سال نو و بهارتان مبارک !

باد آمد و بوی نوبهاران با او
ابر آمد و نرم باران با او
خاموشی باغ را شکستند که صبح
گل سر زد و گلبانگ هزاران با او
شعر: شفیعی کدکنی
عکس: فرامرز نصیری
با شادترین سرودهها و رنگینترین جامهها ، به استقبال جشن بزرگ مردم سرزمینمان میرویم . جشنی که پیامآور سرسبزی و نو شدن طبیعت و امید به زندهگی است . همراه با بهترین و صمیمانهترین آرزوها برای سالی سبز و سرشار از موفقیت و سربلندی ، فرارسیدن بهار و نوروز باستانی را به تمامی دوستان و همنوردان عزیز تبریک می گوئیم .
شناسنامهی وبلاگ کلاغها و یک توضیح کوچک...

فرامرز نصیری . متولد ۵ آبان ١٣۴١ در تهران . متاهل . شغل: آزاد . سابقهی تشکیلاتی در ورزش کوه : عضویت در کانون کوهنوردان تهران در فاصلهی سال های ١٣۵٨ تا خرداد ١٣۶٠ که کانون به دلائل متعدد و به طور موقت تعطیل شد . عضویت در باشگاه کوهنوردی و اسکی دماوند در خرداد ۶۵ و سابقهی 17 سال عضویت در این باشگاه و همچنین 7 سال حضور در هیئت مدیرهی آن به عنوان مسئول روابط عمومی و استعفا از باشگاه دماوند در خرداد ٨٢ و ... تلفنهای تماس : ٠٩١٢٨٢۶٧١٣٧ و ٠٩٣۵٢٣٢٠٩٨١ . مسئولیت کامل تمامی نوشتهها و مطالب مندرج در وبلاگ کلاغها بر عهدهی اینجانب است !
و یک توضیح کوچک :
وبلاگ کلاغها رسالت خود را در نوشتن نقد فقط " طرح مشکلات " میداند . جوهر کلیه نقدهای این وبلاگ ، که پیرامون مسایل مختلف ورزش کوهنوردی و محیط زیست سرزمینمان می باشد ، " پرسشگری " است . این وبلاگ برای تمامی اشخاص و نهادها و سازمانهای مشخصی که از آنان نام برده و نسبت به عملکرد ورزشیشان انتقاد میشود ، بنا بر اصـــلی اخلاقی و طبیعی ، حق پاسخ گویی را محفوظ میداند و در صورت ارسال هر گونه پاسخ و جوابیه از سوی این افراد و نهادها و سازمانها ، نسبت به انتشار کامل آن اقدام خواهد شد . در نگرش اینـــــــــجانب ، ارسال پاسخ و جوابیه ، گامــــــی عملی در جهت ایجاد فضایی ســـــالم ، برای گفت و گویی انتقادی و سازنده تلقی شده و پیشاپیش دست شان را به گرمی و دوستی میفشارم .
.
کافه کوه اسفند: شورانگیز مثل بهار!

در کنار تعدادی از دوستان و همنوردان برنامههای کوه ، برای رسیدن به کافه کوه در آخرین پنجشنبهی سال، مسیر درهی پس قلعه را انتخاب کردیم و در امتداد رودخانهی خروشان آن به طرف بالا رفتیم . صدای رودخانه از آب شدن برفها و آمدن بهار خبر میداد و بوی گل یاس ...
کمی دیرتر از ساعت مقرر به کافه کوه رسیدیم اما توانستیم آخرین پنج شنبهی سال خود را در بزم روحنواز و بهارى حضور در کنار دوستان بسیاری که از شهرهای دور و نزدیک خود را به کافهی محمد تهرانی رسانده بودند بگذرانیم. کافه کوه اسفند با "دوستیها، مهربانیها و همراهیها " مثل بهار شورانگیز و فراموش نشدنی بود...






.
و چقدر خالی بود جای بسیاری از دوستان : فواد رضاپور ، رامیار، علی بیات ، آنا فراهانی ، سد م مد ، تیم نویسندهگان گل کوه ، آذر ، آرش نقافی ، سونیا ، مهشید، کوهسار، عباس ایلاقی ، سارا عدالتیان ، پریسا ، عباس ثابتیان ، فرید صدقی ، ژینا ، حمیدرضا ، آیاز ، زینب یعقوبی، یوسف و ...
و دوستان عزیزی که در کافه کوه اسفند حضور داشتند: لیلی رهنما (وبلاگ مکث) ، امیرحسین ناظمی ( ندای کوهستان ) ، فرشید داودی ( طنزکوه ) ، حسین رضایی ( کوهنوشت ) ، پرویز ستوده شایق ( نشاط کوهستان ) ، فاطمه ( عشق خلبانی ) ، علی شاه محمدی ( گامی نزدیکتر به خدا ) ، فرشته احمدیانفر ( پلوار 70 ) آرزو احمد زاده و مهدی ساقی ( ایران سرای جاودان ) ، سحرالسادات مجاب ( سحر ) همراه با برادر گرامی ، مهناز رستگار ( کوه سرد ) ، جواد زارعی ( شازده کوچولو ) ، رها شریفی آزاد ( رها در سردخانه ) ، لیلا صالحی ( گروه کوهنوردی قاجر قروه ) ، علیرضا کریمآبادی ( آلپینیست ) ، هادی پیروز حمیدی ( فرهنگ چال ) ، رضا ( راز کوه ) ، سعیده ( عشق پاک ) ، شیدا ( سنگنورد کوچولو ) ، محمدرضا آفرینزاد ( گروه کوهنوردی اهورا ) ، مرتضی غفوری ( همسفر ) ، مهسا و مریم وحیدی نسب ، حسین قدسیفر ، نیکو نیکنفس ، فواد نجفی ، لیلا مسعودی و ...
تشکر ویژه : از امیر حسین ناظمی نویسندهی نازنین و دوست داشتنی وبلاگ ندای کوهستان بخاطر تقبل تمامی هزینههای آخرین کافه کوه سال 90 !
تشکر ویژهتر : از لیلی رهنما نویسندهی متبحر و صبور وبلاگ مکث که کافه کوه همهی موجودیت و خوبیهای خود را مرهون اوست!
××××××××××××××××
در باره ی کافه کوه اسفند بخوانید :
کافه کوه نوروز (لیلی رهنما) ... http://www.maakss.blogfa.com
به استقبال بهار با کافه کوهیها ... http://palvar70.blogfa.com
«کافهکوه»اسفند؛ اولین جای «ایران» که «بهار» شد! ... http://koohnevesht.blogfa.com
با چهره های آخرین کافه کوه سال ... http://www.nedayekoohestan.blogfa.com
کافه کوه اسفند 90 در بهار طبیعت ... http://neshate-koohestan.blogfa.com
کافه کوه و صعود به قله توچال ... http://alishahmohammadi56.blogfa.com
کافه کوه سوم ... http://truelove71.blogfa.com
کافه کوه سوم ، خلاصه و کوتاه ... http://yayar.blogfa.com
کافه کوه گرم و توچال سرد... http://shazdekuchulo.blogfa.com
کافه سوم از نوع کوهی ... http://sakhari.blogfa.com
کافه کوه (شیدا آفرین زاد) ... http://climbing-iran.blogfa.com
فدراسیون کوه نوردی ، کیومرث بابازاده و باقی قضایا !
دیدگاه و موضع وبلاگ کلاغها در باره ی خبری که به تازهگی منتشر شده یعنی "شکایت فدراسیون کوهنوردی از کیومرث بابازاده" به سادهگی از این قرار است: در این موضوع خاص، ما نه طرفدار و حامی فدراسیون کوهنوردی هستیم (که آرشیو کلاغ ها به روشنی نشان میدهد این وبلاگ در طول یک دهه اخیر بیشترین حجم انتقادات را از خط مشی و عملکرد فدراسیون کوه نوردی داشته است) و نه طرفدار و حامی آدمهایی مانند کیومرث بابازاده که تا همین دیروز از همکاران فدراسیون کوهنوردی و دارای مسئولیت در این نهاد بوده است (و البته تیغ تهمت و افترا از سوی ایشان در یکی از نشستهای انجمن به صورتی مستقیم برگردنمان نیز نشسته است!!). این وبلاگ با تمام وجود تلاش خواهد کرد در مواجهه با چنین رویدادهایی در کوه نوردی ایران ضمن حفظ استقلال خود به عدالت و انصاف نیز وفادار باشد.
و اما ... جهت اطلاع و آگاهی دوستان، شاید بد نباشد بخشی از گزارش آن جلسهی انجمن کوهنوردان و آن چه موجب رویداد اخیر گردید را با هم بخوانیم :
_ او صحبت هایش را با سیر مکاتبات انجام شده ی گروه آرش با فدراسیون آغاز کرد و سپس نقل سخنانی از قول محمود شعاعی که : "در جلسه ای به ما گفت مگه اینجا شهر هرته که مستقیما برای ما نوشته اید ... باید از طریق هیئت اقدام کنید و ..." و بعد نوبت به افشاگری رسید . افشاگری های داغ و البته همراه با توهین : "هر شرکت طرف قراردادی را تائید نمی کنند ... فلان شرکت طرف قراردادی که قله ی 4500 دلاری برودپیک را 6000 دلار قیمت می دهد قبول دارند و تائید می شود چون بهشون 20% کمیسیون میده ... با تیم های مستقل مشکل دارند ... من بهتون می گم : با تشکیل هر تیم مستقل اینا هم ( فدراسیونی ها ) براش یه تیم تخریب درست می کنن ... برای تخریب تیم ها در فدراسیون برنامه ریزی دارند ... مثلا همون برنامه نانگاپاربات ... هنوز تو فرودگاه بودن که اینا براشون تیم تخریب رو درست کرده بودن ... و پیام آخرم برای اینا به عنوان کیومرث بابازاده : ممکنه شماها پست های بزرگی داشته باشید اما مطمئن باشید که مغزهای کوچکی دارید ... "
_ مضمون سخنان بابازاده ، تعدادی از مدیران انجمن را غافلگیر کرده بود . عباس ثابتیان خود را به سرعت به نزدیکی تریبون رساند و تذکر پایان وقت به او داد . تذکری که البته فایده ای هم نداشت . کیومرث بابازاده آمده بود که انتقام بگیرد . لحن و نوع رفتار بابازاده به لحاظ سواستفاده از موقعیت تریبون انجمن چنان زشت و غیراخلاقی بود که حتی محمدتقی بهره ور هم اعتراض کرد . محمدتقی بهره وری که در تمام این سال ها ، همگان او را یکی از سرسخت ترین و جدی ترین منتقدان فدراسیون کوه نوردی می دانند . بهره ور گفت : " درست نیست وقتی کسی حضور ندارد که بتواند از خودش دفاع کند ما این گونه ... بهتر است با حضور نماینده ای از فدراسیون این مسائل مطرح شود " و زمانی که بحثی کوتاه میان حضار در گرفته بود که چه راهکاری برای گفت و گوهای دو طرفه بهتر است و چگونه می توان این مسائل را به گوش فدراسیونی ها رساند ، کیومرث بابازاده که دیگر در محل خود بین حضار قرار گرفته بود فریاد زد : " آنتن هاشون که هستند !! " .
_ ما همه خود را کوهنورد میدانیم . بسیاری از ما به خط مشی و سیاستهای فدراسیون کوهنوردی انتقاد داشته و داریم . در تمام این سالها به هر شکل که توانستهایم انتقاد خود را مطرح و بر آن پای فشردهایم اما ... به عنوان یک شرکتکننده در جلسهی روز دوشنبه انجمن کوهنوردان ، رفتار کیومرث بابازاده به نظرم بسیار زشت و غیراخلاقی بود.
آقای کیومرث بابازاده ! حالا که به تیم دومتان برای برودپیک مجوز ندادهاند به یک باره یاد مصیبت های کوهنوردی مستقل ایران افتادهاید و سنگ آن را به سینه میزنید ؟! این فرصت طلبی نیست که وقتی برای تیم اولتان همه گونه همکاری کردند و حتی به فرودگاه برای استقبال هم آمدند و یکدیگر را برای عکس یادگاری در آغوش هم گرفتید و ... ساکت بودید و انتقاد نمیکردید و اعتراض نمیکردید و ...؟!

تهران در آخرین جمعه ی سال ...





