مرگ کوه نورد باشگاه دماوند در علم چال

" در بعدازظهر یک شنبه مورخه 30/5/1390، مرحوم فخرالدین صدر سلفی از اعضای باشگاه دماوند تهران در اثر عارضه ی قلبی در علم چال در گذشت . این خبر توسط کوه نوردانی که در علم چال حضور داشتند به من اطلاع داده شد . پیکر این کوه نورد از دست رفته فردا از علم چال به رودبارک منتقل می گردد ... "
.
منبع خبر وبلاگ مصطفی حاتمی : http://alamkouh-gordeh.blogfa.com
.
و خبر ایسنا :
فخرالدین صدرسلفی - کوه نورد 60 سالهای که عضو باشگاه دماوند بود، روز گذشته در ارتفاع 4050 متری قله علم کوه و در منطقه علم چال به دلیل ایست قلبی فوت کرد . دوستان مرحوم سلفی شب گذشته از مسئولان حاضر در منطقه درخواست کمک کردند که تعدادی از کوه نوردان به همراه 5 قاطر برای حمل جسد بامداد امروز عازم منطقه شدند و کار انتقال جسد به پایین ادامه دارد و حدود یک ساعت دیگر به پایان میرسد . نکته مهم در این امدادرسانی این است که باید بررسی کرد و فهمید که متولی اصلی امدادرسانی در کوهستانهای کشور کدام ارگان است ، چرا که در چنین مواقعی فدراسیون کوه نوردی و هلال احمر که مسئولان اصلی این مسئله به شمار میروند، مورد بازخواست قرار میگیرند ، در صورتی که با بررسی دقیقتر میشود متوجه شد هیچ یک از این دو ارگان بودجه کافی برای این کار را دریافت نمیکنند .
.
.
برخورد غیرقانونی و توهین آمیز نیروی انتظامی با کوه نوردان
مردمی که روزهای پنج شنبه و جمعه 27 و 28 مرداد ماه جاری به کوه های دربند و درکه رفته بودند در ورودی این مکان ها با مامورانی برخورد کردند که در حال بازرسی کیف و کوله های گردشگرانی بودند که قصد داشتند به کوه یا قله بروند . شاهدان می گویند پلیس در این رهگذر از افراد و محتویات درون کیف آنها فیلم و عکس هم گرفته و با کسانی که به این برخوردها اعتراض داشتند برخورد کرده است ... یکی از افرادی که در جریان این اتفاق در ورودی تفرجگاه دربند مورد بازرسی پلیس قرار گرفت در گفت و گو با روزگار می گوید : " ساعت حدود 30/6 عصر بود که رسیدم به مجسمه ای که در ورودی دربند قرار دارد اما متوجه شدم برخی از مردم ایستاده اند و می گویند کسی را بالا راه نمی دهند . همه مردم به حالت بهت ایستاده بودند و به صحنه نگاه می کردند . جلوی در ورودی چند مامور را دیدم که در حال بازرسی برخی افراد بودند . کمی جلوتر وقتی بالاتر رفتم چند مامور نیروی انتظامی از من خواستند کیفم را نشان شان بدهم . حدود 20 مامور آنجا بودند ... خیلی از مردم وقتی این صحنه ها را می دیدند برمی گشتند . یک آقایی که لباس کوه نوردی پوشیده بود و یک کوله کوه نوردی هم روی دوشش بود و قصد داشت برگردد می گفت من باید تا شب در قله بمانم و مسلم است که باید خوراکی همراهم ببرم . او می گوید تصمیم گرفت از ادامه راه انصراف دهد . من هم تصمیم گرفتم برگردم و به درکه بروم اما آنجا هم که رسیدم با این صحنه مواجه شدم که یک نفر ایستاده و در حال عکس گرفتن و فیلم گرفتن از مردم است و یک خانمی را دیدم که با یک مامور نیروی انتظامی در حال بحث است و چند دقیقه ای که گذشت بحث این دو بالا گرفت و به زد و خورد انجامید... من بالاتر رفتم و در کوه های درکه هم این مساله را دیدم که چند مامور در حال گشت زنی بودند... " مینا جعفری یک وکیل دادگستری در باره این برخورد ماموران نیروی انتظامی می گوید : " امروز با طرحهای عجیب و غریب مواجهیم ... این طرح مثل همه طرح های ضربتی پلیس با ضعف برنامه ریزی و دخالت در امور شخصی و خصوصی افراد همراه است و خلاف قانون اساسی است . با این شیوه که پلیس در پیش گرفته به نظر می رسد در آینده ای نه چندان دور شاهد خواهیم بود که پلیس مرجعیت اصلی خود یعنی همان استقرار امنیت برای مردم و پناهگاه بودن خود را از دست می دهد و مردم به این سمت گرایش می یابند که بعد از پلیس باید به کجا پناه ببرند ... "
.
متن کامل این گزارش را در روزنامه روزگار بخوانید :
http://roozegardaily.com/pdf/90-05-30/14.pdf
.
.
در لحظه ...

کی بود و چگونه بود
که زیر قدم هامان
خاک
حقیقتی انکارناپذیر بود ؟
.
به زایش دیگر باره ی امید
چندگاه باقی ست ؟
.
شعر : احمد شاملو
عکس : فرامرز نصیری
.
آب شدن یخچالهای دماوند ، عامل جاری شدن سیل
جمعه در ارتفاعات دربند !!
" آقای نصیری سلام . روز جمعه ... نیروی مسلح انتظامی با مسدود کردن راه در ارتفاعات دربند، اقدام به جستجوی کولۀ کوه نوردان می کرد و در صورت همراه داشتن آب و غذا، آنها را وادار به بازگشت می نمود ! "
از بخش پیام های خواننده گان
تشدید خطر از بین رفتن جنگل ها در سطح جهان

یک تشکل بین المللی که در زمینه حفاظت و بهبود جنگل ها فعالیت می کند هشدار داد، افزایش بیش ازحد پدیده های جوی و بلایای طبیعی،جنگل های جهان را در سال های آینده در معرض خطر فزاینده قرار خواهد داد . به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فائو ، این تشکل متشکل از 14سازمان و دبیرخانه های بین المللی این هشدار را در حالی به جامعه جهانی اعلام کرد که فائو، گزارش جدید خود تحت عنوان ' اختلالات فیزیکی و تاثیر آنها بر سلامت جنگل ها ' را منتشر کرد . بر اساس گزارش فائو، تقریبا' چهار هزار پدیده شدید جوی که اصطلاحا' اختلالات فیزیکی نامیده می شود مانند گردباد، سیل، رانش زمین، طوفان شدید، زمین لرزه، فوران آتشفشان و آتش سوزی های بزرگ جنگل طی سالهای 2000 تا 2009 در سطح جهان رخ داده است . اخیرا' اتفاق های ساخته دست بشر مانند آلودگی های رادیواکتیو و نشت نفت نیز به این پدیده ها اضافه شده است. این تشکل به مدیران جنگل ها اعلام کرد سیاست های جنگل مانند متنوع کردن گونه ها، استفاده از بادشکن ها و الگوهای برداشت مرکب را برای محافظت از جنگل ها در برابر فجایع به کار گیرند و خطرات و تاثیرات این رویدادها را به حداقل رسانند .
ایرنا
.
خاک ایران همچنان رو به فرسایش

خاکهای حاصل خیز ایران در خطرند ، هر سال که میگذرد 2 میلیارد تن از خاک سرزمینمان گرفتار فرسایش میشود ؛ 7/16 میلیون تن فرسایش خاک به ازای هر هکتار عدد کمی نیست . این رقم یک بار دیگر ما را رکورددار جهان میکند و قامتمان را نسبت به کشورهایی که فرسایش خاکشان بیشتر از 5، 6 تن در هکتار نمیشود، یک سر و گردن بلندتر میکند. فرسایش خاک، محصول دستکاری ناشیانه در حوزههای آبخیز است و حاصلش رسوبگذاری و رسوبدهی. آمارها میگویند هر سال به طور متوسط 3/6 مترمکعب در هکتار رسوبگذاری در ایران اتفاق میافتد که علتش فرسایش خاک در بالادست است؛ چرخهای معیوب که نشان میدهد کارنامه ما در حفظ منابع آب و خاک تا چه اندازه پراشتباه است. شدت فرسایش خاک در ایران تابع 2 عامل طبیعی و انسانی است ؛ سرزمین ما از نظر زمینشناسی شرایط ویژهای دارد . کشوری جوان که سنگهایش فرسایشپذیر است ، اقلیم ایران نیز اقلیم منحصر به فردی است که بارشهای اندک و نامنظم که در مناطق جنوبی به شکل رگبارهای تند ظاهر میشود ، شناسنامه آن است و اما فقر پوشش گیاهی به هر دو اینها دامن میزند. فرسایش خاک یعنی جدا شدن ذرات خاک از محل خود و جابهجا شدنش توسط آب، باد یا هر عامل طبیعی و انسانی دیگر . پس وقتی زمین خالی از پوشش گیاهی باشد ، هر وزش باد یا باریدن بارانی به قیمت فرسایش خاک تمام میشود . پوشش گیاهی را البته ما آدمها از بین بردهایم . وقتی که برای گذران زندگیمان به چرای مفرط دامها متوسل شدهایم و وقتی با انگیزههای گوناگون اراضی را تبدیل کردهایم و کاربریشان را تغییر دادهایم . برای همین است که امروز حوزههای آبخیز کشور که نبض حیات در آنها میتپد ، به اختلال افتادهاند و هنوز که هنوز است برای مدیریت روانآب ناشی از بارش که منجر به حفظ خاک و پوشش گیاهی شود، مشکل داریم ...
مریم خباز _ جام جم آنلاین
.
نجات کوه نورد 28ساله پس از سقوط از ارتفاع 20متری
مدیرعامل هلال احمر ارومیه از نجات جوانی 28 ساله پس از سقوط از ارتفاع 20 متری خبرداد . علی اکبر جوانمرد با بیان اینکه وضعیت این جوان در حاضر خوب است گفت: احسان که به همراه دوستان خود به منطقهای بنام دره شهدا در جاده ارومیه - اشنویه رفته بود، در دامنه کوهستانی که صعبالعبور بود از ارتفاع 20 متری سقوط کرد . وی بیاحتیاطی در صعود غیرحرفهای و نداشتن وسایل و شرایط مناسب برای کوه نوردی این جوان را عامل اصلی این سقوط دانست و افزود : بر اثر بیاحتیاطی این جوان احتمال بروز قطع نخاعی این جوان وجود دارد . مدیرعامل هلال احمر ارومیه گفت: تیم امداد و نجات کوهستان جمعیت ارومیه بعد از گزارش ارسالی، بلافاصله به محل حادثه اعزام شده و فرد حادثهدیده را که قادر به حرکت نبود، پس از انجام کمکهای اولیه در محل به بیمارستان امام خمینی ارومیه منتقل کردند .
ایسنا
.
.
دعوت به صدمین نشست ماهانهی انجمن کوهنوردان

۱- خبرهای کوهنوردی و گزارش هیئت مدیره
۲- سخنان یکی از مسئولان فدراسیون کوهنوردی
۳- کفت و گو در بارهی کارنامهی انجمن با حضور مدیران کنونی و پیشین انجمن
۴- یادوارهی دو کوهنورد جانباخته در کوه، عیسی میرشکاری و لیلا اسفندیاری
روز چهارشنبه بیست و ششم مرداد ماه 1390 از ساعت ۱۷ تا ۲۰ در سالن شهریاران جوان، آمفیتئاتر شمارهی ۲
.
.
رامیار : معرفی وب سایت کانون کوه نوردان سنندج

