در باره ی صحت صعود نهائی و فتح قله ی اصلی توسط اعضای این تیم می شود :


و نکته ی اصلی _ و هم چنان بی پاسخ مانده _ این است که در هیچ یک از عکس های تاکنون منتشر شده و در هیچ یک از نماهای فیلم های تاکنون به نمایش درآمده ی تیم نانگاپاربات باشگاه دماوندی ها ، کوچک ترین نشانه و یا اثری از آخرین خط الراس منتهی به قله ی اصلی ( عکس زیر ) با آن چشم اندازهای مشخص اش از دنیای اطراف و یا حرکت اعضای گروه بر روی آن دیده نمی شود !!

با توجه به فیلم کوتاهی که دماوندی ها در جریان گزارش برنامه ی خود نمایش دادند و آن نسخه ای که در اختیار پدر سامان نعمتی گذاشته شد ، به سادگی می توان مشخص نمود که آنان در آخرین قسمت های مسیر پیمایش خود و نقطه ای که برنامه را پایان می دهند از یک شیب تند منتهی به دره های پائین دست در حال بالا آمدن هستند . از دامنه ای خود را بالا می کشند که هیچ شباهتی به هیچ خط الراسی ندارد و به نظر می رسد کمی قبل از قرار گرفتن روی خط الراس ، اقدام به گرفتن عکس ها و فیلم پایان برنامه می کنند . جائی که هم در پیش رویشان و هم در پشت سرشان همچنان شیبی رو به بالا دیده می شود . جائی که با هیچ منطق و استدلالی نمی توان آن را به عنوان قله اصلی نانگاپاربات پذیرفت .
.
.برنامه ی ماناسلو و ابهام در صعود قله اصلی
بهار ٨٨ خبر صعود انفرادی مهدی عمیدی به قله ی ٨١۶٣ متری ماناسلو منتشر می شود . عمیدی در گزارش خود می نویسد :
« من و کارلوس و بمپا (شرپا) در حال تلاش برای قله بودیم که یک ساعت مانده به قله، آنها نیز از صعود منصرف شدند و می گفتند که مسیر طناب ثابت ندارد و ادامه راه دیگر صلاح نیست . ولی به نظر من آنها خیلی خسته بودند. بنابراین با آنها خداحافظی کردم ولی آنها اصرار به برگشت من نیز داشتند.سپس تنها به سمت قله حرکت کردم . هوا کمی خراب شد. به کمک کلنگ یک طناب را که از سالهای گذشته در آنجا بود از صخره جدا کردم و به همراه خود بردم .صخره های زیر قله رسیدم. هوا بهتر شده بود و دیگر قله را می دیدم. خیلی خوشحال شدم و با نبشی برفی که پیدا کرده بودم و با کمک پیچ یخ حدود 30 متر ثابت گذاری کردم و خود را به قله رساندم ... سایت سان لند »
اما در هیچ یک از عکس های منتشر شده این برنامه نمی توان شاهد و استنادی برای گفته های او یافت . در دو عکسی که از آخرین نقطه ی اتمام فعالیت او می بینیم ، نشانه های قابل قبولی برای اثبات صعود قله اصلی ماناسلو و رسیدن به آخرین نقطه ی این کوه وجود ندارد:


.
و البته مقایسه ای میان این عکس ها و آنچه از تصاویر ماناسلو در اینترنت وجود دارد به روشنی می تواند گویای همه پرسش ها و ابهامات موجود باشد :



The final pitch below the summit. Almost on top! On the summit in 1956
..
برنامه ی تیلیچوپیک و ابهام در صعود قله
آبان ٨٧ فدراسیون کوه نوردی خبر صعود موفقیت آمیز تیم اعزامی خود را به قله ی ٧١٣۴ متری تیلیچوپیک منتشر می کند . برنامه ای که با حادثه مرگ دکتر بهالو همراه بود . محمود شعاعی ( رئیس فدراسیون ) چندی قبل از این برنامه و در رابطه با ابهام صعود قله ی اصلی نانگاپاربات توسط تیم باشگاه دماوند گفته بود : " ... کسی که قلهای را صعود میکند، با عکسهایش نشان میدهد که صعود کرده ... " و دو عکس منتشر شده برای اثبات صعود تیلیچوپیک چنین بود :