و آخرین جمعه ی سال در شهر بزرگ تهران با شعار " سوا کن ، جدا کن ، پول نداری نگاه کن !! " ... ( عکس ها از فرامرز نصیری )
.
بهترین وبلاگ های کوه و کوه نوردی در سال 90
" هر وبلاگ یک فضای اینترنتی است و نویسندهی آن _که به بلاگر و یا وبلاگر معروف است_ این فضا را با آمیزهای از خاطرات، خبرها و لینکهائی که دوست دارد پر میکند. وبلاگها خاطرات هستند و خبرهائی در باره خبرها. به نظر من نویسندهگان وبلاگها، حکم راهنماها را در مناطق کوهستانی اینترنت دارند. درست است که آنها هر روز تجارب شخصی و یا خاطرات خود را برای دیگران بازگو میکنند اما همین که به لینکدهی رو میآورند ، تبدیل به راهنما میشوند و به قول کوهنوردها تبدیل به شرپا میشوند. این بلاگرها اعلام موضع هم میکنند. گاه و بیگاه نظرات خود را در مورد مهمترین رویدادها بیان میکنند. پس از این جنبه هم میتوان آنها را ابزارهای چک کردن واقعیت قلمداد کرد. بلاگرها در واقع دیدگاههای آلترناتیو و متقابل هستند در برابر دیدگاههای رسانههای حاکم... وبلاگها فضایی را که رسانههای حاکم میخواهند مخاطبان را در آن محصور سازند تغییر میدهند... و در واقع نوک تقابل وبلاگها و رسانههای چاپی در گستره یا فضای حاکم یا بافت حاکم است... این بافت حاکم عملا یک گفتمان نوشتاری است. گفتمانی که رسانه های حاکم آن را حفظ میکنند و با ادبیاتی که به کار میگیرند عملا هر وضع موجودی را مطلوب جلوه داده و باعث میشوند تا روایت رسمی هر رویداد و تحول بر اندیشه مخاطب غلبه کند. نقطهی ستیز وبلاگها و رسانههای چاپی در همین گفتمان نوشتاری قرار دارد... نکتهی دیگر ، مجهول نویسی و معلوم نویسی است. مجهول نویسی برای گفتمان چاپی یک نقطه قدرت و نشانهی حرفهای بودن است نمونه: محافل آگاه بر این باورند که... اما مجهول نویسی در وبلاگها اصلا وجود ندارد و اساسا یکی از سرگرمیهای وبلاگ های پرقدرت مچ گرفتن از مجهول نویسیهای نشریات بزرگ است . محور گفتمان وبلاگ ، روحیه صراحت و معلوم بودن است. "
یونس شکرخواه _ خبرنویسی مدرن
وبلاگ کوهستان

"کوهستان" در عرصه ی کوه_نوشتههای شخصی ، بهترین وبلاگ در سال 90 بود. این وبلاگ بازتاب دغدغههای شخصی و نگاه منتقدانهی رامیار کاردار نسبت به کوهنوردی استان کردستان و پارهای از مسائل کوهنوردی ایران است. او در "کوهستان" سعی میکند با کوه_نوشتههای شخصی خود و جمع آوری و ارائهی خبرها و لینکهایی مفید و سودمند ، بتواند راهنمای خوبی برای علاقهمندان به کوه و کوهنوردی باشد. توجه جدی رامیار به فرهنگ و ادبیات و همچنین معرفی کوهها و دیگر جلوههای کمتر شناخته شدهی طبیعت سرزمیناش ، براستی قابل تحسین است و "کوهستان" او می تواند الگوی خوبی در این زمینه برای کوهنویسان استانهای دیگر کشورمان بهشمار آید.
رامیار کاردار (وبلاگ کوهستان) : http://lawansaqez.blogfa.com
وبلاگ کوهنوشت

در سالی که گذشت و در عرصه ارائهی اخبار کوهنوردی ایران ، وبلاگ "کوهنوشت" همانند سالیان گذشته ، کاملترین و بهترین بود. حسین رضائی با سابقهی بیش از هفت سال حضور فعال و سودمند ، نقش و جایگاهی بسیار ارزشمند و قابل احترام را در میان جامعه کوهنویسان کشورمان دارا میباشد و اهمیت وبلاگ "کوهنوشت" در زمینهی آگاهی از آخرین اخبار و اطلاعات روزانهی کوهنوردی ایران اکنون دیگر بر کسی پوشیده نیست. "کوهنوشت" قالب و ساختاری حرفهای و زبانی پاکیزه و بینقص دارد و دوستان وبلاگنویس میتوانند از دانش و تجربیات حسین رضایی برای ارتقا کمی و کیفی فعالیتهای مجازی خود بهره ببرند.
حسین رضائی (وبلاگ کوهنوشت ) : http://koohnevesht.blogfa.com
وبلاگ کوهنوردی و صعودهای ورزشی گلکوه

"گلکوه" در سال 90 بهترین وبلاگ در زمینه انعکاس اخبار کوه نوردی و صعودهای ورزشی زنان ایران و جهان بود. این وبلاگ در هفتم تیر 1390 و با پستی به یاد فرخنده صادق (نخستین بانوی ایرانی فاتح اورست) کار خود را آغاز نمود: "بهترین آغاز تو بودی توئی که زمانه مهر چندانی نثارت نکرد اما میدانم و میدانیم که نخستین غزال تیزپا و عروس جاودانه دامنههای بیکران البرز مقدس باقی خواهی ماند. گلکوه را به یاد تو آغاز میکنیم". به تیم نویسندهگان "گلکوه" و برای همهی تلاشهای خستهگی ناپذیرشان تبریک میگوئیم.
وبلاگ گلکوه : http://mountainflower.blogfa.com
وبلاگ طنزکوه

"طنزکوه" وبلاگی است که فرشید داودی در آن با نگاهی تیزبین و با زبان طنز ، به طرح مهمترین تضادها و تقابلها و چالشهای جامعهی کوهنوردی کشورمان میپردازد. در پستهای "طنزکوه" میتوانیم نقد پنهان او را نسبت به نشانههای بیخردی در ورزش کوه و همچنین ناسازگاری وقایع و رویدادها با عقل و عرف را به روشنی ببینیم. فرشید داودی تلاش دارد در این روزگار عبوس ، گل لبخند را بر لبانمان بنشاند و خندههای فراموش شده را به یادمان بیاورد. "طنزکوه" بهترین وبلاگ عرصهی طنز در سال 90 بود.
فرشید داودی (وبلاگ طنزکوه) : http://www.tanzkuh.blogfa.com
.
کافه کوه ... کافه کوه ... کافه کوه ...

بـنام خدای بهار آفرین
بهار آفرین را هزار آفرین
به جمشید و آیین پاکش درود
که نوروز از او مانده در یادبود
کافه کوه در آخرین پنجشنبه سال به بزم دوستی ها می رود:
دی شد و بهمن گذشت فصل بهاران رسید
جلوه گلشن به باغ همچو نگاران رسیـد
و همراهان کافه کوه در کنار هم نوروز را با پیالهای چای شادنوشی خواهند کرد، از خاطرات سالی که گذشت دم میزنند و به استقبال روزهای پیش رو میروند تا بیاد آورند خوبیها و بدیها، هرآنچه که بود: قسمتی از دفتر روزگار ورق خورد و برگی دیگر از درخت زمان بر زمین افتاد.اینبار به رسم دوستی برای هم عیدانهای از خاطرات وبلاگیمان خواهیم آورد... خاطرهی " تاثیرگذارترین پستی که تاکنون خواندهایم " را برای هم واگویه خواهیم کرد و دقایقی را به نیکی بر فرش خاطرههامان رج خواهیم زد...
اینجا...ساعت 14...کافه کوه منتظر قدوم شماست
پنجشنبه 25 اسفند _ کافهی محمد تهرانی
پ.ن: کافه کوه متعلق به افراد خاصی نیست...لزومی ندارد وبلاگنویس باشیم یا کوهنورد... شاید لازم باشد دلی داشته باشیم آئینه وار... و گامهایی که بهانهها را دغدغه نمیکنند و همراهمان میشوند تا کافه محمد تهرانی.
پ.ن2: دوستان زیادی همواره بعد از اجرای کافه کوه از عدم اطلاع رسانی که نبودشان را رقم میزند گلایه دارند. امید دارم دوستان با اطلاعرسانی به افرادی که فرصت خواندن این وبلاگ را ندارند کافه کوهیان را یاری نمایند.
لیلی رهنما در وبلاگ مکث : http://www.maakss.blogfa.com
طرح کافه کوه از "کوه نوشت"
چرخه طبیعی احیا در جنگلهای شمال 300 سال طول میکشد

عکس از فرامرز نصیری
معاون دفتر جنگلکاری و پارکهای جنگلی سازمان جنگلها ، مراتع و آبخیزداری کشور با اشاره به درازمدت بودن تاثیرات تخریب در جنگلهای شمال ، گفت : چرخه طبیعی احیا در جنگلهای شمال تا 300 سال طول میکشد. بهرام دلفان اباذری افزود : بسیاری از تخریبهای فعلی در جنگلهای شمال ، ریشه در یکی دو قرن اخیر دارد و از طرف دیگر اگر امروز تخریبی به این جنگلها وارد کنیم ، ممکن است جبران آن دو تا سه قرن طول بکشد.
وی اظهار داشت : زیرا میانگین بارندگی در کشور ما 250 میلیمتر و متوسط جهانی بارش 860 میلی متر است . دلفان اباذری گفت : جنگل شناسان اروپایی جنگلهای هیرکانی یا جنگلهای شمال را مادر جنگلهای خود میدانند و اگر برای مثال جنگلهای آلمان را با جنگلهای شمال مقایسه کنیم ، میبینیم که جنگلهای ما طبیعیتر و دارای تنوع زیستی بیشتر است. معاون دفتر جنگلکاری و پارکهای جنگلی سازمان جنگلها ، مراتع و آبخیزداری کشور اظهار داشت : درختانی همچون اَنجیلی و شمشاد ، مختص جنگلهای هیرکانی است و در هیچ کجای دنیا پیدا نمیشود و باید قدر این سرمایهها را بدانیم.
وی افزود : بررسیها نشان میدهد که مدیریت غیر علمی در تدوین و اجرای طرحهای جنگلداری و انتخاب و اجرای روشهای نامتناسب با جنگلهای شمال از مهمترین عوامل تخریب این جنگلهاست. دلفان اباذری گفت : مشاهده سیمای مخروبه جنگل و فرسایش خاک ، نشاندهنده تخریب جنگل است و چنین وضعی را در جنگلهای بالادست شمال کشور میبینیم و مرز این جنگلها به طرف پایین دست تغییر کرده است.
ایرنا
.
کتابخانه ی فاطمه ها
آدرس: استان کرمان، شهرستان کهنوج، روستای دهکهان، محله آزادگان، کتابخانه فاطمه ها
" عصری که کتابها را در قفسهای کهنه که زمانی گوشه اتاق گلی اجناس خوراکی دکانمان رو در خود جا داده بود چیدم خیلی زود به این فکر افتادم که میتونم کتابخانهای راه بندازم و کتابهامو بدم بقیه بچههای محلهمون هم بخونند. ولی چگونه میتونستم کودکان و نوجوانان محلهمون را به مطالعه و خواندن کتاب تشویق کنم؟ آیا این کتابخانه کوچک عضوی هم خواهد داشت؟ خیلی دوست داشتم رویاهایی که در سر داشتم با راهاندازی این کتابخانه به حقیقت بپیوندد. از طرفی هم دوست داشتم که آخرین و بهترین شیوهها را برای فرهنگسازی مطالعه این محله به کار بگیرم. این عادتم بود که همیشه میبایست بهترین و جدیدترین را انتخاب میکردم. از طرفی هم فکرم به جایی بند نمیاومد. چند ساعتی گذشت. تقریبا داشتم به بن بست میرسیدم. شب شد، فاطمه دختر همسایهمون که کلاس سوم ابتدایی بود در خانه را زد و خواهرم-که مسئول موقتی کتابخانه بود- را صدا زد. فاطمه همراه پسر دایئ اش،مهدی آمده بود. مدتی بعد خواهرم برگشت و گفت: "این سومین باری است که فاطمه برای عوض کردن کتاب مییاد. مثل اینکه از کتابها خوشش اومده. مهدی هم به کتابها علاقه پیدا کرده و میگیره میده مادرش براش بخونه. " مدتی بعد صدای گریه پسر عموی کوچکم را از پشت در شنیدم که همراه فاطمه خواهر کلاس سومیاش اومده بود. فاطمه هم خواهرمو صدا زد و گفت: "به دادم برس ! همین کتابی که عصری از کتابخانه گرفتم را میخواد ازم بگیره. این که نمیتونه بخونه میترسم پارهاش کنه. بیا کتابتو تحویل بگیر بعدا میگیرم همهشو میخونم. " به خواهرش گفتم یک کتاب هم بدهد دست پسر عموی کوچکم. صبح زود که از خواب بیدار شدم، فاطمه ها رو دیدم با عضو جدیدی که اسم اون هم فاطمه بود جلوی کتابخانهی بی در منتظر بودند که کتاب بگیرند. پس از تماشای این همه صحنهی زیبا تنها بعد از چند ساعت از راهاندازی کتابخانه، با آرامشی وصف ناشدنی از فاطمهها خواستم که وارد کتابخانه شوند و چند ساعتی در این مکان کتاب بخونند. به خواهرم هم گفتم: خوبه همین طور ادامه بده که خدا بزرگه! ضمنا اسم کتابخانه هم میزاریم: کتابخانه فاطمهها ... "
کتابخانه فاطمه ها http://fatemeha.ir/index.php/fa/home.html
.
چهارشنبه سوری ...

عکس از فرامرز نصیری
" از آیینهای نوروزی امروز _که بایستی آمیزه ای از چند رسم متفاوت باشد_ مراسم چهارشنبه سوری است که در برخی از شهرها آن را چهارشنبه آخر سال گویند. درباره چهارشنبه سوری، کتابها و سندهای تاریخی، مطلبی یا اشارهای نمییابیم و تنها در این قرن اخیر، یا دقیقتر، در این نیم قرن اخیر است که مقالهها و پژوهشهای متعددی در این باره منتشر شده و یا در نوشتههای مربوط به نوروز به چهارشنبهسوری نیز پرداختهاند. برگزاری چهارشنبه سوری، که در همه شهرها و روستاهای ایران سراغ داریم، بدین صورت است که شب آخرین چهارشنبه سال (یعنی نزدیک غروب آفتاب روز سهشنبه )، بیرون از خانه، جلو در، در فضایی مناسب، آتشی میافروزند، و اهل خانه، زن و مرد و کودک از روی آتش میپرند و با گفتن:"زردی من از تو، سرخی تو از من"، بیماریها و ناراحتیها و نگرانیهای سال کهنه را به آتش میسپارند، تا سال نو را با آسودگی و شادی آغاز کنند. تا زمانی که از ظرفهای سفالین چون، کاسه و بشقاب و کوزه، در خانه استفاده میشد، پس از خانه تکانی، کوزه کهنهای از پشت بام خانه به کوچه میانداختند؛ کوزهای که در آن آب و چند سکه ریخته بودند. اسفند دود کردن و آجیل خودرن، فال گرفتن، فال گوش (در کوی و گذر به حرف عابران گوش دادن و از مضمون آن ها برای نیت خود تفاًول زدن) و قاشق زنی (معمولا زنان روی خود را میپوشانند و با قاشق، یا کلید به خانه ها در میزنند، صاحب خانه شیرینی، میوه و یا پول در ظرف آنها میگذارد) نیز از باورها و رسمهایی است که به ویژه در بین نوجوانان، هنوز به کلی فراموش نشده است؛ و این رسمها و باورها در شهرهای مختلف با یکدیگر متفاوتاند..."
منبع:اینترنت
.
.
آزادی و دموکراسی از نوع امریکایی !!
" بر اساس گزارشها، به دنبال تیراندازی یک سرباز آمریکایی به طرف غیرنظامیان در ولایت قندهار در جنوب افغانستان، دستکم ۱۶ نفر کشته شدهاند. بیشتر قربانیان از زنان و کودکان بودهاند... توریالی ویسا، والی قندهار گفته است که حدود پنج غیرنظامی دیگر در این حادثه زخمی شدهاند... در گذشته نیز، در مواردی، سربازان ناتو به بدرفتاری با غیرنظامیان از جمله عکس گرفتن با اجساد آنها و یا آزار زندانیان طالبان در بازداشتگاههای این کشور متهم شدهاند... "
منبع: سایت بی بی سی فارسی