" کانون کوه نوردان سنندج یکی از تشکلات بسیار تاثیر گذار کوه نوردی کردستان است که در کنار فعالیت های فنی خود همواره نگاهی بنیادی به مسائل اخلاقی و انسانی داشته است که در این راه بخشی از فعالیت هایش در وبلاگ و سایر تارنما ها بازتاب داده شده است . کانون کوه نوردان سنندج به تازگی اقدام به راه اندازی سایت خود نموده است که به شکلی مستقیم به مخاطبان در ارتباط باشد . این تشکل در طول این چند سال همواره نشان داده است که پر نفوذ ترین تشکل کوه نوردی سنندج است و در فراخوان های ان عموما گروه های کوه نوردی سطح سنندج پاسخ مثبت می دهند . از جمله فعالیت های یک سال اخیر ان میتوان به تلاش برای برپایی کمپ امداد و نجات کوهستان در ابیدر توسط سازمان هلال احمر اشاره نمود که چندی پیش به استحضار جامعه ی کوه نوردی رسید .به طور کلی می توان این گونه گفت هرچند ضعف های هیئت کوه نوردی کردستان به شکلی فاجعه وار خود را نشان می دهد اما این تشکل مردمی توانسته است بخش بزرگی از این نقصان را جبران نماید ... "
متن کامل معرفی را در وبلاگ رامیار بخوانید :
.
سایت کانون کوه نوردان سنندج :
.
.
حمید دهقان : اجتناب از بزرگ نمائی و حماسه سرائی
" امید است در ارائه این گزارش پارامترها و شاخص های زیر را رعایت کرده باشم :
_ صداقت در ارائه گزارش
_ اجتناب از بزرگ نمائی و حماسه سرائی و غول سازی از اورست و هیمالیا
_ بیان تمام جوانب صعود ، از نقاط قوت تا نقاط ضعف شخص صعود کننده و شرایط صعود
_ اجتناب از سخنان کلیشه ای و شعارهای دهان پرکن
در عصر دهکده جهانی نمی توان هیچ اطلاعاتی را در هیچ صندوق خانه و بقچه ای قایم کرد . پنهان نمودن عکس ها و فیلم ها بسیار خنده دار و به بازی بچه ها بیشتر شبیه است ... "
.
از گزارش صعود اورست توسط حمید دهقان
.
یادگار فرانسوی ها در علم چال بعد از 45 سال

" فرانسوی ها در سال های 1333 و 1335 فعالیتی بر روی دیواره علم کوه انجام دادند که موفق نبود و در سال 1345 بار دیگر به منطقه رفتند و توانستند مسیری جدید گشایش کنند. در سال 1345، کمپ خود را بار دیگر در محل کمپ سال 1335 برپا کردند. در این محل سنگی وجود دارد که نوشته هایی را به رسم یادگاری در سال 35 و 45 بر روی آن حک کردند که این نوشته ها بعد از 45 سال همچنان وجود دارد و نشان می دهد که کمپ فرانسوی ها از دیواره فاصله زیادی داشته است ... "
از وبلاگ : http://kalahoo.blogfa.com
.
.
یکی از عمیقترین غارهای کشور با اجرای طرح گردشگری نابود میشود

« قلایچی ، یکی از عمیقترین غارهای کشور، در صورت اجرای طرح سرمایهگذاری گردشگری نابود میشود » . این مطلب دیدگاه جواد نظامدوست رییس انجمن غارنوردی و غارشناسی ایران پس از بازدیدی است که بهتازگی همراه هیأتی از غارنوردان حرفهیی کشور از غار قلایچی داشت و به تهیهی نقشه از آن پرداخت . غار قلایچی در نزدیکی تپهی باستانی قلایچی، محل زندگی یکی از تمدنهای مانایی بوده است و در 12 کیلومتری شمال شرقی شهر بوکان در استان آذربایجان غربی قرار دارد . قلایچی ، غاری فنی است که پیمایش آن مستلزم داشتن تجهیزات و توانایی تخصصی غارنوردی است . دهانهی این غار حدود هشت متر قطر دارد و با چاهی عمیق به ارتقاع 110 متر آغاز میشود . به همین دلیل ، داخل شدن به این غار برای همهی مردم بدون داشتن تجهیزات امکانپذیر نیست ؛ اما یک سرمایهگذار با علم به زیباییهای خاص این غار تصمیم گرفته است که راه را برای مردم باز کند . اقدامی که از دیدگاه غارشناسان و اکوتوریستها فقط به تخریب این غار منجر میشود . جواد نظامدوست پس از بازبینی که بهتازگی از این غار داشت ، دربارهی وضعیت آن به خبرنگار ایسنا گفت: شرایط این غار بهگونهای است که افراد عادی نمیتوانند بهراحتی به آن وارد شوند . بنابراین در تمام این سالها ، از تعرض سالم مانده بود تا اینکه باخبر شدیم ، از سال پیش، یک سرمایهگذار شخصی قصد دارد، این غار را گردشگری کند . او توضیح داد : این سرمایهگذار از اوایل سال 1389 بهدنبال گرفتن مجوز از ادارهی منابع طبیعی و محیط زیست شهرستان بوکان برای ایجاد راهی ساده به داخل غار بوده است . خوشبختانه مسؤولان مربوط همکاریهای لازم را در اینباره انجام دادند و مجوز را صادر نکردند؛ ولی این سرمایهگذار به اداره کل منابع طبیعی استان آذربایجان غربی مراجعه کرد و چراغ سبزهایی گرفت و مشغول کار شد. این غارنورد بیان کرد: این سرمایهگذار با حمایتهایی که میشود، در نهایت وارد عمل شد و قصد داشت، تونلی را به داخل غار حفر کند و به کف چاه برسد تا مسیری برای مردم عادی باز شود؛ اما این کار هنوز عملی نشده است، چون ادارهی محیط زیست شهرستان بوکان مانع آن شد. برای همین، این سرمایهگذار درخواست خود را به کارگروه غارشناسی کشور فرستاد و قرار است، در جلسهای به این موضوع رسیدگی شود .
ایمان هادی دبیر کارگروه غارشناسی کشور نیز دربارهی این غار به خبرنگار ایسنا گفت: غار قلایچی یک متقاضی سرمایهگذاری داشت که میخواست با حفر تونل به داخل غار، آن را از حالت چاه خارج کند تا دسترسی به آن برای عموم مردم آسان شود. او تأکید کرد : قلایچی منحصربهفردترین چاه طبیعی کشور است و براساس اصول و ضوابط، این کارگروه محال است اجازه دهد ، برای گردشگری شدن آن سیمای ظاهری غار تغییر کند . هادی در ادامه به اصولی که این اجازه را به کارگروه غارشناسی میدهد ، اشاره کرد و گفت : هیأت وزیران آییننامهای را با عنوان «بهرهبرداری، مدیرت و حفاظت از غارهای کشور» در 29 فروردینماه سال گذشته صادر کرد که مشخص میکند ، چگونه باید روی غارهای کشور کار شود . وی با اشاره به اینکه این آییننامه ، تبصره و فصلهای مختلفی دارد که وظایف کارگروه را تعیین میکند ، اظهار کرد : یکی از مفاد این آییننامه بهصراحت اعلام میکند که تغییر ظاهری غار به هر دلیل ممنوع است ، مگر اینکه به تصویب این کارگروه برسد . دبیر کارگروه غارشناسی کشور ادامه داد : در بعضی موارد انگشتشمار وقتی میبینیم، با ورود به غار فضای بهتری برای شناسایی ایجاد میشود ، این اجازه را میدهیم که دهنهی غار تحت نظارت کامل و ضوابط سخت ، برای فعالیتهای تحقیقاتی و علمی باز شود . او در ادامه به شرایط غار قلایچی اشاره کرد و گفت : گزارشی را از این غار آماده کردهایم که قرار است در جلسهی کارگروه مطرح شود تا اعضای آن که شامل نمایندگان سازمانهای حفاظت از محیط زیست، میراث فرهنگی و گردشگری، جنگلها و مراتع، جغرافیای نیروهای مسلح، تربیت بدنی، نقشهبرداری و وزارتخانههای نیرو ، کشور و علوم و انجمنی غیردولتی از فدراسیون کوهنوردی و انجمن غارنوردی و غارشناسی کشور هستند ، دربارهی این موضوع نظر دهند . هادی با تأکید بر اینکه کارگروه جلوی طبیعتگردی را که به تخریب منجر شود ، میگیرد ، ادامه داد : براساس ضوابط موجود نباید ظاهر غار قلایچی تغییر کند ؛ ولی اگر آرای اعضای کارگروه این اجازه را داد ، این تغییر به هیچوجه از طریق حفر تونل به داخل غار نخواهد بود ...
خبرگزاری ایسنا
.
پیشنهاد موسیقی : گروه کیوسک

