مرگ کوه نورد انگلیسی در فرانسه

 

یک کوه نورد انگلیسی شنبه هنگام بالا رفتن از یک مسیر دسترسی عمومی به کوه « مون بلان » فرانسه معروف به دالان «گوته» سقوط کرد و کشته شد.

 
پلیس فرانسه با اعلام این خبر گفت این کوه نورد 30 ساله انگلیسی احتمالا تعادل خود را از دست داد و سقوط کرد.   وی همراه با چهار نفر از دوستانش از منطقه ای خطرناک معروف به «دالان مرگ» عبور می کرد که سقوط کرد.    به گزارش خبرگزاری فرانسه از گرنوبل - فرانسه - یک کوه نورد 80 ساله برزیلی نیز اوایل این ماه بر اثر سقوط در همین منطقه جان باخت.

 

واحد مرکزی خبر

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


آنا فراهانی : دماوند و تجربه ای دیگر ...

پنج شنبه بعد از ظهر راهی پلور و مسیر جنوبی شدم و حدود 6:30 به بارگاه رسیدم. با وجود 4 بار صعود قله در دوماه اخیر حس می کردم برای برنامه ای که توی ذهنم هست آمادگی مناسبی دارم.  فقط می بایست صبح خیلی زود و آهسته شروع می کردم. اون شب توی خوابگاه با آلا ی نازنین و دوستش آشنا شدم که با مهربانی دو تا تخت شون رو سه قسمت کردند که من هم بتونم اونجا بخوابم، ازشون ممنونم. ساعت 2 بیدار شده و ساعت 3 صبح از بارگاه حرکت کردم . مهتاب تمام دامنه دماوند تا قله و از دریاچه لار تا انتهای خط الراس دوبرار را روشن کرده بود. نسیم ملایمی در میان سکوت کوهستان می وزید و کلا فضا فوق العاده بود و من خوشحال از اینکه این ساعت حرکت کردم. برای ذخیره انرژی تا پایان امروز با ریتمی آهسته تر از همیشه صعود کردم.

اما از آبشار یخی به بعد دمای هوا تغییر محسوسی کرد. از آنجا تا قله با گورتکس و کت پر و سه تا دستکش پر و پلار و دو تا شلوار ضخیم صعود کردم. یک تیم سه نفره که یک نصفه شب حرکت کرده بودند خسته و ناموفق به خاطر سرما بازگشتند. انگشت های دست و پایم بی حس شده و از درد تیر می کشید. حرکت دادن هم فایده ای نداشت و کم کم داشتم به این نتیجه می رسیدم که باید برگردم...

 

متن کامل را در وبلاگ آنا فراهانی بخوانید

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:۳٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


کافه کوه ، زنده و با طراوت ...

 

  

«کافه کوه»؛ سر بزنگاهِ «عشق» است! ... آنها که می‌روند می‌دانند! ...  ای «کافه کوه»! ... در نور «مهتاب» ... در چهره‌ی «گل» ... در زلف «سنبل» ... روی تو بینم!

 

برگرفته از وبلاگ کوه نوشت

 

 

نوشته ها و عکس های دیگر دوستان :

 

پرویز ستوده در نشاط کوهستان

آرام در پاتیرام خداوند آرامش

فرشته احمدیان فر در پلوار 70

 لیلی رهنما در مکث

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


فاجعه ی برودپیک: نقدی بر سرپرستی برنامه

مهدی فرهادی : " ... رامین شجاعی با وجود برخورداری ازتجربه و دانش بالا در عرصه کوه نوردی کشور از بسیاری از خصیصه های لازم برای دست یابی به این اقتدار(که به نظر من مهمترین فاکتور برای سرپرستی در برنامه های جدی و سطح بالای کوهنوردی است) برخوردار نبوده است.

قطع ارتباط با فضای کوه نوردی داخل کشور به علت سال ها اقامت در کشور کانادا و محدود بودن این ارتباط به حضور در فضای مجازی.
 
عدم اجرای فعالیت های جدی و حتی نیمه جدی کوه نوردی در طی سال های اقامت در کانادا.
 
نداشتن سابقه صعود موفق به قلل 8000 متری.
 
نداشتن آمادگی جسمانی لازم در حین اجرای برنامه.
 
مشکلات حاد در فرآیند هم هوائی طی مدت اجرای برنامه که منجر به بروز علائم بیماری ارتفاع در طول اجرای برنامه برای ایشان می گردد.
 
عدم شناخت کامل ایشان از مسیر صعود(به علت عدم حضور به همراه نفرات تیم حمله) و همچنین مسیر بازگشت (به علت نداشتن تجربه قبلی صعود مسیر عادی قله برودپیک(ایشان در سال 85 تنها تا زیر گردنه جنوبی صعود نموده بودند) .
 
عدم حضور در فرآیند آمادگی تیم و انتخاب نفرات تیم.
 
اختلاف فاحش اکثر اعضاء تیم با سرپرست از لحاظ آمادگی جسمانی و حضور به روز و فعال در عرصه فعالیت های جدی کوه نوردی.
 
لذا مشاهده می شود علی رغم امتیازات بالای جناب رامین شجاعی ایشان دارای نقاط ضعف بسیاری بوده اند که بطور طبیعی میزان اقتدار و نفوذ کلام ایشان را بر نفرات شرکت کننده کاهش می دهد و نمونه این عدم اقتدار را در بی توجهی آیدین بزرگی به توصیه های او در حین اجرای برنامه مشاهده می کنیم ... "
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


مادر زنده یاد پویا کیوان در مصاحبه با کوه نیوز...

سکوت کیومرث بابازاده قابل قبول نیست

مادر زنده یاد پویا کیوان در ابتدا با انتقاد از سکوت کیومرث بابازاده و انتشار گزارش های سطحی از برنامه برودپیک بعد از گذشت بیش از 40 روز گفت: ما با توجه به حاشیه های بوجود آمده در خصوص این برنامه، تصمیم گرفتیم تا انتشار گزارش این برنامه از سوی رامین شجاعی سکوت کنیم. متاسفانه این گزارش در وبلاگ داستان کوه منتشر شد، اما متاسفانه گزارش منتشر شده تنها یک روزنوشت از برنامه برودپیک و نسخه جزئی تر گزارش منتشر شده در روزهای نخست از سوی ایشان بود.

مادر زنده یاد پویا کیوان ادامه داد و گفت: دخترم پگاه که در خارج از کشور زندگی می کند، به مدت دوهفته به ایران آمد. با وجود پیگیری های مستمر در خصوص اطلاع از علل و عوامل این حادثه متاسفانه موفق نشد با آقای کیومرث بابازاده دیدار کند. ایشان (کیومرث بابازاده) حتی زحمت حضور در منزل ما و دیدار با دخترم و ابراز همدردی در خصوص این حادثه را به خود نداد. کیومرث بابازاده قبل از اجرای برنامه مسئول و سرپرست برگزاری آن بود و ما نسبت به رامین شجاعی هیچ شناختی را نداشتیم و تنها کیومرث بابازاده را به عنوان سرپرست این برنامه می شناختیم. اما متاسفانه بعد از بروز این حادثه به یکباره کیومرث بابازاده خود را کنار کشید و تنها خود را مربی این تیم می دانست. ایشان در مراسمی که در برج میلاد و منزل خانواده کوه نوردان مفقود شده برگزار شد نیز یا شرکت نکرد و یا به عنوان یک مهمان و ناظر حضور داشت.

مادرزنده یاد پویا کیوان گفت: من نیز خود را در این حادثه مقصر می دانم، چرا که من نیز در این زمینه آگاهی کاملی را نداشتم. من تنها اطلاعاتی که در خصوص اجرای این برنامه داشتم، همان اطلاعاتی بود که پسرم پویا در اختیارم گذاشته بود. اگر از شرایط بد مالی تیم، مشکلات روحی و روانی اعضای تیم و همچنین درگیری هایی که سرپرست تیم (کیومرث بابازاده) با فدراسیون در خصوص این برنامه داشت، اطلاعی داشتم، هرگز به پسرم اجازه نمی دادم راهی این برنامه شود.

مادر زنده یاد پویا کیوان در پایان گفت: ما به دنبال مقصر کردن شخص، گروه و ارگان خاصی نیستیم و تنها انتظار داریم، سرپرستان برنامه به صورت واضح در خصوص علل و عوامل بروز این حادثه توضیح دهند. این حداقل ترین درخواستی است که ما در این برهه ی زمانی از برگزارکنندگان این برنامه داریم. سکوت سرپرست اصلی این برنامه آقای کیومرث بابازاده برای ما سخت و آزاردهنده و به گونه ای توهین آمیز است.

 

نقل از سایت کوه نیوز

 

 

 

 خواهر زنده یاد پویا کیوان نیز  طی مکاتبه با پست الکترونیکی کوه نیوز گفته است:

 

با سلام و تشکر بسیار برای ابراز همدردی تمامی‌ دوستان

من از شما تقاضا دارم که با توجه به سکوت آزاردهنده و همچنین به عقیده بنده توهین‌ آمیز آقای بابازاده در مرحلهٔ اول به خانواده‌های این بچه ها و همچنین به جامعه کوه نوردی این درخواست را در کوه نیوز منتشر کنید و از تمامی‌ افرادی که اعتقاد دارند آقای بابازاده هم در این فاجعه مقصرن و باید پاسخگو باشند، خواهشمندم از ایشان برای پایان دادن به این سکوت مصلحتی تلاش کنند.

همهٔ ما مطمئن هستیم که آقای بابازاده در این حادثه مسئولند و وظیفه دارند به جامعه کوه نوردی پاسخگو باشند و واقعاً برای ایشان متأسفم که بعد از گذشته ۲ماه هنوز خودشون رو مسئول پاسخگوئی نمی‌دانند و حتی کاملا از جامعه ی کوه نوردی پاک شدند و در آخر همان طور که قبلا پرسیده بودم اگر این بچه ها سالم بعد از صعود پرافتخارشان باز می گشتند آیا بازهم آقای بابازاده از جامعهٔ کوه نوردی پاک می‌شدند و سکوت اختیار میکردند ؟

سکوت ایشان توهینی ست کاملا علنی در مرحلهٔ اول به خانواده‌ها ی این بچه ها و همچنین به جامعه کوه نوردی.

من به عنوان خواهر پویا از تمامی‌ کوه نوردانی که احساس می‌کنند سکوت آقای بابازاده توهینی ست به کوه نوردی ایران و نشانه بارز نبود احساس مسئولیت در قبال مرگ این بچه‌هاست، خواهش می‌کنم از ایشان دعوت به پایان این سکوت مصلحتی را بکنند.

خواهر پویا: پگاه کیوان


وقتی توان بخشیدن باشد می‌توان بخشید اما فراموش کردن یعنی دایره‌ی اشتباه را تداوم دادن ...

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


فاجعه ی برودپیک : پیام خانواده ی پویا کیوان

 دوستان زیادی دلیل سکوت ما رو پرسیده بودن و تنها دلیل سکوت ما دادن وقت و فرصت به تمامی‌ عوامل این برنامه بود ولی‌ متاسفانه با وجود گذشته ۲ ماه از آن حادثه نه تنها اتفاقی‌ نیفتاد بلکه گزارش نهایی آقای شجاعی تقریبا تکراری بود و تغییر چندانی در گزارش نهایی به چشم نمی‌خورد و همچنین آقای بابازاده که از نظر خانواده پویا سرپرست اصلی‌ این تیم بود و همچنین این قول را به خانوادها‌ی بزرگی‌ و کیوان داده بود که به پاکستان می‌رود و در برنامه حضور پیدا می‌کند سکوت رو انتخاب کردن . به امید سرعت دادن به روشن شدن اشتباهات و پاسخگوئی تمامی عوامل این برنامه نه تنها آقای شجاعی.   و مطمئنا سکوت ما ادامه پیدا نمی کند و امیدوارم سکوت سایر کوه‌نوردانی که مایلن این فاجعه ناگوار دیگر در کوه‌نوردی ایران و جهان پیش نیاید نیز شکسته شود .


با تشکر
خانواده پویا کیوان

 

از وبلاگ داستان کوه

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٥٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


فاجعه ی برودپیک: کامنت مادر پویا کیوان

" آقای شجاعی
مسئول مالی این برنامه مدیر مالی یک شرکت نیست .  کسی باید باشد که وقتی می‌بیند بودجه کافی این برنامه فراهم نیست برنامه را کنسل کند .  هیچ یک از این 3 کوه‌نورد به خانواده نگفته بودند که برنامه با حداقل بودجه داره پیش میره.  حتی به آقای بختیاری هم که به قول خودشان حتما کمک مالی بیشتر از درخواست می‌کرده هم نگفتند.   فکر نمی کنید این توافقی بوده بین آقای بابازاده و این 3 نفر .  چرا که هر چه این برنامه دست خالی‌تر باشد جواب دندان شکن‌تری است به بعضی ها؟   من مطمئن نیستم که شما هم می‌دانستید. نامه آیدین را که همه خوندیم

دائماً این ترس لعنتی را دارم که اگر خرجی پیش بیاید از کجا باید پول بیاورم! سه روزی است که یک دلار پول را نگه داشته ام! رامین هم از دست ما دلخور است! می گوید چرا پول ندارید؟ چرا بدون پول آمده اید؟! حق دارد، آخر نمی داند که این قرار ما نبود. این تقصیر ما نبود. فقط در بازی رفتن یا نرفتن، نخواسته بودیم به خاطر300$ بازی را ببازیم. شاید رامین نمی داند یا باور نمی کند. روزهای آخر حتی پول تاکسی نداشتیم! شاید نمی داند برای تهیه پول برنامه تا کجا مجبور شده بودیم دستمان را دراز کنیم و نه بشنویم. شاید اگر او هم مانند ما بود حاضر می شد همین کار را کند. اما خوب این طوری هم خیلی بد بود. اما هر دو حالتش بود. ما بین دو بد انتخاب کردیم! شاید نباید می کردیم! شاید که نه، حتما اشتباه خود ما بود که بازی به اینجا کشیده شد. با همه این اوصاف الان اینجا بودیم. با همه این اوصاف هنوز با سیلی صورت خودمان را قرمز نگه داشته بودیم. همه اش به امید فردا! همه‌اش به امید رسیدن به اوج. به امید رسیدن به بالا. فردا


آقای شجاعی حداقل تاثیر بی‌پولی در این برنامه این اعصاب خراب و فکر مغشوش بچه‌هاست. فیلم مکالمه آیدین در هتل اسلام آباد را ببینید.


دومین تاثیربی پولی که به نظر من می‌توانست از وقوع این حادثه جلوگیری کند این بود که شما که دیدید 2 شنبه نتوانستید روی قله بروید برای سه شنبه 2 نفر شرپا با گاز و اذوقه می گرفتید و به قله می فرستادید.   حتما این به فکرتان آمد ولی پولی نداشتید به این 2 نفر بدهید. "

 

نوشته ی مادر پویا کیوان در وبلاگ داستان کوه

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


حامد کرامت و شاهکارهای سرپرستی در باشگاه دماوند؟!

به مدیران باشگاه دماوند

با سلام و احترام

 

_ بر کسی پوشیده نیست که  طی یک دهه‌ی گذشته ، غلبه و حاکمیت  تفکر و فرهنگ " اجرای برنامه در هر شرایطی و با  ریسک بالا " و یا " صعود قله به هر قیمت ممکن " آسیب‌ها و هزینه‌های سنگینی را برای باشگاه دماوند به دنبال داشته است .

 

_ غلبه و حاکمیت این تفکر و فرهنگ موجب گردید ، باشگاهی که نامش همواره یادآور اساتید و مربیانی کارآزموده و قابل احترام و همچنین سابقه‌ای قابل تحسین از برنامه‌های ارزنده و درخشان در تاریخ کوه‌نوردی ایران بود به تشکلی رکود‌دار تلفات انسانی در ورزش کوه بدل شود.

 

_ شاید بتوانیم نقطه‌ی آغاز حوادث منجر به تلفات انسانی در باشگاه دماوند را زمستان سال 74 بدانیم. آن زمان که تفکر " اجرای برنامه در هر شرایطی و با ریسک بالا و صعود قله به هر قیمت ممکن" نزد حامد کرامت و اشتباهات او در تشخیص مسیر ، مرگ تلخ و دردناک امیررضا امیرامینی در کوهستان کهار را رقم زد .

 

_ قبلا و در همین وبلاگ خطاب به مدیران عزیز باشگاه دماوند نوشته بودیم که برای پشت سر گذاشتن این دوران تلخ و تاسف بار ، بازنگری و انجام اصلاحاتی بنیادین و رادیکال در نظام آموزشی با هدف پرورش نسل جدیدی از اعضا و مربیان ، یک ضرورت جدی و انکارناپذیر است .

 

_ لطفا نگذارید باشگاه دماوند در مسیر بازگشت به گذشته قرار گیرد!   لطفا توجه به ایمنی و سلامت اعضا در اجرای برنامه های کوه ... مخصوصا برنامه های آموزشی و برنامه های اعضای جدید در دوران آزمایشی ... را جدی بگیرید!   لطفا در انتخاب سرپرستان ، توجه جدی به سوابق و نحوه ی تفکر و فرهنگ آنان را فراموش نکنید!

 

_ حادثه‌ی کوهستان کهار و مرگ امیر امینی در کارنامه‌ی حامد کرامت فقط یک اتفاق نبود! به نظر می‌رسد اجرای برنامه‌های با ریسک بالا و بی‌توجهی به اصول و بنیان‌های این ورزش توسط او همچنان ادامه دارد!! ... داستان صعودی آشفته و فرودی آشفته‌تر را که فراموش نکرده‌اید؟!  صعود قله به هر قیمتی و گم کردن مسیر حتی با وجود جی پی اس در برنامه ای تحت سرپرستی حامد کرامت در بهار امسال را می‌گویم!!

   

_ چندی پیش نیز حامد کرامت سرپرستی تیمی پرجمعیت از اعضای آزمایشی باشگاه دماوند را جهت صعود دماوند از مسیر جنوبی بر عهده داشت . گزارش خانم روشنک هوشمند در وبلاگ شخصی‌اش ( دیوار نوشته ) در صورت واقعیت می تواند حاوی نکات و نمونه‌های حیرت‌انگیزی از شاهکارهای(!) سرپرستی حامد کرامت در عدم احساس مسئولیت و چگونگی مواجهه و راهبری اعضای جدید باشد و نشان دهنده ی شاهکارهایی باورنکردنی از نحوه‌ی رفتار و آموزش به کسانی که آمده‌اند زنده‌گی و نگاه جدی خود را در ورزش کوه با باشگاه دماوند آغاز کنند:

"... آقای کرامت از آن بالا اتمام حجت کرد که هر که آمد بالا دیگر نمی تواند میانه راه برگردد و باید تا آخرش بیاید و هر که نمی خواهد بیاید همین جا تصمیمش را بگیرد و برگردد چون اگر حال کسی آن بالا بد شد کاری از دست ما ساخته نیست و مسئولیتش با خودش است... وبلاگ دیوار نوشته"

 

_ برای مدیران باشگاه دماوند ، نگاه جدی و مسئولانه به گزارش روشنک هوشمند و تحقیق پیرامون آن ... و نقدو بررسی روش‌های سرپرستی حامد کرامت ... یک ضرورت تشکیلاتی به شمار می‌آید .    با حضور جمعی از بهترین مربیان باشگاه ، عملکرد او در این برنامه و یا به عبارت بهتر تفکر و فرهنگ او در کوه‌نوردی را به بحث و گفت و گو بگذارید.    

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٥:٤٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


در لحظه

چکه ، چکه

ابری از برگ

می‌بارد

تا کی درخت

دل  سبک  کند

و به خواب رود

در امتدادی از زمستان

.

شعر : عزیز ترسه

عکس : فرامرز نصیری

.

.

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


نجات روزانه 7 نفر از ارتفاعات ایران !!

سخنگوی سازمان امداد و نجات جمعیت هلال‌احمر از نجات جان 755 کوه نورد طی حدود سه ماه گذشته خبر داد. حسین درخشان در گفت‌وگو با خبرنگار «حوادث» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)،در تشریح گزارش عملیات کوهستان امدادگران در طرح تابستانه، گفت: از سیزدهم خردادماه تا صبح امروز(26 شهریور ماه) 334 مورد عملیات در کوهستان‌های کشور توسط امدادگران پوشش داده شد.

 

وی با بیان اینکه بیشتر این عملیات‌های کوهستان با انجام 48 عملیات در استان مازندران بود، گفت: پس از آن تهران با رخداد 37 حادثه و همدان با پوشش 23 عملیات در مراتب بعدی قرار دارند. سخنگوی سازمان امداد و نجات جمعیت هلال‌احمر با بیان اینکه در مجموع این 334 عملیات، 755 تن حادثه دیده‌اند، گفت: از میان این حادثه‌دیدگان، 723 تن دچار آسیب شدند و امدادگران به 465 کوه نورد امدادرسانی کرده‌اند.

 

درخشان با بیان اینکه امدادگران در این مدت (طرح تابستانه) جان 258 کوه نورد را از مرگ حتمی نجات دادند، گفت: امدادگران 153 کوه نورد را به علت نیاز بیشتر به درمان به مراکز درمانی منتقل و 105 تن را به صورت سرپایی و در محل درمان کردند.

 

 ایسنا

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


فاجعه ی برودپیک: همچنان از بابازاده خبری نیست!!

 

_ دو ماه از فاجعه‌ی برودپیک می‌گذرد و هنوز از کیومرث بابازاده به عنوان سازمان‌دهنده برنامه ، در جهت  پاسخ‌گویی به بسیاری مسایل خبری نیست!!

 

_ دو ماه از فاجعه‌ی برودپیک می‌گذرد و هنوز جناب سازمان‌دهنده ی برنامه حاضر نشده است در برابر آن مجموعه وقایع و رویدادهایی که در خط انتها مرگی تلخ و دردناک را برای سه کوه‌نورد خوب و جوان کشورمان رقم زد ، پاسخ‌گو باشد!!

 

_ دو ماه از فاجعه‌ی برودپیک می‌گذرد و جناب سازمان‌دهنده‌ی برنامه چنان از صحنه‌ی کوه‌نوردی ایران ناپدید شده است که گویی چنین  کسی هیچ‌گاه و از بنیان وجود نداشته است!!

 

_ گزارش نهائی رامین شجاعی به خوبی نشان می‌دهد که او در پاره‌ای موارد از جمله انتخاب نفرات ، روند و میزان آماده‌گی و تمرینات اعضای انتخاب شده ، مسایل مالی و ... از همه مهم‌تر ، با شکل‌گیری و جدی شدن بحران ، در نحوه‌ی مواجهه و سازمان‌دهی عملیات امداد و نجات و کوتاهی و تعلل آشکاری که به گزارش عظیم برهمنی در این مورد وجود داشت (برهمنی : ساعت 8 صبح دوباره مجتبی تماس گرفت اما این بار استرس بیشتری داشت و گفت که ما راه را گم کرده‌ایم، لطفا ما را راهنمایی کنید... ساعت 10 صبح دوباره تماس گرفتند که راه را پیدا نکرده‌اند و چه باید بکنیم ... همان موقع از تهران تماس گرفتند که من وضعیت را اضطراری اعلام کردم اما برخی گفتند که هنوز اتفاقی نیفتاده که اینقدر هول می‌کنی!! )  نقشی قابل تاثیر و تعیین کننده نداشته است.

 

_ دو ماه از فاجعه‌ی برودپیک می‌گذرد و کیومرث بابازاده به عنوان سازمان دهنده‌ی این برنامه باید بداند، افکار عمومی جامعه‌ی کوه‌نوردی ایران هیچ گاه وظیفه‌ی او را برای پاسخ گوئی فراموش نخواهد کرد!