آن زمان برای فدراسیون کوه نوردی نوشتیم : چرا باید از سوی افکار عمومی ، عکس هائی چنین بی کیفیت و تاریک و فاقد چشم انداز به عنوان سند اثبات صعود پذیرفته شود ؟! حسین امانی ( سرپرست برنامه ) در مصاحبه ی خود به فیلم کوتاهی اشاره کرده بود که توسط یکی از اعضای تیم و پیش از تاریک شدن هوا از قله و موقعیت اطراف گرفته شده است . فدراسیون کوه نوردی نیز وعده داد : " مقرر شده است گزارش عمومی برنامه ی این صعود نیز بزودی برگزار شود ... کوه نوشت ۶ آذر ٨٧ " اما ، نه آن فیلم هرگز نمایش داده شد و نه آن وعده ی گزارش عمومی این برنامه تحقق پیدا کرد !! و فدراسیون کوه نوردی ایران هیچگاه نتوانست برای اثبات صعود تیم اعزامی خود ، اسناد و مدارک موجه و قانع کننده ای به افکار عمومی جامعه کوه نوردی ارائه کند .
برنامه ی گاشربروم٢ و ابهام در صعود قله

Altitude Junkies' members Arian and Michael with the Iranians' garbage bag in CI
عملکرد دو تیم ایرانی ( هیئت کوه نوردی استان تهران و شهرستان سراب ) که تابستان امسال برای صعود قله ی گاشربروم ٢ اقدام کردند دارای نکاتی تاریخی (!) و قابل توجه می باشد :
برای اولین بار در تاریخ برنامه ها و فعالیت های هیمالیانوردی تیم های ایرانی ، شاهد انتشار واکنش های منفی و گزارش های افشاگرانه ی کوه نوردان خارجی مستقر در منطقه ، نسبت به عملکرد کوه نوردان کشورمان ، در سایت های معتبر و مطرح کوه نوردی جهان بودیم و از این جهت لازم است به سرپرستان این دو تیم تبریک بگوئیم !! حیرت و شگفتی آنان از رفتار این دو تیم ایرانی را به خوبی می توانیم در گزارش های ارسالی شان ببینیم . در حالی که قله را صعود نکرده اند ... در حالی که از نزدیکی قله برگشته اند اما با این حال برای خود جشن پیروزی می گیرند :
" بار دیگر ، هیچ کس به قله واقعی نرسید، آن مرتفع ترین نقطه که از آنجا فرد تنها می تواند پایین بیاید . با وجود این ، تیم ایران در حال جشن گرفتن صعود به قله چند عضو خود بود... با نزدیک شدن عصر ایرانی ها کم کم به کمپ 1 رسیدند ، برخی از آنان بابت رسیدن به قله خوشحال بودند ( بعدا با خبر شدیم که با وجود اینکه نزدیک قله رفتند ، اما هرگز موفق به صعود به آن نشده اند) ظاهرا ایرانی ها حدود 50 متری قله توقف کردند ، چون یال قله تیز و خطرناک بود ، و آنان طناب کافی برای تثبیت مسیری امن تا قله نداشتند ... گزارش دانیلا پرتقالی "
رفتار ایرانی ها برای آنان غیرقابل درک می باشد و به نظرمی رسد برای اولین بار است که با چنین پدیده ای در فرهنگ کوه نوردی جهان مواجه می شوند !! در فرهنگ کوه نوردی جهان ، بازگشت از نزدیکی قله را مترادف صعود موفقیت آمیز و فتح قله نمی دانند و از آن با صفاتی مانند " افتخار آفرین ، غرورآفرین و ... سایت هیئت تهران را ببینید " یاد نمی کنند . نکته جالب دیگری که در این میان وجود دارد اعتراف سرپرست تیم هیئت تهران به عدم صعود قله گاشربروم ٢ است :
"کوه نوردان ایرانی به علت وجود نقاب برفی که در اثر بارشهای روزهای منتهی به 29 تیرماه روی قله شکل گرفته بود و نیز ورود جبههی هوای نامساعد از صعود انتهای مسیر خودداری می کنند ... وبلاگ کوه نوشت "
سرپرست تیم هیئت تهران در همان حال که به عدم صعود کوه نوردان ایرانی _ به هر دلیل ممکن _ اذعان دارد ، فکر می کند مشکل اصلی در عدد فاصله ی مانده به قله است !! و شاید بتوان با کم کردن عدد ذکر شده در گزارش های منتشره _ آن هم در سایت های معتبر کوه نوردی جهان _ بهر حال افکار عمومی کوه نوردی کشورمان را به صعود و فتح گاشربروم ٢ قانع کرد !!
" فاصلهی باقیمانده تا قله، بر اساس گزارش نفرات صعودکننده بسیار کمتر از 50 متر بوده است... وبلاگ کوه نوشت "

