در لحظه

 

کی بود و چگونه بود

که زیر قدم هامان

خاک

         حقیقتی انکارناپذیر بود ؟

.

به زایش دیگر باره ی امید

چندگاه باقی ست ؟

.

شعر : احمد شاملو

عکس : فرامرز نصیری

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ امرداد ۱۳٩٢
    پيام ها    +


کلاغ ها و قابلیت شناسائی انسان های خطرناک

 

به گزارش ایسنا ، محققان دانشگاه واشنگتن ، پنج سال پیش دریافتند که کلاغ‌ها از قابلیت تشخیص انسان‌های خطرناک برخوردارند . محققان در تحقیقات خود با نقابی شبیه انسان‌های غارنشین ، کلاغ‌های آمریکایی را در تله انداختند . این کلاغ‌ها سپس تمام افرادی را که با این شمایل می دیدند ، دنبال کرده و به شدت واکنش نشان می دادند اما در برابر انسان‌های عادی رفتاری آرام داشتند . از آن به بعد این محققان به بررسی واکنش کلاغ‌ها به نقاب‌ها پرداختند . دو هفته بعد از این جریان ، 26 درصد کلاغ‌ها با افراد نقابدار با شدت برخورد کرده و در مدتی حدود دو سال و هفت ماه بعد این میزان به 66 درصد رسید . در سال پنجم این تعداد بیشتر شده و حتی از محدوده تحقیق به خارج درز کرده بود . این در حالی است که به گفته محققان ، کلاغ‌های جوان نیز که در زمان وقوع حادثه اصلی به دنیا نیامده بودند نیز با کپی برداری از رفتار والدین خود با افراد نقابدار با شدت برخورد می‌کردند .

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ امرداد ۱۳٩٢
    پيام ها    +


کوه نوردان چرا در اورست می‌میرند؟

 

محققان آمریکایی و انگلیسی با انجام تحقیقات وسیع بر روی مرگ و میر کوه‌نوردان در کوه "اورست" به مستندات تازه‌ای درباره دلایل مرگ آنها دست یافتند.

 

یک تیم تحقیقاتی بین‌المللی اولین مطالعات گسترده را درباره فاکتورهایی که باعث مرگ کوه نوردان "اورست" می‌شوند، انجام داد. این فاکتورها عبارتند از : شرایط آب و هوایی سخت، خستگی، ورم مغزی، سقوط بهمن و مشکلات تنفسی.

 

این مطالعات توسط محققان آمریکای شمالی و انگلیسی انجام شد و در مجله پزشکی انگلیس منتشر شد.  کوه "اورست" یکی از خطرناک‌ترین کوه‌هاست. از سال 1920 هزاران کوه نورد سعی کرده‌اند تا به قله آن که در ارتفاع 29 هزار پایی است ، دست یابند. بیش از 200 نفر تاکنون جان خود را در این راه از دست داده‌اند.

 

دکتر کنت مور، استاد فیزیک از دانشگاه تورنتو می‌گوید: تاکنون مطالعات گسترده‌ای در این باره انجام نشده بود. بعد از انجام این تحقیقات ما به خوبی می‌دانیم که چه فاکتورهایی نقش مهمتری در مرگ کوه نوردان در اورست ایفا می‌کنند. محققان 212 مرگ در اورست بین سال‌های 1921 تا 1969 را بررسی کرده‌اند، آنها از اطلاعات ثبت شده زیادی در پایگاه‌های مختلف استفاده کردند.

 

آنها دریافتند:

- 192 مرگ بالاتر از کمپ آخر اتفاق افتاده‌اند که نسبت به مرگ و میر در کوه‌های دیگر این آمار در "اورست" بیشتر است.

 

- شرایط آب و هوایی سخت دلیل 25 درصد از مرگ‌ها را به خود اختصاص داده است.

 

- بالاتر از ارتفاع هشت هزار متر، آن دسته از افرادی که مشکل تنفسی پیدا نکرده‌اند بر اثر مشکلات مغزی و به خصوص ورم مغزی جان خود را از دست داده‌اند.

 

- بسیاری از کسانی که در اورست مرده‌اند از گروه خود جا مانده‌اند که این به دلیل خستگی بوده است.

 

- بیشتر کوه نوردان هنگام صعود به ارتفاع بالاتر از هشت هزار متر مرده‌اند در حالی که محلی‌ها (اهالی پنال و تبت) بیشتر در ارتفاع پایین‌تر جان خود را از دست داده‌اند.

 

- سفر به اورست حدود 60 روز طول می‌کشد. 80 درصد کوه نوردان بعد از رسیدن به قله جان خود را از دست می‌دهند.

 

دکتر فیرت مدیر این تحقیقات، از دانشگاه ماساچوست می‌گوید: این تصور وجود داشت که سقوط بهمن و مشکلات تنفسی در کوه اورست مهم‌ترین دلایل مرگ و میر کوه نوردان است. اما تحقیقات ما نتایج دیگری را نشان می‌دهد.

 

یکی از محققان می‌گوید: تحقیقات ما برای جلوگیری از مرگ و میر در کوه اورست بوده است. بیشترین کسانی که در این کوه می‌میرند جوان هستند و دوستان و خانواده‌های آنها از وجودشان بی‌بهره می‌مانند. کوه نوردی مفرح است، اما باید مراقبت‌های لازم انجام شود تا به بهای مردن کوه نوردان تمام نشود. کوه نوردان سعی کنند آمادگی لازم را کسب کنند سپس دست به صعود بزنند. کوه اورست سال دیگر هم سر جای خود خواهد بود.

 

ایسنا

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ امرداد ۱۳٩٢
    پيام ها    +


کافه کوه مرداد

 

در آخرین پنج شنبه این ماه در کنار هم دوستی را جشن می‌گیریم در کافه کوه مرداد ماه

 

 

ساعت 15 پنج شنبه کافه محمد تهرانی

 

 

از وبلاگ مکث

 

 

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ امرداد ۱۳٩٢
    پيام ها    +


فاجعه ی برودپیک: جشنواره ای از روایت های نه چندان شبیه به هم!!

روایت رامین شجاعی از تماس ساعت 16 روز سه شنبه 25 تیر

در وبلاگ داستان کوه  :

" ... حدود ساعت 4 مجتبی تماس گرفت. لحنی خسته و تا حدی ناامید داشت. برای اولین بار در طول برنامه از من می پرسید چه «دستوری» می دهم.

مجتبی: آقا رامین، ما خیلی خسته ایم. در ارتفاع حدود 8000 متر و حدود 30 متری زیر قله هستیم و هنوز یک ساعتی تا قله فاصله داریم. شما چی دستور می فرمائید؟

بخصوص با توجه به نگرانی که تا آن موقع روز داشتم هیچ شکی به خود راه ندادم:

رامین: همه وسائل غیر ضروری رو جا بگذارین؛ چادر، لوازم فنی و غیره و از قله صرف نظر کنین و بیایین به سمت قله فرعی. وقتی به قله فرعی رسیدین با من تماس بگیرین تا ما هم همون موقع راه بیفتیم بیاییم سمت گردنه.

مجتبی: چشم آقا رامین. همین کار رو می کنیم. "

 

 

روایت رامین شجاعی از تماس ساعت 16 روز سه شنبه 25 تیر

در مصاحبه با ایسنا :

" ... روز سوم ساعت 16 بود که تماسی گرفتند و گفتند مسیر را گم کرده‌اند و آب و غذایشان تمام شده است. آنها درخواست کمک کردند و از من مشورت خواستند که چه کار کنیم، چرا که خسته‌ایم و غذا و آب نداریم... در آن تماس به آنها گفتم بارهای اضافه خود را بگذارید و خودتان را به قله فرعی که پایین‌تر از قله اصلی است برسانید و از مسیر عادی به پایین باز گردید. گفتم که به سمت قله فرعی بیاید و ما هم به آن سمت حرکت می‌کنیم تا به شما کمک کنیم ... "

 

 

_ در روایت اول و به شکلی آگاهانه ،اشاره به  مهم‌ترین و کلیدی‌ترین اتفاقات و رویدادهای روز سه شنبه  25 تیر از قلم افتاده است یعنی : اعلام گم‌کردن مسیر ، تمام شدن آب و غذا و درخواست کمک! ... چرا؟!

 

_ اعضای تیم روز سه شنبه 25 تیر وضعیتی سخت بحرانی را گزارش می‌دهند :  اعلام گم‌کردن مسیر ، تمام شدن آب و غذا و درخواست کمک! ... اما این موضوع از سوی ستاد تصمیم گیرنده در تهران با کوچک‌ترین واکنش جدی و عملی روبرو نمی‌شود . چرا؟!

 

_ ساعت 16 روز سه شنبه 25 تیر اعضای تیم درخواست کمک کرده‌اند و عظیم برهمنی نیز می‌گوید ساعت 10 صبح چهارشنبه 26 تیر به تهران اعلام وضعیت اضطراری کرده است . برهمنی  در توضیح واکنش ستاد تصمیم گیرنده در تهران می‌گوید : " ... همان موقع از تهران تماس گرفتند که من وضعیت را اضطراری اعلام کردم اما برخی گفتند که هنوز اتفاقی نیفتاده که اینقدر هول می‌کنی... "

 

_  به گفته‌ی رامین شجاعی ، تیم در ساعت 16 روز سه شنبه 25 تیر درخواست کمک داشته است اما اولین اقدامات جدی و عملی و البته از نقطه‌ی صفر ، از روز پنج شنبه 27 تیر آغاز می‌شود ... عمق فاجعه اینجاست!

 

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ امرداد ۱۳٩٢
    پيام ها    +


فاجعه ی برودپیک: افشای حقایقی تازه و تکان دهنده!

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا): یک کوه‌نورد ایرانی که همراه کوه‌نوردان مفقود شده در هیمالیا در منطقه حضور داشت، از جزئیاتی پرده برداشت که نشان می‌دهد تمام آنچه درباره وضعیت کوه‌نوردان مفقود شده ایرانی در برودپیک توسط مسئولان و هم‌نوردان ذکر شده تمام ماجرا نبوده و شاید هنوز مسائلی وجود دارد که گفته نشده است!

«عظیم برهمنی» تا به حال چهار بار به هیمالیا رفته و قله‌های ماناسلو، گاشربروم 1 و 2 و برودپیک را تا کمپ 3 طی کرده اما هیچ گاه نتوانسته این قله‌ها را فتح کند. او سال 90 به همراه لیلا اسفندیاری روی قله گاشربروم 1 تلاش کرد که آن حادثه تلخ برای لیلا رخ داد و این کوه‌نورد ایران جان خود را از دست داد. بعد از آن حادثه «برهمنی» هم به صعود ادامه نداد و به همان حضور در کمپ 3 بسنده کرد.

این کوه‌نورد پیشکسوت ایران برای قله ماناسلو هم تلاشی داشت اما شرکت طرف قرارداد آن صعود اجازه بالا رفتن را نداد و در نهایت «برهمنی» برای آن قله هم بیشتر از کمپ 3 بالا نرفت. «برهمنی» امسال همراه تیم کوه‌نوردان آرش در منطقه اسکاردو و برای صعود به قله برودپیک تلاش کرد که امسال هم این اتفاق رخ داد. در صعود برودپیک نیز «برهمنی» در بیس کمپ حضور داشت. در واقع «برهمنی»، کوه‌نوردی برای کمپ 3 است. البته او صعود به کلیمانجارو، آرارات و کوه‌های داخلی را در کارنامه دارد.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)؛ «عظیم برهمنی» در گفت‌وگو با خبرنگار این خبرگزاری نکات تازه‌ای را در مورد صعود سه کوه‌نورد باشگاه آرش به برودپیک مطرح کرده و مدعی شده اظهارات مسئولان باشگاه آرش تمام واقعیت نیست!

 

 

 

مصاحبه‌ها را که می‌خوانم می‌سوزم!
می‌خواهند ماجرا را جمع‌وجور کنند

وقتی صحبت‌های سعدی و شجاعی را می‌شنوم و مصاحبه‌هایشان را می‌خوانم واقعا می‌سوزم. آن‌ها در این مورد ریشه‌یابی نمی‌کنند و به برخی مسائل هم اشاره‌ ندارند بیشتر سعی می‌کنند به نحوی ماجرا را جمع و جور کنند.

 

 

آنها خیلی جوان و کم تجربه بودند!

در برنامه‌ی برودپیک من به عنوان یک فرد مستقل در منطقه حضور داشتم. با یک شرکت پاکستانی قرارداد داشتم و قرار بود قله‌های گاشربروم 1 و 2 و برودپیک را صعود کنم که آن شرکت گفت کوه‌نورد برای قله برودپیک زیاد است به همین دلیل ابتدای صعودت را از این قله شروع کن و من هم قبول کردم. خدا را شکر با بچه‌های خوب، شاداب و بانشاط باشگاه آرش همراه شدم و همه جا با هم بودیم. اولین چیزی که بعد از دیدن این تیم به ذهنم رسید این است که این گروه خیلی جوان بودند. آن‌ها شاید به لحاظ فنی قوی باشند اما به لحاظ تجربه زیاد وارد نبودند و این مسئله می‌توانست برای آن‌ها مضر باشد. می‌ترسیدم شاید به خاطر همین جوانی فقط به صعود فکر کنند و خیلی جوانب را در نظر نگیرند.

 

 

با سرپرستی ضعیف تیم،
کار دست سه جوانِ عاشقِ صعود افتاد!

اولین چیزی که توجهم را جلب کرد، فاصله‌ی بین مدیریت این گروه و اعضای آن بود که شاید ریشه اصلی مشکلات بود و این حادثه از این جا شروع شد. ابتدا قرار بود این 5 نفر با همدیگر کار گشایش مسیر را انجام دهند و به قله بروند که رامین شجاعی به عنوان سرپرست تیم هم‌هوا نشد و باعث شد که همراه تیم نرود. آیدین،‌ مجتبی و پویا هم زیاد با افشین سعدی جور نبودند و به همین دلیل کار صعود به این قله مرتفع به دست سه جوانی افتاد که تنها عاشق صعود بودند. آن‌ها حتی شعارشان هم این بود که قله را فتح کنیم و حالش را ببریم.

 

 

پیش‌بینی اشتباه! ... صعود ۲ روزه؛ ۴ روزه شد!

متاسفانه پیش‌بینی این گروه برای صعود این بود که دو روزه همه کار را انجام دهند، اما تنها مسیر صعود آن‌ها چهار روز طول کشید. این که بدون آب و غذا و اکسیژن و تجهیزات لازم در آن ارتفاع قرار داشته باشی واقعا کار سختی است که تنها در توان همین بچه‌ها بود.

 

 

مشکلات بغرنج مالی ... آن‌ها حتی پول شارِژ موبایل هم نداشتند!

داشتن مشکل مالی دومین مشکل بزرگ تیم برای چنین صعود بزرگی بود. این سه کوه‌نورد جوان حتی 50 دلار هم پول نداشتند که انعام باربرهایشان را بدهند که این مشکل مالی تاثیر زیادی در این حادثه داشت و به شدت خودش را نشان داد. آن‌ها پول نداشتند که موبایل خود را شارژ کنند و بتوانند با کمپ اصلی تماس بگیرند. آن‌ها برای صحبت کردن به ایران تک زنگ می‌زدند و بعد از آن از ایران با آن‌ها تماس می‌گرفتند و صحبت می‌کردند. این اصلا کار اصولی و درستی نبود. از تیم‌های دیگر که کمک می‌خواستیم آن‌ها تعجب می‌کردند که چرا این کوه‌نوردان با ایران تماس دارند اما با کمپ اصلی تماسی نمی‌گیرند.

این مشکلی که بچه‌های ایران دچارش شدند، با اندکی کمک مالی حل می‌شد و شاید این اتفاق نمی‌افتاد. نداشتن شارژ باعث شد این وضعیت بسیار بغرنج شود. وقتی آن‌ها تماس می‌گرفتند بارها گفتم در شرایط سخت با ما تماس بگیرند تا راهنمایی‌شان کنیم اما شانس نداشتند که تماس بگیریم. چهارشنبه 10 صبح بود که تماس گرفتند و خواستند که برای پایین آمدن راهنمایی‌شان کنیم چون آن‌ها مسیر را گم کرده بودند که متاسفانه وسط صحبت کردن قطع شد. بارها تماس گرفتیم و خواستیم که محل دقیق‌شان را بگویند تا بتوانیم کمک کنیم اما شارژ نداشتند. تا آخرین روز هم نفهمیدیم که آن‌ها کجا بودند.

این تیم حتی پول نداشت، هزینه طناب‌گذاری‌های انجام شده در کناره‌ها را بدهد. کسانی که طناب‌گذاری کرده بودند از هر کوه‌نورد مبلغی را می‌گرفتند و از من هم خواستند که به آن‌ها دادم. اما گویا بچه‌ها نداشتند و قرار شد بعد از بازگشت بپردازند. در همان جا بچه‌ها گفتند که اصلا ما طناب نمی‌خواهیم، ما بدون طناب بالا می‌رویم اصلا برای چه طناب گذاشتند؟!

 

 

عملیات امداد، نمایش بود!

معتقدم عملیات امداد و نجات در آن روز کاملا بی فایده بود. این‌ها می‌خواستند با این کار تنها نشان دهند که ایران برای کوه‌نوردانش ارزش قائل می‌شود و در چنین شرایطی هم دنبالشان می‌گردد. این کار یعنی استخدام یک کوه‌نورد و به حرکت درآوردن هلی‌کوپتر کار نمایشی بود برای روحیه دادن به بقیه اما کار از کار گذشته بود و جست‌وجوها عملا فایده‌ای نداشت.

 

تعلل سرپرست تیم برای کمک و عزیمت به سمت گردنه!

سه‌شنبه که کوه‌نوردان روی قله بودند، ساعت 3 تماس گرفتند، گفتند که نزدیک قله هستیم و شاید به قله برویم و شاید نرویم، چیزی مشخص نیست. ساعت 5 تماس گرفتند و گفتند به قله رسیدیم. همه تبریک گفتیم و رامین شجاعی تاکید کرد که بچه‌ها کار شما تمام نشده و زمانی تمام می‌شود که به کمپ سه برسید. شما اکنون به سمت گردنه حرکت کنید و ما هم به آن سمت می‌آییم تا به شما کمک کنیم. من این مکالمه را از طریق بی‌سیم شنیدم چرا که رامین کمپ سه بود و من از طریق بی‌سیم مستقر در کمپ اصلی این صحبت‌ها را شنیدم.

ساعت 9 شب مجتبی جراحی دوباره با بی‌سیم رامین شجاعی سرپرست تیم تماس گرفت و گفت که ما به گردنه رسیده‌ایم اما وقتی جوابی نیامد من به او گفتم برهمنی هستم مثل اینکه بی‌سیم رامین خاموش است. مجتبی دوباره به من گفت که ما در گردنه هستیم ولی توان پایین آمدن نداریم. بنابراین اینجا می‌خوابیم و فردا صبح به سمت کمپ سه می‌آییم. تاکید کردم که لامپی روشن بگذارند تا وقتی رامین شجاعی و افشین به گردنه می‌رسند، آن‌ها را ببینند و بتوانند کمک کنند. ساعت 10 شب رامین بی‌سیم خود را روشن کرد و چند بار مجتبی را صدا زد. آن‌جا به رامین جواب دادم برهمنی هستم و مجتبی یک ساعت پیش تماس گرفت که می‌خوابند و صبح حرکت می‌کنند. از رامین شجاعی پرسیدم شما کجا هستید؟ (توقع داشتم که آن‌ها برای کمک به سمت گردنه حرکت کرده باشند) که در کمال تعجب به من گفت ما در چادر خود در کمپ سه هستیم و هنوز بالا نرفته‌ایم.


چهارشنبه‌ی سرنوشت ساز؛
از تهران تماس گرفتند و گفتند:
"هنوز اتفاقی نیفتاده که اینقدر هول می‌کنی" !

