دانش : انبساط جهان ، سرنوشت جهان !

Abell 1689

منجمان با بررسی نوری که توسط یک خوشه کهکشانی عظیم به اسم  (Abell 1689) دچار اعوجاج شده بود سعی کردند میزان انرژی تاریک موجود در کیهان را رقم بزنند . انرژی تاریک یک نیروی اسرارآمیز است که انبساط جهان را تسریع می کند . درک نحوه توزیع این نیرو آشکار کرد که سرنوشت احتمالی جهان این است که برای همیشه به انبساط خود ادامه دهد . این خوشه به دلیل جرم عظیم آن مثل یک ذره بین عمل می کند و نور در اطراف آن خم می شود .  آنها با آگاهی از نحوه توزیع انرژی تاریک به این نتیجه رسیدند که جهان برای همیشه به انبساط خود ادامه خواهد داد .  با نزدیک شدن دما به آنچه دانشمندان "صفر مطلق" می خوانند جهان به جایی سرد و مرده بدل خواهد شد . پروفسور پریاموادا ناتاراجان از دانشگاه ییل، از کیهان شناسان ممتاز در این مطالعه ، گفت که این یافته ها بالاخره ثابت کرد که " سرنوشت جهان دقیقا چه خواهد بود "

گزارشی از : BBC

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳۱ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


دریاچه ارومیه پنج رنگ است

دانشیار دانشگاه تهران با اشاره به نتایج پروژه تحقیقاتی درباره تغییر رنگ دریاچه ارومیه عامل قرمز شدن را نوعی میکرو ارگانیزم دانست و گفت : دریاچه ارومیه در فصول مختلف علاوه بر رنگ طبیعی با توجه به میکرو ارگانیزم غالب می تواند قرمز ، صورتی ، سبز و نارنجی دیده شود . این محقق قرمز شدن دریاچه ارومیه را به دلیل افزایش فراوانی این میکروارگانیزم ها دانست و توضیح داد : از آنجایی که آرکی های نمک دوست ، رنگی هستند از این رو با کاهش عمق دریاچه و افزایش شوری آب میزان آرکی ها افزایش می یابد و رنگ دریاچه قرمز می شود . این محقق پدیده قرمز شدن دریاچه ارومیه را نتیجه کاهش عمق و نزدیک شدن به مرز انتهایی حیات در این دریاچه دانست و افزود : این پدیده در صورت بی توجهی به اکوسیستم آن منجر به ایجاد شوره زاری به مساحت 6 هزار کیلومتر می شود .

خبرگزاری مهر

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳۱ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


طرح روز

از :  علی هاشمی

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


یادداشت های روزانه ...

_ به تکرار یک نواخت و خسته کننده ی واقعیت روزانه می گویند  زندگی روزمره  . به فعالیت های تکراری ، خرید کردن ، تفریح ، تماشای فیلم و خواندن روزنامه ها و دیدن اخبار و آگهی هائی که پی در پی در پخش می شوند . به از پی هم آمدن اتفاقات در جامعه ای سراپا ماشینی  و بدون هر گونه تغییر و دگرگونی ...  زندگی روزمره گاهی مجال نفس کشیدن هم به آدم نمی دهد  ، چه رسد به نوشتن یادداشت های روزانه !!

.

_ " سینما و ادبیات " فصل نامه  خوبی ست ! هم از سینمای ایران و جهان می نویسد و هم داستان و شعر و نقد و بررسی و مباحث نظری  دارد و به نظر می رسد همه ی این ها برای خواننده ای که دغدغه ی ذهنی اش سینما و ادبیات است باید کافی باشد . موضوع مباحث نظری شماره ی ٢۵ این فصل نامه به " زندگی روزمره " اختصاص دارد . نوشته ای کوتاه در باره ی یکی از آثار رنه مگریت  نظرم را به خود جلب کرد :

" ... زندگی هر روزه بیش و پیش از تغییر ، نیازمند ایستادن است . از این منظر تابلوی زمان میخکوب شده ماگریت بسیار گویا است . زمان دیگری در کار نیست ، بلکه همان زمان معمول جا خورده است . زندگی ای که از حرکت باز می ایستد بی شباهت به تئاتری نیست که در آن بازیگران برای لحظه ای خشک شان می زند . گویی فیلم را متوقف کرده اند . پس زندگی هر روزه نیازمند آن است که لحظه ای خشکش بزند . در جا بماند . درست در همین لحظه بی تحرک ماندن است که با ملال و تفکر پیوند برقرار می کند . فکر کردن آن دقیقه ای از زندگی است که در زندگی روزمره جا نمی افتد اما از آن آغاز می شود . به کمک آن از آن می گریزد . فکر کردن تنها زمانی ممکن است که عقربه های ساعت زمان خواب شان ببرد . فکر کردن به امر روزمره ، تامل در باب مرزهای این خواب آلودگی است "

.

_ ملال ، گریبان درختان حاشیه ی خیابان ها را هم گرفته است ! درختانی که انگار در حسرت دشت های سبز و پهناور ، چشم انداز کوه های سپید و آسمان های آبی ، تصمیم گرفته اند دیگر به هیچ رهگذری لبخند نزنند !!    شهر  " درختان بی لبخند ، پرنده های بی لبخند و مردمان بی لبخند  "  جای زندگی نیست !

.

_ واکنش های تعدادی از شرکت کننده گان در آن صعود مشترک و معروف صاحبان قلم (!) به انتقاد وبلاگ کلاغ ها _ که با عنوان لزوم حفظ حرمت قلم منتشر شد _ هم چنان ادامه دارد . تصمیم گرفته بودم دیگر در این باره چیزی ننویسم ، اما مگر می گذارند !! از بس کیفیت واکنش ها جالب و در نوع خود تاریخی ست !!

" ...   چرا اینجا اومدین؟ مطلب همونجا بود ! مفهومی به نام سکوت ! چرا که پاسخ ابهلان خاموشی است... پاسخی به تخریب های صعود قلم _ وبلاگ آوای کوه   "

" شما جناب نصیری ... نصیحت میکنم من بعد، قبل از نوشتن یا گفتن مطلبی حرکات و رفتار خود را مورد سنجش قرار داده تا دیگر شاهد اینگونه معذلاتی که تولیدکننده و سازنده آن شما و امثال شما هستید، نباشیم... وبلاگ ندای کوهستان "   

خبرگزاری مهر چندی پیش از برنامه های نهضت سواد آموزی برای تثبیت سواد حدود ٢٠ میلیون نفر در کشور خبر داده بود. شاید حضور تعدادی از دوستان مدعی قلم که می خواهند در باره ی معذلات بوجود آمده توسط ابهلان نقدی یا مطلبی بنویسند در این برنامه های نهضت سوادآموزی بد نباشد!!

.

_ شنبه بود . شنبه ای مثل همیشه . گفت نمی خواهم به سیاهی عادت کنم . به خستگی . به تکرار و ملال و بی هوده گی . نمی خواهم شاهد مرگ آرام و تدریجی روحم باشم . جغرافیای رنج را پشت سر خواهم گذاشت و در چشم اندازهای همیشه بهار ، با عشق و بوسه و باران ، با پروانه ها و رنگین کمان ، تا انتهای دنیا خواهم رفت . گفت و رفت ! من و زمان ماندیم . آفتاب می خندید . شنبه بود ...

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


آتش‏سوزی در جنگل‏های منطقه علم‏کوه و تخت‏سلیمان

به همت کوه‏نوردان و جنگلبان های کلاردشت آتش‏سوزی در جنگل‏های منطقه علم‏کوه و تخت‏سلیمان مهار شد . در پی رعد و برق‏های شدید دیروز بعدازظهر (89.5.26)  قسمتی از جنگل‏های منطقه اکیل مجل، در دو نقطه دچار حریق شد . یکی کمی پایین‏تر از گاوسرای اکیل و دیگری در منطقه‏ای به نام بانوگردن که جزء مرتع اکیل محسوب می‏شود. با توجه به اینکه آتش سوزی قسمت زیر گاوسرا در منطقه انتهایی جنگل رخ داده بود، صاعقه پس از برخورد به درختی، آن را به آتش کشیده و درخت مذکور نیز بدلیل دور بودن از سایر درختان، خطر چندانی برای جنگل محسوب نمی‏شد اما آتش سوزی منطقه بانوگردن به دلیل واقع شدن در دل جنگل بخش وسیعی از درختان جنگلی را در معرض خطر آتش سوزی قرار داده بود .

منبع : http://kalahoo.blogfa.com

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


ماگما : گزارشی از هفت خوان !

"  قلّه‌ی هفت‌خوان روی غربی‌ترین خط الرأس منطقه‌ی تخت سلیمان است که از طریق گردنه‌ی هفت‌خوان، به قلّه‌ی خرسان جنوبی و خط‌الرأس جنوبی علم کوه متّصل می‌شود. خط الرأس هفت خوان به صورت شمالی - جنوبی است که از جنوب به ترتیب قله‌های هفت خوان 2، 4 ، 6 و 1 (سوزن سر)، و در ادامه 2 (لانا) ، 3، 5 و 7 روی آن قرار دارند و این خط‌الرأس به خط‌الرأس لنگری متّصل و خط‌الرأس لنگری در محل ده میانرود در درّه‌ی سه‌هزار هرز می‌رود. بلند ترین قلّه‌ی خط‌الرأس هفت خوان قله‌ی 1 آن یا همان سوزن سر با ارتفاع 4537 متر ثبت شده است. شرق این خط‌الرأس درّه‌ایست که از زیر دیواره‌های یخچال غربی و نگین علم کوه شروع می‌شود و محصور است بین دامنه‌های غربی کلجاران و کالاهو و دیواره‌های شرقی هفت‌خوان و لنگری . از این رو این درّه حوزه‌ی آبریز وسیعی است که رودخانه‌ی دائمی یخچال غربی به واسطه‌ی آن در آن جریان دارد  ... "

 وبلاگ ماگما

http://www.magma.blogfa.com

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


یادداشت های روزانه ...

_ از صبح خیلی زود بخاطر درد لثه ها بیدار بودم . از آن نوع درد هائی که می تواند اندیشه آدمی را فلج کند . از فکر کردن به نسبت  درد و اندیشه خنده ام می گیرد . جسم انسان چقدر ظریف و شکننده و آسیب پذیر است . مثل روح ؟! ... شاید !

.

_ ترانه ای از " فرامرز اصلانی" می تواند آغاز خوبی برای یک روز روشن و گرم تابستانی باشد :   "  آه اگر روزی صدای تو ... گوشه ی آواز من باشد ... قلعه ی سنگین تنهائی ... آه اگر دیروز برگردد ... لحظه ای امروز من باشد ... قلعه ی سنگین تنهائی ... "  همراه با آفتابی که خود را آرام آرام بالا می کشد ، اصلانی هم می خواند . با صدائی گرم و مردانه ... و بعد کمی هم " اریک سرا  "  . موسیقی فیلم ژان دارک  . اینجا هم " سرا  " راوی وجه تراژیک حماسه است . راوی سرنوشت تراژیک همه ی آرمان گرایان تنهای تاریخ . روایتی زیبا و عمیق . دوست داشتنی !

دانلود فرامرز اصلانی   اینجا

دانلود اریک سرا   اینجا

.

_خواندن دوباره ی کتاب پل ریکور "زندگی در دنیای متن" غنیمتی ست !    بابک احمدی _ در مقدمه ی کتاب _ ستایش خود را نسبت به دست آوردهای هرمنوتیک مدرن و به گونه ای خاص هرمنوتیک ریکور چنین بیان می کند : "  هرمنوتیک ریکور ، به حاکمیت ایقان فلسفی پایان می دهد و افق تازه ای پیش روی خواننده می گشاید . محدوده ی تنگ اطمینان به آخر می رسد و شک و تردید شکل می گیرد . شیوه ای از اندیشیدن و دیدن جهان آغاز می شود که حقیقت را در سلطه و اختیار " من " نمی داند ، بل برای درک ، و حتی توضیح دیگری از آن ، هم چون لحظه ای از حقیقت ، اعتبار و احترام قائل می شود و می پذیرد که موجودی متمایز با خواست ها ، باورها ، انتظارها و کنش هایی متفاوت ، به اندازه ی  من بیانگر حقیقت است . برای انسان مدرن در کل و به ویژه برای ما ، ضروری بل حیاتی است شنیدن آوای کسانی که از این واقعیت حرف می زنند که واقعیت در اختیار من و ایدئولوژی من  نیست . کسانی که رواداری و آزادی فکر و بیان را پیش می کشند ، یعنی بحث از آزادی کسی دیگر را که چون ما نمی اندیشد و اندیشه ای را چنان که ما می پسندیم و درست می دانیم بر زبان نمی آورد ... " 

.

_ فردا چهارشنبه است و نشست ماهانه ی انجمن کوه نوردان .  گزارش پیمایش دره ی تنگ زندان برایم جذابیت دارد و می خواهم حتما حضور داشته باشم . امیدوارم از یاد نبرم . این "پیری و فراموشی" را خدا نصیب هیچ بنده ای نکند .  باید نفرین یکی از خواننده گان وبلاگ کلاغ ها باشد ...

. 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:۳۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


کوه نوردان غذاهای فیبردار بیشتر مصرف کنند

مدیر گروه تغذیه دانشگاه علوم پزشکی تهران گفت : در ورزشی مانند کوه نوردی ، در ارتفاع بالای 3 هزار متر ورزشکار به یبوست مبتلا می‌شود بنابراین باید بیشتر مواد غذایی فیبردار مصرف کند . علی کشاورز افزود: ویتامین C و D آنتی اکسیدان هستند و چون به دلیل فعالیت زیاد بدنی ممکن است در بدن سموم ایجاد شود و تولید اکسیدان کند. بهتر است از این ویتامین‌ها که موجب از بین رفتن اکسیدان می‌شود، استفاده کرد . وی گفت: ورزشکاران در روزهای مسابقه از مصرف غذاهای پرچرب و پر سس پرهیز کنند و گوشت قرمز، مرغ و ماهی پخته، آب پز و کبابی مصرف کنند.  مدیر گروه تغذیه دانشگاه علوم پزشکی تهران افزود : ورزشکاران همچنین از قندهای ساده کمتر مصرف کنند . در صورت مصرف کباب از گوشت جوان استفاده نشود ، چون گوشت جوان به دلیل داشتن بازهای پورین زیاد موجب گرفتگی عضلات می‌شود و از گوشت حیوان سالخورده مصرف کنند.  کشاورز گفت: ویتامین‌ها را باید از سبزی و میوه تازه دریافت کرد و در صورتی که از میوه و سبزی ، ویتامین دریافت نشود از مکمل‌ها استفاده کنند .