.
.
قرار نیست احساساتی شویم و یا بخواهیم شعار بدهیم. صراحت تصاویر، تمامی تلخی و جنبه های تکان دهندهی این جنایت هولناک را به نمایش گذاشته است. فقط امیدوارم هیچگاه امریکاییها به صرافت صدور چنین الگوهایی از دموکراسی و آزادی و از راه تجاوز نظامی برای سرزمین ما نیافتند که... چنان درسی به آنان خواهیم داد که برای همیشه عربدههای مستانهی "جنون و جنایت" از یادشان برود!
.
پیشنهاد وب سایت : محمدباقر عیوضی

علم کوه-یخچال اسپیلت-۱۳۵۸
"بنده هم تشویق شدم و لازم دیدم برای ارتباط بیشتر باشما همنوردان وکوهیاران عزیز وبلاگی ایجاد کنم، بابضاعت و توان خودم. امید است که شما کوهنوردان عاشق و فعال و مربیان و پیشکسوتان محترم ما را هم درجمع خود بپذیرید و از رهنمودهای خود بی نصیب نگذارید تا بتوانیم برای اعتلای بینش و دانش و حرکت آگاهانه و به روز قدم برداریم. برای من همیشه قلم با قدم همراه بوده است و همگام شدن فن و قلم و نتیجه اش آثار بجا مانده با حمایتهای میانی و نشانههای مطمئن و مراوده با کوهنوردانی که این دو را با هم دارند و اینگونه گشایش مطلب می کنند خوشایند و هیجانانگیز بوده و سعی کردهام ورزش وخصوصا" کوهنوردی را با این شیوه انجام دهم.امید است قلم،قدم را نشکند و قدم،قلم را..."
وب سایت محمدباقر عیوضی را در لینک زیر ببینید:
.
درختان بهترین پناهگاه برای فرار از صاعقه نیستند

هر ساله دهها نفر در ایران بر اثر اصابت صاعقه جان خود را از دست میدهند. تحقیقات جدید نشان میدهد که بهترین مکان برای پناه گرفتن از خطر صاعقه کمی متفاوتتر از آن مکانهایی است که به طور ذاتی به نظرمان میرسد.
اگر در فضای باز و در دامان طبیعت هستید، ممکن است نخستین مکان امن با دیدن صاعقه، پناه گرفتن در زیر یک درخت تنومند به نظر برسد. اما آزمایشها چنین اقدامی را توصیه نمیکنند.
تنه درختان از حدود ۲۰ درصد آب تشکیل شدهاند و این در حالی است که بدن ما از حدود ۷۳ درصد آب تشکیل شده است. آب یکی از بهترین هادیهای الکتریسیته است. به همین خاطر هم وقتی صاعقه در راه رسیدن به سطح زمین به دنبال یافتن راههایی سریعتر میگردد، پس از عبور از تنه درخت (حاوی ۲۰ درصد آب) خیلی سریع جذب هادی الکتریکی بهتری چون بدن انسان (حاوی حدود ۷۳ درصد آب) میشود.
به هنگام وقوع رعد و برق در فضای باز، پناه گرفتن در زیر یک درخت میتواند خطرناکتر از آنچه که تصور میکردیم باشد. بر همین اساس، بهترین پناهگاه برای مصون ماندن از صاعقه، جایی است که هادیهای الکتریسیته قویتری میان بدن انسان و صاعقه در آنجا موجود باشد. بدین ترتیب صاعقه سریعترین راه برای انتقال به زمین را انتخاب خواهد کرد و ما از گزند آن مصون خواهیم ماند. برای مثال، اگر خودرویی در نزدیکی شما قرار دارد، بهترین مکان برای پناه گرفتن، خزیدن به داخل خودرو است. چرا که بدنه فلزی خودرو هادی قوی تری از بدن شما برای انتقال صاعقه به زمین است.
به همین منظور از دیرباز، خودروهای باربری با آویزان کردن زنجیری از اگزوز خودروی خود سعی میکردند که راه تماس بدنه فلزی خودرو و زمین را برای عبور صاعقه مهیاتر کنند. و به همین ترتیب آنتن های بر فراز ساختمان ها و سایر تجهیزات ضد صاعقه.
بی بی سی
.
طنز کوه: سوال از دنیای کوه نوردی

"... فلذا ما هم به این فکر کردیم که چرا طرح سوال از دنیای کوهنوردان و کوهنویسان را در دستور کار خود قرار ندهیم!! این شد که تصمیم گرفتیم طرح سوال از رییس فدراسیون کوه نوردی و سایر کوه نوردان را در دستور کار قرار بدهیم تا همه مجبور بشوند ظرف یک ماه در وبلاگ هاشون حاضر شده و به سوالات و ابهامات جامعه کوه نوردی که همچون لکه های سیاه دارند در آسمان کوه نوردی می درخشند!! پاسخگو شوند و نگویند اساسا خرت به چند من . این سوالات و پاسخ آنها می توانند چالشی جدی را در دنیای کوه نوردی ایجاد کند و به رشد و توسعه کوه نوردی کشور در تمام ابعاد انسانی و.... کمک شایانی کند."
متن کامل این طنز شیرین را را در وبلاگ فرشید داودی بخوانید:
.
فراخوان میزبانی صعود قلم ...

بدینوسیله از کلیه وبلاگنویسان مرتبط با کوهنوردی ، طبیعت ، محیط پاک کوهستان و علاقمندان این عرصه دعوت می شود در صورت تمایل به میزبانی هفتمین صعود قلم که درسال 1391 اجرا خواهد شد، پیشنهادات خود را با قید موارد زیر از تاریخ 20 اسفند 90 تا تاریخ 20 فروردین 91 در قسمت نظرات وبلاگ صعود قلم درج نمایند.
1- نام و ارتفاع و موقعیت قله یا مکان مورد نظر
2- نام افراد , مسئولین اجرایی
3- تاریخ دقیق پیشنهادی میزبان
4- زمانبندی اجرای برنامه در صورت ممکن
5- مکان اجتماع و افتتاحیه برنامه همراه با ظرفیت سالن
6- شرایط امکان اسکان افراد شرکت کننده
7- شرایط پذیرایی و تغذیه شرکت کنندگان در برنامه
8- وسیله ایاب و ذهاب
9- کلیه خدمات و امکانات احتمالی دیگر
از وبلاگ ماگما : http://www.magma.blogfa.com
.
ویرانی عمدی غار اشکفت گاوی

بهدنبال تخریبهای مکرر غار اشکفت گاوی بهعنوان یکی از مهمترین غارهای پارینهسنگی ایران، انجمن علمی باستانشناسان ایران بیانیه صادر کرد. این برای نخستین بار نیست که غارهای پارینه سنگی به صورت عمدی تخریب میشود و مسئولان مربوطه واکنشی نشان نمیدهند.
انجمن علمی باستان شناسی ایران تخریب اشکفت گاوی یکی از مهمترین محوطه های پارینه سنگی ایران در مرودشت فارس، بر اثر فعالیتهای سنگ تراشی پیرامون این غار را به شدت محکوم کرد. به نظر میرسد که امروز مسئولان سازمان میراث فرهنگی واکنش خود را نسبت به این تخریبهای عمدی از دست داده و به دنبال تخریب این غار پارینه سنگی هیچ گونه شکایتی از متخلفان نکرده و پیگیر آن نمیشوند. چندی پیش نیز خبرگزاری CHN، خبری دراین باره منتشر کرده بود، اما باز هم خبری از واکنش مسئولان این سازمان برای جلوگیری از تخریب این غار نشد.
«حامد وحدتی نسب»، سخنگو و نایب رییس انجمن علمی باستان شناسان ایران درباره دلیل انتشار این بیانیه میگوید: «وقتی هیچ گونه ارتباطی بین باستان شناسان و مدیران میراث فرهنگی وجود ندارد، بنابراین ناچار هستیم، صدای خود را از طریق رسانهها به گوش مسئولان برسانیم.» وی همچنین در گفت و گویی با CHN، درباره اهمیت این غار توضیح میدهد:« محوطه اشکفت گاوی در مرودشت فارس، نخستین بار در بررسیهای ویلیام سامنر در دهه شصت میلادی شناسایی شد.سپس مایکل روزنبرگ باستان شناس سرشناس آمریکایی در سال 1357 خورشیدی آنجا را کاوش کرد. روزنبرگ در پایان کار، مقالاتی درباره وجود لایههای استقراری از پارینه سنگی زیرین (قدیم) تا فراپارینه سنگی نوشت و خبر از وجود چنین لایه های استقراری در باستان شناسی پارینه سنگی ایران و خاورمیانه داد و آنها را بیهمتا خواند...
خبرگزاری میراث فرهنگی
.
کوه ها و آدم ها ...

عکس از فرامرز نصیری (شیرکوه _ یزد)
.
طبیعت ایران : دشت آفتابگردان و شقایق های کالپوش

یکی از جاذبه های گردشگری شهرستان شاهرود دشت آفتابگردان و شقایق در منطقه کالپوش است که نمایش منحصر به فرد گل های شقایق در منطقه از بیستم اردیبهشت ماه تا پایان خرداد جلوه زیبایی به ناحیه سرسبز کالپوش می دهد و گردشگران بسیاری را به این منطقه جلب می کند.
همه ساله در همین خصوص جشنواره دشت شقایق و کشتی محلی در منطقه کالپوش برپا می شود. گل های آفتابگردان نیز که بیشتر در دشت 'دانیال' تا ارتفاعات روستای'کُرنگ' می روید، در ماه های مرداد و شهریور به گل نشسته و زیبایی این منطقه را دوچندان میکند.
ایرنا
.
پیمان نامه نهایی صعود قلم
پیماننامه صعود قلم با رای عمومی و نظر جمعی توسط هیئت اجرایی تدوین شد و به رای عمومی گذاشته شد. این پیمان نامه با توجه به نظرات کوهنویسان ویرایش و اصلاح شد و متن نهایی این پیماننامه با توجه به جمعبندی نهایی منتشر شده است و به عنوان دستورالعمل هیئت اجرایی برای صعود قلم سال آتی مورد استفاده قرار میگیرد .
طبعا امکان خطا یا اشکال در این پیماننامه وجود دارد و امیدواریم هیئت اجرایی سال آینده در صورت لزوم تغییرات لازم را اعمال نماید و این تغییرات را به تصویب مجمع عمومی برساند.
دوستانی که اعلام نظر نکردهاند همانطور که پیشتر اعلام شد به معنی تائید این پیماننامه بوده است و تعداد افرادی که اعلام مخالفت نمودند درصد بسیار کمی از کوهنویسان بودند و همچنین عمدهی نظرات با جمع بندی کلی به تصویب هیئت اجرایی رسید و در متن پیمان نامه اعمال شد. این پیمان نامه برای صعود قلم سال آتی به عنوان دستورالعمل هیئت اجرایی و صعود قلم مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
از وبلاگ صعود قلم : http://soud-e-ghalam.blogfa.com
.
افغانستان: سقوط بهمن 32 نفر را کشت

سقوط بهمن در استان بدخشان افغانستان جان 32 نفر را گرفت و یک روستا به طور کامل به زیر برف رفت. لعل محمد احمدزی سخنگوی پلیس حوزه شمال افغانستان امروز اعلام کرد: این حادثه در شهرستان شکی استان بدخشان بوقوع پیوست و یک روستا بطور کامل زیر برف رفت. وی افزود: عملیات خارج کردن اجساد و کمک به حادثه دیدگان ادامه دارد. معروف راسخ سخنگوی استاندار بدخشان نیز اعلام کرد: بر اثر سقوط بهمن در دو شهرستان بدخشان که شب گذشته و صبح امروز بوقوع پیوست 40 نفر کشته و شش نفر از جمله استاندار بدخشان مجروح شدند.
واحد مرکزی خبر
.
البرز مرکزی : ساکا

برنامهی قله ساکا ( البرز مرکزی _ لواسانات) روز سهشنبه 16 اسفند اجرا شد. با حضور دوستان عزیز : زهرا انصاریپور، حسین دهقان شعار، رضا قربانی ، علی نورانی ، محبوبه یزدانی، مرجان اقبالپور، احسان علیرضائی ، محمدرضا عمادی، میثم کریمان و دکتر بهمنی ... فرامرز نصیری(سرپرست)
.
.
در پرتو بی انتهای لذت نور
بارش سنگین برف در کردستان و امدادرسانی به مسافران گرفتار

به گزارش مرکز خبررسانی سقز در پی بارشهای سنگین چند روز گذشته تمامی محورهای ختم شده به سقز مسدود شده است و تعداد کثیری از مردم در دشت اوباتو ( هه وه تو ) گرفتار کولاک شده اند و تعداد زیادی از خودروها زیر بارش سنگین برف مدفون شدهاند . در همین راستا ارگانهای امدادرسانی و نظامی اقدام به انتقال مسافران به روستاهای نزدیک نمودهاند . تمامی محورهای منتهی به شهرستان سقز در حال حاضر مسدود است و جان بسیاری از مسافران به دلیل تداوم این بارشها در خطر است . محورهای سقز به بانه ، مریوان ، دیواندره مسدود است و تنها محور بازگشایی شده در چند روز گذشته محور سقز _ بوکان بوده است که امشب نیز این محور به دلیل بارش مداوم و سنگین مسدود شده است...
از وبلاگ کوهستان ( رامیار ) : http://lawansaqez.blogfa.com
.
در لحظه
آری، ما غنچهی یک خوابیم.
_ غنچهی خواب؟ آیا میشکفیم؟
_ یک روزی، بیجنبش برگ.
_ اینجا؟
_ نی، در درهی مرگ.
_ تاریکی، تنهایی.
_ نی، خلوت زیبایی.
_ به تماشا چه کسی میآید، چه کسی ما را میبوید؟
_ ...
_ و به بادی پرپر... ؟
_ ...
_ و فرودی دیگر؟
_ ...
شعر: سهراب سپهری
عکس: فرامرز نصیری
.
اخبار جشنواره عکس الوند...