چهارشنبه صبح بود که بی‌سیم کمپ اصلی را به چادر خودم بردم. 6:10 صبح مجتبی تماس گرفت و چند بار رامین را صدا زد که باز هم جوابی نیامد دوباره گفتم عظیم هستم و شاید باطری بی‌سیم رامین تمام شده است که جواب نمی‌دهد. مجتبی گفت: ما به سمت کمپ سه راه می‌افتیم که بسیار خوشحال شدم و گفتم موفق باشید. ساعت 8 صبح دوباره مجتبی تماس گرفت اما این بار استرس بیشتری داشت و گفت که ما راه را گم کرده‌ایم، لطفا ما را راهنمایی کنید. من چون برودپیک را نرفته بودم از یک کوهنورد دیگر کمک گرفتم (مستر ران). مجتبی هم گوشی را به آیدین داد چرا که انگلیسی می‌دانست. این تماس تمام شد. ساعت 10 صبح دوباره تماس گرفتند که راه را پیدا نکرده‌اند و چه باید بکنیم که متاسفانه وسط صحبت کردن‌ها تلفن قطع شد. همان موقع از تهران تماس گرفتند که من وضعیت را اضطراری اعلام کردم اما برخی گفتند که هنوز اتفاقی نیفتاده که اینقدر هول می‌کنی.

 


فرصت‌های امدادی از دست رفت!

بعد از تماس آخر بچه‌ها بود که به تهران شرایط را اطلاع دادم چرا که حضور 4 روزه در ارتفاع 8 هزار متری و نداشتن انرژی و آب و غذا شرایط بسیار بحرانی است. از همه کمک خواستم که 5 یا 6 کوه‌نورد فنی و توانمند به منطقه اعزام کنند تا به آن‌ها کمک کنند اما فایده‌ای نداشت. متاسفانه از تهران هم کارهایی مانند استخدام کوه‌نورد، هماهنگی باربر و پرواز کردن هلی‌کوپتر به آرامی پیش رفت و باعث شد فرصت از دست برود. متاسفانه کار از کار گذشته بود و بقیه کارها نمایشی بود.

 

 

او که رهبری می‌کرد؛ مغرور بود ... غرور-حادثه!

روزی که من به کمپ سه رسیدم بچه‌ها از آنجا رفته بودند ولی هنوز جای پای آن‌ها روی برف‌ها بود. "آیدین" از همه جلوتر بود و در واقع رهبری را در دست داشت. با توجه به اخلاقی که از او دیده بودم، "آیدین" بعضی وقت‌ها مغرور بود و این می‌توانست حادثه ایجاد کند!

 

 

کاری بزرگ تنها بر اساس حدسیات و بدون پیش‌بینی!

معتقدم مشکلات این سفر پیش‌بینی نشده بود و کارها تنها بر اساس حدسیات انجام شد. روز گرفتن ویزا در سفارت پاکستان، بابازاده (سرپرست تیم در صعودهای قبلی) گفت احتمالا روز پایین آمدن از قله با همدیگر روبه‌رو شوید چرا که تو از مسیر عادی می‌روی و بچه‌ها از مسیر جدید می‌آیند و هنگام فرود از قله با هم هستید. همان جا گفتم که پایین آمدن از قله قِلق خاصی دارد که در این صعود فکر می‌کنم بچه‌ها راه انحرافی را برای پایین آمدن انتخاب کرده‌اند.

 

 

عدم رعایت نکات ایمنی!

این تیم نکات ایمنی را زیاد رعایت نمی‌کرد. آن‌ها هنگام صعود از طناب استفاده نمی‌کردند و این خیلی خطرناک بود. روز دوم و در فاصله کمپ اصلی و کمپ یک، یک سنگ از زیرپای پویا خارج شد و به پای مجتبی خورد که باعث شد پای او زخمی شود. شاید آن‌ها اگر از سر یال و کنار قله فرعی با طناب پایین می‌آمدند، دیگر راه‌ها را اشتباه نمی‌رفتند. شاید مسیرشان طولانی‌تر می‌شد اما قطعا توجه نکردن به نکات ایمنی و استفاده نکردن از طناب، پیامدهای بیشتری دارد.

 

 

شرکت پاکستانی در روز صعود مجوز نمی‌داد؛
تعهدی دادیم که بعداً پشیمان شدیم!

روزی که قصد صعود به سمت بالا را داشتیم شرکت طرف قرارداد ما اعلام کرد که مجوز صعود از سوی پاکستانی‌ها صادر نشده و 6 کوه‌نورد ایرانی یک کوه‌نورد مغول و سه کوه‌نورد آمریکایی باید آنجا بمانند. افسر پاکستانی که همراه تیم بود، تاکید داشت که کسی برای صعود نرود و اگر هم برود باید تعهد بدهد و هیچ کجا نگوید که صعود کرده است!

طبق قانون برای صعود به منطقه داشتن مجوز الزامی است و اگر کسی این مجوز را نداشته باشد، اگر حتی به قله هم صعود کند، به او گواهی صعود داده نمی‌شود. آنجا به ما گفتند تعهد بدهید که من تعهد ندادم. رامین شجاعی بر سر همین موضوع با من بگو مگو کرد و گفت که اگر تو امضا نکنی به ما هم اجازه صعود نمی‌دهند به همین دلیل امضایی بی‌خودی انجام دادیم که بعد از آن همه از این کار خود پشیمان شدیم!

روز بعد که بچه‌ها می‌خواستند صعود را انجام دهند وقتی از منطقه کمی دورتر شدند، سراغ آن افسر رفتند تا امضایم را پس بگیرم که گفت مجوز شما صادر شده است.

 

منبع : خبرگزاری ایسنا

برگرفته از کوه نوشت

 

 

پی نوشت:

 

" بیشتر سعی می‌کنند به نحوی ماجرا را جمع و جور کنند "

 

"به لحاظ تجربه زیاد وارد نبودند و این مسئله می‌توانست برای آن‌ها مضر باشد"

 

" شعارشان هم این بود که قله را فتح کنیم و حالش را ببریم "

 

" استخدام یک کوه‌نورد و به حرکت درآوردن هلی‌کوپتر کار نمایشی بود "

 

 از تهران تماس گرفتند و گفتند: "هنوز اتفاقی نیفتاده که اینقدر هول می‌کنی"

 

کارها تنها بر اساس حدسیات انجام شد

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٢:۱٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩٢
    پيام ها    +


خبرهایی از حوادث کوه ...

 

 

رئیس جمعیت  هلال احمر مشگین شهر گفت: تلاش گروه های امداد و نجات این جمعیت برای یافتن کوه نورد مفقود شده مشگین شهری در ارتفاعات سبلان تاکنون بی نتیجه مانده است.

 

ایرج آقایی روز چهارشنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود: رامین نوروزی کوه نورد ۱۸ ساله اهل مشگین شهر عصر دیروز به همراه یک گروه ۲۰ نفری به قله سبلان صعود کرده بوده که به هنگام بازگشت به دلایل نا معلومی از گروه جدا شده است. وی گفت: از عصر دیروز تلاش هشت تیم امداد و نجات زمینی در منطقه بدون وقفه حتی در تاریکی شب ادامه یافته اما تاکنون اثری از این کوه نورد دیده نشده است. وی افزود: امروز پس از هماهنگی های لازم یک فروند بالگرد جمعیت هلال احمر به همراه تعدای از کوه نوردان زبده و آشنا به کوهستان نیز در دو نوبت اقدام به گشت زنی و تجسس در منطقه کردند که تلاش این تیم هوایی نیز تا کنون بی ثمر بوده است. وی گفت: تلاش برای یافتن این کوه نورد همچنان ادامه دارد.

ایرنا

 

 

 

کوه نورد حادثه دیده در ارتفاعات گرین شهرستان دلفان با تلاش چند ساعته امدادگران جمعیت هلال احمر لرستان  نجات یافت.


تیم کوه نوردی و امداد و نجات جمعیت هلال احمر دلفان در پی اطلاع از گرفتار شدن یک کوه نورد در گردنه یال کبود گاماسیاب ، پس از طی 4 کیلومتر کوه نوردی در مسیر سخت گذر با حضور در محل حادثه ، آقای هادی بیرانوند کوه نورد گرفتار شده را نجات دادند.  اکبری رئیس جمعیت هلال احمر دلفان گفت : امدادگران این کوه نورد 55 ساله خرم آبادی را که دچار افت شدید فشار خون و تنگی نفس شده بود ، احیاء و سپس به بیمارستان منتقل کردند.  این کوه نورد که به همراه تیمی چهار نفره قصد صعود به قله گرین را داشت پس از افت شدید فشار خون و تنگی نفس 24 ساعت در گردنه یال کبود قله گرین گرفتار شده بود.  گردنه یال کبود با پیچ و خم های زیاد و یخچال های دائمی یکی از مسیر های سخت گذر قله گرین در شرق شهرستان دلفان است .

واحدمرکزی خبر

 

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ امرداد ۱۳٩٢
    پيام ها    +


جسد دو کوه نورد فرانسوی در ارتفاعات این کشور کشف شد

جسد دو کوه نورد فرانسوی صبح روز سه شنبه در یخچال های طبیعی در ارتفاع 3000 متری منطقه ایزر فرانسه کشف شد.


جسد این زن و مرد حدودا پنجاه ساله فرانسوی در شکافی به عمق 20 متر کشف شد. به گزارش خبرگزاری فرانسه از پاریس، بر اساس اطلاعات اولیه امدادگران این افراد صبح دوشنبه از پایگاهی در این منطقه خارج شدند و به سمت پایین کوه حرکت کرده اند. این منبع افزود :«این دو کوه نورد احتمالا به هنگام پایین آمدن از کوه داخل این حفره سقوط کرده اند.» همچنین سحرگاه سه شنبه سانحه سقوط بهمن در رشته کوه‌های مون بلان فرانسه ، دو کشته و یک زخمی بر جا گذاشت و یک تن نیز ناپدید شد. سقوط قطعه های یخ باعث به راه افتادن بهمن شده بود. دو امدادگر، پنج آتش نشان و حدود 20 ژاندارم در عملیات نجات این کوه نوردان شرکت داشتند.

 

واحد مرکزی خبر

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ امرداد ۱۳٩٢
    پيام ها    +


فاجعه ی برودپیک : دیدگاه کوه نوردان

شیوه‌ی انتحاری صعود و تشویق های مرگبار سرپرست تیم

عزیز حبیبی ( خانه کوه‌نوردان تهران) :   ...  به واقع بعد از دو روز تلاش جانفرسا و بعد از بیواک دوم ، و با توجه به میزان آب و غذا و سوخت ، و با توجه به اینکه تیم 3 نفره فقط یک چادر 2 نفره و آنهم بدون کاور دارد ، و با تاکید مجدد بر اینکه پویا کیوان حتی کیسه خواب هم ندارد و دو بیواک وحشتناک را تجربه کرده ، بله ، در چنین شرایطی  کاملا واضح است که تیم قله به مفهوم کوه نوردی کلمه از پای درآمده است . تیم دیگر توان اندیشیدن نداشت .  با اینهمه سرپرست ادم شده تیم  دست بردار نیست . او ساعت 9:20 صبح روز دوشنبه ؛ یعنی روز سوم صعود ؛ با آیدین بزرگی تماس می گیرد و باز هم می خواهد که تیم به سرعت به سمت قله برود و البته از همان مسیر باز گرد . اگرچه از این پس دستورات یا پیشنهادات سرپرست به مفهوم سرپرستی کلمه فاقد هر نوع معنا و مفهوم است اما در تحلیل توهمات سرپرست ادم شده ضروری است تا به آن پرداخته شود . سر پرست ادم شده در ذیل بند  24 تیر - 15 جولای  می نویسد :

"به آیدین پیشنهاد اکید کردم که امروز بارهای اضافی‌شان را بگذارند، با سرعت به قله بروند و از همان مسیر باز گردند."

متن کامل را در وبلاگ بیواک بخوانید

 

 

 

 

به نام برودپیک ، به امید تغییر

حامد حواله‌دار ( خانه کوه‌نوردان تهران ) : ... بزرگداشت برای آرزویی که برای برخی نشئگی به همراه داشته و هنوز سرمست به نظر می رسند چراکه تحقق یافتن این "آرزو" برایشان به مراتب ارزش بیشتری از جان عزیزانمان داشته است. آیدین مرا ببخش. پویا تو نیز. و مجتبی عزیز که زیاد نتوانستم به تو نزدیک شوم. این بار نمیخواهم سکوت کنم. چون می دانم هنگامی که با مرگ دست و پنجه نرم می کردید به چه فکر میکردید! نمی خواهم خودم را گول بزنم و نمی گذارم بیش از این این جامعه را فریب دهند. آیدین هیچ گاه آرزویی با چنین سرانجامی نداشت! هیچ گاه دوست نداشت به این زودی جان ببازد. مقاومتش در آن شرایط نشان دهنده امید اوست. پس لطفا اینقدر این جمله را تکرار نکنید که "آنها در راه رسیدن به آرزویشان جان دادند".

هیچ گاه این آرزوی آنها نبود. این آرزوی شما بود که به اشتباه به آنها تلقین شد. وقتی برای اجرای برنامه برودپیک 90 سرپرست اتومبیل خود را در راه اجرای برنامه خرج میکند و خود نیز به برنامه نمی رود, جوانمردی آیدین حکم میکند که آنقدر تلاش کند تا دل او را شاد کند. آری این آرزوی شما بود. خوشا به سعادتتان که آن را محقق کردید. خوشا به سعادتتان که این بار با فدا کردن 3 نفر, نقش پر رنگتری در قهرمان سازی این مرز و بوم داشته اید. خوشا به سعادتتان که اینبار به دلیل تعداد بیشتر دوستان و آشنایان داغدار و همچنین عمق بیشتر فاجعه نتوانستید سالن تامین اجتماعی را انتخاب کنید. آری سالن همایش های برج میلاد برازنده ی بزرگداشت چنین آرزویی است! البته خدا می داند... شاید این انتخاب نیز برای کم کردن روی حریفانتان است!

پویا مرا ببخش. من نمی آیم. آرزویی چنین گستاخانه که خودشان جسارت تحقق بخشیدن آن را نداشتند و زوشی چنین بی پروا بدون حضور شما برای من سزاوار بزرگداشت نیست. سزاوار نیست که چنین آرزویی قبل از هرگونه گزارش و نقد رسمی به عنوان دستاوردی بزرگ به جامعه کوه نوردی ما تحمیل شود. آیدین مرا ببخش, دوست ندارم سال بعد بدون این که مراحل رشد به مرور طی شود, این آرزو آنچنان بزرگتر شود که برای بزرگداشت تلفات آن مجبور شویم ورزشگاه یکصد هزار نفری آزادی را انتخاب کنیم.

آیدین, پویا, مجتبی, مهدی, جعفر, لیلا, عیسی و چندین نام دیگر, از تمامیتان بابت حرفهایم عذر می خواهم. اما من نیز چون تمام شما امید دارم و اصلا دوست ندارم که بزودی نامم را در طومار فداییان بغض و کینه ی بزرگان کوهنوردی ایران بنگارند. ما ادامه دهنده راه شماییم, اما پله پله ...

متن کامل را در وبلاگ همخانه ها بخوانید

 

 

 

 

پس لرزه‌های صعود فاجعه آمیز برودپیک

 عبداله عزیزالهی (گروه‌کوه‌نوردی‌شهید‌ورکش) : سرانجام شد آنچه که در اصل نباید می‌شد گرچه از منظر تیزبین برخی منتقدان و آگاهانِ خاموش قبل از صعود ، وقوع چنین حادثه ای خیلی هم دور از ذهن نبود!

صعود فاجعه آمیز برودپیک با مرگ سه کوه‌نورد جوان یکی از باشگاه‌های ایرانی رقم خورد تا  یکی از ساده‌ترین هشت هزاری های جهان با اقتدار تمام قدرت نمایی کند و نشان دهد که این قله مجوز صعودش را همانند همه هشت هزاری ها،  در صعودهای برنامه ریزی شده و دقیق و اتخاذ شیوه های صحیح صعود قرار داده است و نه در صعود زمستانه دماوند و یا خط الراس پسند کوه – خرسان و نه حتی با مجوزهای دولتی های ایرانی ! و حتی اگر بتوانید آن را با لجاجتِ " صعود قله به هر قیمت " صعود کنید او آنگاه اجازه " فرود " به شما نخواهد داد ، کاری که شد و ما با بهت و اضطراب بدلکاری های امداد و نجات را تماشا کردیم ...

متن کامل را در وبلاگ تهران کوه بخوانید

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩٢
    پيام ها    +


فاجعه ی برودپیک: از کامنتینگ وبلاگ ها

" ... نیل آرمسترانگ کره ماه رو فتح کرد . سالم رفت و سالم هم بازگشت... فرستادن سالم ایشون و باز نگردوندن جنازه ایشون از کره ماه هنر نبود.  ایشون ۴۵ سال پیش ماه رو سالم فتح کرد ، شما ۴۵ سال بعد مسیر جدیدی قله ای را کشف کردید که سه تا از نخبگان کوه نوردی رو درش قربانی کردید  .  واقعا مسیر ایرانی ها قابل تقدیره بخصوص برای شما و مسئولین آگاه  باشگاه کوه نوردی آرش ! دوستان بجای این همه حرف های کذب و گنده نشان دادن الکی و آبکی مسیر جدید (با پر پر شدن سه نوگل نازنین) بهتر است که تشریف ببرید کلاس آموزشی و مساله ایمنی در کوه نوردی رو یاد بگیرید... "

 

از بخش کامنتینگ وبلاگ رامین شجاعی ( داستان کوه )

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩٢
    پيام ها    +


فاجعه ی برودپیک: مصاحبه با رامین شجاعی

وقایع صعود از زبان سرپرست تیم

شجاعی وقایع صعود به برودپیک را این گونه تعریف کرد: پیش‌بینی ما برای صعود به قله و بازگشت تیم به کمپ دو روز بود که برای جلوگیری از حوادث احتمالی، اعضای تیم برای سه روز غذا و آب برداشت چرا که به خاطر شرایط جوی منطقه، زمان طی کردن مسیر متفاوت می‌شود، پیش‌بینی ما این بود که تیم قله را فتح کند و در مدت 5 – 6 ساعت همان مسیر را طی کرده و به کمپ 3 بازگردد که متاسفانه این زمان بیشتر شد.

روز اول صعود به قله، اعضای تیم تنها 200 متر بیشتر از مسیری را طی کردند که در سال 90 رفته بودند. آن‌ها کار سخت خود را ادامه دادند و ما هم از پایین نظارت می‌کردیم.

روز دوم ساعت یک بامداد به سمت قله رفتم و تا ارتفاع 7700 رسیدم. ساعت 6 صبح بود که دیدم هوای منطقه گرفته است. هنگام مستقر شدن در کمپ 3 با بچه‌ها (آیدین، مجتبی و پویا) تماس گرفتم و توصیه کردم از مسیری که رفته‌اند برگردند و در جایی از همان مسیر استراحت کنند. آن‌ها در این صعود کوله بارشان را همراه می‌بردند. بچه‌ها گفتند مسیری که رفته‌اند خیلی سخت بود و برگشت آن نیروی زیادی می‌خواهد بنابراین اعلام کردند به قله حمله خواهند کرد و از مسیر عادی به پایین می‌آیند.

در میانه‌های روز دوم بود که اعضای تیم تماس گرفتند و گفتند که در فاصله یک ساعته تا قله هستند، اما ساعت 19 بود که تماس گرفتند و گفتند که هنوز نرسیده‌اند. آنها پنج – شش ساعت تا کمپ سه فاصله داشتند. روز سوم ساعت 16 بود که تماسی گرفتند و گفتند مسیر را گم کرده‌اند و آب و غذایشان تمام شده است. آنها درخواست کمک کردند و از من مشورت خواستند که چه کار کنیم، چرا که خسته‌ایم و غذا و آب نداریم.

در آن تماس به آنها گفتم بارهای اضافه خود را بگذارید و خودتان را به قله فرعی که پایین‌تر از قله اصلی است برسانید و از مسیر عادی به پایین باز گردید. گفتم که به سمت قله فرعی بیاید و ما هم به آن سمت حرکت می‌کنیم تا به شما کمک کنیم. یک ساعت بعد از آن تماس گرفتند و با خوشحالی تمام گفتند "ما روی قله اصلی هستیم و ببخشید که دستور شما را رعایت نکردیم".