خبرگزاری فارس

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


عکس روز

زلزله ، سیل ، رانش زمین ... مصیبت را پایانی نیست !

خبرگزاری رویترز ( تبت )

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


یادداشت های روزانه...

امروز یکی از دوستان بسیار عزیزمان در پیامی کوتاه برای کلاغ ها نوشته بود  :

" ... آقا بالاخره نمردیم و شما به ما بدهکار شدید !! ... بله بدهکار شدید ! ... این شما بودید ، شما بودید که به من آدرس این " مکث " مبتذل ( از نوع پیش پا افتاده و چه بسا اونورتر از پیش پا ! ) را دادید و گفتید در پیوندهای شما یافت می شود !
من هم رفتم و  یافتم و خواندم ... و چیزی حدود 3 دقیقه (!) وقتم یا وختم !  تلف شد ... بله فقط 3 دقیقه ! ...  چون مکث کردم و ترجیح دادم نیمه خوانده رهایش کنم !  وخت نازنین  من  اگر طلا و نقره و برنز نباشد ، حلبی هم نیست ! ... لطفاً یا 3 دقیقه ی ارزشمند من را به نحو مقتضی جبران کنید یا اگر نکنید نفرین تان می کنم که  در آینده نزدیک  شونصد دقیقه از وقت تان به تجزیه و تحلیل و نقد و بررسی چنین وبلاگ ها و چنین وبلاگ نویسانی تلف شود !! ...  
"

به نظر می رسد باید راهی برای جبران پیشنهاد نابخردانه ی خود به این دوست عزیز پیدا کنم ! مرا به نفرین سخت و عذاب آوری تهدید کرده است !! جوابی برای آن ٣ دقیقه وخت (!) نازنین تلف شده ی او ندارم . البته شاید ... لینک مکث حذف شد !  دوست عزیز عذرخواهی صمیمانه ی مرا بپذیر !

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


نیوزلند : 1200 کوه نورد و اسکی‌باز به دام توفان افتادند

1200 کوه نورد و اسکی‌باز شامل 300 دانش‌آموز موفق شدند پس از آن که یک شب کامل را بر ارتفاعات کوهستان  Hutt  در نیوزلند به دلیل توفان و وزش بادهای سهمگین سپری کنند، به طرف دامنه حرکت کنند .  این کوه نوردان و اسکی بازان از ظهر روز گذشته و به دلیل افزایش وزش باد و نامساعد بودن وضعیت جوی در ارتفاعات این کوهستان، مجبور شدند اردو بزنند .  برخی از اعضای این گروه 1200 نفری وضعیت را بسیار خطرناک همراه با بارش تگرگ و وزش بادهایی با سرعت 200 کیلومتر بر ساعت تخمین زدند ؛ به طوری که این شرایط تا هفت ساعت به طول انجامید . با این حال، این گروه موفق شد پس از گذراندن یک شب در این کوهستان صبح امروز به سمت دامنه حرکت کند .

Mt Hutt

براساس گزارش امداد کوهستان ، این منطقه فصل بدی را داشته است. سه اسکی باز در دو ماه گذشته کشته شدند و سه ‌شنبه هفته گذشته هم ریزش و سقوط بهمن دو اسکی باز را با خود دفن کرد.

خبر: ایسنا

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


یادداشت های روزانه ...

1 _  شهرام عباس نژاد یکی از دیواره نوردان و کوه نوردان فنی خوب کشورمان است . او در وبلاگی به نام دیواره بلند و انگشتان سرما زده  ... و چه نام قشنگی ! ... از زندگی و علائق خود می نویسد . امروز در وبلاگ شهرام خواندم که در آزمون ورودی مربی گری درجه 2 سنگ نوردی قبول شده است . لازم است به او تبریک بگوئیم و آرزو کنیم شهرام در دیواره بلند و انگشتان سرما زده   تا آن جا که در توانش هست  به بیان و انتقال آموزه ها و تجربیات شخصی اش از مسائل فنی ورزش کوه نوردی بپردازد . در این روزها که اغلب وبلاگ های حوزه ی کوه و کوه نوردی به لحاظ شکل ساختاری و محتوا از شباهتی باور نکردنی _ و البته ، به شدت کسل کننده !! _ به یکدیگر برخوردارند ، شهرام می تواند با توجه به دانش و قابلیت های فنی اش  دیواره بلند و انگشتان سرما زده  را به وبلاگی متفاوت و ارزشمند تبدیل کند .

.

2 _ یکی از وبلاگ داران و شرکت کننده گان در برنامه صعود اهالی قلم (!!) به نام امین غفار زاده ، پیام با مزه ای (!)  را برای کلاغ ها فرستاده است : " سلام . خیلی جالبه هرکس که جواب انتقاد های شما رو داده از لینکستانتون پاک شده ... "  اشاره امین به حذف تعداد زیادی از لینک های کلاغ ها درست است اما علت واقعا " جواب " انتقاد دادن آن ها بود ؟ و اصلا آدم هائی مانند امین به چه چیز می گویند " جواب "  و این کلمه در ذهن آنان از چه معنا و مفهومی برخوردار است ؟ یافتن پاسخ خیلی سخت نیست !! جواب امین به انتقاد " لزوم حفظ حرمت قلم " چنین بود : " شما بهتره برید عقده هاتونو جایه دیگه خالی کنید ... بخاطر اون همه اراجیفی که تا به حال نوشتیید باید معذرت بخواید ... تا شاید کمی قداست قلم حفظ بشه... "  متوجه هستید که ؟!   قداست قلم ، صعود قلم ، فلان قلم ، بهمان قلم و ... اما به قول آقای باغینی پور عزیز :  " ... خود بگویید از این هفتاد نفردوستی که در این برنامه بوده اند و عنوان « وبلاگ نویس کوه نورد » براستی برازنده آنان است , چند تایشان قبای « اهل قلم » به تنشان برازنده است؟ همانگونه که بر تن ناساز من برازنده نیست . جدای از ادبی که برخی از اینان در فحاشی و توهین و تهدید دارند و در پیام هایشان خطاب به خود من فرستاده اند و من شرم کردم در وبلاگم منتشر کنم , برخی از اینان حتی یک پاراگراف ساده هم بلد نیستند بنویسند. « فحش» را « فوش» می نویسند. نامه ای را که خطاب به دیگری فرستاده اند , نام تو را بر بالای آن تایپ می کنند و برای تو هم می فرستند ! یعنی حتی این قدر نمی فهمند که به قول شما   « نامه » تعریفی دارد . دوست خوبم . درددل بسیار است . نمی گویم یکی مثل من خطا ندارد که من هم انسانی هستم در معرض خطا . اما اینان که من دیده ام و از یک انتقاد سخت گیرانه ( و به تعبیر من بیرحمانه) فریادشان به آسمان بلند است , اگر لازم باشد « دهان سرویس می کنند » و ... ناسزاهایی می دهند که ... "    بله ، برخی از اینان که حتی یک پاراگراف ساده هم بلد نیستند بنویسند ... یک بار دیگر همان دو خط جواب (!!) امین غفار زاده را بخوانید .

.

3 _ عطای " مکث " را به لقایش بخشیدم و این وبلاگ را برای همیشه از لیست وب نوردی های روزانه ی خود حذف کردم . مکث دو نویسنده دارد : لیلی یگانه رهنما ،  فرشید داودی ...  حقیقی یا مستعار بودن نام ها اصلا برایم اهمیتی ندارد ...  و اگر لینک آن هم چنان در کلاغ ها جاخوش کرده است فقط به دلیل احترام و علاقه ای است که نسبت به برخی طنز _ نوشته های فرشید هم چنان وجود دارد ! مکث ساختار به شدت ناهمگونی دارد . معجون آشفته ای از نوعی سانتی مانتالیسم سطحی،  رایج و پیش پا افتاده ( مبتذل ) که لیلی یگانه رهنما می نویسد ... سانتی مانتالیسم را در اینجا به معنای اصطلاحی و رایجش به کار برده ام نه معنای حقیقی و تاریخی اش . سبکی که با تاکید بیش از حد و عامیانه بر عناصر احساس و با شیوه ی بیانی سطحی و مبتذل ( پیش پا افتاده ) شناخته می شود ... و طنز گونه هائی تند و صریح و بی پرده که فرشید می نویسد . معجون آشفته ای از :  " نجابت تکه های سنگ چین دل برابر وقاحت تمنّای نگاهت خشمگینم می کند " و یا  " تابلوی دختری که بی هراس دیدن گرگ های پشت سر، موهایی به رنگ خورشید را در باد رها کرده و می خواهد تا خود قلّه پرواز کند، می گویی : اگر تا صور اصرافیل هم طول کشد اینجا کنارم می مانی- کنار من که حتی از بودن با خویش هم خسته ام ...  " که لیلی یگانه رهنما می نویسد و ممکن است بی اختیار شما را به یاد انشای دخترکان اوائل دوره راهنمائی (!) بیاندازد ،  تا   " خشتک جرواجرونه و ... اماله کردن و ... پریود جلو افتاده و ... صنف واجبی فروش و ...  " که فرشید می نویسد !  مکث چنین است !  دلیل اصلی اما برای حذف مکث از وب نوردی های شخصی ام ، چیز دیگری ست !

چندی پیش لیلی یگانه رهنما پستی را با عنوان  صعود یا سقوط قلم در مکث منتشر نمود . او در قسمتی از این متن به " شان " و " منزلت " و ... واژه گان اشاره کرده بود و با توجه به سابقه ای که _ بخصوص از نوشته های فرشید _ در مکث وجود داشت ، سوالی را در بخش نظرات خواننده گان نوشتم ... و چه اشتباه بزرگی بود !! ...بدین مضمون که : " این شان و منزلتی که شما می گوئید فقط شامل نقد می شود یا همه نوع متن و سخن دیگر را هم در بر می گیرد ؟ چرا در مکث _ و در طنز هاتان _ از همه نوع واژه گان و کلماتی استفاده می شود و  نام اشخاص حقیقی هم برده می شود و شما اصلا دغدغه ی شان و منزلت و ... را ندارید ؟  " پاسخ این خانم به این پرسش ساده، بسیار جالب و قابل توجه بود !! آتش سنگینی از انواع اتهامات و نیش و کنایه های روشن فکرانه ... طبق معمول از نوع سطحی و پیش پا افتاده اش ... که :

" اگر ابتدای متن را با دقت خوانده بودید ... "
" اگر بیشتر دقت می کردید ... "
" می بینم که از روش مخالفانتان استفاده می کنید "
" شما گویی متن مرا فقط با هدف یافتن نتیجه دلخواهتان یا انتقاد به نوشتارش خوانده اید "
" ضمناً اگر باز هم درست متن را می خواندید "
" این بخش را مجدداً و بی غرض بخوانید "
" دلیل نمیشود که مانند شما مسائل بی ربط را به هم ربط دهم، "
" نقش کاراکتر منفی سناریو را که امسال بازی کردید "

و از همین لحن و کیفیت پاسخ دادن به یک پرسش ساده بود که فهمیدم هر گونه وقت گذاشتن و خواندن مطالب این وبلاگ ... این خانم !! ... به طور کامل وقت تلف کردن است و لذا عطای مکث را برای همیشه به لقایش بخشیدم !!  و البته توصیه ای هم برای دوستانی که مکث را می خوانند : فقط و فقط زمانی که احساس می کنید سرتان به تن تان زیادی کرده است یا دیگر رغبتی به ادامه ی این زندگی کسالت بار ندارید در مکث دیدگاه و نظر انتقادی برای این خانم بنویسید !! در حالت معمول ، انتقاد ... هر گونه انتقاد ... از مکث را فراموش کنید . این خانم شدیدا به تعریف و تمجید های شما نیاز دارد !! ... اگر روزگاری ، مجال و فرصت و حوصله ای فراهم آمد، تحلیلی روانکاویک ( فرویدی ) از ریشه های نارسی سیسم شخصیتی و روانی لیلی یگانه رهنما خواهم نوشت ...  امیدوارم روزی ، فرشید را بار دیگر در وبلاگی مستقل و جدید ببینم . تا آن روز ، خداحافظ مکث !

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


رنج های تازه ی سرزمین کهن

دنا یکی از زیباترین مناطق کوهستانی ایران است . پوشش گیاهی ، تنوع‌زیستی و نیز قابلیت‌های بالای گردشگری و تأثیر انکار‌ناپذیر آن در معیشت مردم بومی و شهروندان چهار  استان مجاور آن ، اهمیت این منطقه کوهستانی را دو چندان کرده است . با این همه این طبیعت بکر طی چند سال اخیر دستخوش تخریب و تعرض قرار گرفته است ؛ به‌ویژه عبور خط لوله گاز که در سال گذشته به قلع‌وقمع  14 هزار اصله بلوط کهنسال انجامید ، سبب نگرانی دوستداران طبیعت شد . از حدود 4 سال پیش منطقه استحفاظی دنا دستخوش نابسامانی‌های زیست‌محیطی شد که چنانچه وضعیت موجود برای حفظ اکوسیستم دنا و حفاظت از ارزش‌های طبیعی و ملی دنا تغییر نکند ، پوشش گیاهی ، جنگل و مراتع ، تنوع‌زیستی ، خاک و یخچال‌های دنا در معرض نابودی کامل قرار می‌گیرند ...

گزارشی از همشهری آنلاین

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


عکس روز

سیل و فاجعه ی انسانی در پاکستان

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


عملیات نجات در تابستان زمستانی علم کوه !