کیوسک از گروه های موسیقی راک ایرانی است که کار خود را با انتشار آلبوم آدم معمولی در سال 2007 (۱۳۸۴) آغاز کرد. آرش سبحانی آهنگساز، ترانهسرا، خواننده و نوازنده گیتار الکتریک گروه است . این گروه میکوشد ، ترانههای انتقادی و اجتماعی را در قالب موسیقی متفاوت ارائه دهد ، موسیقیای که در آن رگههای بلوز و جاز هم به گوش میرسد... ویکی پدیا
.
بعد هر فریاد ، یه سکوتِ
توی هر سکوت ، یه شعرِ دیگه ست
توی هر شعری ، هر سکوتی ، یه فریادِ دیگه ست
دردِ هر لبخندی توی اشکِ هر اشکی یه درد قصه ای دیگه ست
توی هر گریه ، توی هر درد ، یه لبخندِ دیگه ست
اون ورِ دریا بازم یه ساحل بود
پشتِ این کوه یه کوهِ دیگه ست
بعدِ هر فردا ، پشتِ هر تکرار ، یه تکرارِ دیگه ست
اون ورِ ساحل بازم یه دریای شور
پشتِ این جنگل ، یه جنگلِ دیگه ست
بعدِ هر تکرار ، بعدِ هر فردا ، یه فردای دیگه ست...
.
ترانه ی زیبای " اون ور دریا " را در لینک زیر بشنوید :
http://www.4shared.com/audio/gfBNAysa/KioskOonvar-e_Darya.htm
.
.
لیلا اسفندیاری " شیرزن یگانه ی کوه نوردی ایران" نبود!
" هر عمل متهورانه ای که با شور و شیفته گی انجام شود حس احترام و تحسین را بر می انگیزد ... موریس هرزوگ در مقدمه ی کتاب آناپورنا جایگاه زنان "
.
_ اگر " نگرش و تفکر واقع بینانه و منطقی و مبتنی بر برخوردی مسئولانه " را آن وجه غالب و حاکم بر کوه نوردی جهان بدانیم که با پیروی از اصول و بنیان های علمی و فنی این ورزش سعی در کاهش مرگ و میرهای ناشی از خطاهای انسانی دارد ، در کشور ما و در مسیری کاملا معکوس ، " نگرش و تفکر شعاری ، احساسی ، تهییجی و مبتنی بر بازی با کلمات و جو سازی و قهرمان پروری " در ورزش کوه نوردی حرف اول را می زند !
_ یکی از باشگاه های قدیمی کوه نوردی در تهران را می توانیم نماد و نماینده ی اصلی چنین نگرش و تفکری در کوه نوردی ایران بدانیم . نگرش و تفکری که از اوائل دهه ی هفتاد به آرامی نفوذ و سپس حاکمیت خود را در این باشگاه آغاز کرد و تا به امروز نیز به حیات خود ادامه می دهد . آنان با خلق ادبیاتی که بر پایه های اغراق ، بازی با کلمات و تهییج احساسات استوار بود اعضای خود را شیرزن و دلاور مرد و یگانه ستاره ی تابناک آسمان ... نامیدند و در نمونه هایی آشکار از جوسازی های غیر واقعی ، درپایان برنامه های باشگاه شان می نوشتند : ایران لرزید !! ...
_ این باشگاه دارای رکوردی بی نظیر در تاریخ کوه نوردی ایران است : از زمستان سال 74 تا به امروز ، 12 نفر از اعضا و 2 نفر غیر عضو ( سامان نعمتی و سعید طاهری ) در طی برنامه های مختلف جان خود را از دست داده اند . آیا می توان کشته شدن این 14 جوان سرزمین مان را پایه ی تحلیل و نقد تفکر و نگرش یاد شده در بالا قرار داد و حاکمیت فرهنگ " صعود به هر قیمت ممکن " و تلفات انسانی ناشی از آن را نتیجه ی تاثیر و حاکمیت ادبیاتی تهییجی ، تبلیغی ، شعاری و مبتنی بر بازی با کلمات و قهرمان پروری در کوه نوردی کشورمان دانست ؟
_ در آخرین مورد نیز لیلا اسفندیاری بعد از مرگ ، از سوی سایت رسمی این باشگاه شیرزن یگانه ی کوه نوردی ایران نامیده شده است ، اما ... آیا می توان چنین توصیفات و القابی را واقعی دانست ؟
_ لیلا اسفندیاری کوه نوردی خوب و پرتوان بود و مانند هر انسان دیگری دارای نقاط قوت و ضعف فراوان . انتقاد از پاره ای تصمیمات ، عملکرد و نتایج برنامه هایی مانند پیمایش غار پراو و یا نانگاپاربات هیچگاه نتوانست جای آن حس احترام و ستایشی را که نسبت به او برای اجرای برنامه های جدی کوه نوردی و اراده و پشتکار مثال زدنی اش وجود داشت بگیرد . " انتقاد در عین احترام و ستایش " تمام آن خط مشی و موضعی است که در تمام این سال های پر فراز و نشیب نسبت به لیلا اسفندیاری _ و همچنین کاظم فریدیان _ وجود داشت و دارد .
_ به تازه گی فیلمی از تلاش لیلا اسفندیاری در کی 2 توسط رضا نظام دوست بر روی اینترنت قرار گرفته است . در این فیلم ، لیلا ضمن تکرار آزار دهنده ی مضمون بارها و بارها گفته شده ی فروش خانه برای اجرای برنامه ، به محکومیت انتخاب شخصی انسان های دیگر نیز می پردازد و نشان می دهد که کوچکترین احترامی برای دیگرانی که چون او فکر نمی کنند و چون او تصمیم نمی گیرند و چون او رفتار نمی کنند قائل نیست : " ... ولی همین آدما ، باعث بسی تاسفه ، هر کدوم کار دولتی رو دارن ، حقوق خوب می گیرن ، مهمونی شون رو میرن ، گردش شون رو میرن ... ولی من چی ؟ کارم رو بخاطر اینکه بیام اینجا از دست دادم ... شما از ماشین هاتون دل نکندین اما من از خونه از کارم از آینده ام از جونم گذشتم تا به این سفر اومدم ... " اگر به لیلا اسفندیاری بخاطر چنین نگرشی انتقاد داشتیم ، اگر به او می گفتیم که انتخاب شخصی انسان ها برای نوع کار ، مهمانی و گردش و داشتن ماشین و ... نه به لیلا اسفندیاری و نه به هیچ کس دیگر در این دنیا ربطی ندارد ، هم چنان که انتخاب های شخصی او برای کسب شهرت و افتخار به هر قیمت ممکن و گذشتن از همه چیز و ... ربطی و منتی بر سر کسی ندارد بدین خاطر بود که او را نیز مانند هر انسان دیگری با نقاط ضعف و قوت فراوان می دانستیم . آیا می توان تبلور بخشی از معنا و مفهوم واقعی یگانه شیرزن کوه نوردی ایران را در وجود اندیشه های والا و انسانی جست و جو کرد ؟
_ حاصل و نتیجه ی اجرای دو برنامه ی مهم و جدی پیمایش غار پراو و نانگاپاربات سه کشته برای کوه نوردی کشورمان بوده است . یاد و خاطره ی ویکتوریا کیانی راد ، امیر احمدی و سامان نعمتی هیچ گاه فراموش نخواهد شد . اگر قرار است یگانه شیر زنان بعدی کوه نوردی ایران نیر چنین کارنامه ای داشته باشند از هم اکنون ، مخالفت خود را با تمامی آنان اعلام می کنیم .
_ لیلا اسفندیاری شیرزن یگانه ی کوه نوردی ایران نبود . لیلا اسفندیاری کوه نوردی خوب و پرتوان بود که همانند هر انسان دیگری نقاط ضعف و قوت فراوانی را در وجود خود داشت . یاد و خاطره ی او نیز هیچ گاه در کوه نوردی ایران فراموش نخواهد شد .
.
###############################.
.
حکایت ما ایرانیان مرده پرست و بت ساز

" گویا در جامعه ایران هر کسی بمیرد عزیز می شود. فارغ از اینکه شخص مرده واقعا شایسته ستایش باشد یا نه پس از مرگ تنها و تنها باید او را ستایش کرد زیرا به موجب یکی از آلودگی های فرهنگی ما باید به مرده احترام گذاشت و این احترام گذاشتن هم بدان معناست که کسی نباید بگوید بالای چشمش ابرو بوده ... زمانی که یک شخصیت سرشناس می میرد دیگر برای برخی افراد (بسته به محبوبیت فرد درگذشته ، تعداد و درصد این افراد هم متفاوت است) آن فرد تبدیل به بت می شود . بتی که نباید از هیچ بخشش ایرادی گرفت و فقط و فقط باید از او تعریف و تمجید کرد و اگر ایراد بگیری انواع و اقسام برچسب ها را می خوری .
در واقع می توان گفت مردن افراد و حتی چگونه مردن آنها رابطه ای مستقیم و خطی با غیر قابل انتقاد بودنشان دارد . در تاریخ ما و به ویژه معاصر از این دست بت های مرده زیاد داریم که نیازی هم به آوردن نامشان نیست . بسته به خط فکری و ایدئولوژیک افراد هرکسی برای خود بتی ساخته و تراشیده و در نظر او تاریخ به دو بخش پیش از آن بت و پس از آن بت تقسیم شده است . نکته جالب این است که بسیاری از پرستندگان بت های مختلف تاریخ معاصر حتی در زمان زندگی بت خود به دنیا نیامده اند . اگر این گونه است پس به کدامین دلیل یک شخص روی کسی که اصلا در زمان زندگی اش زنده نبوده تعصب پیدا می کند؟ دلیلش مشخص است و چیزی نیست جز روضه ها و مرثیه هایی که از سوی افراد مسن تر که در زمان زندگی خود آن بت را دیده اند خوانده می شود و به مرور آن شخص جوان به مانند آن اشخاص پیر روی آن مرده تعصب پیدا می کند و سپس این دور تسلسل دوره به دوره و نسل به نسل ادامه پیدا کند و آن شخص هم همان روضه ها را برای افراد جوان تر از خود می خواند و حتی ممکن است بت تازه ای برای جوان ترها بتراشد و این گونه است که این آلودگی فرهنگی در تک تک سلول های جامعه ریشه دوانده است و مرده های مختلف برای گروه های مختلف بت هستند و در واقع صاحب تقدس می باشند... اما راه حل این آلودگی فرهنگی چیست؟
راه حل این معضل فرهنگی مشخص است. از نقد کردن هیچ شخص زنده یا مرده ای نباید بترسیم و از سویی باید بدون ترس بگوییم که از فلان شخصیت زنده یا مرده به دلایلی خوشمان نمی آید. نگران این نباشیم که اشخاصی که روی آن فرد تعصب دارند چه برچسبی به ما بزنند. هرچه بگویند مهم نیست چون انسان متعصب سخنش از روی منطق نیست... این بخش اول راه حل بود و در واقع بخش ساده تر آن بود زیرا همه برایمان اظهار نظر درباره شخص مورد تعصب دیگری ساده است اما چیزی که سخت است و در واقع بخش دوم این راه حل این است که خودمان روی هیچ شخص یا اشخاص زنده یا مرده ای تعصب نداشته باشیم و به دیگرانی که به مانند ما ممکن است او را دوست نداشته باشند برچسب نزنیم و بپذیریم که همه به مانند ما فکر نمی کنند. البته یک نکته فراموش نشود و آن این است که هواداری و علاقه داشتن به هیچ شخصیتی ایرادی ندارد ولی زمانی مشکل پیش می آید که علاقه جای خود را به ایمان و تعصب و بت پرستی می دهد ... "
منبع : اینترنت
زریبار ،سرگردان درمیان تالاب و دریاچه !!

دریاچه زریبار به عنوان یکی از ویژگی های منحصر به فرد طبیعی و جغرافیایی در شهرستان مریوان قرار گرفته است که هرچند این جاذبه گردشگری و توریستی همواره در میان سخنرانی های مسئولان استانی و کشوری از آن یاد شده و مورد توجه قرار می گیرد ولی در عمل خبری از مدیریت مناسب و یکپارچه آن در میان نیست و مدیران دستگاه های مختلف دولتی یکی پس از دیگری می آیند و می روند و زریبار همچنان با مشکلات مختلفی دست و پنجه نرم می کند.
در جریان دور اول سفر هیئت دولت به استان کردستان در آبان ماه سال 85 مصوب شد که مستندات و مدارک لازم برای ثبت دریاچه زریبار به عنوان تالاب در کنوانسیون رامسر اجرایی شود و هرچند که مسئولان سازمان محیط زیست کشور و استان هر بار از ثبت این اثر در کنواسیون رامسر خبر می دادند اما تاکنون این وعده جنبه عملیاتی به خود نگرفته است.
مدیرکل حفاظت محیط زیست استان کردستان در خصوص آخرین وضعیت ثبت جهانی زریبار عنوان کرد: پرونده ثبت جهانی زریبار به عنوان یک تالاب طی چند سال اخیر مطرح بوده و هم اکنون نیز در دست اجراست ولی متاسفانه تا این لحظه این وعده عملیاتی نشده است.
ناصح قادری بیان کرد: مستندات و مدارک مورد نیاز از چند سال گذشته تاکنون در اختیار دبیرخانه کنوانسیون رامسر قرار گرفته است ولی تا این لحظه هیچگونه خبری مبنی بر موافقت اعضای این کنواسیون با ثبت جهانی زریبار اعلام نشده است و محیط زیست استان تلاش خواهد کرد که این مهم در کمترین زمان ممکن اجرایی شود.
وی گفت: ثبت جهانی این اثر باعث می شود که نحوه مدیریت و حفاظت از آن تغییر کرده و در نتیجه از اعمال مدیریت های چندگانه در آن جلوگیری شود و اداره کل محیط زیست امیدوار است که ثبت جهانی زریبار در کمترین زمان ممکن جنبه عملیاتی به خود گیرد.
در حالی مدیرکل فعلی محیط زیست استان کردستان از عدم ثبت جهانی زریبار خبر می دهد که خیرالله مرادی مدیرکل سابق این اداره کل همواره در سخنان خود از سال 85 و زمان تصدی در این مسئولیت خبر از قطعی شدن ثبت جهانی زریبار به عنوان تالاب در کنوانسیون رامسر را مطرح می کرد ...
خبرگزاری مهر
کردستان : آتش سوزی در کوه آبیدر