قرار بعدی ما برای تماس آنها 10 شب بود که باتری بی‌سیم تمام شده بود و نتوانستیم صحبت کنیم. البته گویا برهمنی که از ایرانیان حاضر در منطقه و کمپ اصلی بود صحبت کرده بودند و گفته بودند که نزدیک قله هستند. بی‌سیم ما باتری نداشت و خاموش شده بود. ساعت سه بود که بی‌سیم را دوباره روشن کردیم و مقدار کمی باتری داشت. با این شرایط تنها جایی که توانستیم تماس بگیریم با کمپ اصلی بود و آنها به ما گفتند که بچه‌ها گمشده‌اند. آنجا بود که متوجه شدم بچه‌ها مسیر را گم کرده‌اند.

همان روز تلاش کردیم تا به سمت قله فرعی برویم، اما شرایطم خیلی بد بود. بیشتر از 20 یا 30 متر نتوانستم بروم. به همین خاطر به پایین برگشتم. فردای آن روز (پنجشنبه) به واسطه تماسی که بچه‌ها با کمپ اصلی داشتند، یک باربر به کمپ سه آمد و مقداری آذوقه و آب و یک باتری بی‌سیم آورده بود. چون خودم نمی توانستم بالا بروم به آن باربر اصرار کردم هر طور شده به سمت قله برود و به آنها کمک کند، اما قبول نکرد. هر وعده‌ای که می‌شد به او ارائه کردم،‌ اما حاضر نشد بالا برود.

وقتی دیدم حضورم در کمپ 3 با توجه به شرایط جسمانی که دارم، سودی ندارد به کمپ دو بازگشتم. در آن کمپ دیدم که یک کوهنورد مغول با دو باربر در منطقه است. با او صحبت کردم که باربرهایش را برای کمک به ما بدهد که او هم قبول کرد. سرانجام این باربرها را با وعده‌های مالی قانع کردم به سمت بالا بروند. این باربرها روز جمعه تا کمپ سه و در روز شنبه تا قله فرعی بالا رفتند، ولی چیزی یا کسی را پیدا نکردند. آنها حتی تا قله اصلی هم صعود کردند، ولی غیر از پرچم ایران چیز دیگری پیدا نکردند. محل استقرار آنها اصلا مشخص نبود. دو تیم خارجی دیگر هم در منطقه بودند و خیلی خوشحال شدم که شاید آنها به ما کمک کنند و یا این که بچه‌ها را در مسیر ببینند، اما به دلیل شرایط جوی حاضر به کمک نشدند. تا من به کمپ اصلی برسم این تیم‌ها هم به پایین برگشتند و صعود خود را هم انجام ندادند.

رامین شجاعی در مورد اتفاقات روز شنبه، یادآور شد: افشین سعدی به همراه یک باربر این روز به سمت کمپ دو آمدند تا یکشنبه به کمپ سه بروند تا شاید بتوانند کمک کنند. یکشنبه هلی کوپتر پرواز کرد و منطقه را بر اساس GPS که از گوشی تلفن ماهواره‌ای آنها گرفته بودیم، دوباره جست‌وجو کرد، اما باز هم نتیجه‌ای نداشت. توسط یک دوربین پیشرفته که در کمپ اصلی بود از منطقه نزدیک قله عکس انداختیم که یک لکه زرد رنگ در آن مشخص بود که این محل در عکس‌های کوهنورد آلمانی نبود. البته اگر این لکه را زودتر می‌دیدیم شاید زودتر ناامید می‌شدیم چون دسترسی به آن نقطه در آن شرایط جوی تقریبا غیرممکن بود.

سرپرست تیم اعزامی به برودپیک، توضیح داد: تجهیزات ما برای این صعود کاملا مناسب بود و هیچ کمبودی نداشتیم. هر چیزی که برای این صعود لازم بود با خودمان برده بودیم.

 

تیمی که تابحال 8000 متر را تجریه نکرده بود

وی در پاسخ به این سوال که گفته می‌شود این تیم تجربه هشت هزار متری نداشت و برای این صعود جوان بود؟ گفت: در بین این پنج نفر هیچ کدام تجربه صعود به هشت هزار متری را نداشتیم اما من قله هفت هزار و 800 متری راکاپوشی را رفته بودم و آیدین و مجتبی تا هفت هزار و 300 متر بالاتر رفته بودند و پویا هم سابقه فعالیت در هفت هزار و 100 متر را داشت. البته همه ما تجربه کار در هیمالیا را داشتیم. تشخیص ما این بود که این تجارب برای صعود به قله هشت هزار متری کافی است که خوشبختانه با کاری که بچه‌ها انجام دادند ثابت کردند تشخیص ما درست بوده است. قبول دارم شرایط برای این صعود ایده‌آل نبود و خوب بود که تجربه هشت هزار متری می‌داشتیم، اما تا به حال هیچ برنامه‌ای نبوده که ما با شرایط ایده‌آل رفته باشیم.

 

ساعات حیاتی که سه کوه نورد از دست دادند

سرپرست تیم اعزامی به برودپیک، یادآور شد: یکی از چیزهای دیگری هم که ما را اذیت کرد این بود که این سه کوه نورد چندین ساعت هوای خوب را در آن ارتفاع که هوای خوب اهمیت زیادی دارد از دست دادند. در زمان بازگشت آنها از قله مه شدیدی بوجود آمده بود و احتمال می رود که آنها یکی از دهلیزها را اشتباه برگشته باشند و مسیر را گم کرده باشند. متاسفانه در آن روز وضعیت هوا بسیار بد شد که نامساعدترین وضعیت در آن یک هفته بود. ما قطعا به اشتباهاتی که داشتیم اعتراف خواهیم کرد و همه موارد را شجاعانه و صادقانه خدمت مردم اعلام می‌کنیم.

  

 دلایل این اتفاق

علت این که چرا این حادثه رخ داده قطعا اشتباه‌هاتی بوده، اما بچه‌ها با صعود خود به قله نشان دادند چه توانایی دارند. دلایل مختلف این حادثه را بررسی ‌کرده‌ایم که در برخی از آنها به جمع بندی نهایی رسیده‌ایم اما در برخی دیگر باید هنوز هم بررسی کنیم و مدارک را جمع‌آوری کنیم. ما هنوز در شوک ناشی از این حادثه تلخ هستیم و برای گفتن دلایل باید اطلاعات را جمع‌آوری کرده و در مورد آنها فکر کنیم. اما یکی از دلایلی که در مورد آن به جمع بندی نهایی رسیده‌ایم این است که ای کاش در زمان صعود به قله و یا رفتن برای کمک به این بچه‌ها بی‌سیم ما سالم بود. ای کاش به جای این که به فکر باتری بی‌سیم و یا نحوه تماس با بچه‌ها بودیم، بی سیم ما مشکل نداشت و تمام فکرمان معطوف کمک رسانی به این بچه‌ها می‌شد.

 

امکان امداد رسانی بعید بود

رامین شجاعی در پاسخ به این سوال که اگر محل دقیق این کوه نوردان برای او و سعدی مشخص بود آیا می‌توانستند به آنها کمک کنند تا این اتفاق ناگوار رخ ندهد، یادآور شد: اگر مختصات دقیق محل این بچه‌ها را هم در اختیار داشتیم ، امکان امداد رسانی در آن ارتفاع فوق‌العاده‌ مشکل و حتی بعید بود. کمک رسانی در این ارتفاع به یک تیم قوی و کاملا فنی با تعداد نفرات زیاد نیاز دارد تازه آن هم برای کمک رسانی به کسانی که خودشان توانایی راه رفتن در کوه را داشته باشند. البته اگر آنها در قله فرعی یا یال کنار قله بودند شرایط برای امدادرسانی فرق می‌کرد...

 

متن کامل در خبرگزاری ایسنا

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۳:٢٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩٢
    پيام ها    +


صعود قله به هر قیمت؛ هرگز!

 

گروه کوه‌نوردی «اهورا» برنامه‌ای را با شعار «صعود قله به هر قیمت؛ هرگز!» در قالب صعود به «دماوند» برگزار کرد.

 

برنامه با حضور ۲۱ نفر از اعضای گروه برگزار گردید که با توجه به مه شدید و مناسب نبودن وضعیت هوا و تأکید بر عمل به شعار این برنامه، از صعود اکثر نفرات به قله ممانعت به عمل آمد.

 

نقل از کوه نوشت

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۳:٠٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩٢
    پيام ها    +


فهرست وبلاگ های به روز شده در سایت کوه نامه

 یکی از قسمت‌های فعال و سودمند سایت "کوه‌نامه" ، فهرست عناوین آخرین پست‌ها و مطالب وبلاگ‌ها و سایت‌هایی است که با موضوع کوه و کوه‌نوردی فعالیت دارند . "فهرست وبلاگ‌ها و سایت‌های به روز شده" می‌تواند کمک موثری باشد برای دوستان و علاقه‌مندانی که اخبار و رویدادهای این ورزش را دنبال می‌کنند . 

 

http://koohnameh.ir

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٢:۳۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩٢
    پيام ها    +


فاجعه ی برودپیک: دیدگاه کوه نوردان

محمد نادریان  کارشناس کوه‌نوردی که خود در سال 87 برودپیک را فتح کرده است، در گفت‌وگو با خبرنگار ورزشی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) :

 

  " ... این کوه‌نورد در پاسخ به این سوال که یک کوه‌نورد چه زمانی باید برای بازگشایی مسیرهای جدید روی قلل هشت هزار متری اقدام کند و چه اصولی را باید رعایت کند، ادامه داد: اگر رزومه کوه‌نوردان مطرح جهان را نگاه کنیم که مسیرهای جدید باز کرده‌اند می‌بینیم آنها صعودهای زیادی را در هفت هزار متر داشته‌اند و بارها قلل هشت هزار متر را از مسیر نرمال صعود کرده‌اند و به طور کامل با فعالیت در این ارتفاع آشنا هستند. این کوه‌نوردان بعد از این که در هفت هزار متر کارهای فنی را بارها تمرین می‌کنند و در هشت هزار متر هم خودشان را آزمایش می‌کنند به سراغ مسیرهای جدید می‌روند. ضایعه‌ای که الان در کوه‌نوردی ما به وجود آمده را سال‌های سال از یاد نخواهیم برد... "

 

 

خبرگزاری ایسنا

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩٢
    پيام ها    +


فاجعه ی برودپیک: وقتی اطلاع رسانی ، شفاف و سالم نباشد!

مروری بر پاره‌ای جزئیات گزارش رامین‌ شجاعی در وبلاگ داستان‌کوه نشان می‌دهد که پروسه‌ی "اطلاع رسانی باشگاه آرش پیرامون برنامه گشایش مسیر در برودپیک" از همان ابتدا ، چندان که باید و انتظار می‌رفت ، شفاف و سالم نبوده است!

 

یک مثال: در گزارش رامین شجاعی آمده است که آغاز فعالیت نهایی تیم از همان روز اول _ یعنی شنبه 22 تیر _ با کرده‌ی سه نفره‌ی آیدین و پویا و مجتبی بوده است در حالی که اظهارات رسمی منتشر شده در باره فعالیت روز شنبه‌ و ترکیب تیم توسط کیومرث بابازاده کاملا حکایت دیگری دارد!!

" اخبار روز یک شنبه 23 تیر ... کیومرث بابازاده در آخرین خبر خود از تلاش کوه‌نوردان کشورمان در رخ جنوب غربی برودپیک به نقل از رامین شجاعی سرپرست این تیم گفت: اعضای تیم متشکل از آیدین بزرگی، پویا کیوان، مجتبی جراحی، افشین سعدی و رامین شجاعی در دو کرده‌ی سه و دو نفره که دیشب به ارتفاع 7350 متری مسیر گشایش شده ایران رسیده‌اند، امروز تنها توانسته‌اند 100 متر پیشروی کنند...بابازاده در رابطه با ترکیب تیم نیز گفت: هم اکنون رامین شجاعی به همراه افشین سعدی از زیر دیواره‌ی سنگی که امروز موفق به صعود آن شده‌اند در حال برگشت به کمپ سه هستند... سایت کوه نیوز"

 

با آغاز فعالیت نهائی توسط  آیدین ، پویا و مجتبی ، دو عضو دیگر یعنی رامین و افشین تازه حرکت خود را از کمپ 2 به طرف کمپ 3 آغاز می‌کنند ... اما  طی دو روز در باره ترکیب تیم به افکار عمومی دروغ گفته و صحبت از حرکت دو کرده‌ی دو نفره و سه نفره می‌کنند!!

 

دقت کنید:  وقتی در شرایط عادی و در موقعیتی که هنوز بحران شروع نشده است ( روزهای شنبه و یک شنبه ) اطلاع رسانی شفاف و سالمی ندارند و حقیقت را به افکار عمومی نمی‌گویند، دیگر بنا بر کدام منطق و استدلالی باید به سیاست اطلاع‌رسانی شان در شرایط و موقعیت بحران اعتماد کنیم؟!

 

یک مثال دیگر: با وجود خط مشی و سیاست اطلاع رسانی " قطره چکانی  و به شدت کنترل شده " و بعضا نادرستی ( مثال بالا )  که برای افکار عمومی از سوی مدیران باشگاه آرش دنبال می‌شد ، انتشار گزارش رامین شجاعی  اما گوشه هایی تلخ و تکان دهنده از فاجعه‌ی برودپیک را عیان ساخت . حقایقی که مدیران باشگاه آرش در طی روزهای بحران با تمام وجود سعی در پرده پوشی آن داشتند یعنی مرگ مجتبی و پویا و روزهای تنهایی آیدین!

 

 این را رامین شجاعی می‌گوید . و ناخواسته هم می‌گوید . در کامنتینگ وبلاگ خود در پاسخ محمد‌رضا : " اگر اشتباه نکنم آیدین از روز سوم دیگه تنها بوده "  ... و در پاسخ خواننده‌ای دیگر و در توضیح روز سوم می‌گوید : " روز سوم گم شدن " !

 

اگر روز سه شنبه که بنا به اظهارات گفته شده روز صعود و آغاز فرود و آغاز بحران ( گم شدن ) باشد، آغاز تنهایی آیدین می‌تواند از صبح پنج‌شنبه باشد . همان پنج‌شنبه‌ای که در اطلاع رسانی ستاد تهران به افکار عمومی گفته می‌شود آیدین اعلام وضعیت بحرانی کرده است:

" امروز، پنج شنبه 27 تیر ماه، در ساعت هفت صبح، آیدین بزرگی که همراه پویا کیوان و مجتبی جراهی در ارتفاع حدود 7700 متر و خارج از مسیر عادی در چادر مستقر بوده، طی تماس تلفنی اعلام کرده بود که حال مناسبی ندارند و نیازمند آب و غذا هستند.... کوه نیوز "

 

و همان پنج‌شنبه‌ای که به گفته‌ی مدیر عامل نماینده ثریا در ایران : " آقای آیدین از همان روز پنجشنبه حدود چهل و پنج دقیقه با همان تلفن مکالمه با این طرف داشته اند ... خبرگزاری قدر "

 

و همان پنج‌شنبه ای که  باز هم به قول مدیر عامل نماینده ثریا در ایران " حدود ساعت 7 بعد از ظهر پنج‌شنبه دوهفته قبل سرکار خانمی با تماس تلفنی با بخش بازرگانی شرکت تقاضای شارژ اعتبار یک تلفن ماهواره ای را نموده بود که بخش بازرگانی بعلت فقدان اختیارات این تماس را به من منتقل کرد و مخاطب به من گفت که از باشگاه آرش تماس می‌گیرم و احتمال دارد که کوه‌نوردان این باشگاه به مشکلاتی برخورده باشند ... "

( دقت کنید از یک سو به ساعت 7 بعدازظهر پنج‌شنبه و از سوی دیگر به بیان احتمال دارد آن سرکار خانمی که از طرف باشگاه آرش تماس گرفته است)

 

 نتیجه گیری : ستاد تهران در باره ی روزهای تنهائی آیدین که به معنای مرگ زودتر پویا و مجتبی  است سکوت مطلق را پیشه کرد و رامین شجاعی نیز به نظر می رسد قصد ندارد تا هماهنگی کامل با ستاد تهران در این باره توضیحات بیشتری ارائه دهد اما و در هر صورت ... آغاز تنهایی آیدین چه  پنج‌شنبه باشد چه جمعه ، میزان تعلل و غفلت آقایان در آغاز عملیات امداد و نجات و از نقطه‌ی صفر ، نکته‌ای غیر قابل درک است!

 

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:٤٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩٢
    پيام ها    +


کاهش حجم یخچال های هیمالیا تامین آب منطقه را به خطر نمی اندازد

نتایج یک تحقیق جدید نشان می دهد ذوب شدن یخچال های رشته کوه های هیمالیا در تامین آب مورد نیاز ساکنان منطقه تاثیری نخواهد داشت.
در این تحقیق که نتایج آن روز یکشنبه در مجله نیچر جئوساینس منتشر شد، آمده است به رغم این که حجم یخچال های هیمالیا در دهه های آینده کاهش محسوسی خواهد داشت، دست کم تا پایان قرن حاضر خطری تامین آب شبه قاره را تهدید نخواهد کرد.
دست اندرکاران این تحقیق که استادان و محققان دانشگاه اوترخت هستند، اتفاقاتی را که ممکن است در دو آبگیر مهم منطقه روی دهد، بر پایه دو سناریو مختلف شبیه سازی کردند. یکی از این دو آبگیر از یخچال ایندوس و دیگری از یخچال گانج تغذیه می شود.
طبق این سناریوها، یخچال های تامین کننده آب این دو آبگیر تا سال 2100 به طور چشمگیری کوچک خواهند شد و در بدترین حالت حدود نیمی از حجم خود را از دست خواهند داد اما دست کم در طول قرن بیست و یکم، اثری از کمبود آب در منطقه مشاهده نخواهد شد چرا که ذوب شدن یخ های دیگر موجود در منطقه، نیاز فزاینده به آب را در این منطقه که جمعیت آن به شدت در حال افزایش است، جبران خواهد کرد.
مسلما تحت تاثیر گرمایش زمین از حجم یخچال های منطقه هیمالیا کاسته خواهد شد اما در عوض حجم آب های جاری ناشی از ذوب یخ ها دست کم تا سال 2050 روندی فزاینده خواهد داشت و طبق نتایج تحقیق یادشده، منابع آب منطقه هیمالیا تا پایان قرن حاضر به راحتی نیازهای ساکنان منطقه را تامین خواهد کرد.
دانشمندان اعلام کردند در تحقیقات خود در هیمالیا، اطلاعات و آمار و ارقام دقیق مربوط به منابع آبی منطقه را مورد استفاده قرار داده اند و این اطلاعات به مراتب دقیق تر و موثق تر از اطلاعاتی است که در تحقیقات پیشین درباره تاثیر ذوب یخچال های هیمالیا استفاده شده بود.
به گزارش خبرگزاری فرانسه از پاریس، در این تحقیق آمده است هفتاد درصد از باران هایی که یخچال های گانج و براهماپوترا را تغذیه می کنند، در فصل وزش بادهای موسمی جنوب شرق آسیا که ذوب یخچال ها را تسریع می کنند، اتفاق می افتد. در این میان بخشی از آب هایی که در این موسم بر روی زمین جاری می شوند، احتمالا به صورت یخ ذخیره می شوند تا در آینده ذوب شده و به آبگیرها ریخته شوند.

 

واحد مرکزی خبر

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩٢
    پيام ها    +


شاید ...

 

اگر می‌شد

شاید یک بار دیگر

باز می‌گشتی

و در عصر تنهای میانسالی می‌ماندی

با همان چشم

که سایه‌ی گام‌هایی از آن می‌گذرد

شاید فرصت خوابی بیدار نباشد

اما می‌دانم ، وقتی بگذری

تمامی قلب‌های جهان پیش می‌آیند

تا عبورت را بنگرند .

                                                      

       

 

   شعر : علی اکبر گودرزی طائمه

عکس : فرامرز نصیری 

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:٠۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩٢
    پيام ها    +


هیمالیا و قله های جدید هشت هزارمتری!