" ... کف یخچال از سکو تا پناهگاه خرابه همه نگرانند که چه می شود . کهنه کارترها مثل حسین بلند اختر می دانند که اگر خرس هم باشی سه روز کار و بیواک ، جانی برای تو نمی گذارد . پس تصمیم به مایه گذاشتن از جان و تخصص خود می گیرند .  حسین بلند اختر تصمیم می گیرد تیم امداد را از سیاه سنگها به سمت بالای قیف ببرد و با فرود از قیف به امداد بپردازد . اما توصیه خطرناک غلام عمیقی باعث جدا شدن سه نفر از بچه های آرش از او و حرکت آنها به سمت گرده آلمانها می شود ، توصیه خطرناکی که احتمال خطر دیگری را ایجاد می کند ... در ساعات انتهایی روز سه شنبه کلیه تیم ها روی قله جمع می شوند . حسین بلند اختر ، حسن گرامی  و امید آمحمدی با ترمیم کارگاه ها وارد قیف بزرگ می شوند . برای تقویت کارگاه ها با توجه به در دست داشتن دلر دو رول می کوبند و دو لاین طناب می ریزند . تا پاسی از شب گذشته و در تاریکی و سرما دست از کار نمی کشند تا به نفرات می رسند ... "

متن کامل گزارش این عملیات کم سابقه را در وبلاگ شهرام عباس نژاد بخوانید :

http://alamchal.blogfa.com

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


.

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٤٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


قاف مثل قلم !

" اظهار نظر یکی از دوستان کوه نورد در وبلاگشان مبنی بر این که "واقعیت این است که هر کس که یک خط از نوشته هایش را منتشر کند قلم به دست است" مرا به حدود بیست سال پیش برد. در انجمن اهل قلم کرمان و در حضور بزرگانی چون دکتر جواد برومند سعید و شادروان خانم جهانگرد, شاعر کرمانی, بودیم و چند نفری چون من در واقع بنا به دعوت دکتر برومند, به این دلیل در آن جمع بودیم تا کمک کنیم فصلنامه فرهنگ کرمان , که در حال پاگرفتن بود, راه بیافتد والا خود به خوبی می دانستیم که جایمان در آن جمع نبود. دوستی چون آقای دوست اظهار نظرکننده بالا, که برداشتی از قلم به دست بودن داشت, چنان راحت لفظ «قلم» را به کار می برد که انگار دارد از انشانویسی گروهی از دانش آموزان حرف می زند. شادروان خانم جهانگرد در آن جمع حرفی زد و درسی به ما داد که فکر می کنم برای همه ما مفید باشد. ایشان گفتند که اگر فکر می کنید که هر کس که قلم برداشت و مقاله ای ولو تحقیقی در جایی چاپ کرد, اهل قلم می شود سخت در اشتباهید. اهل قلم بودن به این سادگی به دست نمی آید. حاصل یک عمر است ... "

متن کامل را در وبلاگ زبان شناسی و کوه نوردی در کرمان بخوانید :

http://baghinipour.blogfa.com/post-1962.aspx

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


سقف ما می توانست...

سقف ما می توانست

پاره ابری باشد فقط

تا دل خوش باشیم

                         وقتی که می بارد

من موی و روی تو را

                         با نوازش هایم

از قطره های باران پاک کنم

و تو هرگز

راز قطره های چکیده بر گونه هایم را ندانی

.

این برای شادی من بس بود

                                                                                                 "شهاب مقربین"

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


رامین شجاعی : راوی خشونت کلامی و تسویه حساب های شخصی !!

از نوشته های رامین شجاعی ( وبلاگ داستان کوه ) در باره ی کاظم فریدیان :

" ...  بعد از سال ها از این شاخه به آن شاخه پریدن فریدیان بالاخره رشته ای ورزشی را پیدا کرده است که در عین حال که تا حدودی ماجراجویی هم در آن وجود دارد بتواند عطش شهرت و مورد توجه بودن را در او فرو نشاند ... اگر چه نشانه های یک حسادت کهنه را می شد در همان زمان هم در او دید... او که معنی کار گروهی را درک نکرده و با توهمی که نسبت به توانایی ها و دانسته هایش دارد متوجه نیست...اما شجاعی از این قضایا خبر ندارد و دلیل رفتارهای متکبرانه او را متوجه نمی شود ... اما مانند بسیاری از آدمهای حراف که اول حرف می زنند بعد راجع به معنای آنچه گفته اند ... بالاخره به این نتیجه می رسد که باید در نقش یک بیمار روانی (موجی) دادگستری تهران را به هم بریزد و کارش را به پیش ببرد ...فریدیان به ایران می آید و متوجه می شود اوضاع آنطور که می خواسته پیش نرفته است و موضوع دروغگویی او و رد صلاحیت سرپرست بیخ ریشش مانده است... در همان حال اما مزورانه در گزارش های کتبی رسمی اش هیچ اشاره ای به مشکلات برنامه نمی کند ...بعد از آن این اوست که می تواند با حرافی و هیاهو جولان بدهد ... فریدیان در این برنامه نشان داد در صورتیکه به اندازه کافی انگیخته شده باشد چه ظرفیتی برای پلیدی دارد؛ در امانت شما خیانت می کند، یادداشتهای شخصی تان را می خواند، و با روش های استالینی مانند افترا، هیاهو، و دروغ های بزرگ شما را منکوب نموده تا بر اشتباهات خود سرپوش گذارد، مشهور شود و خاطرات را پاک کند ... "

.

 به رامین شجاعی و با سلام و احترام !

براساس مضمون آخرین یادداشت وبلاگ داستان کوه و با الهام از دیدگاه دوست عزیزی که چند خطی را در بخش نظرات خواننده گان برایمان نوشته است ، آیا برای این چند پرسش ناگزیر (!) پاسخی هست :

_ هنگام نوشتن این مطالب در باره ی کاظم فریدیان ، آیا به " تاثیر " لغاتی که استفاده شده فکر کرده بودید ؟ لغاتی مانند : حراف ، حسود ، بیمار روانی ، متوهم ، متکبر ، مزور ، پلید ، خائن  ... و می دانستید این لغات می توانند دارای چه تاثیراتی _ بسیار بسیار فراتر _ از معانی آنها در فرهنگ های لغات باشند ؟!

_ هنگام نوشتن این مطالب و " تاختن " به کاظم فریدیان ، آیا می دانستید مخاطب تان " انسان " است ؟ انسانی از گوشت و پوست و خون ؟ آیا حتی برای لحظه ای به این فکر کرده بودید که کاظم فریدیانی را که در مقابل چشم همگان چنین زیر شلاق کلمات توهین آمیز خود گرفته اید ، انسانی دارای احساس و غرور است ؟

_ هنگام نوشتن این مطالب در باره ی کاظم فریدیان ، آیا در مطالعات و اداها و تظاهرات خودنمایانه ی روشنفکری (!) تان هنوز به این نتیجه نرسیده بودید که : نوعی از خشونت ، خشونت کلامی است ؟ خشونتی که اتفاقا تاثیر آن بعضا بیشتر است و سال ها باقی می ماند ! یا فکر می کردید " آزار کلامی " دیگران بهترین و موثرترین حربه برای انتقام گیری و تسویه حساب های شخصی است ؟!  

 

 

و لذا ، با شناختی که ما از شما داریم و سابقه ای که در وبلاگ تان دیده می شود ، جدی گرفتن و باور به صداقت نقدی که بر کلاغ ها در آخرین پست داستان کوه نوشته اید غیرممکن است !!  فقط می توانیم برای  چنین هوش و نبوغ درخشانی که _ به قول آن دوست عزیز _ می تواند در موقعیت سنجی و فرصت طلبی چنین عملکرد موثری را از خود بروز دهد به شما تبریک بگوئیم !!  پستی از کلاغ ها در انتقاد به " رفتارهای شخصی تعدادی از شرکت کننده گان در صعود قلم و انتشار گسترده ی عکس های آن در اینترنت "  موجب برانگیخته گی احساسی و بعضا واکنش های تند تعدادی از دوستان وبلاگ نویس گردید و فضای بوجود آمده گویا همان فرصت ناب (!) و ایده آلی ست که می تواند آدم هائی مانند رامین شجاعی را از خواب ۴ الی ۵ ساله ی اخیر بیدار کند !!  رامین شجاعی فکر می کند با " تاختن " به کلاغ ها در چنین موقعیتی و تائید _ بازهم به قول آن دوست عزیزمان _ بی چون و چرای برنامه ی صعود قلم ، می تواند بی هیچ زحمت و هزینه ای به " قهرمان ملی " دوستان وبلاگ نویس مان تبدیل شود !!  

نیازی به تکرار نیست : یکی از اهداف و انگیزه های این وبلاگ ، نقد و افشای فرصت طلبی آدم هائی مانند رامین شجاعی است ! این گونه فرصت طلبی ها فقط لکه ای سیاه در کوه نوردی ایران نیست . خصلتی تهوع آور در رفتارهای اجتماعی نیز به شمار می آید !

.

.

افسوس که تهران ، نخلستانی ندارد که بتوانیم نیمه شب ها به آن پناه ببریم و چاهی که سرمان را در حلقوم آن فرو کنیم و ... افسوس !

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


در جست و جوی حقیقت

تلاش های خانواده ی محترم سامان نعمتی برای دست یابی به  حقیقت  مرگ فرزندشان در برنامه ی نانگاپاربات گروه  اعزامی باشگاه دماوند هم چنان ادامه دارد . این خانواده  در آخرین اقدام خود ، فیلمی 9 دقیقه ای از برنامه را که به عنوان تنها مدرک موجود از تیم در روز حمله به قله در اختیار داشتند، جهت بررسی های بیشتر و دقیق تر به گروهی از کارشناسان متخصص سپردند که اکنون نتایج  تجزیه و تحلیل و یافته های آنان از فیلم کوتاه ارائه شده در 3 بخش منتشر می گردد :

1_ یافته های فیلم        دانلود

2_ یافته های تصویری    دانلود

3_ یافته های صدا          دانلود

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۱ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


مراقب باشید !

به گزارش سازمان هواشناسی : با گذر امواج کمابیش ناپایدار در برخی مناطق شمال غربی ، ارتفاعات البرز و زاگرس و جنوب و شرق ، احتمال رشد ابر و رگبارهای پراکنده همراه با رعد و برق در ساعات بعدازظهر و شب وجود دارد . با تقویت این امواج در دامنه های البرز ، احتمال بارش هائی تا آخر هفته وجود دارد .

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


بارش برف در ارتفاعات سبلان

ارتفاعات سبلان با بارش برف چهره زمستانی به خود گرفت و کوه نوردان صعودکننده به این قله را غافلگیر کرد . رئیس هیـئت کـوه نوردی شهرستان مشکین شهر گفت : بارش برف که از چند سـاعت قبـل در ارتفاعات سبلان آغاز شده است کوه نوردان صعود کننده به این قله را غافلگیر کرد . صمدی افزود : امروز سبلان بـا تـوجه بـه آخرین روز از ماه شعبان ، شاهد بیشترین تعداد صعود کننده به قله در طول روزهای اخیر بود . وی گفت : بـارش بـرف مـوجب بـه زحمت افتادن کوه نوردانی شده است که فاقد تجهیزات کامل  بودند .

جام جم آنلاین

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


آسمان ایران شهاب باران می شود

پنج شنبه شب و بامداد جمعه ی این هفته یکی از دیدنی ترین رویدادهای آسمان شب به وقوع می پیوندد . بارش شهابی برساووشی به اوج خود خواهد رسید و اگر هوا صاف باشد می توانید منظره ای به یادماندنی را تماشا کنید .  بارش شهابی برساووشی یکی از معروف ترین بارش های شهابی سالیانه است که در 21 تا 22 مرداد به اوج فعالیت خود می رسد. نخستین گزارش های رصد این بارش به بیش از دو هزار سال پیش برمی گردد که در شرق دور (چین، ژاپن و...) ثبت شده است. منشاء بارش برساووشی، دنباله دار سویفت- تاتل است که در سال 1862 کشف شد.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


سیل در هیمالیا

تلفات سیل در تبت ، هیمالیا و هندوستان به 137 نفر افزایش یافت . یکی از ماموران امداد و نجات محلی، یادآور شد : در پی بارش‌های سیل‌آسایی که از روز جمعه شدت یافته است، اکثر خانه‌ها، پل‌ها و جاده‌های ارتباطی از بین رفته و منهدم شده است و اکثر قربانیان این سیلاب از نواحی دور افتاده همیالیا، تبت و «لاداخ» در هندوستان هستند . از طرفی، به دلیل آبگرفتگی معابر ارتباطی امکان کمک‌رسانی سریع به این مناطق وجود ندارد و وضعیت بد جوی نیز باعث شده تا پرواز بالگردها با مشکل و تاخیر مواجه شود. به همین دلیل، عملیات کمک‌رسانی و انتقال مجروحان به کندی صورت می‌گیرد.  این مقام مسوول پلیس محلی در مصاحبه‌ای با خبرگزاری فرانسه، خاطرنشان کرد: علاوه بر 137 کشته، بیش از 400 نفر هم مجروح شدند.  روستای «چوگلامسار» در هند و نواحی حومه‌ای آن، به طور کامل به زیر گل و لای فرو رفته و اکثر ساکنان آن هم جان خود را از دست دادند. بیمارستان اصلی منطقه «لا داخ» و کلینیک تبت به طور کامل تخریب شده و پرستاران و پزشکان با کمبود دارو و تخت برای بستری و درمان قربانیان این سیلاب در هر دو منطقه مواجه هستند ...

خبرگزاری ایسنا

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


مانیفست کلاغ ها !

.

پرسشگری حق ماست !   آگاهی حق ماست !   خواست عملکردی روشن ، شـــــــــفاف و مبـــــــــتنی بر عدالت از سوی مسئولین و مدیران تشکل های دولتی و غیر دولتی در کوه نوردی ایران ، حق ماست !  همان گونه که پاسخ گوئی و روشنگری اذهان و احترام و توجه به افکار عمومی جامعه ی کوه نوردی را وظیفه ی آنان می دانیم .

این وبلاگ هدف و رسالت خود را  روشنگری و مبارزه با لکه های سیاه در کوه نوردی ایران قرار داده است . مبارزه با دروغ . با فریب افکار عمومی . با پنهان کاری . با مصلحت اندیشی های پوشالی  . با بی عدالتی . با سرکوب اندیشه های منتقد . با ... در هر کجا و از سوی هر کسی که باشد ، فرقی نمی کند . مرعوب نام ها و عناوین نخواهیم شد . هراسی از ناسزاها ، تهمت ها و تهدید ها نخواهیم داشت . چرا که خواست عملکردی روشن ، شـــــــــفاف و مبـــــــــتنی بر عدالت را حق خود می دانیم !