با تلاش و اقدام به موقع نیروهای آتش نشانی، منابع طبیعی، ارتش، جمعیت هلال احمر و همیاری مردمی آتش سوزی ارتفاعات کوه آبیدر سنندچ بعد از شش ساعت مهار شد. مدیرکل منابع طبیعی استان کردستان یکشنبه شب گفت: آتش سوزی حدود ساعت 14 بعد از ظهر آغاز شد و با بسیج نیروهای موجود بعد از شش ساعت آتش مهار شد. اکرم توفیقی به ایرنا افزود : در این آتش سوزی که در قالب سه نقطه به وقوع پیوسته بود حدود 40 هکتار از اراضی کوه آبیدر طعمه حریق شد . به گفته وی از آغاز آتش سوزی دو نقطه آن با سرعت مطلوبی مهار شد اما نقطه سوم که به جنگل منتهی می شد به سختی و با تلاش بیش از 40 تن از نیروهای حاضر در صحنه مهار شد . وی گفت : کوهستانی بودن منطقه و وزش باد شرایط مهار اتش را با سختی مواجه کرده بود ...
ایرنا
.
پاسخ حسن نجاریان به گزارش تیم زنجان

" ... آقای نگارنده در روزهای آخر سال 1389 در کش و قوس ارسال پرونده کمیته به شورای برون مرزی به سرپرستی تیم گمارده شد، که در عجب بودم چطور فدراسیونی که این همه سخت گیرانه در مورد نفرات برخورد کرد روی سوابق ایشان و عدم حضورشان در اردو ها چیزی نگفتند ... در مورد توافق 3.5 میلون تومانی با تیم زنجان: صحیح می فرمایید لکن علیرغم اعلام نیاز متوالی این جانب تا کنون ریالی پرداخت نگردیده و بنده بر اساس اعتماد به آقایان مبالغ سنگینی من جمله تلفن ثریا برای تیم، خرید مقدار زیادی مواد غذایی و بهداشتی را به شکل امانی هزینه نمودم و هنوز هم بدهکار می باشم که امیدوارم برای وصول این حق نیاز به اقدامات قضایی پیدا نشود ... "
.
متن کامل در : http://ardeshow.blogfa.com
.
.
گزارشی از پیمایش غار سراب

" ... خلاصه کمی پایین اومدم.پام به آب رسید انتظار نداشتم این همه سرد باشه حدودا ۴ و ۵ درجه تخمین زدمش با یک حرکت سریع روی کلک دراز کشیدم کوله پشتیم کمی به سمت راست سر خورد و تعادل کلک رو بهم می زد . (پیش خودم گفتم الانه که کلک چپه بشه). ولی کمی مکث کردم و تکان ها آروم شد. آروم آروم با طناب خودم رو به طرف جزیره کشیدم. واقعا نگه داشتن تعادل کلک بسیار سخت بود. هر لحظه کلک به طرف دیواره ها می چرخید و کار رو سخت تر می کرد. خلاصه به جزیره رسیدم و امیر شروع به تعویض کارگاه کرد و طناب مسیر بعدی رو به دستم داد. و شروع به ادامه ی مسیر کردم تقریبا به وسط آب تالار رسیده بودم که دیدم کلک گیر کرده و دیگه رو به جلو نمی ره، طناب که به انتهای کلک بسته شده بود به یکی از میخ های انتهای کلک گیر کرده بود. و با هزار مکافت و چرخش بر روی کلک تونستم طنابو آزاد کنم. و تکان های کلک کارو سخت تر می کرد و هر لحظه امکان افتادن تو آب بود. بخصوص که در عمیق ترین قسمت تالار بودم. عمق آب حدودا ۶ متر بود ... "
.
متن کامل گزارش را در وبلاگ شازده کوچولو بخوانید :
http://shazdekuchulo.blogfa.com
.
.
عظیم قیچی ساز بر فراز گاشربروم ها
سرزمین ما ، ایران : بندر انزلی
پیشنهاد نرم افزار : Marble

Marble نام نرمافزاری منبعباز است که نهتنها به قصد جای گزینی گوگل آمده است ، بلکه با یک پارچهشدن با پایگاههای دانشی همچون ویکیپدیا اطلاعات زیادی را به دانشآموزان، معلمان و دیگر افراد میدهد. از قابلیتهای این برنامه میتوان به موارد زیر اشاره کرد :
اندازهگیری بین محلهای مختلف، وضعیت فعلی جو کره زمین، نقشههای توپوگرافی، ماهوارهای، نمای خیابانی، زمین در شب، نقشه درجه حرارت زمین و… حتی میتوان با تغییر تاریخ ، اطلاعات دقیقی از وضعیت زمین در آن زمان بهدست آورد .
همچنین در صورتی که روی یک مکان کلیک شود ، مقاله ویکیپدیای مرتبط با آن آورده میشود . برای مشاهده دیگر امکانات این ابزار به نشانی زیر بروید :
.
.
گذری بر حادثه گاشربروم 2

سقوط لیلا اسفندیاری حادثه ناگوار دیگری در تاریخ کوه نوردی کشورمان بود . علت شناسی چنین اتفاقاتی شاید بتواند از بروز چنین حوادثی بکاهد . مشابه چنین حادثه ای سه سال پیش در قله تیلیچوپیک اتفاق افتاد و یکی از بهترین جوانان این مملکت (زنده یاد دکتر سعید بهالو) را از بین ما برد. مقاله پیش رو گذری بر علل بروز چنین حوادثی دارد توجه کافی به این عوامل میتواند این سرمایه ها را برای افتخارات بیشتر در آینده حفظ کند ... خستگی مفرط در ارتفاع، تخلیه انرژی در کوه نوردی ( و اصطلاحا خواب مرگ) یکی از علائم و نشانه های مهم و خطرناک و زمینه ساز بروز حوادث در ورزش کوه نوردی می باشد . عوامل مختلفی می تواند باعث بروز خستگی مفرط در هنگام کوه نوردی باشد که بعضا می تواند علامت خطری جدی وهشدار دهنده در کوه نوردان باشد . علامتی که گاها خود کوه نورد به آن بی توجه بوده و آگاهی به وضعیت خطرناک خود ندارد و به مرور زمان به مرحله خطرناکی از عدم آگاهی به زمان و مکان می رسد . این وضعیت پیش از اینکه خود کوه نورد به آن توجه کند می تواند هشداری جدی برای سایر همنوردان باشد تا جایی که شرایط لحظه به لحظه بحرانی تر و خطرناکتر شود . شاید بارها در طی صعود به ارتفاعات چه بصورت انفرادی وچه بصورت گروهی ،خود یا همنوردتان دچار چنین حالتی شده اید و بحدی انرژی خود را ازدست داده اید که می تواند شرایط را تا مرحله خطرناک یا اصطلاحا "خواب مرگ" پیش ببرد . توجه به علل بروز خستگی مفرط در کوه نوردی می تواند از بروز حادثه یا فاجعه ای جدی جلوگیری کند . این امر باید بیشتر متوجه همنوردان و سرپرست تیم باشد . شرایط صعود خصوصا در ساعات متوالی صعود در یک روز و درنزدیکی قله خصوصا صعودهای بلند 8000 متری می تواند پیش زمینه فاجعه ای غیر قابل جبران و حتی مرگ باشد ...
.
متن کامل را در سایت انجمن پزشکی کوهستان ایران بخوانید
.
.
ماه بلند ...
شغالی
گر
ماه بلند را دشنام گفت .
پیران " تازه کار" شان مگر
نجات از بیماری را
تجویزی این چنین فرموده بودند ...
.
احمد شاملو ... با اندکی تغیییر البته !!
.
.
.
شناسایی 5 غار باستانی در املش

مدیر کل میراث فرهنگی گیلان از شناسایی پنج غار باستانی در روستای بویه از توابع املش خبر داد . امید عزیزی ظهر امروز در جلسه میراث فرهنگی استان گیلان با اشاره به کشف پنج غار باستانی در روستای املش اظهار کرد: سابقه زیست بشر در گیلان بر اساس دادههای حاصل از آخرین مطالعات و کاوشهای باستانشناسی و دیرینشناسی تا حدود 250 هزار سال قبل تعیین و تایید شده است . وی با اشاره به اینکه انسان اولیه برای زیستن نیازمند پناهگاه و سرپناهی بود که در آن بهسر ببرد، افزود: تحقیقات چند ساله اخیر در محوطه پیش از تاریخ و برخی غارها و پناهگاههای صخرهای و سنگی گیلان گواه بر این ادعاست. مدیر کل میراث فرهنگی گیلان گفت: ابزارهای سنگی و استخوانهای انسانی مربوط به دهها هزار سال قبل ما را به این حقیقت رهنمون میکند که بر خلاف گمانهای رایج، سکونت انسان در این گیلان بسیار قدیمتر از تصورهای معمول است. عزیزی با اشاره به اینکه غارهای باستانی بویه در محدوده روستای تاریخی بویه از توابع شهرستان املش قرار دارد، خاطرنشان کرد: این غارها در ارتفاعات این روستا واقع شده و کشف بقایایی از استخوان و سفالینههایی از دورانهای مختلف و غیره نشان میدهد که این غارها در طول ادوار مختلف مورد سکونت قرار گرفتهاند ...
جام جم آنلاین
.
محمود شعاعی : در صعودهای اخیر تنها چهار نفر مجوز داشتند!
این هفتهها کوه نوردان ایران فعال بودند و توانستند بر قلل مرتفع جهان بایستند، هر چند برخی از این صعودها تکراری بود، اما ثابت کرد که هنوز هم کوه نوردان ایرانی میتوانند کارهای بزرگی انجام دهند . رییس فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزش گفت: در این صعودها تنها چهار نفر با مجوز شورای برون مرزی به اجرای برنامه پرداختند . محمود شعاعی اظهار کرد: عظیم قیچی ساز، ایرج معانی، محمود هاشمی و رضا بهادرانی چهار نفری بودند که با مجوز شورای برون مرزی اعزام شدند. البته تمام هزینهها را خودشان پرداخت کردند و فدراسیون تنها هماهنگیهای لازم را انجام داد. وی افزود: برخی از کوه نوردان حاضر در منطقه به خاطر حضور همین نفرات بود که برای صعود آمده بودند. کاری که نفرات ایران انجام دادند کار بسیار سطح بالا و جهانی بود، چرا که این صعود به صورت آلپی و در کمترین زمان صورت گرفت که نیاز به آمادگی جسمانی بسیار بالایی دارد. رییس فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزش با تقدیر از عملکرد عظیم قیچی ساز کوه نوردی اهل آذربایجان شرقی گفت : این ایرانی با غیرت نخستین ایرانی لقب گرفت که توانسته است 7 قله بالای هشت هزار متر را صعود کند. قیچی ساز هم چنین به قله «کانچن چونگا» بدون اکسیژن صعود کرد که کار بسیار خوبی بود. وی در پاسخ به این پرسش که چرا فدراسیون کوه نوردی این مدت بیشتر صعودهای تکراری که سالهای گذشته انجام شده است را انجام میدهد و برنامه ویژه ای ندارد، خاطر نشان کرد: آخرین اعزام در قالب فدراسیون صعود به قله «دائو لاگیری» بود و پس از آن فدراسیون تصمیم گرفت بیشتر روی قلل 8هزار متری کار کند که تاکنون به آنها پرداخته نشده است همانند «کانچن چونگا» یا آناپورنا . شعاعی یادآور شد : با توجه به کمبود اعتباراتی که فدراسیون دچار آن بود ، هم چنین سعی کردیم که بودجه باقیمانده را در بخش سنگ نوردی هزینه کنیم و برای آینده کار کنیم . رییس فدراسیون کوه نوردی در مورد جذب مربی سرشناس برای تیم ملی سنگ نوردی ایران گفت : در سنگ نوردی حضور مربیان این طور نیست که تمام سال را به یک کشور بروند و حضور داشته باشند بیشترین زمان که این مربیان در یک کشور به عنوان مربی میتوانند حضور داشته باشد، دو ماه است که رایزنیهای لازم برای این مربیان هم انجام شده ، اما با توجه به کمبود اعتبارات فدراسیون و حجم و تراکم برنامههای این مربیان هنوز نتوانستهآیم مربی مورد نظر را جذب کنیم . وی افزود : ایران میزبانی مسابقههای مسترکاپ را گرفت و اگر بتوانیم این مسابقات (جام فجر) را به صورت بینالمللی و در سطح بالایی برگزار و وارد تقویم فدراسیون جهانی کنیم به سنگ نوردی ایران اعتباری دیگر میافزاییم ...
ایسنا
.
ماناسلو : روایت ، انتقاد و افشاگری تیم زنجان