 

این آنگ تشرینگ شرپای وطن پرست چه ها که نمی کند ، اگر اکتبر امسال موفق شود ادعای خود را در مجمع عمومی UIAA ثابت کند ، از این پس  کوه نوردان به جای چهارده قله ، برای پیوستن به باشگاه هشت هزارمتری ها باید نوزده قله را صعود کنند !

کاتماندو : نپال که تاکنون افتخار جهانی دارا بودن 8 قله هشت هزارمتری را در خاک خود داشته است به زودی این تعداد را به 13 قله با تائید یک نهاد بین المللی افزایش خواهد داد ، قله جدیدی درکار نیست بلکه منظور قله هایی هستند که به عنوان جبهه های مختلف محسوب می شوند :

1-  یارلونگ خانگ یا کانچن جونگای غربی به ارتفاع 8505 متر

2-  کانچن جونگای مرکزی به ارتفاع 8473 متر در مرز نپال – هندوستان

3-  کانچن جونگای جنوبی به ارتفاع 8473 متر در مرز نپال – هندوستان

4-  لوتسه میانی به ارتفاع 8413 متر در مرز نپال – چین

5-  لوتسه شار به ارتفاع 8400 متر در مرز نپال – چین

6-  برودپیک مرکزی به ارتفاع 8047 متر در مرز پاکستان – چین

 

 

متن کامل را در وبلاگ کوه نوردی و صعودهای ورزشی گل کوه بخوانید

 

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩٢
    پيام ها    +


فاجعه ی برودپیک: به یک باره پرچم دیده شد!!

" ... دو راهنمای ارتفاع پاکستانی شرکت ATP: اصغر و سرور نیز به بیس کمپ بازگشته‌اند. آن‌ها تمام مسیر را کاملا جستجو کرده‌اند و در مسیر قله برودپیک چیزی نیافته‌اند. آن‌ها همچنین عکس هایی از مسیر خود آورده‌اند.... "

نیکنام کریم مدیر عامل ادونچر تورز پاکستان (ATP)

  نامه ی ارسالی به همایون بختیاری( کوه نیوز 31 تیر )

 

 


 

 تا قبل از انتشار گزارش رامین شجاعی در وبلاگ داستان کوه ، گفته‌ها و نقل قول‌های کیومرث‌بابازاده و رئیس فدراسیون کوه‌نوردی پاکستان و نیکنام کریم مدیر عامل شرکت  (ATP)  در باره‌ی کیفیت و نتایج فعالیت های گشت‌زنی دو شرپای پاکستانی حاکی از آن بود که دامنه‌ی عملیات جست و جو  تا مقداری از قله ی فرعی ،  تا زیر قله و  در مسیر قله بوده است و تاکید بر اینکه  هیچ رد و نشانی نیافته‌اند .

 

 

 با هم مرور کنیم:

کیومرث بابازاده  در توضیح فعالیت گشت زنی دو شرپای پاکستانی که روز شنبه 29 تیر برای یافتن کوه‌نوردان تیم آرش صورت گرفت به کوه نیوز گفت است :

" ... ساعت 7 صبح دو باربر ارتفاع به گردنه رسیده اند. ظاهرا" برای این که دید بهتری نسبت به منطقه داشته باشند گردنه را طی و مقداری از مسیر قله فرعی را صعود کرده اند که ... کوه نیوز "

 

 و جناب " منظورحسین " رئیس فدراسیون کوه‌‌نوردی پاکستان نیز در باره‌ی کیفیت فعالیت این دو شرپا و نتایج آن گفته است :

"... هم چنین، دو باربر ارتفاع که روز جمعه به کمپ۳ رفته بودند به بیس کمپ بازگشته اند. آنها گزارش دادند که تمامی منطقه تا کمپ ۳ و حتی درست تا زیرقله را جستجو کردند ولی هیچ ردی یا اثری از کوه‌نوردان نیافتند و بنابراین جستجو را متوقف کردند ... کوه نیوز "

 

و هم چنین اظهارات نیکنام کریم مدیر عامل شرکت  (ATP)  که بازهم بیانگر نیافتن هیچ گونه رد و اثر از آیدین و دوستانش است :

" ... دو راهنمای ارتفاع پاکستانی شرکت ATP: اصغر و سرور نیز به بیس کمپ ازگشته اند. آن ها تمام مسیر را کاملا جستجو کرده اند و در مسیر قله برودپیک چیزی نیافته اند. آن ها هم چنین عکس هایی از مسیر خود آورده اند ... خبرگزاری ایسنا "

 

در تمامی این گفته ها و نقل قول ها ،  هیچ اشاره‌ای به صعود شرپاهای پاکستانی به قله‌ی اصلی برودپیک وجود ندارد:  " صعود مقداری از مسیر قله فرعی "  و " تا زیر قله " و "  در مسیر قله " ... و یک مضمون مشترک که بر آن تاکید می‌شود این که : " هیچ رد و نشانی نیافته اند " !

 

 

اما ... ناگهان و به یک باره (!!) ظرف کمتر از دو هفته و با انتشار گزارش رامین شجاعی ، تمامی این اظهارات رسمی و در منابع رسمی ( خبرگزاری ایسنا و ... ) دود می شود و به هوا می رود!!

 

ظرف کمتر از دو هفته ، هم رئیس فدراسیون کوه‌نوردی کشور پاکستان و هم مدیر عامل شرکت ادونچر تورز حرف‌ها و اظهارات خود را پس گرفته و می‌گویند پرچم تیم ایرانی روی قله دیده شده است!! ... حالا چرا عکس نگرفته‌اند ؟ پاسخ : دوربین نزد نفر عقبی بوده است !!  ... حالا چرا آن را با خود به نشانه یافتن رد و نشانه از تیم ایرانی به پایین نیاورده است ؟ پاسخ : ........   حالا چرا همان موقع این را نگفته و الان بعد از نزدیک به دو هفته یادش آمده که پرچم را دیده است؟ پاسخ : .........

 

 " ... سرور می‌گفت تا قله رفته و رد پاهایی در سمت مسیر جدید دیده است... در ضمن او پرچم ایران را هم دیده بود که در زیر سنگی گذاشته شده بود. پرسیدم چرا از آنها عکس نگرفته است که گفت دوربین نزد دوستش اصغر بوده که کمی عقب تر متوقف شده بود ... گزارش رامین شجاعی "

 

این باربر پاکستانی یعنی جناب  آقای سرور واقعا باید آدم جالبی باشد!! به رئیس فدراسیون کوه‌نوردی کشورش دروغ می‌گوید ، به مدیر عامل شرکتی که برای آن کار می‌کند دروغ می‌گوید و آنها هم بر پایه اظهارات او یعنی نیافتن هیچ رد و نشانه خواستار پایان  عملیات جست‌و‌جو می‌شوند و بعد هم مدیران باشگاه آرش به آن استناد می‌کنند که به افکار عمومی بگویند توقع  ادامه عملیات امداد منطقی نیست و بعد هم ... اما به یک باره و ناگهان ورق برمی‌گردد!! جناب سرور متحول شده و از  دیدن پرچم بر فراز قله برای رامین شجاعی روایت می‌کند‌!!

 

 

 آقای رامین شجاعی!

با تناقضات آشکاری که در حال حاضر وجود دارد ، چرا باید داستان شما را باور کنیم؟

 

 

 

 

پی نوشت :

کوه نیوز ... 31 تیر ...  ایمیل ارسالی رئیس فدراسیون پاکستان : "پیرو نامه ۲۰ جولای خود، به اطلاع می‌رسانم که یک فروند هلی‌کوپتر ارتش صبح امروز یکشنبه، با «توماس لامل»، سرپرست گروه آلمانی «گاشربروم ۲»، را به حداکثر ارتفاعی که از آنجا قله «برودپیک» و منطقه ی زیر قله قابل رویت باشد پرواز کرد. آنها مدت زیادی با دوربین در منطقه به جستجو پرداختند. متاسفانه باید بگویم حتی پس از این جستجوی گسترده و طولانی، «توماس» نتوانست هیچ اثری از کوه‌نوردان پیدا کند. او قصد داشت در صورت یافتن آنان در شیب‌های بالاتر از هلیکوپتر پیاده شود و عملیات نجات را انجام دهد. پس از آنکه هیچ اثری دیده نشد، هلیکوپتر در بیس کمپ فرودآمد. «توماس» هم اکنون در راه بازگشت به "اسکاردو" می باشد. همچنین، دو باربر ارتفاع که روز جمعه به کمپ۳ رفته بودند به بیس کمپ بازگشته اند. آنها گزارش دادند که تمامی منطقه تا کمپ ۳ و حتی درست تا زیرقله را جستجو کردند ولی هیچ ردی یا اثری از کوه‌نوردان نیافتند و بنابراین جستجو را متوقف کردند. شرایط ناگواری است. در حال حاضر جستجو برای یافتن کوه‌نوردان متوقف شده است."

"منظور حسین"
رئیس فدراسیون کوه‌نوردی پاکستان

 

  

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:۱۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩٢
    پيام ها    +


مرگ رئیس فدراسیون کوه نوردی جمهوری چک در گاشربروم یک

 

زدنیک هروبی رئیس فدراسیون کوه نوردی جمهوری چک هنگام صعود به قله 8068 متری گاشربروم یک در منطقه قراقروم در شمال پاکستان جان خود را از دست داد.


به گزارش خبرگزاری فرانسه از پراگ، فدراسیون کوه نوردی جمهوری چک این مطلب را روز شنبه در پایگاه اینترنتی خود درج کرد. در مورد دلیل مرگ هروبی خبری اعلام نشده است.


هروبی 57 ساله و مارک هولچک همراه قدیمی وی قصد داشتند برای نخستین بار از جبهه جنوب غربی به قله گاشربروم یک صعود کنند.

 

واحد مرکزی خبر

 

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩٢
    پيام ها    +


نجات کوه نورد مالزیایی در قله دماوند

 

کوه نورد مالزیایی در قله دماوند نجات یافت.  مدیرعامل جمعیت هلال احمر مازندران در مصاحبه با خبرنگار ما گفت : کوه نورد مالزیایی که از روز یکشنبه این هفته  پس از برگشت با کوه نوردان هموطن خود در ارتفاعات پنج هزار متری قله دماوند گم شده بود پس از سه روز جستجوی امدادگران نجات یافت.


ولی پور با اشاره به اینکه یک گروه پنج نفره امدادگران کوهستان به همراه یک فروند بالگرد این جمعیت درعملیات جستجو موفق به نجات وی در این ارتفاع شدند افزود : پس از پیدا شدن این فرد و معاینه پزشکی نامبرده تحویل سفارت مالزی در تهران شد.

 

واحد مرکزی خبر

 

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩٢
    پيام ها    +


ندای کوهستان: نگاهی به مراسم برج میلاد

 

امیر حسین ناظمی : " ... مجتبی برای خرج این سفر، ماشینش را فروخته و دو وام 10 میلیونی از آتش­نشانی که محل کارش بود دریافت کرده است و اگر که برمی­گشت می­باید تا 8 سال بعد، قسطهای آن را از حقوق ناچیزش پرداخت می­کرد. اینجا بود که فهمیدم از یک جایی به بعد دیگر فرزندم را نشناخته بودم!" و من هم همین جا بود که به یاد عیسی میر شکاری، لیلا اسفندیاری و سامان نعمتی افتادم...! اینجا بود که یادم افتاد عیسی فرش زیر پایش را فروخت و لیلا مجبور به فروش منزل مسکونی اش شد و سامان با چه دردسری پول فراهم کرده بود. و اینجا است که با خود زمزمه می کنم که چه حوادث تلخ دیگری در انتظار جامعه ی کوه نوردی ایرانی است و ما باز هم در سال های آتی شاهد چنین فجایعی خواهیم بود. باز هم خواهیم شنید که فرهنگ "صعود به هر قیمت و به هر شکل ممکن" جوانان ما را به مسلخ می برد... این بدین معنی است که جامعه ی کوه نوردی ایران باید خود را برای کشته های سال بعد و سال های بعد آماده کند. و این یعنی "نهایت سقوط"... این یعنی باز هم شاهد چشم های پر از اشک مادران و پدران بسیاری خواهیم بود. این یعنی که باز هم خواهیم دید که جوانان دیگری باز هم به آغوش مرگ خواهند رفت و ما هیچ کاری جز افسوس خوردن نمی توانیم بکنیم...! این یعنی باز هم مسلخ دیگری برای جوانان ما انتظار می کشد تا دوستان ما را در خود ببلعد... و ما جز آه کشیدن... چیز دیگری نتوانیم بگوییم. "

 

متن کامل را در وبلاگ ندای کوهستان بخوانید

http://nedayekoohestan.blogfa.com

 

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩٢
    پيام ها    +


عمق فاجعه را با هیچ کلمه ای نمی شود بیان کرد!

 

"... با توجه به تجربه‌ای که آیدین و مجتبی و افشین از تلاش دو سال قبل داشتند حدس می‌زدیم بتوانند روز اول تا ارتفاع 7400 متر صعود کنند. بعد از آن مشکلات فنی کمتر می‌شد و حدس می‌زدم یک روز برای صعود تا قله کافی باشد. آنها یک روز غذا و سوخت بیشتر، یعنی مجموعا برای 3 روز تدارکات داشتند... گزارش رامین شجاعی  ... کیومرث بابازاده می‌گوید دیروز، چهارشنبه، تصمیم گرفتیم که مختصات جی پی اس مسیر برگشت از گردنه را برای تیم بفرستیم که این کار را انجام دادیم. از سوی دیگر، حدس می‌زدیم که افراد تیم نیاز به آب و خوراک داشته باشند ... کوه نیوز "

 

 

عمق فاجعه‌ی برنامه‌ی برودپیک باشگاه آرش را با هیچ واژه و کلمه‌ای نمی‌توان بیان کرد!   کسانی برای سرنوشت و زنده‌گی و جان آیدین و پویا و مجتبی تصمیم می‌گرفتند و دستور می‌دادند و تکلیف تعیین می‌کردند که بیشترین و بالاترین استعداد و نبوغ شان در حدس زدن خلاصه می‌شد!! 

در تفکر و دیدگاه‌شان ، کسب شهرت باشگاهی و بالا بردن دیوار افتخارات آن ،  چنان و چنان مهم است که می‌توان تمام تئوری‌ها و اصول و بنیان‌های علمی و فنی و آموزشی این ورزش را بخاطرشان فراموش کرد و زیر پا گذاشت و یا مقوله‌ای بزرگ و پیچیده بنام گشایش مسیر در هیمالیا و در ارتفاع هشت هزار متر را چنان و چنان سهل و ساده گرفت که ... برای افراد تیم حمله ، کسانی را انتخاب نمود که در کارنامه‌ی فعالیت خود حتی یک تجربه‌ی صعود هشت هزاری از مسیر نرمال و یا حتی لمس آن را هم نداشته‌اند!!

 

می‌توان چنان و چنان همه چیز را زیر پا گذاشت و سهل و ساده گرفت که ... برای انجام گشایش مسیر در هیمالیا و در ارتفاع هشت هزار متر ، به جای " تحقیق و مطالعه و بررسی جدی و کامل " و سپس تدوین یک "برنامه ریزی دقیق و منظم " ، امور و کارها را تنها بر پایه " حدس و گمان " پیش برد!!

 

سرنوشت و زنده‌گی و جان سه کوه‌نورد جوان و خوب کشورمان در دست کسانی بود که دارای بیشترین و بالاترین درجه‌ی نبوغ و استعداد در حدس زدن بودند!!  حدس بزنند تیم‌شان در همان روز اول به 7400 برسد ... حدس بزنند بعد از آن یک روز برای صعود قله کافی باشد ... و یا برای تیمی که قرار بوده یک شنبه برسد و هنوز تا چهارشنبه نرسیده است حدس بزنند نیاز به آب و خوراک دارد!! 

  

 عمق فاجعه‌ی برنامه‌ی برودپیک باشگاه آرش را با هیچ واژه و کلمه‌ای نمی‌توان بیان کرد!

 

 

 

پی نوشت:

 

_حتی فکر کردن به آنچه که می توان آن را " میزان غفلت و تعلل آقایان در آغاز عملیات امداد و نجات " نامید، انسان را به آستانه‌ی پریشانی و جنون می‌رساند. براستی چطور ممکن است؟ تیم حمله  در مجموع فقط برای سه روز آب و غذا داشته است  ... یعنی از روز شنبه که استارت مرحله‌ی نهایی برنامه بوده تا روز دوشنبه ... و آن وقت اولین اقدامات جدی برای تشکیل تیم امداد ... آن هم با خواهش و التماس و وعده‌های مالی آن‌چنانی ... تازه از روز پنج‌شنبه و از نقطه صفر آغاز می‌شود!! 

_ تاریخ کوه نوردی ایران این فاجعه ی تلخ و دردناک را که توسط باشگاه آرش رقم زده شد ، هرگز فراموش نخواهد کرد. تاریخ کوه‌نوردی هرگز مرگ تراژیک آیدین بزرگی ، پویا کیوان و مجتبی جراحی را فراموش نخواهد کرد .

_ نه بازی با کلمات ، نه خلق فضاهای پر شور و احساس و تهییجی و حماسی ، و نه انواع و اقسام خطابه‌های آتشین و ... هیچ‌کدام نخواهد توانست حربه و ابزاری برای پنهان‌کردن و یا سرپوش نهادن بر ضعف‌ها و کمبودها ،‌قصور و کوتاهی ها و تعلل و غفلت‌های مسئولان این برنامه باشد و یا ذره‌ای در ضرورت پاسخ‌گوئی آنان به افکار عمومی، خدشه وارد کند!

 

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ امرداد ۱۳٩٢
    پيام ها    +


فاجعه ی برودپیک : نگاهی به گزارش رامین شجاعی

"... بسیار نگران بودم. به افشین می‌گفتم احتمالا یکی از بچه ها انرژی‌اش کاملا تخلیه شده، نشسته است و نمی‌تواند تکان بخورد. حدود ساعت 4 مجتبی تماس گرفت. لحنی خسته و تا حدی ناامید داشت. برای اولین بار در طول برنامه از من می پرسید چه «دستوری» می‌دهم.

مجتبی: آقا رامین، ما خیلی خسته‌ایم. در ارتفاع حدود 8000 متر و حدود 30 متری زیر قله هستیم و هنوز یک ساعتی تا قله فاصله داریم. شما چی دستور می‌فرمائید؟

بخصوص با توجه به نگرانی که تا آن موقع روز داشتم هیچ شکی به خود راه ندادم:

رامین: همه وسائل غیر ضروری رو جا بگذارین؛ چادر، لوازم فنی و غیره و از قله صرف نظر کنین و بیایین به سمت قله فرعی. وقتی به قله فرعی رسیدین با من تماس بگیرین تا ما هم همون موقع راه بیفتیم بیاییم سمت گردنه.

مجتبی: چشم آقا رامین. همین کار رو می‌کنیم ... "

 

متن کامل را در وبلاگ رامین شجاعی بخوانید

 

 

به رامین شجاعی

با سلام و احترام

 _ در ابتدا و مقدمه‌ی گزارش خود " به گردش اطلاعات غلط در مورد برنامه برودپیک" اشاره کرده‌اید ، اما آیا می‌دانستید بخش قابل توجهی از این گونه اطلاعات غلط و صد البته دروغ ، از طرف تریبون رسمی باشگاه شما و سرپرستی تهران یعنی کیومرث بابازاده منتشر شده است؟! توجه شما را به مورد زیر جلب می‌کنم:

در گزارش شما آمده است که آغاز فعالیت تیم از همان روز اول _ یعنی شنبه 22 تیر _ با کرده‌ی سه نفره‌ی آیدین و پویا و مجتبی بوده است در حالی که اظهارات رسمی منتشر شده در باره فعالیت روز شنبه‌ و ترکیب تیم توسط کیومرث بابازاده کاملا حکایت دیگری دارد!!