در این وبلاگ ، روشنگری و مبارزه با لکه های سیاه ، لحن و ادبیات خاص خود را دارد . معتقدیم با کلمات و واژه های پاستوریزه نمی توان در نقد آلودگی و تعفن بخش هایی از جامعه مان _ که کوه نوردی ایران هم مانند جزیره ای جدا مانده ، عاری از آن نیست  _  قلم زد . شاید تندی لحن و ادبیات این وبلاگ با تعارفات تهوع آور کلیشه ای و خواست و عادت های یک جامعه ی چاپلوس و متملق در تضاد باشد اما این راهی ست که انتخاب کرده ایم . باج نخواهیم داد . کوتاه نخواهیم آمد . سازش نخواهیم کرد . حتی اگر ، تنهاترین " تن " ها شویم !  

آنتوان چخوف در یکی از داستان های بلند خود ( اتاق شماره ۶ ) از واکنش های انسانی سخن می گوید . به نظر چخوف ، انسان موجودی از پوست و گوشت و استخوان و عصب است . و دقیقا به همین دلیل نمی تواند نسبت به محیط پیرامونش واکنش نشان ندهد . نمی تواند نسبت به آنچه در اطرافش می گذرد بی تفاوت و بی اعتنا باشد ... و فکر می کنیم ، نقد انسانی ترین و خردمندانه ترین واکنش  انسان است نسبت به خود و نسبت به جامعه ای که در آن زندگی می کند .

نقد ، کینه توزی و دشمنی نیست . نقد، پرسشگری ست . نقد ، فروپاشی و تخریب نیست . نقد ، روشنگری ست . نقد ، منفعت طلب و مصلحت اندیش و محافظه کار نیست . نقد ، صادق و عدالت خواه و شجاع است . نقد ، جهل و دروغ و ریا را برنمی تابد . نقد ، آرمان گرا و انسانی و شریف است . نقد ...

.

ورقی فرض کن ، یک روی در تو ، یک روی در یار ، یا در هر که هست . آن روی که سوی تو بود خواندی ، آن روی که سوی یار است هم بباید خواندن ( مقالات شمس الدین محمد تبریزی)

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


صعود قلم و لزوم حفظ حرمت قلم

قلم حرمت دارد . قلم قداست دارد . قلم معجزه ی تا ابد ماندگار انسان است . در فرهنگ ما ، زیباترین و عمیق ترین بیان حرمت و قداست این معجزه را می توانیم در نوشته های علی شریعتی بیابیم :

"   ... هر کسی توتمی دارد  که  بدان  سوگند  می خورد  ، با آن  عشق می ورزد  ، دوست می دارد ، می پرستد ... هر کسی توتمی دارد که ذکر آدم بودن اوست ...  هر کسی توتمی دارد و توتم من " قلم " است ... که خویشاوند آن من راستین من است . عطیه ی روح القدس من است .  یادآور سرگذشت و یادآور سرشت و بازگوی سرنوشت من است ...    قلم توتم من  است .   قلم زبان  خدا است .   قلم امانت آدم است .  قلم ودیعه ی عشق است ...  و قلم توتم من است  .  و قلم توتم ما است .  "

قلم همواره در پیوندی ناگزیر با تفکر و اندیشه بوده است و ابزاری برای بیان آن . قلمرو قلم ، قلمرو آگاهی و بیداری است . قلمرو قلم ، قلمرو خرد و متانت است و ...

 

***

١_ در چند سال اخیر تعدادی از کوه نوردان وبلاگ نویس و وبلاگ دار (!) برای اجرای یک برنامه ی مشترک ، عنوان " صعود قلم " را انتخاب کرده اند . عنوانی که بنا به محتوای خود و بی اختیار ، مفاهیمی مانند تفکر و اندیشه را به ذهن متبادر می کند . عنوانی که تصور آن بدون خرد و متانت غیر ممکن است .

٢_ آیا دوستان کوه نورد ما می توانند تبلور و جلوه هائی حتی کوچک از مفاهیم گفته شده را در _ مثلا _ آخرین برنامه ی اجرا شده نشان دهند و آن را اثبات کنند؟

٣_ وقتی هدف خود را صرفا " دیدار و آشنائی " قرار می دهید ، دیگر چه اجبار و ضرورتی برای استفاده از عنوان " قلم " وجود دارد ؟ 

۴_ به نظر شما، با انتشار اخبار، عکس ها و فیلم های برنامه ی " صعود قلم "  ، افکار عمومی جامعه ای که در آن زندگی می کنیم چه تصور و ایده ای در باره ی اعضای این صنف ( کوه نورد جماعت ) خواهد داشت ؟  آیا اساسا ذهنیت و یا قضاوت افکار عمومی برایتان اهمیتی دارد ؟

۵_ از لحاظ جوهر شخصیت فردی و اجتماعی ، آیا تفاوت و تمایزی میان کوه نوردان با دیگر ورزش کاران جامعه مان وجود دارد یا نه ؟ آیا انتظار و توقع خرد و متانت از کوه نوردان در چنین مناسبت هائی ، انتظار و توقعی بی مورد است ؟

۶_ به عنوان یک عضو کوچک _ بسیار کوچک _ خانواده ی بزرگ کوه نوردان دارای وبلاگ ، نسبت به محتوای _ به واقع : بی محتوائی _ برنامه ی اجرا شده ، انتقاد و اعتراض دارم . به عاری بودن آن از جوهر تفکر و اندیشه . به انتشار گسترده ی عکس های بی ربط به موضوع این صعود برای افکار عمومی انتقاد و اعتراض دارم . 

٧_ عکس زیر مراسمی را نشان می دهد که معمولا در پایان صعود و بر فراز قله ها اجرا می شود .  عکس زیر مربوط به مراسم پایان " صعود قلم " بر فراز قله مهرچال است !!

 و البته عکس های دیگری هم هست ... عکس هائی که این روزها در وبلاگ های دوستان ، مانند آن را بسیار می بینیم !!

.

٨_ فرشید فاریابی در متن دعوت نامه ی اولین نشست وبلاگ نویسان کوه نورد نوشته بود :       " کوه نویس های گرامی سلام؛ چون من و ما با نوشتن، این ابزار همیشه مدرن سرو کار داریم و در این باور آموخته ایم: هر آنچه که هر فردی می تواند درباره موضوعی بیان کند را باید که به مدارا و تحمل مورد تامل قرار دهیم؛ قصد آن داریم آموخته ها را به عمل تجربه کنیم. تجربه کنیم که بتوانیم فاصله ی حرف تا عمل را به اندک ترین مقدار ممکن برسانیم. حرف هایمان را در عمل نهادینه و ماندگار کنیم و زیرساخت های اساسی برای برداشتن گام هایی در راه عملی که آغاز کرده ایم را مورد توجه قراردهیم. ما مردمانی با احساس هستیم. ما ایرانی هستیم . این احساس پاک انسانی، ما را وادار به تعامل بیشتر می کند. این تعامل بیشتر می طلبد که چهره در چهره ی یکدیگر دیدارهایی را شکل دهیم که فارغ از هر منیتی ،" ما " بودن و با هم بودن را در راهی که آغاز شده تجربه کنیم. هریک از ما در گوشه ای تجربه های فراوانی در این راه کسب کرده و افکار و ایده های جدید فراوانی در ذهن دارد. برای همه ی این تجربه ها ی پراکنده و این فکرهای متولد نشده باید فکری کرد. برای همه ی آنچه که در این چند سطر به آنها اشاره شد و بسیار بیش از آنچه گفته شد در دل هایمان سخن و در اذهانمان اندیشه داریم   http://nedayekouh.blogspot.com/2005_05_01_archive.html  " فرشید فاریابی در گزارش نهائی آن نشست از حضور ١١ نفر خبر داده بود و صعود مهرچال با حضور ٧٠ نفر برگزار شد . آیا باید از پیشرفت سخن بگوئیم یا در باب پس رفتی آشکار و خجالت آور ، انتقاد از خود را آغاز کنیم ؟ 

.

***

قلم حرمت دارد . قلم قداست دارد . قلم معجزه ی تا ابد ماندگار انسان است . در فرهنگ ما ، زیباترین و عمیق ترین بیان حرمت و قداست این معجزه را می توانیم در نوشته های علی شریعتی بیابیم :

"   ... هر کسی توتمی دارد  که  بدان  سوگند  می خورد  ، با آن  عشق می ورزد  ، دوست می دارد ، می پرستد ... هر کسی توتمی دارد که ذکر آدم بودن اوست ...  هر کسی توتمی دارد و توتم من " قلم " است ... که خویشاوند آن من راستین من است . عطیه ی روح القدس من است .  یادآور سرگذشت و یادآور سرشت و بازگوی سرنوشت من است ...    قلم توتم من  است .   قلم زبان  خدا است .   قلم امانت آدم است .  قلم ودیعه ی عشق است ...  و قلم توتم من است  .  و قلم توتم ما است .  "

قلم همواره در پیوندی ناگزیر با تفکر و اندیشه بوده است و ابزاری برای بیان آن . قلمرو قلم ، قلمرو آگاهی و بیداری است . قلمرو قلم ، قلمرو خرد و متانت است و ...

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


عکس روز

 خبرگزاری رویترز

شمار سیل زدگان پاکستان به چهارده میلیون نفر رسید . بالا آمدن سطح آب رودخانه های ایالت سند در اثر باران، سبب شده که سیلاب ، منطقه وسیعی از زمین های اطراف سواحل رودخانه ها را فرا گیرد. ماموران بیش از نیم میلیون نفر از ساکنان یازده منطقه این ایالت را به مکان های امن انتقال داده اند .

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٠ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


خرد و متانت در " زبان شناسی و کوه نوردی در کرمان "

نی سواران بازار پیام وبلاگ های کوه نوردی ایران

" ... تصوری که از کودکی در ذهن من کرمانی بازار دار ( آن هم از نوع کرمانی اش به طول حدود شش کیلومتر) از بازار(که افراد با همان ویژگی های ذکر شده در بالا به مراوده مشغولند) نقش بسته است, احتیاطی را در من ایجاد کرده است تا به هنگام ورود به بازار مواظب باشم که هر آن ممکن است به دلیل ازدحام جمعیت و حضور انواع و اقسام افراد , که ظاهرا دو برچسب خریدار و فروشنده بیشتر ندارند اما نیت های بسیار در دل دارند, برخوردی پیش آید و من هم با زدن کوچکترین حرفی یکی از صحنه گردانان آن معرکه شوم و متهم به طرفداری از یک طرف معرکه, احتیاطی که گویا در این قضیه « صعود قلم 89» چندان رعایتش نکردم و توهین ها و تهدیدهایش را هم دیدم !!! وبلاگ نویسان کوه نورد و یا کوه نوردان وبلاگ دار در اینترنت نیز دو برچسب بیشتر ندارند, اما مطمئنا سطح مطالبی که در این وبلاگ ها ارائه می شود بسیار متفاوت است. در بازار سنتی از فاخرترین فروشگاه ,که در آن باارزش ترین کالاها در معرض دید خریدار قرار داده شده است, تا دکه ای یک متر در یک متر را می توان مشاهده کرد که چند کیسه حمام و سنگ پا می فروشد. اما البته فروشگاه های بزرگ مدعی توخالی هم  کم نیستند که صاحبانشان یا به دلیل کهولت سن و یا به دلیل دیگری توانایی و حوصله تهیه کالا های به روز را ندارند و توان رقابت بازرگانی خود را به تدریج از دست داده اند و تنها پوسته مغازه شان باقی مانده است. مغازه هایی را در بازار می توان سراغ گرفت که حتی کالای خود را از همچراغان خود تدارک می بینند ( شما بخوانی کپی – پیست می کنند) و فقط به صرف ارزش تجاری مغازه خود درآمد اندکی کسب می کنند و به آن دل خوش می کنند که به او بگویند بازاری. چه بسیارند مغازه هایی که در بازار وقت ارزشمند خریداران را می گیرند و هیچ برای عرضه ندارند ولی البته صاحبانشان خود را بازاری می نامند و ... بازار پیام وبلاگ های کوه نوردی ایران شباهت بسیاری به ساختار بازار سنتی ما دارد. بسیاری از وبلاگ ها دکه هایی بیش نیستند و وبلاگ های بسیار مدعی هم هستند که حتی ارزش نگاه کردن هم ندارند چه رسد به این که وقت ارزشمند را صرف مطالعه جدی آنها کنیم.(بخش نظرات این گونه وبلاگ ها گاهی براستی آزاردهنده است و سرشار از تعارف پرانی ها.) درست مثل این که وقت خود را صرف نگاه کردن آلبوم خانوادگی دیگران کنیم و به تماشای عکس هایی بنشینیم که در آن ها فقط چهره چند نفر دیده شود که روزی در جایی و در مسافرتی عکسی برداشته اند و صحنه پشت سرشان هم حتی برایشان آنقدر بی ارزش بوده است که در عکس نیامده است. دکه داران بازارهای سنتی گاه چنان از کار کوچک خود راضی اند که حتی به فکر گسترش کسب و کار خود و تبدیل آن دکه به مغازه ای بزرگ تر هم نمی افتند .بسیاری از وبلاگ های مدعی بیشتر به دفتر خاطرات شخصی می مانند که بی جهت بزرگ شده اند و گردانندگانشان کم کم باورشان شده است نویسنده اند! بی تعارف ! این وبلاگ نویسان قلم به دوش لیست مقالات منتشر شده خود در هر زمینه علمی را منتشر کنند تا ما به وجودشان افتخار کنیم و به یاد آوریم نام هر فرد در پای هر مقاله مسئولیت آور است ,و نه تنها مایه دلخوشی و افتخار شخصی. این نام به خواننده یادآوری می کند که چه انتظاری داشته باشد. پس اگر تا به حال وبلاگ نویسان کوه نورد ما براستی لیست مقالات خود در مجلات مختلف را از ما دریغ داشته اند, ظلمی است که به ما روا داشته اند و باید جبران کنند.  این افراد به ما بگویند در کدام نوشته خود با دیدی علمی ( و نه احساسی و شخصی) به علاقمندان کوهنوردی کمک جدی کرده اند. در واقع, در آشفته بازار (!) وبلاگ نویسی کوه نوردی ایران, بسیاری که از سر بیکاری سری به این بازار زده اند و خود را مشتری پر و پا قرص این بازار می پندارند, حتی خریداری پرشوق نیستند و تنها پرسه زنندگانی اند که برای وقت کشی به این بازار آمده اند.تازه بر سر ما منت هم دارند! اما بسیاری از این وبلاگ ها براستی آموزنده اند. در بازار های سنتی کم نیستند مغازه هایی که اعتبار بازارند و نام بازاری را قدر می دانند. هستند وبلاگ هایی که مسیر ها را معرفی می کنند و کوه ها و وبلاگ هایی که گردانندگان آنها از کتاب های مفیدی که خوانده اند با ما سخن می گویند و وبلاگ هایی که دلسوزانه در جهت پیشرفت کوه نوردی این سرزمین تلاش می کنند... "

http://baghinipour.blogfa.com/post-1960.aspx

.