" ... آقای نجاریان که مسئولیت فنی تیم را بر عهده دارد از بدو خروج از ایران کمتر با بچه های زنجان ارتباط برقرار می کند و تقریبا" در خدمت تیم زنجان نیست و به صعود شخصی خود با خانم کاظمی فکر می کند بطوریکه پس از شروع برنامه ترکینگ حتی برای یکبار هم که شده با بچه های زنجان هم چادر نشده است . این در حالی است که علیرغم توافق 5/3 میلیون تومانی ایشان با هیئت زنجان برای کمک به تیم زنجان ، هیچ اثر و حرکت مثبتی از ایشان برای کمک به تیم زنجان دیده نمی شود ! ... "
.
متن کامل گزارش تیم زنجان را در لینک زیر بخوانید :
هیئت کوه نوردی و صعودهای ورزشی استان زنجان
.
آخرین خبر از تیم اعزامی باشگاه کوه نوردان آرش به قله برودپیک

از کمپ اصلی جبهۀ جنوب غربی برودپیک خبر می رسد که کرده ای ۳ نفره از اعضا تیم طی ۲ روز کار مداوم توانسته اند، ۳۰۰ متر ثابت گذاری (۱۰۰ متر اختلاف ارتفاع و ۲۰۰ متر تراورس برفی) بالای کمپ ۳ در ارتفاع ۷۲۰۰ متر را با موفقیت به پایان رسانند. این قسمت از مسیر با داشتن نقاب هایی بلند که به سمت جبهۀ غربی در بارش های این فصل هیمالیای قره قروم تشکیل شده اند، فعالیت تیم را با کندی مواجه کرده بود که نهایتا" بعد از ۲ روز ،گشایش مسیر از بین نقاب های تشکیل شده جهت رسیدن به ابتدای تراورس ادامه پیدا می کند . به این ترتیب تیم گشایش مسیر "ایران" توانسته یکی از کراکس های کلیدی جبهۀ جنوب غربی برودپیک را طی کرده و ۲۰۰ متر ثابت گذاری در زیر مسیر صخره ای این جبهه را به پایان رساند . همچنین بر طبق برنامه ریزی قبلی در روز ۵ شنبۀ هفتۀ جاری ۴۰۰ متر ثابت گذاری و ترمیم مسیر گشایش شده تا پای یخچال معلق جبهۀ جنوب غرب انجام خواهد شد . اعضای تیم مستقر در کمپ ۳ بعد از ۳ روز فعالیت فیزیکی در ارتفاع بالای ۷۰۰۰ با مشاورۀ مسئول فنی به کمپ اصلی بازگشته اند و متعاقبا" کردۀ ۳ نفرۀ دوم تلاش برای ثابت گذاری و پیش بینی محل تقریبی استقرار کمپ چهارم در ارتفاع بالای ۷۵۰۰ متر را پی گیری خواهند کرد . طبق پیش بینی انجام شده جهت انجام امور ثابت گذاری مرحلۀ دوم و استقرار کمپ ۴ و رسیدن به ارتفاع ۷۵۰۰ متر و بازگشت به کمپ اصلی با توجه به متغیر بودن جبهۀ هوای روزهای آینده یخچال گودوین آستین حدودا" ۸ روز زمان صرف خواهد شد .
منبع : کوه نیوز
.
آخرین شقایق های دماوند
حکایت ما ایرانیان مرده پرست و بت ساز

" گویا در جامعه ایران هر کسی بمیرد عزیز می شود. فارغ از اینکه شخص مرده واقعا شایسته ستایش باشد یا نه پس از مرگ تنها و تنها باید او را ستایش کرد زیرا به موجب یکی از آلودگی های فرهنگی ما باید به مرده احترام گذاشت و این احترام گذاشتن هم بدان معناست که کسی نباید بگوید بالای چشمش ابرو بوده ... زمانی که یک شخصیت سرشناس می میرد دیگر برای برخی افراد (بسته به محبوبیت فرد درگذشته ، تعداد و درصد این افراد هم متفاوت است) آن فرد تبدیل به بت می شود . بتی که نباید از هیچ بخشش ایرادی گرفت و فقط و فقط باید از او تعریف و تمجید کرد و اگر ایراد بگیری انواع و اقسام برچسب ها را می خوری .
در واقع می توان گفت مردن افراد و حتی چگونه مردن آنها رابطه ای مستقیم و خطی با غیر قابل انتقاد بودنشان دارد . در تاریخ ما و به ویژه معاصر از این دست بت های مرده زیاد داریم که نیازی هم به آوردن نامشان نیست . بسته به خط فکری و ایدئولوژیک افراد هرکسی برای خود بتی ساخته و تراشیده و در نظر او تاریخ به دو بخش پیش از آن بت و پس از آن بت تقسیم شده است . نکته جالب این است که بسیاری از پرستندگان بت های مختلف تاریخ معاصر حتی در زمان زندگی بت خود به دنیا نیامده اند . اگر این گونه است پس به کدامین دلیل یک شخص روی کسی که اصلا در زمان زندگی اش زنده نبوده تعصب پیدا می کند؟ دلیلش مشخص است و چیزی نیست جز روضه ها و مرثیه هایی که از سوی افراد مسن تر که در زمان زندگی خود آن بت را دیده اند خوانده می شود و به مرور آن شخص جوان به مانند آن اشخاص پیر روی آن مرده تعصب پیدا می کند و سپس این دور تسلسل دوره به دوره و نسل به نسل ادامه پیدا کند و آن شخص هم همان روضه ها را برای افراد جوان تر از خود می خواند و حتی ممکن است بت تازه ای برای جوان ترها بتراشد و این گونه است که این آلودگی فرهنگی در تک تک سلول های جامعه ریشه دوانده است و مرده های مختلف برای گروه های مختلف بت هستند و در واقع صاحب تقدس می باشند... اما راه حل این آلودگی فرهنگی چیست؟
راه حل این معضل فرهنگی مشخص است. از نقد کردن هیچ شخص زنده یا مرده ای نباید بترسیم و از سویی باید بدون ترس بگوییم که از فلان شخصیت زنده یا مرده به دلایلی خوشمان نمی آید. نگران این نباشیم که اشخاصی که روی آن فرد تعصب دارند چه برچسبی به ما بزنند. هرچه بگویند مهم نیست چون انسان متعصب سخنش از روی منطق نیست... این بخش اول راه حل بود و در واقع بخش ساده تر آن بود زیرا همه برایمان اظهار نظر درباره شخص مورد تعصب دیگری ساده است اما چیزی که سخت است و در واقع بخش دوم این راه حل این است که خودمان روی هیچ شخص یا اشخاص زنده یا مرده ای تعصب نداشته باشیم و به دیگرانی که به مانند ما ممکن است او را دوست نداشته باشند برچسب نزنیم و بپذیریم که همه به مانند ما فکر نمی کنند. البته یک نکته فراموش نشود و آن این است که هواداری و علاقه داشتن به هیچ شخصیتی ایرادی ندارد ولی زمانی مشکل پیش می آید که علاقه جای خود را به ایمان و تعصب و بت پرستی می دهد ... "
منبع : اینترنت
.
حسرت های یک کوه نورد خلبان ...

بورالان نام منطقه پهناوریست در شمال غربی ترین نقطه ایران زمین که تا مرز ترکیه پیش می رود .
چند ماه پیش فرصتی پیش آمد تا پروازی داشته باشم در این نقطه زیبا ...
به محض نزدیک شدن به ماکو کوه آرارات از دور نمایان شد ... زیبا بود و مغرور ...
مسیر پرواز از ماکو به بورالان را یک بار دیگر چک کردم و جالب بود که دقیقا به سمت آرارات بود . روی ماکو به سمت آرارات چرخیدم و با خیال راحت پرواز را ادامه دادم بدون توجه به دست گاه های ناوبری که با این حساب به آن ها نیازی نبود ...
آرارات وسوسه انگیز بود و بسیار نزدیک ، با خودم گفتم : (( با سرعت به طرفش حرکت می کنم و روی قله اش یک لحظه می نشینم و بعد سریع بر می گردم ! ))
ضربان قلبم از این فکر بالا رفت ... آرارات نزدیک بود و وسوسه کننده ...باید تصمیم می گرفتم ، سرعت را به ماکزیمم رساندم و ارتفاع را به حداقل تا از شر رادار های ترکیه در امان بمانیم و به سمت آرارات پرواز کردم ...
اخطار دستگاه جی پی اس با نزدیک شدن به خط مرزی شروع شد ... تا فکر کنم که چه شده از مرز ترکیه رد شده بودیم ...
صدای کمکم (که کمی هم رودربایستی داشتیم با هم ! ) ناگهان به خودم آورد :(( داری چکار می کنی فواد ؟! از مرز ترکیه رد شدیم ...))
می دانست کوه نوردم و تا اینجا هم چند بار آرارات را به او نشان داده بودم و گفته بودم که روزی در خاک ایران بوده و الان ...
دوباره به کوه نگاه کردم ...نزدیک بود و کمتر از 5 دقیقه با این سرعت تا قله اش راه بود و ...
_(( : دیوانگی نکن پسر من زن و بچه دارم ! )) می دانست چه تصمیمی گرفتم ... صدایش کمی عصبی بود .
خنده استرسی ای کردم و با لحن گول زننده و ناشیانه ای گفتم : (( کسی نمی فهمه !... بدون زحمت می شی فاتح یک قله برون مرزی ، مگه بده ؟... ))
ناراحت شد و قسمم داد که برگردم ...!
گوشم بدهکار نبود ...حالا دیگر دامنه آرارات روبرویم بود و باید ارتفاع می گرفتیم ... اما ارتفاع باعث کشف ما در اسکوپ راداری ترکیه می شد و معلوم نبود عاقبت این کار به کجا ختم شود .
با خودم گفتم : (( لعنتی ! کاش کس دیگری همراهم بود ...))
یکی دو تا از کمک ها بودند که جرات چنین ریسکی را داشته باشند اما این یکی ...
به خودم فحشی دادم و با همان ارتفاع به سمت مرز ایران گردش کردم ...
زیر پا عشایر منطقه برایمان دست تکان می دادند و آرارات ... دور می شد ...
حسرت رسیدن به قله ای که کمتر از پنج دقیقه تا آن فاصله داشتم به دلم ماند ...
بین راه دو بار دیگر چرخی زدم تا تماشایش کنم ...
زیبا بود و مغرور ...
.
از وبلاگ ماگما http://www.magma.blogfa.com
.
کوه نوردان ایرانی بر فراز "گاشربروم یک"