 

 

 

پی‌نوشت :

1_ رامین شجاعی در گزارش نهایی خود ، به صراحت کیومرث بابازاده را به عنوان سازمان دهنده‌ی برنامه‌ی برودپیک آرش معرفی کرده است: " ... از آنها گلایه کردم نباید از کیومرث بابازاده به عنوان کسی که این برنامه را سازمان‌دهی می‌کند توقع بی جایی داشت ... داستان کوه "

2_ قبلا هم نوشته بودیم که "قبول تمام مسئولیت" از طرف رامین شجاعی را نباید خیلی جدی گرفت و بیشتر به تلاشی برای نجات کیومرث بابازاده از مواجهه و پاسخ گوئی به افکار عمومی شبیه است . حالا و در کمال حیرت و شگفتی می‌بینیم که او در در گزارش نهایی، نجات خود را نیز مد نظر دارد!!  رامین شجاعی در گزارش نهایی و به صراحت ، نقش و جایگاه خود را تا حد یک " راهنما و هماهنگ کننده " تنزل می‌دهد!! " ... در این برنامه به هیچ وجه نقش یک فرمانده مقتدر را نداشتم بلکه نقش راهنما و هماهنگ کننده را بر عهده گرفتم ... "

3_ این گونه بازی با کلمات چه هدفی را دنبال می‌کند؟ قرار است با پیش کشیدن مباحثی انحرافی مانند سربازان گوش به فرمان و قلدری و زورگوئی یک  فرماندهی مقتدر ، نقش و جایگاه و ضرورت سرپرستی در اجرای برنامه‌های کوه را فراموش کنیم؟! یعنی قبول کنیم در نگاه رامین شجاعی یا باید فرماندهی مقتدر و زورگو برای اعضای تیم به مثابه ی سربازانی گوش به فرمان بود و یا فقط نقشی در حد راهنما و هماهنگ کننده داشت؟! صورت میانه‌ای وجود ندارد؟!

4_ بعد از گذشت دو ماه از فاجعه‌ی برودپیک ، به نظر می‌رسد باید خود را برای قبول و پذیرش مسائلی آماده کنیم  ... تیم که سرپرست نداشته است!! ... رامین هم که فقط راهنما و هماهنگ کننده بوده است !! ... سازمان‌دهنده‌ی اصلی هم که پنهان شده است!! ... یعنی واقعا از ما می‌خواهند بپذیریم در بروز این فاجعه‌ی تراژیک برای کوه‌نوردی ایران خود بچه ها مقصر بوده‌اند؟!

 5_ رامین شجاعی بر پیشانی گزارش نهایی خود جملاتی از روزولت را نشانده است:

" بهتر است شجاعت انجام کارهای سترگ را داشت، به افتخارات عظیم نائل شد، حتی اگر این راه با شکست همراه باشد تا اینکه پا در رکاب افراد نحیفی گذاشت که نه از چیزی لذت می‌برند نه از چیزی زجر می‌کشند... "

به رامین شجاعی باید گفت تمسک به این گونه نقل قول‌ها نمی‌تواند کمکی به شما باشد. حتی اگر تمامی بزرگان(!) تاریخ را هم ردیف کنید ... از چرچیل و  استالین گرفته تا هیتلر و  مائو و ... نمی‌توانید مانع طرح انبوهی از پرسش‌ها در باره‌ی انبوهی ابهامات برنامه‌ی خود پیرامون فاجعه‌ی مرگ آیدین و پویا و مجتبی شوید!      اگر روزولت به شما می‌گوید بهتر است شجاعت انجام کارهای سترگ را داشته باشید، افکار عمومی به شما می‌گوید بهتر است شجاعت اعتراف به اشتباهات سترگ را داشته باشید!     اگر روزولت به شما افتخارات عظیم را وعده می‌دهد ، افکارعمومی می‌خواهد به شما بگوید وقتی در پشت مرگ تلخ و دردناک آیدین و پویا و مجتبی می‌توان به بسیاری کوتاهی‌ها و خطاهای انسانی رسید این دیگر نه افتخاری عظیم بل فقط می‌تواند گونه‌ای شرمساری عظیم برای شما باشد!      به رامین شجاعی باید گفت منتقدان شما ، پرسشگران و افکار عمومی آن افراد نحیف در نقل قول روزولت نیستند.    یافتن افراد نحیف در داستان ما کار سختی نیست!!      کافی‌ست فقط یک بار گزارش نهایی رامین شجاعی را با دقت بخوانیم ... که اگر او و آن عضو دیگر تیم افراد نحیفی نبودند شاید اکنون آیدین و پویا و مجتبی نزد خانواده و دوستان خود بودند!!

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


دعوت به کافه کوه شهریور ماه

در آخرین پنج‌شنبه این ماه و در کافه‌کوه ، بار دیگر شاهد دیدار وبلاگ‌نویسان کوه‌نورد و دیگر علاقه‌مندان به طبیعت زیبای سرزمین‌مان خواهیم بود ! 

 

 

ساعت 15 پنج شنبه  28 شهریور کافه محمد تهرانی

 

 

از وبلاگ مکث

 

 

 کافه‌کوه یعنی نشستن در کنار یکدیگر و از آرزوها و دغدغه‌ها و از هر دری سخن گفتن ... کافه‌کوه یعنی دوستی ، مهربانی و همراهی ... کافه‌کوه یعنی ساده‌گی و نشاط ...  کافه‌کوه یعنی فضایی برای باور ، اعتماد و شادی  کوه‌نوردان ، کوه‌نویسان و همه‌ی علاقه‌مندان به طبیعت زیبای ایران ... کافه‌کوه چیزی جز یک "امکان و موقعیت"  نیست . امکان و موقعیتی برای گفت‌و‌گو ، تبادل نظر و انتقال تجربیات بزرگ و کوچک ... کافه‌کوه ، اتفاقی فرخنده در کوه‌نوردی ایران است ...

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


فاجعه ی برودپیک: گزارش برنامه منتشر شد

رامین شجاعی : " گزارش جامع برنامه برودپیک 92 را تقدیم حضورتان می کنم. در این گزارش سعی کردم تا جایی که مقدور بود، علاوه بر شرح آنچه در برنامه گذشت، جزئیاتی را ذکر کنم که به چگونگی اتخاذ بعضی تصمیمات خاص مربوط می شد. طبیعتا ذکر همه جزئیات در این گزارش مقدور و ممکن نیست. خوانندگان محترم، صاحب نظرین، و منتقدین می توانند سوالات خود را مستقیما به ایمیل من یا ایمیل باشگاه آرش بفرستند و یا در بخش نظرات همین وبلاگ مطرح کنند. در مرحله بعد، و در طی چند پست، به سوالاتی که در این گزارش به آنها پاسخ داده نشده یا نیاز به توضیحات بیشتری دارد خواهم پرداخت. ذکر این نکته لازم است که سوالاتی که تاکنون مطرح شده را جمع آوری و دسته بندی کرده ام و به تدریج و با توجه به اولویت به آنها پاسخ خواهم داد.

در این بین و بنا به ضرورت به نقدهایی که به نظرم وارد نیست پاسخ خواهم داد. قطعا جلسات کارشناسی و آسیب شناسی متعددی برگزار خواهد شد و امیدوارم پس از آن شاهد نقدهای منصفانه و همه جانبه باشیم. نظرات کارشناسی کوهنوردان ایرانی و خارجی را خواهم شنید و در آخر نظر خود در باره اشکالات و نقاط مثبت و منفی این برنامه به اطلاع عموم خواهم رساند ... "

 

متن کامل را در وبلاگ رامین شجاعی ( داستان کوه ) بخوانید

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


نجات 3 کوه نورد از ارتفاعات «ملکوه»

رییس جمعیت هلال‌احمر تربت‌حیدریه از نجات جان کوه نوردان گرفتار در ارتفاعات ملکوه توسط امدادگران خبر داد. به گزارش سرویس «حوادث» خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، پورعباسی گفت: سه کوه نورد که در ارتفاعات ملکوه شهرستان تربت‌حیدریه گرفتار شده بودند که توسط تیم امداد و نجات کوهستان هلال‌احمر تربت‌حیدریه نجات یافتند.

 

وی گفت: در پی تماس آتش‌نشانی مبنی بر گرفتارشدن سه کوه نورد در ارتفاعات ملکوه، تیم امداد و نجات کوهستان این جمعیت عازم محل حادثه شد. پورعباسی گفت: کوه نوردان که از راهنمایی‌کنندگان کوهستان شهر مشهد بودند، درارتفاعات ملکوه گرفتار شدند و تیم امداد و نجات کوهستان با انجام عملیات پنج ساعته، موفق به نجات آنها شدند.

 

ایسنا

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


اعتراض های مدنی به داد محیط زیست می رسد

نجات شاه کوه کرمان و باغ گیاه شناسی نوشهر، مرهون سرمایه اجتماعی

قلع و قمع محیط زیست و منابع طبیعی در ایران آن قدر به وفور اتفاق می افتد که کمتر جایی برای تعجب باقی می ماند، با این حال نجات این منابع از چنگال دخل و تصرف به لطف سرمایه اجتماعی چیزی است که نمی توان آن را نادیده گرفت. در سال جاری دو مورد باغ گیاه شناسی نوشهر و شاه کوه کرمان به لطف تجمع دوستداران محیط زیست از بلا جستند.

در آخرین مورد استفاده از سرمایه های اجتماعی در خدمت حفاظت از محیط زیست، دو روز اعتراض مدنی بیش از 700 نفر از کوه نوردان ایرانی به تخریب قله کوه شاه و تشکیل زنجیره انسانی درارتفاعات 3800 متری قله کوه شاه در برابر لودرهای معدن کاوان، موجب شد استانداری کرمان دستور توقف موقت عملیات معدن کاوی درکوه شاه را صادر کند. «معصومه ابتکار»، رییس سازمان حفاظت محیط زیست نیز از این زنجیره انسانی حمایت و برای شرکت کنندگان در آن پیامی فرستاده بود.

 
در نهایت و در پی این تجمع، استانداری کرمان دستور توقف عملیات معدن کاوی در شاه کوه را صادر کرد. ماجرای شاه کوه از آن جا آغاز شد که چندی پیش و در پی مصوبه دولت دهم بابت قله 4000 متری کوه شاه کرمان مورد هجوم معدن کاوان برای استخراج آهن قرار گرفت.
 
کوه شاه دومین قله مرتفع استان کرمان است و مرتفع ترین روستاهای ایران در آن قرار دارند. به عبارت دیگر این منطقه هم به لحاظ زیست محیطی و هم به لحاظ گردشگری دارای اهمیت است. بزرگترین ذخیره‌ گاه گیاهان دارویی در ایران و برف‌ گیرترین کوه در کرمان در این منطقه واقع است. به علاوه در این منطقه جنگل های انبوه بادام کوهی و گونه های وحشی دیگری وجود دارد. بکر و دور از دسترس بودن منطقه موجب شده است حیوانات وحشی مانند پلنگ و گرگ در آن زندگی کنند.
 
 
تجمع ، باغ گیاه شناسی را رهانید
دیگر موردی که در آن تجمع صلح آمیز دوستداران طبیعت، به حفاظت محیط زیست انجامید، باغ گیاه شناسی نوشهر بود. کمتر از دو ماه پیش و در تیرماه سال جاری همزمان با آخرین روزهای دولت دهم، پروژه تخریب باغ گیاهشناسی نوشهر برای ساخت کمربندی این شهر با قدرت زیاد در حال آغاز شدن بود، اما تجمع دوستداران و فعالان محیط زیست در برابر ایستگاه تحقیقات جنگل و مرتع نوشهر و اعتراض به این تخریب، به متوقف شدن عملیات منجر شد.
 
این تجمع اعتراضی دوستداران محیط زیست به تخریب باغ گیاه شناسی در راستای اجرای نامه استانداری به فرمانداری نوشهر مبنی بر اجرای مصوبه دولت دهم برای ساخت راه دسترسی بندر نوشهر به کمربندی صورت گرفت.  در پی این تجمع، دستور توقف ساخت جاده کمربندی و در نهایت تخریب باغ گیاه شناسی برای همیشه صادر شد.
 
 
گزارشی از خبرگزاری میراث فرهنگی
 
 
 
 
 
 
 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


طبیعت دماوند

 

عکس ها از خبرگزاری مهر

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


علی پارسائی: گریز از واقعیت به بهانه ی نرد عشق انداختن با مرگ

" ... توضیح این که چرا به کوه می‌رویم کار سختی است. چه برای کوه‌نوردان چه برای غیر کوه‌نوردان . شاید سخت بودن توصیف آن برای ما کوه‌نوردان ایرانی باعث شده که رگه‌های عرفان زدگی را در توصیفات خود از این فعالیت وارد کنیم.

 
شاید این امر بر گردد به فرهنگ نهفته در جامعه ما در بیان در لفافه همه چیز و گریز از بیان صریح مکنونات ذهنی.
 
اما کوه‌نوردان غربی هر چند به سخت بودن توصیف این چرایی اذعان دارند اما با نگرشی منطقی به آن توانسته اند از سقوط به ورطه احساسات به خوبی دوری جویند.
 
سیمون مورو کوه‌نورد ایتالیایی که در چند ساله اخیر توانسه با انجام موفقیت آمیز سه صعود زمستانی بر روی هشت هزار متری ها که یکی از آن‌ها بر روی گاشر بروم دو ( اولین هشت هزار متری صعود شده در قره قوروم در زمستان) برای خود در جامعه کوه‌نوردی آوازه‌ای کسب کند در مصاحبه‌ای چنین می‌گوید:
 
من از 100 متری قله براد پیک در زمستان در هوای خوب برگشتم. چرا؟
چون ساعت 4 عصر بود و در زمستان ساعت 5 هوا تاریک می شد! من می توانستم به قله برسم . و مطمئن بودم با رسیدن به آن وارد تاریخ می شوم. اما برای من مهم این بود که آیا خود من جایی در آن تاریخ دارم و آیا زنده می مانم که از آن لذت ببرم!
بنابراین برگشتم و با عقلم صعود کردم و نه با قلبم!!
 
صعود منطقی و مسئولانه چیزی است که در دنیای کوه‌نوردی امروز جایگاه ویژه ای دارد. دوران تب فتوحات و افتخارات کاذب  سال‌ها است که به پایان رسیده است.
 
ایستادن بر فراز هیچ بلندیی دیگر افتخار ملی نیست غرور برانگیز و مایه سربلندی یک ملت شمرده نمی شود.
 
می خواهد آن بلندی فراز اورست باشد یا هر کوه دیگری و از هر مسیری. کوه‌نوردی فعالیتی است شخصی که بنا به انتخاب شخص و تنها در پاسخ به دلمشغولی های او صورت می گیرد. در جامعه امروزی کسانی که به دنبال کسب شهرت یا نام هستند می‌توانند آن را در سایر ورزش‌ها بیایند اما اگر شخصی به واسطه صعود‌هایش به کوه‌ها انتظار داشته باشد مطرح معروف و مهم شود می توان گفت دیدگاه غلطی دارد.
 
کوه‌نوردی یک انتخاب است انتخابی شخصی . فدا کردن زندگی شخصی و ریختن آن به پای کوه‌نوردی ( هر چند با عقل سلیم سازگار نیست) اما می‌تواند نشانه اشتیاق فرد و انتخاب شخصی او باشد که در جای خود محترم است.
 
نمی‌توان به آن فرد خرده گرفته که چرا چنین کرده و نمی‌توان از دیگران انتظار داشت که چرا چنین نکرده‌اند . اما نکته مهم و فراموش شده در این جا حد قبول ریسک است.
 
وقتی قلب به جای مغز تصمیم می‌گیرد وقتی هدف در کوه‌نوردی آن چنان بزرگ می‌شود که شخص حاضر به واقع بینی نیست اینجاست که دیدگاه عرفان زده نسبت به کوه‌نوردی و ارج نهادن به فنا در معشوق ( کوه ) به میدان می‌آید و دلیلی می‌شود بر پذیرش خطر بر چشم بستن بر توانایی‌ها و محملی می‌شود برای قبول مرگ در کوه!!
 
در چنین حالتی کوه‌نورد با چشم بستن بر واقعیت تا مرحله‌ای ورای توان خود پیش می‌رود دچار ناتوانی می‌شود و کشته می‌شود و جامعه ما به جای نقد منطقی رفتارهای او به او لقب شهید کوهستان می‌دهد او را بزرگ و منزه می‌کند اشتباهاتش را پنهان می‌کند و میدان را برای قربانی بعدی آماده می‌کند..."
 
 
 
 
 
 
 
 
 
پی نوشت :
 
" ...  در چنین حالتی کوه‌نورد با چشم بستن بر واقعیت تا مرحله‌ای ورای توان خود پیش می‌رود دچار ناتوانی می‌شود و کشته می‌شود و جامعه ما به جای نقد منطقی رفتارهای او به او لقب شهید کوهستان می‌دهد او را بزرگ و منزه می‌کند اشتباهاتش را پنهان می‌کند و میدان را برای قربانی بعدی آماده می‌کند... علی پارسائی "
 
 
 
 
 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


نامه ای جالب و خواندنی به کوکوشکا !!

 

 

سلام آقای کوکوشکا ...

امیدوارم حال شما خوب باشد و بعد از آن همه صعود دشوار فرصت کافی برای استراحت کردن داشته باشید. اصلاً بگذارید شما را جرزی خطاب کنم! اگرچه درست نمی دانم تلفظ درستی است یا خیر ولی خب می دانید اینجا در ایران اصولاً هر چیزی که روی زبان ها می افتد، پذیرفته می شود! حتی خیلی ها ممکن است یک شبه به کاری یا چیزی علاقه مند شوند و یا حتی در آن حرفه ای و صاحب نظر! بگذریم... البته ما اینجا عادات و اخلاق خوب هم داریم... اگر فرصت شد یک سر تشریف بیاورید ایران در خدمتتان هستیم...

بله عرض می کردم... اگر از احوالات ما بخواهید ملالی نیست جز نزدیکی شما!   جسارت نشود البته منظورم چیز دیگری ست ... راستش را بخواهید می خواستم راجع به خود شما با شما صحبت کنم! صعودهایتان و آن کتاب کذایی که نوشتید و داشتید ما را بیچاره می کردید!جرزی جان، شما شاید در گذشته هم در ایران شناخته شده بودید ولی بعد از اینکه کتاب شما به فارسی ترجمه شد و البته خیلی هم خوب ترجمه شد نمی دانید چه اوضاعی پیش آمد! من خودم که سریع تحت تاثیر قرار گرفتم و اسم ایمیلم را گذاشتم ورتیکال وورد! تا مدتها هم کتاب شما را می خواندم و در سر آرزوهای خام می پروراندم... صعودهای آن چنانی و ... اصلاً عشق بیواک داشتم!  حتی در زمستان ها که به کوه میرفتیم، من عین این آدم های بلانسبت شما ... جانپناه و چادر را رها می کردم و می رفتم بیرون تا صبح سگ لرز می زدم و به صعود ها و بیواک های شما فکر می کردم... فردا صبح هم که اصلاً نای راه رفتن نداشتم به روی خودم نمی آوردم و با هر جان کندنی که بود خودم را می کشاندم روی قله که کم نیاورم... گلاب به رویتان چند بار هم که در ارتفاع این کار را کردم فردایش حالم خیلی بد شد و خدا رحم کرد که اتفاق ناگواری نیفتاد... چند وقتی هم به عشق آخرین صعود شما که در آن دیواره ی مخوف خدابیامرز شدید، از طناب های کهنه استفاده می کردم و حتی حسرت می خوردم که چرا برند طنابتان را نمی دانستم تا بروم عین آن را از زیر سنگ هم که شده تهیه کنم... خب کوکوشکا که کم نمی آورد... کوکوشکا تا آخرش می رود حتی اگر آخر کار سقوط و ادم ریوی و مرگ باشد! مگر نه؟! ...

 

متن کامل را در وبلاگ امین معین بخوانید

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


پیشنهاد دو وبلاگ خوب از دنیای کوه و کوه نویسی!

 

کوه نوشته های روشنک هوشمند در وبلاگ دیوارنوشته

   "...  اما من به جز خسته گی ناشی از عدم استراحت کافی مشکل دیگری نداشتم تازه همان را هم عنوان نکرده بودم و باعث کندی گروه هم نبودم .. اما خب! وقتی کمک سرپرست گروه با شما لج کند و کینه به دل بگیرد و به دنبال فرصتی برای تلافی بگردد چاره ای جز در دل خندیدن و ذخیره انرژیتان برای دماغ سوزان بعدش ندارید!.. به آبشار یخی که رسیدیم معلوم شد چند نفر از بچه ها برگشته اند بارگاه. آقای کرامت از آن بالا اتمام حجت کرد که هر که آمد بالا دیگر نمی تواند میانه راه برگردد و باید تا آخرش بیاید و هر که نمی خواهد بیاید همین جا تصمیمش را بگیرد و برگردد چون اگر حال کسی آن بالا بد شد کاری از دست ما ساخته نیست و مسئولیتش با خودش است... "

http://www.parandeazad.blogfa.com

 

 

 

 

کوه نوشته های نیما اسکندری در وبلاگ دوبی سل

" ...هوا از صبح آفتابی و بسیار مناسب بود اما با رسیدن به گردنه سوتک ابرهای سیاهی که آسمان را پوشانده بود شروع به باریدن کرد.تعداد دیگری از دوستان به خاطر بارش برف و رعد و برق راه بازگشت را در پیش گرفتند و 5 نفر باقی مانده مسیر را ادامه دادیم.با رسیدن به یال منتهی به قله که مسیری دست به سنگ بود رعد و برق ها با شدت زیادتری ادامه یافت تا اینکه 2 صاعقه متوالی بالای سرمان را کاملا روشن کرد.حدود 40 دقیقه تا قله فاصله داشتیم اما ادامه کار با توجه به تیغه ی بودن مسیر و بودن باتوم و رعد و برق های متوالی عقلانی نبود.با مشورت با آقای جنانی تصمیم به بازگشت گرفتیم و به سرعت راهی پایین شدیم.اولین برف امسال ارتفاعات را به صورت لایه ای نازک پوشانده بود .در زیر بارش برف که با کاهش ارتفاع به باران تبدیل شده بود و رعد و برق های پی در پی به سمت گردنه سوتک بازگشتیم و... "

http://dobisel.blogfa.com

 

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


دیدگاه : به دوست داران صعود قلم و هیئت اجرایی

" کوه نویسی یکی از ثروت های انکار ناپذیر در خدمت کوه نوردی کشور است که استفاده درست از آن می تواند در ارتفای کوه نوردی(به عنوان حرفه، ورزش یا تفریح) نقش بسزایی داشته باشد. ارائه گزارش برنامه ها، نمایش دادن عکس های برنامه ها، نقد برنامه ها، نقد روش ها، معرفی ابزارها و تکنیک ها و نقشه ها، اطلاع رسانی برنامه ها و هواشناسی و ...، هم اندیشی در خصوص مسائل مهم کوه نوردی و به چالش کشیدن آنها و ... همه و همه قسمتی از فعالیت هایی است که در روزگاری که رفت و آمد سخت شده در دنیای مجازی و در قالب کوه نویسی می توان به نحو احسن و با سختی ای کمتر از دنیای واقعی اجرایشان کرد. اما از طرفی اهمیت دادن به کوه نویسی به معنای دوری کوه نویسان در دنیای واقعی از یکدیگر نیست و بسیاری از دوستان کوه نویس بر این عقیده اند که لازم است هر چند وقت یکبار(سال ماهی یک بار!) دور هم جمع شوند و دیداری تازه کنند و از امکاناتی که دنیای مجازی از ارائه آنها عاجز است استفاده کنند. صعود قلم(هر سال یک بار) و کافه کوه(هر ماه یکبار) دو ابداع ارزشمند کوه نویسان کشور است. که هر کدام مزایا و معایب خاص خودشان را دارند. صعود قلم که امسال به همت و اراده دوستان کوه نویس شهرستان گنبد کاووس هشتمین برنامه خود را تجربه می کرد در روزگار سختی به سر می برد. نامزدهای میزبانی هر سال کمتر می شوند و نامزدهای هیئت اجرابی به زور به عدد انتخاب می رسند و عملن انتخابات بی معناست و در واقع چیزی شبیه ثبت نام شده است. اگر کوه نویسان عزیز دلشان برای صعود قلم می سوزد و از رو به زوال رفتن آن ناراحت خواهند شد بهتر است هرچه زودتر کاری کنند.

 


آذر در بخش کامنتدانی آخرین پست ندای کوهستان با نام صعود قلم در آستانه نابودی نوشته است :به نظر من صعود قلم رو باید به شکلی اجرا کرد که همه گروهها اجرا می کنند .میزبان بودن شخص صرفا به جهت آشنایی ایشان با کوههای منطقه باشدو محل خواب در طبیعت و یا پناهگاهها و غذا هم به عهده اشخاص شرکت کننده اتفاقا خیلی هم جالب است .تنوع غذایی ایجاد می شود.وسیله نقلیه هم میزبان تهیه کند و هر کس در پایان برنامه کرایه ای را که مشخص شده بدهد.دقیقا چون اجرای یک برنامه کوهنوردی .به دور از تشریفات و فقط با جمع کوهنویسها ..نه سخنران لازم هست نه تشریفات و نه تقبل هزینه . کوهنوردی با تشریفات منافات دارد .پ

هر چند بنده از اساس با اساس نامه و چیزی به نام هیئت اجرایی و نیز نحوه انتخاب میزبان و.... مخالف بودم( و شاهد من نیز شرکت نکردن در هیچ یک از این انتخاب هاست) حال به نظرم بهتر است اعضای هیئت اجرایی کامنت آذر را جدی بگیرند و از طریق چیزی شبیه فراخوان یا هم اندیشی یا .... یک بازنگری درست و حسابی در نحوه اجرای صعود قلم بکنند. اگر مثل سابق پیش برود شاید سال آینده سید هزاری(عضو ثابت برنامه که همین جا بهش زین بابت تبریک میگم) تنها نامزد برای میزبانی باشد و البته ما خوشحال خواهیم شد که با توجه به مهمان نوازی اش تلافی همه هزاری ها را با هم سرش در بیاوریم ولی به دور از شوخی این رو به کاهش رفتن هر ساله نامزدان میزبانی و هیئت اجرایی را جدی بگیرید. "

 

 

دیدگاه محمدرضا در وبلاگ سد_م_مد

 

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


طبیعت ایران: تنگ واشی

 

عکس: فرامرز نصیری

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


تلاش کوه نورد ایرانی برای فتح قله ۸۱۶۳ متری ماناسلو

 به گزارش خبرگزاری فارس، مهدی جباریان مسئول کارگروه آموزش گروه کوه نوردی «همت‌شمیران»، در قالب برنامه‌ای مستقل، بامداد امروز چهارشنبه 20 شهریور عازم قله 8163 متری «ماناسلو» در هیمالیای «نپال» شد.

وی صعود به قله‌ی 7010 متری «خانتانگری» را نیز در سوابق کوه‌نوردی خود دارد و پیش از اعزام با درخواست و حضور در فدراسیون کوه نوردی، طی جلسه‌ای از مشاوره‌ مسئولین فدراسیون، پزشک عضو کمیسیون فنی و هیمالیانورد با سابقه‌ی صعود به «ماناسلو» بهره‌مند شد تا علاوه بر توصیه‌های لازم، زوایای مختلف این برنامه مورد بحث، بررسی و ارزیابی قرار گیرد.

عظیم قیچی ساز یکی دیگر از کوه نوردان کشورمان نیز برای فتح قله چوآیو با ارتفاع  8201 متر که ششمین قله مرتفع جهان محسوب می‌شود، عازم تبت شده است.

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


مناطق کوهستانی شهرستان ریگان در حصار غارهایی زیبا

در شهرستان ریگان و در مناطق کوهستانی تعدادی غار وجود دارد که برخی از آنها هنوز شناخته شده نیستند.

 

به گزارش خبرگزاری فارس از ریگان، در این شهرستان و در مناطق کوهستانی تعدادی غار وجود دارد که برخی از آنها هنوز شناخته شده نیستند، دو غار در منطقه دهنه عباسعلی وجود دارد، یکی از آنها دارای طول زیادی است که صدای آب از داخل آن شنیده می‌شود.

معاون عمرانی و برنامه‌ریزی فرماندار ریگان به خبرنگار فارس گفت: این غارها در 50 کیلومتری مرکز شهرستان و در منطقه دهنه عباسعلی و در کوه‌های این منطقه وجود دارند که هنوز ناشناخته مانده‌اند‌. محمدصادق دادالله‌پور افزود: به گفته اهالی منطقه این غار یکی از بزرگترین غارهای شهرستان است که تعدادی از اهالی منطقه آنها را کشف کرده‌اند و به زودی کار شناسایی انجام می‌شود. وی عنوان کرد: یکی دیگر از غارهای شهرستان ریگان در منطقه باغ‌ستاره در دهکن وجود دارد و اهالی این مناطق از آن دیدن می‌کنند.

دادالله‌پور خاطر نشان کرد: غار معروف پاسرخ در حاشیه رودخانه پاسرخ است که به دلیل قرار گرفتن در مسیر روستای هدف گردشگری کوهشاه عده زیادی از آن بازدید می‌کنند و جاری شدن رودخانه پاسرخ از کنار این غار یکی از جلوه‌های طبیعی مناطق کوهستانی شهرستان است.

 

غارهای ریگان نیازمند شناسایی هستند

معاون عمرانی فرماندار ریگان افزود: این غار در 30 کیلومتری مرکز شهرستان ریگان و در حاشیه رودخانه فصلی پاسرخ قرار دارد که به دلیل قرار گرفتن در حاشیه رودخانه علاقمندان زیادی دارد. داد‌الله‌پور اذعان داشت: چند‌ غار دیگر در منطقه انار بالا و تک‌فرهاد وجود دارد که نیاز به شناسایی و معرفی دارند و اگر این غارها در ریگان شناسایی شوند ظرفیت‌های خوبی برای گردشگری است و این شهرستان به قطب گردشگری در استان کرمان تبدیل می‌شود. وی افزود: با توجه به اینکه آب و هوا اکنون در شهرستان رو به خنکا می‌رود، تعداد زیادی از علاقمندان از این غارها دیدن می‌کنند و وجود گیاهان دارویی در کنار این غارهای زیبا سبب شده که افراد زیادی از آن دیدن کنند.

‌ریگان به دلیل جاذبه‌های گردشگری متنوع یکی از شهرستان‌های استان کرمان است که بیشترین آثار و جاذبه تاریخی منحصر به‌فرد را دارد.

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


Uccellacci e Uccellini

" یک پدر و پسر، در طول جاده‌ای در حاشیه شهر رم به راهی می‌روند. به زودی به یک کلاغ سخن‌گو برمی خورند که از سرزمین ایدئولوژی (Land of Ideology) داد سخن می‌گوید؛ زاده شده از پدر شک و مادر آگاهی.   کلاغ به آنها می گوید: من از روستای احتیاج و نیاز  می‌آیم ، از خیابان گرسنه‌گی ... سفر آنها ادامه پیدا می‌کند و کلاغ همچون یک روشن‌فکر از آنها سوال‌هایی می‌پرسد؛  اعلامیه‌هایی وزین صادر می‌کند و تعابیر اجتماعی _ سیاسی مداوم ارایه می‌دهد.  در یک صحنه، کلاغ، داستانی قرون وسطایی از برادر چیچلیو و برادر نینتو را بازگو می‌کند که توسط سنت فرانسیس جهت موعظه پیام عشق الهی به جغدها و گنجشک‌ها مامور شدند. پس از جد و جهد فراوان دو برادر تصمیم می‌گیرند تا زبان پرنده‌گان را بیاموزند و در نتیجه در ابلاغ عشق فراگیر به هر دو گروه [پرنده‌گان]، هر کدام به تنهایی توفیق می‌یابند. با وجود این، در پایان کار آن هنگام که دو برادر همدیگر را ملاقات می‌کنند؛  جغدها هنوز به شکار گنجشک‌ها ادامه می‌دهند. اندرز اخلاقی این داستان آنچنان که سنت فرانسیس خود به هنگام مراجعت برادران به آنها می‌گوید؛  می تواند این باشد که " برای تغییر جهان تنها به یکی نیازاست"؛  ولی هنوز هم چنین چیزی امکان دارد؟ به مانند آن حکایت قرون وسطایی توتو و نینتو به سفرشان در طول جاده بازمی‌گردند و پس از گذراندن مواجهات مختلف، پدر و پسر که از اظهارنظرهای بی‌وقفه کلاغ به تنگ آمده‌اند؛ آن را کشته ؛ می‌خورند و به راه خود ادامه می‌دهند. یک نتیجه مناسب و گشوده از فیلم شاید معنای همان کتیبه‌ای باشد که فیلم با تصویری از آن آغاز شده : "Dove va l'umanità? Boh." یا سرفصل انسانیت کجاست؟ واقعا چه کسی می‌داند."

 

در باره‌ی فیلم پرنده‌گان بزرگ،پرنده‌گان کوچک(پیرپائولو پازولینی)

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


دوبی سل از آفت های کوه نوردی ایران می گوید

 

" ... وقتی صحبت دروغ و دروغ‌گویی به میان می‌آمد نا خود آگاه به یاد برخی مشاغل می‌افتادم اما هرگز فکر نمی‌کردم این موضوع را درجمعی کوه‌نورد ببینم.  موضوع به زمستان قبل باز می‌گردد.  در جلسه‌ای رسمی با حضور بیش از 60 نفر گزارش صعود یک روزه به یکی از قلل دور از دسترس البرز مرکزی ارائه شد. با عکسی در کادر بسته.  در آنجا متوجه ادعای کذب سرپرست محترم آن برنامه شدم چون بر فراز قله مذکور تابلویی فلزی قرار داشت اما در عکس آنها اثری از این تابلو دیده نمی‌شد. اتفاقاً بعد از جلسه سرپرست برنامه مذکور را دیدم و ایشان کلی از قهرمانی‌هایشان در جریان برنامه تعریف کردند و من به لبخندی بسنده کردم و بعدها از زبان یکی از اعضا آن تیم شنیدم صعودی در کار نبوده... باز هم گزارش صعود زمستانی و حماسی خط الراسی در منطقه علم کوه از زبان همان سرپرست و باز هم از یکی از اعضاء تیم شنیدم که واقعیت چیز دیگری بوده.  به قول معروف گل بود و به سبزه نیز آراسته شد. این بار در جریان تلاش صعود تابستانه به قله دماوند و صعودی نا موفق در جلسه‌ای رسمی به مناسبت اولین صعود یکی از اعضاء تیم شیرینی پخش می‌شود.  جالب اینجاست که حاضرین به این همنورد خیال‌باف مان شک هم نمی‌کنند چرا که او را همانند خود ساده و صادق می‌بینند... از این نمونه ها در کوه نوردی ما گاهی دیده می شود. تیمی در صعود زمستانی دماوند از مسیر یال داغ در حالی که در صعود ناتوان است ،شروع به تراورس به رخ جنوبی می‌نماید که حاصل آن سقوطی مرگبار است اما اعضاء تیم مدعی صعود قله و دیدن بارگاه سوم از مسیر یال داغ هستند!! ... "

 

متن کامل را در وبلاگ نیما اسکندری ( دوبی سل ) بخوانید

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


نقدی بر هشتمین صعود قلم

 

" بعد از رسیدن به کمپ (پناهگاه) جهت شب مانی و تثبیت موقعیت چادر ها و هماهنگی های لازم جهت اجرای برنامه ی صعود در بامداد روز بعد، دوستانی در ساعات ابتدایی شب مشغول گفتگو و شادی بودند. به یاد دارم یکی از میزبانان به کسانی که در آن نقطه تجمع کرده بودند گفت: مگر من دستور خاموشی نداده ام؟ بروید در چادر های خود...! اینجا تجمع نکنید!!! من دستور خاموشی داده بودم. طوری از خاموشی و دستورش می گفت انگار آن جا یک منطقه ی نظامی است و ما همگی در یک پادگان نظامی کمپ زده ایم و دوستان کوه نویس تکاورها و رنجر هایی هستند که قرار است همگی صبح زود به جایی حمله کنند... "

 

متن کامل را در وبلاگ امیرحسین ناظمی (ندای کوهستان ) بخوانید

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


اطلاعات غلط در گزارش هشتمین صعود قلم

گزارش برنامه‌ی هشتمین صعود قلم توسط دوست عزیزمان علی شاه محمدی در وبلاگ صعود قلم منتشر شده است. در قسمتی از این گزارش می‌خوانیم :

 

" در مراسم افتتاحیه از اولین کوه‌نویس ایران مرحوم آقای عباث جعفری ، کوه‌نویسان از دست رفته و کوه نوردان ایرانی همیالیانورد که جان خود را از دست داده بودند ، یادی کرده و لحظاتی را جهت احترام به این عزیزان سکوت نمودیم ... "

 

لازم به ذکر است که : عباس جعفری هیچ گاه اولین کوه‌نویس ایران نبوده است.  چه در فضای مجازی و چه غیر آن . در فضای مجازی ، عباس جعفری حتی دومین یا سومین هم نبوده است . اگر لازم است در جایی اشاره ای به جنبه های تاریخی این موضوع داشته باشیم : علی پارسائی اولین و علی برنجیان دومین کوه نویسان در فضای مجازی ایران بودند.

 

لطفا در ارائه‌ی پاره‌ای اطلاعات تاریخی کوه‌نوردی ایران بیشتر دقت کنید!

 

 "عباس جعفری اولین کوه نویس ایران" فقط یک دروغ بزرگ است!

 

 

 

.

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:٤٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


فاجعه ی برودپیک: دیدگاه کوه نوردان

مهدی فرهادی :    " برای اجرای یک برنامه کوه نوردی پارامترهایی چون آمادگی جسمانی, آمادگی ذهنی و آمادگی فنی و تکنیکی باید مد نظر قرار گیرد که هر سه این عوامل به نوبه خود مهم هستند و سهم هر کدام بسته به نوع برنامه تفاوت می کند. در برنامه های فنی و دشوار پارامتر آمادگی ذهنی بسیار برجسته شده و گاه نقشی برابر با آمادگی جسمانی دارد. اما آیا اعضاء تیم برودپیک آمادگی روحی و روانی لازم را برای ورود به چنین برنامه دشواری را دارابودند.... در اینجا بخش هائی از نامه آیدین بزرگی را که پیش از عزیمت به پاکستان در فضای مجازی منتشر نمود بهمراه توضیحاتی بازنشر می کنم ... در سراسر این نامه به نظر می رسد که آیدین خود و تیم برودپیک را نماینده جناح حق(مخالفان فدراسیون و طرفداران صعودهای نو و غیر بهره مند از رانت دولتی) در برابر جناح باطل(موافقان فدراسیون و طرفداران صعودهای تکراری و البته برخوردار از رانت دولتی) تصور نموده و برودپیک را عرصه نبرد حق و باطل می داند و با نگارشی زیبا و حماسی خواننده را تحت تاثیر قرار می دهد. رسالت سنگینی که آیدین برای خود متصور است بدون شک همراه با فشار روحی شدیدی است که طبعا" بخشی از آن به کل تیم نیز منتقل می شود.یکی از حواشی این برنامه به ماجرای اختلاف بین کیومرث بابازاده(سرپرست تیم) و مدیریت فدراسیون کوه نوردی باز می گردد. حواشی آزار دهنده ای که مدتها جامعه کوه نوردی را به خود مشغول نموده و آخرین آن نیز به عدم اعطای مجوز شورای برون مرزی به برنامه برودپیک اخیر باز می گشت. آیدین می خواهد با اجرای موفق این برنامه جناب بابازاده رادر برابر دشمن(همان فدراسیون کوه نوردی) روسفید کند..."
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


هشتمین صعود قلم برگزار شد

 
 
مجموعه مطالب و عکس های دوستان وبلاگ نویس از
هشتمین صعود قلم
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٤:٥٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


ساده‌انگاری صعود به «دماوند» در «تابستان» حادثه آفرین شد!

توسط کوه‌نوردان با تجربه‌ی یکی از باشگاه‌های
تهران:

یک تیم کوه‌نوردی از کوه‌نوردان باتجربه تهرانی و از یکی از باشگاه‌های فعال استان تهران هفته گذشته در دماوند دچار حادثه گردید که خوشبختانه بدون بروز مشکل جدی نفرات جان سالم بدر بردند.

این تیم ۵ نفره که روز پنجشنبه گذشته قصد صعود قله دماوند را داشتند بدلیل بی توجهی به شرایط متغییر کوهستان و حضور در ارتفاع بالا و هوای نامساعد در ارتفاع ۵۰۰۰متری دماوند مسیر برگشت جنوبی را گم کرده و به دره یخار منحرف شده و مجبور به بیواک کردن در ارتفاع ۵۴۰۰ متری دماوند و در مسیر گنبدهای یخی دره یخار می شوند.

گویا تیم مذکور صعود دماوند در فصل تابستان را ساده دیده و با همراه نداشتن غذا و آب کافی و زمان بندی نامناسب و ساعت حرکت نامناسب از بارگاه سوم که در ساعت ۸:۳۰ صبح پنجشبه ۷ شهریور آغاز نموده بودند حدود ساعت ۱۵ به قله رسیده و در عرض چند ثانیه با هوای متغییر و بارش سنگین برف در قله مواجه می شوند و در مسیر برگشت به ارتفاعات یخار منحرف می گردند.

اعضای تیم بعد از بیواکی توان فرسا و در شرایط هوای بسیار نامناسب در بین سنگ های دره یخار بیواک می نمایند و روز جمعه با درخواست امداد هلی‌کوپتر و اعلام عدم توانایی در برگشت هلی‌کوپتر امداد نیز به منطقه پرواز می نماید ولی بدلیل ارتفاع بالای کوه‌نوردان امکان امداد رسانی مهیا نشده و خود کوه‌نوردان با تراورس در صبح روز جمعه و با یافتن مسیر به پایین برمی‌گردند.

بی توجهی و ساده انگاشتن صعود حتی در فصل تابستان می تواند حوادث جبران ناپذیزی برای کوه‌نوردان حتی باتجریه ایجاد کند که در حادثه فوق به خیر می‌گذرد. بیواک کردن در ارتفاع بالا و نداشتن تجهیزات مناسب در این برنامه متاسفانه باعث سرمازدگی یکی از کوه‌نوردان و شرایط جسمی نامناسب گردیده که با مراقبت های لازم و مشاوره‌های پزشکی انشاء الله برطرف خواهد شد.

 

منبع: مؤسسه
پزشکی کوهستان

 

برگرفته از کوه نوشت

 

 

پی نوشت:

_ جامعه ی کوه نوردی ایران در حال حاضر ... و بیش از هر چیز دیگری ... به اطلاع رسانی شفاف و صادقانه نیاز دارد.

_ در باره ی چنین باشگاه های فعالی که با چنین کیفیت نازل و پرریسکی اقدام به اجرای برنامه می کنند و حتی در فصل تابستان تا آستانه ی حوادث منجر به تلفات انسانی نیز پیش می روند ، چه قضاوتی باید داشته باشیم؟

_ چرا باید تلاش بشود نام این باشگاه فعال استان تهران پنهان بماند؟

_ جناب دکتر مساعدیان عزیز و گرامی که این خبر مهم را در وبلاگ خود منتشر نموده اید ، فکر نمی کنید با نام نبردن از این باشگاه فعال تهرانی ، ابعاد و تاثیرات مخرب و ناگوار چنین حوادثی را متوجه تمامی گروه ها و باشگاه های فعال تهرانی، از جمله تشکیلات خوب خودتان نموده اید؟ ... به خوبی روشن است که کوه نوردان باتجربه ی (!) این باشگاه فعال تهرانی درک  مسئولانه ای از اصول و بنیان های این ورزش ندارند ... از اصول و روش های جهت یابی ، کار با نقشه و قطب نما و جی پی اس و غیره بهره ای نبرده اند ... به خوبی روشن است که مدیران این باشگاه باید در مقابل چنین ضعف ها و کاستی هایی در ارائه ی آموزش های ضروری به اعضای خود پاسخ گو باشند ... و همه ی این ها با تلاش برای پنهان ماندن نام این باشگاه ، اثرات ناگوار خود را به شکلی ناعادلانه به دیگر گروه ها و باشگاه هایی که با احساس مسئولیت امور خود را پیش می برند تعمیم می دهد ... و این عادلانه نیست!

 

_ یکی از خواننده گان در کامنتی برای ما نوشته است که این تیم که چنین عملکرد پراشتباه و خطرآفرینی داشته است نیز از باشگاه آرش بوده اند ...

 

_ جناب دکتر مساعدیان عزیز و گرامی ... این موضوع صحت دارد؟

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


فهرست وبلاگ های به روز شده در سایت کوه نامه

 یکی از قسمت‌های فعال و سودمند سایت "کوه‌نامه" ، فهرست عناوین آخرین پست‌ها و مطالب وبلاگ‌ها و سایت‌هایی است که با موضوع کوه و کوه‌نوردی فعالیت دارند . "فهرست وبلاگ‌ها و سایت‌های به روز شده" می‌تواند کمک موثری باشد برای دوستان و علاقه‌مندانی که اخبار و رویدادهای این ورزش را دنبال می‌کنند . 

 

http://koohnameh.ir

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٠٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


هوای تازه ...

" یک روز دوباره باید با هم راه بیافتیم. به هم کمک کنیم، قدم به قدم هماهنگ با هم سرازیر شویم و منتظر شویم تا لحظه‌ی دوباره آغاز کردن را در آغوش بگیریم ... "

.

متن: ساموئل بکت (آخربازی)

عکس: فرامرز نصیری

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


فاجعه ی برودپیک: نگاه توچال _ دارآبادی در چه کسی؟!

_ این روزها ، برای تخطئه‌ی بسیاری از نقدها و پرسش‌ها در باره‌ی نحوه‌ی برنامه‌ریزی ، چگونه‌گی اجرا و نتایج مرگبار و تراژیک برنامه‌ی برودپیک باشگاه کوه‌نوردان آرش از چنین حربه‌ای استفاده می‌شود:

" سابقه‌ی شما چیست؟ ... هیمالیا رفته‌اید؟ ... چه درکی از آن دارید؟ ... چه تجربه‌ای؟ ... هیمالیا که توچال _ دارآباد یا دماوند جنوبی نیست که حالا آمده‌اید در باره‌ی آن اظهار نظر کنید و ... کامنتینگ داستان کوه را ببینید "

 

_ و حالا ... انتشار گزارش روزشمار برنامه توسط رامین شجاعی می‌تواند برای ما روشن کند که نگاه توچال _ دارآبادی را پیش از منتقدان و پرسش‌گران باید در خود تیم اعزامی باشگاه آرش جست و جو کرد . این را رامین شجاعی می‌گوید:

" ... تماس بعدی حدود ساعت 11 دوباره برقرار شد. این بار مجتبی پشت بی‌سیم بود. بار دیگر سعی کردم آنها را متقاعد کنم از همان مسیر بازگردند. به او گفتم این خط الراس توچال-دارآباد نیست که هر جا خواستند چادر بزنند. ارتفاع هم دیگر 6000 متر نیست که در هوای خراب بتوان صعود کرد...  خلاصه گفتم هر روز که بمانند بیشتر تحلیل می روند بخصوص که برای فقط یک روز دیگر سوخت و آذوقه دارند. به هر حال موفق به متقاعد ساختن آنها نشدم ... "  

 

_ رامین شجاعی می‌گوید سعی داشته اعضای تیمش را متقاعد کند که اینجا خط الراس توچال _ دارآباد نیست که موفق نمی‌شود . که کسی حرفش را نمی‌خواند !! اما ... آیا مسئولیت چنین نگاهی و عملکرد با چنین نگاهی در اعضای تیم ، با برنامه‌ریزان و سرپرستان نیست؟ رامین شجاعی می‌گوید در چند نوبت ، اعضای تیم به تصمیمات و دستورات او توجهی نداشته‌اند . آیا این مصداق یک سرپرستی ضعیف نیست؟ آیا یکی از  دلایل و زمینه های بروز فاجعه در این برنامه، سرپرستی ضعیف نبود؟

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


با اجازه ی بزرگ ترها ... انجمن کوه نوردان رفته گل بچینه !!