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


هی ! ما از پارسال جا موندیم !

از سایت تابناک

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


خرد و متانت در " قله های مه گرفته "

" ... وقتی ما یک حرکت جمعی انجام می دهیم و نامی برای اون انتخاب می کنیم ، طبعا اهدافی داریم فراتر از خود اون جمع . وقتی پوستری چاپ می شه ، توی اینترنت تبلیغ می شه و حتی فعالیت ما توی تلویزیون بازتاب پیدا می کنه ، مسوولیت جمع ، خصوصا کسانی که به نوعی پایه گذار و هماهنگ کننده و به نوعی مسوول برنامه هستند، سنگین تر شده و ابعادی فراتر از شرکت کنندگان برنامه پیدا می کنه. ما یک جمع تشکیل می دهیم به نام مثلا "کوهنویسان" یا "وبلاگ نویسان کوهنورد" و یک حرکت جمعی انجام می دهیم که به نوعی جامعه داره ما رو می بینه و ما هم دوست داریم پیامی از جمعمون و کارمون به جامعه بدهیم. خوب عموم مردم که تو برنامه با ما نیستند! ما هم نشریه مشخص یا پایگاه متمرکزی نداریم و ابزار اطلاع رسانی و ابراز وجود ما همین وبلاگهامون هست.

وقتی ما برای هدف مشخصی دور هم جمع می شویم و دوست هم داریم دیده بشویم، باید به هر حال به مخاطبان خودمون هم احترام بگذاریم و نگران اون باشیم که آیا تونستیم پیاممون رو اونطور که دوست داریم به مخاطب برسونیم یا نه؟ من فکر می کنم بزرگترین ضعف ما در این قضیه دقیقا در همین نکته و به خصوص بعد از برنامه نهفته است. یعنی ما اطلاع رسانی کردیم، زحمت کشیدیم، هماهنگ کردیم، کلی درد سر کشیدیم تا یک برنامه اجرا کنیم، ولی وقتی این برنامه به خوبی اجرا شد، فراموش کردیم که باید به نحوه انتشار و بازتاب این حرکت هم برای افکار عمومی توجه کنیم و بعضی از ما، البته نه همه، فکر کردیم مخاطب ما فقط همون جمع ۷۰ نفری هستند و ... "

متن کامل را در وبلاگ " قله های مه گرفته " بخوانید :

http://climb-in-haze.blogfa.com/post-106.aspx

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


دماوند : جبهه ی شمالی

برنامه ی دماوند ( جبهه ی شمالی ) طی روزهای ١۵ و ١۶ مرداد ٨٩ اجرا شد و به دلیل شرایط نامناسب جوی ( رعد وبرق ، تگرگ و بارش باران ) که بعدازظهر جمعه ١۵ مرداد در منطقه حاکم بود ، موفق به صعود قله نشدیم . دوستان عزیز شرکت کننده در برنامه : حسین قدسی فر ، ندا بهرامی ، نرگس آشتیانی ، مهدی داداش علی ها ، ندا میرجانی ، محمد رضا ملکیان ، محمد لطفی ، یزدان بخش زارع ، الهام میرزا رضی ، رضا عربی ، پرستو علاسوند ، مرتضی چراغ علی ... فرامرز نصیری ( سرپرست )

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


وبلاگ نوپتسه : انتقاد سازنده از آن ما !

این انتقاد سازنده که هر از گاهی از زبان افراد شنیده میشود یعنی چه؟ سازنده بودن یک نقد را قرار است چه کسی تعیین کند؟ چه متر و میزان استوار و یکسان ، و چه معیار غیر قابل تفسیر به رای در این باره وجود دارد؟ چگونه میتوان به اجماع رسید که یک انتقاد سازنده است یا مخرب؟  اساسا به وجود مفهومی به نام " انتقاد سازنده " اعتقاد ندارم. به نظرم مفاهیمی مانند انتقاد سازنده زاده ذهن هایی است که تحمل تندی سخن مخالف را ندارند و برای منکوب کردن منتقد از این کلمات استفاده می کنند. واژه هایی چون " تخریب " و " نقد مفید " و امثال آن صرفا برای کسانی کاربرد دارد که انتقاد را بسته بندی شده در پوششی از تعریف و تمجید می پسندند و می پذیرند.  نقدی تلطیف و حتی قلب شده با ستایش و اظهار بندگی های رایج در فرهنگ این روزهای این سرزمین .  سازنده یا مخرب بوده یک انتقاد به شکل و محتوا نقد ، و انگیزه ها و افکار فرد منتقد بستگی ندارد . فقط و فقط به میزان پذیرش و تحمل شخص مورد انتقاد وابسته است . اگر این تسامح وجود داشته باشد " بی منطق ترین " و " بی ربط ترین " انتقاد ها می تواند در حد خود سازنده باشد.  در غیر اینصورت هیچ رشد و بالندگی در کار نیست .  هر چه هست چرخیدن بر مدار تعارفات و خود پسندی های به شدت معمول و رایج ِ این دوران است .  این نظر من است : هر وقت کلماتی چون " انتقاد سازنده " و " تخریب " را استفاده کردید ، هر گاه انگیزه های ذهنی افراد را جستجو کردید بدانید این دیکتاتور درون وجود شما است که دارد خودش را نشان می دهد ؛ و چه واضح هم نشان می دهد .

 وبلاگ نوپتسه ( احسان حسین نژاد )

از شرکت کننده گان در اولین نشست وبلاگ نویسان کوه نورد

.

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


و کلام آخر برای صعود مشترک اهالی قلم !!

.

١ _ مرتضی صالحی به عنوان یکی از دست اندرکاران و سازمان دهندگان اصلی و موثر شکل گیری و اجرای صعودهای مشترک کوه نوردان دارای وبلاگ ، در پیامی چند خطی و کوتاه در وبلاگ عشق کوه نوردی ، نوع نگاه و کلیت انگیزه های خود را چنین بیان کرده است :

" ... با برنامه ریزی در تلاشم که کاری کنم صعود قلم صعود تایید فدراسیونی بشود تا برای شرکت در این صعود خواهش کنند می خواهم کیفیت صعود رو هر سال بالا تر ببرم تا وقتی حرف صعود قلم بیاد لرزه به تنه همه بیافته و منتظر حرکتم باش ... "

ضمن آرزوی موفقیت برای این وبلاگ دار پرتلاش و تشکر از بیان مواضع صادقانه اش ، ما نیز پیشاپیش  اعلام می کنیم : شکل گیری و اجرای هر گونه برنامه ای با چنین تفکر و با چنین اهدافی " فاقد محتوا و هم چنان عاری از جوهر تفکر و اندیشه " خواهد بود . " مبتذل " خواهد بود . در آن شرکت نخواهیم کرد .

.

٢ _  رفتارهای شخصی تعدادی از شرکت کنندگان در پنجمین صعود مشترک و بر فراز قله ی مهرچال ، زیبنده ی عنوان برنامه ( صعود اهالی قلم ) نبود . کسی مخالف نشاط ، شوخی ، شیطنت و یا لوده گی های جوانانه در یک برنامه ی شخصی و دوستانه نیست اما زمانی که قرار است در برنامه ای مناسبتی و با شکلی رسمی و همگانی و با عنوانی پر طمطراق مانند     " صعود قلم "    شرکت کنیم ، به نظر می رسد قضیه کمی _ و فقط کمی ! _  باید فرق کند . این طور نیست ؟ موضوع یادداشت " لزوم حفظ حرمت قلم " انتقاد از این گونه رفتارهای شخصی و انتشار گسترده ی عکس های آن در اینترنت بود .  موضوعی که توسط باز هم " تعدادی از شرکت کنندگان در برنامه "  و در تکاپوئی پر تلاش و شبانه روزی مورد تحریف آشکار قرار گرفت و سعی بسیار شد به آن صورت " توهین و تخریب همگان و کلیت برنامه " داده شود . در مثال : برای فرد سخن ران در سالن ورزش گاه و مراسم قبل از آغاز برنامه پیام می نوشتند " به شما توهین شده . شما را مبتذل خوانده اند . چرا موضع نمی گیرید . چرا محکوم نمی کنید و ... " و مشخص بود که این تعمیم تعدادی از افراد شرکت کننده ی آن یادداشت به همه افراد شرکت کننده و این تحریف آشکار ، فقط یک هدف را دنبال می کند : تحریک همگانی ، غبار آلوده کردن فضا و گونه ای جو سازی علیه نویسنده ی یادداشت ، برای گریز از مسئولیت پاسخ گوئی به انتقاد مطرح شده !!

.

٣ _ آن رفتارهای شخصی و انتشار گسترده ی تصاویرش در وبلاگ ها و سایت های اینترنتی به ایجاد ذهنیتی مخدوش  و قضاوتی بسیار نامناسب از ورزش کاران کوه نورد منجر خواهد شد . نمایش چیزی که نه تمام واقعیت کوه نوردی کشورمان است و نه اساسا در شان آن ! و لذا لازم است / خوب است مجریان آن رفتارهای خاص و شخصی و هم چنین صاحبان وبلاگ ها و سایت هائی که اقدام به انتشار آن عکس ها در سطحی گسترده نمودند ، نسبت به انتشار عذرخواهی رسمی خود نیز اقدام کنند .

.

۴ _ تعدادی از وبلاگ داران شرکت کننده در پنجمین صعود مشترک نسبت به  انتقاد و دعوت این وبلاگ برای حفظ حرمت قلم و رفتاری مبتنی بر خرد و متانت بیشتر در صعودهای رسمی و مناسبتی ، مواجهه و واکنشی حیرت انگیز _ و البته تاسف بار _ داشتند . با آمیزه ای از " تهمت و فحاشی و این اواخر تهدید " و منطق درخشان (!!) کلوخ انداز را پاداش سنگ است در مقابل یادداشت این وبلاگ موضع گرفتند . این جماعت حتی به آقای مجید باغینی پور نیز رحم نکردند و نتوانستند حتی تاب نوشته ی  دوستانه ، متین و آرام  او را بیاورند . آقای باغینی پور توسط مرتضی صالحی متهم به حرمت شکنی شد . فقط کافی ست یک بار نوشته ی آقای باغینی پور را بخوانید تا ابعاد تهاجم کور و احساسی این جماعت _ به هرکس که مثل خود آنها فکر نمی کند _ برایتان روشن شود .

.

۵ _ این آخرین یادداشت وبلاگ کلاغ ها در باره صعود مشترک اهالی قلم !! بود اما برای رسیدن به یک جمع بندی مشخص و دست یابی به نتایجی روشن و مورد قبول اکثریت افراد شرکت کننده در این برنامه و هم چنین تشریح مسائل مطرح شده در این وبلاگ ، آمادگی خود را برای گفت و گوئی صریح و رو در رو ( مناظره ) اعلام می کنیم .  

.

***

پی نوشت

_ ویرایش و اصلاح یادداشت " لزوم حفظ حرمت قلم " به درخواست یکی از شخصیت های قابل احترام و پیش کسوت در کوه نوردی ایران صورت گرفت . درخواستی که امکان پاسخ منفی به آن ، حتی  قابل تصور نیز نبود ! و هم چنین از آنا فراهانی نیز بخاطر انتشار عکسش در وبلاگ کلاغ ها عذرخواهی کردیم . او را متفاوت از بقیه می دانستیم اما ... اشتباه می کردیم . آنا فراهانی متفاوت از بقیه نیست !!

_  انتقاد را  " توهین و تخریب " معرفی کردن و چنین تهمتی را بلافاصله به پیشانی آن چسباندن ، رویه ای معمول و بسیار آشنا در جامعه ی ما محسوب می شود . گونه ای ترفند و روش از سوی کسانی که مورد انتقاد واقع می شوند برای گریز از پاسخ گوئی از یک سو و سرکوب و خاموش کردن صدای منتقد از سوی دیگر ! در تهاجم به یادداشت لزوم حفظ حرمت قلم ، تکیه ی اصلی این افراد ، وجود دو کلمه ی " مبتذل " و " لوده " بود . کلماتی که فقط در فهمی عامیانه ممکن است از آن ها تعبیر به توهین و تخریب شود ! لغت نامه ی آنلاین دهخدا براحتی در دسترس همگان می باشد . معنای این دو کلمه را در آن جست و جو کنید :

مبتذل ... [ م ُ ت َ ذَ ] ...  که همه گفته اند. که بسیار گفته اند. که بسیار شنوده اند. شعری یا مضمونی یا کلامی مبتذل ، آنکه بسیار گفته شده باشد آنکه بسیار شنیده شده باشد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). هر روز استعمال شده و مستعمل . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). آنچه که در دسترس همه است . پیش پا افتاده و مستعمل .
- تشبیه مبتذل ؛ تشبیهی است متداول که چون گفته شود بی آنکه مشبه دارای چندین صفت باشد همه کس یک صفت را از آن درک کنند. چنانکه وقتی گویند مثل برف مراد سردی آن نیست و همه دانند که مراد سپیدی آنست . یا در صفت جامه ٔ نیک شسته گویند مثل یاس ،مراد عطر آن نیست بلکه سپیدی مقصود است . یا مثل برق که سرعت از آن فهمند نه نور و روشنائی ، یا سوزندگی .و به عبارتی دیگر تشبیهی است سایر چون مثلی : مثل ابر بهار، سخت گریان . مثل الماس ، برنده . مثل سرو، با قدی بلند و موزون . مثل بید، سخت لرزان . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) .