قله الوند (عکس از فواد رضاپور)
داوری مرحله اول جشنواره عکس الوند هفته گذشته انجام شد . 80 عکس از 27 عکاس به این مرحله راه پیدا کردند . اسامی راه یافتگان به بخش نهایی جشنواره عبارتند از :
علی کرمی ، علی بیات ، امین رشیدی ، فاطمه مشتاق ، عرفان رضاپور ، حمید رضا طهماسبی ، حسن شایگان ، هاشم بطحاییان ، مهدی مشفق ، محمد معماری ، محمد ناظمی ، علی سعادت ، محمد رضا باروتیان ، علی گوهری ، راضا راستی ، وحید جنتی ، محمد باقر عیوضی ، فواد رضاپور ، مهدی ساقی ، محمد حسینی ، بابک ماجدیان ، داریوش بگلر ، علی رضا حبیبیان ، مصطفی کیمیایی ، محمد گایینی ، مسعود عسگری ، سعید افروزی و سعید غلامی ...
تاریخ برگزاری نمایشگاه پس از داوری نهایی اعلام خواهد شد.
از وبلاگ ماگما : http://www.magma.blogfa.com
لیلی رهنما: آخرین کافه کوه نود، در ستایش نوروز

بـنام خدای بهار آفرین
بهار آفرین را هزار آفرین
به جمشید و آیین پاکش درود
که نوروز از او مانده در یادبود
کافه کوه در آخرین پنجشنبه سال به بزم دوستی ها می رود:
دی شد و بهمن گذشت فصل بهاران رسید
جلوه گلشن به باغ همچو نگاران رسیـد
و همراهان کافه کوه در کنار هم نوروز را با پیالهای چای شادنوشی خواهند کرد، از خاطرات سالی که گذشت دم میزنند و به استقبال روزهای پیش رو میروند تا بیاد آورند خوبیها و بدیها، هرآنچه که بود: قسمتی از دفتر روزگار ورق خورد و برگی دیگر از درخت زمان بر زمین افتاد.اینبار به رسم دوستی برای هم عیدانهای از خاطرات وبلاگیمان خواهیم آورد... خاطرهی " تاثیرگذارترین پستی که تاکنون خواندهایم " را برای هم واگویه خواهیم کرد و دقایقی را به نیکی بر فرش خاطرههامان رج خواهیم زد...
اینجا...ساعت 14...کافه کوه منتظر قدوم شماست
پ.ن: کافه کوه متعلق به افراد خاصی نیست...لزومی ندارد وبلاگنویس باشیم یا کوهنورد... شاید لازم باشد دلی داشته باشیم آئینه وار... و گامهایی که بهانهها را دغدغه نمیکنند و همراهمان میشوند تا کافه محمد تهرانی.
پ.ن2: دوستان زیادی همواره بعد از اجرای کافه کوه از عدم اطلاع رسانی که نبودشان را رقم میزند گلایه دارند. امید دارم دوستان با اطلاعرسانی به افرادی که فرصت خواندن این وبلاگ را ندارند کافه کوهیان را یاری نمایند.
لیلی رهنما در وبلاگ مکث : http://www.maakss.blogfa.com
.
دوست جان ...
از یک ایمیل ارسالی : " در زندگی روزهایی هست که فکر میکنی شبیه روزهای دیگر است و آفتابْ همان آفتابِ روزهای دیگر است و شهرْ همان شهرِ روزهای دیگر است و فکر میکنی تا غروبِ روزی که شبیه روزهای دیگر است چه میشود کرد و فکر میکنی تا غروب میشود سکوت کرد و چیزی نگفت و کتاب خواند و دست دراز میکنی از کنارِ تخت کتابی برمیداری و میخوانی ما وابستهایم به نگرانیهای سالهای دور و نزدیکمان و کتاب را میبندی و میروی سراغِ کتابِ بعدی و میخوانی هزارسال گذشته از روزی که تو را ندیدهام و کتاب را میبندی و فکر میکنی به فیلمهایی که دیدهای و یادِ قولی میافتی که دخترک به برادرِ کوچکش داده بود و گفته بود همینجا بمان توی این کُمُد و کلید را نشانِ پسرک داده بود بهنشانهی اینکه برمیگردد و فکر میکنی که زمان چهقدر بیرحم است و هر دقیقهای که میگذرد برای دخترک ساعتیست و زمان چه عذابی میدهد آدم را وقتی چشمبهراه است و فکر میکنی به مسافری که میخواسته ژاپن را به چشم ببیند و مرگ او را پس زده امّا خیال میکند مرگِ حقّ او بوده و حالا مردِ مُردهایست بینِ زندههایی که نمیدانند زندگی یعنی چه و چارهای ندارد غیرِ اینکه اسمش را عوض کند و آدمِ دیگری بشود و آدمِ قبلی نباشد و فکر میکنی به آدمی که قهرمانِ رمانِ محبوبت بوده و شبیهِ آدمِ همین فیلم بوده و یادِ هزارچیز میافتی که ربطی به آن فیلم و این کتاب ندارد و یادِ شعرهای شاعری میافتی که شعرهای عجیب و دلچسبی مینویسد و کیلومترها دور از اینجا مینشیند روی صندلیِ چوبیِ قدیمیِ خانهای که صدسال عمر کرده و لیوانِ بزرگی چای را توی دست میگیرد و خیره میشود به آبیِ آسمانی که انگار بدیلِ دریای اوست و هر ابری که میگذرد میشود بخشی از خیالاتِ او و بعد چشمهایش را میبندد و چای تلخش را تمام مینوشد و لیوان را خالی میکند و میشوید و میگذارد روی میزِ تحریر و شروع میکند به نوشتن و همینجور مینویسد و اعتنا نمیکند به ساعتی که سالهاست جا خوش کرده روی دیوار و عقربههاش همینجور میچرخند و انگار عجله دارند برای رسیدن به جایی که معلوم نیست کجاست و کیلومترها دورتر از آنجا شعرهایش را روی این تختخواب برای خودت میخوانی و کیف میکنی از شعورِ شاعر و هوسِ چای تلخ میکنی اوّلِ صبح و میروی اسبابِ چای صبح را فراهم کنی که میبینی تلفن زنگ میزند و زنگ که نیست آهنگِ آشناییست و میدانی از کجا آمده و یادت هست کجای موزیکالِ محبوبِ توست و کدام صحنه است که چارنفری دارند میرقصند و یکجورِ خوب و سرخوشی هم میخوانند و آهنگ همینجور ادامه دارد که فکر میکنی گوشیات را خاموش کرده بودی دیشب و از همانجا که ایستادهای میدانی چهکسی چشمبهراهِ برداشتنِ گوشی است و آهنگِ آشنای موزیکالِ محبوب آهنگِ مخصوصِ آدمیست که شبیه یکی از چارنفرِ فیلم است یکجور شوخی است بینِ شما که دوست داشتهاید فیلم را و قوری و چای خشکِ برگاموت را میگذاری روی میز و میروی سراغ گوشیای که فکر میکردهای خاموش بوده و صدای دوستجان میپیچد توی گوشی و سلام میکند و میگوید و میخندد و شادی میکند و میگوید آماده باش که توی راهم و باید برویم دیدنِ چیزهای خوب و قشنگی که چارگوشهی این شهر داریم و هنوز قطع نکردهای گوشی را که در میزنند و سیمای دوستجان را میبینی توی آیفون که دست تکان میدهد از پایین و چای نخورده سوار میشوی و هنوز ننشستهای که ضبط را روشن میکند و میبینی همان آهنگیست که دلت تنگ شده برایش و هنوز همانقدر شنیدنیست و هنوز مثلِ سالهای دور خواستنیست و چه خاطرههای خوشی را زنده میکند و فکر میکنی چه دوستِ خوبیست این دوستجان که در همهی این سالها دوستجان بوده و دوستجان مانده و دوستجان هم خواهد ماند و همینجور توی شهرِ خلوت میچرخید و چارگوشهی دیدنیاش را میبینید و خاطراتِ روزهای رفته را مرور میکنید و حرف میزنید و میخندید و شاد میشوید و دوستجان به حرف میآید که گُشنه است و بیا برویم همان جای همیشگی و روی همان صندلیهای همیشگی و فکر میکنی همیشه همان همیشگیها هستند که روزِ آدم را میسازند و میرسید به جایی که دوستش دارید و چیزی را سفارش میدهید که دوستش دارید و فکر میکنید چه روزهای خوشی داشتهاید با اینجا و این خوردنیها و این گوشهی دنج و این خلوتیِ صبح و این حرفها و این خندهی شیرین و همینجور که نشستهاید روی صندلیها و فرانسهی خوشطعمِ همیشگی را مینوشید و شیرینیِ سیبِ بیبی را میخورید به این فکر میکنی که حافظه چیزِ خوبی نیست و هر روزِ هفته کاش صبحِ جمعهای بود که با تلفنِ دوستجان شروع میشد و روزهای قبلی را پاک میکرد و با چرخیدنِ توی شهر و رسیدن به جای همیشگی و سفارشِ چیزهای همیشگی ادامه پیدا میکرد و فکر میکنی به اینکه همیشه چیزهایی را باید دور انداخت و همیشه چیزهایی را باید نگه داشت و دلت خوش است به اینکه فکر میکنی دوستجان همیشه ماندنیست وقتی در همهی این سالها دوستجان بوده و دوستجان مانده و دوستجان هم خواهد ماند و فکر میکنی انگار همین کافیست برای نفسکشیدن ... "
متن از محسن آزرم
.
.
.
آغاز نقشهبرداری از غار «کتلهخور» برای محافظت بیشتر

عضو هیأت مدیرهی انجمن غارنوردان و غارشناسان ایران از نقشهبرداری غار «کتلهخور» زنجان برای برنامهریزی جامعتر و جلوگیری از تخریبهای ناشی از بازدید گردشگران خبر داد. سعید هاشمینژاد که از چندی پیش همراه هیأتی از غارنوردان و غارشناسان ایران، نقشهبرداری از غار کتلهخور زنجان را آغاز کرده است، در اینباره توضیح داد: غار کتلهخور زنجان از مدتها پیش، گردشگری شده بود. سال 2003 میلادی دو غارنورد آلمانی و سوییسی نزدیک به 12 کیلومتر از این غار را نقشهبرداری کردند؛ ولی علامت سؤالهایی روی نقشهی آنها وجود داشت، چون این افراد فقط یکماه فرصت نقشهبرداری داشتند و عوامل محیطی نیز اجازه نداده بود که این کار را کامل کنند.
او بیان کرد: ما حدود چهار کیلومتر دیگر از این غار را نقشهبرداری کردیم و در حال حاضر به 16 کیلومتر از این غار با نقشه، دسترسی داریم. همچنین توانستیم به برخی نقاط ابهام و سؤالهای نقشهبرداری پیشین پاسخ دهیم و جالب است که بخشی از مسیرها و پستی و بلندهای این غار بههم میرسد. وی دربارهی اینکه نقشهبرداری کامل از غار کتلهخور در چه مدت زمانی امکانپذیر است؟ اظهار کرد: به هیچ عنوان نمیتوان زمان مشخصی را برای نقشهبرداری کامل از این غار تعیین کرد، کتلهخور شعبههای زیادی دارد، بویژه اینکه معابر داخلی این غار بهگونهای است که امکان گم شدن در آن، زیاد است و کشیدن نقشهی آن نیز دشواریهای خاص خود را دارد. در واقع، شرایط غارها مدت زمان لازم برای نقشهبرداری را تعیین میکند.
هاشمینژاد در ادامه گفت: فکر میکنم در گذشته میخواستند غار کتلهخور را بهعنوان یک اثر طبیعی در یونسکو ثبت جهانی کنند؛ ولی بهخاطر ساختوسازهایی که داخل این غار انجام شد، دیگر در آن رده قرار نگرفته است؛ ولی حالا مسؤولان این غار بر تخریب نشدن و حفظ کلیت آن تأکید دارند و میخواهند نقشهی درستی از آن تهیه شود تا برنامهریزیها را جامعتر انجام دهند و از آسیبهای ناشی از بازدید گردشگران جلوگیری کنند.او به تخریبهایی که در مسیر ورودی غار کتلهخور برای گردشگری کردن آن انجام شده است، اشاره و بیان کرد: اگر غارهایی مانند کتلهخور زنجان، نقشه داشته باشند میتوان از آنها حفاظت کرد و برنامهریزیهای مربوط به تغییرات داخلی آنها را جامعتر و مناسبتر انجام داد و حتا در یونسکو هم به ثبت جهانی رساند.
هاشمینژاد اظهار کرد: غار کتلهخور با وجود تمام زیباییهایی که دارد، بهخاطر تخریبهای انسانی صورتگرفته در دهانهی ورودی آن، دیگر امکان ثبت شدن در فهرست جهانی یونسکو را ندارد.
خبرگزاری ایسنا
رویای سفید: گزارش گذر شمالی به جنوبی قله دماوند

کمی غذا و مایعات به بدن لای منگنه مانده در ارتفاع می رسانیم و با پوشیدن لباس گرم دویست متری ارتفاع می گیریم تا پروسه هم هوایی بهتر انجام شود. یکی دونفر از دوستان سردرد خفیفی دارند که خوشبختانه جای نگرانی نیست. به جانپناه بر می گردیم طبقه پایین اینجا هم قابل استفاده نیست ولی خوشبختانه طبقه بالایش دو قسمت دارد که در هر کدام سه نفر مستقر می شویم. هوا رفته رفته بدتر می شود و این مرا نگران می کند فردا روز قله است و این ناپایداری هوا می تواند تیم ما را زمین گیر کند. اوایل شب بارش برف شدت می یابد و باد نیز اطراف جانپناه جولان می دهد انگار دنبال 6 غریبه ای می گردد که مخفیانه وارد قلمروش شده اند و قصد نجات زندانی را دارند. قبل از خواب وضعیت تک تک نفرات چک می شود حال رضا ریاحی چندان مساعد نیست علاقه ای به خوردن و نوشیدن ندارد و سردردش شدید تر شده و دوست دارد در کیسه خوابش باشد با این حال اصرار دارد فردا در صعود قله همراهمان باشد که منطقی به نظر نمی رسد. بهادر نیز سردردش شدید تر شده ولی با ما می جوشد و عادی برخورد می کند...
متن کامل گزارش را در وبلاگ آیاز بخوانید:
http://ayazmount.ir/post-453.aspx
.
پنج شنبه 24 فروردین : گردشی در طهران قدیم