پنج نفر از کوه نوردان ایرانی موفق شدند دقایقی پیش بر فراز قله "گاشربروم یک" به ارتفاع 8068 متر بایستند . عظیم قیچی ساز، محمود هاشمی، ایرج معانی، حسین مقدم و کوروش نگهبان کوهنوردانی هستند که تا زمان درج خبر موفق شدهاند "گاشریروم یک" را صعود کنند. گفتنی است که سه نفر از این کوهنوردان دو هفته پیش نیز قله "گاشربروم دو" را صعود کرده بودند. کوهنوردان کشورمان در حال حاضر در صحت و سلامت در حال بازگشت به کمپ پایینتر هستند ...
.
فراخوان عمومی جهت همکاری در صیانت از محیط کوهستان

بدین وسیله از عموم دوستان کوه نویس و کوه نورد که داوطلب همکاری درامر محافظت از محیط کوهستان های کشورمان هستند ، دعوت به عمل می آید به عنوان نویسنده یک وبلاگ گروهی گامی در جهت این حرکت ارزنده بردارند .
امروز کوهستان های ما در حساس ترین روز تاریخ از نظر نیاز به مراقبت و پاسداری قرار گرفته اند . پیشرفت افسار گسیخته تکنولوژی و حرص آدمی در تصاحب منابع طبیعی ، کوهستان های سرزمین مادری مان را با خطر تخریب شدید مواجه کرده و در بسیاری از موارد حتی کار از کار گذشته است .
دوستان عزیز نگهبانی از این محیط زیست معنوی وظیفه تک تک ماست . شاید هیچ یک از ما به تنهایی قادر به انجام این بزرگ نباشیم اما اجتماع کوه نویسانی که هر یک به نوعی دارای رسانه هستند می تواند به مانند سدی مقاوم در برابر این تخریبات بایستد . آموزش صحیح ، انتشار سریع اخبار زیست محیطی و داد سخن از تخریب برآوردن می تواند مانعی بزرگ برای سود جویان و مخربان محیط زیست کشورمان باشد ودر نهایت قدرت ما بستگی به تلاش و اراده خود ما خواهد داشت .
.
از وبلاگ ماگما http://www.magma.blogfa.com
.
فرشید داودی : اسطوره

آنچه که مسلم است و بد است اینست که ما گاهی نمی دانیم چرا بعضی ها را یگانه، اسوه، اسطوره و خیلی القاب دهان پر کن دیگر می نامیم و این می شود که بعد از مدتی این بادکنک می ترکد و به اصطلاح تقش در می آید و ممکن است فرد را با تحت فشار قرار دادن روانی جهت حصول به این القاب به کشتن هم دهیم و یا جوان ترها را باد در کله شان بیندازیم تا برای اینکه یگانه شوند ناخود آگاه متوسل به ریسک های مخاطره آمیز شوند و به نوعی دست به انتحار بزنند و اگر این اتفاقات رخ ندهد دست کم این واژه ها را لوث و ضعیف وبی معنی می کنیم و این می شود که مادر هر کدام از ما می شود یگانه اسوه ی مادریت!
اصولا غلو در بین ما ایرانیان بیشتر نمود دارد و گاهی در خصوص برخی مسائل بیش از اندازه بزرگ نمایی و غلو می کنیم تا جایی که برخی را تا عرش اعلی بالا می بریم و گاهی وی را با فرق سر زمین می کوبیم یک جور بین صفر و صدیم این عارضه در تمامی بخش های زندگی مان هم رسوخ کرده است یک تصادف می بینم گلگیر یگ ماشین له شده است در تعریف آن در جای دیگر از له و لورده شدن ده ها تن هم داد سخن و شرح ماجرا می دهیم!
دنیای کوه نوردی ما هم خارج از این روحیات نیست مثلا چون از فلان دختر خوشمان می آید آنرا یگانه کوه نورد،دختر کوهستان، غزال تیز پای کوهستان،عقاب کوهستان و شیرزن خلاصه یگانه اختر تابناک آسمان جبالیت و صعودیت و غیره می نماییم و در مقابل چون آقایان طبعا چنگی به دل نمی زنند هر قدر هم قوی باشند نهایت بشوند شغال کوهستان یا گرگ درنده ی کوهستان و یا بز چران و بز کوهی ووو القاب مثبت و منفی ای که گاه بیشتر به طنز شبیه است تا حتی بیان یک واقعیت ساده در خصوص یک نفر ...
.
.
صدمین نشست ماهانهی انجمن کوهنوردان ایران

۱- خبرهای کوهنوردی و گزارش هیئت مدیره
۲- سخنان یکی از مسئولان فدراسیون کوهنوردی
۳- کفت و گو در بارهی کارنامهی انجمن با حضور مدیران کنونی و پیشین انجمن
۴- یادوارهی دو کوهنورد جانباخته در کوه، عیسی میرشکاری و لیلا اسفندیاری
روز چهارشنبه بیست و ششم مرداد ماه 1390 از ساعت ۱۷ تا ۲۰ در سالن شهریاران جوان، آمفیتئاتر شمارهی ۲
.
وبلاگ آناپورنا : کامنتینگ مبتذل
چند تا توله سگ برای باباشون جشن تولد می گیرن روی کیک می نویسن : پدر سگ! تولدت مبارک .
غضنفر تو عروسی می بینه همه موبایل دارن یه کاغذ لوله میکنه می بنده به کمرش بهش میگن این چیه؟ نگاه می کنه میگه وای برام فکس اومده
از بخش نظرات وبلاگ آناپورنا در پست مصاحبه با خواهر لیلا اسفندیاری
زیباییهای چغاخور

زیباییهای چغاخور بیشتر از آن است که بشود در چندین قاب عکس آن را به تماشا گذاشت یا در چند صد کلمه از آن نوشت. چغاخور را باید دیده باشید تا شاید کمی از لذت تماشایش را با این نوشته یادآوری کنید. «یکی از تالابهای ایران که ساحت و اعتبار بینالمللی دارد و چون نگینی مسافران محورهای ارتباطی شهرکرد - خوزستان را به خود جلب میکند، تالاب زیبای چغاخور بختیاری است.» اما بسیاری از فعالان محیط زیست و دوستداران طبیعت این سرزمین دیگر پیشوند «تالاب» را برای چغاخور به کار نمیبرند آنها معتقدند دیگر چغاخور تالاب نیست چرا که عملا به دریاچه سد پایین دست چغاخور تبدیل شده و این روزها خاک برداشت شده برای عملیات انتقال آب به بستر تالاب ریخته میشود . تالاب چغاخور دیگر تالاب نیست چون ارتفاع آن با سدسازی در پایین دست نزدیک به 10 متر بالا آمده و اصطلاحا به محیطی تالاب میگویند که کف بسترش محل تابش نور خورشید باشد . ولی دیگر در چغاخور این اتفاق نمیافتد و این تالاب به نابودی نزدیک شده است. جالب اینکه وقتی چندین خبر در مورد این تالاب را زیر و رو میکنید میبینید که حتی مسوولان نیز برای نام بردن از چغاخور از واژه «تالاب» استفاده نمیکنند و آن را «سد چغاخور»! مینامند .
میثم اسماعیلی _ جام جم
.
مدیر باشگاه دماوند و نصب تندیس زن کوه نورد مسلمان

" شایان پور مدیر باشگاه دماوند گفت : در ماه آینده بزرگ داشتی در خور لیلا اسفندیاری از سوی باشگاه دماوند برگزار خواهد شد و به همین مناسبت تندیس او ساخته خواهد شد تا با همکاری شورای شهر تهران در قطعه نام آوران تهران برای حفظ خاطره این قهرمان ملی نصب شود . وی همچنین از رایزنی های باشگاه دماوند با شورای شهر تهران برای نام گذاری میدانی به نام لیلا اسفندیاری به عنوان تنها زن مسلمان فاتح دو قله مهم هشت هزارمتری دنیا خبر داد . "
منبع : از لینک های سایت کوه نیوز
.
.
میخ بر فرق دماوند بخاطر لیلا !!

نصب لوح یادبود بر روی قله دماوند !!
سه میخ بلند را بر پیشانی نماد ایران ، دماوند ، کوبیدم
آن چنان که می بینید
با چکشی که بر فرق دماوند کوبیدم، لیلا اسفندیاری را خوشحال ساختم ؟!
درود بر من ؟ درود بر تو ؟ درود بر که ؟
درودی نیست ! دردی است !
سخن روز