فتح قله نزد کوه نوردان سراسر جهان ، تعریف و مفهومی بسیار روشن و ساده دارد . تعریف و مفهومی که در آن هیچ گاه کمیت هایی مانند فاصله ی ۵٠ متر مانده ... ٣٠ متر مانده ... ٢٠ متر مانده و غیره _ ضمن احترام به ارزش های خاص خود _ جایگاه نداشته و ندارد .
تلاش سرپرست تیم هیئت تهران برای قانع کردن افکار عمومی به صعود قله ی گاشربروم ٢ را بدعتی خطرناک و غیر اخلاقی در فرهنگ کوه نوردی ایران می دانیم . وقتی بتوان با کمیت فاصله ی مانده تا قله به بازی کلامی پرداخت دیگر دور از تصور نیست که بعد از این ، برای بازگشت کوه نوردان و اتمام فعالیت هاشان از فاصله ی ٢٠٠ متری قله ... ٣٠٠ متری قله ... ۵٠٠ متری قله و غیره هم واژه ی صعود و فتح به کار گرفته شود !!
دلیل واکنش های منفی و گزارش های افشاگرانه ی کوه نوردان خارجی مستقر در منطقه ، علیه دو تیم ایرانی که تابستان امسال در گاشربروم ٢ بودند ، کاملا روشن است !
_________
پی نوشت
و البته ... حتی اگر منطق و توجیه ارائه شده برای بازگشت تیم از فلان فاصله ی مشخص را هم بپذیریم باز ... آن پرسش ساده ای که _ به صورتی کاملا اجتناب ناپذیر _ در باره ی اصالت خبر صعود تیم هیئت تهران و شهرستان سراب مطرح می شود این است که : چرا هنوز ... و با گذشت حدود سه هفته از بازگشت تیم ... هیچ عکسی از ادعاهای مطرح شده در باره آن فاصله ی مانده ی کمتر از ۵٠ متر و نقاب آخر و غیره منتشر نشده است ؟ چرا و بنا بر کدام منطق باید آن عکس دو نفره ، که در کادری کاملا بسته و فاقد هر گونه چشم اندازی گرفته شده را به عنوان سند اثبات صعود قله و بازگشت از فاصله ی کمتر از ۵٠ متری بپذیریم ؟ چرا گواهی های صعود این دو تیم منتشر نمی شود ؟ آیا اساسا _ با توجه به گزارش کوه نوردان مستقر در منطقه و هم چنین گزارش خود سرپرست تیم هیئت مبنی بر خودداری از صعود انتهای مسیر _ به این دو تیم گواهی صعود داده اند ؟
کلاس آموزشی : نقشه خوانی٬ جهت یابی در کوهستان٬ آشنایی باGPS