روز پنجشنبه 24 فروردین 91 و در راستای(!) مجموعه برنامههای دوستانه و دانگانهی وبلاگ کلاغها، قصد داریم به همراه دوستان کوهنویس دیداری از جلوهها و نشانههای به جا مانده از طهران قدیم داشته باشیم.
_ ساعت آغاز برنامه 8 صبح خواهد بود. مسیرحرکت: میدان توپخانه (بانک شاهی)، خیابان ناصرخسرو (مدرسه دارالفنون ، شمسالعماره)، محلهی عودلاجان ، کوچه مروی، قسمتهایی از بازار تهران شامل مسجدشاه ( زمان:فتحعلیشاه قاجار و ساعت اهدایی ناصرالدینشاه)، بازار بینالحرمین ، مسجد جامع (قدیمیترین مسجد شهر تهران ... 1072 ه.ق زمان:شاه عباس دوم صفوی) ، سرای امیر ، امامزاده زید (آرامگاه لطفعلیخان زند)، تیمچه، بازار کفاشها ، سبزهمیدان (بانک ملی) ، گذر مستوفی، محلهی درخونگاه (یادی از اسماعیل فصیح)، بازارچه شاپور، باشگاه پولاد (یادی از غلامرضا تختی) ، صرف ناهار ... چلوکباب در چلوکبابی شایسته (زمان دهه سی)، پارک شهر (سنگلج)، میدان حسن آباد، سردر باغ ملی، معماری بناهای میدان مشق، موزه ایران باستان( 1314 شمسی )، خیابان سی تیر، موزه آبگینه(منزل قوام السلطنه) و ... پایان برنامه در حدود ساعت 17 با صرف عصرانه در کافه نادری!
_ مسیر حرکت بر اساس اولین نقشهی شهر تهران که توسط اولین دانش آموختهگان مدرسه دارالفنون تهیه شده، طراحی گردیده است که نسخهای از آن در اختیار دوستان شرکتکننده قرار میگیرد.
_ به جهت حفظ کیفیت اجرای برنامه، تعداد اعضای آن فقط 10 نفر خواهد بود... و با اجازهی دوستان، ما خودمان از قبل برای پرویز ستوده، حسین رضایی و فرشید داودی زنبیل گذاشتهایم!!
_ در صورت تمایل برای حضور در برنامه، لطفا از طریق sms به شماره 09128267137 ( فرامرز نصیری) و یا کامنت خصوصی در همین وبلاگ، درخواست و شمارهی تماس خود را اعلام فرمائید.

طهران قدیم _ محله ی عودلاجان ( اسفند90)
دوربین: موبایل Samsung Galaxy S2
.
.
خوانش یک عکس: ژوزف کودلکا
اثر Josef Koudelka از مجموعه ی کولی ها
کودک دارد به پشت سر نگاه میکند. پشت سر کودک چیست؟ آیا چیزی به جز نگاه من مخاطب؟ مرد که دارد به پیش رویش و خانه پیش رویش نگاه می کند. در جهانی که افقش کژ شده و یا کژ هست! جهانی دو پاره و دو ارزشی. در مناسبات و دلالتهایی در بستر زندهگی انسان. بزرگترین "دالی" که پیش روی ماست، شاید نه جهان واقعی (زمین و آسمان و افق) بل "خانه" است. خانهای کوچک، در پهنهای بیابانی(آیا دارد به ما می گوید زندهگی راستین همچون جهان راستین، بیابانی فاقد ارزش است؟). در هر صورت، چیزی که همه میتوانیم از خانه بفهمیم، سهمی است که از آن داریم. جایی که تابستانهای داغ میتوانیم در آن خنک شویم و جرعهای آب بنوشیم. جایی که میتوانیم در سرمای استخوان سوز زمستان، اسکان کنیم و از سرما و باد و باران دور بمانیم. در واقع ما در خانه احساس امنیت میکنیم. احساس میکنیم از این جهان خشک و خشن و بی ارزش و بیمعنا سهمی داریم، که میتوانیم در آن، به دور از تمام رنجها آسوده زندهگی کنیم... و براستی خانه امن انسان کجاست؟ اینجاست که خاطره خود را نشان میدهد. خاطره خانه. کودک گویی دارد به گذشته، همچون بازگشت ابدی مینگرد. خاطره در گذشته قرار دارد. ما با رجوع به گذشته و نگاه به پشت سر (همچون کودک) به خاطره رجعت میکنیم. خاطره، خانه امن کودک است. خانهای که هیچکس نمیتواند از او بگیردش. او میتواند تا ابد به این خانه برگردد. این بازگشت ابدی است به جای امن ما، به خانه. به خاطره کودکی...
سپهر خلیلی (ماهنامه هنر)
.
زاگرس در ایلام زخم میخورد
ماشینهای راهسازی کوه را میتراشند و جلو میروند، لودرها سنگهای شکسته را هل میدهند و ته دره میاندازند، دینامیتها آمادهاند تا کوه را منفجر کنند و راهی تازه بشکافند. ماشینهای راهسازی به دل جنگل زدهاند و لودرها و دینامیتها به قلب زاگرس و آنچه که زیر چرخ ماشینها میرود بلوط است.

ماشینهای راه سازی، زاگرس در منطقه ارغوان ایلام را میتراشند و جلو میروند چون میخواهند در این منطقه حفاظت شده جادهای آسفالته بکشند و لودرها و دینامیتها سنگها را میشکنند و به پایین دره و بستر رودخانه میریزند چون قرار است سد گلال در دل زاگرس ایلام ساخته شود.
جادهسازی در ارغوان البته کمی عجیب به نظر میرسد چون جادهای آسفالته و قابل استفاده درست چند متر پایینتر از جایی که قرار است جاده جدید در آن ساخته شود وجود دارد و معلوم نیست این جاده جدید روی اندام زاگرس آن هم روی زیستگاه بلوطها در منطقهای حفاظتشده چه میکند...
مریم خباز _ جام جم آنلاین
.
در پرتو بی انتهای لذت نور ...
عظیم قیچی ساز در راه آناپورنا

' عظیم قیچی ساز ' کوهنورد تبریزی به قله آناپورنا هیمالیا صعود میکند. به گزارش روز سه شنبه روابط عمومی تربیت بدنی آذربایجان شرقی، عظیم قیچی ساز سیزدهم اسفند ماه جاری کشور را به مقصد این قله ترک می کند.برنامه این صعود تا روز سی ام اردیبهشت ماه سال آینده به طول خواهد انجامید . صعود بدون کپسول اکسیژن به قله اورست از دیگر افتخارات این کوهنورد تبریزی است.
خبرگزاری ایرنا
.
.
یاشاسین عظیم!
یاشاسین آذربایجان!
یاشاسین ایران!
و رونق طنز در میان کوه نویسان ...

" به گزارش خبرنگار طنز نیوز در همین راستا ستاد استقبال از اسکار آمادگی کامل خود را برای استقبال از فرهادی اعلام داشته و برای این منظور کامیونهایی برای حمل اسکار ایشان تدارک دیده شد! این ستاد از کلیهی فرش فروشان و گلیم فروشان، جاجیم دوزان و صنف گبه و دبه! کشور خواست هر قدر فرش،گلیم، جاجیم، گبه و دبه! نیمداری قرمز هم دارند برای این ستاد ارسال تا در مسیر فرودگاه تا منزل ایشان پهن کنند. همچنین تعدادی از غیور مردان جان بر کف آمادگی خود را برای کول کردن ایشان تا درمنزل و با شعار "داش اصغر یالا اسکارو ببر بالا" اعلام کردند... "
متن کامل در وبلاگ طنز کوه : http://www.tanzkuh.blogfa.com

"روزهای اول که صحبت های کافه کوه شد...گفتن قراره وبلاگنویسها اونجا جمع بشن و در مورد جر و بحثها و دعواهای محیط مجازی حرف بزنن... پیش خودم گفتم... خدا رو شکر با کسی که مشکلی نداشتم بخوام اونجا برم... در مورد کافه کوه اول گفتم... شاید تعداد کشته بالا باشه... شاید هم حداقل ۱۰ نفر... اما عکسها که منتشر شده... دیدیم اونجا چه بگو بخندی راه انداختن و سر ما هم بیکلاه مونده... کیک میبرن... عکس میندازن دیگه تصمیم گرفتیم کافه کوه بهمن رو بریم... هی گفتیم میایم تا آخرش هم نتونستیم بریم... خبر اومد از سایت سنجش که پنج شنبه صبح کنکور داری و کافه کوه تعطیل... ما هم رفتیم سر جلسه... از کیک و ساندیس کنکور خوردیم و خوابیدیم... "
متن کامل در وبلاگ شازده کوچولو : http://shazdekuchulo.blogfa.com

" اصلا چه شد که ما این اطلاع رسانی مهم را کردیم که دوستان مطلع باشند این کافه کوه اسفند را نیایند: از آنجایی که ما یعنی بنده٬ در وبلاگ کلاغها گفتیم و اعلام کردیم٬ البته یواشکی که کسی نفهمد...! یعنی تابلو بازی در نیاوردیم که چای کافه کوه اسفند همگی مهمان ما یعنی مهمان وبلاگ ندای کوهستان هستند٬ چشمتان روز بد نبیند این فرامرز نصیری و این فرشید داودی خیر ندیده رفتند چو انداختند که این امیر حسین ناظمی میخواهد چای همه را مهمان کند...! خلاصه نافرم تابلو بازی درآوردند ما بهشان هم هــــی!!! گفتیم! هــــی!!! گفتیم! آقا نروید این ور و آنور جار بزنید که امیر حسین بدبخت بینوا میخواهد چای همه را در کافه مهمان کند٬ گوش شنوا نبود که نبود... "
متن کامل در وبلاگ ندای کوهستان : http://nedayekoohestan.blogfa.com

" پس راهی گشتیم و در فقدان ترافیکی که در تهران سراغ ندارم سریع به قبرستان "ابن بابویه" رسیدیم که نامش را زیاد شنیده بودم در فبرستان آش نذری میدادند نمیدانم غلط نکنم فرامرز برای این آش کمین گذاشته بود و میدانست که آش خواهند داد و ظاهرا چند روزی بود که چیزی نخورده بود تا به آش برسد البته بگذریم که اولش از هر کدام از بچهها 5000 تومان دستی گرفت تا بلیطهای ورودی را بگیرد که خوشبختانه هر جا رفتیم ورودی نداشت اینهم از خوش برخوردی و خوش اقبالی ما بود که از آش و ماش گرفته تا ورودیها رایگان بود البته فرامرز منو مهمون کرد ولی وفتی همه چی رایگان بود خدائیش مهمون کردن معنی داره !! ..."
متن کامل در وبلاگ دیار الوند: http://mishan.blogfa.com
طبیعت ایران : قوهای مهاجر در تالاب های فریدون کنار
در لحظه

تو بالنده از سپهر بلندی
تو مهری
تو ماهی
تو بارنده ابری به هر باغ بیبر
تو خوبی تو پاکی تو چون ژاله صبحگاهی بهاری
تو برگی تو باری
قرار دل بیقراری
تو ریزنده بر شط شوری و شوقی
تو چون آبشاری
تو سرچشمه نور مهر پگاهی
نسیم خوش صبحگاهی
تو نوری
تو شعری
تو شوری
تو ژرفای دریای وجد و سروری
تو روحی
تو جانی
تو یادآور پاکی کودکانی
تو بوی خوش بوستانی
تو شوق نویدی
تو گلهای سرخ و سپیدی
شعر: حمید مصدق
عکس: فرامرز نصیری
دوربین Samsung Galaxy S2
..
پرسش از فدراسیون کوه نوردی و هیئت کوه نوردی استان مرکزی

با توجه به مشخص بودن محل تقریبی وقوع حادثه برای کریم نادعلیان ( استناد به گزارش ادیب یعقوبزاده ) چرا هیچگونه اقدامی برای بازگرداندن پیکر او صورت نمیگیرد؟
.
.
ابرها به زمین نزدیک تر میشوند

تحقیقات جدید نشان میدهد، پدیده گرمایش جهانی باعث نزدیکتر شدن ابرها به سطح زمین شده است. نتایج تحقیقات محققان دانشگاه اوکلند نشان میدهد، طی یک دهه اخیر ارتفاع ابرها کاهش یافته و به سطح زمین نزدیکتر شدهاند و علت اصلی این مسأله نیز گرمایش جهانی عنوان شده است.
در سال 1999 میلادی ماهواره «ترا» ناسا با سیستم اسپکترورادیومتر چند زاویهای به فضا پرتاب شد تا تغییرات جوی را مورد بررسی قرار دهد. این ماهواره مجهز به 9 دوربین تصویربرداری است که میتواند از زوایای مختلف از ابرها تصویربرداری کند. پروفسور «راجر دیویس» سرپرست تیم تحقیقاتی، تصاویر ماهواره «ترا» در 10 سال اخیر را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است. با اندازهگیری ارتفاع و سرعت حرکت ابرها مشخص شد که ابرها در طول این مدت به سطح زمین نزدیکتر شده اند. «دیویس» از ادامه تحقیقات در این زمینه خبر داد و تأکید کرد که تا یک دهه آینده محققان قادر خواهند بود اطلاعات بیشتری در خصوص اثرات گرمایش هوا در وضعیت ابرها بدست آورند.
میزان دی اکسید کربن هر روز در حال افزایش است و این فرایند منجر به گرم شدن زمین و افزایش دمای سطح خواهد شد که باعث نزدیکتر شدن ابرها به زمین میشود و به تبع آن، حجم ابرهایی که در ارتفاعات بالاتر قرار دارند، هر روز در حال کاهش یافتن است.
ایسنا
.
.
چشم انداز ...