لوده ... [ ل َ / لُو دَ / دِ ] (ص ) مزاح . چکه . سخت چکه . خوش طبع. دَعّابه . آنکه سخنان خنده آور گوید برای لذت خویش و دیگران .

.

 _خوش انصاف ها ، این برادران متعهد اهل قلم !! را می گوئیم حتی نمی گذارند ما یادداشت خود را به انتها برسانیم . پیامی از سوی امین خادم یکی از کوه نوردان اهل قلم !! و شرکت کننده در پنجمین صعود قلم !! در اثنای نوشتن این یادداشت برایمان رسید . به عنوان شاهدی برای برخی گفته های مان در همین یادداشت و برای قضاوت افکار عمومی جامعه ی کوه نوردی ایران آن را برای نمایش تائید کردیم . ادبیات درخشان !! این جماعت چنین است : " مرتیکه تو درست نمیشی بهت گفته بودم حرفهایی که زدم فقط زنگ خطر بود خودت تنت میخواره خیلی دوس داشتم امشب تو گزارش برنامه میدیدمت ...سیامک شایان پور در سایت باشگاه دماوند امین خادم را از اعضای باشگاه دماوند معرفی کرده است . به باشگاه دماوند برای وجود چنین اعضای اهل قلم و فرهیخته تبریک می گوئیم ! 

_ البته همه ی پیام ها مثل پیام امین خادم عزیز نا امید کننده و تاسف بار نیست . پیام زیر هم از سوی خواننده ی عزیز دیگری ارسال شده است :

یه جمله از دکتر شریعتی مرتبط با این بحث ها:
اگر مخالفان خود را به‌ پای چوبه‌ی اعدام می کشانی ! بدان‌ صاحب عقلی هستی بسان طناب . و اگر مخالفان خود را به‌ زندان می فرستی! بدان صاحب عقلی هستی بسان قفس . و اگر با مخالفان خود به‌ جنگ درمی افتی! بدان صاحب عقلی هستی بسان چاقو . و اما اگر با مخالفان خود به‌ بحث و گفتگو می پردازی و آنها را متقاعد می سازی و به‌ سخنان حق آنها قناعت می کنی! بدان صاحب عقلی هستی‌ بسان عقل .

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


از بخش نظرات خوانندگان

 " سلام

واقعا ناراحتم از اینکه تا این حد ظرفیت کسانی که خودشون را کوهنورد مینامند بگذریم از اهل قلم بودشان (وبلاگ نویسی مثل بلایی بود که نازل شد تا هر شخصی قلم بدست بگیرد) کم است. دوستانی که انقدر از نقد آقای نصیری ناراحت شدن خودشون بهتر میدونن داستان چیه
من خوشحالم که آقای نصیری در این صعود همراه نبوده چون در اینصورت حرفهای بیشتری برای گفتن داشت و احتمالا با باتوم و تبر یخ بعضی از کوهنوردان کوهنوردنما روبرو میشد
بگذریم از اهل قلم بودنشان

هیچ بعید نیست روزی همین کوهنوردان در برنامه های بقول خودشان حرفه ای و هشت هزاری همنوردشون رو رها کنن یا ادامه دهنده سیاست تلفات باشند... یک کوهنورد  "

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


گزارش صعود به دائولاگیری

گزارش برنامه ی صعود اخیر تیم اعزامی فدراسیون کوه نوردی به قله ۸۱۶۷ متری دائولاگیری ، چهارشنبه ۱۳ مرداد ماه ( امروز ) در محل تالار « هتل پارسیان اوین »    از ساعت  ۱۸:۳۰ لغایت  ۲۲   برگزار می شود .  آدرس: تهران، بزرگراه شهید چمران شمال به جنوب، خروجی اوین ، هتل پارسیان اوین . شرکت برای عموم علاقه مندان بلامانع است.

وبلاگ : کوه نوشت

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


آسیب شناسی کوهروی : ای کاش ضمیری بین «ما» و«شما» هم می داشتیم !

" ... حال می خواهم از ماجرای « پنجمین صعود قلم» بگویم و این که با کمی مدیریت می شد جلوی این پیشامد ها و دلخوری ها را گرفت. این جاست که ضمیر کم می آورم. من , نه آن چنان کوهنوردم که جرات کنم بگویم: ما کوهنوردان , و نه چندان با کوهروی بیگانه که بترسم و بگویم: شما کوهنوردان. ای کاش ضمیری بین «ما» و«شما» هم می داشتیم ! ماه ها افرادی زحمت کشیده اند تا برنامه ای راه افتاده است. در طول برنامه شوخی هایی شده است که متاسفانه ثبت شده اند و به اینترنت راه یافته اند. منتقدی , که همچون هر منتقد دیگری ( مثلا ورزشی یا هنری, موافقان و مخالفان بسیاری دارد) آن برخوردها را نقد کرده است. بازخوردها و عکس العمل ها بیشتر به جنگ (!) شبیه است تا تضارب افکار و ... واین همه تنها به این دلیل ساده اتفاق افتاده است که ما/شما کوهنوردان در مدیریت صحنه برنامه کوهروی کمی سهل انگاری می کنیم و شاید تهیه یک چک لیست ساده برای برنامه های بعدی مشکل گشا باشد. در این چک لیست , باید از دوستان بخواهیم چه چیز از برنامه را در اینترنت منتشر کنند و چه چیز را شخصی تلقی کنند و در کامپیوترهای خود نگه دارند. ... و در پایان, باید ما/شما کوهنوردان یاد بگیریم از نقد نترسیم. حتی اگر منتقدمان فرامرز نصیری باشد که دوست و دشمن نمی شناسد و بی رحمانه انتقاد می کند. منتقدان سرانجام برایمان مفیدند. می گویید نه. تا برنامه سال آینده صبر کنید و ببینید انتقادات همین فرامرز نصیری در بهبود اجرای برنامه سال آینده تا چه اندازه مفید خواهد بود. ما کوهنوردان ... ما کوهنوردان ... ما کوهنوردان ...  با هم مهربان تر باشیم.  "

با احترام: مجید باغینی پور

.

متن کامل در وبلاگ " زبان شناسی و کوه نوردی در کرمان "

http://baghinipour.blogfa.com/post-1957.aspx

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


از بخش نظرات خوانندگان

کمر بخش نظرات خوانندگان این وبلاگ زیر بار پیام های تهمت و ناسزا هم چنان خم و خم تر می شود . پیام هائی که متاسفانه امکان تائید و نمایش آن وجود ندارد .    پیام هائی که فقط می تواند بر حقانیت مطلب " لزوم رعایت حرمت قلم " صحه بگذارد . این است واکنش و ادبیات تعدادی از فرهیخته گان اهل قلم (!!)   در حوزه ی ورزش کوه نوردی و  در مواجهه و پاسخ به   " لزوم رعایت حرمت  قلم "  که می توانست قابل تائید و نمایش باشد  :

.

سونیا ( وبلاگ عشق کوه نوردی )

" واقعا" جای تاسف داره برای شما!!!!
شمایی که به خدتون اجازه دادید به 70 نفر ادم توهین کنید!!!
واقعا"با خودتون چه فکری کردید؟؟؟
شمایی که با این حرفتون نشون داید هیچی نمیفهمید!!!
باید از این همه ادم رسما" عذر خواهی کنید!!گرچه عذرخواهی شما سودی نخواد داشت اما همین که به غلط کردن بوفتید وظیفتونه!!!
و چه جالبه در جواب به اقای غفار زاده و بقیه دوستان چه جوابهایی رو دادید!!!
اسم خودتون رو گزاشتید مر؟کوهنویس؟؟؟
کارتون به کجا رسیده که.......
و واقعا" متاسف باشید واسه خودتون!!!
چشماتو باز کن ببین بعد بنویس!!!
شمایی که در صعود نبودید((( حق ندارید))) در مورد 1 نفر حتی 1نفر اظهار نظر کنید!!!!اینو یادتون نره!!!!
ما در این صعود به ارزش هایی رسیدیم که هیچ کس و هیچ چیز این ارزش رو نمیتونه بگیره!!!!
ببینم چه حرفی برا گفتن دارید!!!!
روی شما یکی رو کم نکنم ......     "

.

رضا ( وبلاگ بام ایران )

" زمانه ای که ترازو یک کفه داشته باشه تخم دو زرده هم بکنی هنر نیست
اقای نصیری قلم یا صعود قلم برای هر تک تک این 70 نفر معنای خاصی داره و معنی خودش.
اینکه یکی انجوری عکس گرفته به منش و حس شوخ طبعی ان نفر بستگی داره
اگه شما انسان خشک و عصر حجری هستی ما را چه ازار
به ما چه که شما دوست نداری یکی برای یادگاری عکس انطوری بگیره
عزیز دل فکر کنم بایست متذکر شد که ما تو قرن 21 زندگی میکنیم نه عصر حجر
اگه خیلی دلتون واسه قلم می سوخت پا میشدی کولتون را اماده می کردی با ما می یومدی صعود قلم
حداقل ار عرایض و نصایحتون ما را نورانی تر می کردین اگه مشکل سنگینی کوله بود یا دوری مسیر حالا یه جوری ما باحاتون همکاری میکردیم.بلاخره یه جور دستتون و می گرفتیم می بردیم ان بالا  که این اتفاقات نیوفته و دل خارایی شما خش نبینه.  "

***

پی نوشت

١_ پیام های این دوستان عزیز بدون کوچک ترین ویرایش و تغییر منتشر شده است و مسئولیت همه گونه اشتباهات املائی و دستوری موجود در متن ها بر عهده ی نویسنده گان آن می باشد و البته ... شاید به گونه ای نشان دهنده ی میزان سواد ، آگاهی و احاطه ی تعدادی از مدعیان اهل قلم  به زبان مادری شان هم باشد !!

٢_ یکی از دست اندرکاران پرتلاش شکل گیری و اجرای صعود مشترک کوه نوردان دارای وبلاگ ، مرتضی صالحی ( کلماتی از یک کوه نورد ) است . او به تازه گی پیامی چند خطی را در بخش نظرات خوانندگان وبلاگ عشق کوه نوردی ( سونیا ) نوشته است که به خوبی می تواند نشان دهنده نوع نگاه و انگیزه های او در اجرای چنین برنامه هائی باشد . برای ما که بسیار روشن گر و جالب بود . شما هم بخوانید :

" با برنامه ریزی در تلاشم که کاری کنم صعود قلم صعود تایید فدراسیونی بشود تا برای شرکت در این صعود خواهش کنند می خواهم کیفیت صعود رو هر سال بالا تر ببرم تا وقتی حرف صعود قلم بیاد لرزه به تنه همه بیافته و منتظر حرکتم باش ... "

از دید او ، تائید فدراسیونی ها کافی ست تا دیگر همگان برای شرکت در برنامه به خواهش و التماس متوسل شوند !! ... بهرحال و جهت اطلاع دوستان ، ما پیشاپیش و از همین امشب مشغول آماده سازی انواع متن های خواهش و استدعا برای اجازه شرکت در صعود مورد تائید فدراسیون دوستان وبلاگ دار در سال آینده هستیم اما نمی دانیم  با این لرزه های پیشاپیش تن مان چه کنیم ؟!

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


برف ارتفاعات کلاردشت را سفیدپوش کرد

بارش برف در چهل و یکمین روز تابستان ، ارتفاعات کلاردشت را سفیدپوش کرد . پس از گرمای شدید چند هفته گذشته  از ساعاتی پیش مردم منطقه کلاردشت بارش برف و سفیدپوش شدن علم کوه و تخت سلیمان را مشاهده کردند . رئیس قرارگاه کوه نوردی رودبارک گفت : هم اکنون 5 تیم کوه نوردی برای صعود از دیواره 800 متری علم کوه در منطقه حضور دارند و پس از بارش برف در جان پناه مستقر شده اند . علی فرضی افزود : براساس گزارش ها در ارتفاعات بیش از 4 هزار متری ، 15 سانتی متر برف به زمین نشسته است . علم کوه 4 هزار و 850 متر ارتفاع دارد .

جام جم آنلاین

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٢:٢۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


عکس روز

سیل در پاکستان ( خبرگزاری رویترز )

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٢:٠٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


اعتراف نامه ی کلاغ ها !

 

به دوستان فرهیخته ی اهل قلم !!

به دلیل خم شدن کمر " بخش نظرات خوانندگان " این وبلاگ زیر بار سنگین انبوه پیام های تهمت و ناسزا ، مربوط به پست " لزوم حفظ حرمت قلم "  که به قطع و یقین از جانب فرهیخته گان اهل قلم کرات آسمانی دیگر نوشته شده است ،  بدینوسیله عقب نشینی و تسلیم بی قید وشرط خود را اعلام کرده و در استحاله ای غیرمنتظره و یک باره ، به نظرمان آمد که : نخیر ! این حفظ حرمت قلم آن طورها هم که فکر می کردیم لزومی ندارد و اساسا پدیده ای بی معنی می باشد ! عذرخواهی صمیمانه ی ما را بپذیرید ! ضمن رد کلیه ی مواضع گذشته  اعلام می داریم :  شکلک درآوردن در مراسم پایانی صعود قلم و در میانه ی عکس های یادبود با پرچم ها و نشان های صعود ، عین خرد و متانت است ! و امیدواریم در صعودهای سال آینده ی دوستان ، این رویه ی پسندیده یعنی شکلک درآوردن به سنتی پسندیده تر در کوه نوردی ایران بدل شود ! عذرخواهی ما را  بپذیرید ! خر ما از کره گی دم نداشت !