" بیچاره ملتی که نیازمند قهرمان باشد "
گالیله
..
پی نوشت :
از میان کسانی که این روزها برای لیلا اسفندیاری سینه چاک می دهند ، براستی چند نفرشان به او در رنج ها و تنهائی هایش یاری رساندند ؟!
.
لیلا اسفندیاری " شیرزن یگانه ی کوه نوردی ایران" نبود!
" هر عمل متهورانه ای که با شور و شیفته گی انجام شود حس احترام و تحسین را بر می انگیزد ... موریس هرزوگ در مقدمه ی کتاب آناپورنا جایگاه زنان "
.
_ اگر " نگرش و تفکر واقع بینانه و منطقی و مبتنی بر برخوردی مسئولانه " را آن وجه غالب و حاکم بر کوه نوردی جهان بدانیم که با پیروی از اصول و بنیان های علمی و فنی این ورزش سعی در کاهش مرگ و میرهای ناشی از خطاهای انسانی دارد ، در کشور ما و در مسیری کاملا معکوس ، " نگرش و تفکر شعاری ، احساسی ، تهییجی و مبتنی بر بازی با کلمات و جو سازی و قهرمان پروری " در ورزش کوه نوردی حرف اول را می زند !
_ یکی از باشگاه های قدیمی کوه نوردی در تهران را می توانیم نماد و نماینده ی اصلی چنین نگرش و تفکری در کوه نوردی ایران بدانیم . نگرش و تفکری که از اوائل دهه ی هفتاد به آرامی نفوذ و سپس حاکمیت خود را در این باشگاه آغاز کرد و تا به امروز نیز به حیات خود ادامه می دهد . آنان با خلق ادبیاتی که بر پایه های اغراق ، بازی با کلمات و تهییج احساسات استوار بود اعضای خود را شیرزن و دلاور مرد و یگانه ستاره ی تابناک آسمان ... نامیدند و در نمونه هایی آشکار از جوسازی های غیر واقعی ، درپایان برنامه های باشگاه شان می نوشتند : ایران لرزید !! ...
_ این باشگاه دارای رکوردی بی نظیر در تاریخ کوه نوردی ایران است : از زمستان سال 74 تا به امروز ، 12 نفر از اعضا و 2 نفر غیر عضو ( سامان نعمتی و سعید طاهری ) در طی برنامه های مختلف جان خود را از دست داده اند . آیا می توان کشته شدن این 14 جوان سرزمین مان را پایه ی تحلیل و نقد تفکر و نگرش یاد شده در بالا قرار داد و حاکمیت فرهنگ " صعود به هر قیمت ممکن " و تلفات انسانی ناشی از آن را نتیجه ی تاثیر و حاکمیت ادبیاتی تهییجی ، تبلیغی ، شعاری و مبتنی بر بازی با کلمات و قهرمان پروری در کوه نوردی کشورمان دانست ؟
_ در آخرین مورد نیز لیلا اسفندیاری بعد از مرگ ، از سوی سایت رسمی این باشگاه شیرزن یگانه ی کوه نوردی ایران نامیده شده است ، اما ... آیا می توان چنین توصیفات و القابی را واقعی دانست ؟
_ لیلا اسفندیاری کوه نوردی خوب و پرتوان بود و مانند هر انسان دیگری دارای نقاط قوت و ضعف فراوان . انتقاد از پاره ای تصمیمات ، عملکرد و نتایج برنامه هایی مانند پیمایش غار پراو و یا نانگاپاربات هیچگاه نتوانست جای آن حس احترام و ستایشی را که نسبت به او برای اجرای برنامه های جدی کوه نوردی و اراده و پشتکار مثال زدنی اش وجود داشت بگیرد . " انتقاد در عین احترام و ستایش " تمام آن خط مشی و موضعی است که در تمام این سال های پر فراز و نشیب نسبت به لیلا اسفندیاری _ و همچنین کاظم فریدیان _ وجود داشت و دارد .
_ به تازه گی فیلمی از تلاش لیلا اسفندیاری در کی 2 توسط رضا نظام دوست بر روی اینترنت قرار گرفته است . در این فیلم لیلا ضمن تکرار آزار دهنده ی بارها و بارها گفته شده ی فروش خانه برای اجرای برنامه به محکومیت انتخاب شخصی انسان های دیگر نیز می پردازد و نشان می دهد که کوچکترین احترامی برای دیگرانی که چون او فکر نمی کنند و چون او تصمیم نمی گیرند و چون او رفتار نمی کنند قائل نیست : " ... ولی همین آدما ، باعث بسی تاسفه ، هر کدوم کار دولتی رو دارن ، حقوق خوب می گیرن ، مهمونی شون رو میرن ، گردش شون رو میرن ... ولی من چی ؟ کارم رو بخاطر اینکه بیام اینجا از دست دادم ... شما از ماشین هاتون دل نکندین اما من از خونه از کارم از آینده ام از جونم گذشتم تا به این سفر اومدم ... " اگر به لیلا اسفندیاری بخاطر چنین نگرشی انتقاد داشتیم ، اگر به او می گفتیم که انتخاب شخصی انسان ها برای نوع کار ، مهمانی و گردش و داشتن ماشین و ... نه به لیلا اسفندیاری و نه به هیچ کس دیگر در این دنیا ربطی ندارد ، هم چنان که انتخاب های شخصی او برای کسب شهرت و افتخار به هر قیمت ممکن و گذشتن از همه چیز و ... ربطی و منتی بر سر کسی ندارد بدین خاطر بود که او را نیز مانند هر انسان دیگری با نقاط ضعف و قوت فراوان می دانستیم . آیا می توان تبلور بخشی از معنا و مفهوم واقعی یگانه شیرزن کوه نوردی ایران را در وجود اندیشه های والا و انسانی جست و جو کرد ؟
_ حاصل و نتیجه ی اجرای دو برنامه ی مهم و جدی پیمایش غار پراو و نانگاپاربات سه کشته برای کوه نوردی کشورمان بوده است . یاد و خاطره ی ویکتوریا کیانی راد ، امیر احمدی و سامان نعمتی هیچ گاه فراموش نخواهد شد . اگر قرار است یگانه شیر زنان بعدی کوه نوردی ایران نیر چنین کارنامه ای داشته باشند از هم اکنون ، مخالفت خود را با تمامی آنان اعلام می کنیم .
_ لیلا اسفندیاری شیرزن یگانه ی کوه نوردی ایران نبود . لیلا اسفندیاری کوه نوردی خوب و پرتوان بود که همانند هر انسان دیگری نقاط ضعف و قوت فراوانی را در وجود خود داشت . یاد و خاطره ی او نیز هیچ گاه در کوه نوردی ایران فراموش نخواهد شد .
.
.
پی نوشت :
1_ محور و مضمون اصلی این یادداشت ، نقد تفکری است که از طریق شعار ، بازی با کلمات ، تهییج احساسات و جوسازی به قهرمان پروری های غیر واقعی در کوه نوردی ایران مشغول است . هنوز بندهای این یادداشت به انتها نرسیده بود که در بخش نظرات خواننده گان نوشتند که بهتر نبود مثلا تا ... صبر می کردید ؟! پاسخ : خیر ! این یادداشت ، واکنشی متقابل است به عملکرد ماشین پرقدرت " اسطوره سازی " که بلافاصله و بدون کوچکترین درنگ و تاخیری پس از انتشار خبر درگذشت لیلا اسفندیاری حرکات نمایشی خود را آغاز کرد .
2_ در بخش نظرات خواننده گان نوشته اند که چرا در این وبلاگ نسبت به خبر مراسم یادبودی که از طرف خانواده ی لیلا اسفندیاری برای روز یک شنبه در مسجد الجواد اعلام شده هیچ گونه اطلاع رسانی نمی شود ؟ پاسخ : چون این مراسم یادبود را واقعی نمی دانیم !! طبق گفته های خواهر لیلا در آخرین مصاحبه ای که منتشر شده ، او ( لیلا اسفندیاری ) از سوی خانواده اش طرد شده بود و لذا طبیعی به نظر می رسد که با وجود چنین وضعیتی ( طرد در زمان حیات ) برگزاری مراسم یادبود بعد از شنیدن خبر مرگ را چندان واقعی ندانیم .
از آلپ تا دماوند

دماوند ( عکس از فرامرز نصیری )
مستند " از آلپ تا دماوند " به کارگردانی و تهیهکنندگی فرهاد ورهرام برای شبکه دو تولید میشود . این مستند 80 دقیقهای که تاکنون بیش از 70 درصد تصویربرداری آن به پایان رسیده است، برای اواخر پاییز سال جاری آماده پخش خواهد شد. در این مستند به معرفی دماوند به عنوان بلندترین کوه ایران و خاورمیانه ، معرفی جغرافی دانان یونانی ، سیاحان و جغرافی دانان اسلامی و اروپایی و محققین معاصر ایرانی ، برگزاری آیین های ایرانیان در دماوند، معرفی روستاهای قدیمی و زیارتگاه ها، برگزاری مراسم مذهبی روستاهای اطراف قله دماوند، زندگی دامداران کوچ رو در این منطقه، معرفی موزه تاریخ طبیعی وین و دپارتمان جغرافیای دانشگاه شهر گراتس در اتریش، مصاحبه با دو محقق برجسته اتریشی در دامنه کوه آلپ و ... پرداخت میشود.
ایرنا
کورژونفسکایا : کوه نوردان همدانی چمدان های خود را بستند
تیم مستقل هیمالیا نوردی استان همدان متشکل از کوه نوردان منتخب استان برای فتح قله کورژونفسکایا ، ایران را به مقصد تاجیکستان ترک کردند. این تیم هفت نفره که پس از اردوی آمادگی و بعد از انجام تست های آمادگی جسمانی از بین 23 کوه نورد داوطلب استان انتخاب شده اند، در مدت یک ماه این قله هفت هزار و 105 متری را فتح خواهد کرد. تیم هیمالیانوردی همدان پیش از این سابقه صعود به قلل لنین و خانتانگیری در قرقیزستان و موستاق آتاق در کشور چپن را دارد. آقایان علی اصغر بیاتی، حسین عظیمی، مهدی گلخن بان، هادی شئونات، هومن فرزانه کاری، سید مهدی طباطبائی و وحید محمودی اعضای تشکیل دهنده این تیم هستند .
خبرگزاری ایسنا
سرزمین ما ، ایران : روستای هجیج

روستای هجیج یکی از روستاهای پلکانی است با کوههای سنگی، مناظرسرسبز، چشمههای خروشان و مسیر پرپیچ و خم که چشم هر بینندهای را به خود معطوف میکند، به طوری که علاوه بر گردشگران، همواره هنرمندان خوش ذوق را به سمت خود میکشاند . به علت کمبود زمین، پشت بام هر منزلی حیاط منزل پشتی محسوب میشود، طبعاً محل بازی بچهها و تفرجگاه والدین است . مجموعه روستای هجیج یکی از شگفت انگیزترین روستاهای جهان است با مجموعهای از خیابانهای نیمدایره و ردیف ساختمانهای یک رو به دره عمیق و رودخانه زیبای سیروان ...
.
شرپای ارتفاع مقصر مرگ لیلا اسفندیاری ؟!



خبرگزاری ایسنا : روز گذشته بود که خبر مرگ ششمین ورزشکار ایرانی در 10 روز گذشته اعلام شد . این ورزشکار «لیلا اسفندیاری» بانوی کوه نورد ایرانی بود که هنگام بازگشت از قله «گاشربروم 2» در نپال دچار حادثه شد . در این صعود یک ایرانی دیگر همراه «لیلا اسفندیاری» بود که لحظه به لحظه در جریان اتفاقات بود و به صورت معجزه آسایی از این سقوط جان سالم به در برد؛ او معتقد است مقصر اصلی این حادثه تلخ، شرپای ارتفاع «لیلا اسفندیاری» بود .
عبدالعظیم برهمنی ، 55 ساله در شرح لحظه به لحظه این حادثه به خبرنگار ایسنا گفت : شاید عامل اصلی سقوط «لیلا اسفندیاری» شرپای ارتفاع او بود که فردی کاملا خونسرد بود و هیچ کمکی به اسفندیاری نمیکرد ؛ به نحوی که وقتی من چای برای اسفندیاری آماده کردم ، این کارگر حتی در کنار چادر هم نبود ، چه برسد به این که در موقع لازم بتواند به لیلا اسفندیاری کمک کند. برهمنی با تاکید بر این که این سهل انگاری شرپا را میشود از طریق قانونی پیگیری کرد، یادآور شد: با درخواست خانواده آن مرحوم میشود از طریق قانونی این سهل انگاری را پیگیری کرد، اما اگر پیگیری نباشد آنها هم جواب گو نخواهند بود . همراه مرحوم «لیلا اسفندیاری» در صعود به قله «گاشربروم 2» در تشریح این حادثه گفت: اسفندیاری هنگام بازگشت از قله بر اثر سرخوردن از شیب یخی به دره سقوط کرد و جان خود را از دست داد. من هم سقوط کردم، اما داخل یک غار یخی افتادم و به شکل معجزه آسایی نجات پیدا کردم ...
خبرگزاری ایسنا
..
به نظر می رسد نباید این گونه مصاحبه های شتاب زده و نظرات متناقض و آشفته ی مطرح شده در آنها را جدی گرفت . ابتدا صحبت از "مقصر اصلی " می شود و سپس چند خط پایین تر گفته می شود " شاید " و بعد هم برای ارائه دلیل و مدرک و سند در اثبات "سهل انگاری" شرپای ارتفاع حرفی زده می شود که بیشتر به طنزی مضحک شبیه است : " وقتی من چای برای اسفندیاری آماده کردم ، این کارگر حتی در کنار چادر هم نبود !! " ... آقای برهمنی عزیز و گرامی ! نه لیلا اسفندیاری کلئوپاترا بوده و نه شرپای ارتفاع او برده ای حلقه برگوش و ... اگر به صورتی مشخص برای سقوط لیلا ، دلایلی فنی مبنی بر اثبات سهل انگاری شرپای ارتفاع او دارید از آنان سخن به میان آورید !
.
همنوردان ...