البرز مرکزی _ آزادکوه ( عکس از فرامرز نصیری)
خطر در کمین کوه نوردان توچال

استانداردهای سیستمی تا چه اندازه در ایران شناخته شدهاند؟ سالانه هزاران نفر از مردم پایتخت و دیگر شهرها برای کوه نوردی و لذت بردن از فضای کوهستان به منطقه توچال میروند. منطقهای که با وجود داشتن جذابیتهای فراوان تفریحی و ورزشی میتواند در عین حال مرگبار هم باشد.
شاید در نگاه اول استانداردها ققط مربوط به کالاها و خدمات باشند، اما امروزه استانداردها به مفاهیمی بسیار عمیق و در عین حال کلی تبدیل شدهاند. استانداردهای سیستمی امروزه به سیاستگذاران و تصمیمگیران خط میدهند که یک سیستم استاندارد مثل مدرسه، دانشگاه، پارک، مجموعه ورزشی و غیره چطور باید باشد تا بیشترین میزان مطلوبیت را برای استفادهکنندگان از آن فراهم کند.
منطقه توچال هم از جمله یکی از همین سیستم ها بوده که به نظر میرسد در موارد زیادی مشکلات استانداردی دارد. در حال حاضر کمتر نظارتی روی افرادی که در توچال اقدام به کوهنوردی میکنند، وجود دارد که در صورت وقوع هر اتفاقی جان افراد بیتجربه و فاقد تجهیزات بیش از همیشه به خطر میافتد.
در قسمت های زیادی از منطقه توچال به ویژه در ارتفاعات امکان برقراری تماس تلفنی با دیگران وجود ندارد که در صورت وقوع هر سانحهای فرد آسیب دیده عملا امکان برقراری ارتباط با دنیای خارج نخواهد داشت. در صورت وقوع هر سانحهای معلوم نیست که بالگرد امداد و نجاتی در کار باشد و اگر هم باشد معلوم نیست که به موقع به داد شما برسد.
اگر کوه نوردی در شب دچار سانحه شود، واقعا مشخص نیست بتواند تا صبح زنده بماند، چرا که عملا امکانات استانداردی در زمینه نجات افراد در شب توچال وجود ندارد. در مجموع میتوان گفت که بسیاری از امکانات و تجهیزاتی استانداردی که باید در هر منطقه کوهنوردی و کوهستانی وجود داشته باشد، در منطقه توچال خبری از آنها نیست.
مسلم بیات - مدیرکل استاندارد و تحقیقات صنعتی تهران، در این باره گفت: در ایران بیشتر به استانداردهای کالا و خدمات توجه شده و توجه چندانی به استانداردهای سیستمی نشده است. استانداردهای سیستمی متشکل از استانداردهای اجزای کوچکتر میشوند و به همین دلیل استانداردهای سیستمی بسیار پیچیده هستند.
وی افزود: به عنوان مثال استاندارد مدرسه یک استاندارد سیستمی است. باید مشخص باشد که یک مدرسه استاندارد چه تعداد دانشآموز و معلم باید داشته باشد. تعداد صندلیهای آن چقدر باشند. حتی ارتفاع صندلیهای آن چقدر باشند و جهت تابش نور به شاخص اتاق مدارس چقدر باشد. وی گفت: برای اماکنی مانند توچال روش های اجرایی و دستورالعمل های کاری وجود دارد که مسئولان مربوطه باید این دستورات را به دقت اجرا کنند. به گفته وی، شهرداری و تربیت بدنی بیشترین مسئولیت را در ارتباط با استاندارد منطقه توچال داشته و اداره استاندارد عمدتا در مورد استاندارد تجهیزاتی مانند تله کابین کار میکند. بیات تاکید کرد: از نظر کارشناسی هم باید همه افرادی که قصد کوه نوردی در توچال را دارند، به حداقل تجهیزات مربوطه مجهز باشند و همچنین با اصول اولیه امداد و نجات خود و اطرافیانشان آشنا باشند.
به هر حال منطقه کوهستانی توچال با همه جذابیت هایش و با وجود همه امکانات استانداردی که ندارد، همچنان سالانه پذیرای هزاران نفر است. در این بین باید دید مسئولان مربوطه چه زمانی به این فکر میافتند تا با تصمیمگیری درست سایه مرگ را از سر توچال کنار بزنند.
ایسنا
.
.
روستاهای ایران: نای بند ( شمال غرب کویر لوت )




عکس ها از فرامرز نصیری
( روستای نای بند در مسیر راور به طبس )
..
جنگل «قائم» ؛ قلب سبز کرمان

مدیر روابط عمومی اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری استان کرمان گفت: جنگل «قائم» قلب سبز شهر کرمان است و از بلندای بام کرمان، چشمانداز زیبایی را از شهر بهنمایش میگذارد.
محمدمهدی افضلی در گفتوگو با خبرنگار بخش گردشگری خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در کرمان، بیان کرد: با توجه به اینکه جنگل «قائم» بزرگترین جنگل دستکاشت توسط انسان است، حفظ و حراست آن بهعنوان یک جاذبهی گردشگری ضروری است. او با اشاره به اینکه جنگل «قائم» کرمان بهدلیل قرار گرفتن در حاشیهی بافت تاریخی شهر و در کنار دو اثر تاریخی گنبد جبلیه و باغ بیرمآباد هر سال پذیرای گردشگران بسیاری است، اظهار کرد: هرگونه کمتوجهی به جنگل «قائم» میتواند به این پدیده گردشگری لطمه بزند. افضلی با بیان اینکه با سرمایهگذاری مطلوب و متناسب با وضعیت جغرافیایی و اقلیمی جنگل «قائم» میتوان این منطقه را به یکی از زیباترین جاذبههای گردشگری تبدیل کرد، گفت: از آنجا که شهرداری متولی حفظ و نگهداری از جنگل «قائم» است، از متولیان آن انتظار میرود بیش از دیگران برای حفظ و حراست از جنگل کوشا باشند.
ایسنا
.
.
وبلاگ ماگما: دنیای کوه نویسی ما ...
نمی دانم اصلا وبلاگ برتر عنوان درستی هست یا نه ... این که چرا وبلاگ مینویسیم . وظیفه ما در این حیطه در برابر خوانندگان و خودمان چیست و ملاک صحیح برای چنین عنوان یا انتخابی اصلا وجود دارد یا نه ؟
هر چند تعریف وبلاگ و تفاوت آن با سایت خود می تواند نویسنده را از حیث وظایف حرفهای تا حد زیادی متمایز کند . اما میبینیم که در وبلاگ هایی با زمینه کوهنوردی این موضوع تا حد زیادی تخصصی شده و وجود این همه وبلاگ در یک رشته ورزشی خود نشان دهنده ذوق سرشار قشر کوهنورد و البته تمایز فرهنگی قابل لمس بین کوهنوردان با بسیاری از ورزشکاران دیگر می باشد . این حرکت فرهنگی در صعود قلم به اوج خود رسیده و منحصر به فرد میباشد .
اما واقعا وظیفه یک کوهنویس چیست ؟ خواننده از او چه انتظاراتی دارد و آیا اصلا داشتن انتظار از نویسنده یک وبلاگ که بی هیچ چشمداشتی تنها از روی علاقه شخصیاش مینویسد می تواند درست باشد یا نه ؟
کوهنویسی برای بسیاری از ما شاید دیگر به عادتی خوب تبدیل شده . موضوعات مختلفی در دنیای کوهنویسی وجود دارند که پرداختن به تمامی آنها از یک وبلاگ به تنهایی بر نمیآید اما با شناختن وبلاگهای خاص خواندن موضوعات مرتبط با آن چه انتظارش را داریم در آن هم در وبلاگهایی که میشناسیمشان لذت بخش است .
به عنوان مثال :
حسین رضایی در کوهنوشت به عنوان یک وبلاگنویس به تنهایی تمامی اخبار فدراسیون کوهنوردی و قسمت اعظمی از وقایع کوهنوردی کشور را پوشش میدهد . خواندن وبلاگ او به تنهایی ( هر چند شاید نویسنده بسیاری از مطالب خود شخص رضایی نباشد ) خواننده را در حد کافی با اخبار داخلی کوهنوردی کشور آشنا میکند . کوهنوشت به عنوان یک وبلاگ بار سنگینی را بر دوش میکشد .
وبلاگ کوهنوردی ورزش و سلامتی تقریبا تنها وبلاگیست که اخبار کوهنوردی خارجی روز را با ترجمههای خوب فریدون شیر محمدلی منتشر میکند . کار روزانه ترجمه از سایتهای معتبر کوهنوردی جهان این وبلاگ را در زمینه خودش منحصر به فرد کرده است .
وبلاگ کلاغها وبلاگی بیتعارف در بین سایر وبلاگهای کوهنوردیست . فرامرز نصیری در کلاغها تنها کسیست که سوالات سختی از دنیای کوهنوردی میپرسد که شاید به مزاج بسیاری از ما که به جواب دادن ها و شنیدن های سرسری و قهرمان سازی های پوشالی عادت داریم خوش نمی آید . باز خوردهای خوانندگان وبلاگ او تا حد زیادی میتواند فضای حاکم بر کوهنوردی کشور را به نمایش بگذارد .
دیواره بلند و انگشتان سرمازده وبلاگیست با ویژگیهایی که از یک مدرس سراغ داریم . درج نکات علمی و فنی شهرام عباس نژاد و علاقه او به آموختن و آموزش دادن این وبلاگ را در این زمینه از سایر وبلاگهای همطرازش سرآمد میکند .
طنز کوه وبلاگی که طنزهای تلخ و شیرینش حقیقتی از دنیاییست که در آن زندگی میکنیم . طنز کوه وبلاگی منحصر به فرد است که اتفاقات دنیای کوهنوردی را از دید تیز بین فرشید داوودی به تصویر میکشد . موضوعات ساده و پیچیده ای که همگی از نگاه طنز قابل تامل و تفکراند . نوشتههای جدی فرشید داوودی در مکث و تعاملی میان این دو میتوان دریافت که طنز نویسی او بی هدف و محتوا نیست .
کوهستان مسایل کوهنوردی کردستان و بعضا ایران را با حساسیتهای ویژه رامیار کاردار دنبال می کند . دغدغههای او در مورد کوهنوردی شهر و دیارش و علاقه او به طبیعت زادگاهش نمونهای کوچک است از ستمی که در حق بیشتر شهرستانهای ایران و هییت های کوهنوردی استان ها روا میشود که همگی تا حد زیادی شبیه یکدیگرند . نقدهایی از او که گاهی احساسی و شتاب زدهاند نمک این وبلاگ است که خواننده را تا حد زیادی پیگیر اتفاقات جاری مینماید اما صدای او صدای عدالت خواهیست که در جستجوی حقیقت کوتاه نمیآید .
متن کامل نوشتهی فواد رضاپور را در وبلاگ ماگما بخوانید:
.
طبیعت ایران : کویر مرنجاب
آشپزی روی کوه آتشفشان

«رستوران شیطان» در اسپانیا در ماههای اخیر به جاذبهی جدید گردشگری این کشور تبدیل شده است. با راهاندازی یک رستوران منحصربهفرد موسوم به «رستوران شیطان» در اسپانیا، پیشبینی میشود گردشگران بیشتری در سال 2012 میلادی به این کشور سفر کنند. به گزارش ورلد توریسم، این رستوران از مدتی پیش در جزیرهی «لانزروت» واقع در جزایر قناری که قطب گردشگری اسپانیا است، راهاندازی شد و در ماههای اخیر میزبان هزاران گردشگر بوده است. «رستوران شیطان» روی دهانهی یک کوه آتشفشانی کوچک به همین نام ساخته شده و آشپزها برای پخت غذاهای گوناگون، از گرمایی که از دهانهی این کوه آتشفشانی بیرون میآید، استفاده میکنند. اسپانیا با میزبانی از 57میلیون گردشگر در سال 2011 میلادی، رشد هشت درصدی گردشگری را نسبت به سال 2010 میلادی تجربه کرد .
ایسنا
.
.
گردشی در شهر ری ...
" دیدار از جاذبههای تاریخی شهر ری" برنامهای بود که در اولین جمعهی اسفندماه به صورتی دوستانه و دانگانه (!) اجرا کردیم. در این برنامه ، فرصتی شد تا از ابن بابویه ( آرامگاه غلامرضا تختی، دکتر فاطمی، نسیم شمال، علیاکبر دهخدا ، قطعهی جان باختهگان 30 تیر 1331 ) ، برج طغرل ، آتشکدهی ری (تپه میل) ، چشمه علی و حصار دفاعی بازسازی شدهی ری دیداری داشته باشیم و ناهار را نیز در قهوهخانهی آذری میدان راهآهن صرف کنیم. با حضور دوستان عزیز: پرویز ستوده شایق (وبلاگ نشاط کوهستان) و همسر گرامیشان، مریم وحیدی نسب، حسین رضایی(وبلاگ کوهنوشت)، لیلا مسعودی، فرشید داودی (وبلاگ طنز کوه)، نرگس آشتیانی، علی محمد، علی بیات (وبلاگ دیار الوند)، حسین قدسیفر، هاجر شکرچیزاده و فواد نجفی.