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱:۳٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


بخش نظرات خوانندگان در کوه قاف

رضا زارعی در کوه قاف در مورد صعود عظیم قیچی ساز و مصاحبه ی اخیر او با خبرگزاری ایسنا نوشته است :

" اینکه پس از دو سال جنگ و جدل در مورد این صعود بالاخره یک نفر از ایران بر بام این کوه ایستاد تا بتواند در مورد آن نظر دهد و به نحوی حجت را بر همگان تمام کند و به جنگ دو طرف پایان دهد جای خوشحالی داشت . اما آن گونه که پیداست عظیم قصد ندارد خود را در این معرکه قربانی نماید و پیش کسی بَده شود . از همه این حرف ها گذشته از جمله دو پهلوی عظیم میتوان نتیجه گرفت : یا تیم قبلی صعود نکرده و عظیم برای قربانی نشدن در دست طرفداران ایشان عدم صعودشان را اعلام نمی کند ! و یا ایشان موفق به صعود قله شده اند و عظیم برای حمایت از فدراسیون که پشتیبان صعودش بود از ابراز صعود آنها سرباز می زند !  در هر حال از اینکه عظیم با این سیاست خود را وارد بحث های بی سرانجام این صعود نکرده خرسندم ( امید که تا آخر کار بر همین منوال باشد) و امیدوارم دو طرف این جدل از قربانی کردن این دوست خوبمان اجتناب نمایند "

و در بخش نظرات خوانندگان :

عباس ثابتیان : سلام . پرسشی اما در ذهن ایجاد می شود و یا یک نتیجه گیری منطقی از اظهار نظر عظیم که : او گفته های تیم باشگاه دماوند مبنی بر صعود را قبول ندارد ، در این که او به گفته های آنها اعتقاد ندارد شک نمی توان کرد - ابهام در مورد برداشت شخصی عظیم از صعود دو سال پیش ایرانیان بر روی این قله است . نتیجه گیری رضا زارعی از گفته های عظیم که با رنگ قرمز مشخص شده است ، او را تا حد یک دروغ گوی کاسب کار تنزل می دهد ، نمی دهد؟ اگر گفته های او آن طور که رضا زارعی برداشت کرده است ، چنین کاسب کارانه است ، اکنون پرسش تازه این است : آیا طرف داران باشگاه دماوند توان قربانی کردن او را داشتند و یا دارند؟ و یا او را قربانی می کردند؟ و یا این که فدراسیون حامی عظیم از او خواسته و یا می خواهد که دروغ بگوید؟ نظر من این است: هر دو فرض بالا مردود است، ولی پرسش پابرجاست .

رضا زارعی : سلام جناب ثابتیان . تعجب میکنم از اینکه در مدتی که وارد بازار تشکیلات کوه نوردی شده اید فرهنگ لغات جالبی را هم با خود به همراه آورده اید! فرهنگی که بیشتر به بازار کسب و کار و بساز بندازهای کوچه و بازار میخورد. فکر میکنم کوه نوردی ما به رغم ورود این فرهنگ هنوز معصوم تر از آن باشد که آن را با چنین چوب هایی برانیم و عظیم هم به هم چنین .

عباس ثابتیان : سلام رضا . من چنین اعتقادی ندارم ، در مورد عظیم و دیگران، و به نظرم همان معصومیتی که نوشته ای، شخصیت غالب کوه نوردی ما است، اما این برداشت من بود از نتیجه گیری شما، همان طور که نوشته ام هردو فرض بالا را مردود می دانم ، یعنی که معتقد به همان چهره ی نیک و سالم کوه نوردی ایران هستم، رضا جان آیا از نتیجه گیری شما چنین استنباطی نمی شود کرد؟

عباس ثابتیان : سلام مجدد به رضا .  ترجیح می دهم این بخش را جداگانه بگویم، در مورد بازار تشکیلات کوه نوردی ،
1- من وارد بازاری نشده ام و آن چه که من از کوه نوردی دوست دارم به هیچ کار و کسب و هیچ بازاری شبیه نیست .
2- تنها تفاوتی که به کوه پرداختن من با پیش دارد ، فعالیت من در انجمن کوه نوردان ایران است ، انجمن هم هیج شباهتی به بازار و به هیچ کسب و کاری ندارد و تنها اگر عشقی داری برای کار داوطلبانه و برای اینکه وقت و انرژی و پول خود را برای آنچه که دوست می داری خرج کنی، جایی برایت آنجا هست . ولی نه حلوا و نه پلو قیمه مزعفر و نه حتی گاهی یک تشکر خشک و خالی هم بدرقه ی راهت نیست .
3- من فرهنگ لغتی با خود نیاورده ام، کاسب کاری، دوپهلو حرف زدن، قربانی کردن یا قربانی دادن یا قربانی شدن، حمایت و پشتیبانی و دروغ از قبل در ادبیات ما و در ادبیات کوه نوردی ما هم وجود داشته است . و سرانجام دلیل دوپهلو حرف زدن عظیم، آن گونه که تو نوشته ای بر ما روشن نشد که نشد!

نادر ضرابیان : جناب زارعی عزیز درود بر شما
در تایید فرمایش آقای ثابتیان ، در کوه نوردی از مدت ها قبل شاهد رواج کاسب کاری و عدم صداقت و محافظه کاری و دوپهلو حرف زدن هستیم . و تاسف در این است که این رفتار را بیشتر از طرف بزرگان کوه نوردی می بینیم .
صداقت فقط در اعتراف به از 3متری قله بازگشتن نیست .
شادوپایدارباشید .

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


صعود قلم و لزوم حفظ حرمت قلم !

قلم حرمت دارد . قلم قداست دارد . قلم معجزه ی تا ابد ماندگار انسان است . در فرهنگ ما ، زیباترین و عمیق ترین بیان حرمت و قداست این معجزه را می توانیم در نوشته های علی شریعتی بیابیم :

"   ... هر کسی توتمی دارد  که  بدان  سوگند  می خورد  ، با آن  عشق می ورزد  ، دوست می دارد ، می پرستد ... هر کسی توتمی دارد که ذکر آدم بودن اوست ...  هر کسی توتمی دارد و توتم من " قلم " است ... که خویشاوند آن من راستین من است . عطیه ی روح القدس من است .  یادآور سرگذشت و یادآور سرشت و بازگوی سرنوشت من است ...    قلم توتم من  است .   قلم زبان  خدا است .   قلم امانت آدم است .  قلم ودیعه ی عشق است ...  و قلم توتم من است  .  و قلم توتم ما است .  "

قلم همواره در پیوندی ناگزیر با تفکر و اندیشه بوده است و ابزاری برای بیان آن . قلمرو قلم ، قلمرو آگاهی و بیداری است . قلمرو قلم ، قلمرو خرد و متانت است و ...

 

***

١_ در چند سال اخیر تعدادی از کوه نوردان وبلاگ نویس و وبلاگ دار (!) برای اجرای یک برنامه ی مشترک ، عنوان " صعود قلم " را انتخاب کرده اند . عنوانی که بنا به محتوای خود و بی اختیار ، مفاهیمی مانند تفکر و اندیشه را به ذهن متبادر می کند . عنوانی که تصور آن بدون خرد و متانت غیر ممکن است .

٢_ آیا دوستان کوه نورد ما می توانند تبلور و جلوه هائی حتی کوچک از مفاهیم گفته شده را در _ مثلا _ آخرین برنامه ی اجرا شده نشان دهند و آن را اثبات کنند؟

٣_ وقتی هدف خود را صرفا " دیدار و آشنائی " قرار می دهید ، دیگر چه اجبار و ضرورتی برای استفاده از عنوان " قلم " وجود دارد ؟ 

۴_ به نظر شما، با انتشار اخبار، عکس ها و فیلم های برنامه ی " صعود قلم "  ، افکار عمومی جامعه ای که در آن زندگی می کنیم چه تصور و ایده ای در باره ی اعضای این صنف ( کوه نورد جماعت ) خواهد داشت ؟  آیا اساسا ذهنیت و یا قضاوت افکار عمومی برایتان اهمیتی دارد ؟

۵_ از لحاظ جوهر شخصیت فردی و اجتماعی ، آیا تفاوت و تمایزی میان کوه نوردان با دیگر ورزش کاران جامعه مان وجود دارد یا نه ؟ آیا انتظار و توقع خرد و متانت از کوه نوردان در چنین مناسبت هائی ، انتظار و توقعی بی مورد است ؟

۶_ به عنوان یک عضو کوچک _ بسیار کوچک _ خانواده ی بزرگ کوه نوردان دارای وبلاگ ، نسبت به محتوای _ به واقع : بی محتوائی _ برنامه ی اجرا شده ، انتقاد و اعتراض دارم . به عاری بودن آن از جوهر تفکر و اندیشه . به انتشار گسترده ی عکس های بی ربط به موضوع این صعود برای افکار عمومی انتقاد و اعتراض دارم . 

٧_ عکس زیر مراسمی را نشان می دهد که معمولا در پایان صعود و بر فراز قله ها اجرا می شود .  عکس زیر مربوط به مراسم پایان " صعود قلم " بر فراز قله مهرچال است !!

 و البته عکس های دیگر :

برای دو عکسی که در این یادداشت بود ، علیرضا در سایت تنها در کوهستان ، موضوع اجازه برای انتشار را مطرح کرده است . با وجود آنکه چنین چیزی و اشاره به آن در هیچ قسمت از سایت ایشان وجود ندارد اما به پاس احترام و دوستی و هم چنین شخصیت دوست داشتنی اش، و البته لینک هائی که مدت هاست بدون اجازه (!) به مطالب این وبلاگ می دهد  این دو عکس و زیر نویس عکس بالا حذف شد .

عکس هائی که این روزها در وبلاگ های دوستان ، مانند آن را بسیار می بینیم !!

.

٨_ فرشید فاریابی در متن دعوت نامه ی اولین نشست وبلاگ نویسان کوه نورد نوشته بود :       " کوه نویس های گرامی سلام؛ چون من و ما با نوشتن، این ابزار همیشه مدرن سرو کار داریم و در این باور آموخته ایم: هر آنچه که هر فردی می تواند درباره موضوعی بیان کند را باید که به مدارا و تحمل مورد تامل قرار دهیم؛ قصد آن داریم آموخته ها را به عمل تجربه کنیم. تجربه کنیم که بتوانیم فاصله ی حرف تا عمل را به اندک ترین مقدار ممکن برسانیم. حرف هایمان را در عمل نهادینه و ماندگار کنیم و زیرساخت های اساسی برای برداشتن گام هایی در راه عملی که آغاز کرده ایم را مورد توجه قراردهیم. ما مردمانی با احساس هستیم. ما ایرانی هستیم . این احساس پاک انسانی، ما را وادار به تعامل بیشتر می کند. این تعامل بیشتر می طلبد که چهره در چهره ی یکدیگر دیدارهایی را شکل دهیم که فارغ از هر منیتی ،" ما " بودن و با هم بودن را در راهی که آغاز شده تجربه کنیم. هریک از ما در گوشه ای تجربه های فراوانی در این راه کسب کرده و افکار و ایده های جدید فراوانی در ذهن دارد. برای همه ی این تجربه ها ی پراکنده و این فکرهای متولد نشده باید فکری کرد. برای همه ی آنچه که در این چند سطر به آنها اشاره شد و بسیار بیش از آنچه گفته شد در دل هایمان سخن و در اذهانمان اندیشه داریم   http://nedayekouh.blogspot.com/2005_05_01_archive.html  " فرشید فاریابی در گزارش نهائی آن نشست از حضور ١١ نفر خبر داده بود و صعود مهرچال با حضور ٧٠ نفر برگزار شد . آیا باید از پیشرفت سخن بگوئیم یا در باب پس رفتی آشکار و خجالت آور ، انتقاد از خود را آغاز کنیم ؟ 

.

***

قلم حرمت دارد . قلم قداست دارد . قلم معجزه ی تا ابد ماندگار انسان است . در فرهنگ ما ، زیباترین و عمیق ترین بیان حرمت و قداست این معجزه را می توانیم در نوشته های علی شریعتی بیابیم :

"   ... هر کسی توتمی دارد  که  بدان  سوگند  می خورد  ، با آن  عشق می ورزد  ، دوست می دارد ، می پرستد ... هر کسی توتمی دارد که ذکر آدم بودن اوست ...  هر کسی توتمی دارد و توتم من " قلم " است ... که خویشاوند آن من راستین من است . عطیه ی روح القدس من است .  یادآور سرگذشت و یادآور سرشت و بازگوی سرنوشت من است ...    قلم توتم من  است .   قلم زبان  خدا است .   قلم امانت آدم است .  قلم ودیعه ی عشق است ...  و قلم توتم من است  .  و قلم توتم ما است .  "

قلم همواره در پیوندی ناگزیر با تفکر و اندیشه بوده است و ابزاری برای بیان آن . قلمرو قلم ، قلمرو آگاهی و بیداری است . قلمرو قلم ، قلمرو خرد و متانت است و ...

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


نانگاپاربات : اعلام رسمی تردید نسبت به صعود دماوندی ها

عظیم قیچی ساز _ کوه نورد خوب تبریزی _ که به تازه گی از برنامه ی صعود موفقیت آمیز نانگاپاربات به کشور بازگشته است ، در مصاحبه ای رسمی با خبرگزاری ایسنا ، تردید خود را نسبت به صعود تابستان 87 تیم باشگاه دماوند اعلام کرد :

" وی در مورد اینکه آیا تاکنون کوه نوردی از ایران توانسته کوه قاتل ( نانگاپاربات ) را فتح کند، گفت: دو سال قبل تیمی از استان تهران برای صعود به این قله رفت اما نمی‌دانم که آیا قله را فتح کرد یا نه ؟ ... ایسنا  "

.

***************

.

به سهند عقدائی ، کاظم فریدیان و لیلا اسفندیاری !

همان طور که می دانید " اثبات صعود " یکی از بحث های جاری و کاملا جدی در کوه نوردی امروز جهان است و متاسفانه ، تا زمانی که شما نتوانید همانند دیگر کوه نوردان جهان مدرک و سند معتبری برای اثبات صعود خود ارائه دهید ، از عظیم قیچی ساز به عنوان اولین ایرانی فاتح نانگاپاربات نام برده خواهد شد . 

هیچ یک از شما در کنار نشانه ی اصلی قله و کاملا بر فراز نانگاپاربات ، عکس و یا قطعه فیلمی برای ارائه ندارید .  پرچم ها و نشان های یادبودی که در دست گرفته اید کاملا گویای وضعیت مناسب جوی است . نه از بادهای تند خبری هست و نه از بوران و توفان . مشکل زمان هم که نداشتید . بنا بر روایت خودتان : سهند و کاظم زودتر می رسند و مدت انتظارشان برای رسیدن بقیه ی تیم بسیار طولانی ست . اما هیچ عکس و فیلمی که شما را بر فراز قله و در کنار علامت اصلی آن نشان دهد _ یعنی همان کاری که همه کوه نوردان جهان پس از صعود واقعی و کامل انجام می دهند  _ ندارید و تا زمانی که شما نتوانید همانند دیگر کوه نوردان جهان مدرک و سند معتبری برای اثبات صعود خود ارائه دهید ، از عظیم قیچی ساز به عنوان اولین ایرانی فاتح نانگاپاربات نام برده خواهد شد .  