برگزاری کلاس آموزشی « نقشه خوانی و جهت یابی در کوهستان » شامل : آشنایی با مفاهیم و انواع نقشه های کاربردی در طراحی و اجرای برنامه های کوه نوردی ٬ آشنایی با نقشه های توپوگرافی و نحوه ترسیم کروکی های مناطق کوهستانی ٬ آشنایی با اصول و مفاهیم جهت یابی در کوهستان بوسیله قطب نما و نقشه ٬ همراه با جزوه مربوطه و همچنین آموزش «استفاده از GPS در طراحی و اجرای برنامه های کوه نوردی»
.
تلفن تماس :
2320981 _ 0935
8267137 _ 0912 فرامرز نصیری
.
ــ این کلاس آموزشی تاکنون برای : باشگاه کوه نوردی و اسکی دماوند ٬ گروه کوه نوردی کهبد ٬ خانه کوه نوردان تهران ٬ گروه کوه نوردی ایران خود رو ٬ گروه کوه نوردی فراب ٬ گروه کوه نوردی دانشگاه بهشتی ٬ گروه کوه نوردی صنایع دفاع ٬ گروه کوه نوردی سایپا ٬ گروه کوه نوردی دانشکده مکانیک امیر کبیر ٬ انجمن کوه نوردی دانشگاه امیر کبیر ٬ هیئت کوه نوردی اسلامشهر ٬ تعدادی از اعضای هیئت کوه نوردی شهر کرمان ٬ گروه کوه نوردی نمونه ، اعضای باشگاه کوه نوردی اسپیلت ، گروه کوه نوردی دانشگاه شریف ، انجمن کوه نوردی دانشگاه تهران و اعضای هیئت کوه نوردی شهرهای کرمان و بم برگزار شده است .
.
با تــــوجه به ضرورت و اهمیت این دوره آمــــــــوزشی ٬ جهت افراد و کوه نوردان مستقل در تهران و دیگر شهرهای ایران نیز این کلاس (به صورت خصوصی ) برگزار خواهد شد.
گزارشی جذاب و خواندنی از : صعود یک مسیر جدید بر دیواره علم کوه

« ... پیشروی کار در امروز عالی بود . بازگشایی ۳ طول دشوار مسیر . صبح ساعت ۵ بعد خوردن صبحانه ای مفصل برای ادامه کار حرکت کردیم . کار از این مرحله به بعد جدی تر میشد . هوا مه آلود بود و خیلی سرد تر شده بود . وقتی به چهره مصمم یکدیگر نگاه می کردیم بیشتر به موفقیت امیدوار می شدیم . هیچ چیز حتی هوای خراب نمی توانست در روحیه ما تأثیر بگذارد . ما برای تمام کردن کار آمده بودیم ۳طول ثابت گذاری شده را در مه شدید بالا رفتیم ... نوید عظیمی »
ادامه ی این گزارش خواندنی در لینک زیر :
.
عکس روز : پایتخت یونان در محاصره ی آتش

وقوع آتشسوزی در یونان و نزدیک شدن شعلههای آتش به پایتخت این کشور ، ساکنان هزاران خانه را وادار به تخلیه منازل شان کرد جام جم آنلاین
.
نجات چهار کوه نورد در شاهدژ ساری
سید آقا کریمی از جنگل بانان منطقه کیاسر جان چهار تن از کوه نوردان را در منطقه شاهدژ شهرستان ساری نجات داد . این چهار کوه نورد که به منظور کوه نوردی و طبیعت گردی به این منطقه رفته بودند به دلیل ناآشنایی با منطقه مسیر رفته را گم کردند که با یاری یکی از جنگل بانان این منطقه به روستای لنگر و مسیر اولیه راهنمایی شدندشمال نیوز
کوه نوردان تبریز بر فراز پوبدا

« ... بعد از ظهر را درون چادر در کنار سنگ محراب پوبدا (سنگ کتیبه کمپ 6) سپری می کنیم و به امید فردا و هوائی خوب استراحت می کنیم . ساعت 6 بیدار شده و به علت برودت غیر قابل تحمل تا ساعت 8 صبر می کنیم چون محل کمپ 6 صاف و بادگیر است با تمام وسایلی که در دسترس بود چادر را به خوبی مهار کرده و بعد به طرف قله حرکت می کنیم . شیب مسیر زیاد است و با دقت هر چه تمامتر صعود می کنیم تا به تیغه منتهی به قله می رسیم ، تیغه به علت حمایت و کارگاه زدن وقت و دقت زیادی می طلبد. بعد از عبور از تیغه ها می توان از نزدیک نقاب بزرگ قله را مشاهده کرد ... »
از سایت هیئت کوه نوردی استان آذربایجان شرقی
http://www.tabrizmount.com/news.aspx?id=267
.
قله ی فوجی : دعا برای صلح جهانی !