.
گزارش کاملتری از این برنامه را با عنوان " از کافه کوه 1390 تا قهوه خانه سنتی آذری 1327 " به قلم پرویز ستوده و در وبلاگ نشاط کوهستان بخوانید:
http://neshate-koohestan.blogfa.com
.
و عکس های خوب و جالبی هم از این سفر در وبلاگ کوه نوشت ببینید:
کردشت، روستایی زیبا در ساحل رود ارس

روستای کردشت در ساحل رود ارس و در 80 کیلومتری شرق جلفا بعد از پایانه مرزی نودوز و روستای دوزال استان آذربایجان شرقی قرار گرفته و یکی از زیباترین مجموعههای معماری ایران را در خود جای داده است.
آهکبریهای بسیار باشکوهی با نقوش اسلیمی به همراه ستونهای سنگی مقرنسکاریشده و کفشکنهای سنگی حجاریشده فضاهای داخلی حمام را زینت داده است.حمام دارای حیاطی بزرگ در ضلع جنوبی عمارت است که قاببندیهای اطراف آن زیبایی حیاط را دو چندان کرده و رواق الحاقی در شمال حیاط ورودی حمام را با معماری خاصی تعریف کرده است.
این مجموعه از جمله بناهایی است که زیر نظر اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان آذربایجان شرقی مرمت و بازسازی شده و بازدید از آن برای عموم آزاد است.
جام جم آنلاین
.
.
تا شقایق هست زندگی باید کرد...
" اومدم بیرون و دیدم با لا اله ... دارند میارنت... از اینجاش رو دیگه یادم نمیاد... همه میگن غش کردم اما من هیچی یادم نیست...فقط یادمه چشامو باز کردم و روبروی یه گور خالی داشتم مورچه های توی خاک رو میشمردم... شوهرت نشست اونطرف قبری که قرار بود خونه جدیدت باشه ، بهش نگاه کردم و گفتم: به نظرت شقایق از خونه ی جدیدش خوشش میاد؟ به نظرت شبها اینجا سردش نمیشه؟ اینجا کوچیک نیست یه کم؟؟؟ دلش نمیگیره؟؟
آوردنت...مادرت بهم گفت لیلی براش فروغ بخون...فروغ خوندنات رو دوست داشت...صورتتو باز کردن و من به یاد فروغ خوانی هامون نگاهت کردم بلند گفتم: و دختری که گونه هایش را با گلبرگ های شمعدانی سرخ میکرد...اکنون زنی تنهاست "
نوشتهی لیلی رهنما در وبلاگ مکث : http://www.maakss.blogfa.com
.
پینوشت:
نوکتورن Nocturne گونهای موسیقی شبانه و آرام است. با حسی سرشار از تفکر و اندوه . زیباترین و جاودانهترین نوکتورنهای تاریخ موسیقی را از آن شوپن میدانند. نوکتورن شماره ٢٠ شوپن را در لینک زیر ، تقدیم میکنیم به لیلی رهنما که این روزها سوگوار ِ مرگِ نامنتظرهی عزیزترین شقایق زندگیاش است :
http://www.4shared.com/audio/QoytyGFc/F-Chopin_-Nocturne_No20_1830_.htm
در لحظه

گیسشون قد کمون رنگ شبق
از کمون بلن ترک
از شبق مشکی ترک.
روبروشون تو افق شهر غلامای اسیر
پشتشون سرد و سیا قلعهی افسانهی پیر.
.
شعر: احمد شاملو ( پریا )
عکس: فرامرز نصیری (روستای تیون _ لرستان)
.
.
برنامه دیدار از جاذبه های تاریخی شهر ری
_ روز جمعه 5 اسفند ماه ، برنامهی دیدار از جاذبههای تاریخی شهر ری اجرا خواهد شد و این پست به منزله دعوت از دوستان شرکتکننده در کافه کوه و دیگر کوهنویسان علاقهمند است.
_ "برج طغرل، تپه میل ، چشمه علی ، آتشکده و بیبی شهربانو" را برای دیدار در روز جمعه در نظر گرفتهایم. آغاز و قرار برنامه ساعت 7 صبح در یکی از میادین مرکزی تهران خواهد بود و پایان برنامه در حدود ساعت 14 و پس از صرف ناهار دستجمعی (آبگوشت!) در قهوهخانه سنتی میدان راهآهن. اجرای برنامه به صورت دوستانه بوده و کلیه هزینههای آن شامل ورودیهها و ناهار و ... به صورت دانگانه(!) است. ضمنا، وسیله نقلیهی عمومی نداریم و ظرفیت نفرات بر اساس تعداد ماشینهای شخصی دوستان خواهد بود!
_ در صورت تمایل برای شرکت در این برنامه، لطفا از طریق SMS به شماره تلفن 09352320981 (فرامرز نصیری) درخواست و نام خود را اعلام فرمائید و یا در بخش کامنتینگ وبلاگ ، نام و شماره تماس را به صورت خصوصی بفرستید . کلیه هماهنگیهای لازم تا بعدازظهر پنجشنبه صورت خواهد گرفت .
.
.
تصویر برتر غارشناسی سال 2011

کلوپ غارشناسی انیگما در لیتوانی از سال 2006 تاکنون با دریافت تصاویر غارنوردی از سراسر جهان مبادرت به انتخاب تصویر برتر سال می کند ، در سال 2011 با دریافت 198 تصویر از 26 عکاس از کشورهای لیتوانی ، اکراین ، روسیه ، اسپانیا ، فرانسه ، اتریش ، کروواتی ، بلغارستان ، موراکو و ایالات متحده ، تصویر برتر از آن روبرتو گارسیا از اسپانیا شد.
از وبلاگ : گلکوه http://mountainflower.blogfa.com
.
.
بارش برف ارتباط 20 روستای مهاباد با مرکز شهر را قطع کرد

'بیژن دمکری' مسوول راه های روستایی اداره راه و ترابری مهاباد روز دوشنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا اظهار داشت: این روستاها که به طور عمده در منطقه 'کانی بازار' در محور مهاباد - سردشت واقع شده اند با بیش از 500 خانوار هم اکنون در محاصره برف قرار گرفته و تلاش برای بازگشایی آنها توسط گروه های راهداری آغاز شده است. وی ارتفاع برف در مناطق روستایی و مناطق کوهستانی را بیش از 80 سانتی متر اعلام کرد.
بارش برف که از دو روز گذشته مهاباد را فرا گرفته علاوه بر مسدود کردن راههای روستایی موجب ایجاد اختلال در محورهای کوهستانی این شهرستان و گردنههای برفگیر محورهای مهاباد به سردشت و بوکان شده است .
ایرنا
نشست ماهانه ی انجمن کوه نوردان

به نقل از عباس ثابتیان در آرام کوه: یکصد و چهارمین نشست انجمن کوهنوردان ایران روز سهشنبه 2 اسفندماه ۱۳۹۰ از ساعت ۱۷ تا ۲۰ برگزار خواهد شد.
گروهی از تواناترین دیوارهنوردان ایرانی برنامهای برای صعود به برج ترانگو در سال ۱۳۹۱ تدارک دیدهاند، آنها تا بحال پنج اردوی آمادهسازی برگزار کردهاند که اخرین آن یخنوردی بر روی آبشار نوا و بیواک بر روی آبشار یخی بوده است.
گزارشی از این فعالیتها در یک صد و چهارمین نشست انجمن ارائه خواهد شد. در این نشست همچنین گزارش ۲۰ امین پیمایش غار پراو توسط یوسف سورنینیا را خواهیم داشت.
تهران- خیابان انقلاب-خیابان خاقانی-ستاد سازماندهی فعالیت های مردم نهاد شورای اسلامی شهر تهران
خطر "بهمن" را جدی بگیرید!
آمار تکان دهندهی تلفات انسانی سقوط بهمن در ماه گذشته نشان داد که آموزشهای مربوط به "بهمن شناسی" در نزد گروهها و تشکلهای کوهنوردی کشورمان ، آن چنان که باید و شاید جدی گرفته نمیشود و لذا به بازنشر "نقد و بررسی حادثه بهمن دیزین 88 " به منظور درسگیری و توجه به نتایج آموزشی آن ادامه خواهیم داد . مدیران و مسئولان باشگاهها و گروههای کوهنوردی وظیفه دارند با احساس مسئولیت و تعهد بیشتری نسبت به "سلامت و امنیت" اعضای خود برای اجرای برنامههای کوه در فصل زمستان اقدام نمایند :
کوهنوردی هم مانند هر ورزش دیگری دارای قوانین ، اصول و بنیانهای آموزشی خاص خود میباشد. قوانین، اصول و بنیانهایی که امروزه _ و بیش از هر زمان دیگری_ با شاخههای مختلف علوم پیوند یافته و نقش حیاتی آن در انجام هر گونه فعالیت و برنامه موفق و ایمن در این ورزش، واقعیتی غیر قابل انکار به شمار میرود. نگاهی گذرا به پارهای حوادث تراژیک و مرگبار در کوهنوردی ایران به روشنی گواه بیاعتنائی و عدم توجه جدی سازمان دهندهگان و سرپرستان و شرکتکنندهگان در برنامههای کوه به این قوانین، اصول و بنیانهای علمی و آموزشی میباشد. بعد از حادثهی سیل درهی اندرسم در تابستان سال 84 و مرگ یازده تن از کوهنوردان استان قزوین، ریزش بهمنهای متوالی محور شمشک _ دیزین در روز پنج شنبه 15 بهمن 1388 ، یکی دیگر از تلخترین و غمبارترین روزهای تاریخ کوهنوردی ایران را با مرگ 8 کوه نورد استان تهران رقم زد. انتشار گزارشی تقریبا کامل و لحظه به لحظه از جریان این حادثه توسط یکی از شاهدان و بازماندهگان به نام پرویز شجاعی پارسا در وبلاگ ایران سرزمین من ، موجب گردید بتوانیم تلاشی را در جهت نقد و بررسی عملکرد سرپرست برنامه " فرشاد خلیلی " به انجام برسانیم. تلاشی که هدف آن دست یابی به تجربیات و آموزههایی برای به حداقل رساندن این گونه وقایع و رویدادها در کوهنوردی کشورمان میباشد.
.
***
حادثهی روز پنج شنبه 15 بهمن 88 برای تیم اعزامی باشگاه دماوند بوده است. تیمی حدودا سی نفره از کارآموزان کوهنوردی و داوطلبان عضویت رسمی این تشکل که به سرپرستی و مربی گری فرشاد خلیلی و دو کمک مربی به نام های حسن بیرجندی وپیمان ثروت، همراه با دو مینی بوس برای اجرای کلاس آموزش غار برفی _ با پرداخت هزینهی هر نفر 250000 ریال _ عازم گردنه ی دیزین میشوند. بررسی اظهارات بازماندهگان و گزارش منتشر شدهی شجاعی پارسا نشان دهندهی زنجیرهای از اشتباهات فرشاد خلیلی به عنوان سرپرست برنامه است که تیم کوهنوردان مبتدی و کارآموزان باشگاه دماوند را گام به گام به فاجعه نزدیک کرده است:
اشتباه اول
انتخاب گردنهی دیزین به عنوان منطقهای دوردست، مرتفع و دارای جاده ارتباطی فوقالعاده خطرناک در فصل زمستان، برای برگزاری کلاس آموزشی کوهنوردان مبتدی، انتخابی اشتباه بوده است. برای هر سه ویژهگی ذکر شده این منطقه نیز میتوان دلایلی را ذکر کرد. دوردست: که امکان و ظرفیت عملیات امدادی در مواقع لزوم را بسیار محدود و با مشکل روبرو میکند. مرتفع: که در فصل زمستان مترادف با سرمای شدیدتر و یخزدهگی است و بخصوص برای اجرای کلاس آموزش غار برفی بسیار بیمعناست...

"توسط مرحوم خلیلی، محل های کندن غار مشخص شد و همنوردان در گروه های 5 و یا 6 نفره مشغول به کندن غار برفی شدند. پس از اندک زمانی متوجه شدیم که مشغول کندن غار یخی هستیم نه برفی. چرا که لایه های پایینی برف کاملا" تبدیل به یخ شده بود و کندن آنها انرژی بسیار زیادی را میگرفت ولی ناامید نشدیم و کار را با شدت بیشتر ادامه میدادیم... از گزارش شجاعی پارسا " و خطرناک به لحاظ راه ارتباطی: با وضعیت محور شمشک به دیزین در فصل زمستان، اغلب کوه نوردان و اسکی بازان استان تهران آشنائی دارند. اولین محور کوهستانی است که با آغاز اولین بارش ها، خطرناک و غیر ایمن و یا مسدود بودن آن توسط اطلاعیه های پلیس راه اعلام میشود و اولین محور کوهستانی است که با آغاز اولین بارش های برف، خبر ریزش بهمن های سهمگین آن را بلافاصله در خبرها میشنویم.
.
اشتباه دوم
بیاعتنائی و عدم توجه فرشاد خلیلی به عنوان سرپرست برنامه به پیش بینیها و اعلام وضعیت جوی توسط سازمان هواشناسی و دیگر سایتهای معتبر، به هیچ عنوان پذیرفتنی نیست. اطلاع و آگاهی دقیق از وضعیت آب و هوائی منطقه، یکی از همان قوانین، اصول و بنیانهاییست که در بالا به آن اشاره شد و در بسیاری از متون آموزشی به عنوان یکی از وظایف اساسی سرپرستان، تاکیدهای فراوانی برای آن وجود دارد:
"شرح وظایف سرپرست... حفظ ایمنی: مهمترین موضوع در برنامههای کوهنوردی، ایمنی اعضاست که از همان مرحلهی برنامهریزی باید در دستور کار قرار گیرد... چک لیست سازماندهی و راهبری گروه... پیش از برنامه: از پیش بینی وضع هوا و شرایط بارندگی ، ریزش بهمن و غیره آگاه شوید... طرح درس مربی گری درجه 3 کوه پیمائی ویژه مربی _ انتشارات فدراسیون"
"رهنمودهائی برای اجتناب از بهمن زدهگی به کوهنوردان و اسکیبازان: همیشه از توصیههای هواشناسی مطلع باشید و از آنها پیروی کنید... گاهنامه آموزش شماره 1 _ انتشارات باشگاه دماوند"
"قبل از بروز حادثه باید پیشبینی کرد:در صورتی که میتوان پیش بینی هوای بد را نمود... همچنین بلافاصله بعد از ریزش برف تازه، بهتر است از اجرای برنامه کوهستانی منصرف شد... جزوه بهمن شناسی _ انتشارات باشگاه دماوند "
.
اما حکایت تیم کارآموزان باشگاه دماوند به سرپرستی فرشاد خلیلی از گونهای دیگر است. نه فقط به پیش بینی و اعلام وضعیت جوی توجه نمیشود: "دستور حرکت توسط مرحوم خلیلی که سرقدم بود صادر شد، من پشت سر او و دیگران پشت سر من به راه افتادیم. در طول مسیر با ایشان کمی هم صحبت شدم و اولین چیزی که گفتم در باره هوا و هواشناسی بود و ایشان گفت فکر نمیکردم هوا به این حد خراب باشد... از گزارش شجاعی پارسا " و در نتیجه لغو یا تغییر برنامه به موقعیتی مناسب تر صورت نمیگیرد بلکه در مواجهه رودرو با شرایط بحرانی منطقه نیز همچنان اصرار برای ادامهی برنامه وجود دارد. جالب است که شجاعی پارسا به عنوان یک کارآموز مبتدی میتواند تصمیم عاقلانهی بازگشت را تشخیص دهد اما فرشاد خلیلی نمیتواند:"... هر چه به گردنه دیزین نزدیکتر می شدیم وضعیت هوا به مراتب بدتر میشد... پس از اندک زمانی و در حدود ساعت 9 صبح، به غیر از خودروهای دو دیفرانسیل باقی خودروها با مشکل جدی مواجه شدند و خیلیها تصمیم عاقلانه گرفتند و به سمت تهران مراجعت کردند...

بالاخره مینی بوس ما هم در دو کیلومتری گردنه دیزین به دلیل حجم زیاد برف بر روی جاده و همینطور نامناسب بودن لاستیک هایش به مشکل خورد و پس از حدود یکساعت تلاش بی نتیجه، در نهایت، لودر راهداری به کمک ما شتافت و مینی بوس را از برف رها کرد و کمک کرد که به سمت تهران برگردد و ما پیاده به سمت گردنه دیزین راهی شدیم... از گزارش شجاعی پارسا "
نکته 1 :"راهداری محور شمشک _ دیزین را مسدود نکرده بود... علائم هشدار دهندهای در مسیر وجود نداشت... وضعیت و نظام مدیریت راه های کشور نابسامان است..." و دهها و دهها مسئلهی دیگر که همه ما بخوبی از آن آگاهی داریم، اما و آیا اینها می تواند پاسخ و توجیه مناسبی برای تصمیمات غلط و اصرارهای نابجای ما برای ادامه برنامه باشد؟ مگر نه آنکه ما به عنوان سازمان دهندهگان و سرپرستان برنامههای کوه بایستی پیش از و بیش از هر چیز دیگری تابع قوانین ، اصول و بنیانهای ورزش خود باشیم و از آن ها پیروی کنیم؟ اجرای برنامه و اعزام تیم از اساس اشتباه بوده است و این منطقی و پذیرفتنی نیست که حالا برای گریز از پاسخگوئی و طفره از قبول مسئولیت بگوئیم چرا مسیر را مسدود نکرده بودند و چرا... ضمن آنکه در عمل دیدهایم (سابقهی باشگاه دماوند) حتی با وجود مسدود بودن مسیر به دلیل شرایط طبیعی (حجم برف) باز هم اصرار برای اجرای برنامه وجود داشته است و ضمن آنکه در عمل دیدهایم که حتی با وجود مسدود اعلام کردن جاده: سه سال پیش تیمی از اعضای _ باز هم _ آزمایشی باشگاه دماوند به سرپرستی بهنام ناصحی و با کمک مهیار پورعبداله بعد از مواجه شدن با بسته بودن محور شمشک_ دیزین به دلیل خطر ریزش بهمن، حرکت پیادهی خود را به طرف گردنه دیزین ادامه می دهد که آنان نیز دچار حادثه بهمن میشوند و پیکر بیهوش جواد قارایی را از زیر برف ها بیرون میکشند و...( نقل: یکی از مربیان باشگاه دماوند )
نکته 2 :در سایتهای معتبری مانند snow-forecast پیش بینی و اعلام وضعیت جوی برای سه نوبت صبح، بعدازظهر و شب صورت میگیرد و لذا نمیتواند منطقی و پذیرفتنی باشد که به امید و احتمال بهبود اتفاقی(!) شرایط آب و هوائی عازم منطقه شویم. شاید در مورد تیمی زبده و برای اجرای صعودی دشوار و حرفهای _ و با آگاهی و قبول مسئولیت تمام مسائل و اتفاقات ممکن _ حتی با وجود اطلاع از وضعیت جوی نامناسب برای اجرای برنامه اقدام شود اما هیچ سازمانده و هیج سرپرستی حق و اجازه کوچک ترین ریسکی را برای اجرای یک کلاس آموزشی و کوهنوردان مبتدی شرکت کننده در آن ندارد.
.
اشتباه سوم
حدود 4 ساعت بعد از رسیدن تیم به گردنهی دیزین و تلاش برای برگزاری کلاس ، سرانجام فرشاد خلیلی تسلیم میشود و لغو کلاس آموزشی خود را اعلام میکند:
" ساعت 14بود که مرحوم خلیلی همه دوستان را جمع کرد و گفت بدلیل نامناسب بودن شرایط جوی و برف موجود در منطقه، جهت درست کردن غار برفی، برنامه را بایستی کنسل کنیم و به تهران مراجعت کنیم که با شنیدن این خبر همنوردان با صدای بلند اظهار خوشحالی کردند... از گزارش شجاعی پارسا "
در زمان استقرار تیم بروی گردنه، عکس های منتشر شده در وبلاگ ایران سرزمین من بخوبی نشان دهندهی وضعیت جوی منطقه و بارش سنگین برف است:


.
در چنین وضعیت جوی و با این میزان بارش سنگین برف تازه، تصمیم به راهپیمائی تیم پرجمعیت کارآموزان باشگاه دماوند در طول محور کوهستانی و ناامن دیزین _ شمشک و با آن سابقه ی آشنا در ریزش بهمن های متوالی، تصمیمی اشتباه و بسیار خطرناک از سوی فرشاد خلیلی بوده است.

بی توجهی او به بسیاری از مفاهیم و اصول علمی آموزشهای بهمن شناسی_که خودش اغلب مدرس آن برای کارآموزان بود _ براستی غیر قابل درک میباشد. در جزوههای آموزشی خود باشگاه دماوند و در بحثهای مربوط به بهمنشناسی میخوانیم:
" بعد از بارش برف تازه، احتمال ریزش بهمن افزایش مییابد... و در تحقیقات موسسه برف و بهمن شناسی سوئیس این نتایج بدست آمده است: همراه با باد، میزان بارش 40 تا 60 سانتی متر دارای درجه خطر 3 بوده و به معنای خطر زیاد در جادهها و راههای کوهستانی است..."
یا در کتاب " بهمن " از انتشارات دانشگاه تهران آمده است: "بدیهی است که در بین تمام عوامل شرکت کننده در تشکیل بهمنها، برف اصلیترین عامل میباشد. بارش برف تازه عامل شروع سقوط بیشترین بهمنها است. بیش از 80 درصد سقوط بهمنها در خلال یا بلافاصله پس از بارش برف اتفاق میافتد..."
و شاید فقط با چنین زمینهای از اطلاعات تئوریک و علمی بتوانیم میزان بسیار بالای خطر و ریسک را در تصمیم فرشاد خلیلی دریابیم و با آمیزهای از حیرت و شگفتی و دلهره به عکسهای راهپیمائی تیم پرجمعیت کوهنوردان مبتدی باشگاه دماوند در یکی از خطرناکترین محورهای کوهستانی ایران نگاه کنیم!
..
اشتباه چهارم
"ساعت 15:15 و پس از طی کردن حدود 3 کیلومتر از گردنه دیزین به سمت شمشک به تجمعی از خودروها رسیدیم که در حال انتظار بودند. وقتی کمی جلوتر رفتیم متوجه سقوط بهمن و مسدود شدن جاده شدیم و عوامل راهداری با یک دستگاه لودر در حال تمیز کردن جاده بودند. مرحوم خلیلی شروع کرد به نظاره کردن بهمن و صحبت کردن با راهداران... از گزارش شجاعی پارسا "


تیم در ادامهی راهپیمائی خطرناک خود در جاده به نقطهای میرسد که در اثر ریزش بهمنی تازه مسدود شده و... در اینجا فرشاد خلیلی بدترین و بزرگترین و در عین حال آخرین تصمیم اشتباه زندگی ورزشی خود را میگیرد: اصرار برای عبور از مخروط بهمنی!
شجاعی پارسا در گزارش خود میگوید:"حدود نیم ساعت در این مکان در زیر ریزش برف و باد ایستاده بودیم و منتظر بودیم..." میتوان عوامل مورد اشاره در گزارش او (ریزش برف و باد) را با میزان و حجم بارش صورت گرفته (نگاه کنید به عکس بالا و قطر برف در دو سوی جاده) در کنار یکدیگر قرار داد و عمق خطری که هر لحظه تجمع کوهنوردان را در حاشیهی خروجی بهمن تهدید میکند و همچنین جوهر نسنجیده و غیر مسئولانهی تصمیم و اصرار فرشاد خلیلی برای عبور از مخروط بهمن و از مقابل دهلیز یک بار تخلیه شده را با تمام وجود احساس کرد.
"باور کنید لرزهای به تنم افتاد و خوب که دقت کردم دیدم درسته، مرحوم خلیلی محلی را بالای بهمن شکافته و به آنسو رفته است. خیلی سریع به آقای بیرجندی علامت داد و اول یک گروه سه نفره شامل مرحوم علی اکبر ابراهیم پور، فرشید ابوالفتح زاده و مرحوم اکبر کشاورز و گروه دوم شامل پرویز شجاعی،حسین حیدری و خانم مینا رسولی به فرمان بیرجندی به آهستگی و احتیاط و البته با ترس و لرز عبور کردیم...از گزارش شجاعی پارسا"

به حجم برف و شیب دیواره مانندی که فرشاد خلیلی کارآموزان باشگاه دماوند را به عبور از آن دعوت کرده است در عکس بالا نگاه کنید. آیا قرار است فقط در اتاق های امن و زیر سقف های استوار شعار پای بندی به قوانین، اصول و بنیان های ورزش خود را بدهیم و آنگاه که زمان عمل فرا می رسد چنین غیرمسئولانه جمعیتی از شاگردان خود را به قلب فاجعه بکشانیم و زندگی و سرنوشت شان را در معرض بازی شانس و اتفاق"یا مرگ یا زندگی" بگذاریم؟
گزارش شجاعی پارسا به روشنی گویای مخالفت مسئولان راهداری با تصمیم و اصرار فرشاد خلیلی برای عبور از روی بهمن است: " وقتی به مرحوم خلیلی رسیدم این آخرین جمله ای بود که شنیدم : این راهدار ، نیم ساعته که وقتمون رو گرفت و گرنه تا حالا کلی راه رفته بودیم..." بهمنی سقوط کرده و نقطهای بحرانی را در محور شمشک _ دیزین بوجود آورده است. لودرها در قلب بحران به کار پاکسازی جاده مشغولند (که درست یا غلط آن موضوع بحث دیگری است) اسکیبازان و ردیفی طولانی از اتومبیلها در حاشیهی بحران در انتظار بسر میبرند اما کوهنوردان... نمی توانند صبر کنند! نمیتوانند مانند بقیه منتظر باز شدن جاده و اتمام فعالیت لودرها بمانند! و اصلا مشخص نیست که چرا؟ این همه ناشکیبائی و شتاب برای چه بوده است؟ برنامهی آنان که دو روزه بود و به لحاظ تدارکات شخصی و غذائی مشکلی نداشتند و... تیم کارآموزان باشگاه دماوند در تصمیمی اشتباه و مرگبار از سوی سرپرست و مربی خود، به قلب بحران می زند و دیگر... بروز فاجعه تعجبی ندارد! و پنج شنبهی سیاه کوهنوردی ایران به سادهگی در مقابل چشمان حیرت زدهی شاهدان شکل میگیرد و در آن روز فقط کوهنوردان کشته میشوند و فقط کوهنوردان کشته میشوند و فقط کوهنوردان کشته میشوند!! و بعد دیگر... هر چه هست تاسف است. تاسفی عمیق و تلخ و فراموش نشدنی!
.
نکته 1 _ ارزیابی فرشاد خلیلی از فرایند تعیین احتمال سقوط بهمنهای بعدی_ که به آن ارزیابی پایداری می گویند_ اشتباه بوده است. در حال حاضر تلاش میشود که فعالیت لودرها و مسئولان راهداری گناهکار اصلی در ریزش بهمنهای بعدی معرفی شوند. این احتمال ممکن است درست باشد یا نباشد. در صورت درست بودن، فقط بار مسئولیت را بر شانههای فرشاد خلیلی سنگینتر میکند و به تصمیم و اصرار اشتباه و مرگبار او نمود بیشتری میدهد. چرا که نتوانسته است درک و ارزیابی صحیحی از احتمال ریزشهای بعدی در نتیجه ارتعاش حاصل از فعالیت لودرها داشته باشد و تیم خود را با وجود فعالیت آنان به عبور از قلب خطر فراخوانده است و میتواند درست نباشد به دلیل فراهم بودن تمام زمینههای مساعد( باد، بارش سنگین برف تازه، شیب دامنه ها و...) برای سقوط بهمن های بعدی از بقیهی دهلیزهای اصلی و فرعی دیگر.
نکته 2 _ در تمام مباحث، کلاسها و جزوههای آموزشی بر ضرورت عبور از منطقهی خطر به صورت انفرادی و تکتک و یا حفظ فاصلهی ۵٠ متری تاکید شده است. پایه و اساس دستور فرشاد خلیلی برای عبور سه نفره مشخص نیست. ضمن آنکه مطابق عکسهای منتشر شده در وبلاگ شجاعی پارسا، حتی این دستور هم در انتهای تیم و از سوی کمک مربیان برنامه جدی گرفته نشده و عبور نفرات از منطقهی خطر( عکس زیر) با رعایت هیچ یک از نکات ایمنی صورت نمی گیرد.

نکته 3 _ باشگاه دماوند در جزوهی آموزشی بهمن شناسی خود آورده است:"در صورت فقدان بیل جهت برداشتن برف و یخ،کار جستوجوی قربانیان بهمن چندان موثر نیست و کار بیهودهای تلقی میشود " و شجاعی پارسا در گزارش خود مینویسد : "قبل از حرکت مرحوم خلیلی جهت سهولت در راهپیمایی ، گفتند نیازی به حمل بیلها که به تعداد 11 عدد در بین دوستان تقسیم شده بود نیست و آنها را در پشت وانت آقای علی غضنفری که خود را با وسیله شخصیاش به گردنه دیزین رسانده بود،گذاشتیم"
کوهنوردی هم مانند هر ورزش دیگری دارای قوانین، اصول و بنیانهای آموزشی خاص خود میباشد. قوانین ، اصول و بنیانهایی که امروزه _ و بیش از هر زمان دیگری_ با شاخههای مختلف علوم پیوند یافته و نقش حیاتی آن در انجام هر گونه فعالیت و برنامه موفق و ایمن در این ورزش ، واقعیتی غیر قابل انکار به شمار میرود. نگاهی گذرا به پارهای حوادث تراژیک و مرگبار در کوهنوردی ایران به روشنی گواه بیاعتنائی و عدم توجه جدی سازماندهندهگان و سرپرستان و شرکت کنندهگان در برنامههای کوه به این قوانین، اصول و بنیانهای علمی و آموزشی میباشد. .
.
.


