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


ساوالان !

صعود به قله سبلان ( ۴٨١١ متر ) طی روزهای ۶ الی ٨ مرداد ٨٩ به مدت سه روز اجرا شد  . دوستان عزیز شرکت کننده در برنامه : محمدعلی اوستام ، ابراهیم نورانی ، محمدرضا عمادی ،فرهاد عبداله پور ، محسن جبرئیلی ، شهرام امین لو ، یوسف دهقان نژاد و میثم کریمان ... و هم چنین دوستان عزیزی که روز صعود با ما همراه بودند : مریم وحیدی نسب ، الهام میرزا رضی ، رضا عربی ، تارا رادی ، امیر طالبی ، سعید و بهزاد ... فرامرز نصیری ( سرپرست )

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


زخم چاقو بر دل تاریخ !

تیغه‌ی چاقو را با کمی چپ و راست کردن روی ستون گچی می‌کشد ، می‌خواهد نامش را هرچه زیباتر روی این ستون حک کند تا بماند یادگار، دورش را هم ابر و باد می‌کشد و پشت اسمش نام همراهان خود را کمی ریزتر حک می‌کند و سرشار از لذت می‌شود !

یادگاری‌نویسی پدیده‌ای امروزی و ایرانی نیست ؛ اما روندی است که زخمی عمیق بر دل نرم تاریخ این ملت گذاشته است و می‌گذارد و گاه رگه‌هایی از تاریخ را خط خطی می‌کند که دیگر هیچ دست هنرمندی توان بازیابی آن‌ها را ندارد . امروز به هر بنای تاریخی که قدم بگذارید، دقیق که نگاه کنید ، ستون‌ها و دیوارها پر از خط‌های ریز و درشت،‌ خودکاری و جوهری و بعضی هم حکاکی‌شده، یکی به‌شکل قلب، دیگری دایره، یکی بدخط و دیگری خوش‌خط، یکی به لاتین و دیگری به فارسی و هر کدام یادگاری است از عبور رهگذرانی که انگار تاریخ گذر خود را مهم‌تر از این نمادهای تاریخی می‌دانستند!

هر خطی که بر دیوار و ستون‌های بناهای تاریخی کشیده شده، زخمی است بر دل تاریخ، و امروز دستی که چاقویی را گرفته،‌ میان این نقش‌ها، سطری از منیت و خودستایی را ستم‌کارانه حک می‌کند، سطری که هر کلمه‌اش، جاودانگی این آثار را به نبردی نابرابر می‌خواند و در این سکوت و بی‌یاوری، آنچه در نطفه خفه می‌شود، فریاد دادخواهی است که از عمق جان آثار تاریخی به گوش جان می‌رسد .

خبرگزاری ایسنا

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


توریسم کوهستان : سود اقتصادی یا تخریب فزاینده

50 تا 100 میلیون نفر هر سال از کوه‌ها و نواحی کوهستانی جهان بازدید می‌کنند درنتیجه طی ده سال اخیر این سوال فرا روی مسئولان و متخصصان قرار دارد : سود اقتصادی ناشی از توریسم کوهستان ، با ایجاد مخاطرات طبیعی و اجتماعی در منطقه، خنثی نمی‌شود؟

حجم فزاینده توریست ها در مناطق کوهستانی که طبق بررسی های انجام شده ، به 50 و دربرخی نواحی تا صد میلیون نفر درسال می رسد، ادامه بقای جامعه های محلی و گونه های گیاهی و جانوری در نواحی کوهستانی را به شدت در مخاطره قرار داده است . این مخاطرات سبب تردید و نیز ارائه راه حل هایی برای کاهش میزان تخریب های احتمالی شده که عمدتا تحت عنوان مدیریت توریسم کوهستان در کشورهای توسعه یافته نظیر کشورهای واقع در منطقه کوهستانی آلپ نظیر سویس و اتریش سال هاست اجرا می شود.

 در سال های اخیر با توسعه صنعت توریسم و طبیعت گردی ، بسیاری از روستاهای واقع در دامنه کوهستانی جهان از نظر اقتصادی بشدت  به توریست هایی وابسته شده اند که دراوقات مختلف سال، روانه این نواحی می شوند زیرا تامین غذا و راهنمایی و هدایت توریست ها در مسیرها و آشنا کردن آن ها با نواحی مختلف کوهستانی توسط افراد محلی ساکن در این نواحی انجام می شود.
 
طبق آخرین بررسی ها در حدود 13 میلیون نفر در دامنه های آلپ سکونت دارند و سالانه درحدود 100 میلیون نفر از دامنه هاوکوه های آلپ بازدید می کنند. زیرا نواحی کوهستانی هم محلی برای فعالیت های تفریحی و سرگرمی است و هم جنبه علمی و فرهنگی دارد.
 
بسیاری از افراد اسکی و کوه نوردی و برخی دیگر تنها برای عکاسی و ستایش زیبایی ها و استفاده از هوای سالم به این نواحی سفر می کنند.علاوه براین تفاوت های توپوگرافی و مناظر زیبا و مشاهده و یا شرکت در مراسم سنتی و از همه مهم تر تجربه سبک های ساده تر زندگی و بالاخره ورزش و فعالیت های بدنی که همه و همه سبب شده است که توریسم مبتنی بر ورزش طی 30 سال گذشته رشد انفجاری یافته است. اگرچه صنعت گردش گری منافع سرشار اقتصادی برای جوامع محلی دارد اما از نظر عوارض مخرب زیست محیطی هم فشارهایی تهدید آمیز دارد که می تواند زندگی و معیشت همان مردم محلی ساکن درمنطقه را بشدت تحت تاثیر قرار دهد.
 
درواقع با افزایش تعداد توریست هایی که از کوهستان ها بازدید می کنند خواه برای کوه نوردی و پیاده روی های ساده باشد و خواه برای اسکی ویا صخره نوردی و انواع فعالیت های جانبی نظیر گردش در روستاها درهرحال این حضور گاه بگاه آثار منفی دائمی بر محیط زیست کوهستان ها دارد که به مرور بزرگتر و شدیدتر می شود. درواقع منافع توریسم اگرچه از نظر ایجاد اشتغال و حمایت از صنایع محلی و ارتقای استانداردهای زندگی در نواحی کوهستانی است اما مشکلاتی چون افزایش بهای زمین مسکونی و کشاورزی ، افزایش بهای مواد غذایی، آلودگی ناشی از رفت وآمد مدام اتومبیل ها و وسایل نقلیه توریست ها، همچنین خطر فزاینده فرسایش در کوهستان ها، ایجاد و انباشت انواع زباله ها، سرازیر شدن سیل جمعیت خارج از توان طبیعی به منطقه، شکستن و قطع درختان و نیز خطر آتشسوزی که اغلب برای تهیه آتش برای غذا رخ می دهد و بالاخره تضعیف هویت ها و فرهنگ های محلی از طریق ارتباط و حضور نامتعادل توریست ها در کوهستان ها .
.
.
خبرگزاری میراث فرهنگی _  میترا اسدنیا
.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


عکس روز

خبرگزاری رویترز _ هندوستان

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


حادثه در دماوند

رئیس هیئت کوه نوردی مازندران با اشاره به اینکه صعود انفرادی به دماوند و بسیاری از قله‌های کشور افزایش یافته است ، گفت : صعود انفرادی دو نفر به دماوند سبب کشته شدن یک نفر و مفقودی کوه نورد دیگر شد . معین شجاعی با اعلام اینکه کوه نورد زخمی شده دماوند به علت جراحات زیاد جان باخت از مفقودی یک کوه نورد دیگر در این قله خبر داد.  شجاعی درباره فعالیت و ماموریت امدادگران برای کشف کوه نورد جان باخته در دماوند اظهار داشت: یک تیم پنج نفره برای جستجوی این کوه نورد در ارتفاعات دماوند تشکیل شد. وی ادامه داد: این اتفاق در ضلع غربی دماوند و در ارتفاعات 5 هزار و 400متری اتفاق افتاد و تقاضای بالگرد از مرکز اورژانس کشور صورت گرفت که با وجود باد زیاد در ضلع غربی امکان نجات این کوه نورد فراهم نشد. شجاعی اعلام کرد: کوه نورد جان باخته اهل قزوین بوده است که با تلاش امدادگران هلال احمر به منطقه امن انتقال داده شد .

خبرگزاری فارس

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


نقشه زمین شناسی کوه دماوند تهیه می شود

                                                                      عکس : فرامرز نصیری

.

نقشه زمین شناسی دماوند برای شناسایی نقاط خطرخیز و احتمال آتشفشانی شدن و رفتارسنجی آن تهیه می شود . دکتر جلیل قلمقاش، مدیر زمین شناسی منطقه یی سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور خاطرنشان کرد: با توجه به ضرورت اطلاع کامل افکار عمومی و مسئولان در خصوص روند فعالیت های این قله آتشفشانی ، تهیه نقشه زمین شناسی قله دماوند در دستور کار مدیریت زمین شناسی منطقه یی سازمان قرار گرفته است .  قلمقاش افزود : قله دماوند علاوه بر این که جزو جوان ترین آتشفشان های ایران است به عنوان بلندترین قله خاورمیانه هم محسوب می شود و دارای ساختار زمین شناسی خاصی هم هست .  وی با بیان اینکه این آتشفشان نزدیک تهران است و همواره گاز از دهانه آن خارج می شود، گفت : خارج شدن گاز همواره این سئوال را برای مردم به وجود می آورد که آیا دماوند یک روز فعالیت آتشفشانی خود را آغاز می کند یا خیر و این درحالی است که شکل های دیگر مخاطرات طبیعی از جمله آتشفشان و زلزله نیز همواره تهران و ساکنانش را تهدید می کند .

سایت آفتاب

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


یک اتفاق خوب !

در شرایطی که  بی حالی و  انفعال  و  محافظه کاری  و  دنباله روی  و  منفعت طلبی در حیطه ی   " اعلام نظر و بیان دیدگاه " از مشخصه های  اصلی روزگار فعلی جامعه ی کوه نوردی مان به شمار می آید ، موضع گیری تند و رادیکال یک کوه نورد وبلاگ نویس جوان عضو باشگاه دماوند علیه برنامه ی گاشربروم هیئت تهران و سرپرست دماوندی اش ، یک اتفاق خوب محسوب می شود ! این وبلاگ نویس و کوه نورد منتقد کسی نیست جز مهدی فرهادی و آن سرپرست هم _ که در حال حاضر یکی از مدیران باشگاه دماوند است _ کسی نیست جز کاوه کاشفی .  وبلاگ هم طناب من کاوه کاشفی را به اتخاذ روش های شرافت مندانه دعوت کرده است !

وبلاگ هم طناب من را ببینید : http://hamtanabeman.blogspot.com

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


گر بدین سان زیست باید پاک ...

ای کاش آب بودم

گر  می شد  آن باشی  که  خود  می خواهی .

آدمی بودن

             حسرتا !

مشکلی است در  مرز  ناممکن  .  نمی بینی ؟ 

دوم مرداد ، دهمین سالگرد درگذشت شاعر بزرگ مردم

احمد شاملو گرامی باد ! 

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


" پنجمین صعود قلم " به روایت آناپورنا

" ... ساعت 2:45 دقیقه  در هوایی گرم ، به گرمی دوستی های تازه و قشنگی که بین اعضای گروه بوجود اومده بود ، تیم 80 نفره قلم صعود خود را از روستای امامه آغاز کرد. تصور می کردم به دلیل عدم شناخت دوستان از سطح و توانایی کوه نوردیشون برای صعود کمی مشکل داشته باشیم  اما خوشبختانه  این تیم تا رسیدن به  قله و فرود از آن  یکدست منسجم و بسیار فراتر از انتظار من بود. خصوصا خانم های گروه که خیلی قوی و با روحیه بودند . ساعت 7:30 تیم ما کنار روخانه کمپ بزرگ خود را برپا کرد. سرپرستان هماهنگی لازم برای صعود فردا را با دوستان انجام دادند و همه به شام و استراحت مشغول شدیم . متاسفانه نتونستم مثل صعود دماوند به چادر تک تک دوستان سر بزنم و گپ و گفتگویی با اونها داشته باشم . شب بیرون از چادر و زیر نور ماه کنار رودخونه خوابیدن هم عالمی داشت!  6:30 صبح جمعه اول مرداد  بعد از نرمش صبحگاهی  صعود آغاز شد... "

متن کامل گزارش و عکس های برنامه در وبلاگ آناپورنا

http://anapourna.persianblog.ir

.

******************************************************************

به سرپرست خوب این برنامه " عرفان فکری " تبریک و خسته نباشید می گوئیم !

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +


مهاجرت کلاغ ها از اصفهان !

شورای شهر اصفهان با هشدار نسبت به یک " فاجعه " زیست محیطی در این شهر، از کوچ پرندگانی چون کلاغ‌ها خبر داده است . اصفهان از نظر آلاینده‌های صنعتی، پس از تهران آلوده‌ترین شهر ایران به شمار می‌رود . علیرضا نصر اصفهانی، نایب رییس کمیسیون حمل و نقل و محیط زیست شورای شهر اصفهان اعلام کرده که مهاجرت دسته‌جمعی کلاغ‌های این شهر ، نشانه‌ی یک " فاجعه " در اکوسیستم شهری است . وی تاکید کرده که کلاغ‌ها با وجود مقاومت بالا در برابر آلودگی هوا دیگر تاب ماندن در اصفهان را ندارند . اصفهان از مراکز مهم گردشگری، فرهنگی و اقتصادی ایران است . خشکیدن رودها، آلودگی هوا، تخریب اکوسیستم و محیط زیست این شهر می‌تواند جاذبه‌های توریستی این شهر را نیز به شدت کاهش دهد و هم‌زمان آسیبی جدی به بناهای تاریخی و منحصر به فرد آن وارد می کند                                    DW  _ world

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +