دوره دانش افزایی دره نوردی ایران، فرانسه

عمر دره نوردی مستمر و قوی در ایران شاید به 10 سال هم نرسد، بعد از تلاش های علاقه مندان در این رشته با برگزاری دوره های آموزشی توسط آمریکن کنیونیگ آکادمی وبا حضور ریچارد کارلسون به عنوان مدرس و همچنین برگزاری همایش های هم اندیشی و دانش افزایی در سه دوره، این رشته از اعتبار واهمیت خوبی در اذهان عمومی و کوه نوردان برخوردار شد این تفکر بیش از پیش ایجاد شد که دره نوردی یک رشته کاملاً حرفه ای است...

 


متن کامل را در سایت دره ها و دره نوردی ایران بخوانید

 

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:٤۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٤
    پيام ها    +


اندر وقاحت و بی مسئولیتی سارقان اخبار و مطالب کوه نوردان

چند روز پیش عده ای از دوستان کوه‌نویس در حرکتی هم آهنگ اعتراض خود را به انتشار دادن بدون ذکر منبع اخبار و مطالب کوه‌نوردی در قالب پستی با عنوان «کانال های تلگرام، دزدی اخبار و مطالب وبسایت ها و وبلاگ ها» در وبلاگ‌ها و وبسایت‌های شخصی‌شان بیان کردند. هرچند بارها و بارها اعتراضات انفرادی و به روش‌های مختلف انجام شده بود،هم‌صدایی اخیر اثرگذار‌تر بوده است. در اثبات این ادعا در ادامه بخوانید واکنش «روزنامه کوهستان»(کانالی در تلگرام که یکی از مصادیق اعتراض دوستان کوه‌نویس مورد اشاره بوده است) را به اعتراض دوستان کوهنویس :

 

روزنامه کوهستان :

درود خدمت تمامی دوستداران کوه و طبیعت...

در مورد انتقاد عجولانه و پیش قضاوت بعضی از....  فکرم به مستندی معطوف شد که شاید به مذاق بعضی از...  خوشایند نباشه و یا حتی دور از جونشون, توهین محسوب بشه ولی ماجرا رو براتون خلاصه و کوتاه شرح میدم تا کمی از قضاوت های پی در پی و از روی عادت و تبعیت بعضی از... کم بشه...
لازم به ذکر هستش که نوشته بنده توهین به هیچ فرد یا گروهی نیست و صرفا از بحث عادتهای اجتماعی ما به شرح این ماجرا میپردازیم...
ماجرا از یک طویله با تعداد زیادی گوسفند شروع میشد که چند نفر از روانشناسان اجتماعی و رفتارشناسان حیوانات بر روی آنها به تحقیق مشغول بودن... یکی از تحقیقاتشون در مورد عادت حیوانات و شرطی شدن اونا بود... موقع صبح به ارتفاع 20 سانتیمتر از سطح زمین و در جلوی درب طویله, یه مانع چوبی ترکه مانند قرار دادن و درب رو باز کردن... گوسفندان جلویی بعد از یک دقیقه شروع به پریدن از روی مانع چوبی کردن و این روال پشت سر هم انجام میشد.. جالب اینجا بود که گوسفندان آخر با ارتفاع یک متر از مانعی که به تدریج ارتفاع اون بالا رفته بود, میپریدند با اونکه میتونستند از زیر مانع چوبی یک متری عبور کنن ولی باز هم میپریدند... دنیای امروز دنیای شرطی شدن خیلی از ما آدما شده,,, کافیه کسی انتقادی از شخصی یا گروهی بکنه, بعد ماجرا رو خودتون حدس میزنید که چی میشه...
بنده با شرح این ماجرا و مستند تلویزیونی قصد جسارت و توهین به هیچ شخص یا مقامی رو ندارم و صرفا شرطی شدن, مقیاس بنده با این داستان بود... عرضم با بعضی از... هستش که به تأثی و تبعیت بعضی از بزرگان, خودشون رو در جایگاه نقد و انتقاد میبینن. برادر من؛ عرصه سیمرغ نه جولانگه توست, عرض خود میبری و زحمت ما میداری...
شاد باشید و همیشه پیروز و برفراز... روزنامه کوهستان
 
 
 
-----------------------------------------------
در همین راستا به حکایتی از بهارستان جامی اشاره می شود که می گوید : 
روزی انوری در بازار بلخ میگشت : هنگامه ای دید .پیش رفت و سری در میان کرد مردی را دید که ایستاده و قصاید انوری به نام خود میخواند و مردم او را آفرین میخواندند. انوری پیش رفت و گفت :ای مرد ، این اشعار کیست که می خوانی؟گفت:اشعار انوری ،گفت :تو انوری را می شناسی ؟ گفت :چه می گویی ؟انوری منم ! انوری بخندید و گفت :شعر دزد شنیده بودم امّا شاعر دزد ندیده بودم.
 
جالب است بدانید «روزنامه کوهستان» بعد از اعتراض محترمانه ی دوستان کوه نویس تنها به توهین اکتفا نکرده و به دیگران تهمت دزدی هم زده است. بعید نیست مانند حکایت بالا بعد از مدتی خود را یکی از کوهنویسان پر سابقه معرفی کند. مطالبتان نوش جانش، دوستان مواظب خودتان باشید.
 
پی نوشت : با جستجوی ساده در اینترنت می توان دید که بحث «پررو ترین دزد دنیا» بحث جالب و مفرحی است. شاید بد نباشد اگر جناب سیمرغ خان(لقبی که خودش به خودش اعطا کرده است) باز هم به تلاش مذبوحانه اش در دزدی مطالب و یا حتی بی احترامی به معترضین ادامه داد ایشان به عنوان کاندیدای «پر رو ترین دزد دنیای مجازی» از نگاه کوه نویسان معرفی شوند.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٤
    پيام ها    +


کانال های تلگرام و دزدی اخبار و مطالب سایت ها و وبلاگ ها

_ امروزه با پدیده‌ای به نام تلگرام و کارکردهای سودمند و مفید آن در اطلاع‌رسانی‌های به موقع و همچنین  ارتقا سطح آگاهی مخاطبان به خوبی آشنائی داریم. همانند دیگر عرصه‌های اجتماعی، شکل‌گیری و ایجاد انواع کانال‌های اطلاع‌رسانی و خبری با موضوع "کوه و کوه‌نوردی ایران" نیز به سرعت در حال انجام است.

_ عملکرد تعدادی از این کانال‌های اطلاع‌رسانی و خبری در تلگرام ، منحط و ناسالم است.  آنها اخبار و مطالب وبلاگ‌ها و سایت ها را می‌دزدند و با نام و امضای خود در کانال خبری‌شان منتشر می‌کنند.


_ این روزها دزدی مطالب و اخبار وبلاگ‌ها و سایت های کوه و کوه‌نوردی توسط تعدادی از کانال‌های تلگرام سرعت بیشتری به خود گرفته است. به عنوان مثال کانال "‌روزنامه کوهستان" دارای عملکردی زشت و غیراخلاقی در این زمینه است . مدیران این کانال بدون توجه به اعتراضات و انتقادات صاحبان و نویسنده‌گان سایت‌ها و وبلاگ‌های کوه و کوه‌نوردی و با هدف جذب   و به هر قیمت ممکن مخاطب بیشتر  ، اخبار و مطالب آنان را به نام خود منتشر می‌کنند.  


_ این بیانیه ، اعتراض و انتقاد جدی تعدادی از صاحبان و نویسنده‌گان سایت‌ها و وبلاگ‌های دنیای کوه و کوه‌نوردی به عملکرد غیراخلاقی مدیران کانال "روزنامه کوهستان " و دیگر کانال‌های مشابه است. از دوستان کوه‌نورد می‌خواهیم ما را در مقابله با این گونه دزدی‌های آشکار و مجاب کردن مدیران پاره‌ای از کانال‌های دنیای تلگرام در ذکر منابع اخبار و مطالب منتشر شده یاری نمایند.


" تعدادی از صاحبان و نویسنده‌گان سایت و وبلاگ‌های کوه و کوه‌نوردی "


 



پی‌نوشت:

نمونه ای از دزدی‌های آشکار کانال روزنامه کوهستان

خبر برگرفته از سایت فدراسیون است در این لینک

 

 

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:۳٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٤
    پيام ها    +


آلپ : حادثه ی تلخ ریزش بهمن

سخنگوی سازمان آتش نشانی ایتالیا گفت که دستکم 6 اسکی باز و کوه نورد روز شنبه در رشته کوه های آلپ این کشور بر اثر ریزش بهمن، جان خود را از دست داده اند.

 

خبرگزاری رویترز : از 6 جسد کشف شده 4 تن شهروند ایتالیا هستند و 2 تن دیگر هنوز شناسایی نشده اند.


همچنین یک زن زخمی اتریشی در بیمارستان شهرک برونیکو تحت درمان قرار گرفته است. بر اساس این گزارش 2 اسکی باز دیگر که در پیست اسکی گرفتار بهمن شده بودند، توانستند بدون صدمه دیدن خود را نجات دهند.


این گزارش می افزاید: 3 فروند بالگرد، سگ های ویژه تربیت شده و بیش از 70 امدادگر و مامور امداد و نجات به جستجو برای یافتن اجساد ادامه می دهند.این سخنگوی که نام وی برده نشده است، افزود: ما می دانیم که چند گروه کوه نورد و اسکی باز در هنگان فروریختن بهمن در این منطقه حضور داشته اند و به همین علت به جستجو ادامه می دهیم.


به گفته یک مقام محلی پلیس، بهمن در هنگام صبح در ارتفاع 3000 متری در مونت نووسو (کوهستان برفی) در جنوب تایرول نزدیک مرز اتریش، هنگامی رخ داد که در پی بارش برف در هفته های اخیر، هوا آفتابی بود و باد می وزید. این سخنگو افزود: اسکی بازان هنگام سقوط بهمن در حال بالارفتن به سوی قله این کوه بودند و قصد پایین آمدن با اسکی را داشتند. علت دقیق سقوط بهمن هنوز مشخص نشده است.


بر اساس گزارش رسانه های ایتالیا، امروز در منطقه وقوع حادثه، هشدار درجه 3 سقوط بهمن داده شده بود و درجه 5 نشانگر احتمال قوی سقوط بهمن است.

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:٤٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ اسفند ۱۳٩٤
    پيام ها    +


کوه نوردان زنجانی: تقلب در صعودهای زمستانی آیا ؟!!

از نقدهای سال گذشته:

شاید اشاره به دو نکته بتواند ضرورت و دلیل بازنشر این نقد را توضیح دهد. اول ، این نقد در عمل صحت و اعتبار خود را نشان داد  . توجه به گونه ای تقلب در صعودهای زمستانی ( ثابت گذاری در پاییز ، یومار زدن در زمستان) موجب گردید امسال شاهد استفاده از این روش نباشیم. نه از سوی کوه نوردان زنجانی و نه هیچ یک از دیگر گروه های کوه نوردی ... و دوم ، بازنشر این نقد می تواند تا حدود زیادی دلیل خشم و کینه توزی همچنان ادامه دار تعدادی از کوه نوردان زنجانی علیه این وبلاگ را نشان دهد. 

 

 

یکی از دوستان عزیز ... در تماسی تلفنی ... شدیدا به عملکرد کوه‌نوردان زنجانی در اجرای برنامه های مطرح و مثلا شاخص  زمستانی، اعتراض و انتقاد داشت .

 

به گفته‌ی این دوست گرامی :  کوه‌نوردان زنجانی مدتی است که عادت کرده‌اند مسیر را در پاییز ثابت‌گذاری می‌کنند  و لذا  در صعود زمستانی  کار اصلی‌شان می‌شود یومار زدن روی ثابت‌ها !! ...

 

کوچک‌ترین اطلاعات و طبعا قضاوتی در باره اظهارات این دوست عزیز  و این گونه شیوه‌ی صعود و اعتبار و ارزش آن نداریم .  اما قطعا بعد از این ،  بررسی  و توجه جدی به نحوه اجرای صعودهای زمستانی کوه‌نوردان زنجانی را مد نظر خواهیم داشت .

 

" ثابت‌گذاری در پاییز ، یومار زدن در زمستان " ... خوشحال خواهم شد دیدگاه و نظرات دوستان کوه‌نورد را در باره‌ی ارزش و اعتبار چنین عملکردی  در اجرای آن صعودهای زمستانی که به عنوان صعودهای شاخص به افکار عمومی معرفی می‌گردد ، بدانم .

 

 

 

پی نوشت:

_ در مثال ... صعود زمستانه هرم‌های سبلان (91) ...تیم انجمن کوه‌نوردان زنجان متشکل از محسن سعیدزاده (سرپرست) ، توحیدی نژاد ، ژاله رفعتی ، نبی لو ، جعفری ، عسگری‌نژاد ، کاج و مصطفوی ... و آنچه خود در گزارش برنامه بدان اشاره کرده‌اند ...

قسمت‌های زیادی از مسیر قبلا ثابت‌گذاری شده و این کار ما را بسیار راحت می کند ...

از گزارش برنامه در سایت انجمن کوه نوردان زنجان 

 

 

_ مثال دوم ... در مهر ماه 92 و در بخش کامنتینگ وبلاگ آیاز ...خواننده‌ای با او در باره‌ی تقلب‌شان در صعودهای زمستانی صحبت می‌کند :

 " پارسال برنامه هرم‌ها می‌تونست خیلی خوب باشه به شرط اینکه از قبل ثابت گذاری نمی‌کردید.امیدوارم امسال این کار رو با شاخک نکنید .این تقلب در صعود زمستانی به حساب می یاد. در هوای خوب و فصل خوب ثابت گذاری و در زمستان یومار زدن. مثل اینه که مسیر رو از بالا و با فرود گشایش کنید. بارگذاری زمستانه خوبه اما ثابت گذاری نه. با بودن ثابت دیگه فرقی نمی کنه سطح فرد چقدره. قسمت های سخت به راحتی طی می‌شه و کیفیت کارتون پایین می‌یاد ... "

اما پاسخ آیاز به کامنت این خواننده از دو جهت ناصادقانه و عوام فریبانه است . اول ، آنجا که می‌گوید ثابت‌های سبلان کار تیم ما نبوده!! ... انگاری که تفاوتی در اصل و مضمون انتقاد ایجاد می‌کند !! ... و دوم ، اشاره‌اش به اینکه به هرحال تغییری در دشواری کار حاصل نشده بود ... و فراموش می‌کند در متن گزارش اصلی برنامه  نوشته بود : قسمت‌های زیادی از مسیر قبلا ثابت‌گذاری شده و این کار ما را بسیار راحت می کند ...

 

 

 

_  آیا " ثابت‌گذاری در پاییز ، یومار زدن در زمستان "  توسط کوه‌نوردان زنجانی گونه‌ای تقلب در صعودهای زمستانی به شمار نمی‌آید ؟

 

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٥:٠٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ اسفند ۱۳٩٤
    پيام ها    +


پرآو : راز بی‌غایت آب وسنگ

 

کرمانشاه- غار پرآو که به اورست غارهای جهان مشهور شده نامی آشنا در استان کرمانشاه است که رمز و رازهای عجیبی را در دل خود دارد.

خبرگزاری مهر : کوهستان پررمزوراز «پرآو» در دوازده کیلومتری شمال شرق شهر کرمانشاه سال‌های سال است که باشکوه و هیبتی استوار چشم به قدم‌های رهروانی دوخته تا مهربانی و وسعت سخاوتش را با دوستدارانش قسمت کند.

غار پرآو به ژرفای ۷۲۵.۵ متر و طول ۱۴۵۴ در هیبت و بلندی، به اورست غارهای جهان شهرت دارد این در حالی است که مجموعه غارهای فلینت ماموت در آمریکا با ۲۹۰ کیلومتر و غار هولوخ در سوئیس با ۱۲۰ کیلومتر و غار پچرا در شوروی با ۱۰۴ کیلومتر ازجمله طولانی‌ترین غارهای جهان به شمار می‌آیند.

غار پرآو با داشتن ۷ چاه بلند، ۵ چاه متوسط و ۱۴ چاه کوتاه و با ژرفای ۷۲۵.۵ متر یکی از ۲۰ غار عمیق جهان به شمار می‌آید اما در عمق و ژرفا غار سنت مارتن در فرانسه با ۱۳۳۲ متر، غار جان برنارد در فرانسه با ۱۲۰۸ متر، غار برگر در فرانسه با ۱۱۴۱ متر، غار اگولوس در فرانسه با ۹۸۰ متر و غار سلاگو در اسپانیا با ۹۷۰ متر از عمیق‌ترین غارهای جهان هستند.

پرآو، سینه پررمزوراز زاگرس است که آوازه آن در حدود سال ۱۹۷۰ در جهان پیچید و به‌این‌ترتیب گوی سبقت از غارهای عمودی جهان ربود و به اورست غارها مشهور شد، غار پرآو در لیست آثار طبیعی ملی قرار گرفته است.

بهمن مشتکوب کوه نورد، نویسنده و پژوهشگر استان کرمانشاه از خاطرات فراموش‌نشدنی خود در پیچ‌وخم غار پرآو می‌گوید و اما غار پرآو را نتیجه نفوذ آب پر درون حفره‌ها و حل شدن سنگ‌آهک‌های موجود می‌داند.

تلاش غارنوردان انگلیسی و لهستانی برای کاوش «پرآو»

وی می‌افزاید: پرآو نوزدهمین غار عمیق و دومین غار سخت جهان است. نخستین بار گروهی ۱۱ نفره از غارنوردان انگلیسی  وارد کرمانشاه می‌شوند و پس از ماجراهایی موفق به کاوش تا چاه هفتم می‌شوند و بعد گروهی پیشرو  بعد از ۲۵ ساعت ضمن نقشه‌برداری و دستیابی به ابتدای چاه ۲۶ به سطح غار بازمی‌گردند اما در سال ۱۹۷۲ غارنوردان لهستانی به وجود غار پرآو پی می برند و‌ در اقدامی سریع تیمی ۵ نفره عازم پرآو می‌شوند اما بدون توفیقی پس از چند روز ایران را به مقصد لهستان ترک کردند.

مشتکوب ادامه داد: انگلیسی‌ها به سرپرستی دیوید جادسون برای اینکه کار ناتمام‌ خود را تمام ‌کنند سال ۱۹۷۲ وارد کرمانشاه شده و اردوگاه خود را پشت ساختمان رادیو و تلویزیون انتخاب کردند و اما چند روز بعد دومین اردوگاه خود را در پرآو مستقر کردند و این بار نفرات بیشتر و تجهیزات بهتر و حتی یک عکاس برای ثبت لحظه‌ها با خود داشتند.

 

رئیس هیئت کوه نوردی استان کرمانشاه بیان کرد: بعد از آن نیز در سال ۱۳۵۱ گروهی از دانشگاه تهران وارد کرمانشاه می شوند و سرَکی به غار پرآو می‌کشند و به‌این‌ترتیب تیم‌های بعدی سعی دربرداشتن پرده از اسرار غار پراو برداشتند تا اینکه در سال ۱۳۵۸ نخستین تیم یکدست کرمانشاه تشکیل و عازم پرآو شدند و سال ۶۰ نیز گروهی قصد عزیمت به پرآو نمودند.

مشتکوب ادامه داد: زمانی با هم‌رزمانم قصد عزیمت به غار  پرآو داشتم که پیش از ما غارنوردان باتجربه و متخصص انگلیسی به سرپرستی دیوید جادسون با بهترین تجهیزات پرده از راز پرآو برداشته بودند و ما تنها با دست‌خالی اما با اراده‌ای پولادین و همتی عالی حاصل مقصود را به دست آوردیم.

غار پرآو محلی برای کسب تجربه نیست

مشتکوب اما غارنورد را درآن‌واحد فیزیکدان، جغرافیدان، شیمیدان، زمین‌شناس و نقشه‌کش می‌داند که به‌حق باید متصف به این اوصاف باشد و آنچه مهم است سازگاری باکار گروهی و تیمی  است لذا برخلاف کوهنوردی، غارنوردی انفرادی امکان‌پذیر نیست.

وی معتقد است که غار پرآو محل کسب تجربه نیست بلکه غارنورد باید تجاربش را در پرآو نمایان سازد نه آنکه در پی تجربه‌اندوزی جانش را به خطر اندازد.

مشت کوب می‌گوید اسرار غارها برخلاف کوه‌ها پنهان و مستور است و حتی جانوران و ‌گیاهان  موجود در غارها منحصربه‌فرد و ناشناخته‌اند.

وی غواصی و شناگری را شرط لازم غار نوردی دانست و گفت: سال ۱۳۷۰ درواقع سال تسخیر غار پرآو به همت عالی کانون کوهنوردان کرمانشاه بود و شایسته بیان است که در تاریخ ۱۱ شهریور سال ۷۰ در زمین استادیوم آزادی اولین پرواز تیزپروازان هوانیروز و انجام و در ساعت ۱۶ و ۳۰ دقیقه بارهایمان را یکی پس از دیگری با بالگرد به داخل میدان پرآو منتقل کردیم و آنجا بود که با خود عهد بستیم تا رمقی در جان داریم تلاش کرده و چشمان منتظر هزاران مشتاق را باخبر پیروزی از انتهای چاه ۲۶ غار پرآو به اشک شوق مزین کنیم و لذا رسیدن به انتهای غار بسیار طاقت‌فرسا، مشکل و پرپیچ‌وخم بود و ماجراهای بسیاری بر ما گذشت.

مشتکوب بیان کرد: غار پرآو در فلات جنوبی پرآو در منطقه وسیعی به نام پرآو  قرار دارد، مساحت دهانه غار حدود سه و نیم مترمربع و فاصله دهانه غار تا محل پناهگاه حدود ۱۰۰۰ متر است.

 

وی بیان کرد: سرمای داخل غار پرآو  ۲ درجه تا ۵ درجه در مقاطع مختلف متغیر است اما از چاه ۱۸ به بعد تا انتها سرمای هوای داخل غار دو درجه بالای صفر است و سرمای آب هم یک درجه بالای صفر، عبور از چاه‌های اول تا آخر با ریزش آب مثل آبشار بوده و دوش آب اجباری شده و تمام لباس‌های غارنورد خیس می‌شود و در فرود از چاه‌ها آب از منفذهای لباس و یقه واردشده و از بند کفش‌ها بیرون می‌زند آن‌قدر سرمای آب سخت و عذاب‌آور است باوجودآنکه تمام لباس‌هایت خیس شده جرأت دست زدن به آب را نداری.

مشتکوب اظهار کرد: فرود و عبور از معبرهای تنگ و هولناک و سختی غار در حد ۵D، است یعنی بالاترین سختی در غار و زمان صعود از ۲۵۲ چاهک و ۲۶ چاه جمعاً ۲۷۸ چاهک و چاه به‌صورت صعودهای فنی و طبیعی انرژی را جذب خود می‌کند.

اورست غارهای جهان در زمستان هیبت و جلالی دوچندان به خود می‌گیرد و زیبایی از سفیدی قامت رعنای پرآو می‌تراود، پرآو از سالیان دراز مأمن و پناهگاه غارنوردانی است که با سنگ‌های سخت و  دیواره‌های ستبر پیوند عاطفی دارند و جان خود را به طبیعت متصل ساختند.

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:٤٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ اسفند ۱۳٩٤
    پيام ها    +


آغاز لحظه ها با تو ...

تو از ابدیت هر چیز می آیی

و لحظه ها

با تو آغاز می شوند

و زیر آفتاب

به جز چشم های روشن تو و

تکرار دستان من

هیچ چیز تازه نیست .

 

.

طرح : اردشیر رستمی

شعر : عبداله کوثری

 

8 مارس روز جهانی زن گرامی باد !

 

 

 

 

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٠٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩٤
    پيام ها    +


سه شنبه 18 اسفند: دعوت به نشست انجمن کوه نوردان

 

 

 

پی نوشت:

قابل توجه دوستان در مدیریت انجمن کوه نوردان، هیئت تهران و باشگاه اسپیلت ... در طی روزهای اخیر، پرسش هایی در باره دلائل و چرائی قرار گرفتن برنامه ی صعود زمستانی گرده ی آلمانها در ذیل عنوان " صعودهای شاخص و نو " وجود داشت که امیدواریم پاسخ مناسب و مسئولانه ارائه شود.

 

 

 

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٦:٢٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩٤
    پيام ها    +


پاسخ آقای زمانی سرپرست برنامه دره یخار

 

با سلام به آقای نصیری

ممنون بابت توجهتون به این صعود
در حال نگارش گزارش و تدوین فیلمها هستیم.
عمری باقی باشد گزارش مفصل و نمایش فیلمی در خدمت شما و همه همنوردان خواهیم بود.

و تمام سوالات مطروحه را در عین دقت و صداقت پاسخ خواهیم داد.

طرح ریزی چند ساله و تلاشی دوساله در گشایش روانی و فیزیکی مسیر "یخچالهای ایران" بر دره یخار اهدافی فراتر از یک صعود کوهنوردی را در دل داشت که بازگو خواهیم نمود.

از همینجا شما دوست گرامی را به جلسه گزارش خوانی دعوت می نمایم.
تاریخ دقیق را نیز اعلام خواهیم نمود.


درود
ابوالفضل

 

 

 

 

 

با سلام به آقای زمانی عزیز و گرامی

بابت توجه و احساس مسئولیت شما برای پاسخ به پرسش های وبلاگ ، بسیار ممنون و سپاسگزارم. بی صبرانه منتظر جلسه گزارش شما خواهم بود .

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٥:٤٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩٤
    پيام ها    +


ابوالفضل زمانی: کروکی گشایش مسیر نو در دره ی یخار

 

در سایت باشگاه کوه نوردی تهران

 

 

 

 

پی نوشت:
انتشار این پست با تردید بسیار صورت گرفت!! ... سال گذشته ، طرح چند انتقاد ساده از عملکرد و آنچه هیاهوی تبلیغاتی این تیم می‌دانستیم ... کامنتینگ وبلاگ را به شکلی تاسف بار با موجی از فحاشی، توهین و تهدید از سوی تعدادی از کوه‌نوردان زنجانی مواجه کرد...



پرسش: در برنامه‌ی سال گذشته نیز دوستان ادعای گشایش مسیر نو در دره‌ی یخار داشتند . در واقع، بعد از شکست در اجرای کامل برنامه(نرسیدن به قله) بیشترین مانور تبلیغاتی و تاکید هنگام ارائه گزارش، به گشایش یک مسیر نو بود. حالا پرسشی که بناگزیر مطرح می‌شود: این گشایش مسیر ، همان قبلی است؟ جدید است؟ دقیقا همان قبلی است که فقط با صعود قله همراه است؟  قبلی کامل نبود، این کامل شده است؟ و اگر آری ... چرا در گزارش سال گذشته به ناتمام ماندن مسیر(گشایش) اشاره‌ای نشد؟.

 

با آقای ابوالفضل زمانی(سرپرست برنامه) آشنائی دارم و شخصیت ایشان و دو عضو دیگر تیم را جدای از " لمپن های متعصب و دشمن نقد"  می دانم. برایم روشن است که ابوالفضل زمانی به خوبی می داند طرح چند سوال ساده در یک وبلاگ هیچ ربطی به ارائه گزارش کامل برنامه ندارد و هر زمان که صلاح بداند به این پرسش ها پاسخ خواهد داد.

 

تجربیات گذشته کافی ست ... برای این پست ، کامنت هیچ یک از لمپن ها و آن کسانی که همچنان از خشم به خود می پیجند و تهمت می زنند نمایش داده نخواهد شد.

 

 

اما واقعا مشکل این آدم ها در چیست؟ و چرا تا این اندازه از نقد و حتی طرح چند سوال ساده می ترسند؟ بار دیگر پرسش های خود را از برنامه ای که چندی پیش و با عنوان گشایش مسیر نو در دره یخار انجام گرفت تکرار می کنم:
در برنامه‌ی سال گذشته نیز دوستان ادعای گشایش مسیر نو در دره‌ی یخار داشتند . در واقع، بعد از شکست در اجرای کامل برنامه(نرسیدن به قله) بیشترین مانور تبلیغاتی و تاکید هنگام ارائه گزارش، به گشایش یک مسیر نو بود. حالا پرسشی که بناگزیر مطرح می‌شود: این گشایش مسیر ، همان قبلی است؟ جدید است؟ دقیقا همان قبلی است که فقط با صعود قله همراه است؟  قبلی کامل نبود، این کامل شده است؟ و اگر آری ... چرا در گزارش سال گذشته به ناتمام ماندن مسیر(گشایش) اشاره‌ای نشد؟

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٤:۱٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩٤
    پيام ها    +


حمید شفقی: تجربه تغییر و اولین نامزدی ایران برای کلنگ طلائی

 

 

" ... شعارمان در این برنامه تغییر بود . تغییر خیلی از چیزها . تغییر از حالت لشکرکشی هایی که قبلاً برای یک گشایش و یا حتی صعود انجام می شد . انتخاب نفرات کم و کارآمد یکی از فاکتورهای با ارزش بودن یک گشایش می باشد چون فشار بیشتری به نفرات وارد آمده و کل کار توسط نفرات محدودی انجام می شود . چیزی که قبلاً تجربه آن را در آلپ ها کسب کرده بودیم و دو نفری توانستیم صعودهایی با کیفیت انجام دهیم . فاکتور دیگری که در تغییر در نظر گرفتیم گشایش مسیر بود . اما این گشایش نیز در دل خود تغییر داشت . این گشایش قرار بود بر روی دیواره ای انجام شود که از لحاظ سختی و صعب العبور بودن زبانزد است . مسیر گشایش شده در این دیواره مطمئناً درجه سختی بالایی خواهد داشت و نفرات تیم باید بتوانند مسیر گشایش شده را جهت اثبات مناسب بودن مسیر ، صعود کنند . تغییر دیگر مستند سازی کار بود . چیزی که عمدتاً ضعف ما محسوب می شد . عدم ثبت مناسب لحظات صعود و گشایش مسیر و ناتوانی در نشان دادن کامل این رشته ورزشی دلیلی بود تا از مدتها قبل فکر ما را به خود مشغول سازد . ما در این برنامه روزهای کاری پرتلاشی را فقط جهت مستند سازی کار انجام شده اختصاص دادیم . بله ما توانستیم تجربه تغییر را در این برنامه تجربه کنیم ..."

 

متن کامل را در وبلاگ حمید شفقی بخوانید

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٤
    پيام ها    +


سه شنبه 18 اسفند : دعوت به نشست انجمن کوه نوردان

 

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٦:٢٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٤
    پيام ها    +


دنیای ضرب المثل های فارسی ...

 

دیگی که برا من نجوشه ... میخوام کله سگ توش بجوشه!!

 

 

تاویل کوه‌نوردی ایرانی ...  "برنامه‌ای که من در اون شرکت کرده باشم: افتخار ملی و حتما لایق کلنگ طلایی و گوشواره‌ی نقره‌ای و کارابین الماس نشان و غیره است ... اما برنامه‌ای که من در اون شرکت نکرده باشم : میخوام که کله‌ی سگ توش بجوشه!!"  چشمکچشمکچشمک





  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٥:٠٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٤
    پيام ها    +


صعود زمستانی نانگاپاربات/ سامان نعمتی و عیسی میرشکاری در یک قاب!

 انتخاب قله‌ی بلندتر : انسانیت

 

 

عزیز حبیبی در وبلاگ بیواک:

 1- جمعه 7 اسفند اولین صعود زمستانی نانگاپاربات توسط الکس تکسیکون، علی سدپارا و سیمونه مورو انجام شد. این صعود می توانست زمستان گذشته هم انجام شود. سال گذشته، روز صعود قله؛ آلکس تکسیکون، دانیل ناردی و علی سدپارا؛ خیلی زود استارت زدند، علی راهنمای تیم بود. آنها 400 - 300 متر صعود کردند، با روشن شدن هوا متوجه شدند که مسیر را اشتباه رفته اند، ناگزیر به کمپ 4 برگشتند تا فردا عازم قله شوند. الکس تکسیکون هوشیار بود و مراقب! صبح روز بعد وقتی که برای صعود آماده می شدند آلکس متوحه شد که علی دارد دستکش ها را به پا می کند و جوراب ها را به دست!! الکس می توانست علی را همانجا بگذارد و با همنوردش قله را صعود کند و اولین صعود زمستانی نانگاپاربات را همان سال گذشته رقم زند. اما او قله بلندتری را انتخاب کرد، درنگ نکرد، بلافاصله تیم را به پایین هدایت کرد و علی سدپارا، این کوهنورد "ادم" شده پاکستانی را، از مرگ حتمی نجات داد. علی زنده ماند تا امسال با انرژی مضاعف همراه با الکس تکسیکون و سیمونه مورو اولین صعود زمستانی نانگاپاربات را به ثمر برساند. حالا علی سدپارا، اولین پاکستانی است که اولین صعود زمستانی یک قله 8000 متری را انجام داده است.

2 – تیم ایرانی نانگاپاربات در تابستان سال 87 همنورد خود سامان نعمتی را در نیمه راه با حالی نه چندان خوب رها کرد. سامان ناپدید شد اما تیم آنطور که خود می گوید به قله رسید و روز بعد در بیس کمپ، و با اطلاع از فقدان سامان، صعود مرگبار خود را جشن گرفت.

3 – تیم ایرانی ماناسلو در بهار سال 90 همنورد خود عیسی میر شکاری را در ادم کامل در کمپ 4 رها کرد. تیم به قله رسید اما در برگشت، عیسی را در شرف مرگ یافت. عیسی میرشکاری روز بعد دیگر طلوع نکرد.

 

از وبلاگ بیواک

 

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٠٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ اسفند ۱۳٩٤
    پيام ها    +


انسانم آرزوست ...

 

... شرایط مصدوم و محل قرار گرفتن آن به صورتی بود که باید پایین تر از او می‌نشستیم تا در شیب تند مسیر نلغزد و پایین نرود، به همین دلیل تحرکمان کم بود و پای‌مان  در کفش 3 پوش سرد شده بود. دستانم هم بی حس بود. ناگهان دو نور را دیدیم. دو همنورد از باشگاه دماوند بودند. رسیدند و مصدوم را دیدند. یکی از آن‌ها کیسه بیواکی را داد و گفت " ما برنامه‌مون یک روزس و تایم‌مون باید تو 24 ساعت باشه... از ما که واسه این کاری بر نمیاد...ما می‌ریم" و رفتند...

 

از متن گزارش نیما اسکندری

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٤
    پيام ها    +


حادثه ی دماوند: سقوط اخلاق و انسانیت، تا کجا ؟!

جمعه 7 اسفند 94 مسیر جنوبی قله‌ی دماوند شاهد حادثه‌ای تلخ و دردناک برای یک بانوی کوه‌نورد بود . نیما اسکندری در وبلاگ خود گزارشی از این حادثه را همراه با جزئیات منتشر کرده است. او به همراه پرستو ابریشمی و چهار دوست دیگر (در قالب یک تیم) مجروح خونین را در ارتفاع نزدیک پنج هزار متر و در موقعیتی بسیار دشوار (شیب یخ زده) دیده و با هدف کمک و امداد در کنارش می‌مانند و کلیه‌ی اقدامات لازم و ضروری را برای نجات او از آن ارتفاع سرد و مرگبار انجام می‌دهند. نیما اسکندری و پرستو ابریشمی ، جمعه 7 اسفند برای نجات یک بانوی کوه‌نورد، مرزهای " ایثار و فداکاری و انسانیت "در این ورزش را به نمایش می‌گذارند. اما ...

اما در گزارش نیما اشاره به نکته‌ای غیرقابل درک و تکان‌دهنده در فرهنگ و نگرش پاره‌ای از کوه‌نوردان این سرزمین وجود دارد که به ساده‌گی نمی توان آن را نادیده گرفت: دو کوه‌نورد عضو باشگاه کوه‌نوردی و اسکی دماوند به آنها می‌رسند ... مجروح خونین در آن موقعیت را می‌بینند و ... به راحتی از نگرانی "تایم" برنامه‌ی یک روزشان سخن می‌گویند و بعد ... می‌روند... به همین ساده‌گی!! ... 

" ما برنامه‌مون یک روزس و تایم‌مون باید تو 24 ساعت باشه... از ما که واسه این کاری بر نمیاد...ما می‌ریم" و رفتند ...

 
به راستی سقوط مرزهای اخلاق و انسانیت در این ورزش را باید تا به کجا شاهد باشیم؟ ... آیا مدیران باشگاه دماوند نباید بررسی و رسیده‌گی به این گونه رفتارهای  دو عضو خود را در دستور کار قرار دهند؟ ... آیا برخورد این دو کوه‌نورد و آن دیگرانی که بنا به گزارش نیما نشستند و تماشا کردند و برای کمک بالا نیامدند ، از ضرورتی جدی برای پرداختن بیشتر به مسایل فرهنگی و انسانی در این ورزش حکایت ندارد؟

گزارش نیما را بخوانید:

" ...خانم ابریشمی صدایی را شنیده بود و گفت " نیما صدا میاد..." صدا قطع شد. دوباره صدای ضعیفی آمد."کمک" . هیچ کس اینجا نبود. نمی دانستیم صدا از کجا می آید. به سرعت به سمت صدا که از یال سنگی سمت چپ می آمد رفتیم. تاریک شده بود. فریاد زدم "نور بده....چراغ بده نمی بینمت" دوباره فریاد زد" کمک" . به سمتش رفتیم. ابتدا کامران رسید. از نور چراغ او محل دقیقشان را دیدیم .مرد جوانی در تاریکی نشسته بود و زار می زد و اشک می ریخت. یا عصبانیت گفتم اینجا چه کار داری؟ گفت من همونم که قله با هم بودیم.... گفتم پس دختره؟ گفت اینجاس....تازه کنارشان رسیدم. دختر جوانی که روی قله کنارمان بود از روی شیبی تند و یخ زده سقوط  کرده بود و با سرعت زیادی در انتهای این مسیر یخ زده به مورن های مسیر برخورد کرده بود و 200 تا 300 متر هم روی آنها سقوط کرده بود. خون یخ زده اش روی سنگ های اطراف پخش شده بود و سر و صورتش غرقه به خون بود.چشم هایش نیمه باز بود و کمر و بدنش در یک راستا نبود و مشخص بود که کمرش آسیب جدی دیده. تنفسی نا منظم داشت و با هر دم و بازدمی فقط ناله ای کوتاه می کرد. در شیب تندی قرار داشت و پسر جوانی که همراهش بود پایین تر از او نشسته بود تا جلوی سُر خوردنش را بگیرد. هیچ کدامشان وسیله ای همراه نداشتند و همراه این خانم هم هنگامی که سعی داشته خودش را به او برساند سقوط کرده بود و کوله و چراغ پیشانیش را از دست داده بود. هنوز هم از شوک سقوط خارج نشده بود و فقط :رزا...رزا " می کرد و اشک می ریخت و حرف های نامفهومی می زد. هوا کاملاَ تاریک شده بود. باید کاری می کردیم وگرنه هر دو آنها را از دست می دادیم. تمام لباس هایمان(پر و گورتکس) را دور مصدوم پیچیدیم و پتوی نجاتی را هم به آن اضافه کردیم که حداقل تا رسیدن تیم امداد دچار هایپوترمی نشود.چراغ بارگاه سوم را می دیدیم. به آقایان مهدی شیرازی و وحید بهرامی و دکتر مساعدیان زنگ زدیم و آنها را در جریان حادثه قرار دادیم. آقای مساعدیان گفتند که امکان پرواز هلیکوپتر در شب وجود ندارد و باید شرایط را تا صبح روز بعد مدیریت کنید. آقای میر نوری و آبادیخواه هم تماس گرفتند . باید خیلی سریع کاری می کردیم. به مهدی الف استوار و آرش تعلیم خانی گفتم سریع خودتان را به بارگاه سوم برسانید و چند نفر تازه نفس را همراه با برانکارد و کیسه خواب و طناب به سمت ما بفرستید. سرمای هوا به راحتی به 30- می رسید و تحمل شرایط با پلار و گورتکس غیر ممکن بود. نام همراه رزا علیرضا بود و می گفت در ناحیه پا هیچ حسی ندارد.خانم ابریشمی و من فقط تلفن می زدیم و پیگر برانکارد بودیم. فقط می لرزیدیم و خدا خدا می کردیم زودتر تیم برسد. اگر روی آسیب نخاعی مصدوم شک نداشتم نوبتی او را کول می کردیم و پایین می بردیم اما وضعیت کمرش به نظرم خوب نبود. محمد رضا مختاری نفر دیگر تیم ما هم به شدت می لرزید و 3 ساعت تمام با یک پلار و گورتکس در این سرما در ارتفاع 4930متر باقی مانده بودو کاپشن پرش را روی مصدوم انداخته بود. به او هم گفتم به سمت پایین برود. خبر رسید دو نفر از دوستان باشگاه دماوند مسیر شمالی را یک روزه صعود کرده اند و در مسیر بازگشت از جنوبی هستند و می توانند کمک کنند. پرستو فریاد می زد و تا بلکه صدایمان را بشنوند. از آمدن همه نا امید شده بودم. چند چراغ را دیدم که از پناهگاه به سمت ما آمدند و دوباره به سمت پناهگاه برگشتند. به آقای شیرازی زنگ زدم" آقای شیرازی  تیمی نیامد... امشب نیان کار ما هم تمومه این بالا و ..." گفتند" چند تیم بالا آمده و الان دوباره پیگیری می کنند". شرایط مصدوم و محل قرار گرفتن آن به صورتی بود که باید پایین تر از او می نشستیم تا در شیب تند مسیر نلغزد و پایین نرود، به همین دلیل تحرکمان کم بود و پای مان  در کفش 3 پوش سرد شده بود. دستانم هم بی حس بود. ناگهان دو نور را دیدیم. دو همنورد از باشگاه دماوند(ح .م و ا.خ) بودند. رسیدند و مصدوم را دیدند. یکی از آن ها کیسه بیواکی را داد و گفت " ما برناممون یک روزس و تایممون باید تو 24 ساعت باشه... از ما که واسه این کاری بر نمیاد...ما می ریم" و رفتند.گیج و منگ این حرف ها بودم.کلمات در مغرم می چرخید. تایم،صعود یک روزه و جان این دختر که تنها امیدش ما بودیم و اینقدر راحت نادیده اش می گرفتند. ای کاش این حرف را نمی زدند. ای کاش می گفتند خسته ایم و سرمازده و نمی توانیم بمانیم. ای کاش حد اقل کاپشن پرشان را به امانت به پرستو و کامران می دادند. نگاه هایمان با بچه ها در هم گره خورد. نیازی به کلامی نبود. آقای شیرازی زنگ زدند و گفتند تیم داره میاد بالا...ساعت از 22 گذشته بود و مشغول فریاد "کمک ...کمک" بودم که دیدم نوری با سرعت زیاد به سمتم می آید. حسین صالحی بود. حسین تویی؟ برانکاردت کو؟  گفت در بارگاه برانکارد نبوده و باید با اسکی برانکارد درست کنیم. گفتم تنها اومدی؟ گفت نه یکی از دوستان مصدوم هم هست. ساعت 23:30 نفردوم(میلاد و از دوستان مصدوم) هم رسید . سرما امانمان را بریده بود. کیسه خواب آورده بود. با احتیاط رزا را در کیسه خواب گذاشتیم. زحمت ساخت برانکارد با حسین بود و دستان یخ زده ی ما نمی توانست کمکی بکند.به آرامی او را روی برانکارد(اسکی) گذاشتیم. در همین موقع عباس بیاتی هم رسید. این همه تماس و التماس برای تیم امداد نتیجه اش همین سه نفر بود. از حسین پرسیدم "حسین بارگاه کسی نیست؟ " گفت" شلوغه" پرسیدم  بقیه؟ گفت کسی نیومد... عباس نسکافه داغی به تیم داد و یادآوری کرد که این یک امداد خود جوش است و ممکن است خطراتی برای مصدوم و تیم امداد به وجود بیاید اما چون ماندن مصدوم در این شرایط و این سرما خطرناک است با رضایت همراه او اقدام به این کار می کنیم. رزا را به آرامی بلند کردیم و به سمت یخچال بردیم. کامران علیزاده علیرضا را که کرامپون نداشت  به سمت پایین برد و قرار شد هنگامی که به پناهگاه رسید عده ای را برای کمک به اول یخچال  بفرستد. من و عباس طناب پایین بسکت را به بدنمان وصل کردیم و حسین و پرستو قسمت بالا را و به آرامی او را روی برف یخ زده یخچال گذاشتیم و به سمت پایین حرکت دادیم. میلاد هم 20 متر پایین تر حرکت می کرد و مسیر را مشخص می کرد. با دقت فراوان از یخچال جنوبی فرود آمدیم. تمام چشمم به بارگاه سوم بود که الان بقیه ما را ببینند حد اقل برای بردن رزا از پله ها خواهند آمد... کسی نیامد و همین که مصدوم را داخل بردیم سیلی از مشتاقان موبایل به دست به سمت مان آمدند و مشغول عکاسی شدند. اینجا حد اقل 100 کوهنورد بودند و از این همه فقط حسین و عباس آمدند.  نگاهی به پرستو کردم. این زن با آن صورت کبود از سرما از خیلی از مرد های موبایل به دست و تماشاچی مرد تر بود و بعد از این همه فشار جسمی صعود یک روزه از 6 عصر تا الان ایستاد و لرزید و دم نزد ..." 




 متن کامل را در وبلاگ نیما اسکندری ( دوبی سل ) بخوانید

 

 

 

 پی‌نوشت:

شرم‌شان باد ... آن کوه‌نوردان مشتاق موبایل به دست در پناهگاه جنوبی ... شرم‌شان باد ... جز این چیز دیگری نمی‌توان گفت ...

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:۳٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٠ اسفند ۱۳٩٤
    پيام ها    +


دیدگاه انتقادی: فدراسیون کوه نوردی و مشکلات پناهگاه جنوبی دماوند

محمد رضا احمدیان:

 

توضیح و سوال من  از دکتر مساعدیان در مورد مشکلات پناهگاه جنوبی دماوند!
بعد از حادثه جنوبی دماوند

بنده،  حمید منوچهری، محمدرضا رضایی به طور داوطلبانه ازتهران در سال گذشته برای جستجو و نجات کاپیتان سلیمانی( که اظهار کرده بودند که در کافر دره زمین گیر شده است) به قله دماوند اعزام شدیم طی مکالمه با شما و حامد ارشدی فرد در مورد امکانات و تجهیزات موجود در بارگاه سوم ( هتل دماوند ننگ محیط زیستی فدراسیون کوه نوردی) شما اظهار بی اطلاعی کرده و فرمودید همه چی بردارید!
تجهیزات همراه ما :
هارنس
هلمت
50 متر طناب
تسمه کارگاهی
کارابین
قرقره و قرقره یک طرفه
یومار
پروسیک


علت برداشتن این تجهیزات به خاطر احتمال بالاکشی از کافر دره و انتقال به برفچال جنوبی و انتقال به بارگاه سوم ... بعد از رسیدن به پیکر بی جان کاپیتان سلیمانی و انتقال به بارگاه سوم و بعد از آن انتقال به قرارگاه پلور خدمت آقای حسین پور ( مسئول قرارگاه پلور) ، جلال (مسئول بارگاه سوم) ، جنابعالی و حامد ارشدی فر عرض کردم تجهیزاتی که باید در بارگاه سوم همیشه باید موجود باشد:
برانکارد سورتمه ای
برانکارد اورست (کنگ)
طناب استاتیک
هارنس نجات+متعلقات
تجهیزات بالا کشی
چند بسکت
برانکارد حمل معمولی برزنتی
 و...

حتی یک بسکت هم وجود نداشته!

ولی در برنامه نجات روز جمعه هیچ کدوم از اینها موجود نبوده!
اگر حسین صالحی با اسکی نبود معلوم نبود چه بلایی سر مصدوم می آمد؟!
و حتی امکان انتقال نبود!
اگر هم بود  امکان آسیب های "بسیار بسیار" جدی تر بود!  
"آقای مساعدیان و مسولین فدراسیون کوه نوردی واقع بین باشید "

پناهگاه فقط جای خواب نیست! 


حالا سوال من! ... پاسخگو کیست!؟

 

با احترام

محمدرضا احمدیان

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:۳٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٠ اسفند ۱۳٩٤
    پيام ها    +


امداد و نجات در کوه دماوند

پرستو ابریشمی: پریشب به قصد صعود یک روزه دماوند از یال ملاخوران ساعت 2.20 دقیقه از پای کار استارت کردیم. من و کامران علیزاده همراه با نیما اسکندری سرپرست برنامه کلا 6 نفر بودیم. همه چی عالی بود. مسیر ملاخوران را نرفته بودم. در حقیقت یال جنوب جنوب شرقی دماوند است و فاقد جان پناه. 300 متری قله کرامپون لازم داشت و شیب تا 45 درجه می رسید. روی قله رسیدیم سرمای وحشتناکی بود. از مسیر برفچال با کلنگ و کرامپون با احتیاط پایین می آمدیم. تیم خسته بود ولی خوشحال. همه صعود کردیم. ناگهان از روی یال صدای کمک شنیدیم. فکر کردیم اشتباه می کنیم. سریع شروع به صعود و تراورس کردیم و با صحنه وحشتناکی روبرو شدیم. یک نفر از برفچال سقوط و پس از نزدیک به 200 متر سر خوردن روی سنگ ها در وضعیت خیلی بدی بود. سریع تمام لباسهایمان، تمام لباس های پر و پتوهای نجات را دورش پیچیدیم و تماس با دکتر مساعدیان و محمود میرنوری و مهدی شیرازی، وحید بهرامی.  تنها سه نفر از بارگاه 3 پی از تماس های بی شمار ما برای امداد آمدند. یکی از دوستان مصدوم. حسین صالحی و عباس بیاتی.
من ، کامران علیزاده و نیما اسکندری پس از 5ساعت بیواک در ارتفاع 4950. بالاخره با کمک چند نفری که نام بردم مصدوم را بسکت و در حال حاضر منتظر بالگرد در بارگاه سه هستیم. مصدوم شکستگی های زیاد دارد و حال خوبی ندارد. دکتر مساعدیان در حال هماهنگی برای بالگرد هستند. حال ما خوبه. مختصر دچار سرمازدگی شدیم که چیز مهمی نیست.

 

نقل از پیج کوه نویسان در تلگرام

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ اسفند ۱۳٩٤
    پيام ها    +


و سرانجام... نخستین صعود زمستانی نانگاپاربات انجام شد

explorersweb

امروز 26 فوریه 2016 ... سرانجام نخستین صعود زمستانی قله ی سرسخت نانگاپاربات انجام شد . تبریک به  سیمونه مورو  و آلکس تکسیکون و علی سدپارا  برای این تلاش و موفقیت بزرگ و تاریخی.

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۸ اسفند ۱۳٩٤
    پيام ها    +


رضا زارعی : پناهگاه جدید در ارتفاعات ساخته نمی شود

رئیس فدراسیون کوه نوردی کشور گفت: به هیچ عنوان دنبال ساخت پناهگاه جدید در ارتفاعات کشور نیستیم.

 

به گزارش ایرنا رضا زارعی روز چهارشنبه در مجمع سالانه هیات کوه نوردی و صعودهای ورزشی استان همدان اظهار کرد: نیاز است در زمینه حفظ و نگهداری پناهگاه در سطح استان های کشور کمک کنیم و این پناهگاه هایی که با هزینه بیت المال احداث شده را تخریب نکنیم.


وی اضافه کرد: پناهگاه های خوبی در ارتفاعات استان ها داریم که به همت کوه نوردان و دوستداران کوه نوردی احداث شده و انتظار می رود در حفظ آن کوشا باشید.


وی در ادامه با تاکید بر اینکه کوه نوردان و سنگ نوردان باید اختلافات گذشته را فراموش کنند، بیان داشت: اینکه گفته می شود هیات و فدراسیون به سنگ نوردی یا کوه نوردی توجه بیشتری دارد کذب محض است و در واقع به هر دو بخش نگاه ویژه ای داریم.


زارعی به میزبانی ایران در مسابقات آسیایی سال آینده اشاره کرد و افزود: در جریان برگزاری مجمع اتحادیه جهانی سنگ نوردی در شهر بادن سوئیس، کشورمان در فرآیند انتخابات به عنوان میزبان اجلاس جهانی سنگ نوردی سال 2016 و میزبان مسابقات آسیایی نوجوانان و جوانان برگزیده شد که این یک فرصت مناسب برای معرفی سنگ نوردان جوان به ورزش کشور است.

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٠۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٦ اسفند ۱۳٩٤
    پيام ها    +


هواپیمای مسافربری نپال در کوه‌های هیمالیا ناپدید شد

شرکت هواپیمایی تارا ایر اعلام کرد: یک فروند هواپیمای مسافربری با ۲۱ سرنشین امروز چهارشنبه در مناطق کوهستانی هیمالیا در نپال ناپدید شده است.

 به نقل از خبرگزاری فرانسه، شرکت هواپیمایی تارا ایر ضمن اعلام خبر ناپدید شدن یک فروند هواپیمای مسافربری با 21 سرنشین در منطقه کوهستانی هیمالیا در نپال، افزود: بالگردهای امداد و نجات برای یافتن این هواپیمای ناپدید شده به منطقه اعزام شده اند.

ارتباط این هواپیما 8 دقیقه پس از برخاستن از فرودگاه شهر پوخارا در غرب نپال، با برج کنترل قطع شده است. سخنگوی شرکت تارا ایر در این باره گفت: 18 مسافر شامل دو تبعه خارجی و 3 خدمه در این هواپیما حضور داشته اند.

نپال که هنوز با تبعات ناشی از زلزله شدید آوریل سال گذشته روبرو است، طی سال های اخیر با فجایع هوایی زیادی روبرو شده که تاثیر منفی مهمی بر صنعت گردشگری این کشور داشته است.

علت اصلی بسیاری از حوادث هواپیمایی در نپال، وجود خلبان های بی تجربه، ضعف مدیریت و فقدان تعمیر و نگهداری مناسب است.

بخش هواپیمایی نپال در سال 2013 میلادی با انتقادات شدید مقام های بین المللی روبرو شده و اتحادیه اروپا پرواز کلیه هواپیماهای نپال در کشورهای عضو خود را ممنوع کرده است.

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ اسفند ۱۳٩٤
    پيام ها    +


گرمای دیروز تهران رکورد ۶۰ سال گذشته را شکست

مدیرکل پیش‌بینی و هشدار سریع سازمان هواشناسی کشور به افزایش بی‌سابقه دمای روز گذشته (سه‌شنبه) تهران تا ۲۴ درجه بالای صفر اشاره کرد و گفت: این افزایش دما در چنین تاریخی در ۶۰ سال اخیر بی‌سابقه بوده و یک رکورد محسوب می‌شود.

وی با بیان این مطلب افزود: افزایش دمایی که در روز 4 اسفند در استان تهران ثبت شد در طول 6 دهه اخیر کشور، در چنین روزی بی‌سابقه بوده است.

وی این افزایش دما را یک رکورد عنوان کرد و گفت:‌ علت این موضوع می‌تواند عبور موج هوای گرم از جنوب کشور باشد که منجر به پدیده گرد و غبار و همچنین افزایش دما شد؛ البته گرمایش جهانی نیز یکی دیگر از علت‌های این افزایش دما است.

مدیرکل پیش‌بینی و هشدار سریع سازمان هواشناسی کشور همچنین به بررسی گرم‌تر شدن دی ماه‌های کشور در طول 50 سال اخیر اشاره کرد و افزود: بنابر بررسی‌های انجام گرفته دمای دی ماه سال 94 نسبت به زمان بلندمدت در کشور، گرمتر از بقیه سال‌ها بوده  است.

وظیفه تصریح کرد: میانگین عددی طی  مدت زمان 50 الی 60 سال گذشته یعنی بلندمدت نشان می‌دهد که دی ماه امسال افزایش دما را در کشور داشته‌ایم که این مهم از نیم تا 4 درجه بوده است.تسنیم

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٢٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ اسفند ۱۳٩٤
    پيام ها    +


مسیر تجربه تغییر ، نامزد کلنگ طلایی 2016

.

مسیر تجربه تغییر در ماداگاسکار برای اولین بار ، صعودهای ایرانیان را به میز انتخاب کلنگ طلایی برد .

مسیر تجربه تغییر ، The Change Experience  همانطور که نویدش را داده بودیم منشا تغییرات زیادی در دیواره نوردی و کار فنی ایرانیان در مقیاس جهانی بوده است . بیش از 5k بازدید کننده در لینک Youtube و بازتاب آن در نشریات مختلف نشان از کار بزرگی بود که این تیم سه نفره (حمید شفقی ، حسن گرامی و فرشاد میجوجی ) توانست با حداقل امکانات انجام دهد .

جایزه کلنگ طلایی ، یکی از معتبرترین جوایز کوه نوردی در دنیا است که هر ساله به برترین صعودها اختصاص می گیرد . جالب است بدانید که هنوز با قرض ها و بدهکاریهای برنامه افریقا سرو کله می زنیم اما برنامه ریزی خوب ما و ارائه خوبی از کار انجام شده و البته کیفیت و خوش نامی کار توانست این برنامه را به اینجا برساند .حتی نامزد شدن برای چنین انتخابی ، افتخاری بزرگ برای کار فنی در ایران می باشد و ما خوشحالیم که توانستیم این اعتبار را برای دیواره نوردی ایران جذب کنیم ...

  

متن کامل را در وبلاگ حمید شفقی بخوانید

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:۱٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳ اسفند ۱۳٩٤
    پيام ها    +


نیما اسکندری: گزارش صعود زمستانی خط الراس اَشتر- سکه نو

 

" به بالای خرسنگ شمالی رسیدیم. می دانستم که فرود از خرسنگ شمالی تا گردنه ی پایین آن به صورت دست به سنگ است. یکبار در تابستان از آن عبور کرده بودم. به آرامی و با دقت مشغول فرود رفتن شدیم.پس از چند متر فرود باید از قسمتی باریک بالا می رفتیم. سمت راست آن بهمنی بزرگ خوابیده بود و سمت چپ آن صخره ای بود. تا بالای زانو در برف فرومی رفتم.حالا نوبت فرود پرشیب ترین قسمت مسیر بود. برف کم عمقی روی سنگ های مسیر را گرفته بود. نه می شد جا پا درست کرد و نه می شد گیره گرفت. باز هم تبر بود که به داد می رسید. بالاخره تمام شد و به پایین رسیدم. محسن و مهدی هم آمدند و به گردنه ی پایین خرسنگ شمالی رفتیم و مشغول استراحت شدیم..."

 

متن کامل را در وبلاگ دوبی سل بخوانید

 

 

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٠٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳ اسفند ۱۳٩٤
    پيام ها    +


آغاز تنهایی زاگرس

۱۰ سال همکاری سازمان ملل متحد و ایران برای حفاظت و توسعه پایدار زاگرس پایان یافت

 

گری لوئیس، نماینده سازمان ملل در تهران، دوشنبه ۲۶ بهمن تفاهم‌نامه تحویل پروژه توسعه پایدار زاگرس را به امضا رساند و این تمدن غنی فلات ایران را تمام و کمال به دولت ایران و سازمان محیط زیست واگذار کرد.

۹ میلیون و ۸۰۰ هزار دلار بودجه این پروژه از سوی سازمان تسهیلات محیط زیست جهانی (GEF) و یک میلیون دلار آن از سوی ایران تأمین شده بود.

نماینده سازمان ملل علت جدایی سازمان ملل از این پروژه را «نشانه‌های موفقیتی» عنوان کرد که این سازمان از جانب دولت ایران مشاهده کرده است.

نشانه‌های موفقیت؟

اهدف پروژه حفاظت از زاگرس که با مشارکت سازمان حفاظت محیط زیست ایران، برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP) و تسهیلات محیط زیست جهانی (GEF) در سال ۱۳۸۵ پاگرفت، خلق روش‌های نوین در مدیریت منابع طبیعی این منطقه، توجه به جوامع محلی و بومی ساکن در زاگرس، توسعه پایدار و همچنین حفاظت از تنوع زیستی در زاگرس بوده است.

باتوجه به اهداف مذکور حتی در خوشبینانه‌ترین حالت نیز نشانه‌های چندانی از موفقیت نمی‌توان مشاهده کرد.

سال گذشته مسئولان این پروژه خود اذعان داشتند که پس از گذشت یک دهه از آغاز آن، تنها حدود ۱۰ درصد پیشرفت در اهداف این پروژه حاصل شده است. البته در آن زمان جزئیاتی از همین پیشرفت اندک نیز ارائه نشد.

پروژه حفاظت از زاگرس محدوده‌ای به وسعت دو میلیون و ۵۰۰ هزار هکتار را زیر پوشش قرار می‌داد. وسعتی که شامل استان چهارمحال و بختیاری، مناطق وسیعی از کهگیلویه و بویر احمد، اقلید و مرودشت در استان فارس و سمیرم در استان اصفهان است.

عروس سیاه بخت زاگرس

زاگرس را «برج آب» ایران می‌نامند، منطقه‌ای که مهم‌ترین ذخیره‌گاه‌ طبیعی ایران است و ۵۰ درصد آب شیرین مورد نیاز کشور را تأمین می‌کند. سالیان دراز دشت‌های جنوبی و مرکزی ایران با سرچشمه‌های رودزای همین فلات غربی ایران سیراب می‌شد و همین رودخانه‌ها بودند که جنگل‌ها و مراتع بی‌شمار زاگرس را رقم می‌زدند. از این روست که به زاگرس در طی تاریخ لقب عروس ایران داده‌اند.

اما اکنون از این عروس دیگر خبری نیست. به سبب سدسازی‌های گسترده و بی‌منطق، افزایش بی‌رویه استفاده از منابع و سفره‌های زیرزمینی، حفر هزاران چاه غیر مجاز کشاورزی و آلودگی رودخانه‌ها و منابع آبی با انواع پساب و فاضلاب، اکثر استان‌های حوزه زاگرس با «تنش آبی شدید» مواجه شدند.

خشکسالی به بارآمده در زاگرس، پوشش گیاهی و جنگل‌های این منطقه را نیز بی‌نصیب نگذاشت. علاوه بر خشکسالی، شش سال می‌گذرد که آفتی به نام ویروس ذغالی به جان جنگل‌های زاگرس افتاده است و دولت‌های دهم و یازدهم نیز برای آفت‌کشی و مقابله با آن کاری از پیش نبرده‌اند.

به گزارش سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری، بیش از یک میلیون و ۴۰۰ هزار هکتار از جنگل‌های بلوط زاگرس در پی‌ خشکسالی و شیوع ویروس ذغالی خشک شده و از بین رفته‌اند.

همچنین ۱۴ گونه‌ گیاهی کمیاب تنها در پنج سال گذشته در استان چهارمحال و بختیاری منقرض شدند.

جنگل‌های زاگرس با شش میلیون هکتار مساحت، ۴۰‌ درصد جنگل‌های ایران را تشکیل می‌دهند. جنگل‌هایی که اینک بخش عمده‌ای از آن در سیر قهقرایی محیط زیست ایران به بیابان تغییر شکل یافتند.

 

 رادیو زمانه

 


  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:٥٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ اسفند ۱۳٩٤
    پيام ها    +