" اخبار روز یک شنبه 23 تیر ... کیومرث بابازاده در آخرین خبر خود از تلاش کوه‌نوردان کشورمان در رخ جنوب غربی برودپیک به نقل از رامین شجاعی سرپرست این تیم گفت: اعضای تیم متشکل از آیدین بزرگی، پویا کیوان، مجتبی جراحی، افشین سعدی و رامین شجاعی در دو کرده‌ی سه و دو نفره که دیشب به ارتفاع 7350 متری مسیر گشایش شده ایران رسیده‌اند، امروز تنها توانسته‌اند 100 متر پیشروی کنند...بابازاده در رابطه با ترکیب تیم نیز گفت: هم اکنون رامین شجاعی به همراه افشین سعدی از زیر دیواره‌ی سنگی که امروز موفق به صعود آن شده‌اند در حال برگشت به کمپ سه هستند... سایت کوه نیوز"

 

آقای رامین شجاعی! با آغاز فعالیت نهائی توسط بچه‌ها شما تازه حرکت خود را از کمپ 2 به طرف کمپ 3 آغاز می‌کنید ... اما  طی دو روز در باره ترکیب تیم به افکار عمومی دروغ گفته می شود!! ... هدف از این دروغ‌ها چه بوده است؟! ... اکنون مسئولیت پاسخ‌گوئی به این گونه دروغ‌ها را چه کسی بر عهده خواهد داشت و چه کسی وظیفه ی عذرخواهی از افکار عمومی را برعهده خواهد گرفت؟!   آقای رامین شجاعی! با این گونه دروغ‌های آشکار و علنی ، آیا ما حق داریم به دیگر بخش‌ها و گوشه‌های روایت‌های شما و باشگاه آرش نسبت به این برنامه نیز با شک و تردید بنگریم و یا آنها را بی‌اعتبار بدانیم؟!

 

 _ در باره ی عملکرد روز دوشنبه 24 تیر ، اگر روایت شما و عکسی را که از مسیر طی شده در وبلاگ خود منتشر نموده اید ( عکس بالا ) معتبر بدانیم و بخواهیم به آن استناد کنیم با نکته ی عجیب و غیرقابل درکی روبرو می شویم.

 اول: مسیر مشخص شده‌ی این عکس ( این روایت فعلی ) تفاوت‌های آشکار و فاحشی با مسیر طراحی شده و آن ایده‌های اولیه دارد.  دوم: شما اکنون ادعا می‌کنید تیم با تراورسی طولانی خود را به ارتفاع تقریبی 7700 متر ( انطباق با گوگل ارث ) در  یال جنوبی یعنی مسیر قزاق‌ها رسانده است . چرا در هیچ قسمتی از گزارش روز دوشنبه‌ی شما اشاره‌ای به این موضوع ... یعنی بچه‌ها به جای صعود کم و بیش عمودی به طرف بالا و قله ، در حال انجام تراورس به طرف مسیر قزاق‌ها هستند ... وجود ندارد؟ اعلام شده بود که احتمال پیوستن به مسیر قزاق‌ها وجود دارد اما نه از چنین ارتفاع پایینی و با صرف نظر کردن از بخش عمده‌ای از مسیر پیش‌بینی شده برای گشایش. آیا شما به عنوان سرپرست فنی و آن سرپرستان مستقر در تهران اساسا از چنین چیزی اطلاع داشته اند ؟ دستور شما و آنان بوده یا عملکرد خودجوش و شاید هم اجتناب ناپذیر بچه ها برای خروج هر چه سریع تر از مسیر؟

 

_ آقای رامین شجاعی عزیز! اگر روایت شما را معتبر بدانیم ... با این حساب دوستان ما از یال جنوبی و مسیر قزاق ها در حال پیش روی به سوی قله هستند. دستور شما به تیم در روز سه شنبه 25 تیر ...

" رامین: همه وسائل غیر ضروری رو جا بگذارین؛ چادر، لوازم فنی و غیره و از قله صرف نظر کنین و بیایین به سمت قله فرعی ... "

که ظاهرا با آگاهی از وضعیت بحرانی صورت گرفته نیز یکی از نکات مبهم و عجیب و غیر قابل درک است . بدین معنا که : اگر تیم در مسیر قزاق ها باشد ... برای رسیدن به قله فرعی و سپس گردنه و سپس کمپ 3 ... چاره ای جز صعود قله ندارد!! ... منطق و اساس دستور شما برای صرف نظر کردن از قله و انجام تراورس به طرف قله فرعی براستی غیرقابل درک است. ممکن است مسیر مورد نظر برای اجرای این دستور به تیم را در عکس منتشر شده ( یا هر نقشه و عکسی که خودتان صلاح می دانید) مشخص نمائید؟

آقای رامین شجاعی عزیز و گرامی!  اگر روایت شما برای اعلام چنین دستوری معتبر باشد ... که احساس درونی‌ام می‌گوید چنین است ... موقعیت تیم شما نمی‌تواند استقرار در مسیر قزاق ها باشد ... چنین دستوری ، توجیه منطقی خود را در همان استقرار تیم در مسیر پیش‌بینی شده (زیر قله) می‌یابد ... به نظر می‌رسد فقط در چنان موقعیتی است که با بروز مشکلات و بحران‌های اساسی و پیش‌بینی نشده و احتمالا زمین‌گیر شدن ... می‌توان به تیم دستور صرف‌نظر کردن از قله و تراورس به طرف قله فرعی داد .  هم‌چنان امیدوارم برای صعود قله برودپیک توسط تیم شما ، مدارک و مستنداتی قانع کننده به افکار عمومی ارائه شود ... هرچند در مقابل مرگ آن سه کوه‌نورد جوان و خوب کشورمان بحث بی‌هوده و عبثی خود را نشان می‌دهد .

باشگاه آرش را در کوه‌نوردی ایران با قهرمانی‌ها ، حماسه‌ها و خلق شاهکارهایی ( البته با ادعاهای خودشان ) می‌شناسیم که برای آنها هیچ گاه شواهد و مدارکی مستند و قابل قبول ارائه نشد ... مانند صعود زمستانی و انفرادی دیواره علم‌کوه 1369 محمد نوری یا صعود زمستانی و انفرادی خط الراس علم‌کوه _ خرسان‌ها _ هفت خوان و غیره توسط محمد نوری در سال 1377 و ... آقای رامین شجاعی! امیدوارم این برنامه‌ی برودپیک در ردیف آن برنامه‌ها قرار نگیرد!!  دوستان باشگاه آرش باید بدانند روزگار عوض شده است! شاید در دهه‌های شصت و هفتاد می شد بدون ارائه‌ی هیچ مدرک و سندی ( حتی یک عکس کوچک!!) افکار عمومی را به انجام کاری قانع کرد اما در روزگار ما ...

 

_ و نکته‌ی پایانی ... آقای رامین شجاعی!  طراحی و گشایش مسیر در ورزش کوه‌نوردی با چه هدفی و براساس چه منطقی صورت می‌گیرد؟ لطفا خودتان یک باردیگر عکس نشان دهنده‌ی مسیر را ببینید ... اگر روایت شما را معتبر بدانیم ، آیا چیزی جز یک تراورس طولانی و فرسایشی از کمپ 3 و ارتفاع 7000 متری به مسیر قزاق‌ها در ارتفاع حدودا 7700 متری است؟ ... آیا کاری که صورت گرفت واقعا واجد خصوصیات گشایش یک مسیر جدید بر روی برودپیک است؟ ... فکر می‌کنید واقعا آیا هیچ تیمی حاضر می‌شود در آینده برای صعود برودپیک انجام چنین تراورسی  _ که شاید بتوان فقط با دو واژه ی بی‌هوده و فرسایشی از آن یاد کرد _ را در دستور کار خود قرار دهد؟ یک بار دیگر عکس مسیر طی شده را ببینید ... آیا انجام چنین تراورسی از مسیر نرمال به مسیر قزاق‌ها ( طبق ادعای خودتان ) ارزش جان سه کوه‌نورد خوب و جوان کشورمان را داشت؟

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩٢
    پيام ها    +


فاجعه ی برودپیک و دبیر کم حافظه ی باشگاه آرش !!

همایون بختیاری ... 10 مرداد 92 ... مصاحبه با روزنامه‌ی دنیای اقتصاد:

" من به جرات می‌توانم بگویم امدادی که برای نجات بچه‌ها انجام شد در تاریخ امدادرسانی دنیا بی‌نظیر بود... "

 

 

همایون بختیاری ... 12 مرداد 92 ... مصاحبه با خبرگزاری ایسنا :

" وی در پاسخ به این سوال که آیا اجساد این کوه‌نوردان پیدا خواهد شد و امکان پایین آوردن آنها وجود دارد، یادآور شد: اولا که این کوه‌نوردان عزیز در مسیر اصلی نیستند که محل رفت و آمد باشد. شاید اگر محلی بود که مسیر کوه نوردان برای صعود بود، می‌شد پیش‌بینی کرد اجساد آنها یافت شود. نکته مهم دیگر این است که آنها در ارتفاع بالای هفت هزار متر هستند که در این ارتفاع امکان امدادرسانی وجود ندارد... "

 

 

پرسش یک : آقای بختیاری ، با ادعای امروزتان مبنی بر عدم امکان امدادرسانی در ارتفاع بالای هفت هزار متر ، ممکن است بفرمائید پس در ادعای دو روز پیش‌تان چه عملیات امدادی صورت گرفته که در تاریخ هم بی‌نظیر بوده است؟!

 

پرسش دو : طبق روایتی قدیمی ، گروهی خاص از مردم را می‌گویند کم حافظه!!  آیا می‌دانید آن گروه خاص چه کسانی هستند؟!

 

------------------------------

 

 

 پی نوشت 1 :

آقای کیومرث بابازاده ، آقای همایون بختیاری ، آقای عباس محمدی، آقای باشگاه آرش

 

این عادلانه و منصفانه نیست! این از روح جوانمردی در ورزش به دور است!  لطفا پروژه‌ی مقصر جلوه‌دادن بچه‌ها را بس کنید!

 ایده و تفکر از آن شما بود. راه‌اندازی و برنامه‌ریزی از آن شما بود. اجرای برنامه از طرف باشگاه شما و به نام باشگاه شما بود.  تعیین و انتخاب تاکتیک و استراتزی نحوه‌ی صعود از طرف شما بود. مهم‌ترین و اصلی‌ترین تصمیمات و دستورات برنامه از تهران و از طرف شما گرفته می‌شد... آن وقت ... حالا که فاجعه‌ای رخ داده است و زمان پاسخ‌گویی به افکارعمومی فرا رسیده است ... این عادلانه و منصفانه نیست که سعی می‌کنید بچه‌ها را مقصر جلوه دهید . این از روح جوانمردی در ورزش به دور است که می‌خواهید بار تمامی ضعف‌ها و کمبودها و کوتاهی‌ها و تعلل‌های غیرقابل درک خود را بر دوش آنان بگذارید . این عادلانه و منصفانه نیست که بچه‌ها را متهم به خودخواهی و فقدان عواطف خانوادگی و ... می‌کنید. لطفا این پروژه‌ی ناسالم را بس کنید!

 

"بختیاری در پاسخ به این سوال که کوه‌نوردان چرا این صعود را انجام دادند، گفت: کوه‌نوردان تنها برای عشق خودشان به کوه می‌روند و به دنبال پاداش و جایزه‌ای نیستند و به آنها پاداشی داده نمی‌شود. معتقدم که کوه نوردان خودخواه‌ترین افراد هستند، چرا که می‌دانند چه سختی‌هایی باید تحمل کنند و از آن طرف خانواده‌شان را تنها به عشق کوه رها می‌کنند و می‌روند. این یعنی آنها تنها کوه را می‌خواهند... ایسنا

 

 "سارا مالکی : پس در نهایت در این صعود چیزی به نام تیم پشتیبانی به خاطر سبک صعود وجود نداشته است؟... بختیاری: ما تیم دوم داشته‌ایم، نه تیم پشتیبانی... محمدی : تیم پشتیبانی به معنای کلاسیک نداشتیم و قرار هم نبوده داشته باشیم...  بختیاری: و این نظر خود بچه‌ها بوده، باشگاه آرش نگفته که چه کار کنید، بچه‌ها گفته‌اند طرح ما این است باشگاه هم با توجه به توانمندی بچه‌ها این موضوع را پذیرفته است... روزنامه دنیای اقتصاد "

 
 
این عادلانه و منصفانه نیست!   این از روح جوانمردی در ورزش به دور است! لطفا پروژه‌ی مقصر جلوه‌دادن بچه‌ها را بس کنید!                               
 
 
 
------------------------------
 
 
 
پی نوشت 2 :
 
 
فاجعه‌ی برودپیک : دیدگاه امین معین
 
" ... آقایان! که سنگ سنگین صعود مستقل را به سینه می زنید... روی سخنم با شماست...  شما را به خدا... آخر با چه زبانی، با چه منطقی باید به شما گفت که صعود قلل دشوار راه دارد...  ترین بودن شرط دارد...  اولین بودن مسلک دارد...  شروع کردن مرام دارد...  چقدر باید تاوان بپردازیم؟!   چه کسی می گوید کوه نوردی میدان مسابقه ندارد؟!  آقایانی که هدفتان فقط گل زدن شده است!  گویا دروازه ی حریف خیالی تان را هم گم کرده اید!  آقایان شما دارید گل به خودی می زنید!  ما داریم می بازیم...  فدراسیون کوه نوردی مجوز شورا نمی دهد... فدراسیون کوه نوردی سنگ می‌اندازد... فدراسیون کوه نوردی، کوه نوردی نمی داند... فدراسیون کوه نوردی نور چشمی دارد... فدراسیون کوه نوردی شایسته سالار نیست ... فدراسیون کوه نوردی... آقایان! سخنانتان قبول... اما... حاصل تجربه هایی همه تلخ با دلم می گوید که اگر چنین نبود بازهم شما بهانه ی دیگری برای بستن شمشیرهای کهنه تان می جستید... برای کینه‌هایی دیرینه... برای فرار از واقعیت... برای نپذیرفتن ضعف‌ها و کم کاری‌ها... آقایان شما دارید گل به خودی می زنید! ما داریم می بازیم... "

 

متن کامل را در وبلاگ امین معین بخوانید:

http://garinmount.blogfa.com

 

 

 ------------------------------

 

پی نوشت 3 :

جناب آقای بختیاری، شب شما بخیر! امیدواریم حالتان خوب باشد...

شنیده ایم مبلغ 60،000 دلار برای امداد رسانی به ما سه نفر هزینه کرده اید. مطمئن باشید ما خود واقفیم که این نوع امداد رسانی در سراسر جهان مثال زدنی است و اصلا هیچ کجای این کره ی خاکی به مانند آن یافت می نشود. دستتان درد نکند ممنون و متشکریم. اما راستش را بخواهید برایمان سوالی مطرح شده که البته ببخشید این موقع شب مزاحمتان می شویم و بیدارتان می کنیم...

می شود بی زحمت بفرمایید آن موقع که ما همگی درگیر مشکلات اقتصادی بودیم و به این در و آن در می زدیم تا هزینه ی سفر را جفت و جور کنیم، این مبلغ دقیقا کجا بوده است؟؟؟ باور بفرمایید اصلا قصد بیدار کردنتان را نداشتیم اما خوب چه کنیم که پرسشی مطرح شد و ما نمی توانستیم سرمان را بدون اینکه پاسخ آن را دریافت کنیم روی زمین بگذاریم...! "

 

نامه ی آیدین ، پویا  و  مجتبی از ارتفاع 7700 متری برودپیک به دبیر باشگاه آرش

آخرین پست امیرحسین ناظمی در وبلاگ ندای کوهستان

 

 

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩٢
    پيام ها    +


فاجعه ی برودپیک: انتقادات پرستو ابریشمی

" ... ترکیب یک تیم فقط با افراد قوی و مهاجم بسته نمی‌شود. صحبت از امداد در هیمالیا نمی‌کنم که اهالی فن بگویند امری غیرممکن است.  روی صحبت من با مجریان و سرپرستان این برنامه است. سرپرست اول این برنامه از ایران تیم را به وسیله تلفن هدایت و راهنمایی می‌کرد! که در نوع خود جای بحث دارد و سرپرست فنی تیم نهایتا تا کمپ سه از مسیر نرمال صعود کرد و دچار مشکل ارتفاع و تنفسی شد و نفر دیگر حاضر در تیم نیز به همراه سرپرست در کمپ سه زمینگیر شد و به کمپ‌های پایین بازگشت.... رسم اشتباهی که در ایران سال‌هاست مرسوم است  عدم بررسی و نقد شفاف حوادث کوه نوردی است. بررسی‌های پشت پرده و مصلحت‌اندیشی برای حفظ سازمان اعم از فدراسیون، باشگاه‌ها، همیشه سایه بر حقیقت انداخته و هرگز کارشناسان و صاحبنظران جرات نداشته و نکرده‌اند علت واقعی حادثه و مرگ کوه نوردان را بدون سانسور و شفاف به گوش جامعه کوه نوردی برسانند، بلکه مرگ‌های مشابه کمتر پیش آید... فیلم‌های زیر قله 8000 متر که نفر، نه با پا بلکه روی چهار دست و پا صعود می‌کند، اما در گزارش برنامه هرگز آن را به نقد نمی‌گذارند. گویا هرگز حقیقت هیمالیانوردی ما و تجارب ناب نباید به افراد کم‌تجربه منتقل شود. همه این حقایق و فیلم‌ها و تجارب در سینه نگه داشته می‌شود... اگر کوه نورد فوت کرد و اسطوره شد، به حرمت «مرده» و اگر زنده ماند، برای حفظ آبرو هرگز منعکس نمی‌شود. این است که ما همچنان گذران می‌کنیم شب را و روز را! ... خلاصه کلام کار بزرگ و نو نیاز به برنامه‌ریزی، حمایت و پشتیبانی دارد. گشایش مسیر نو در هیمالیا برای ایرانیان کاری بزرگ و برای اولین بار بود... در برنامه برودپیک موفقیت را ( اگر بشود صعود به بهای از دست رفتن جان سه انسان را موفقیت دانست ) مدیون ایثار و از جان‌گذشتگی سه جوانی هستیم که برنامه‌ریزی قوی و مناسبی برای اجرای آن انجام نشد و در نتیجه نخبه‌های جوان کوه نوردی ایران را به کام مرگ کشاند.  در مرگ این سه نفر همه ما مسوولیم. تک تک افرادی که تنشان لرزید وقتی فهمیدند تیم پنج نفره  بدون تیم پشتیبان راهی برنامه‌ای به این عظمت شدند و دم برنیاوردند مسوولند.... مسوولان و برنامه‌ریزان برنامه که می‌دانستند تیم نقاط جی پی اس بازگشت از مسیر نرمال را ندارد و «به امید خدا» و با تکیه بر بنیه جوانی، تیم را راهی کردند، مسوولند. مسوولان رده بالای ورزش کشور اعم از فدراسیون و وزارت ورزش که کمترین بودجه و بها را به این ورزش اختصاص ندادند و اگر هم بودجه‌ای باشد، در جیب کوه نوردی مستقل و باشگاه‌ها نمی‌رود، مسوولند. هیچ‌کس حق ندارد سهم تقصیر خود را نادیده بگیرد. بله، تقصیر! در مرگ این کوه نوردان قصوری انجام شده و بهتر است کم کاری‌ها و ندانم کاری‌ها را پشت قهرمان‌سازی و اسطوره‌پردازی، پنهان نکنیم. بیاییم این بار به راستی درسی بگیریم برای قهرمانان آینده،  چرا که قهرمان زنده را عشق است. "

 

منبع : روزنامه ی دنیای اقتصاد

 

  پی نوشت :

 " کم کاری‌ها و ندانم کاری‌ها را پشت قهرمان‌سازی و اسطوره‌پردازی، پنهان نکنیم... پرستو ابریشمی "

 

 

 

 

 دیدگاه : مقصر اصلی سرپرست و مدیران باشگاه هستند

عزیز حبیبی در وبلاگ بیواک :  " ...اعضای تیم قله اجزای سر خود و منفکی نبودند که هر یک به تنهایی اقدام به صعود کرده باشند . اگر آنها خود اقدام به این صعود کرده بودند در این صورت مسئول تمامی عواقب و خطرات آن نیز بودند . اما آنها تیم بوده اند ، سر‌پرست و مدیر داشته اند . آنها از طرف یک باشگاه و به نام باشگاه و در اجرای برنامه تدوین شده از طرف باشگاه اقدام به صعود کرده اند . آنها برای صعود دارای برنامه ، استراتژی و تاکتیک بوده اند . "شیوه ی صعود" آنها را سرپرست و مدیران تیم تنظیم و طراحی کرده اند ، و البته این شیوه ی صعود ، هیچ یک از شیوه های مرسوم و شناخته شده کوه نوردی مثل شیوه آلپی یا کپسوله ای یا کلاسیک و اکسپدیشن و یا حتی ترکیب و ملغمه ای از آنها نبوده است . این شیوه که توسط سرپرست و مدیران تیم طراحی شده صرفا شیوه ی انتحاری بوده است و نمی توانست نتیجه ای غیر از آنچه که اتفاق افتاد داشته باشد ... "

 

متن کامل را در وبلاگ عزیز حبیبی بخوانید

 

 

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٢
    پيام ها    +


فاجعه ی برودپیک: قسم خورده اند هیچ اشتباهی را نپذیرند!!

 

سارا مالکی مصاحبه‌ای را با همایون بختیاری و عباس محمدی  پیرامون موضوع امدادرسانی  به کوه‌نوردان حادثه دیده‌ی تیم باشگاه آرش  در روزنامه‌ی دنیای اقتصاد منتشر نموده است .

 

مضمون گفته‌ها و اظهارات آنان در این مصاحبه به صراحت ، نشان دهنده‌ی نوع نگاه و تفکر " مکتب باشگاه کوه‌نوردان آرش " است !

 

به نظر می‌رسد  آنان  ( آرشی‌ها ) با تمام وجود قسم خورده‌اند و پای‌شان را در یک کفش کرده‌اند که هیچ قصور و کوتاهی و یا اشتباهی را برای برنامه‌ی اجرا شده‌ی باشگاه‌شان نپذیرند و  مرگ تراژیک آیدین و پویا و مجتبی را برای افکار عمومی عادی و طبیعی قلمداد کنند !! و حتی در بخشی از مصاحبه _ و براستی به شکلی خجالت آور _  بار تمامی و تمامی و تمامی فاجعه را بر دوش خود بچه ها و اشتباه آنان در پیداکردن مسیر بگذارند.  

 

پرسش‌های سارا مالکی بسیار دقیق و هوشمندانه است و عباس محمدی نیز _ مانند همیشه و به مثابه‌ی استاد بزرگ " لاپوشانی و توجیه " آرشی ها !! _  تمام تلاش خود را برای طبیعی جلوه دادن حادثه  و مرگ اعضای تیم به کار می گیرد .

 

از نظر آنان ، در این فاجعه و برای مثلا عملیات امداد همه چیز به صورتی کامل ، بدون نقص و حتی بی نظیر در تاریخ بوده است !!  در یک مورد : تیم قرار بوده روز یک شنبه در محل کمپ 3 باشد ، روز چهارشنبه است و تیم نه تنها به کمپ 3 نرسیده است بلکه حتی اعلام گم کردن مسیر هم به تهران داشته است ... و در حالی که روز چهاشنبه هم  _ در نهایت حیرت و شگفتی  _ برای آقایان تصمیم گیرنده در تهران روزی برای نگرانی و آغاز جدی عملیات امدادرسانی نیست ... عباس محمدی در این مصاحبه ادعا می کند : " عملیات جست و جو بدون کوچک ترین تعللی انجام شد " !! و در یک مورد دیگر : از پروازهای صرفا شناسائی و عکاسی توماس لامل ، همایون بختیاری به عنوان " امدادی که برای نجات بچه‌ها انجام شد در تاریخ امدادرسانی دنیا بی‌نظیر بود" نام می برد !!

 

روشن است ، قسم خورده اند هیچ قصور و کوتاهی یا اشتباهی را در کار خود نپذیرند.

 

تراژدی  ما فقط مرگ تلخ و دردناک سه کوه نورد جوان و خوب کشورمان نیست ، تراژدی ما حاکمیت تفکر و فرهنگی است  که برای سلامتی جسم و توجه به جان در کوه نوردی بهائی قائل نیست  و همچنان با تعریف مرگباری که از این ورزش ارائه می‌دهد و با هدف هرچه بالاتر بردن دیوار افتخارات باشگاه شان ،  زمینه های فکری و روانی لازم را برای آماده سازی  جوانانی دیگر  و  مسلخی دیگر و  فاجعه ای دیگر  فراهم می آورد !

 

 

 

متن کامل مصاحبه را در لینک زیر بخوانید:

 http://www.donya-e-eqtesad.com/news/744111

 

 

 

 

 

پی نوشت :

" ... در این مسیر ( ورزش کوه نوردی )  سلامت جسم که هیچ ، تمـــامی جان هم ملاحظه‌ای است که در مرتبه‌های پایین قرار دارد ... گاه نامه ی آرش "

 

 

 

 

  

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٢
    پيام ها    +


نگاهی به دلایل و زمینه های بروز فاجعه ی برودپیک

یکی از مهم‌ترین دلایل و زمینه‌های شکل‌گیری و بروز فاجعه‌ی تراژیک برودپیک ایرانی را شاید بتوان در کمبود و ضعف مطالعات ، بررسی‌ها و آن شناخت کافی و لازم  از سختی‌ها و مشکلات مسیر در نظر گرفته شده دانست و روشن است که  چنین خلائی ، اصلی‌ترین نمود خود  را _ و به شکلی طبیعی _ در  آسان‌گیری مسیر نشان می‌دهد.

ردپای این آسان‌گیری در نگاهی به برنامه‌ی پیش‌بینی شده و سپس اعلام شده‌ی تیم کوه‌نوردان باشگاه آرش برای فتح برودپیک از مسیری جدید  ( اینجا  و  اینجا )  کاملا مشهود است : شنبه 22 تیر روز استارت مرحله نهائی برنامه از کمپ 3 که ارتفاع آن به نقل از گزارش قبلی رامین شجاعی 7015 متر ذکر شده و پیش‌بینی حداقل 800 متر صعود و گشایش مسیر در یک روز!!

 

 عمق و شدت آسان‌گیری مسیر نزد برنامه‌ریزان تیم به حدی بوده که حتی احتمال دست‌یابی به قله در همان روز اول را هم می‌داده‌اند!!  وقتی برای برنامه‌ی روز شنبه‌ی خود می‌گویند : " بیواک احتمالی در صورت نیاز در ارتفاع 7800 متر " ... و نهایت ، پیش‌بینی روز یک‌شنبه برای صعود نهایی،  آن هم در دو کرده‌ی دو و سه نفره !! ... که این نیز به نوبه‌ی خود گوشه‌ی دیگری از میزان برنامه‌ریزی غلط را از سوی مدیران این تیم نشان می‌دهد . یعنی : از همان ابتدا و از اساس برای این تیم ،  تفکر پیش‌بینی تیم پشتیبانی و امداد وجود نداشته است ... از همان ابتدا و شاید از تبعات همان آسان‌گیری ، قرار بوده هر 5 نفرشان صعود کنند!! ...

روشن است که وقتی شما شناخت‌تان از مسیر کافی و کامل نیست و آن را ساده و دست‌کم گرفته‌اید ، تدارکات و برنامه‌ریزی‌تان نیز متناسب با آن خواهد بود و تیم کوه‌نوردان باشگاه آرش بر پایه‌ی مجموعه‌ای از چنین برآوردها و ارزیابی‌هایی _  که قرار است خیلی زود و در جریان عمل غلط بودن و اشتباه بودن خود را نمایان سازد _  با استارت از کمپ 3 به استقبال زنجیره‌ای از مشکلات و سختی‌های در کمین نشسته و پیش‌بینی نشده می‌رود.

 

مرحله نهائی صعود آغاز می‌شود ... حالا  اینکه واقعیت خود را برای تیم کوه‌نوردان آرش چگونه نشان می‌دهد و در عمل آنان  چه خواهند کرد ، پرسشی است که سعی می‌کنیم با نگاهی به روزشمار برنامه و اظهارات رسمی ارائه شده پاسخی برای آن بیابیم.

 

شنبه 22 تیر :  تیم در دو کرده‌ی دو نفره و سه نفره حرکت خود را از محل کمپ 3 شروع می‌کند ... هر 5 نفر حرکت را آغاز کرده‌اند ... ارتفاع کمپ 3 در گزارشات قبلی رامین شجاعی، 7000 متر و 7015 متر ذکر شده است ... حاصل تلاش تیم  پنج نفره در این روز ، فقط تراورسی 700 متری و رسیدن به ابتدای دیواره‌های مسیر است ( اینجا ) ...  و تیم  قصد خود را برای بیواک به تهران اطلاع می‌دهد ... اگر عکس رسمی ارائه شده در رابطه با محل‌های بیواک را معتبر بدانیم ، ارتفاع تقریبی محل بیواک اول براساس انطباق با گوگل ارث ، در حدود 7200 متر است ...  یعنی تیم در اولین روز فعالیت خود و طی یک حرکت تراورسی فقط 200 متر ارتفاع بالا می‌رود  ... عملکرد تیم در همان روز اول ، هیچ  نزدیکی و شباهتی را به برنامه‌ریزی‌های قبلی و آن ارزیابی‌ها و برآوردها نشان نمی‌دهد ... آنان قرار بود در این روز خود را به زیر قله در ارتفاع 7800 متر برسانند اما ... همه چیز حکایت از اختلافی عمیق میان واقعیت منطقه و تئوری‌های غلط آقایان دارد ... و نکته‌ی قابل تاسف اینکه : واقعیت‌های روز اول مرحله‌ی نهائی صعود ، موجب گوش به‌زنگ‌ شدن و اندکی نگرانی نزد آقایان تصمیم گیرنده در تهران ، نسبت به تیم حاضر در منطقه و روزهایی که در پیش‌رو دارد نمی‌شود .

 

 

 

یک‌شنبه 23 تیر :  تیم 5 نفره تلاش خود را برای صعود اولین دیواره‌ی سنگی در پیش‌رو آغاز می‌کند ... این دیواره‌ی سنگی ، سخت و سنگین و پرکار به تهران گزارش می‌شود ... عملکرد تیم برای روز دوم برنامه ( روزی که طبق پیش‌بینی می‌بایست در قله باشند ) فقط صعود این دیواره‌ی 100 متری است ... اعلام بیواک دوم بالای این دیواره (محل مشخص شده در عکس رسمی )  به تهران صورت می‌گیرد ... دو نفر از اعضای تیم به طرف کمپ 3 فرود می‌آیند ( اینجا )  و دلایل آن به افکار عمومی اعلام نمی‌شود ...  اگر عکس رسمی منتشر شده را ملاک قرار دهیم ، ارتفاعات ذکر شده در اعلام‌های رسمی نادرست است ... محل بیواک اول 7200 متر و بیواک دوم با اعلام صعود یک دیواره ی 100 متری در حدود 7300 متر خواهد بود ... تیم در دومین روز فعالیت خود فقط 100 متر ارتفاع بالا رفته است ... این تیم در روز دوم خود هنوز بیش از 700 متر با قله فاصله دارد و دو بیواک فرسایشی را نیز تجربه کرده است ... اختلاف و عدم نزدیکی و شباهت میان واقعیت‌های منطقه و پیش‌بینی‌های قبلی به شکلی عمیق‌تر از روز اول خودنمائی می‌کند اما ... هنوز در تهران کسی را گوش به‌زنگ و شاید اندکی نگران نکرده است‌!! ... هنوز نزد آقایان تصمیم گیرنده در تهران  کسی به درصدی حتی اندک از احتمال حادثه فکر نمی‌کند و کوچک‌ترین پیش‌بینی و آماده‌گی برای مواجهه با آن اندیشیده نشده است !!

 

 

دوشنبه 24 تیر :  برای روز سوم دیگر از تلاش 5 نفره خبری نیست و قرار است بار سنگین ادامه‌ی گشایش مسیر را تیمی سه نفره بر دوش کشد ... پذیرش و درک اظهارات رسمی منتشر شده در باره‌ی عملکرد تیم در روز سوم  ( اینجا ) که خبر از جهشی ناگهانی و فوق‌العاده در سرعت بالا رفتن تیم می‌دهد ، براستی سخت و دشوار است ... برای تیمی که تلاش 5 نفره‌اش در روز اول و ارتفاع پایین‌تر فقط  200 متر صعود بوده و برای تیمی که تلاش 5 نفره‌اش در روز دوم فقط 100 متر صعود بوده ... به یک‌باره اعلام می‌شود که  ... با وجود 3 نفره شدن ( کاهش نزدیک به نیمی از توان تیم ) و افزایش ارتفاع ، نزدیک به 700 متر صعود داشته و قصد بیواک در 8000 متر دارد!! ... اعلام می‌شود فاصله‌ی آنان تا قله نیم الی یک ساعت بیشتر نیست ... اما تصمیمات و دستورات غیرقابل درک و رد پای آن آسان گیری‌ها هنوز ادامه دارد ... اعلام می‌شود دیگر نیازی به صعود تیم دو نفره‌ی مستقر در کمپ 3 به گردنه نیست ... اعلام می‌شود تیم قله نیاز به کمک ندارد !! ... و  با این گونه تصمیمات و دستورات ، روشن است و دیگر نیاز به تکرار ندارد که در نزد  آقایان تصمیم گیرنده در تهران هنوز دلیلی برای نگرانی دیده نمی شود !!

 

 

سه شنبه 25 تیر :  طی خبری بسیار کوتاه و مختصر ( اینجا ) ... و بر خلاف خبرهای قبلی که لااقل بیانگر جزئیات بیشتری بود ... اعلام می‌شود که تیم در ساعت چهار و نیم بعدازظهر به قله رسیده است ... از انتشار فایل‌های صوتی و تماس زنده از فراز قله با وجود وعده‌های چندین بار داده شده خبری نیست ... در اظهارات رسمی روز قبل گفته شده بود فاصله‌ی آنان تا قله نیم الی یک ساعت است ... و اینکه حالا چه وقایع و رویدادهایی رخ داده است که تیم چهار و نیم بعدازظهر بر فراز قله است ، چیزی به افکار عمومی گفته نمی‌شود ... از اینکه تیم آرش مشکلاتی در این روز داشته است یا نه ، چیزی نمی‌دانیم ... فقط می‌دانیم تیمی که کمتر از 50 متر با قله فاصله داشته است ، ساعت چهار و نیم بعدازظهر آن را فتح نموده .... و باز متاسفانه این هنوز مسئله‌ای نیست که آقایان تصمیم‌گیرنده در تهران را گوش به‌زنگ کند و  یا نگران‌شان کند و بیایند با فکر کردن به احتمال بروز حادثه برای تیم خسته با آن بیواک‌های فرسایشی بیش از حد و تدارکات ناکافی ، اقدامات خود را برای آماده‌سازی و  سازمان‌دهی تیم امداد و آغاز عملیات کمک رسانی شروع کنند ... متاسفانه!

 

 

 چهارشنبه 26 تیر : اطلاع‌رسانی رسمی در باره عملکرد تیم برای فرود به کمپ 3 فقط طی دو نوبت (صبح و بعدازظهر) صورت می‌گیرد ... در خبر صبح ( اینجا ) گفته می‌شود تیم بازگشت خود به سوی کمپ 3  را از ساعت 8 آغاز خواهد کرد ... و گفته می‌شود آنها شب سردی را  روی گردنه‌ی بین قله فرعی و کمپ 3 گذرانده‌اند ... اما در خبر بعدازظهر ( اینجا ) شرایط به ناگاه دگرگون می‌شود ... گفته می‌شود تیم در انتخاب مسیر اشتباه کرده است و بعد از تلاشی حدودا  9 ساعته قصد پنجمین بیواک در ارتفاع 7700 متری را دارند ... اینجا در کمال حیرت و شگفتی می‌بینیم که چنین اتفاق تکان‌دهنده ای در آن ارتفاع مرگبار یعنی اعلام گم کردن مسیر اصلی توسط اعضای تیم و با آن شرایط باورنکردنی و ترسناک  در هیمالیا ( به هم‌ریختن پیش‌بینی های تئوریک قبلی ، بیواک‌های فرسایشی پی در پی و کمبود شدید تدارکات آب و غذایی و خسته‌گی مفرط و ... ) هم چنان  موجب نمی‌شود که آقایان تصمیم گیرنده در تهران برای سازمان‌دهی یک عملیات امداد و نجات اقدامات خود را آغاز کنند!! ... و حداکثر و نهایت تکاپوی آقایان در تهران و در این روز خلاصه می‌شود در یافتن نقاط جی پی اس مسیر صحیح برگشت و ارسال آن از طریق ایمیل و پیامک  و دستور به اعزام یک شرپا برای رساندن آب و غذا به کمپ 3  در روز 5 شنبه !!

 

 

و صبح پنج شنبه  27 تیر ... که آیدین بزرگی طی تماس با تهران تقاضای کمک می‌کند ... او می‌گوید سه روز است آب و غذا نخورده‌اند ، چادرشان پاره شده و قادر به حرکت نیستند  ... و سرانجام این تقاضای دردمندانه‌ی کمک موجب می‌شود که آقایان تصمیم گیرنده در تهران  گوش به زنگ شوند ...  و بالاخره نگران شوند ... و اقدامات جدی خود را برای سازمان دهی یک تیم امداد و نجات ،   تازه آغاز کنند ... از ابتدا و از نقطه ی صفر ، کمک رسانی به تیم در آستانه ی مرگ را آغاز کنند !! 

 

فکر نمی کنید آغازشان اندکی دیر بود ؟!

 

 

 

 

 

 

پی نوشت :

 _ قرار بود  صعودشان از  محل کمپ 3  و بازگشت مجدد به آن ، نهایتا دو روز به طول انجامد و آنان روز یک‌شنبه در کمپ 3 باشند  و روشن است که پیش‌بینی‌ها برای همراه بردن تدارکات آب و غذائی در همین حد و شاید فقط اندکی بیشتر باشد . در جریان عمل و قدم به قدم و روز به روز ، برنامه‌ریزی‌های آقایان تصمیم‌گیرنده در تهران غلط از آب در می‌آید و غلط هم جلو می‌رود ... یک‌شنبه که سهل است ، در روز پنج‌شنبه قرار داریم و تیم هنوز به کمپ 3 نرسیده است ... و فقط ببینید یعنی بخوانید که آقایان در تهران چگونه اظهار نظر می‌کنند "  کوه نیوز : پنج شنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۲ ... کیومرث بابازاده می‌گوید دیروز، چهارشنبه، تصمیم گرفتیم که مختصات جی پی اس مسیر برگشت از گردنه را برای تیم بفرستیم که این کار را انجام دادیم. از سوی دیگر، حدس می‌زدیم که افراد تیم نیاز به آب و خوراک داشته باشند ... " واقعا چه می‌توان گفت‌؟!   پنج‌شنبه است و  تیمی که باید یک‌شنبه می‌رسید هنوز نرسیده است و تازه آقایان در تهران حدس می‌زنند که ... حدس می‌زنند !!

 

 _ آنچه نوشته شد و بررسی اجمالی صورت گرفته ، فقط براساس اظهارات رسمی منتشر شده بوده است . در یک دیدگاه شخصی ، نسبت به رویدادهای دوشنبه 24 تیر و بعد از آن به شدت تردید دارم که شامل صعود اعضای تیم به قله هم می‌شود . به نظرم وجود ابهام در اعلام رسمی فعالیت تیم در روز دوشنبه ، با توجه به نوع و کیفیت سیستم اطلاع رسانی باشگاه آرش بسیار طبیعی است .  پروسه‌ی فعالیت تیم طی دو روز قبل از آن و با دو کرده‌ی دو نفره و سه نفره به هیچ عنوان با صعود به یک‌باره و  نزدیک به 700 متری فقط کرده‌ی  سه نفره طی یک روز ، هم‌خوانی ندارد . ابهام و تردید در چنین نقطه‌ای لاجرم و به صورتی اجتناب‌ناپذیر خود را به ابهام و تردید در اتمام صعود نهایی نیز تسری می‌دهد. کلید قضیه خیلی ساده در دستان مدیران باشگاه آرش است . اگر تیم آنان به قله رسیده است می‌توانند با انتشار فایل صوتی تماس گرفته شده از فراز قله و اعلام  خبر پیروزی ، به تمامی این گونه تردیدها و ابهامات پایان دهند . لطفا فایل صوتی تماس آیدین را منتشر کنید!     

