برای آخر هفته: پیش‌بینی بارش برف در ارتفاعات کشور

مدیرکل پیش‌بینی و هشدار سریع سازمان هواشناسی کشور ضمن اشاره به ورود سامانه بارشی به کشور، از بارش تگرگ در مناطق مستعد و بارش برف در ارتفاعات کشور در روز پنج‌شنبه و جمعه خبر داد.            

 

به گزارش پارس ، احد وظیفه ، با اشاره به اینکه امروز(چهارشنبه) سامانه بارشی از سمت غرب وارد کشور خواهد شد، گفت: بر اساس تحلیل آخرین داده‌ها و نقشه‌های پیش‌یابی هواشناسی، در برخی نقاط غرب و شمال غرب ابرناکی، بارش باران، گاهی رعد و برق و وزش باد پیش‌بینی می‌شود.

وی در ادامه افزود: در روز چهارشنبه علاوه بر مناطق فوق، شاهد گسترش فعالیت این سامانه در نواحی مرکزی، سواحل غربی دریای خزر، استان‌های واقع در دامنه‌های جنوبی البرز و دامنه‌های زاگرس مرکزی نیز خواهیم بود.

مدیر کل پیش‌بینی و هشدارسریع سازمان هواشناسی کشور با بیان اینکه در روز پنج‌شنبه این سامانه بارشی ضمن تقویت در نیمه غربی کشور نیز فعال خواهد بود، اظهار کرد: به موجب آن ابرناکی، رگبار و رعد و برق، وزش باد، در نواحی مستعد بارش تگرگ و در ارتفاعات بارش برف پیش‌بینی می‌شود.

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٥:٠۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳٠ مهر ۱۳٩٤
    پيام ها    +


قصه ی هزار و یک شب ...

 

میان ما سرگردانی بیابان هاست

بی چراغی شب ها

بستر خاکی غربت ها

فراموشی آتش هاست.

میان ما

"هزار و یک شب" جست و جوهاست ...

 

شعر: سهراب سپهری

عکس: فرامرز نصیری

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٤:٥٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳٠ مهر ۱۳٩٤
    پيام ها    +


علیپور ... قهرمانی با کفش های پاره!!

 

جام جهانی سنگنوردی در چین برگزار شد و رضا علیپور از ایران در رشته سرعت به عنوان قهرمانی دست یافت.

در این ماده، لیبور هورزا از جمهوری چک نایب قهرمان شد و مدال برنز به نماینده فرانسه رسید. ​مرتضی محمدی دیگر شرکت کننده ایران در رده دوازدهم قرارگرفت. در این ماده ۲۱ سنگنورد حضور داشتند که چین با پنج نماینده و روسیه با چهار شرکت کننده از کسب مدال بازماندند.

علیپور ۲۱ ساله موفقیت‌های متعددی در سال‌های گذشته کسب کرده. او دارنده مدال برنز سال ۲۰۱۴ جهان در اسپانیاست. در آن رقابت‌ها پس از نمایندگان اوکراین و روسیه در رده سوم قرار گرفته بود.

رضا علیپور در جام جهانی ۲۰۱۴ فرانسه ضمن شکستن رکورد ملی، پس از سنگ‌نوردان اوکراین و لهستان به مقام سوم رسید. این سنگ‌نورد قزوینی پیش از آن نیز مدال طلا و نقره جام جهانی ۲۰۱۳ را در کارنامه داشت.

فدراسیون جهانی، تصویر صعود او را همراه با عکسی از جهش یوزپلنگ ایرانی منتشر کرده بود. در سنگنوردی سرعت، نوع انجام مسابقه به «دویدن روی دیوار صاف» شباهت دارد.

قهرمانی جهان در چنین رشته‌ای، مستلزم برخورداری از قدرت بدنی قابل توجه، سرعت بالا، تمرکز مناسب و تکنیک و مهارتی قابل توجه است.

علیپور سال ۱۳۹۲ در مسابقات سنگنوردی قهرمانی آسیا که به میزبانی ایران و در پارک ملت تهران برگزار شد، پس از نماینده چین نشان نایب قهرمانی را در رشته سرعت بدست آورده بود تا عنوان سال قبل خود در همدان را تکرار کند.

چهار ماه پس از آن مسابقات بود که در «هایانگ» چین به مدال طلای جام جهانی دست یافت. او در فینال و در رقابتی نزدیک با کوکورین که سنگ‌نورد بر‌تر رنکینگ جهانی بود، موفق شد ضمن احراز عنوان قهرمانی، اولین مدال جهانی تاریخ سنگ‌نوردی ایران را هم رقم بزند.

در آن مسابقات فرناز اسماعیل‌زاده در رده‌ دهم زنان قرار گرفت و داود رکابی در رشته «سرطناب» رده‌ هفتم را به خود اختصاص داد.

امسال صداوسیمای ایران گزارشی از علیپور پخش کرد که با کفش‌های پاره، در سالنی فاقد امکانات و به تنهایی مشغول تمرین است. او در توضیح این مسئله گفت که وقتی به صورت حرفه‌ای تمرین می‌کند، باید هر دو ماه، کفش خود را عوض کند اما پول خرید کفش تازه را ندارد. پس ناگزیر است خطر مصدومیت را به جان بخرد و با همین کفش‌های مستهلک، تمریناتش را پیگیری کند.

علیپور با اشاره به اینکه رسانه‌های فرانسوی به تمجید از عملکرد او پرداخته‌اند اما مسئولین ورزش در ایران توجهی به او ندارند، یادآور شده بود حریفانش فقط به موفقیت فکر می‌کنند اما او مجبور است همیشه به مشکلاتش فکر کند و اگر شرایط اجازه داد، موفقیت را هم مدنظر قرار دهد.

در جام جهانی ۲۰۱۵ در دو بخش برگزار شده از مسابقات زنان، کیم جائین از کره جنوبی و ماریا کراساوینا از روسیه قهرمان شدند. غیر از علیپور، دیگر مدال طلای بخش مردان را هم آدام اوندرا از جمهوری چک به گردن آویخت.

گزارشی از رادیو فردا

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٩ مهر ۱۳٩٤
    پيام ها    +


ال نینو : هشدار آمریکا درباره زمستان امسال خاورمیانه

 

«ال‌نینو»، قدرتمندترین چرخه‌ آب و هوایی 65 سال گذشته تأثیرات عظیمی بر آب و هوا در سراسر جهان از جمله ایران خواهد داشت و به نظر می‌رسد در حال گسترش به مراتب قوی‌تر از آنچه در سال 1997 میلادی رخ داد، باشد.

بنا به اعلام «اداره ملی اقیانوس‌شناسی و هواشناسی آمریکا»، ال‌نینو در حال شکل‌گیری در قوی‌ترین حالت خود از سال 1950 میلادی یعنی زمان پیدایش آن تاکنون است. این پدیده طبیعی هر 2 تا 7 سال یک بار رخ می‌دهد و تا 6 الی 18 ماه ادامه دارد.

«مایک هالپرت» معاون مرکز پیش‌بینی آب و هوای آمریکا می‌گوید: ال‌نینو قوی‌تر از همیشه در راه است و تاثیرات عظیمی بر شرایط دمایی زمستان امسال در سراسر جهان خواهد داشت. نمودارهای دمایی حاکی از آن است که در فصل سرما شاهد جریان‌های برفی خواهیم بود. با این حال، فرکانس، تعداد و شدت این سوانح طبیعی را نمی‌توان در زمان‌بندی فصلی تعیین کرد.

پدیده ال‌نینو نوسانات متضاد آب و هوایی را در سراسر جهان بروز خواهد داد و ایران و کشورهای همسایه در منطقه خاورمیانه از این قاعده مستثنی نیستند.

بنا بر این گزارش، گرد و غبار نامنظم، بارندگی و تغییرات دمایی شدید از جمله تاثیرات پدیده ال‌نینو بر آب و هوای جهان خواهد بود. این پدیده زمانی رخ می‌دهد که درجه حرارت اقیانوس آرام در شرق و مرکز بسیار گرم‌تر از حد معمول باشد که اغلب باعث تغییرات آب و هوایی در سراسر جهان از جمله وزش باد، تغییرات الگوهای بارندگی و تغییر فشار سطح دریا و درجه حرارت می‌شود.

طبق آخرین گزارش سازمان جهانی پیش‌بینی آب و هوا وابسته به سازمان ملل متحد، اختلاف دو درجه‌ای در دمای سطح دریا در آب‌های اقیانوس هند و اقیانوس آرام نسبت به میزان متوسط، حوادث غیر قابل پیش‌بینی آب و هوایی را در سراسر خاورمیانه ایجاد خواهد کرد. پدیده گرم‌شدن سطح دریا ال‌نینو را جزء چهار قوی‌ترین حوادث طبیعی از سال 1950 قرار خواهد داد؛ زمانی که سیل و خشکسالی ناهنجاری‌هایی را در روند منظم آب و هوایی ایجاد کرد.

«عمر بادور» دانشمند سازمان WMO گفت: در حالی که پیش‌بینی دقیق ناپایداری‌ها و ناهنجاری‌های آب و هوایی پیش از فرا رسیدن فصل سرما بسیار دشوار است، آب و هوای غیر معمول زمستان پیش رو در کشورهای خاورمیانه تعجب‌آور نخواهد بود.

در ابتدای دهه 80 قرن گذشته میلادی، ال‌نینو کشورهای منطقه شرقی آسیا را با خشکسالی شدیدی مواجه کرد اما شواهد جدید نشان می‌دهد این پدیده ممکن است علاوه بر تغییرات در شرایط آب و هوایی، با افزایش بارندگی در 15 سال آینده همراه شود.

سازمان پیش‌بینی آب و هوایی کشور عمان با همکاری پلیس و نیروهای امدادی وضعیت فوق‌العاده اعلام کرده است و این کشور خود را برای بارندگی شدید چهار ماه آینده آماده می‌کنند.

انتظار می‌رود که پدیده ال‌نینو تاثیر عمده‌ای بر میزان بارندگی کشورهای منطقه خاورمیانه داشته باشد.

اکثر الگوهای آب و هوایی بین‌المللی نشان می‌دهد که قدرت پدیده ال‌نینو سال 2016-2015 میلادی به احتمال زیاد تا پایان سال میلادی جاری رفته رفته تقویت شود.

این رویداد طبیعی قوی با احتمال افزایش بارندگی‌ها در نواحی شرقی آفریقا نیز مرتبط شده است. ال‌نینو سال 1998-1997 بیماری همه‌گیر و ویرانگر مالاریا را در سراسر منطقه آفریقا از جمله شمال شرقی کنیا افزایش داد.

 

 ایسنا

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٤:۱٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٩ مهر ۱۳٩٤
    پيام ها    +


تصاویری خارق العاده از آتشفشان Dallol اتیوپی

آتشفشان شگفت انگیز «دالول» در کشور آفریقایی اتیوپی که بعنوان گرمترین نقطه کره زمین شناخته می شود، در ماه های اخیر به جاذبه جدید گردشگری این کشور و قاره آفریقا تبدیل شده است.

آتشفشان دالول چیزی حدود 157 پا (48 متر) از سطح دریا پایین تر است و همین امر باعث شده آن را به عنوان کوتاه ترین آتشفشان جهان از سطح زمین بشناسند. یکی از نکات جالب و البته عجیب این منطقه، ترکیب رنگ های قرمز، سبز، زرد و سفید است که از تالاب های نمک، چشمه های معدنی و چشمه های آب گرم تشکیل شده است. این تنوع رنگ ناشی از انواع مختلفی از نمک های پتاسیم، به رنگ سولفور و دیگر کلریدها و اکسیدها میباشد که این منطقه را به یکی از عجایب طبیعی جهان تبدیل کرده است.

 

 

با تشکر از دوست عزیز امیر گلپرور

 


 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ مهر ۱۳٩٤
    پيام ها    +


در ستایش شادی

 

یادی بود،

پیدا شد،

پهنه چه زیبا شد ...

                                        "سهراب سپری"

 

 

 

عکس ها از فرامرز نصیری

 

 

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ مهر ۱۳٩٤
    پيام ها    +


7 کوه نورد اندونزیایی درپی یک آتش سوزی کشته شدند

یک مقام رسمی اندونزی روز دوشنبه از کشته شدن 7 کوه نورد و زخمی شدن دو نفر به دنبال آتش سوزی در جنگل کوه های جزیره جاوا خبر داد.

 

آژانس مقابله با حوادث اندونزی اعلام کرد این حادثه یکشنبه در جنگل های کوه سه هزار و 265 متری 'لائو' در جاوا اتفاق افتاد و مصدومان به مراکز درمانی انتقال یافتند.این مرکز احتمال می دهد آتش به وسیله کوه نورد ایجاد شده و گسترش یافته است.


یک گروه 13 نفر از دانش آموزان یک دبیرستان نیز که در حال صعود به کوه بودند پس از این آتش سوزی به پایین کوه منتقل شدند.به نوشته تارنمای 'جاکارتا پست'، سه نفر از کوه نوردان کشته شده در این آتش سوزی زن بودند.


وضعیت دو نفر از کوه نوردان نیز که دچار 50 درصد سوختگی شده اند، وخیم گزارش شده است. با توجه به خشکسالی و احتمال آتش سوزی دو باره که پیش از این نیز سابقه داشته است، این مسیر کوه نوردی در اندونزی بسته شد. هم اکنون جنگل های بخش هایی از سوماترا و کالیمانتان اندونزی نیز درپی خشکسالی و آتش سوزی های عمدی در حال سوختن است و آلودگی از این آتش سوزی چند کشور منطقه از جمله سنگاپور، مالزی، برونئی و جنوب تایلند را فرا گرفته است.


مدارس مالزی امروز به دلیل آلودگی شدید هوا به علت این آتش سوزی ها تعطیل اعلام شد.

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:۳۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ مهر ۱۳٩٤
    پيام ها    +


سنگ نورد ایرانی مدال طلای رقابت های جهانی را از آن خود کرد

رضا علیپور قهرمان سنگ نوردی ایران مدال طلای رشته سرعت رقابت های جام جهانی در چین را از آن خود کرد .

به گزارش ایرنا از فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزشی ایران ،رقابت های جام جهانی سنگ نوردی در دو رشته سرعت و سختی شنبه شب برگزار شد و علیپور قهرمان سنگ نوردی کشورمان و دارنده مدال برنز قهرمانی جهان در خیخون اسپانیا توانست در رشته سرعت با ثبت رکورد 5 ثانیه و 97 صدم ثانیه در مرحله یک هشتم ، رکورد ایران را نیز که از آن خودش بود به میزان سه صدم ثانیه ارتقا بخشد.


علیپور در فینال این رقابت ها موفق شد قهرمان سنگ نوردی کشور چک را شکست دهد و مدال طلا را از آن خود کند.


کاروان سنگ نوردی ایران در رقابت های جام جهانی چین شامل رضا علیپور و مرتضی محمدی بود که هر دو نماینده رشته سرعت بودند و ایران نماینده ای در رشته سختی نداشت .


مرتضی محمدی دیگر نماینده کشورمان در رشته سرعت در جایگاه دوازدهم این رقابت ها ایستاد.

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ مهر ۱۳٩٤
    پيام ها    +


کهار: نخستین کتابخانه ویژه کوه نوردان در ارتفاعات البرز

رییس هیات کوه نوردی استان البرز از گشایش کتابخانه  در جان پناه قله کهار استان البرز خبر داد.

 

حسین محمدی روز شنبه در گفت وگو با خبرنگار ایرنا افزود: این کتابخانه توسط هیات کوه نوردی و صعودهای ورزشی استان البرز در جان پناه ارتفاعات کهار البرز راه اندازی شد.
وی گفت: در گام نخست 50 جلد کتاب در این کتابخانه ها جا سازی شده است تا کوه نوردان بتوانند برای ساعاتی به مطالعه در فضای کوه بپردازند.
محمدی ادامه داد: هدف از ایجاد این کتابخانه تکریم فرهنگ کتابخوانی و ترویج آن در میان قشر کوه نورد و ورزشکار است.
رییس هیات کوه نوردی استان البرز گفت: در صورت تمایل مردم می توانند کتاب های خود را به این کتابخانه هدیه کنند.
قلل کهار به ارتفاع چهارهزارو 50 متر در منطقه البرز غربی واقع شده است ، این قله به طور طبیعی جدا کننده دره جاده چالوس و طالقان می باشد.
جبهه شمالی قله کهار(کهار) و خط الراس غربی آن کاملا مشرف به منطقه طالقان است و جبهه شمالی خط الراس شرقی آن مشرف به گردنه عسلک و دره های آزادبر و کهنه ده می باشد که در نهایت به روستای گچسر جاده چالوس ختم می شود.

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٦ مهر ۱۳٩٤
    پيام ها    +


وسعت جنگل‌های شمال ایران طی نیم قرن نصف شده است

 

سازمان حفاظت از محیط زیست ایران می‌گوید فراخی جنگل‌های استان‌های گلستان، گیلان و مازندران در ایران، طی نیم‌سده گذشته از ۳.۶ میلیون هکتار به ۱.۹ میلیون هکتار رسیده که ۸۰۰ هکتار از آن نیز مخروبه است.

مدیر کل آموزش و مشارکت مردمی سازمان حفاظت از محیط زیست ایران، که در جریان همایشی در کاشان سخنرانی کرده، آمار «نگران‌کننده‌ای» از وضعیت محیط زیست ایران ارائه کرده است. به گفته وی در حالی که بسیاری از اکولوژیست‌ها و گیاه‌شناسان، آرزوی داشتن جنگل‌های هیرکانی ایران را دارند، در خود کشور این جنگل‌ها به «زباله‌دان» تبدیل شده است.

اشاره او به زیست‌گاهی‌ست که با نام «جنگل‌های به‌هم‌آمیخته کاسپینی-هیرکانی» شناخته می‌شود و مساحتی به بزرگی ۵۵ هزار کیلومتر مربع را از جمهوری آذربایجان تا ایران در بر می‌گیرد.

بخش عمده جنگل‌های هیرکانی، در ایران قرار دارد که برآورد می‌شود با میلیون‌ها سال قدمت، از مهم‌ترین و کهن‌ترین جنگل‌های کره زمین است. 

 این جنگل‌ها تحت حفاظت هر دو سازمان میراث فرهنگی و حفاظت از محیط زیست است.

سازمان آموزشی، پژوهشگی، فرهنگی ملل متحد، یونسکو، می‌گوید جنگل‌های هیرکانی، مهم‌ترین و چشم‌گیرترین زیستگاه‌های طبیعی هستند که با در نظر گرفتن گونه‌های موجود در آن، نقش ارزشمندی در تحقیقات و حفظ منابع طبیعی بازی می‌کنند.

با این همه مقام ارشد سازمان حفاظت از محیط زیست ایران نه تنها از رسیدن فراخی آن به تقریبا نیم، طی نیم‌سده، خبر داده، بلکه افزوده است که ۸۰۰ هکتار از آن نیز مخروبه است.او با انتقاد شدید از وضعیت استفاده از منابع آبی، نشست زمین در پایتخت، کم شدن شمار جانواران، خشک شدن انبوهی از بلوط‌های زاگرس و مواردی دیگر، می‌گوید چنین وضعیتی در تاریخ ایران سابقه ندارد.

او در بخشی دیگر از سخنان خود گفته است خلیج فارس ایران، به «آلوده‌ترین آب‌گیر کره زمین تبدیل شده است». به گفته این مقام محیط زیست، حرمت خلیج فارس تنها در حفظ پسوند آن (فارس) نیست بلکه باید برای پاکی آن نیز فکری کرد.

 مدیر کل آموزش و مشارکت مردمی سازمان حفاظت از محیط زیست ایران گفته است «ما آخرین نسلی هستیم که می‌توانیم ایران را از این وضعیت بحرانی نجات دهیم».

محیط زیست ایران طی سال‌های گذشته به دلایل مختلفی از جمله خشکسالی، آتش‌سوزی، شکار، زمین‌خواری و ساخت‌وساز، روش‌های نامناسب کشاورزی و مدیریت آب، پراکندن زباله، قطع درختان و موارد دیگر به طور فزاینده‌ای آسیب دیده است.

گروهی از مقام‌ها و نیز سازمان‌های غیردولتی ناظر، در این سال‌ها به کرات نگرانی‌هایی را در مورد وضعیت محیط زیست ایران ابراز کرده‌اند.

 

 گزارشی از رادیو فردا

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٠٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ مهر ۱۳٩٤
    پيام ها    +


سقوط ۲ کوه نورد در ارتفاعات مانشت ایلام

مدیر عامل جمعیت هلال احمر استان ایلام از سقوط دو کوه نورد در ارتفاعات مانشت ایلام خبر داد.


به گزارش تابناک ایلام، محمد سلیمانی در جمع خبرنگاران درخصوص سقوط دو کوه نورد ایلامی اظهار داشت: این افراد به علت آشنا نبودن مسیر، سقوط کردند.

وی افزود: در این حادثه یکی ازکوه نوردان جان باخت و دیگری مصدوم و به بیمارستان امام ایلام منتقل شد.

مانشت از ارتفاعات استان ایلام با دو هزار و ۶۲۹متر در شمال این استان قرار دارد.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ مهر ۱۳٩٤
    پيام ها    +


طبیعت آبله‌رو و کوهستان‌های زخمی ایران

 
 
دفن زباله در مناطق تپه‌ای و کوهستانی، عبور جاده و زه‌کشی برای کشاورزی، چرای دام، برداشت معدن و سنگ معدن در حد غیر مجاز، تخریب پوشش گیاهی، تغییر مسیر رودخانه‌های دائم یا فصلی کوهستانی و کوهپایه‌ای و ساخت و ساز هتل و تفرجگاه، تقریباً هیچ بخشی از طبیعت ایران را بی‌نصیب نگذاشته است.
 
 
 

ساخت و ساز یا تخریب

در مناطق ییلاقی و کوهپایه‌‌ای حاشیه شهرهایی مانند مشهد، کرج، رشت، رامسر، بیرجند، گرگان، علی آباد کتول و لیست بلند بالایی از خانه‌هایی سازمانی ساخته شده که تمامی آجرهای آن در واقع گامی برای تخریب حفاظ امن طبیعت است. به گواهی رسانه‌های رسمی اغلب این خانه‌ها متعلق به نهادها و ارگان‌های نظامی و یا دولتی است.

هنوز زمان زیادی از سیل استان البرز و سیلی که در تهران، سواد کوه، بهشهر و شهرهای دیگر را در هم شکست نمی‌گذرد. یکی از مهمترین دلایل تخریب و صدمه‌رسانی این سیل‌ها، ناتوانی در مهار و کنترل آن و همچنین ناتوانی زمین بود. این ناتوانی‌ تا حد زیادی از ساخت و ساز پل‌های غیر استاندار در حاشیه مسیر مرسوم و سالیانه و یا فصلی آبراه‌ها و رودهای کوهپایه‌ای ناشی می‌شد.

به عنوان نمونه جاده‌سازی در منطقه جنگلی-کوهستانی ابر در نزدیکی شاهرود، تخریب خاک و زه‌کشی برای ساخت هتل‌ و آپارتمان‌ در منطقه آب و برق مشهد یا دامنه بینالود در نیشابور، ساخت و ساز هتل و تفرجگاه‌های شخصی در منطقه گردنه حیران و دربند و درکه، تنها نمونه‌های کوچکی از این دست هستند.

در حاشیه این تخریب‌ها که با هدف ساخت و ساز صورت می‌گیرد، نه تنها بافت زمین و حریم منابع طبیعی که در اینجا کوهپایه‌ها نیز آسیب می‌بینند. همچنین باید به آثار ناشی از سکونت در محلی که بستری بکر از طبیعت بوده، تولید زباله، تخریب و برداشت بی‌برنامه و انحصاری از آب‌های زیرزمینی، نیاز به برق‌کشی و حفر چاه و لوله کشی و … نیز توجه داشت. مواردی که نشانه‌ می‌دهد با سیستم مدیریت زود بازده و ناآشنا به کارکرد زیست محیط پایدار، نمی‌توان انتظار توسعه‌ای سبز داشت.

پوشش گیاهی، از رنگ سبز به خاک سوخته

یکی از الزامات ساخت و سازهای مسکونی و صنعتی و همچنین حفر معدن، ضرورت مسطح و عریان کردن زمین است. تنها کافی است به پروژه‌های قطع درختان در نواحی ییلاقی نگاهی بیاندازیم. تنها شهرداری مشهد در سال گذشته از محل دریافت جریمه و یا صدور مجوز برای تغییر کاربری بخشی از زمین‌های ییلاقی آن از جمله در مناطق جاغرق و شاندیز و اخلمد چیزی حدود ۲۴ درصد افزایش درٱمد داشته است. پرسش آن است که چطور زمانی که اتحادیه هتلداران مشهد اعلام می‌کند که در فصل‌های پر مسافر تعداد زیادی از هتل‌های مشهد و حومه خالی‌اند، هنوز هم برای ساخت و ساز چنین مجموعه‌هایی درخت قطع می‌شود و کوه صاف می‌شود؟

ارتفاعات هاشمیه که پوشش مهم بخشی از آبهای زیرزمینی مشهد و حومه آن است، چنان میان تعاونی‌ها تقسیم شده است که دیگر حتی قطعه‌ای از آن نیز به عنوان یادگار منابع طبیعی بر جای نمانده است.

در چند سال اخیر هوای مشهد روزهای آلوده بسیاری داشته و روشن است که تخریب پوشش گیاهی حواشی حوزه این شهر بزرگ و پر جمعیت تا چه حد می‎توانست در این موضوع تأثیرگذار باشد. باغ‌هایی در حاشیه شهر خشکانده شده‌اند که زمانی پُر از گیلاس و آلبالو و گردوی معروف خراسان بودند.

وضعیت استان گیلان و مازندران از این هم اسفبارتر است. بخش‌های بکر و دست نخورده‌ای از علی آباد کتول و یا کوهپایه‌های جنگلی میان استان خراسان شمالی و گرگان چنان لخت شده‌اند که با عکس‌های حتی پنج سال گذشته نیز قابل مقایسه نیستند. سازمان حفاظت از محیط زیست حتی قادر به حفاظت از مناطقی که به طور رسمی و قانونی جزیی از مناطق حفاظت شده ملی هستند، هم نیست.

روستای سولقان که در منطقه حفاظت شده البرز شمالی قرار دارد، و آبشار معروف سمنگان در آن جاری است، نمونه‌ای از این موارد است. این روستا به بهانه جاده‌کشی برای بنای امامزاده‌ای در کوه و هتل‌سازی برای توریست‌ها تبدیل به تن عریانی شده که با میله‌های فلزی که شکم و سینه‌اش را دریده‌اند.

اینها بخش‌هایی از طبیعت کوهستانی ماست که هرگز باز نمی‌گردد. نام‌هایی چون رستم آباد و روستای زیارت و کاخ خورشید در کلات نادر و مه در جنگل ابر و زیبایی پاییز کلاردشت، هم تا زمان کوتاه دیگری به پوستر روی دیوار همان قهوه خانه‌های سنتی و محلی خواهند شد. تازه اگر برایشان در برابر فشار و تخریب دلالان کوه و زمین توانی باقی بماند.

کوهی از زباله بر دوش کوهپایه‌های ایران

اندیمشک، دشت بویری در دامنه زاگرس، کوه‌های اطراف سنندج و ییلاق‌هایی از بهبهان و نام‌های دیگری در گلستان و مازندران و البرز و حاشیه تهران می‌توان نوشت که امروزه تبدیل به محل دفن زباله‌های تفکیک نشده گاه خطرناک شده‌اند. مأمن‌هایی برای زندگی موش و سوسک و مگس، آن‌ هم نه از نوع کوهستانی‌اش که در یک تور طبیعت گردی کوهستان از آنها عکس می‌گیرند، بلکه از نوع مولد و ناقل بیماری که تابستان‌ها ساکنان آن مناطق را جان به لب می‌کنند و شیرابه‌شان زمستان‌ها با باران و برفی اگر بود، راه می‌کشند به آب‌های زیر زمینی.

این رهاسازی زباله در طبیعت چنان بر گرده‌های کوهپایه‌های حاشیه شهرهای صنعتی یا پر جمعیت فشار می‌آورد که چشم‌انداز آینده این مناطق را سیاه و تاریک می‌کند.

مقایسه کوچکی میان آلپ‌نشینان و البرز نشینان

کافی است ببینیم چطور برخی از کشورهای دنیا به جای قطع درخت و تبدیل آن به زغال کباب و قلیان به نهال‌ها جان می‌دهند. چطور ساکنان طبیعت کوهستانی از درخت و رودخانه و خاک حفاظت می‌کنند. چطور در آشتی با طبیعت از رونق فروش محصولات طبیعی عسل و بلوط و میوه‌های جنگلی و کشت قارچ و تورهای طبیعت گردی و پرنده‌نگاری و ماهی‌گیری‌های با مجوز و حفظ و حریم رودها و دریاچه، زندگی سالمی را برای خود و نسل‌های آیندشان رقم می‎زنند.

چطور تولید پنیر و لبنیات و نان و غذای محلی بر مبنای الگوهای منطبق بر حفظ اقلیم، زندگی ساکنانش را زیبایی و جان می‌بخشد واعتباری ملی و بین‌المللی را برای مناطق حفاظت‌شده به ارمغان می‌آورد.

چقدر از تورها و اردوهای مدارس ما به رفتن به فلان و بهمان امامزاده می‌گذرد و چقدر برای شناخت شگفتی و زیبایی طبیعت. نسل آینده ایران چقدر خود را حامی و صاحب آنچه از استواری البرز و زرد کوه و سبلان و زاگرس و مسجد سلیمان و باقران باقی مانده می‌داند؟ از که خواهد آموخت و با کدام مدیریت و سرمایه‌گذاری آن را خواهد شناخت؟

 
 
 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:٥٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ مهر ۱۳٩٤
    پيام ها    +


زمان آغاز گرمایش کره زمین

برای اولین بار محققان فاش کرده اند که چه زمان و در کجا اولین نشانه های گرمایش زمین پدیدار شده است.



به گزارش مهر، عوامل انسانی مسبب تغییر آب و هوا به شدت در زمان کنونی از طریق شواهد گوناگونی مشهود است. اما امروزه برای اولین بار محققان فاش کرده اند که چه زمان و در کجا اولین نشانه های گرمایش زمین پدیدار شده است و احتمالاً در کجا این نشانه ها باعث تشدید بارش های بیش از اندازه در آینده ای نزدیک خواهد شد.

به گفته دکتر اندرو کینگ، از دانشگاه نیوساوت ولز، «تحقیق ما نشان می دهد که شما می توانید شاهد علائم مشخص گرمایش زمین در نواحی گرمسیری از دهه ۱۹۶۰ باشید، اما این نشانه ها در بخش هایی از استرالیا، آسیای جنوب شرقی و آفریقا از اوایل دهه ۱۹۴۰ آغاز شده است.»

اولین نشانه پدیدارشده در مناطق گرمسیری، تغییر در میانگین دما بود. افزایش دمای بیشتر بعد از آن، علامت گرمایش زمین بود.

بعدها در نواحی نزدیک قطب، پدیدارشدن تغییرات آب و هوایی در گزارش دما آشکار شد و تا دوره ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۰، گزارش دما در اکثر مناطق جهان حاکی از نشانه های مشخص گرمایش جهان بود.

درحالیکه گزارشات دما نشانه هایی از گرمایش جهانی را دربردارد، وقوع بارش های سهمگین نیز دال بر این موضوع است.

به گفته محققان این تحقیق، انتظار می رود اولین بارش های بسیار سهمگین ناشی از گرمایش زمین، در طول زمستان های روسیه، کانادا و شمال اروپا در طول ۱۰ تا ۳۰ سال آینده هویدا شود.

 

 



 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٢٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩٤
    پيام ها    +


کویر لوت ثبت جهانی می‌شود

معاون امور مجلس و استان‌های سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور گفت: سال آینده قنات بلده فردوس در قالب پرونده قنوات ایران و کویر لوت در قالب پرونده کویر ایران مشترک بین چند استان ثبت جهانی می‌شود...

 

ایسنا

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٥٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ مهر ۱۳٩٤
    پيام ها    +


مدیران دریده و سرمست از قدرت در دولت امید و تدبیر!!

معصومه ابتکار: اگر اعتراض دارید سازمان را ترک کنید!!

 

به گزارش مشرق، اردیبهشت ماه سال 94 کارکنان سازمان حفاظت محیط زیست بیانیه شماره 1 را مبنی بر رسیدگی به وضعیت معیشتی پرسنل تهیه نمودند و بر این اساس گردهمایی اعتراضی از سوی پرسنل در جلوی درب ورودی سازمان شکل گرفت که پس از دعوت پرسنل به سالن همایش از سوی خانم ابتکار قول هایی مبنی بر پیگری و رفع موارد عنوان شده در بیانیه شماره 1 دادند.(در 21 بند)

پس از گذشت حدوداً سه ماه با توجه به اینکه اقدامی در خصوص آن بیانیه صورت نگرفت در بیانیه 2 درخواست گردید که به موارد بیانیه 1 رسیدگی شود. پس از گذشت 20 روزاز بیانیه شماره 2 هم هیچگونه اقدامی در این خصوص صورت نگرفت.

بنابراین گزارش مجددا جمعی از پرسنل جلوی درب سازمان پس از ارائه بیانیه شماره 2 مبنی بر رسیدگی به موارد ارسال شده در بیانیه 1 و 2 تجمع نمودند که باحضور مدیر کل حراست و سازمان و بازرس ویژه خانم ابتکار، همکاران به جلسه ای جهت رسیدگی به مشکلات دعوت شدند که بر اساس ان و جلسات آتی مقرر گردید تا پایان شهریور ماه مواردی از مطالبات کارکنان رفع گردد که بنا بر گفته کلیه مسئولین حاضر در جلسه حداقل 5 بند از 21 بند در عرض یک روز می توانست مرتفع گردد که تاکنون نه تنها هیچ یک از مطالبات پرسنل در بیانیه 1 و 2 رفع نگردید.

 

پرسنل سازمان روزهای دوشنبه راس ساعت 30/8 صبح برای اعتراض به سوء مدیریت ریاست سازمان پیاده روی به مدت نیم ساعت در محوطه پارک پردیسان انجام می دهند که همچنان این عمل هم باعث نگردید تا مسئولین به خواسته های پرسنل رسیدگی نمایند تا اینکه روز گذشته طبق روال هفتگی پرسنل برای پیاده روی جلوی سنگفرش سازمان تجمع نمودند که مصادف با ورود اتفاقی خانم ابتکار به سازمان گردید.

خانم ابتکار در پاسخ به اعتراض کارمندان سازمان محیط زیست ضمن اعلام این موضوع که در حال پیگیری مشکلات است گفت:شما که روز اول وارد مجموعه محیط زیست شده اید نمی دانستید که حقوق این سازمان پایین است؟ شما با علم به این وارد مجموعه شدید در نتیجه اگر اعتراضی هست سازمان را ترک کنید.

ابتکار در ادامه خطاب به معترضان گفت: شما در حال کمک به دلواپس ها هستید. شما دولت تدبیر و امید رو ضعیف می کنید .

ابتکار در نهایت گفت که ما با وضع بدی این مجموعه را تحویل گرفتیم و در طی این دوسال مشغول سر و سامان دادن به عملکرد نامناسب روسای قبلی بودیم که وقتی یکی از نیروهای سازمان عنوان کردند که روسای قبلی هم همچین موردی را عنوان کردند با حالت ناراحتی و عصبانیت و قهر عنوان کردند که مرا با مدیران سابق مقایسه میکنید پس من حرفی برای گفتن ندارم.

گفتنی است اعتراضات پرسنل سازمان محیط زیست به وضعیت حقوقی و معیشتی خود و سوءمدیریت رییس سازمان شش ماه است که ادامه دارد.

 

 



 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٩ مهر ۱۳٩٤
    پيام ها    +


و هم چنان وندال های دماوند

 

" بعد از این همه تبلیغ برای حفظ کوهستان، دیدن اسپری نوشته های جدید روی سنگ های با قداست دماوند آزار دهنده است اما اگر وندال ها قصد کرده اند با ادامه دادن کارشان ما را به ستوه آورند باید بگوییم اشتباه می کنند. زشتی ها تا وقتی باشند همیشه زبانی برای افشایشان و چشم هایی برای دیدنشان و دست هایی برای پاک کردنشان هم خواهند بود..."

 

متن کامل را در وبلاگ آنا فراهانی بخوانید

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٩ مهر ۱۳٩٤
    پيام ها    +


خشم طبیعت، زوال آرام اوان

 

روزنامه همشهری در تازه ترین شماره خود با چاپ گزارشی به قلم شیما شاهین فر با عنوان 'خشم طبیعت، زوال آرام اوان' به مشکلات دریاچه اوان در منطقه الموت پرداخته است

روزهایی که بیش از 100 چاه آب در اطراف دریاچه ارومیه حفر شد تا به اصطلاح، کشاورزی رونق یابد، اما در خفا عده ای به نان و نوا برسند، خیلی ها نمی توانستند امروز را پیش بینی کنند.
حالا که سطح آب دریاچه تا نزدیکی های صفر پایین آمده خطر جدی تر احساس می شود، نه فقط برای ارومیه، بلکه برای همه استان های غربی ازجمله قزوین، حالا اما خطری جدی تر این بار در قزوین احساس می شود دریاچه ای که در سینه الموت آرام گرفته کم کم رو به مرگ می رود.
کارشناسی که پیش از این با همشهری صحبت کرده بود، مجموعه ای از علل طبیعی و انسانی را مسبب کاهش آب دریاچه، نشتی آب، پس روی ساحل و تغییرات ماهیتی آب عنوان کرده بود.
موضوعی که نگرانی ها را در خصوص آینده دریاچه دوچندان می کند، روند رو به زوال دریاچه است، چرا که احتمال می رود در آینده ای نه چندان دور، دیگر نگینی بر سینه الموت ندرخشد و فراتر از آن، اقلیم منطقه نتواند پاسخگوی نیاز های سکنه بومی باشد.
اخلال در چرخه حیات
فاطمه محبی کارشناس محیط زیست در پاسخ به این سووال که نابودی احتمالی دریاچه، چه عواقبی در پی خواهد داشت، می گوید: همه ما مثال اثر بال پروانه را شنیده ایم، یعنی امکان ندارد در جایی از دنیا تغییری ایجاد شود و سایر مناطق متاثر از آن نباشد که خاصیت سیال بودن به این اصل منجر می شود، دریاچه اوان، چرخه ای از تبخیر و بارش و مدیریت منابع آبی پدید آورده و در پی آن حیات سکنه شکل گرفته است.
وی ادامه می دهد: اگر فرض را بر نابودی دریاچه بگذاریم، اولین تاثیر تغییرات آب و هوایی، نه فقط در اوان، بلکه در الموت خواهد بود که این تغییرات، حیات گونه های گیاهی، جانوری، محصولات کشاورزی و معیشت را به شدت دچار نوسان می کند، بستر دریاچه که طی این سال ها مملو از خاک و شن شده، درصورتی که از آب تهی شود، یک شرایط بالقوه برای جولان دادن ریزگردهاست، کما اینکه پس از حذف آب از دریاچه ارومیه و زاینده رود این اتفاق را شاهد بودیم.

 

عکس: فرامرز نصیری


 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٩ مهر ۱۳٩٤
    پيام ها    +


فیلم : کوه نوردی که پس از 6 روز سرگردانی در ارتفاعات توسط امداد نجات یافت

 

این فیلم کوتاه خبری را در لینک زیر ببینید:
http://www.parsfootball.com/permalink/131686
 

 

 

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٥۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٩ مهر ۱۳٩٤
    پيام ها    +


توصیه ی جدی به دوستان کوه نورد ...

خطر صاعقه و پدیده ای به نام حوزه برق زمینی ( تخلیه ی بار الکتریکی ابرها روی زمین و بدون آذرخش ) را جدی بگیرید . متن زیر را لطفا با دقت بخوانید . لطفا !

آذرخش (صاعقه) چیست ؟ وقتی بار الکتریکی انباشته شده در ابرها تخلیه شده و به صورت یک قوس الکتریکی به زمین برخورد کند ؛ آذرخش (صاعقه) اتفاق می افتد. توضیح : در آسمان و بین خود ابرها نیز قوس های الکتریکی ایجاد می شود اما این نوع از آذرخش (صاعقه) بیشتر مورد توجه صنایع و ورزشها هوایی است و در کوهنوردی اهمیت خاصی ندارد.

آذرخش (صاعقه) چگونه رخ می دهد؟ هنگام توفان یا حرکت بادهای بزرگ ، بار الکتریکی زیادی در ابرها ذخیره می شود و به اصطلاح ابرها باردار می شوند. بدین ترتیب ابر تبدیل به یک منبع انرژی بسیار عظیم می شود که بر فراز آسمان در حرکت است . این ذخیره انرژی آنقدر ادامه پیدا می کند تا ابر از انرژی الکتریکی اشباع شده و در اولین فرصت ممکن ، انرژی خود را تخلیه می کند . معمولا بهترین محل برای این تخلیه زمین است زیرا زمین آنقدر بزرگ است که هرگز از الکتریسیته اشباع نمی شود . بنابراین ابر ابتدا هوای اطراف خود را با " یونیزه " کردن مستعد عبور جریان برق کرده ، سپس انرژی خود را از میان هوای یونیزه شده عبور داده و در زمین تخلیه می کند. اما مقدار انرژی تخلیه شده...

سرعت تخلیه و اثرات آن چقدر است؟ آذرخش (صاعقه) یکی از قدرتمندترین ، خطرناکترین و عجیب ترین پدیده های طبیعی است . پدیده ای با میلیاردها " وات " انرژی و اثراتی متعدد و باورنکردنی مانند تولید هزاران درجه حرارت ، تولید گازهای مسموم ، ایجاد امواج نیرومند و ...

آذرخش (صاعقه) چه مشخصاتی دارد ؟ آذرخش (صاعقه) ویژگی های منحصر به فردی دارد که آنها را در هیچ رخداد طبیعی دیگری نمی توان یافت . ویژگی هایی که عمدتا از الکتریسیته خاص آذرخش (صاعقه) نشات می گیرند . مهمترین این ویژگیها عبارتند از : ولتاژ آذرخش (صاعقه) ، جریان ، قدرت ، سرعت و دفعات تکرار آذرخش (صاعقه) ولتاژ آذرخش (صاعقه) ولتاژ آذرخش (صاعقه) معمولا بین 10 تا 20 میلیون ولت در نوسان است و بعضا تا 100.000.000 ولت هم افزایش پیدا می کند . بزرگی این رقم را وقتی بهتر درک می کنید که آن را با برق شهر ( 220 ولت ) مقایسه کنید . به عبارت دیگر ولتاژ آذرخش (صاعقه) آنقدر زیاد است که می تواند بر مقاوت بسیار زیاد " هوا " در برابر عبور جریان برق ، غلبه کرده و از آن بگذرد ! جریان آذرخش (صاعقه) این جریان در حدود 10.000 آمپر شدت دارد . اما این مقدار همیشگی نیست و گاه تا 200 هزار آمپر هم می رسد ( کنتور منزل شما حداکثر 25 آمپر را از خود عبور می دهد. ) قدرت آذرخش (صاعقه) با توجه به مطالب بالا می توان نتیجه گرفت که آذرخش (صاعقه) به طور معمول حدود 100 میلیارد وات(!) انرژی تولید می کند و می تواند این مقدار را تا 16000 میلیارد وات (!) نیز بالا ببرد . نیرویی که در هیچ کجای دیگر یافت نمی شود سرعت آذرخش (صاعقه) با تمام نیروی عظیمش تنها در یک لحظه خود را از ابرهای آسمانی به زمین می رساند . اما زمان دقیق این لحظه چقدر است ؟ مشاهدات و محاسبات دقیق سازمان فضایی آمریکا ( ناسا ) نشان می دهد که تخلیه الکتریکی ابرها معمولا در مدت زمانی کمتر از چند صدم تا چند هزارم ثانیه رخ می دهند . آذرخش (صاعقه) گاه می تواند تا 40 هزار کیلومتر در ثانیه سرعت بگیرد ! یعنی می تواند در یک ثانیه 20 بار مسیر رفت و برگشت تهران - مشهد را طی کند.

دفعات تکرار آذرخش (صاعقه) : در یک محدوده مشخص وقتی در منطقه ای آذرخش (صاعقه) روی می دهد ، این احتمال هست که آذرخش (صاعقه) چندین بار دیگر نیز به آن حوالی برخورد کند اما نمی توان تعداد دقیق آن را تعیین کرد. با این وجود می توان گفت در مناطق کویری و کوهستانهای مرتفع ، احتمال برخورد پی در پی آذرخش (صاعقه) بیش از دیگر مناطق است. همچنین برخی از نقاط کره زمین ، آذرخش (صاعقه) خیز تر از جاهای دیگر هستند ؛ امروزه ماهواره های هواشناسی با عکس برداری های دقیق و مداوم از تمام کره زمین ، دفعات بروز آذرخش (صاعقه) را در نواحی مختلف شمارش می کنند . این شمارش نشان می دهد که مناطق قطبی با میانگین 3 بار آذرخش (صاعقه) در ساعت ، کمترین و رشته کوه آلپ با 1000 صاعقه در ساعت ، بیشترین آمار بروز آذرخش (صاعقه) را دارد . مناطق هیمالیایی هم از جمله سرزمین های آذرخش (صاعقه) خیز جهان محسوب می شوند. همچنین کوه های "البرز" در ایران و کوه های "هندوکش" در افغانستان نیز از مناطق پر آذرخش (صاعقه) جهان هستند.

از دیگر ویژگی آذرخش (صاعقه) : زاینده بودن آن است ؛ به این معنی که آذرخش (صاعقه) می تواند نور ، صدا ، حرارت و ... تولید کند و همه اینها تاثیرات چشم گیری بر محیط اطراف خود دارند.

آذرخش (صاعقه) به غیر از نور و صدا چه چیزهای دیگری تولید می کند ؟ آذرخش (صاعقه) علاوه بر پیامدهای مشهودی چون نور و صدا ، بسیاری تولیدات دیگر نیز دارد که برخی از آنها خطرناک و بعضی دیگر تنها پدیدههایی جالب توجه و عجیب اند . از جمله تولیدات آذرخش (صاعقه) می توان ؛ حرارت ، نور ، صدا ، موج ، گاز ، برق زمینی ( ولتاژ گام ) ، خلاء و ... را نام برد.

آذرخش (صاعقه) چگونه و چه مقدار حرارت تولید می کند ؟ عبور جریان برق از هر جسمی حرارت تولید می کند ، حال هرچه مقدار جریان برق و مقاومت آن جسم در برابر عبور جریان برق بیشتر باشد ، حرارت تولید شده هم بیشتر است . آذرخش (صاعقه) نیز هنگام شکافتن هوا و پس از آن ، هنگام برخورد با زمین حرارت تولید می کند که با توجه به جریان هزاران آمپری آذرخش (صاعقه) ، مقدار این گرما بسیار زیاد است ؛ آذرخش (صاعقه) در زمان برخورد با زمین 200.000 درجه سانتی گراد گرما تولید می کند . این مقدار حرارت می تواند یک آجر نسوز را ذوب کند ! البته این رقم همیشه یکسان نیست و با توجه به جنس خاک ، میزان رطوبت آن و سایر عواملی که مقاومت زمین را در برابر جریان برق ، کم یا زیاد می کند متفاوت است . در نظر داشته باشید که زمین در برابر جریان عادی برق بسیار مقاوم و کاملا عایق (نارسانا) است و تنها جریانهای فوق العاده زیادی مانند آذرخش (صاعقه) می توانند از زمین عبور کنند. حرارت حاصل از آذرخش (صاعقه) می تواند انسانی را در یک لحظه به ذغال تبدیل کند یا مشتی از خاک را با ذوب کردن به سنگ تبدیل کند و یا درخت تنومندی را به آتش بکشد .

آذرخش (صاعقه) چگونه و چه مقدار نور تولید می کند ؟ همانطور که گفته شد صاعقه یک قوس الکتریکی یا به عبارت دیگر یک جرقه بسیار بزرگ است و با شکافتن ملکولهای هوا نور تولید می کند . نوری که صاعقه تولید می کند از فاصله 100 کیلومتری قابل رؤیت است. این نور می تواند تا شعاع چند کیلومتری اطراف خود را روشن کرده و کسانی را که از نزدیک آن را ببینند به طور موقت یا دائم کور کند. صدای آذرخش (صاعقه) صدا از پیامدهای همیشگی آذرخش (صاعقه) است . این صدا بر اثر شکافته شدن هوا ایجاد می شود و در حقیقت صدای انفجار ناشی از برخورد صاعقه است . صدای آذرخش (صاعقه) همیشه چند ثانیه پس از دیده شدن برق آن به گوش می رسد ؛ علت این مساله بیشر بودن سرعت نور به نسبت سرعت صوت است . یعنی هر چند صدا و نور صاعقه همزمان تولید می شوند اما ما اول نور صاعقه ( برق ) را می بینیم ، بعد صدای آن ( رعد ) را می شنویم. سرعت نور : 360 هزار کیلومتر در ثانیه و سرعت صوت ۳۳۰ هزار کیلومتر در ثانیه است . موج ناشی از صدای آذرخش (صاعقه) همانطور که گفته شد آذرخش (صاعقه) را می توان نوعی انفجار نیز محسوب کرد ، خصوصا وقتی به زمین برخورد می کند. بنابراین آذرخش (صاعقه) هم موج انفجار تولید می کند ، موجی که گاه می تواند انسانی را به هوا پرتاب کند.

آذرخش (صاعقه) ، گاز تولید می کند : شاید یکی از عجیب ترین پیامدهای آذرخش (صاعقه) ، تولید گاز باشد و بیشتر تعجب می کنید وقتی که بدانید این گاز " اوزون " است . همان گازی که با قرار گرفتن در لایه های بالایی جو ، سدی در برابر تشعشعات زیانبار کیهانی ایجاد می کند. "اوزون" در حقیقت همان اکسیژن است ولی به جای 2 اتم ، دارای 3 اتم اکسیژن است مولکول اکسیژن به علت مشکلات پیوندی نمی تواند به راحتی به صورت 3 اتمی در آید و به همین دلیل مقدار گاز اوزون در طبیعت بسیار محدود است اما صاعقه این کار را به زور و اجبار انجام می دهد و اتم های اکسیژن را سه به سه به هم پیوند می زند و " اوزون " تولید میکند . اوزون بر خلاف اکسیژن یک گاز سمی است و تنفس آن می تواند خطرناک باشد.

برق زمینی یا " ولتاژ گام ":  یکی دیگر از عواقب خطرناک آذرخش (صاعقه) است ؛ برق زمینی ، جریانی است که پس از وقوع صاعقه ، برای لحظاتی در زمین باقی می ماند تا جذب زمین شده یا تبدیل به گرما شود. ولتاژ گام در زمین حرکت می کند اما مسیر حرکت مشخصی ندارد . معمولا قسمت عمده برق زمینی در اعماق فرو می رود اما اگر سطح زمین مرطوب ، دارای بستر سنگی یا پوشید از خاک مناسب یا علفزار باشد ، ترجیح می دهد که روی سطح زمین و در جهات مختلف ، حرکت کند . این پدیده را ولتاژ گام می نامند زیرا با وارد کردن برق از راه گامهای شخص ( پاهای او ) ، باعث برق گرفتگی او می شود. ولتاژ گام تا شعاع چندین متر در اطراف محل اصابت آذرخش (صاعقه) پراکنده شده و اشخاصی که در مسیر حرکت او قرار گرفته باشند را دچار برق گرفتگی می کند. اینکه ولتاژ گام دقیقا چقدر برد دارد قابل محاسبه نیست و به میزان رسانایی خاک آن محل ( موارد ذکر شده در بالا) بستگی دارد ولی به ندرت دیده شده برق زمینی بیشتر از 100 متر در سطح زمین پیش برود. ولتاژ گام مختص آذرخش (صاعقه) نیست و در حوادث صنعت برق مانند افتادن کابل های فشار قوی برق بر روی زمین نیز ایجاد می شود . البته به طور حتم ولتاژ گام ناشی از صاعقه بسیار قوی تر است.

آذرخش (صاعقه) چه خطراتی دارد و باعث چه آسیب هایی می شود؟ تا اینجا دانستید که آذرخش (صاعقه) دارای یک جریان قدرتمند برق است . همچنین آذرخش (صاعقه) ، حرارت ، نور ، صدا ، موج ، گاز و برق زمینی تولی می کند و باید بدانید که همه این تولیدات آذرخش (صاعقه) می توانند خطرناک و بعضا مرگ آفرین باشند. ابتدا ببینیم این پدیده چه آسیبها و صدماتی را ایجاد می کند ، بعد از آن راههای مقابله با آذرخش (صاعقه) را خواهید خواند ، سپس چگونگی کمک رسانی به یک مصدوم صاعقه زده را می آموزید . عمده صدماتی که به وسیله صاعقه ایجاد می شود عبارتند از : سوختگی ، مشکلات تنفسی ، ایست قلبی ، ضایعات چشمی ، نا شنوایی ، مشکلات مغزی ، شوک ، خونریزی داخلی ، آسیب به دستگاه عصبی ، شکستگی و ضایعات استخوانی .

صدمات ناشی از صاعقه را می توان به 3 دسته کلی تقسیم کرد : گروه اول ، صدمات ناشی از برخورد مستقیم آذرخش (صاعقه) با شخص . گروه دوم ، صدمات ناشی از ولتاژ گام و گروه سوم ، صدمات ناشی از عوارض جانبی آذرخش  ( مانند حرارت جانبی ، نور ، صدا ، موج و گاز ) .

صدمات ناشی از برخورد مستقیم آذرخش (صاعقه) با شخص:  برخورد مستقیم آذرخش (صاعقه) با شخص ، خطرناک ترین حالت ممکن است. خطر وقتی بیشتر می شود که آذرخش (صاعقه) از نزدیکی "قلب" یا از "سر" وارد بدن شود. با اصابت آذرخش (صاعقه) به شخص ، ممکن است صدمات زیر در بدن وی ایجاد شود:

۱ـ ضربه مغزی : کمتر پیش می آید که آذرخش (صاعقه) باعث ضربه مغزی شود . معمولا این اتفاق زمانی می افتد که آذرخش (صاعقه) به "سر" مصدوم برخورد کند و این نوع برخورد ، به ندرت روی می دهد اما در چنین حالتی احتمال مرگ بسیار زیاد است و احتمالا مصدوم در همان ساعات اولیه خواهد مرد. البته در مواردی هم شدت عارضه کمتر بوده و به صدمات مغزی خفیف تری میانجامد ، هرچند این صدمات نیز می توانند بسیار جدی باشند و منجر به عواقبی چون فلج دائم و ... شوند.

۲ـ ایست قلبی : این اتفاقی است که برای بیشتر صاعقه زده ها رخ می دهد . آذرخش (صاعقه) می تواند با عبور دادن جریان برق از قلب یا با وارد کردن ضربه و شوک قوی به آن ، باعث توقف تپش قلب شود.

۳ـ سوختگی : تقریبا در تمام برخورد های مستقیم ، درصدی از سوختگی دیده می شود. سوختگی ناشی از برخورد مستقیم صاعقه می تواند بسیار شدید و عمیق باشد یا بسیار خفیف و سطحی ؛ و این از عجایب آذرخش (صاعقه) است ؛ گاه پیش می آید که برخورد آذرخش (صاعقه) ، شخص را به تکه ای گوشت سوخته و سیاه رنگ تبدیل می کند و او را در دم می کشد اما درصد کمی از آذرخش (صاعقه) زده ها دچار چنین سرنوشتی می شوند . در بیشتر موارد آذرخش (صاعقه) از قسمتی از بدن وارد و از قسمتی دیگر خارج می شود و در طول مسیر عبور خود تمام بافتها را از درون می سوزاند ، در این میان هرچه اعضای سوخته شده مهمتر باشند خطر بیشتر است. اما مواردی هم پیش می آید که آذرخش (صاعقه) به دلیل سرعت زیادش تنها از سطح بدن عبور می کند و جز یک سوختگی سطحی ، اثر دیگری از خود بر جای نمی گذارد !

۴ـ خونریزی داخلی : عبور جریان قوی برق از بافتهای درونی بدن ، علت اصلی خونریزی داخلی ناشی از آذرخش (صاعقه) است و می توان گفت شمار زیادی از آذرخش (صاعقه) زده ها دچار این جراحت می شوند.

۵ـ شوک : تمامی کسانی که صاعقه با آنها برخورد کرده دچار برق گرفتگی می شوند. کمترین اثر برق گرفتگی با چنین ولتاژی یک شوک شدید است که در صورت معالجه نشدن منجر به بی هوشی ، کما و حتی مرگ می شود.

۶ـ آسیب به دستگاه عصبی : از دیگر عوارض برق گرفتگی با ولتاژ بالا ، صدمه دیدن دستگاه عصبی است. اگر این آسیب در نخاع باشد می تواند منجر به فلج کامل یا فلج اندام تحتانی شود و اگر اعصاب سایر نقاط بدن لطمه ببیند عوارض مختلفی منجمله بی حسی در اندامها را به دنبال خواهد داشت.

۷ـ مشکلات تنفسی : آسیب دیدن بصل النخاع که کنترل دستگاه تنفسی را بر عهده دارد ، ضایعه ای است که باعث برهم خوردن نظم تنفس و حتی خفگی می شود. همچنین صدمه دیدن "ریه" می تواند باعث عفونت یا سایر مشکلات ریوی در آینده شود.

۸ـ ضایعات در چشم و گوش : حرارت و ضربه ناشی از آذرخش (صاعقه) می تواند باعث پاره شدن پرده صماخ گوش و لطمه خوردن مویرگها و مردمک چشم شود که اثر آن کری و کوری موقت یا دائم خواهد بود.

صدمات ناشی از ولتاژ گام : صدمات ولتاژ گام به صدمات ناشی از برق گرفتگی شدید محدود می شود . بیشتر عوارض فوق را می توان در لیست صدمات ولتاژ گام قرار داد اما ولتاژ گام قدرت کمتری دارد و دارای عوارضی چون نور و موج انفجار هم نیست بنابراین جراحات خفیف تری ایجاد می کند؛ مثلا سوختگی های ناشی از ولتاژ گام با وجود عمقی و خطرناک بودن ، به سطح نمی رسد و ضربه مغزی نیز در زمره صدمات ولتاژ گام قرار نمی گیرد. افت فشار و کرختی و بی حسی شدید دست و پا از دیگر عوارض ولتاژ گام است.

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:٠٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ مهر ۱۳٩٤
    پيام ها    +


در سالگرد حادثه ی غار پراو

 

  

اولین بار گروهی از مهندسین و زمین شناسان انگلیسی که در ارتفاعات زاگرس به عملیات نقشه برداری و تحقیقات علمی مشغول بودند ، با مشاهده دهانه غار پراو ، همچنین بافت زمین شناسیک منطقه ، احتمال  به وجود غاری عظیم در محل داده و آنرا بعدها  در کتاب جویبارهای زاگرس ، که حاوی اطـــــلاعات و پژوهـــــش های علمی آنان بود ،  برای همگان مطرح می کنند . با انتشار این کتاب و اشاره به احتمال وجود غاری عظیم در رشته کوه پراو ، انجمن غارشناسی انگلستان تصمیم می گیرد با اعزام گروهی از زبده ترین غارنوردان خود ، برای کشف آن اقدام کند . دوم شهریور ۱۳۵۰ گروهی یازده نفره از غارنوردان انگلیسی به سرپرستی جان میدلتون وارد کرمانشاه شده و پس از جستجو ، شناسایی و بررسی های فراوان ، در سی ام شهریور عملیات اصلی اکتشاف غار پراو را آغاز می کنند . آنان با چند روز فعالیت شگفت انگیز، موفق به پیشروی تا انتهای چاه ۲۶ و رسیدن به عمق ۷۵۱ متری غار می شوند و ادامه فعالیت را،به تصور نیاز به تجهیزات بیشتر،به سال بعد موکول کرده و با عنوان نخستین کاشفان غار پراو  به کشور خود باز می گردند . سی ام مرداد ۱۳۵۱ دومین گروه انگلیسی ها ، و این بار به سرپرستی دیوید جادسون ، راه نفوذ به اعمـــــــــاق غار پراو را در پیـــش می گیرد . آنان جز تکــــمیل تحقـــیقات گروه قبل ، به لحاظ پیــــشروی نمی توانند موفقیت بیشـــتری کسب کنند و در حوضـــــــچه ی انتهایی چاه ۲۶ به کار خود پایان می دهند . در سال ۱۳۵۲ تلاش غارنوردان لهستانی نیز حاصلی بیش از دو گروه قبلی نداشته و فقط با اعلام یک متر پیشروی بیشتر ، خود را درگیر جنگی تبلیغاتی با پیشگامان انگلیسی این غار می کنند . 

با اعلام کشف و پیمایش غار پراو در سال ۱۳۵۱ توسط انگلیسی ها ، تلاش وفعالیت کوه نوردان و غارنوردان ایرانی نیز برای دستیابی به این پدیده ی شگفت انگیز ، با شکوه و استثنایی آغاز می شود . و پس از تجربه ی نزدیک به دو دهه شکست و ناکامی ، سرانجام در مهر ماه ۱۳۷۰  طلسم ۱۸ ساله ی این غار برای ایرانیان شکسته می شود و سه نفر از اعضای کانون کوه نوردان کرمانشاه  به نام های حشمت حیدریان ، بهمن مشتکوب  و منوچهر دهشت  با رسیدن به حوضچه ی انتهایی در چاه ۲۶ ، نام خود را به عنوان اولین فاتحان ایرانی غار پراو به ثبت می رسانند .

در پاییز ۱۳۷۲  محمد نوری و قدیر یزدانی از گروه آرش تهران و سپس منوچهر شاهدوستی و هادی میرزاپور  از گروه سه کل کرمانشاه  ، در پاییز ۱۳۷۴  امیر زرین ، حسین کوهستانی و رضا نظام دوست از گروه آزادگان مشهد  و همچنین هادی رجایی فرید ، منصور اکبری ، فریبرز حسینی و رضا شهلایی از بهستون کرمانشاه، در پاییز ۱۳۷۸ مجتبی داوری و بهنام راشدی از کوه نوردان کرمانشاهی ،  در پاییز ۷۹ حسام کرمی ، صفدر ظهوری ، محسن هدایت و مرتضی زارع از گروه پگاه کرمانشاه ، و سرانجام در شهریور ۱۳۸۰ کاظم فریدیان ، حمید نبوی و حمید یعقوبی از گروه دماوند تهران ، تمامی آن افراد و گروه هایی هستند که تا قبل از حادثه ی پاییز  ۱۳۸۱ ، برای دستیابی به عمیق ترین و دشوار ترین غار کشورمان، با موفقیت برنامه های خود را به پایان می برند .

 

رخداد اولین حادثه جدی در پیمایش غار پراو  برای محقق و غار شناس معروف کشورمان چنگیز شیخلی است که در سال ۱۳۵۳ هنگام بیرون آمدن از چاه ۳۷ متری سوم  ــ اروئیکا ــ سقوط کرده و تا زمان رسیدن گروه امداد ، به مدت ۲۰ ساعت در حالت معلق باقی می ماند . و عجیب آنکه دومین حادثه مهم این غار ، که سقوط و درگذشت سعید امینی از گروه آزادگان مشهد  در مهر ۱۳۷۶ بود ، نیز در چاه سوم روی می دهد .

 

 

حادثه غار پراو ــ مهر ۱۳۸۱

صبح جمعه ۱۲/۷/۱۳۸۱ گروه اعزامی باشگاه دماوند شامل:کاظم فریدیان ( سرپرست ) ، امیر احمدی ، علی رحیمی ، لیلا اسفندیاری ، ویکتوریا کیانی راد و رحیم دانایی ، بعد از پیوستن یوسف سوری نیا از گروه سه کل کرمانشاه ، حرکت خود را از روستای چالابه در ۱۲ کیلومتری شرق کرمانشاه  و به قصد اجرای برنامه ی پیمایش کامل و تا انتهای غار پراو آغاز می کنند . عنوان و هدف این برنامه در باشگاه دماوند ، ابتدا پاکسازی غار پراو  بود که در آخرین روزهای باقیمانده به اجرای برنامه و به دلیل انصراف تعدادی از داوطلبان ، لغو و بازدید کامل از غار جایگزین آن می شود . مطابق برنامه ریزی فریدیان ، اعضای تیم به دو گروه ۴ و ۳ نفره تقسیم شده و صبح یکشنبه ۱۴/۷  گروه نخست یعنی فریدیان ، دانایی ، اسفندیاری و سوری نیا وارد غار می شوند  و با ثابت گذاری طناب در ۱۵ چاه و فیلمبرداری از مسیر حرکت  ، در ساعت ۳۰/۹ صبح دوشنبه ۱۵/۷ به پایین چاه ۲۶ و انتهای غار رسیده و بلافاصله بازگشت خود را آغاز می کنند . در همین روز ، گروه دوم نیز در حدود ساعت ۹ صبح و با سه ساعت تاخیر نسبت به برنامه زمان بندی شده توسط سرپرست ، وارد غار شده و ساعت هفت بعدازظهر آن روز  در بالای چاه ۱۶با گروه اول که در حال بازگشت بودند روبرو می شوند . در این دیدار کاظم فریدیان ضمن تذکری مبنی بر طی شدن زمان زیاد برای گروه دوم و همچنین افزایش سختی ها در ادامه ی مسیر ، با مشاهده عدم تمایل آنان برای بازگشت و اظهار رضایتی که از وضعیت روحی و جسمی خود دارند ، موافقت خود را با ۵ ساعت پیشروی دیگر برای آنان اعلام می کند ... پس از ابراز تمایل و اعلام آمادگی کلیه ی اعضای تیم دوم به پیشروی ، اینجانب موکدا از ایشان خواستم که فرود خود را نهایتا تا ۵ ساعت دیگر ادامه دهند و در آن لحظه به هر کجای غار که رسیده اند بازگردند (فریدیان:مجموع گزارشات و تحقیقات و مستندات حادثه غار پراو ــ باشگاه دماوند ) و سپس دو گروه از یکدیگر جدا می شوند .

اما امیراحمدی ، ویکتوریا کیانی راد و علی رحیمی با ادامه پیشروی در چاه های باقیمانده ، انگیزه های بیشتری را برای رسیدن به انتهای غار در خود می یابند و سرانجــــــام آنان نیز در ساعـــت ۵/۳ بامداد روز سه شنبه ۱۶/۷  در حوضچه ی چاه ۲۶ موفقیت خود را در پیـــــمایش کامـــــل غار پراو جشن می گیرند . البته شــــــــادی ویکتوریا بیــــــش از دیگران اسـت . لیلا اسفندیاری  و  ویکتوریا کیانی راد  به عنــــوان اولین بانوان ایرانی موفق شده اند با دستیابی به آخرین عمق کشف شده ی غاری که به لحاظ سختی ، عظمت و بزرگی ، نمونه ای بی نظیر در ایران محسوب می شود ، نام خود را در تاریخ کوهنوردی و غارنوردی کشورمان به ثبت برسانند .

تیم دوم هنگام بازگشت خود به سوی دهانه ی غار و در چاه ۱۸ ، درگیر حوادثی می شود که طی آن ویکتوریا و امیر جان خود را از دست می دهند . در روایت های علی رحیمی به عنوان تنها شاهد آن حوادث ، کــــه اولین بــــار در مجموع گزارشات ، تحقیقات و مستندات حادثه غار پراو ــ باشگاه دماوند ( ۱۳۸۱ ) و بار دوم در فصلنامه کوه شماره ۳۶ (۱۳۸۳) به چاپ رسیده است ، مرگ ویکتوریا در نتیجه ی سقوط از نیمه ی چاه ۱۸ و در ساعت ۶ بعدازظهر سه شنبه ۱۶/۷  و مرگ امیر در ساعتی بین ۳۰/۲۱  الی ۲۲ همان روز و در بالای چاه ۱۸ بوده است ... عملیات سنگین و گسترده ی گروه های امداد و نجات ، برای خروج علی رحیمی که در کنار پیکر امیر و در بالای چاه ۱۸ باقی مانـــــده بود ، حدود ۵ روز به طول می انجامد و ۷ صبح سه شنــــبه ۲۳/۷ موفق می شوند او را به دهانه ی غار برسانند . کلیه امور مربوط به تدارکات ، سازماندهی، هماهنگی و اعزام گروه های نجات به داخل غار ، توسط ستاد امداد باشگاه دماوند که در جان پناه پراو مستقر بود و به سرپرستی فتح اله کیایی ها  ( و سرپرستی فنی فرشاد خلیلی ) انجام می گرفت . پس از اتمام عملیات امداد ، برنامه ی جابجایی پیکرهای ویکتوریا و امیر آغاز می شود . روز ۵ شنبه ۲۵/۷ در شهر کرمانشاه و در جلسه ای با حضور کوهـــــنوردان صاحب نظر و کارشناس در مورد غار پراو  و  تعدادی از امداد گران فعال ، تصمیم گرفته می شود با توجه به کمبود امــــــــــکانات فعلی و احتــــمال حوادث بعدی، آن دو پیکر در حفره ی انتهایی چاه ۱۸ و به صورت موقت دفن گردد که این عملیات نیز روز ۲۹ /۷ و طی ۷ ساعت توقف در پایین چاه ۱۸ صورت می پذیرد .

بررسی و نقد حادثه ی غار پراو  :

۱ ــ به نظرم اولین درس حادثه ی غار پراو ، آشکار شدن بنیان های کهنه و پوسیده ی آئین نامه ها و مصوباتی بود که طبق آنها در باشگاه دمـــــــــــاوند نسبت به اعلام ، تائید و اجــــــــرای برنامه ها اقدام می شد . طبق آئین نامه کمیته فنی این باشگاه ، وظیفه ی تائید صلاحیت سرپرستان و اعضای شرکت کننده در برنامه ها ، به عهده مسئول کمیته می باشد و اینکه برای برنـــــــــامه غار پراو ، کاظم فریدیان  ــ مسئول کمیته فنی باشگاه در آن سال ــ خود نسبت به تائید برنامه اش و صلاحیت اش به عنوان سرپرست و حضور دیگر نفرات شرکت کننده اقدام کرد ، یک ضعف مشخص و اشتباهی محض در ساختارهای قانونی و تشکیلاتی باشگاه دماونـــد محسوب می شود . اعلام و اجرای برنامه توســــــط مسئول کمیته فنی امری عادی و روزمره به شـــــمار می آید  ولی آئین نامه کمیته فنی فاقد پیش بینی های لازم برای چنین موارد طبــــیعی و توجـــــــــه و تقویت جنبه های نظـــــــارتی برای آن بود . البته شنیــــــده ام ( با اطمینان نمی گویم  چون بعد از اتمام دوره هیئت مدیره ۱۳۸۱ ، از باشگاه دماوند استعفا دادم و از جریانات فعلی آن خبری ندارم ) در پی بحران های ناشی از حادثه غار پراو ، باشگاه دماوند حرکتی جدی را برای تغییر و تحول در ساختارهای بنیادین خود آغاز کرده است .

۲ ــ به نظرم کاظـــــــم فریدیان در اجرای این برنامـــــــــــه مرتکب سه اشتباه عــــــــمده و اساسی شد . اول : عدم پیش بینی امداد رسانی برای حوادث احتمالی و فقدان طرح عملی برای آن . برنامه ی سال ۸۱ فریدیان ، پنجمین برنامه ی اعلام شده ی غار پراو در باشگاه دماوند ــ در فاصله ی سال های ۷۹ تا ۸۱  ــ  بود و شاید سابقه و نحوه و کیفیت تائید برنامه های قبلی  توسط مسئولین کمیته های فنی وقت ، بتواند تا حدودی به تبیین این نگاه ساده انگارانه به غار پراو ( که کلیت باشگاه دماوند را نیز در بر گرفته بود ) کمک کند : در سال ۸۰ تیم دو نفره ی رضا حبیبی و عباس جوادی که قرار بود طی روشی ابداعی و با درجه ریسک بالا ( فرود ۱۵ چاه ، تنها با یک حلقه طناب و جا گذاری نخ کرکره در کارگاه ها) و بدون پیش بینی و حضور تیم امداد به اجرای برنامه بپردازد  از مسئول کمیته فنی آن سال (۱۳۸۰) تائید و مجوز اجرا می گیرد و  یا تائید تیم سه نفره فریدیان در همان سال ، که باز هم بدون پیش بینـــی های لازم برای حضور تیم امداد ، برنامه اجرا می شود  . آیا این تلخ و تاسف بار نیست که وقتی اولین گروه امداد و نجات خود را به محل حادثه ( چاه ۱۸ ) می رسانند از زمان مرگ ویکتوریا  ۶۸ ساعت و از مرگ امیر  ۶۴ ساعت گذشته است ؟  دوم : گروه بندی نامناسب اعضای تیم  . در اولین تقسیم بندی اعلام شده به اعضای تیم ، رحیم دانایی ، ویکتوریا کیانی راد و امیر احمدی  در یک گروه قرار داشتند اما با اعتراض ویکتوریا و امیر ، فریدیان قبول می کند که علی رحیمی جای خود را به رحیم دانایی بدهد که با توجه به در یک سطح بودن سن و تجربه های آنان ( ویکتوریا و امیر و علی ، هر سه از اعضای ســـال ۷۹ و دارای حــــــــدود ۵/۲ سال تجربه فعالیــــــــــت جدی کوهنوردی ــ تشکیلاتی بودند ) به هیچ عنوان تصمیمی درست و منطقی ــ بخصوص برای برنامه ای مانند غار پراو ــ  تلقی نمی شود . فریدیان نباید تسلیم اصرار آنان می شد و می بایست قاطعیت خود را در تصمیم درســــــت اولیه حفظ می کرد . حضور رحیم دانایی  ، با سن بالاتر و تجربه های بیشتر ، می توانست عاملی برای پیشگیری از بسیاری حرکات و تصمیم های احساسی و خطر ساز باشد . آنجا که اشتیاق برای دستیابی به انتهای غار ، به نادیده گرفتن دستور عدم پیشروی بیش از ۵ ساعت می انجامد  ، آنجا که پیش از رسیدن به انتهای غار بیشتر مواد غذایی و نوشیدنی و سوخت مصرف می شود و دغدغه ای برای بازگشت به مراتب دشوارتر وجود ندارد . آنجا که پس از حادثه ی منجر به مرگ اول ، از حفظ آرامـــــش و خونســــردی برای یافتن بهتـــــرین راه حل خــــــبری نیست و ... حضور رحیم دانایی می توانست حضوری تعیین کننده و سرنوشت ساز باشد . سوم : عدم تعیین سرپرست برای تیم دوم  . این یک اصل منطقی ، پذیرفته شده و انکار ناپذیر در سرپرستی است که وقتی در گروه  لزومی برای جدایی و تقسیم بوجود آمد ــ حالا به هر دلیل ممکن ــ باید از میان نفرات موجود  هر دسته و گروه  ، یکی را برای سرپرستی تعیین کنیم تا تصمیم گیرنده نهایی در مواقع لزوم و یا بحرانی باشد . بخاطر نادیده گرفتن این اصل ساده و ضروری توسط فریدیان و برای تیم دوم  ، دیگر فقدان احساس مسئولیت ، عدم رعایت جوانب احتیاط و دوراندیشی و  ... به نظر اجتناب ناپذیر می آید .

۳ ــ به نظرم در ریشه یابی خطاها و اشتباهاتی که اعضای تیم دوم در جریان دستیابی به انتهای غار پراو مرتکب شدند و حتی آن سه خطای استراتژیک فریدیان ، باید به ساختار آموزشی باشگاه دماوند توجه کرد  . حادثه غار پراو نشان داد که کمیت و کیفیت تمامی فعالیت هایی که در باشگاه دماوند و تحت عنوان کمیته آموزش و یا دوره های تئوری و عملی آموزشی و ... در جریان بود ، می بایست به صورتی جدی مورد سوال و بازنگری قرار گیرد . براستی آموخته های امیر احمدی ، ویکتوریا کیانی راد و علی رحیمی در طی دوران آزمایشی و آموزشی باشگاه دماوند در چه سطح و یا با چه کیفیتی بوده است که هنگام اجرای برنامه ای مانند پیمایش غار پراو ، باید شاهد چنین خطاها و اشتباهاتی باشیم ؟

۴ ــ اگر این طبیعی است که علی رحیمی حق دارد به عنوان یگانه شاهد زنده ، به روایت چگونگی حادثه غار پراو بپردازد ، پس بنظرم این هم باید طبیعی باشد که ما حق داشته باشیم روایت او را بپذیریم یا نپذیریم  . اکنون دو سال از حادثه غار پراو می گذرد و من هنوز نتوانسته ام  با روایت علی رحیمی در باره سقوط ویکتوریا کنار بیایم و آنرا برای خود قابل درک کنم . هنوز نمی توانم بپذیرم که ویکتوریا بدون اطلاع ، بدون کسب خبر و اطمینان از پایین چاه ۱۸،  اقدام به فرود کرده باشد . فرودی که منجر به سقوط و مرگش شد : ... ولی امیر می آمد پایین ... گفت که خسته ام چشمم آنجا یک لحظه هیچ چیز را ندید از خستگی ... چند دقیقه اینجا استراحت کنم بعدا می روم ... داد زدم ویکتوریا تو می خواهی بروی ، برو  من امیر را می آورم یا می خواهی بایست . درجا بزن . خودت را گرم کن ...بعد امیر را بغل کردم ...امیر را تا بغل کردم خوابید .من گرمش می کردم . فشارش می دادم . خــــــودم هم خواب و بیدار بودم .......... یک دفعه صدای محکمی شنیدم ... ( روایت علی رحیمی در مجموع گزارشات ) ... حدود ۵ تا ۱۰ دقیقه گذشته بود که صدای مهیب برخورد جسمی با کف غار را شنیدم ( روایت علی رحیمی در فصلنامه کوه ) ...بارها برای خود این صحنه ها را مرور کرده ام . تیم دوم در بازگشت خود  به چاه ۱۸ رسیده است . خستگی ، گرسنگی ، بی خوابی ، احساس سرمای شدید بخاطر خیس بودن لباسها و ... در هر سه نفر به چشم می خورد . یومار زدن و از چاهی ۲۲ متری بالا رفتن در چنین شرایطی ، باید براستی عملی طاقت فرسا و سنگین باشد . ویکتوریا چاه را یومار زده و اکنون در بالای آن قرار دارد . او چرا باید بدون خبر و بطور ناگهانی  اقدام به فرود کند ؟ امیر که گفته فقط چند دقیقه  می خواهد استراحت کند ، علی که چیزی در باره ماندگاری طولانی در پایین چاه ۱۸ به ویکتوریا نگفته است ، از زمان توقف امیر و علی  هم که بیش از ۵ تا ۱۰ دقیقه  نگذشته  ، پس چرا ویکتوریا باید اینگونه با شتاب و بدون اطمینان از ماندگاری طولانی آنها در پایین چاه ۱۸ و حتی بدون اطلاع و هماهنگی با آنها اقدام به بازگشت کند ؟  یعنی ویکتوریا به این فرض ساده فکر نکرده بود که خوب من این چاه را فرود می روم و اگر بعد از چند دقیقه امیر آماده برای صعود شد  باید دوباره این ۲۲ متر را یومار بزنم بیایم بالا ؟ در طی این دو سال با سوالات بیشماری در ذهنم کلنجار رفته ام  و هیچگاه نتوانسته ام  به نقطه روشن و قانع کننده ای برسم . آیا علی با توجه به وضعیت نامناسب امیر، تصمیم به ماندگاری و استراحت طولانی در چاه ۱۸ گرفته بود و از ویکتوریا خواسته که او هم پایین بیاید و حالا از اینکه مبادا مقصر سقوط او   شناخته شود به روایت فرود بی خبر و بدون اطلاعش می پردازد ؟ اولین شخصی که در بالای چاه ۱۸ به علی رحیمی می رسد  رضا شهلایی است که در باره چگونگی ماجرا از علی سوال هایی می کند و توسط خود او اولین روایت چگونگی حادثه غار پراو به تهران و به دبیر باشگاه دماوند مخابره می شود . همان روایتی که در روزنامه ایران و در مصاحبه با دبیر باشگاه دماوند هم چاپ شد . آن روایت یکسره متفاوت از چیزی است که اکنون علی رحیمی می گوید . اوایل زمستان سال ۸۱ و برای حل این تناقض و ابهام عجیب ، تلفنی با رضا شهلایی در کرمانشاه  صحبت کردم  . می خواستم ببینم ریشه این تناقض در کیست یا در کجاست .شهلایی ضمن تاکید بر اینکه دقیقا همان چیزی را که از زبان علی شنیده برای دبیر باشگاه بیان کرده ، خواستار گذشتن از این مسئله شد و اینکه فلانی بهر حال همواره چیزهایی وجود دارد که بهتر است به آن پرداخته نشود . در این دو سال و در همه جا از حالت اغما و بیهوشی علی رحیمی ، وقتی اولین نفــــــرات گــــــــروه امداد و نجات به او می رسند ( مثلا همین مقدمه فصلنامه کــــــــــوه شماره ۳۶ ) گفته اند و نوشته اند ، اما به نظر من اینگونه نمی آید : ...خیلی گذشت . زمان را از دست داده بودم ..... دیدم سرو صدا می آید . گفتم کاظم تویی؟ دیدم سروصدا بیشتر شد . گفتم کاظم تویی؟ صدایی گفت من رضا هستم . گفتم رضا شهلایی ؟ گفت آره . آمد بالای سرم . از من عکس گرفتند . از امیر عکس گرفتند . گفتند اون یکی کجــــــاست ؟ گفــــــــتم ویکــــــتوریا کف چاه ۱۸ است . مرده است . قبـــــــــــل از امیر مرده است...( مجموع گزارشات )... و در بغل او گریه کردم ... ...صندلی پایم کردند و بدنم را مالش دادند و گفتند که باید خودت کمک کنی تا تو را به بالا ببریم ....... هر کاری که از من می خواستند بی اختیار انجام می دادم .... آنها کمک کردند مرا تا کمپ ۱۵ آوردند .... ( علی رحیمی ــ کوه شماره ۳۶ ) . آنطور که خود علی می گوید نه به لحاظ هوش و حواس و نه به لحاظ جسمی دچار مشکل جدی و حادی نبوده است . ذهن او ، حتی در آن شرایط ،چنان فعال و هوشیار است که می تواند از میان همه ی رضا های ممکن، حدس درست به رضا شهلایی بزند !  همه سوال ها را می فهمد و پاسخ های منطــــــــقی هم می دهد . علی را تا چاه ۱۵ حمل نکرده اند و یا  نکشیده اند . آنها فقط کمک کرده اند تا او به استراحتگاه چاه  ۱۵ برسد.چنین فردی نمی تواند در حالت اغما یا بیهوشی باشد .بهرحال امیدوارم ـــ از صمیم قلب امیدوارم ــ علی رحیمی روزی برای این نکات مبهم و این پرسش ها پاسخی روشن و شایسته بدهد .

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ مهر ۱۳٩٤
    پيام ها    +


غرب ایران در مسیر بیابانی شدن

همه‌چیز دست‌به‌دست هم داده تا اوضاع بلوطستان خوب نباشد؛ از آتش‌سوزی گرفته تا زوال که«هست» جنگل‌ها را «نیست»کرد، کارشناسان می‌گویند زاگرس درحال تبدیل‌ به بیابان است، زاگرسی که بایدزنده بماند.

 

در یک دهه اخیر محیط‌زیست و منابع طبیعی حوزه استان‌های زاگرس نشین با مخاطرات زیست‌محیطی بسیاری دست‌به‌گریبان بوده است. دراین‌بین بحران‌های واردشده به جنگل‌های زاگرس که امروز به‌عنوان یک چالش ملی از آن یاد می‌شود، در صورت عدم برنامه‌ریزی و واکنش خردمندانه در راستای حل و کاهش آن، مالیات بسیار سنگینی به اقتصاد و اجتماع کشور تحمیل خواهد کرد.

مدیرکل حفاظت از محیط‌زیست لرستان در این رابطه می‌گوید: جنگل‌های زاگرس و استان لرستان این روزها حال‌وروز خوشی ندارند و هجوم آفات و بیماری‌ها در جنگل‌های زاگرس بخش عظیمی از این سرمایه‌های ملی را به مخاطره انداخته است.

مهرداد فتحی بیرانوند تصریح می کند: با تشکیل کارگروه در استان و حساسیت‌هایی که در سطح ملی به وجود آمده امیدواریم با اقدامات عملی و تخصیص اعتبارات لازم این بیماری‌های درختان کنترل شوند.

وی آتش‌سوزی، زغال گیری و قطع درختان را به‌عنوان معضلات دیگر جنگل‌های زاگرس دانسته و اضافه می کند: جنگل‌های زاگرس ریه‌های تنفسی کشور هستند که امیدواریم با اصلاح قوانین و مقررات برای مقابله با متخلفان و تخصیص اعتبارات برای احیای جنگل‌ها بخشی از این سرمایه‌ها را افزایش دهیم.

مدیرکل محیط‌زیست لرستان بابیان اینکه سطح جنگل‌های استان لرستان حدود یک‌میلیون و ۲۰۰ هزار هکتار است، خاطرنشان می کند: در این سطح بسیار زیاد به‌طورقطع با کمبود شدید جنگلبان و محیط‌بان مواجه هستیم که نیاز به صدور مجوز در سطح ملی دارند.

فتحی بیرانوند تأکید می کند: مردم باید خود را صاحبان جنگل‌ها دانسته و پای‌کار بیایند.

گزارشی از خبرگزاری مهر

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:٤٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ مهر ۱۳٩٤
    پيام ها    +


فعالیت‌های صنعتی تهدیدی برای یک سوم میراث طبیعی جهان

بنیاد جهانی طبیعت (WWF)، بزرگ‌ترین نهاد حفاظت از محیط زیست در جهان، اعلام کرد که یک سوم از مناطق طبیعی جهان که میلیون‌ها سال قدمت دارند و از سوی یونسکو به‌عنوان میراث طبیعی شناخته شده‌‌اند در معرض آلودگی ناشی از فعالیت‌های صنعتی قرار دارند.

به‌گزارش بنیاد جهانی طبیعت، ۲۲۹ منطقه طبیعی در جهان به‌عنوان میراث طبیعی بشر به‌رسمیت شناخته شده‌اند و ۳۱ درصد از این مناطق به‌طور مستقیم به‌دلیل فعالیت‌های صنعتی، نشت نفت یا گاز و یا آلودگی‌های معدنی تهدید می‌شوند.

این میزان از مناطق طبیعی که در معرض خطر آلودگی‌های شیمیایی قرار دارند، در آفریقا به ۶۱ درصد می‌رسد.

بنیاد جهانی طبیعت با سرمایه‌گذاران همکاری می‌کند تا آن‌ها را نسبت به حفاظت از این مناطق آگاه کرده و از قدرت آن‌ها در این راه بهره گیرد.

پیر کانه، مسئول برنامه آب و هوا و انرژی بنیاد جهانی طبیعت در فرانسه می‌گوید: «در حالی که کارشناسان می‌گویند برای کنترل تغییرات اقلیمی ۲/۳ درصد ذخایر سوخت فسیلی باید ثابت باقی بماند، فعالیت شرکت‌های استخراجی لطمات سخت زیست‌محیطی و اقتصادی بر میراث طبیعی جهان وارد می‌کنند و بدین ترتیب بشریت و قلب آن را مورد هدف قرار داده‌اند.»

در این میان صنعت نفت تأثیرات منفی‌ای در این زمینه می‌گذارد و فعالان محیط زیست تلاش‌های مثبتی را برای جلوگیری از حفاری شرکت‌های استخراج نفت در مناطق میراث طبیعی انجام داده‌اند. به‌عنوان نمونه روزنامه لوموند فرانسه در سال ۲۰۱۴ نوشت که پس از جنبش اعتراضی سازمان‌های محیط زیستی، شرکت نفتی بریتانیایی SOCO بین‌المللی، از حفاری در پارک ملی «ویرونگا» در جمهوری دموکراتیک کنگو صرف نظر کرد.

گزارش بنیاد جهانی طبیعت در آستانه کنفرانس جهانی تغییرات اقلیمی سازمان ملل که قرار است در ماه دسامبر ۲۰۱۵ در پاریس برگزار شود، منتشر شده است.

 رادیو زمانه

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ مهر ۱۳٩٤
    پيام ها    +


نفس های زنده ی تفتان

آتشفشان نیمه فعال تفتان، بام شرق ایران واقع در نزدیکی خاش در استان سیستان و بلوچستان با تب و تاب افتادن، خروش دوباره خود را نشان داد.

 

به گزارش ایرنا فعالیت تفتان به عنوان یک آتشفشان دارای ویژگی های منحصر به فرد بر همگان محرز است و اینکه از دل زمین مواد مذاب خود را نشت بدهد، شگفتی کارشناسان را به دنبال داشته است.

دماوند، بزمان، تفتان، سبلان و سهند از جمله آتشفشان های نیمه خاموش و مهم کشور هستند.
بنا بر نظریات کارشناسان زمین شناسی، آتشفشان دماوند به دلیل نزدیکی به تهران، تفتان و بزمان به دلیل قرار گرفتن در قسمت های جنوب شرق و جنوب غرب شهرستان پرجمعیت زاهدان و سبلان و سهند به دلیل نزدیکی آنها به مشکین شهر و تبریز حائز اهمیت هستند.
از میان این پنج کوه آتشفشانی به جز سهند که در سالهای اخیر نشانه ای از فعالیت در آن دیده نشده است، سایر آتشفشانها به دلیل خروج دائمی گاز و بخار از دهانه و وجود چشمه های آب گرم «احتمال» فعالیت مجدد آنها وجود دارد.
سازمان زمین شناسی گامهای اولیه برای پیمایش این چهار آتشفشان نیمه فعال برداشته است.
این اقدامات شامل تهیه نقشه های زمین شناسی کوه های آتشفشانی و پایش دائمی پدیده های اطراف این آتشفشانها شامل اندازه گیری دما و ترکیب چشمه های آب گرم دامنه آنها می شود.
زمانی که آتشفشانی شروع به فعالیت می کند، ماگما از سمت پایین به سمت بخش مرکزی حرکت می کند که در این صورت دامنه آن متورم می شود.
این پدیده با چشم قابل دیدن نیست و با استفاده از دستگاهها ویژه قابل اندازه گیری است که در طرح پایش سازمان، نصب این دستگاه ها برای بررسی تغییرات ارتفاع دامنه در دستور کار قرار گرفته است.
مواد مذاب مشتعل در حاشیه کوه تفتان و در نوار مرزی شهرستان میرجاوه عصر دیروز از دل زمین به بیرون نشت کرد.
این مواد مذاب به صورت سیاه رنگ و با حجم کم است که پس از سرد شدن به صورت سنگ شکل می گیرد.
رییس گروه زمین شناسی و زیست محیطی سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور در گفت وگویی اظهار داشت: نمی توان به طور قطع اظهار نظر کرد اما احتمال دارد این مواد مذاب با فعالیت جدید پوسته آتش فشان تفتان به بیرون نشت کرده باشد.
سیاره افزود: باید یک گروه کارشناس منطقه را مورد بازرسی میدانی قرار دهد تا بتوان اظهار نظر دقیق کرد.
ارتفاع قله تفتان از سطح دریا 4050 متر عنوان شده است و بلندی آن نسبت به زمین های اطراف 2450 متر است و مساحتی که مواد آتشفشانی از ابتدای فعالیت آن تاکنون فرا گرفته حدود 1300 کیلومترمربع می شود.
آخرین فوران این آتشفشان در سالهای 1349 تا 1350 بوده است.
تفتان، آتشفشانی جوان متعلق به پلیوسن– کواترنر است که بر روی فلیش های کرتاسه فوقانی و ائوسن بنا شده است.
نخستین فوران تفتان در 20 کیلومتری شمال غرب قله فعلی ظاهر شده است که ترکیب داسیتی تا ریوداسیتی داشته و شامل گدازه و مواد پیروکلاستیک است.
در دره منتهی به پناهگاه و معبر صعود به قله، آثار این گدازه ها و مواد پیرو کلاستیک بخوبی نمایان است.

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:۱۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ مهر ۱۳٩٤
    پيام ها    +


بالگرد امدادی، کوه نورد رامشه ای را از مرگ نجات داد

مسئول امداد و نجات جمعیت هلال احمر شهرضا گفت : کوه نورد مصدوم گرفتارشده در سیاه کوه کوله گاوی رامشه شهرضا با کمک نیروهای امداد و نجات و با استفاده از بالگرد امدادی از احتمال مرگ رهایی یافت.

 

داریوش بهرامی روز شنبه در گفتگو با ایرنا افزود : روز گذشته مرد 44 ساله ای از اهالی روستای رامشه برای کوه نوردی به سیاه کوه کوله گاوی رامشه رفته تا به قله 2900 متری زین اسبی صعود کند که در نزدیکی قله دچار سقوط می شود .
بهرامی تصریح کرد : با توجه به سقوط چند متری کوه نورد نزدیک قله ، وی از ناحیه دوپا دچار شکستگی شده و قادر به حرکت نبوده است .
وی با اشاره به حضوراهالی محل در منطقه اظهار کرد : نیروهای محلی برای نجات وی حاضرشده ولی با توجه به محل وقوع حادثه نمی توانند کمکی انجام دهند .
مسئول امداد و نجات جمعیت هلال احمر شهرضا گفت : پس از تماس اهالی محل با این مرکز تیم اول امداد و نجات کوهستان هلال احمر شهرضا ساعت 7 شب اقدام به صعود به قله کرده که ساعت 10شب در مکان حادثه حضور می یابند .
بهرامی افزود : با توجه به تاریکی شب و صعب العبور بودن مسیر، این گروه نمی توانند مصدوم را به پایین منتقل کنند .
وی تصریح کرد : تیم دوم ,شبانه به قله اعزام و صبح زود به قله صعود و با بررسی های انجام شده اعلام کردند که انتقال مصدوم امکان پذیر نیست .
مسئول امداد و نجات جمعیت هلال احمر شهرضا اظهارکرد: با هماهنگی انجام شده با سازمان امداد و معاونت امداد و نجات جمعیت هلال احمر استان اصفهان , درخواست یک دستگاه بالگرد شد که امروز صبح حدود ساعت 10 بالگرد به محل حادثه اعزام و مصدوم به پایین کوه منتقل شد .

 

 


 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٠۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ مهر ۱۳٩٤
    پيام ها    +


ایران کشوری مملو از غارهای زیبا و ارزشمند است

رییس انجمن غارنوردان بالکان و سرپرست هیات نقشه برداری از غار کرکس در خراسان رضوی گفت: ایران کشوری مملو از غارهای زیبا، جذاب و ارزشمند است که در نوع خود بی مانندند

الکسی ژالوف روز چهارشنبه در نشستی خبری در مشهد در پایان عملیات نقشه برداری غار کرکس، افزود: با توجه به هشت روز کاوش و نقشه برداری در خراسان رضوی و سفرهایی که پیشتر به ایران داشته ام، به جرات می توان گفت ایران در زمینه غار کشوری مملو از جاذبه ها است.
وی گفت: تیم نقشه برداری بین المللی شامل افرادی با انواع تخصص ها در زمینه جغرافیا، جانورشناسی، زمین شناسی و متخصص غارنوردی در طول تحقیقات خود از همکاری و تلاش مطلوب متخصصان ایرانی نیز بهره مند برد.
رییس انجمن غارنوردان بالکان افزود: نتایج تحقیقات پس از بررسی و کار تخصصی اعلام می شود اما به روشنی می توان گفت غار کرکس خراسان رضوی ارزشمند و منحصر به فرد است.
مدیرکل حفاظت محیط زیست خراسان رضوی نیز در این نشست گفت: با انجام تحقیقات، غار کرکس به عنوان طولانی ترین غار شرق کشور معرفی شده است.
حمید صالحی افزود: این غار به طول 750 متر واقع در روستای بزنگان در شمال شرق خراسان رضوی، طولانی ترین غار در شرق کشور است.
وی ادامه داد: این گروه بین المللی غارنورد علاوه بر بررسی غار کرکس، از غار نمکی اسلام قلعه در 60 کیلومتری جنوب مشهد و غار بتون واقع در شهرستان سرایان خراسان جنوبی که به عنوان عمیق ترین غار شرق کشور است نیز بازدید کرد و به بررسی اقلیم و نقشه برداری غار بتون پرداخت.

 

ایرنا


 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٥:۳۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۱ مهر ۱۳٩٤
    پيام ها    +


آشوراده الگوی اکوتوریسم کشور می شود

مدیر کل حفاظت محیط زیست گلستان گفت: پیش طرح گردشگری آشوراده به عنوان طرحی کاملا همگام با طبیعت در محیط زیست کشور مصوب شده است و با تصویب نهایی این طرح، آشوراده الگوی اکوتوریسم کشور می شود

 

اسماعیل مهاجر، بعد از ظهر چهارشنبه، درحاشیه نشست خبری مربوط به یازدهمین نشست استانی دفاتر استانی خبرگزاری مهر و نخستین جشنواره ملی مهر غدیر، اظهار کرد: این طرح با همکاری استانداری، اداره کل محیط زیست و میراث فرهنگی تدوین شده است و کاملا طرحی همگام با طبیعت (اکولاژ) بوده و همزمان با طراحی این طرح در سازمان حفاظت محیط زیست نیز ارزیابی های نهایی آن در حال انجام است.

وی تصریح کرد: هیچ چیز خارج از طبیعت در این جزیره اتفاق نمی افتد و خبری از آلودگی پسماندها و ساخت و ساز در این طرح نیست. قرار است در این جزیره از انرژی خورشیدی و تصفیه خانه های بیولوژیکی استفاده شود.

مهاجر با بیان اینکه استان گلستان از نظر محیط طبیعی و محیط زیستی شرایط خاص و حساسی دارد، گفت: در گذشته از دریای خزر میزان زیادی خاویار استحصال می شد ولی امروز به دلیل صید و شکار بی رویه و البته آلودگی های نفتی که وارد دریای خزر می شود، میزان استحصال خاویار به شدت کاهش یافته است.

وی با بیان اینکه مناطق استپی، کوه، دشت، جنگل، مرتع، کویر و دریا در مقیاس ۲۰ هزار کیلومتر مربع در استان گلستان وجود دارد، گفت: استان گلستان از نظر اقلیمی جزو استانهای نادر است به طوری که در فاصله زمانی یک ساعته میتوانید دمای بالای ۳۵ درجه و زیر ۱۰ درجه سانتیگراد را تجربه کنید.

مهاجر به پارک ملی گلستان اشاره کرد و گفت: وجود ۱۵۰ قلاده پلنگ در استان گلستان انواع و اقسام حیوانات حلال گوشت و وجود تنوع گیاهی در گلستان از جمله ظرفیتهای زیست محیطی این استان است.

مدیرکل حفاظت محیط زیست استان با بیان اینکه برخی ها تنوع زیستی و اقلیمی استان های گلستان و مازندران را با ایالت کِبِک کشور کانادا مشابه می دانند، اظهار کرد: این تصور اشتباه است و این ظرفیت در هیچ منطقه ای وجود ندارد. در حال حاضر ۱۶ گونه پرونده که در قاره اروپا منقرض و نابود شده اند در پارک ملی گلستان زیست می کنند، علاوه براین ۲۳ تا ۳۰ درصد گونه های گیاهی و جانوری نیز در این استان وجود دارند.

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:٠٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٩ مهر ۱۳٩٤
    پيام ها    +


غار قلعه اسپهبد خورشید نیز توریستی می شود

مدیر کل میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری مازندران از ایجاد اقامتگاه حضور مسافران در غار قلعه اسپهبد خورشید استان خبرداد

طاق طبیعی اسپهبد خورشید با دهانه ای به طول 85 متر با بقایای قلعه ای کهن در ارتفاعات خطیرکوه در حاشیه شرقی جاده سوادکوه واقع شده است که در سال 1335 توسط عده ای از غارشناسان ایرانی کشف شد .
در دو سوی دهانه داخلی این اثر طبیعی سازه هایی مطبق از کف تا زیر طاق با کاربری فضاهایی مسکونی و تدافعی شامل پلکان ، حوض، انبار و آب انبار، از جنس لاشه سنگ و ملات آهک و گچ بنا شد و ورودی این غار دیواری با سنگ و ساروج چیده شده و تا مدخل آن ادامه دارد که حکایت گر سابقه ساخت این بنا در دوره ساسانیان است .
از ابتدای دهانه غار راهروی باریکی شروع می شود که تا آخر تالار امتداد دارد و در اطراف اتاق های متعدد وجود دارد .
دلاور بزرگ نیا روز دوشنبه در گفت وگو با خبرنگار ایرنا افزود :غار قلعه اسپهبد خورشید یکی از آثار طبیعی و تاریخی مازندران با دارا بودن دالان و تونل های متعدد برخوردار از بستر و فضای مناسب برای ایجاد اقامتگاه است .
وی با اشاره به اینکه غار قلعه اسپهبد خورشید از جمله میراث تاریخی مازندران که قابلیت واگذاری به بخش خصوصی را دارد، ادامه داد : در ماه های اخیر متقاضی برای سرمایه گذاری دراین اثر تاریخی اعلام آمادگی کرده است .
مدیر کل میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری مازندران گفت: امیدواریم با ورود بخش خصوصی و سرمایه گذاری برای ایجاد اقامتگاه در غار قلعه اسپهبد خورشید ، این اثر تاریخی از مهجوریت وگمنامی خارج شود .

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٧ مهر ۱۳٩٤
    پيام ها    +


کوبانی: آنارشیسم عاشقانه‌ای که رستگاری می‌آورد

 

وقتی که دنباله‌های القاعده در حال شکل دادن به هیولای سیاه داعش بودند، وقتی که این شبح شوم سیاه آرام‌آرام روی خاورمیانه سایه می‌انداخت و در صدد برپایی خلافت اسلامی در سرزمین‌های اسلامی پیش از جنگ جهانی اول بود، وقتی که فتح بزرگ داعش در موصل شکل گرفت و در این میان همه فقط نگاه می‌کردند، نگاه می‌کردند و نمی‌دیدند سرهای بریده‌ای را که در میانۀ میدان‌های شهرها و روستاها به نمایش درمی‌آمدند و نمی‌دیدند احیای برده‌داری و برده‌فروشی را و نمی‌دیدند فروش روستاها و زمین‌های مغلوبان را و نمی‌دیدند جوی خون را و غارت یک‌ونیم میلیارد دلاری را که داعش را به ثروتمندترین گروه پیکارجوی جهان بدل کرد، و وقتی که داعش پانزده‌هزار نفری با پیوستن انبوه کثافات کشورهای غربی که فانتزی‌های جنسی و رویاهای کشتارشان را در خاورمیانۀ داعش می‌جستند و با پول برخی کشورهای منطقه و غیر آن و بلاهت افراد و به ضرب سرنیزه و شمشیر به پنجاه‌ هزار نفر رسید، و قیافۀ هول‌انگیز ابوبکر البغدادی نمایان شد و وقتی داعش از موصل به کردستان سوریه بازگشت تا کار را یکسره کند و کوه‌ شنگال و روستاهای آن را گرفت، ایزدی‌ها را کشت، زنانشان را به اسارت گرفت و پس از تجاوز در بازار فروخت، و کودکان در کوه‌ها زیر تیغ آفتاب کور شدند، و مادران در ستیغ‌ها خون گریه کردند، و شمار کشتگان روزبه‌روز افزون شد، و وقتی که سیاست‌مداران و سازمان‌های جهانی لبخند می‌زدند و همه‌چیز از دست رفته می‌نمود، بزرگ‌ترین واقعۀ همیشه‌ها شکل گرفت: کوبانی.

سربرآوردن کوبانی از میانۀ وحشیگری بی‌پایان داعش استعاره‌ای بود که امید را برای همیشه معنا کرد. اکنون کوبانی بیش از سه ماه است که در برابر اژدهایی ایستاده است که آمده است که بماند و گسترده شود که به رنگ سیاه وحشت‌افزا همه‌جا می‌نویسد: «باقیه و تتمدد» و کوبانی این شهوت گسترش را سرکوب کرده است، همان‌گونه که آرزوی بهشت رفتن بسیاری از خون‌خواران داعش را به یأسی فجیع بدل کرده است؛ اگر جنگجویی داعشی به دست زنی کشته شود دروازه‌های بهشت به رویش بسته می‌شود و در کوبانی زنان بر علیه داعش می‌جنگند.

زنان پیشمرگه کرد آبروی داعش را برده‌اند و اعتباری برای انسانیت خریده‌اند. فراتر از آن، زنان کوبانی تمامی مناسبات جنسیتی در خاورمیانه را به هم زده‌اند، زنانی که از ضعیفه و متعه بدل به جنگجویانی هم‌تراز مردان و برتر از آنان بدل شده‌اند و سازمانی یافته‌اند که در آن زندگی و پیکار برای زندگی جریان دارد. این هم‌ترازی زنان و مردان پیامد بازسازمان‌یابی کردها در جریان تغییراتی است که در مبانی سیاسی آنها واقع شد که رویای برپایی دولت مستقل خلق کرد در پ‌ک‌ک را کنار گذاشت و در قالبی جدید به دنبال فراگذشتن از دولت بر مبنایی آنارشیستی برآمد.

این مبنا که در آثار عبدالله اوجالان فراهم آمده بود آزادسازی زنان را از نگرش جنسیتی و ناموسی از اولویت‌های خود قرار داده است، چرا که «از نظر اوجالان، «زن آزادشده جامعۀ آزادشده است. جامعۀ آزادشده نیز ملت دموکراتیک است.» این به معنای تلاش برای غلبه بر نگاه‌های رایج جنسیتی و مبتنی بر زاد و ولد بین مردان و زنان است. اوجالان اهمیت آزاد شدن زنان را به حدی می‌داند که جایی می‌گوید: «می‌گویند کارگران ستمدیده، دنیا را نجات خواهند داد، اما من می‌گویم دنیا را زنان نجات خواهند داد.»»

و کوبانی نشان داده است که زنان نجات‌‌دهندگان دنیایی خواهند بود که درحالی‌که از تلویزیون‌‌ها به پرواز اف-۱۸های امریکایی بر فراز موصل برای حمایت از منافع امریکا در عراق می‌‌نگرد زنان و کودکان در بازارهایی در همان شهر خریدوفروش می‌شوند؛ زنان نجات‌‌دهندگان دنیایی خواهند بود که در آن راه بر کمک به پیشمرگه‌‌های کرد بسته می‌‌شود؛ دویست‌‌هزار کرد آواره در میانۀ کشورهایی که نمی‌‌خواهندشان سرگردان‌‌اند و فاصلۀ کوبانی تا ترکیه دو کیلومتر است و ارتش مجهز ترکیه از ورای این دو کیلومتر کوبانی را می‌‌دید که چگونه در انبوهۀ دود و خون فرو می‌‌رفت و ایستاده بود که مبادا کمک به کوبانی کمک به پ‌‌ک‌‌ک به حساب آید؛ دنیایی که در آن کرد بودن بی‌‌وطنی است و ترا به پاره‌‌ای گوشت برهنه در برابر دهانۀ هر اسلحه‌‌ای بدل می‌‌کند که خواه ایدئولوژی افراطی سلفی آن را در دست داشته باشد یا گفتار درهم‌‌کوبندۀ دولت‌‌ملت، نتیجه یکی است؛ دنیایی که هجوم اخبار ذهن را بی‌‌سیرت می‌‌کند و فراموشی مطلق در یگانه‌‌انگاری خبرها زاده می‌‌شود؛ زنان کوبانی برخاسته‌‌اند که چنین دنیای عفنی را نجات دهند و این کار را با شعلۀ امیدی که در کوهستان‌‌ها افروخته‌‌اند آغاز کرده‌‌اند.

از سوی دیگر، کوبانی نشان داد که چگونه چشم‌‌آبی‌‌های خسته از هاکی و فوتبال امریکایی و بوسه‌‌های فرانسوی و سکس آلمانی چطور جایی پیدا کرده‌‌اند که در آن زندگی از گونه‌‌ای دیگر را تجربه کنند، با دختران نه‌‌سالۀ معصوم ایزدی و کرد و شیعه همخوابه شوند و با شمشیر سر ببرند و برای دولت‌ها متبوع‌شان این دلهره را علم کنند که بعد برگشتن این بربرها با آنها چه کنند و این همه یعنی ملال در جوامع سرمایه‌‌داری خودش را جایی خالی خواهد کرد که در بدبینانه‌‌ترین حالت فراهم‌‌آورده دولت‌‌های سرمایه‌‌داری است.

دوستی در ابتدای ظهور هیولای داعش می‌‌گفت که پیوستن غربی‌‌ها به داعش او را یاد زنگ‌‌ها برای که به صدا در می‌‌آیند، اثر همینگوی، و داستان جمع کردن کمونیست‌‌های اروپا در اسپانیا می‌‌اندازد که یک‌‌باره همه را به کام مرگ فرستادند. شاید جهادی‌‌های بالقوه و بالفعل غرب را برای همین منظور از راه‌‌های پنهان و آشکار به سوریه و عراق می‌‌رسانند که از شرشان خلاص شوند و این هیبت جرار پنجاه هزار نفری که دولتش را مستقر کرده است و سکه به نام خلیفه‌‌اش زده است و پرچمش را برافراشته و دستگاه و دیوان به راه انداخته با همین رانده‌‌شده‌‌های از غرب قوت بیشتری گرفته است. و کوبانی در برابر اینها همه ایستاده است، در برابر ملال زندگی روزمرۀ غربی که حاصل سرمایه‌‌داری است و در برابر عقلانیت افسرده‌‌ای که غرب را از دل وحشی‌گری با شمشیر و نیزه به جنایت با بمب و گلوله رسانده است. کوبانی در برابر اینها ایستاده است تا نماد مقاومت را در دل بیهودگی احیا کند.

«چیزهایی هست که امیدواری می‌‌دهد؛ اول اینکه آیین‌‌های کهن و نیز فضای روشنفکری کوردستان از دهه‌‌ها پیش سدی در برابر توفان جهنمی بنیادگرایی و بربریت بوده. و هنوز هم هست. مردم کورد به سرخوشی و حقیقت شادمانی گرایش دارند و آن را همچون یک آیین در تاریک‌‌ترین شب‌‌ها هم به جا می‌‌آورند. در سردترین شب‌‌ها. آن‌‌ها پیش و بیش از هر چیز از روح تراژیک داعشی‌‌ها ترسیده‌‌اند که یادآور همۀ انفال‌‌های تاریخ است.» کوبانی بزرگ‌‌‌ترین واقعۀ زمانۀ ماست، امیدی که می‌‌‌درخشد و می‌‌‌بینی که برای کمک به آن کاری نمی‌‌‌توان کرد، چرا که دولت‌‌‌ها مردمان‌شان را، انسان را و انسانیت را نمایندگی نمی‌‌‌کنند، چرا که در ترکیه تظاهرات در حمایت از کوبانی بیش از بیست کشته داشت، چرا که تظاهرات در جهان فقط خندۀ بلاهت سیاست‌مداران را بر چهره‌‌‌های‌شان پهن‌‌‌تر کرد و اگر کوبانی در زیر انبوه مزخرفاتی که رسانه‌‌‌ها در مغزها فرو می‌‌‌کنند از یادها نرود، شیوۀ دیگری از زیستن را نشان خواهد داد، شیوۀ دیگری از حیات جمعی را که در آن «هر انسان برای هر انسان برادری است» و در آن، «ته‌نیا ئه‌وین رزگار ده‌کات / تنها عشق رستگار می‌کند.» کوبانی خجسته‌ترین واقعه است.

 

منبع: اینترنت

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:٥٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٧ مهر ۱۳٩٤
    پيام ها    +


غاری زیبا در نزدیکی تهران ...

 

بورنیک که به معنی محل امن و خوب است، در سال 81 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده، اما با این حال تابلویی که اطلاعات آن به رویش ثبت شده باشد در اطرافش وجود ندارد! از طرفی غارنوردانی که شب را در دهانه غار گذرانده‌اند، زباله‌هایشان را کنار بقایای آتش رها کرده و رفته‌اند. زمانی که پای‌تان به دهانه غار "بورنیک" برسد، به طور حتم از اینکه کشورتان چنین جاذبه‌هایی دارد، حیرت‌زده می‌شوید.

هنگامی که از دهانه غار به دشت بورنیک نگاه می‌کنید، قطعا به یاد انسان‌های نئاندرتالی می‌افتید که 30 هزار سال پیش خانه‌هایشان غارهای سرد آهکی بوده‌ و شاید در طول روز بارها کوه را بالا و پایین می‌کردند، بدون آنکه از پدیده ای به نام آرتروز خبر داشته باشند.

غار "بورنیک" یکی از جاذبه‌های گردشگری فیروزکوه است که بعد از حدود دو ساعت کوهنوردی به دهانه آن می‌رسید و بعد از گذشتن از دو دهانه و پایین رفتن از 148 پله، به دل تاریک و سرد کوه‌های فیروزکوه می‌رسید.

اگر کمی سکوت کنید، صدای چکه آب را می‌شنوید، صدایی که شما را به دنیای طبیعت وصل می‌کند. این غار از سه تالار عظیم تاقدیسی تشکیل شده. تالار نخست یا بیرونی بورنیک و وجود آثاری از دوره‌های تاریخی کشف شده در آن، نشان می​دهد که از مراکز اصلی زندگی انسان​ها از دوره غارنشینی به بعد بوده است.

با این حال خوشبختانه هنوز این غارِ گردشگری به زباله‌دانی تبدیل نشده است. این غار هم از دست وندال‌ها در امان نمانده و هر کسی که به آن سر زده، با دیواره‌نویسی از خودش یادگاری به جا گذاشته است.
برای رسیدن به غار بورنیک باید از کوچه باغ‌های روستای هرانده بگذرید، باغ‌هایی که سیب‌های قرمز، کمر شاخه‌هایش را خم کرده است. شنیدن صدای آب رودخانه‌ای که از حَبله رود جریان گرفته و خوش و بش با مردم محلی باصفا استرس و دغدغه زندگی شهری را تا ساعت‌ها از ذهن دور می‌کند.

یکی از روستائیان می‌گوید:‌ عمده مردم روستای هرانده باغداری و کشاورزی می‌کنند. اغلب آنها گُل داودی پرورش می‌دادند و می‌فروختند، اما چون مقرون به صرفه نبود و هر شاخه را 40 تومان از آنها می‌خریدند! در حال حاضر کمتر گُل می‌کارند و بیشتر باغداری می‌کنند.

بسیاری از درختان روستا سوخته یا بریده شده‌اند. یکی از اهالی روستا درباره درختان سوخته و بریده شده می‌گوید:‌ به دلیل سم‌پاشی اشتباه در سال‌های گذشته، بسیاری از درخت‌ها خشک شدند و صاحبان آنها مجبور شدند درختان را قطع کنند.

غارنوردی در بورنیک خسته‌کننده است و برای کودکان و سالمندان مناسب نیست. داخل غار بسیار سرد است و همراه داشتن لباس گرم ضروری است. همچنین نبود چشمه و آب آشامیدنی یکی دیگر از نکاتی است که باید برای رفتن به بورنیک و کوه پیمایی در این منطقه به آن توجه شود و آب به اندازه کافی همراه داشته باشید.

 

 تابناک

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٥ مهر ۱۳٩٤
    پيام ها    +


عملیات نجات در کوه های ماکو

رئیس جمعیت هلال احمر ماکو گفت:عصر دیروز در پی اعلام تلفنی به این نهاد مبنی بر گیرافتادن فردی در کوه های اطراف  این شهر بلافاصله تیم مستقر در پایگاه جست و جو و نجات کوهستان هلال احمر متشکل از 5 نیروی فنی تخصصی به منطقه اعزام و پس از حدود 45 دقیقه کوه پیمایی به محل حادثه رسیده و سپس عملیات نجات را آغاز کردند.


نجف اذر نیو تورافزود: موقعیت استقراری فرد گرفتار شده روی دیواره ، تاریک شدن هوا ، بارش باران ، وزش باد ، لغزندگی سنگ های دیواره کار نجاتگران را دشوار و همچنین خطر سقوط فرد را افزایش داده بود.


وی ضافه کرد:نجاتگران هلال احمر ماکو پس از رسیدن به بالای سر فرد گرفتار و ایجاد کارگاه ایمن در سنگ های سست دیواره ، با توجه به موقعیت فرد ، وی را در مثلت نجات ( پیتاگور ) تثبیت کرده و با دورشته طناب استاتیک مجزا اقدام به پائین آوردن فرد گرفتار شده کردند.


آذرنیوتور گفت: این عملیات 2 ساعت به طول انجامید.

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٥:٤۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٥ مهر ۱۳٩٤
    پيام ها    +


پاک سازی غار نخجیر استان مرکزی

محوطه مجموعه گردشگری و درون غار نخجیر  روز پنج شنبه به مناسبت روز غارپاک( دوم مهر) با حضور تعدادی  از دوستداران محیط زیست و هیات کوه‌نوردی استان مرکزی از زباله پاک سازی  شد.

 

سرپرست اداره حفاظت محیط زیست دلیجان در حاشیه این مراسم در گفت وگو با ایرنا اظهار کرد: در این اقدام زیست محیطی غار نخجیر مهمترین اثر طبیعی و ملی این شهرستان  در قسمت های داخلی و  محوطه بیرونی از وجود هرگونه زباله پاکسازی شد.


کامبیز خلیلی گفت: این مراسم آموزش  چگونگی محافظت از محیط زیست  و روش های جلوگیری از تخریب منابع طبیعی به شرکت کنندگان و طبیعت دوستان آموزش داده شد.


وی ادامه داد: گردشگران و بازدید کنندگان باید بدانند که دست زدن به جاذبه های غار سبب مرگ نهشته ها شده و ریختن زباله در مجموعه غار ایجاد کپک کرده و آثار غار را از بین می برد.


وی بیان کرد: گاهی کپک ها آنقدر رشد می کنند و ریشه دار می شوند که فضای بدی را به وجود می آورند که با پاک کردن هم از بین نمی روند زیرا تا عمق نهشته ها نفوذ کرده و باعث تغییر رنگ آنها می شوند که این موضوع منظره اصلی و زیبای غار را نابود خواهد کرد.


غاز نخجیر در10 کیلومتری شهرستان دلیجان حد فاصل جاده ارتباطی دلیجان به شهر نراق واقع شده است و این غار در بین همه  غارهای استان مرکزی  شگفت انگیز و اعجاب آور تر  است و قدمتی بیش از 70 میلیون سال دارد .


این جاذبه گردشگری طبیعی ملی حکایت های چند میلیون ساله و جلوه های بی نظیر و منحصر به فردی از شکوه غارهای آهکی را فرا روی بیننده می گذارد.

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٤۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٤ مهر ۱۳٩٤
    پيام ها    +