| بودائیان تبتی معزول شده و هواداران ژاپنی آنها روز شنبه 31 مرداد ماه به منظور دعا برای صلح جهانی ، آزادی خود و دیگر اقلیت ها در چین ، به کوه فوجی در ژاپن صعود کردند . | |
|
به گزارش خبرگزاری فرانسه ، لاکپا شوکو نماینده دالایی لاما رهبر معنوی تبت در ژاپن و شرق آسیا گفت: امروزه مشکلات بسیاری در چین وجود دارند و این مشکلات تنها به تبت مربوط نمیشوند بلکه در شین جیانگ و مغولستان داخلی نیز مشاهده میشوند . وی افزود: ماهیت رنجی که همه ما تحمل میکنیم یکسان است و ما برای برادران و خواهران خود در این مناطق دعا خواهیم کرد . چین در سال 1951 وارد منطقه تبت شد و دالاییلاما نیز به دنبال یک قیام ناموفق علیه اشغال نظامی تبت توسط نیرویهای کمونیست چین در سال 1959 به هندوستان متواری شد. صبح دیروز شرایط جوی نامناسب مانع از برگزاری مراسم نیایشی هنگام طلوع خورشید در قله 3776 متری فوجی شد اما آنها پس از طلوع آفتاب مراسم دینی را در این کوهستان برگزار کردند... خبرگزاری مهر |
روستایی در دل صخرهها

_ «دستکند» یعنی چی؟ - یعنی آنچه با دست کنده شود ، مثل همین خانهها .
با دست نشانم میدهد . حفرههایی در دل صخره .
_ خانه؟ خانه کجاست؟
گیج میشوم . آن بالا ، توی آن حفرهها خانههایی است که با دست کنده شده . چه اسرارآمیز!
.
و سفر ما به میمند آغاز میشود . در همین لحظه که ما ایستادهایم پایین کوه و آن بالا خبرهای عجیبی است . عجیب مثل این صخرهها که میگویند در دلش مردم در خانههایشان زندگی میکنند ... اینجا آدمها زندگی میکنند . فرشی گسترده شده و چادر شبها رختخوابها را در برگرفتهاند . کمد یا گنجهای در کار نیست . به جایش حفرههایی است یا تاقچههایی در اندازههای گوناگون ، جای رختخواب و ظرف و چراغ و هر چیز دیگری. هر خانه یک یا چند اتاق دارد و یک اسطبل و اینها کیچه نامیده میشود. میان اتاق اجاق است برای پخت و پز و برای گرم کردن خانه. بیرون اتاق پیرزنی نان میپزد . مردی جلو درگاهی خانهای ایستاده ... پایینتر پیرمردی بادام میفروشد و مرد جوانی سبد میبافد. اگرچه تابستان است و بعضی از اهالی نیستند و اگرچه بسیاری از اهالی کوچیدهاند به شهرها ، اما زندگی هنوز جاری است در میمند .
همشهری آنلاین
.
Rene Magritte : شاعر خیال

حضور هم زمان یک آسمان درخشان با ابرهای روشن و چشم انداز رازآمیز شبانه با نورهای مصنوعی ، برخاسته از واقعیت نیست . این رویارویی عجیب ، تنها زمانی وجود دارد که هنرمندی چون رنه ماگریت آن را در تخیل خود می پرورد . او نام این اثر را امپراتوری نورها ( ١٩۵۴ ) می گذارد و خاطر نشان می کند : " به نظر من این بازنمایی شب و روز به ما نیرو می بخشد . نیرویی که به واسطه ی آن شگفت زده و افسون می شویم . من این نیرو را شعر می نامم ... حرفه هنرمند شماره ٢۴
.