  

_  وقتی تیم به تهران اعلام ارتفاع 7700 متری کرده معنای آن این است که هنوز دستگاه جی پی اس آنان روشن است و با آن کار می‌کنند و تاسف‌بار است  که برای استخراج نقاط جی پی اس مسیر  برگشت و ذخیره‌ی آن در دستگاه از قبل اقدامی صورت نداده‌اند . قبلا برای آیدین _ بعد از گزارش علم کوه که عنوان کرد در یافتن روستای درجان با وجود داشتن جی پی اس مشکل داشته‌اند  _  گفته بودم که بازگشت صحیح به نقطه‌ی شروع  فقط یکی از کارکردهای جی پی اس است . کارکرد مهم‌تر و البته هیجان‌انگیزتر این دستگاه ، راهبری ما در مسیرهای جدید و برای اولین بار است . با استخراج نقاط از روی نقشه‌های توپوگرافی یا گوگل ارث! ... در هر صورت به نظر می‌رسد سیستم آموزشی اعضا در باشگاه آرش نیاز به بازبینی جدی دارد. آیا اعضای آرش در این تیم، آموزش‌های کامل نقشه‌خوانی و کار با جی پی اس را طی کرده بودند یا ... ؟!

 

 

 _ تلاش شجاعانه و تحسین برانگیز آیدین و پویا و مجتبی را برای زنده ماندن هیچ‌گاه فراموش نخواهم کرد!  

 

 

 

 

باید پاسخ‌گو باشید!

 

باید در قبال تمامی دستورات و تصمیمات بزرگ و کوچک برنامه  برودپیک پاسخ‌گو باشید! 

 

باید برای هر آنچه که در شکل گیری این فاجعه ی تراژیک نقش داشت پاسخ‌گو باشید!

 

باید برای تمامی آن اتفاقات و رویدادهای بزرگ و کوچکی که در خط انتها مرگی تلخ را برای سه کوه‌نورد جوان و خوب کشورمان رقم زد پاسخ‌گو باشید!

 

 

باید پاسخ‌گو باشید!

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ امرداد ۱۳٩٢
    پيام ها    +


برودپیک ایرانی: پروازهای بی هوده و اظهارات دل فریب توماس لامل

"توماس لامل برای امداد و نجات سه ایرانی گم شده در برود پیک طی دو روز ، روزهای یک شنبه 30 تیر و سه شنبه اول مرداد ، پروازهایی با هلی کوپتر ارتش پاکستان برای "امداد و نجات" و "جستجو" داشته که بر اساس گزارش خودش که در سایت ExWeb منتشر شده هر دو پرواز بی هوده بودند . پرواز روز اول که در روز  یکشنبه 30 تیر صورت گرفته و برای امداد ونجات بوده  براساس اطلاعات غلط  و در مسیری غلط انجام شده است . این اطلاعات غلط توسط  نیکنام مدیر شرکت ATP به لامل داده شده  و خود نیکنانم نیز این اطلاعات را از تهران گرفته بود . نیک نام به لامل می گوید 3 ایرانی در  کمپ 4 (!!) زمینگیر شده اند و قادر به فرود نیستند  سوال این است چرا هیچ ایرانی مستقیما با لامل صحبت نکرده تا نشانی بهتری از زمین گیر شدن تیم قله بدهد ؟ حد اقل از صبح پنج شنبه با اولین تماس تلفنی آیدین و با اعلام خود آیدین مشخص بود که آنها در مسیر نرمال نیستند . خود آیدین گرسنه ، تشنه ،  خسته ، با آن بیواک های هولناک به تهران گفته که در مسیر نرمال نیستند و در مسیری غلط فرود آمده اند . پس چگونه است 3 روز بعد به لامل گفته می شود که آیدین در کمپ 4 و یا اطراف کمپ 4 زمینگیر شده است ! لامل با همین اطلاعات غلط ، برنامه امداد و نجات خود را طراحی می کند ..."

 

متن کامل را در وبلاگ عزیز حبیبی ( بیواک) بخوانید

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ امرداد ۱۳٩٢
    پيام ها    +


روزنامه شرق، مبلغ صدا و فرهنگی ارتجاعی برای کوه نوردی ایران

 

 

افکار پراکنده‌ی یک کلاغ خسته:

 

_ می‌گویند دنیای صاحبان "زور و زر و تزویر" دنیای قشنگی‌ست! دنیایی که هیچ دری را برایشان بسته نمی‌گذارد! دنیایی که  آفتاب می‌تواند به آنان ... در هر جای زمین که باشند... لبخند بزند!  از غرب تا شرق ...

 

_  در دنیای امروز کافی‌ست صاحب زر باشی‌!   آنگاه برای شنیدن حرف‌هایت ... هر چند بی‌ارزش، هر چند تکراری ، هر چند کهنه و ارتجاعی ... همه‌ی بلندگوها و همه‌ی تریبون‌های جهان آماده است‌! از غرب تا شرق ... از بی بی سی فارسی و صدای امریکا تا روزنامه‌ی شرق !!

 

_ می‌گویند دنیای صاحبان " زور و زر و تزویر  " دنیای قشنگی‌ست!

  

_  چه کسی باور می کرد که روزنامه ی شرق هم می تواند مبلغ صدا و فرهنگی ارتجاعی برای کوه نوردی ایران باشد؟

 

 

_ روزنامه شرق امروز ( یک شنبه 6 مرداد ) را از دست ندهید ... برای کوه‌نوردی ایران سنگ تمام گذاشته است!!  نوشته‌هایی پر از شور و حماسه و احساس ... در باره‌ی بزرگ قهرمانان و بزرگ شیرمردان و شیرزنانی که به کوه می‌روند تا بمیرند!! ... تا به بزرگ‌ترین آرزوی زنده‌گی‌شان یعنی مرگ برسند!! ... این را روزنامه‌ی شرق می‌گوید ... امروز ، روزنامه‌ی شرق در باره‌ی ابهت مردن در کوه برایمان نوشته است . در باره‌ی انسان‌های با اراده ، شاهین‌های بلند پرواز و مردان جسوری نوشته است که در این دنیا وظیفه‌ای جز مردن در کوه ندارند‌!! ... زنده‌گی مال آنان نیست ... چرا که آنان قهرمان و اسطوره‌اند و انتخابی جز مرگ در پیش رو ندارند ... این را روزنامه‌ی شرق می‌گوید ... زنده‌گی فقط از آن  نویسنده‌گان متون است ... اندیشه‌پردازان ، خط دهنده‌گان ، تئوریسین‌ها ، تشویق کننده‌گان، تحریک کننده‌گان ... زنده‌گی مال آنهاست ... براستی اگر آنها نباشند چه کسی وظیفه‌ی خلق فضاهای حماسی را برای تهییج و ترغیب قهرمانان و اسطوره‌ها به فرو رفتن در کام مرگ را برعهده خواهد داشت؟! ... زنده‌گی از آن صاحبان زور و زر و تزویر است ... که می‌گویند دنیای‌شان ، دنیای قشنگی‌ست!

 

 

_  در دنیای امروز کافی‌ست صاحب زر باشی‌!   آنگاه برای شنیدن حرف‌هایت ... هر چند بی‌ارزش، هر چند تکراری ، هر چند کهنه و ارتجاعی ... همه‌ی بلندگوها و همه‌ی تریبون‌های جهان آماده است‌! از غرب تا شرق ... از بی بی سی فارسی و صدای امریکا تا روزنامه‌ی شرق !!

 

 

 

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٤٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ امرداد ۱۳٩٢
    پيام ها    +


به کیومرث بابازاده

با سلام و احترام

 

_ شما در توضیح فعالیت گشت زنی دو شرپای پاکستانی که روز شنبه 29 تیر برای یافتن کوه نوردان تیم آرش صورت گرفت به کوه نیوز گفته اید :

" ... ساعت 7 صبح دو باربر ارتفاع به گردنه رسیده اند. ظاهرا" برای این که دید بهتری نسبت به منطقه داشته باشند گردنه را طی و مقداری از مسیر قله فرعی را صعود کرده اند که ... کوه نیوز "

 

 

_ " منظورحسین " رئیس فدراسیون کوه نوردی پاکستان نیز در باره ی کیفیت فعالیت این دو شرپا و نتایج آن گفته است :

"... هم چنین، دو باربر ارتفاع که روز جمعه به کمپ۳ رفته بودند به بیس کمپ بازگشته اند. آنها گزارش دادند که تمامی منطقه تا کمپ ۳ و حتی درست تا زیرقله را جستجو کردند ولی هیچ ردی یا اثری از کوه‌نوردان نیافتند و بنابراین جستجو را متوقف کردند ... کوه نیوز "

 

 

_ و هم چنین اظهارات نیکنام کریم مدیر عامل شرکت  (ATP)  که بازهم بیانگر نیافتن هیچ گونه رد و اثر از آیدین و دوستانش است :

" ... دو راهنمای ارتفاع پاکستانی شرکت ATP: اصغر و سرور نیز به بیس کمپ ازگشته اند. آن ها تمام مسیر را کاملا جستجو کرده اند و در مسیر قله برودپیک چیزی نیافته اند. آن ها هم چنین عکس هایی از مسیر خود آورده اند ... خبرگزاری ایسنا "

 

 

_ در تمامی این گفته ها و نقل قول ها ،  هیچ اشاره ای به صعود شرپاهای پاکستانی به قله ی اصلی برودپیک وجود ندارد:  " صعود مقداری از مسیر قله فرعی "  و " تا زیر قله " و "  در مسیر قله " ... و یک مضمون مشترک دیگر این که : " هیچ رد و نشانی نیافته اند " !

 

 

_  لذا وقتی قله اصلی توسط آن دو شرپا صعود نشده است و هیچ رد و نشانی نیز پیدا نکرده اند ، به نظر می رسد لازم است و ضرورت دارد نسبت به داستان دیدن پرچم ایران بر فراز قله‌ی اصلی برودپیک توضیحات قانع کننده‌ای به افکار عمومی ارائه دهید.

 

 

_ طی چند نوبت و از قول شما ، سایت کوه نیوز به خواننده‌گان خود وعده می‌داد که فایل صوتی اعلام پیروزی نهایی تیم  و از فراز قله به صورت مستقیم  پخش خواهد شد.  اتفاقی که در عمل رخ نداد !! ممکن است بفرمائید چرا هیچ گاه فایل این تماس را در اختیار کوه نیوز نگذاشتید؟ و آیا فکر نمی‌کنید در حال حاضر و با وجود ابهامات و پرسش های فراوانی که پیرامون برنامه‌ریزی و نحوه‌ی صعود تیم وجود دارد بهتر است نسبت به  انتشار عمومی این فایل صوتی اقدام کنید؟

 

 

_ بسیار امید دارم که  از سوی شما و دیگر مدیران باشگاه آرش ، نگاه امنیتی _ محرمانه نسبت به انتشار واقعیت‌های این برنامه‌ی ورزشی  _ و از جمله انتشار  تماس های صوتی آیدین  _ وجود نداشته  باشد !

 

 

 

 پی نوشت :

ابائی ندارم که  تا زمان انتشار کامل گزارش برنامه و ارائه‌ی مدارک و مستنداتی روشن و قانع‌کننده بخواهم از تردیدهای خود نسبت به صعود نهائی تیم بنویسم .  تا زمانی که از سوی مدیران و برنامه‌ریزان اصلی ، انتشار اخبار و اطلاعات به شکلی محدود و بسیار کنترل شده صورت می‌گیرد  ، وجود چنین تردیدهایی را دیگر باید طبیعی و اجتناب ناپذیر دانست !  قطعا و قطعا و قطعا آیدین و دیگر اعضای تیم بر روی مسیر برگشت   ... قله تا گردنه و مسیر بعد از آن تا کمپ 3  ... مطالعه و بررسی و شناخت کافی ( تئوریک ) داشته‌اند .  برایم غیرقابل درک و غیر قابل باور است که بتوانم بپذیرم  آنان بعد از صعود قله مسیری را پایین رفته باشند ... آن هم حدود 500 متر !! ... که از همان ابتدا خود را با صخره‌ها و دیواره‌های عمودی و مهیب نشان می‌دهد و متوجه اشتباه خود نشده باشند .  می‌توانید یک باردیگر مسیر روایت شده ... یعنی از قله‌ی فرعی به سمت پایین ...  را در گوگل ارث مرور کنید . چیزی در مرز غیرممکن نشان می‌دهد . ابائی ندارم که بخواهم از حدس و گمان‌های خود بنویسم  . این که تا زمان اثبات قطعی صعود ( انتشار عکس شرپاهای پاکستانی از پرچم ایران بر فراز قله و یا انتشار فایل صوتی تماس آیدین )  فکر کنم تیم  در هنگام صعود ، در پیدا کردن مسیر اصلی اشتباه کرده  و منحرف شده است . بابازاده در باره وقایع روز دوشنبه می‌گوید آنان در ارتفاع 8000 متر و زیر قله بیواک کرده‌اند و فقط 30 دقیقه تا یک ساعت با قله فاصله دارند اما روز سه شنبه برای این کمتر از پنجاه متر باقیمانده ...  می‌گویند تیم ساعت چهار ونیم بعدازظهر به قله رسیده است!! نکات مبهم و غیرقابل درک در باره‌ی روایت‌های رسمی منتشر شده صعود بسیار است . با توجه با نزدیکی آخرین نقطه‌ی تعیین موقعیت شده ... براساس آخرین تماس آیدین ... با مسیر صعود ، ابائی ندارم که بنویسم ، به نظرم تیم در همان مرحله‌ی صعود و در مسیر انحرافی زمین‌گیر شده است .  روشن است که تمامی این‌ها حدس و گمان است ... تا زمانی که مدیران و برنامه ریزان برودپیک ایرانی به شکلی کامل ، روشن و شفاف نسبت به انتشار گزارش برنامه و مستندات آن اقدام کنند . به امید آن روز !

 

 

لطفا فایل صوتی تماس آیدین را منتشر کنید!

 

 

 

 

 


 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ امرداد ۱۳٩٢
    پيام ها    +


کوه نوردی نزد مکتب باشگاه آرش ...

در زمستان سال 74  و در اجرای یکی از برنامه‌های زمستانی  باشگاه آرش  ، زمانی که تصمیم نادرست و اشتباه سرپرست برنامه یعنی فریدون اسماعیل زاده  در برپایی چادر روی رخ برف‌گیر و نقاب‌ساز خط الراس دوبرار  ، مرگ یکی از جوانان کوه‌نورد این سرزمین به نام همایون محبوب را رقم زد ، عباس محمدی در سرمقاله‌ی گاه‌نامه‌ی باشگاه و در تمسخر منتقدین ، کوه‌نوردی در  مکتب باشگاه آرش را بازی عشق و مرگ نامید و گفت  در این بازی (کوه‌نوردی)  ملاحظه‌ی  سلامت جسم  که هیچ ، تمامی جان هم در مرتبه‌های پایین قرار دارد !!

 

" باز هم این پرسش کهنه که چرا ؟ چرایی در کار نیست . این ورزش و تفریح نیست . بازی عشق و مرگ است . به مبارزه طلبیدن خود است و ممزوج شدن با عناصر سهمگین طبیعت است . کسانی که دل به این راه نداده اند به چون و چرا بر می خیزند ... در این مسیر ، سلامت جسم که هیچ ، تمـــامی جان هم ملاحظه ای است که در مرتبه های پایین قرار دارد ... گاه نامه ی آرش "

 

 

مرگ تلخ همایون محبوب برای "مکتب باشگاه آرش"  فرصت مناسبی بود که بتواند به صراحت تفکر و دیدگاه خود را نسبت به کوه‌نوردی برای همگان اعلام کند : در برنامه‌های ما ، سلامت جسم که هیچ ، تمامی جان هم ملاحظه‌ای است که در مرتبه‌های پایین قرار دارد !!

 

با چنین زمینه و با چنین پشتوانه‌ی فکری و عقیدتی در باره ی تعریف کوه‌نوردی ، در دی ماه 1385 تراژدی مرگبار دیگری در کوه‌نوردی ایران رقم می‌خورد و علیرضا سلیمانی و مهدی عزیزی در اجرای صعود زمستانی گرده‌ی  آلمانها جان خود را از دست می‌دهند.

 

 

و امسال نیز ... یک تراژدی مرگبار دیگر ... در برودپیک و  کشته شدن سه کوه‌نورد جوان دیگر این سرزمین ! پرسش اصلی اما ... و به ساده‌گی فقط این است : 

 

با چنین دستاوردی(!) برای کوه‌نوردی ایران یعنی مرگ همایون محبوب ، علیرضا سلیمانی ، مهدی عزیزی ، آیدین بزرگی ، پویا کیوان و مجتبی جراحی آیا وقت آن نرسیده است که مدیران این باشگاه  و اندیشه پردازان و تئوریسین‌های آن ( آدم هائی نظیر عباس محمدی ) در تفکر و دیدگاه خود و در تعریف مرگباری که از ورزش کوه‌نوردی ارائه داده‌اند و می‌دهند تجدید نظر کنند؟

 

 

 

نقد تفکر "مکتب باشگاه آرش" را ضرورتی جدی برای کوه‌نوردی امروز کشورمان می‌دانیم!  دیدگاه این مکتب به کوه‌نوردی یعنی بی‌توجهی به سلامت جسم و حتی جان در اجرای برنامه‌های کوه می‌تواند زمینه‌ساز حوادث تلخ و تراژیک بعدی در کو‌ه نوردی ایران باشد!

 

 

 

----------------------------------------------------------------

 

 

 

پی نوشت 1  :

 

برودپیک ایرانی  2013 - شیوه صعود اگر انتحاری نیست پس چیست ؟

آقای عباس محمدی در وبلاگ خود به تاریخ 3 مرداد 92 و در گزارش مربوط به جلسه‌ ای که با حضور چندین نفر ازهیمالیانوردان و دیگر خبرگان کوه‌نوردی ایران و یکی از پزشکان‌‌ ارتفاع برگزار شده چنین نوشته است : "ابتدا، کیومرث بابازاده گزارشی از حرکت تیم سه نفره‌ی آیدین بزرگی و پویا کیوان و مجتبی جراحی از کمپ سوم برودپیک، رسیدن تیم به قله از مسیر جدید، و بازگشت از مسیر عادی و گم شدن تیم داد. سپس گفت که آیدین بزرگی در صبح روز 27 تیر ماه با او تماس گرفته و گفته که آنان سه روز است آب و غذا نخورده اند، چادرشان پاره شده و نمی‌توانند خود را به پایین برسانند."

بله ؛ واقعیت هولناکی ست . آیدین بزرگی روز 27 تیر در تماس تلفنی با آقای بابا زاده گفته "آنان سه روز است آب و غذا نخورده اند"  . اما این 3 روز کدام 3 روز هست؟ پاسخ ساده است : روزهای 25 و 26 و 27 تیر . روز 25 تیر روز صعود قله است ، بنابراین تیم صعود  ، قله را درحالی صعود کرده که گرسنه بوده و آب و غذا نداشته و قبل از صعود نیز 3 بیواک در ارتفاعات بالا ، ازجمله در ارتفاع 8000 متری داشته است . این صعود ، اگر صعود انتحاری نیست پس چیست ؟ و البته این شیوه ی انتحاری را سرپرست و مدیران تیم طراحی کرده اند ...