_ حدود دو هفته پیش ، سایت رسمی انجمن کوه‌نوردان در پستی با عنوان " خلاصه مباحث دهمین نشست هیئت مدیره در 27 مرداد 92 " به مصوبه‌ای جالب و قابل توجه اشاره نمود:

" مقرر گردید بیانه‌ای در رابطه با حادثه برودپیک تهیه و روی سایت قرار گیرد"

 

_ با توجه به ساختار فعلی مدیریت انجمن ( دو عضو هیئت مدیره و یک بازرس آرشی ) بعید می‌دانستم انجمن بتواند به این مصوبه‌ی اعلام شده خود جامه‌ی عمل بپوشاند . سابقه‌ی انجمن کوه‌نوردان نشان می‌دهد که در حوادث تلخ و تراژیک مربوط به دو باشگاه قدیمی شهر تهران ، این تشکل فاقد هرگونه توانائی در اتخاذ مواضعی منتقدانه و رادیکال و صدور بیانیه‌هایی روشن به نفع جامعه‌ی کوه‌نوردی کشور است.

 

_ عده‌ای از دوستان این نگاه را بدبینانه می‌دانستند اما ... ظرف کمتر از یک هفته همه چیز روشن شد !!

 

_ سایت رسمی انجمن کوه‌نوردان روز شنبه 9 شهریور 92 در اطلاعیه‌ای چند خطی و بدون هیچ گونه توضیحی به اعضای خود و به افکار عمومی در رابطه با مصوبه‌ی قبلی ، اعلام نمود :

" انجمن ترجیح می‌دهد تا انتشار گزارش کامل از سوی مسوولان برنامه، و انجام بررسی‌های فنی در کمیته های کارشناسی، در این مورد اظهارنظری نداشته باشد"

 

_ چنین رفتاری با افکار عمومی از سوی مدیران یک تشکل ( عدم ارائه ی توضیح ) ، نامناسب و غیرمسئولانه است . مدیران انجمن کوه‌نوردان وظیفه دارند به افکار عمومی توضیح دهند علت اجرا نشدن و لغو مصوبه قبلی چه بوده است؟ آیا خبر اعلام شده‌ی جدید ، تصمیم جمعی هیئت مدیره است یا تصمیمی فردی؟ ... مصوبه قبلی ، مشخصا تصمیم جمعی هیئت مدیره عنوان شد اما مصوبه جدید معلوم نیست از طرف چه کسی گرفته شده ... و ضمنا ، موکول کردن اظهارنظر به انجام بررسی‌های فنی در کمیته‌های کارشناسی... کدام کمیته‌های کارشناسی؟! کی ... کجا ... از طرف چه کسی؟!

 

_ پس فعلا ... برای دوستان و عزیزانی که منتظر اعلام نظر و صدور بیانیه‌ی انجمن کوه‌نوردان در باره‌ی فاجعه‌ی برودپیک بودند :

" با اجازه‌ی بزرگ‌ترها ... انجمن کوه‌نوردان رفته گل بچینه !! "

 

 

 

 

پی نوشت :

 

دیدگاه عباس ثابتیان در باره ی اطلاعیه ی اخیر انجمن

 

"خانم حبیبی

اجازه بدهید بگویم که دور از ذهن نیست که کسی یا کسانی صدور این بیانیه را به شما تحمیل کرده باشند... "

 

 

متن کامل را در وبلاگ آرام کوه بخوانید

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


از کمیته مردمی نجات کوه شاه حمایت کنید

 

" همزمان با از سرگیری فعالیت‌های معدنی در بخشی از بااهمیت‌ترین منطقه پناهگاه حیات‌وحش موته که بیشترین آبشخورهای حیات‌وحش در آن جای دارد، خبرگزاری سبزپرس از تخریب صدها هکتار مرتع در ارتفاعات کوه‌شاه کرمان براثر فعالیت‌های معدنی خبر داد.    

براساس این خبر، کوه‌شاه کرمان با ارتفاع 4349متر، دومین کوه بلند کرمان پس از کوه «هزار» است. این کوه با مراتعی بکر و کم نظیر در شمال شرقی شهر بافت واقع شده با وجود این و به‌رغم اعتراض فعالان و دوستداران محیط‌زیست طی روزهای اخیر این منطقه مورد تاخت و تاز معدن‌کاوان قرار گرفته است.  دامنه این کوه پوشیده از گونه‌های گیاهی ارژن، بنه، گون، بادام کوهی، ارس، آویشن، زیره، لاله، آلاله و صدها گونه باارزش دیگر است که از این نظر برای محققان و گیاه‌شناسان اهمیت بسیار بالایی دارد.

کارشناسان با اشاره به طبیعت زیبا و وجود روستاهای تلخه چار، باغ‌فخروئیه، هرارون، دهنه آرتی، دره عشق آباد و تخت عبدالبیگی می‌گویند درصورت برنامه‌ریزی، این منطقه می‌تواند به یکی از قطب‌های گردشگری تبدیل شود. با وجود این، هنوز طبیعت گردی و گردشگری جایی در توسعه و اشتغال ندارد و از همین رو بی‌توجه به این قابلیت‌ها، مجوز معدن‌کاوی در منطقه صادر شده است. براین اساس شماری از کارشناسان و دوستداران محیط‌زیست از مسئولان محلی ازجمله استاندار، نماینده مردم بافت، رابر و ارزوئیه خواسته‌اند مانع تخریب کوه شاه در کرمان شوند. "

 

همشهری آنلاین

 

 

 

"کمیته مردمی نجات کوه شاه"

 

1-     آیا می دانید کوه شاه پر برف ترین و پر آب ترین و سرسبزترین منطقه جغرافیائی جنوب شرق ایران است.

2-     آیا می دانید این قله 4350 متری دارای ششصد گونه گیاهی نادر است.
3-     آیا می دانید این کوهستان سومین پرورشگاه رمه های بزرگ گوسفند ایران است.
4-     آیا می دانید از دامنه کوه شاه رودخانه هلیل رود پر آب ترین و بزرگ ترین رود جنوب شرق ایران و ده ها رودخانه دیگر سرچشمه می گیرد.
5-     آیا می دانید بیش از دویست هزار نفر ساکنان شهرها و روستا ههای پیرامون کوه شاه از آب این کوه زندگی می کنند.
6-     آیا می دانید این کوه زیستگاه پلنگ نادر ایرانی و ده ها گونه ی جانوری دیگر است.
7-     آیا می دانید از طرف سازمان یونسکو هوای کوه شاه و لاله زار به عنوان پاک ترین هوای جهان شناخته شده است.
و خلاصه اینکه ایا می دانید از سوی عده ائی سودجو برای اکتشاف معدن آهن جاده ای به عرض یک بزرگراه بر سینه این کوه زیبا دریده شده و می رود تا همه عظمت و زیبایی های آن را برای همیشه نابود سازد.
از این رو کمیته ائی به نام "کمیته مردمی نجات کوه شاه" تشکیل و تا کنون هزاران نفر از آن پشتیبانی کرده اند.
کوه نوردان سراسر کشور به دعوت از سوی جامعه کوه نوردی استان کرمان و در اعتراض به این تخریب بزرگ ملی، صعود مشترکی را در تاریخ های 21 و 22 شهریور ماه بر روی قله 4000 متری کوه شاه برگزار می کنند.
تا کنون 21 استان و 186 هیات و گروه در این صعود بزرگ اعلام آمادگی کردند تا شاید بتوانند با گردهمائی در دامان کوه شاه و صعود این 4000 متری زیبا و نجیب ضمن استمداد از مسئولین امر، جلوی تخریب بلدوزرهای درنده را بگیرند و زخم های کوه شاه را التیام بخشند.
گروه کوه نوردی بهمن کرمان همگام با همه کوه نوردان ایران زمین با تمامی اعضای خود در این صعود بزرگ سراسری شرکت می کنند تا فریاد بلند کوه شاه را به همه طبیعت دوستان برسانند.

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


افتتاح سومین پناهگاه کوه سبلان

با هدف تسهیل در صعود به قله سبلان سومین پناهگاه این کوهستان در شهرستان مشگین شهر افتتاح شد.


رئیس اداره ورزش وامور جوانان مشگین شهر گفت: این پناهگاه در ارتفاع 3 هزار و 825 متری کوه سبلان با هزینه ای بالغ بر 300 میلیون تومان ساخته  شده و ظرفیت پذیرایی از 100  کوه نورد را دارد.  تبریزچی افزود: محل خواب ، حمام ،  سرویس بهداشتی ،  سیستم لوله کشی آب سرد و گرم ،  آشپزخانه و نمازخانه از جمله امکانات این پناهگاه  است. این پناهگاه در ضلع غربی کوه سبلان قرار گرفته است.


 کوه سبلان با ارتفاع 4 هزار و 811  متر در قسمت جنوبی شهرستان مشگین شهر واقع شد  و  همه ساله پذیرای بیش از 60 هزار کوه نورد  از مناطق مختلف کشور و دنیاست. با توجه به سقوط سه کوه نورد در ماه های اخیر از قله سبلان مسئولیت این پناهگاه به هئیت کوه نوردی مشکین شهر واگذار شد.

 

واحد مرکزی خبر

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


در ستایش عکاسی

 

"عکاسی بر خلاف هنر، جاودانه‌گی نمی‌آفریند؛ بلکه زمان را مومیایی می‌کند و صرفا آن را از زوال مقدر نجات می‌دهد ... آندره بازن "

 

 

عکس: فرامرز نصیری

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


نجات کوه نوردان سراوانی از ارتفاعات تفتان

حمید رضا شهریاری مسئول واحد عملیات امداد و نجات جمعیت هلال‌احمر شهرستان خاش گفت:  امدادگران هلال‌احمر شهرستان خاش از ساعت 21 دیشب تا حوالی ساعت شش صبح امروز به دنبال جستجو و امداد ونجات و کمک به شش تن از کوه نوردان سراوانی صعود کرده به تفتان بودند که خوشبختانه با اقدامات سریع و به موقع توانستند این افراد را از خطرات احتمالی کوهستان نجات دهند و در این رابطه یکی از کوه نوردان به نام «سعید اربابی» از ناحیه دست و پا دچار صدمات شدید شد که خوشبختانه در محل مورد حمایت امدادی قرار گرفت.

شهریاری با اشاره به اینکه در این موقع از سال شرایط خوبی برای صعود به قله 4050 متری تفتان مهیا است از کوه نوردان و گردشگران خواست تا با در نظر گرفتن شرایط ایمنی و استفاده از راهنما برای صعود به قله برنامه‌ریزی کنند.

وی گفت: صعود به قله تفتان و برگشت از محورهای صعود به ویژه در فواصل شب و تاریکی هوا به هیچ وجه برای کوه نوردان توصیه نمی‌شود.

 

ایسنا

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


جنگل های البرز شرقی

 

عکس ها از فرامرز نصیری

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


گامی دیگر در تاریخ کوه نوردی

۲۳ آگوست سال 2013 روزی است که گام تاریخی دیگری در دنیای کوه نوردی برداشته شد . بعد از مشکلات تائید دومین و سومین قله های بلند هفت قاره جهان از جمله اکسپدیش هایی که برای مساحی این قله ها صورت گرفت ، این چالش با صعود شخارا توسط کریستین استنگل (اشتنگل) کوه نورد سرعتی اتریشی به پایان رسید ، بله او با داستان تخیلی صعود به K2 در سال 2010 مرتکب خطای بزرگی شد ولی صبر و شکیبایی و شواهد و مستندات دقیقی که ارائه داد به عنوان اولین فردی شناخته شد که دومین و نیز سومین قله های بلند هفت قاره جهان را صعود کرد و از طرفی دیگر کمک بزرگی نمود تا  عوارض جغرافیایی این نواحی به ثبت برسند ...

 

متن کامل را در وبلاگ کوه نوردی و صعودهای ورزشی گل کوه بخوانید

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


لحظه های مه آلود

 

با خود فکر می کردم

اگر مه هم چنان تا صبح می پائید ...

 

 

شعر: احمد شاملو

عکس : فرامرز نصیری

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


فاجعه ی برودپیک: چرا کیومرث بابازاده سکوت کرده است؟!