ما
برمی گردیم
از هیاهوی سپیده دمی سرخ و
بر بال پرندگانی بی آواز
که آسمان های جهان را دوباره پشت سر دارند ...
.
یاد و خاطره شان گرامی باد
..
ماه بلند ...

شغالی
گر
ماه بلند را دشنام گفت .
پیران " تازه کار" شان مگر
نجات از بیماری را
تجویزی این چنین فرموده بودند ...
.
احمد شاملو ... با اندکی تغیییر البته !!
کامنت روز
" یک پیشنهاد : سیر حوادث ناگوار در کوه نوردی کشور که که منجر به مرگ یا جرح گردیده بنظر رو به فزونی است . آیا وقت آن نرسیده تحقیقی فراگیر در این خصوص انجام شود؟ نتایج این تحقیق و تعیین شرایط ایران در مقایسه با سایر کشورها اولین گام در اتخاذ روش های اصلاحی خواهد بود و بایستی به سوالاتی نظیر :
1_ آیا آمار حوادث در ایران از متوسط جهانی بالاتر است ؟ (شبیه تصادفات جاده ای و ...)
2_ سهم هر یک از عوامل ذیل در این حوادث چقدر است ؟
# کیفیت آموزش
# کیفیت وسایل مورد استفاده
# تجربه کوه نورد قربانی و همنوردان و تناسب آن با برنامه
# کیش شخصیت و ناهنجاری های فرهنگی نظیر تفکر "صعود به هر قیمت" نزد قربانی ، همنوردان و جامعه کوه نوردی
# عدم حساسیت هدفمند افکار عمومی جامعه کوه نوردی
انجام مناسب این کار قطعا فراتر از ظرفیت نهادهای دولتی مباشد و نیاز به تشکلی "مردم نهاد " ( شاید انجمن ) بعنوان متولی دارد .
یک راه تشکیل کارگروهی از کوه نویسان برای این منظور می باشد ، این تیم بایستی ارتباط گسترده ای با نخبگان و متولیان این ورزش داشته باشد . لزومی ندارد اعضای این تیم هیمالیا نورد باشند بلکه بایستی بتوانند ضمن جمع آوری اطلاعات مرتبط ازنظرات کوه نوردان ،پیش کسوتان و ... استفاده نموده و نهایتا در فرآیندی علمی به دسته بندی و آنالیز "ورودی ها " بپردازند . بنظر می رسد چنین پتانسیلی نزد کوه نویسان (حداقل بخشی) وجود دارد، جماعتی که می توانند روزها ،هفته ها و یا ماه ها به بحث های بی پایان در مورد" صعود قلم" نظیر شمارش صعود ها ، مبتکر آن ها ، مادر وپدر و مادر بزرگ آنها و ... بپردازند .قطعا وقت لازم جهت انجام این کار آماری ، تحقیقی و تحلیلی راخواهند داشت . این کار گروه می تواند با داشتن وبلاگ اختصاصی فراخوانی جهت جمع آوری اطلاعات مرتبط بدهد و ضمن تهیه پرسش نامه های مناسب با تعیین "جمعیت های نمونه آماری" از مرتبطین این رشته اقدام به نظر سنجی نماید و با تحلیل نتایج ، سهم هر یک از عوامل پیش گفته را در بروز حوادث کوه نوردی تعیین نماید . کار بایستی بدور از جنجال ها و حب وبغض ها انجام شود . هدف تعیین شخص یا اشخاص مقصر نباشد و از بردن نام ها و ایجاد تنش و حساسیت پرهیز شود چه در غیر این صورت اولین قربانی "حقیقت" خواهد بود . حتی به اشخاص مورد نظرسنجی اطمینان داده شود که اسامی آنها محفوظ خواهد بود . در خاتمه متذکر می گردد نویسنده ادعا و تعصبی نسبت به این متن ندارد و نقد بررسی آن موجب امتنان است . این نوشته جرقه ای است در دل تاریکی ، باشد که خورشید به همت دوستان به این تاریکخانه بتابد . "
نویسنده : نسیم ... در بخش نظرات خواننده گان
.
همدان : ورکانه ، زیباترین روستای رنسانسی ایران

روستای ورکانه همدان که به عنوان نگین گردشگری روستایی این استان شهرت یافته است با سنگهای لاشه که تمام کوچههای آن را احاطه کردهاند زیر نورهای موضعی به رنگ قهوهای سوخته در میآیند که تصاویر اروپای دوران رنسانس را یادآور میشود . تداخل نورهایی که از بالا و پایین دیوارها و خانهها را احاطه کردهاند با رفتن خورشید خود را بیشتر به رخ میکشند و زیبایی که تمام بافت این روستا به دلیل درخشندگیاش به دست آورده برای بسیاری از گردشگران جاذبهای مدرن در بافت سنتی محسوب میشود. جاذبههایی که حتی مسئولان سازمانی همدان نیز از آن به عنوان نگین روستاهای همدان نام میبرند.

روستای ورکانه یکی از روستاهای دهستان الوند کوه شرقی در شرق شهرستان همدان است که در دامنه کوه قرار دارد و کوههای سرده در سه کیلومتری شمال شرقی، کوه سرخ بلاغ در سه کیلومتری جنوب غربی و کوه قرهداغ در چهار کیلومتری شرق این آبادی قرار دارند. در هر کوچه این روستا که قدم میگذاری، فرش سنگی زیر پا، احساسی زیبا را در وجود انسان ایجاد میکند، تمام کوچهها جدولکشی شده و مانند شهری زیبا به نظر میرسد و چراغهای روشنایی زیبایی که مناسب سنگفرشهاست کنار پیاده رو تعبیه شده است ...
خبرگزاری مهر
.
و زندگی هم چنان ادامه دارد ...
" خبر از کوروش نگهبان در کمپ اصلی گاشربروم 2 ... در تماس تلفنی امروز وحید بهرامی با هم نورد گرامی کوروش نگهبان که هم اکنون در کمپ اصلی گاشربروم 2 به سر می برد ایشان ضمن ابراز اندوه خویش برای از میان رفتن لیلا اسفندیاری اعلام داشت منتظر یک هوای خوب و بازسازی بدنی برای صعود به قله است ... "
کوه نوشت : معنای انسانیت ...

در بین اسامی اعلام شده از صعود کنندگان امسال "گاشربروم ۲" ؛ شاید شما هم مثل من در جست و جوی نام کوهنوردی نام آشنا؛ ریز نقش اما توانمند که سابقهی ۳ صعود به قلل بالای هشت متر را دارد بگردید! ... و وقتی نام " ایرج معانی " را نمی بینید؛ بی درنگ برایتان سئوال شود که چرا او صعود نکرده است؟! ... توانش را نداشته؟! ... هم هوا نبوده؟! ... یا دچار حادثه شده است؟!
... اما به واقع نه تنها هیچ اتفاقی برای "ایرج" رخ نداده و هم اکنون در سلامتی کامل است؛ بلکه به یمن وجدان بیدار و منش ستودنیاش؛ یک کوهنورد دیگر، یک ایرانی دیگر، یک انسان دیگر نیز اکنون در صحت و سلامت کامل به سر میبرد!
او در عین توانمندی برای صعود به این قله؛ کاری ستودنی کرده؛ که کمتر از صعود به قله های مرتفع دنیا نیست! ... "ایرج معانی" از نردیکی قله داوطلب میشود تا همنوردش را که با شرایط نامساعدی روبرو بوده تنها نگذارد و با او بازگردد!
... او با مغلوب کردن شهوتی که هر انسانی را برای کسب شهرت و افتخار وسوسه میکند؛ با صرف نظر از ادامهی صعود و بازگشت از نزدیکی قله؛ کسب افتخاری بیمدال را انتخاب و معنا میکند! ...
متن کامل را در کوه نوشت بخوانید
.
برای لیلای کوه نوردی ایران

" لیلا... لیلا ... کم کم هوا دارد گرگ و میش می شود سفره پهن است ... دختر زود بیا تا غذا از دهن نیوفتاده ... دختر با گیسوانی مثل همیشه بافته هرکدام روی یک شانه اش، الان میام مامان و دوان دوان به سمت آغوش مادر می جهد و من دیگر هرگز پایین آمدنش را نمی بینم! ...
سلام... لیلا اسفندیاری هستم!!!
افتخار دارم امروز در جمع دوستان گرد آمده در انجمن کوه نوردان گزارش صعود به گاشربروم دو!! را قرائت کنم و من یکبار دیگر توانستم ... امروز که در میان ... شما ... به عنوان کسی که به نام لیلا می شناسید ... لییییلا می شناسید ... لیییییلا ... همه چیز به آنی محو می شود دوربرم را نگاه می کنم حجمی از مه سنگین دارد خفه ام می کند قطرات آب را روی تنم حس می کنم .
روبروی امامزاده صالح روی پله ها نشستیم لیلا رو به من در می آید که من قله رو صعود می کنم و بعد از صعودم قول بده دوباره یک شب با هم بیاییم اینجا ... شخصی دو کیسه نمک روی پای ما می اندازد نذری است . می گویم لیلا بدجور نمک گیراینجامون کردند!
۳۱ تیرماه کهار را به پایین سرازیریم . ساعت به چهار و پنج می زند موبایل پرستو ابریشمی زنگ می خورد مشغول صحبت می شود چند قدمی دور می شوم که شنود ناخواسته نباشد بعد چند لحظه ای به پشت سر نگاهی می اندازم پرستو را می بینم بهت زده به نقطه ای نامعلوم خیره مانده نزدیک می شوم پرستو تو حالت خوبه؟ جوابم را نمی دهد! پرستو ... فقط می گوید لیلا در گاشربروم ... بغض می ترکاند اشکش سرازیر می شود به گوشه ای می خزد زانوانش از گیر می رود روی زمین می افتد . همانجا بی حرکت می مانم تا ته ماجرا را می خوانم ضجه ی پرستو دل سنگ سرما گرما دیده کوه را هم می لرزاند! من هم بی صدا...
چیزی برای گفتن نیست بازی به انتها رسیده . به آنی چهره ی خندان و گاه قهقهه های بلند لیلا به چشمانم می آید تصویر میان قطرات اشک مواج می شود و شره می کند به روی کوه می چکد هم لیلا و هم اشکهای من هر دو چکیده شدند بر دل سنگ! خاطرات لیلا مثل فیلمی که سرعتش را تند کرده اند به جلوی چشمانم ظاهر می شود و ناگهان آنقدر سریع می شود که چشمانم به سیاهی می رود . پرستو لحظه ی رو به من می کند به تلخندی می گوید حتما شوخی است نه ؟ می گویم دلم می خواهد همین الان کسی زنگ بزند و بگوید شوخی است و من خودم و تو را و حسمان را به خنده بگیرم و آنقدر بخندیم و هم را دست بیندازیم که ... ولی فقط کسی بگوید لیلا هنوزم هست! باران اندکی باریدن می گیرد بوی خاک به مشام می آید .
ازمیدان جمهوری نواب را به پایین سرازیر می شوم سر دامپزشکی نگاهم به در و بعد پنجره خانه لیلا می افتد چند لحظه ای می ایستم هنوزم بسته است و پرده ها کشیده هیچ نوری سو سو نمی زند لحظاتی به در خانه خیره می مانم نگاهم را از در می گیرم قطرات اشک به چشمانم سرازیر می شود. باد آن را روی صورتم پخش می کند ... "
از نوشته های فرشید داودی
.