 

متن کامل را در وبلاگ عزیز حبیبی " بیواک " بخوانید

 

 

 

 

 پی نوشت 2 :

از کامنت خواننده‌گان و پاسخی برای آن : " ... من یه سوال برام بی‌جواب مونده سرپرست برنامه کوتاهی کرد ، مسول فنی کوتاهی کرد،  قبول ... چرا این بچه‌های نازنین خودشون جی پی اس مسیر برگشت رو نگرفتند حداقل از روی گوگل ارث می‌شد بصورت تقریبی با دقت قابل قبول این کارو کرد . بی‌تجربه هم که نبودند. خیلی مفت مردند  . دارم خفه می شم از بغض ... نویسنده : هیلاری "

 پاسخ : سلام هیلاری عزیز ... کاملا حق داری! درست می گویی ... آنان به راحتی می‌توانستند مشخصات نقاط برگشت  ... از قله تا گردنه‌ی اصلی فرود و تا کمپ 3 ... را از طریق گوگل ارث استخراج و در دستگاه خود ذخیره کنند ... بعد از گزارش برنامه خط الراس علم کوه صحبت کوتاهی با ��یدین داشتم . در آن برنامه هم جی پی اس داشته‌اند اما ...در گزارش‌اش گفته بود برای پیدا کردن روستای درجان دچار مشکل بوده‌اند ... برای او توضیح دادم که کارکرد جی پی اس فقط بازگرداندن ما به نقطه‌ی شروع نیست ما می‌توانیم از این دستگاه و با استخراج مشخصات نقاط از روی نقشه‌های توپوگرافی و حتی گوگل ارث از آن برای رفتن به مکان‌های جدید و برای اولین بار استفاده کنیم ... و بهرحال متوجه شدم که مشکل در جای دیگری‌ست! معضل اصلی این دوستان چیزی است که سعی کرده‌ام در پست مکتب باشگاه آرش آن را توضیح دهم ...                           

 

 

 

 

 پی نوشت 3 :

دیدگاه مهدی فرهادی : " ...کوه‌نوردی حماسی متولد شده در دهه اول قرن بیستم که مبدع آن رژیم های فاشیستی چون آلمان و ایتالیا بودند توسط مسنر _ بخوانید مکتبی که مسنر آنرا نمایندگی می کرد _ منسوخ شد. راستی آیا با خواندن این مطلب نباید افسوس بخوریم که چنین دیدگاهی در دهه اول قرن 21 (یک قرن بعد از ابداع آن و ده ها سال بعد از منسوخ شدن آن در جوامع پیشرفته) هنوز در جامعه ما  داعیه دارانی دارد  ... که متاسفانه مبلغ اصلی این نگرش ها برخی نخبگان و سازمان ها و نهادهای کوه نوردی ما هستند... کسانی که هم چنان صعود قلل 8000 متری از مسیرهای نرمال و در قالب صعودهای تجاری را فتح الفتوح خوانده و اجرا کنندگان این برنامه را قهرمانان ملی خوانده و مجسمه آنها را در شهرها نصب می‌کنند. و کسانی که صعودهای انتحاری و غیر ایمن کوه‌نوردان ما را حماسه‌های بی‌نظیر و  نمونه کوه‌نوردی واقعی می‌دانند ... "

 

خواندن آخرین پست وبلاگ مهدی فرهادی با عنوان کوه نوردی حماسی را به تمامی دوستان پیشنهاد می کنیم.

 

 

 

 

 پی نوشت 4 :

عباس ثابتیان در بخش کامنتینگ وبلاگ خود و در پاسخ به بهرام _ یکی از مدیران سایت کوه نامه _ اشاره کرده است  که کیومرث بابازاده  در پی اعمال محدودیت و سانسور خبری در باره ی حادثه برودپیک تیم آرش ، به مدیران سایت کوه نیوز امر کرده است که خبری را از او کار نکنند!!

بهرام : سلام ، مطلب شما در سایت کوه نامه قرار گرفت ... ثابتیان:  ممنون بهرام .  آقای کیومرث بابازاده ممکن است به شما هم امر کنند مطلبی از من را کار نکنید!! "

 

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٤ امرداد ۱۳٩٢
    پيام ها    +


تعلل اپراتور ماهواره ای در مکان‌یابی کوه نوردان مفقود شده به بهانه تحریم

وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات در پی مفقود شدن 3 کوه‌نورد ایرانی در رشته کوه‌های هیمالیا، اعلام کرد: اپراتور بین‌المللی تلفن ماهواره‌ای و سازمان‌های بین المللی در مکان یابی کوه‌نوردان مفقود شده تعلل کردند.

علی افتخاری رئیس مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، با بیان اینکه این وزارتخانه به محض اطلاع از مفقود شدن سه کوه نورد ایرانی در رشته کوه های هیمالیای پاکستان، با پیگیری های مستمر و بی وقفه شخص رئیس جمهور و دستور وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، کارگروه ویژه ای تشکیل داده و با ارتباط مستمر با سفارت جمهوری اسلامی ایران در چین و پاکستان از همان ساعات اولیه تیم های فنی را برای برقراری ارتباطات با این کوه نوردان تشکیل دادند.

وی گفت: به محض اطلاع از این موضوع، در اولین گام تلفن های همراه کوه نوردان برای برقراری تماس و نبود هرگونه محدودیتی به صورت کامل از نظر مالی شارژ شد تا محدودیتی از نظر رومینگ و برقراری ارتباط نداشته باشند که البته با توجه به عدم امکانات کافی در آن نقطه احتمال برقراری تماس با تلفن GSM تقریباً غیر ممکن به نظر می رسید.

افتخاری ادامه داد: در دومین گام، جهت نقطه یابی و اطلاع از طول و عرض جغرافیای دقیق کوه نوردان، مکاتبات و پیگیری های مستمری با اپراتور تلفن ماهواره ای بین المللی که کوه نوردان با خود به همراه داشتند برقرار شد اما متاسفانه این اپراتور، بعد از 48 ساعت اطلاعات مربوط به مکان جغرافیایی کوه نوردان را در اختیار وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات قرار داد که آنهم با فشار های متعدد و تلاش مستمر و برقراری ارتباط با نهادها و مجامع بین المللی حوزه مخابرات و فناوری اطلاعات موفق به دریافت این مشخصات و اطلاعات شدیم.

وی با بیان اینکه این اپراتور بین المللی ماهواره ای و سازمان متبوع مرتبط با این موضوع، بدون توجه به جان انسان ها و به بهانه تحریم، همکاری مناسبی با وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات نداشتند، تصریح کرد: از این سازمان ها باتوجه به اینکه جان انسان ها درمیان بود، انتظار بیشتری می رفت تا در جهت نجات جان این سه کوه نورد همکاری و تعامل کاملی با ما داشته باشند که متاسفانه این اتفاق رخ نداد.

 

از رسانه ها

 

 

____________________________________________________

 

و  دیدگاه مهدی شیرازی در وبلاگ بیواک در باره ی حادثه ی برودپیک :

 

شاه بى‌تدبیر ، وزیر پرتزویر

دیگر از شطرنج هم متنفرم ٠ نمى‌دانم چرا این صفحه دیگر خانه هاى سفید ندارد ، همه جا تاریک و سیاه است ٠

شاهش شاه نیست و وزیرش وزیر ٠ هردو تاج حماقت و نادانى بر سردارند و در خورجینشان به جاى فراست و هوشیارى ، ادعا و فرصت طلبى ٠ هر دو درکنار هم شانه به شانه درپس و پشت سر برومند سربازانى عاشق سنگر گرفته و بى مهابا و  متهورانه فرمان حمله صادر مى کنند ٠

 رخ ها همچون آدمک هاى چوبى رنگ باخته از گذر زمان به زمین چسبیده و گذر پرستو هاى مهاجر را به نظاره نشسته اند ٠

اسب هاى بى یال و کوپال که جرات حضور در صحنه را نداشته اند و خود به خوبى مى دانستند که یاراى یاریشان نیست گوشه عزلت گزیده و به تشویق و ترغیب سلطان و وزیر بسنده کرده اند٠

 خدایا با چنین بضاعتى چگونه توانستند این بازى را آغاز کنند، بازى‌ای که فقط و فقط سینه ستبر سربازان جوان بى سلاح اش آماج بود ٠ آن نازنینان نقش آفرینى کردند تا شاه و وزیر سرمست و مغرور و مسرور از پیروزى در مقابل رقیب کم نیاورد .  در این بازى ناعادلانه و نا برابر تنها این شاه نبود که مات شد . ما مبهوت این بى‌خردى شدیم و تا ابد چشم به راه سربازان دلاورمان مى مانیم.

 

از وبلاگ بیواک

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٠٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٤ امرداد ۱۳٩٢
    پيام ها    +


باید پاسخ گو باشید!

 

باید پاسخ‌گو باشید! 

 

 باید در قبال تمامی دستورات و تصمیمات بزرگ و کوچک برنامه  برودپیک پاسخ‌گو باشید! 

 

باید برای هر آنچه که در شکل گیری این فاجعه ی تراژیک نقش داشت پاسخ‌گو باشید!

 

باید برای تمامی آن اتفاقات و رویدادهای بزرگ و کوچکی که در خط انتها مرگی تلخ را برای سه کوه‌نورد جوان و خوب کشورمان رقم زد پاسخ‌گو باشید!

 

 

باید پاسخ‌گو باشید!

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ امرداد ۱۳٩٢
    پيام ها    +


باشگاه آرش رسما پایان عملیات را اعلام کرد

مسوول باشگاه کوه‌نوردی آرش که به پاکستان سفر کرده، تلاش‌های صورت گرفته برای نجات سه کوه‌نورد ایرانی را بی‌نتیجه دانست.

 

در پی بی‌نتیجه ماندن و پایان جست‌وجوها برای یافتن سه کوه‌نورد مفقود شده ایرانی در پاکستان، مسوول باشگاه آرش که از نزدیک جریان جست‌وجوها را دنبال می‌کرد، گفت: تمام کارهای لازم برای یافتن این عزیزان انجام شد اما متاسفانه به نتیجه نرسید. همایون بختیاری در گفت‌وگو با خبرنگار ورزشی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) اظهار کرد: هم‌اکنون در منطقه حضور دارم و در صحبتی که با توماس لامل بهترین کوه‌نورد به زعم بسیاری از کارشناسان داشتم متاسفانه اعلام کرد از نظر آنها این کوه‌نوردان به صورت قطعی جانشان را از دست داده‌اند.

 

وی افزود: به نظر لامل این سه کوه‌نورد در فاصله‌ی 500 متری پایین‌تر از قله یعنی حدود ارتفاع 7500 تا 7700 متری هستند که هنگام پایین آمدن از قله مسیر را اشتباه رفته و دچار این حادثه شده‌اند. مسوول باشگاه کوه‌نوردی آرش با اشاره به این‌که پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران در قله نمایان است، گفت: این سه کوه‌نورد مسیر جدیدی را به نام خود و ایران ثبت کردند اما هنگام بازگشت دچار این حادثه شدند. باشگاه آرش تمام تلاش خود را برای یافتن این عزیزان و حتی یافتن اجساد آنها انجام داد و دیگر نمی‌شود کاری انجام داد.

 

بختیاری ادامه داد: لامل به ما توصیه کرد که هیچ عملیات امدادی دیگری برای یافتن این کوه نوردان و پایین آوردن اجساد آنها انجام نشود؛ چرا که آنها در جایی هستند که حتی کمک‌رسانی برای پایین آوردن اجسادشان هم خطرناک است. لامل گفت که از نظر او جست‌وجوها برای یافتن آنها باید متوقف شود.  مسوول باشگاه کوه‌نوردی آرش در پاسخ به این‌که این جست‌وجوها چند روز به طول انجامید گفت: پنج‌شنبه هفته قبل بود که به ما خبر گم شدن آنها رسید و تا امروز شش روز کامل را برای پیدا کردن این عزیزان تلاش کرده‌ایم و متاسفانه نتیجه نداد. در این مدت شش مرحله هلی‌کوپتر برای یافتن آنها پرواز کرد که در هر مرحله دو هلی‌کوپتر حضور داشتند.

 

وی یادآور شد: این هلی‌کوپترها تا ارتفاع 8 هزار متری هم بالا رفتند که این واقعا کار خطرناکی است؛ چرا که هلی‌کوپتر نباید این‌قدر اوج بگیرد. خوشبختانه مسوولان سفارت، مسوولان محلی و نیروی هوایی پاکستان کمک زیادی به ما کردند و جا دارد از آنها تشکر کنم. بختیاری در پاسخ به این سوال که هزینه این جست‌وجوها تا به حال چقدر شده است، گفت: هنوز که به صورت رسمی فاکتوری را به ما ارایه نکرده‌اند اما فکر می‌کنم حدود 60 هزار دلار هزینه شده باشد که متاسفانه نتیجه هم نداشت. برای یافتن این عزیزان هرچه لازم بود هزینه می‌کردیم. البته شرکتی که ما با آنها کار می‌کردیم از لحاظ مالی اصلا این مسائل برایش مطرح نبود و آنها هرچقدر که لازم بود این عملیات را انجام می‌دادند.

 

مسوول باشگاه کوه نوردی آرش یادآور شد: به سعدی که در کمپ 3 حضور داشت گفتیم که پایین بیاید. آقای شجاعی هم که در کمپ اصلی حضور دشت. همگی جست‌وجوها را برای یافتن این عزیزان انجام دادیم اما نتیجه نداشت. بنده فردا به تهران بازمی‌گردم.  وی در پاسخ به این سوال که فدراسیون کوه نوردی اعلام کرده آنها برای صعود مجوز نداشتند در حالی که سفارت ایران در پاکستان اعلام کرده مجوز صعود را دیده است، عنوان کرد: مجوز صعود از نظر فدراسیون ایران، قوانین و مقررات خاصی دارد که هرکسی بخواهد از امکانات دولتی در آن کشور میزبان برای صعودش استفاده کند باید این مجوز را بگیرد اما برای ما که نمی‌خواستیم از امکانات دولتی استفاده کنیم این مجوز نیاز نبود و تنها مجوز نیاز بود که برای صعود در پاکستان گرفته می‌شد. هر تیمی برای صعود می‌تواند مجوز لازمش را در کشور میزبان بگیرد.

 

بختیاری خاطرنشان کرد: مشکل بزرگ ما این است که هنوز هم نمی‌دانیم این عزیزان کجا هستند و آیا در محلی که سیگنال قبلی رسیده بود حضور دارند یا خیر. تمام دانسته‌های ما در حد حدسیات است؛ چرا که ممکن است آن سیگنالی که دریافت کردیم تنها بر روی حادثه به دست آمده باشد.  وی ادامه داد: وظیفه‌ی ما این بوده که برای یافتن آنها هر کاری انجام دهیم و برای این کار بهترین‌ها را استفاده کردیم و به خدمت گرفتیم .

 

خبرگزاری ایسنا

 

 

پی نوشت :

 

تمام شد. همه چیز تمام شد . خداحافظ آیدین! ... خداحافظ پویا! ... خداحافظ مجتبی! ... تلاش تحسین برانگیز و قابل احترام شما برای زنده ماندن را هیچگاه فراموش نخواهیم کرد! برودپیک بعد از این برای ما ، با یادها و خاطره های مبارزه‌ی شجاعانه شما ، با تنهائی دردآور و غم‌انگیز شما و با بی‌عملی اسفبار و شرم‌آور جامعه‌ی تشکیلاتی کوه‌نوردی کشورمان معنا خواهد داشت .

 

ما را ببخشید بچه ها! ... می دانم ، دیگر سودی ندارد که بخواهیم از خشم بی پایان خود بخاطر تلف شدن تمامی آن لحظات و ساعت های طلائی و حیاتی در امر تجسس و عملیات امداد و نجات برایتان بگوئیم . دیگر سودی ندارد که آقای رئیس باشگاه را مورد خطاب قرار دهیم و بگوئیم در زمانی که می توانستید با هزینه ای بسیار کمتر از 60 هزار دلار فعلی ، یک تیم پشتیبانی از بهترین و ورزیده ترین شرپاهای منطقه برای مواجهه با حوادث احتمالی و به صورت آماده باش در بیس کمپ و یا کمپ های بالاتر داشته باشید چرا این کار را نکردید؟ دیگر سودی ندارد که ... ما را ببخشید بچه ها !

 

نیمه شب است و کوه نوردی ایران تا ساعاتی دیگر روز خود را بدون شما آغاز خواهد کرد . شک ندارم که باقی داستان را به طور کامل می‌دانید . از فردا نوبت شعر و شاعری شروع می‌شود . از فردا مرثیه سرائی و بازی با کلمات شروع می‌شود . از فردا قهرمان سازی و اسطوره سازی شروع می‌شود . دوستان در رقابتی نفس‌گیر ، برای انتشار متن‌های احساسی و حماسی و بیان خاطرات اشک انگیز گوی سبقت را از یکدیگر می‌ربایند . از فردا شما را قهرمان و دلاور و شیرمرد و یگانه ستاره تابناک همه‌ی آسمان‌ها می‌نامند و حتی مرگ تلخ و دردناک‌تان را مرگی بلندپروازانه معرفی می‌کنند . از فردا ... مقدمه چینی و زمینه سازی فکری و روانی برای جوانانی دیگر و مسلخی دیگر و فاجعه ای دیگر آغاز می‌شود!

 

خداحافظ آیدین!  ...  خداحافظ پویا !  ...  خداحافظ مجتبی!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ امرداد ۱۳٩٢
    پيام ها    +


گشایش مسیر در هیمالیا ، سرپرستی از تهران!!

وقتی می‌خواهیم در باره‌ی دلایل و زمینه‌های شکل‌گیری "تراژدی ایرانی قله‌ی برودپیک‌" کندوکاوی داشته باشیم ، بازبینی و مروری مجدد بر اطلاعیه‌ها و مصاحبه‌های رسمی پیرامون هر مرحله از برنامه اجتناب ناپذیر خواهد بود .

 

با نگاهی بر اخبار و رویدادهای تعیین‌کننده و سرنوشت‌ساز در روزهای "صعود نهایی و آغاز فرود"  درمی‌یابیم که مرکز پاره‌ای از دستورات و تصمیمات تعیین‌کننده و سرنوشت‌ساز در تهران و از سوی شخص کیومرث بابازاده بوده است . تصمیمات تعیین‌کننده و سرنوشت‌سازی مانند : عدم صعود رامین شجاعی و افشین سعدی و کمک آنان به تیم گشایش مسیر!!    حتی باوجود  اختلال جدی در زمان‌بندی پیش‌بینی شده و اضافه شدن دو روز دیگر به برنامه صعود،  در دیدگاه کیومرث بابازاده همچنان نیازی برای کمک به آنان دیده نمی شود !!

 

 

" ... کیومرث بابازاده گفت: بر طبق گزارش ارسالی، صعود قله فردا صبح حتمی  است.  طبق پیش‌بینی صورت گرفته آنها 30 دقیقه تا یک ساعت تا قله فاصله  دارند. اعضای سه نفره متشکل از آیدین بزرگی، پویا کیوان و مجتبی جراحی فردا تصمیم دارند تلاش نهایی خود را جهت صعود قله ادامه داده و بعد از لمس قله، خود را به کمپ 3 تا عصر فردا 25 تیرماه 92 برسانند. بابازاده گفت: طبق بررسی صورت گرفته، هوای فردا جهت ادامه تلاش و حرکت تیم به سوی قله نسبتا مناسب است.  بابازاده در ادامه خاطر نشان کرد، هنوز موفق به برقراری تماس با رامین  شجاعی و افشین سعدی نشده ام. در صورت برقراری تماس به رامین شجاعی پیشنهاد  خواهم داد اگر صعود خود را از کمپ سه شروع نکرده، صعود را ادامه ندهد و اگر تلاش خود را جهت صعود قله آغاز نموده، تلاش خود را متوقف نمایدبابازاده ادامه داد: طبق برقراری تماس تلفنی با کمپ اصلی برودپیک، باخبر  شدم، مسیر برگشت از قله به سمت کمپ سه که مسیر سخت، دشوار و خطرناکی است،  قبلا توسط تیم های دیگر ثابت گذاری شده است و نیازی به تلاش رامین شجاعی و  افشین سعدی جهت صعود تا گردنه منتهی به قله و کمک دیگر اعضای تیم نیست... "

 

 از آرشیو کوه نیوز

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٥:٤۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ امرداد ۱۳٩٢
    پيام ها    +