 

وقتی می‌خواهیم در باره‌ی دلایل و زمینه‌های شکل‌گیری "تراژدی ایرانی قله‌ی برودپیک‌" کندوکاوی داشته باشیم ، بازبینی و مروری مجدد بر اطلاعیه‌ها و مصاحبه‌های رسمی پیرامون هر مرحله از برنامه اجتناب ناپذیر خواهد بود .

 

با نگاهی بر اخبار و رویدادهای تعیین‌کننده و سرنوشت‌ساز در روزهای "صعود نهایی و آغاز فرود"  درمی‌یابیم که مرکز پاره‌ای از دستورات و تصمیمات تعیین‌کننده و سرنوشت‌ساز در تهران و از سوی شخص کیومرث بابازاده بوده است . تصمیمات تعیین‌کننده و سرنوشت‌سازی مانند : عدم صعود رامین شجاعی و افشین سعدی و کمک آنان به تیم گشایش مسیر!!  

 

با نگاهی بر اخبار و رویدادهای تعیین‌کننده و سرنوشت‌ساز در روزهای "صعود نهایی و آغاز فرود"  درمی‌یابیم که حتی باوجود  اختلال جدی در زمان‌بندی پیش‌بینی شده و اضافه شدن دو روز دیگر به برنامه صعود،  در دیدگاه کیومرث بابازاده همچنان نیازی برای کمک به آنان دیده نمی شود !!

 

" ... کیومرث بابازاده گفت: بر طبق گزارش ارسالی، صعود قله فردا صبح حتمی  است.  طبق پیش‌بینی صورت گرفته آنها 30 دقیقه تا یک ساعت تا قله فاصله  دارند. اعضای سه نفره متشکل از آیدین بزرگی، پویا کیوان و مجتبی جراحی فردا تصمیم دارند تلاش نهایی خود را جهت صعود قله ادامه داده و بعد از لمس قله، خود را به کمپ 3 تا عصر فردا 25 تیرماه 92 برسانند. بابازاده گفت: طبق بررسی صورت گرفته، هوای فردا جهت ادامه تلاش و حرکت تیم به سوی قله نسبتا مناسب است.  بابازاده در ادامه خاطر نشان کرد، هنوز موفق به برقراری تماس با رامین  شجاعی و افشین سعدی نشده ام. در صورت برقراری تماس به رامین شجاعی پیشنهاد  خواهم داد اگر صعود خود را از کمپ سه شروع نکرده، صعود را ادامه ندهد و اگر تلاش خود را جهت صعود قله آغاز نموده، تلاش خود را متوقف نمایدبابازاده ادامه داد: طبق برقراری تماس تلفنی با کمپ اصلی برودپیک، باخبر  شدم، مسیر برگشت از قله به سمت کمپ سه که مسیر سخت، دشوار و خطرناکی است،  قبلا توسط تیم های دیگر ثابت گذاری شده است و نیازی به تلاش رامین شجاعی و  افشین سعدی جهت صعود تا گردنه منتهی به قله و کمک دیگر اعضای تیم نیست... "

 

از آرشیو کوه نیوز

 

بازبینی و مروری مجدد بر آرشیو اخبار و رویدادهای فاجعه ی برودپیک نشان می دهد که این برنامه یک مرکز دستور و تصمیم گیری نیز در تهران داشته است و این مرکز کسی جز کیومرث بابازاده نبوده است! و اتفاقا ... با شکل گیری جدی بحران ، این مرکز تصمیم گیری و صدور دستور در تهران ... یعنی کیومرث بابازاده ... است که نقش اصلی را بر عهده می گیرد.

 

 

رامین شجاعی در یکی از پست های وبلاگ خود نوشته است "مسئولیت کامل این برنامه بر عهده من بوده است " ... نوشتن چنین جمله ای و اعلام چنین مسئله ای با توجه به رویدادهای برنامه فقط می تواند به گونه ای تعارف بی محتوا و گونه ای فداکاری بی مفهوم برای کنارزدن کیومرث بابازاده از پاسخ گوئی به افکار عمومی تلقی گردد چرا که بنا بر اظهارات صریح خود او و همچنین گزارش روزشمار برنامه،  آخرین تماس او با اعضای تیم در ساعت 17 روز سه شنبه 25 تیر بوده  و بعد از آن تا ساعت 19 روز شنبه 29 تیر  ... یعنی آن چهار روز سرنوشت ساز ... اغلب تماس ها برای کسب دستور و تصمیم و نیز درخواست کمک با کیومرث بابازاده بوده است!

 

 

آرشیو برنامه ی برودپیک را از ابتدای اعزام  تیم و همان روزهای اول ببینید . در همه جا نام کیومرث بابازاده به چشم می خورد. به عنوان یکی از ارکان راه اندازی و مدیریت تیم ، به عنوان سخن گوی رسمی اعلام اخبار برنامه ، به عنوان تصمیم گیرنده برای پاره ای از رویدادهای برنامه ، به عنوان ... اما حالا ، با بروز فاجعه و مرگ سه کوه نورد خوب و جوان کشورمان ،  می بینیم که این فقط رامین شجاعی است که می خواهد یک تنه بار تمامی و کامل مسئولیت های این فاجعه را بر دوش کشد... چرا ؟!

 

 

بنا به گزارش روزشمار رامین شجاعی ، اعضای تیم صبح چهارشنبه 26 تیر در تماس خود گفته اند که مسیر را گم کرده اند ... عظیم برهمنی در گزارش خود می گوید : " ... ساعت 8 صبح دوباره مجتبی تماس گرفت اما این بار استرس بیشتری داشت و گفت که ما راه را گم کرده‌ایم، لطفا ما را راهنمایی کنید... ساعت 10 صبح دوباره تماس گرفتند که راه را پیدا نکرده‌اند و چه باید بکنیم ... همان موقع از تهران تماس گرفتند که من وضعیت را اضطراری اعلام کردم اما برخی گفتند که هنوز اتفاقی نیفتاده که اینقدر هول می‌کنی!!

 

اکنون که فاجعه جای موفقیت را گرفته است ، سکوت این "برخی" را به چه چیزی باید تعبیر کرد؟

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


در ارتفاعات تالش

 

 

 

عکس ها از فرامرز نصیری

 

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


در ستایش ادبیات

 

" ... بار دیگر هوای خشک و پاک بیابان را تا اعماق سینه‌اش فرو برد . خودش را در برابر باد رها کرده بود و با صدای بلند گفت " آه ، چه کم‌یاب بود این هوا ! من به این هوا و به این سکوت احتیاج داشتم ... " به دور و بر خود نگاهی انداخت ، هیچ جانداری دیده نمی‌شد . تنها آسمان بود و خاک بیابان که سرخ و گداخته در کناره های افق زبانه می‌کشید."

 

رضا فرخفال _ داستان مجسمه ایلامی

عکس : فرامرز نصیری

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


فاجعه ی برودپیک : متهم کردن منتقدان!!

به نظر می‌رسد مدیران باشگاه آرش و برنامه‌ریزان فاجعه‌ی برودپیک ، هجوم تخریبی به منتقدان و متهم کردن آنان را در دستور کار خود قرار داده‌اند.  نحوه‌ی مواجهه با مصاحبه‌ی انتقادی عظیم برهمنی نمونه‌ای آشکار از این خط مشی ناسالم را نشان می‌دهد:

 

رامین شجاعی : " ... پاسخ به نظرات کوته بینانه ایشان در شان من نیست... بعدا به دلایل دشمنی و کینه ایشان نسبت به تیم باشگاه آرش بیشتر خواهم پرداخت ... وبلاگ داستان کوه "

 

همایون بختیاری : " من این فرد را به خوبی نمی‌شناسم و فقط می‌دانم هیچ‌گاه هیچ صعود موفقی در هیمالیا نداشته است و تنها صحبت‌ کردن او برای مطرح کردن خودش است... خبرگزاری فارس"

 

 

در آخرین نمونه‌ی این گونه هجوم‌های تخریبی ، مدیران باشگاه آرش و برنامه‌ریزان فاجعه‌ی برودپیک عظیم برهمنی را متهم کرده‌اند به فقدان صعود حتی یک هشت هزار متری در کارنامه‌اش: "کسی که این طور در مورد صعود به برودپیک و شرایط منطقه صحبت می‌کند معروف به مرد هفت هزار متری است و هیچ گاه به یک قله هشت هزار متری نرفته است... همایون بختیاری در مصاحبه با ایسنا"

 

و نکته‌ی جالب ... براستی جالب ... اینجاست که آقایان فراموش کرده‌اند که در سابقه‌ی تمامی اعضای تیم اعزامی‌شان ( هر پنج نفر ) نیز حتی یک صعود هشت هزارمتری دیده نمی‌شود!!

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


فاجعه ی برودپیک: نظرات و دیدگاه ها

استناد شما به ویکی پدیا در خصوص معایب روش آلپی آنجا که کوه‌نورد مجاز می‌شود به مسیرهای ناشناخته وارد شود اشتباه است . خودتان بهتر می‌دانید که این تعریف‌ها قدیمی است و گویا هنوز کسی زحمت به روز آوری آنها را به خود نداده است. با توجه به در دسترس بودن جی پی اس و نقشه‌های دقیق از تقریبا همه نقاط زمین دادن چنین مجوزی ( انتخاب مسیر های اله بختکی !) به کوه‌نورد در صعود آلپی مانند این است که کسی برای رفتن به طبقات بالای ساختمان از پنجره های نمای ساختمان بالا برود و اگر کسی به او بگوید چرا از پلکان استفاده نمی‌کنی بگوید " پلکان را پیدا نکردم !"
یک بار دیگر از شما تقاضا می‌کنم امکانات مسیر یابی ( و دانش آن ) در تیمی که شما سرپرست آن بودید را به اطلاع عموم برسانید . این مورد به نظر من عامل خیلی مهمی در پایان دردناک صعود بوده است. درست نمی گویم ؟

 

محمد نصیری در کامنتینگ وبلاگ داستان کوه

 

 

 

بر فرض مثال همه آنچه که در باره روش آلپی نوشتید درست !
ولی اصلآ سوال منتقدین از شما این نیست که " صعود آلپی چیست؟ "

سوال اصلی این است که :
بر اساس چه معیاری و چه تمریناتی و چه سوابقی و چه آزمونی و بررسی کدام بازخورد و . . . ، به این نتیجه رسیدید که سه جوان با میانگین سنی 25 سال و بدون هیچگونه سابقه صعود قبلی هشت هزاری آنهم برای گشایش یک مسیر نو- بشکل یک تراورس طولانی - (و به تعبیر بعضی ها فرسایشی) ، از " روش آلپی " استفاده نمایند؟!


همین یک سوال را بطور مستند و مستدل و مفصل و صادقانه پاسخ بدهید در واقع پاسخ بسیاری از سوالات دیگر را هم بطور خودکار داده اید!!

در ضمن پاسخ شما ، پاسخ به " عزیزالهی " نیست ! پاسخ به تمام کسانی است که این سوال برایشان وجود دارد!

و یک توضیح کوچولو :
جناب شجاعی ، مطمئن باش در دراز مدت نقش "مخالفان و منتقدان" ی که شما را زیر حملات پرسش های آماتور و یا حرفه ای خود دارند به مراتب سازنده تر و عقلانی تر است از نقش به ظاهر دوستانی که محتوای آشکار و پنهان تمامی کامنت هایشان در یک جمله خلاص می شود : " رامین جان ناراحت نباش ،اتفاقی که نیفتاده " !!

 

عزیزالهی در کامنتینگ وبلاگ داستان کوه

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +


فصل غم انگیز قراقروم به پایان رسید

فصل صعودهای تابستانی قله های هشت هزارمتری پاکستان به انتها رسید و تیـــم هـــا بــــــه خانه های خود برگشتند در شرایطی که این فصل پرحادثه ترین فصل کوه نوردی در این کشور به دلیل حوادث فاجعه آمیز فراوان از جمله قتل عام نانگاپاربات و مفقود شدن عده ای کوه نورد ، شناخته شد. صعودهای موفق در حداقل بودند در شرایطی که تعداد کشته شدگان به 22 نفر رسید ...

 

 

 

متن کامل را در وبلاگ کوه نوردی و صعودهای ورزشی گل کوه بخوانید

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +