سومین جشنواره صعودهای برتر سال 94

براساس گزارش دبیرخانه فدراسیون کوه نوردی، به دنبال فراخوان سومین جشنواره صعودهای برتر سال 94 تا این لحظه تعداد 15 گزارش صعود قلل، دیواره و آبشار یخی که در داخل کشور صورت گرفته به همراه 3 گزارش صعود فنی خارج از کشور توسط این دبیرخانه دریافت گردیده است. گزارش های دریافتی ....

در بخش فعالیت های داخل کشور:
استان آذربایجان شرقی- صعود زمستانی دهلیز مرکزی یخار
استان اصفهان- صعود خط الراس هفت خوان
استان اصفهان- صعود مسیر کریستال فال دیواره علم کوه
استان تهران- صعود زمستانی گرده آلمانها
استان تهران- صعود زمستانی قله میل فرنگی
استان تهران- صعود زمستانی اشتر به سکه نو
استان تهران- صعود آبشار یخی نوا
استان تهران- صعود سیاه سنگ ها از مسیر نو
استان تهران- صعود سریع و طبیعی دیواره علم کوه از مسیر سال ۴۸
استان خوزستان- صعود دیواره مشته
استان زنجان- صعود زمستانی دره یخار
استان قزوین- گشایش مسیر دیواره غربی علم کوه
استان مرکزی- صعود زمستانی جبهه غربی دماوند
استان همدان- صعود یک روزه دیواره علم کوه از رودبارک
استان همدان- پیمایش خط الراس اشتران کوه
استان همدان- صعود دیواره شاخک علم کوه

 

و در بخش صعودهای فنی خارج از کشور:

گرجستان- صعود دیواره جنوبی اوشبا
مالزی- صعود دیواره شاخ اژدها
ماداگاسکار- صعود دیواره کارامبونی

لازم به ذکر است سومین جشنواره صعودهای برتر خردادماه برگزار خواهد گردید.

 

فدراسیون کوه‌نوردی و صعودهای ورزشی اسامی داوران سومین جشنواره صعودهای برتر را به این شرح اعلام کرد: آقایان: محمد حسن نجاریان رئیس هیات داوری ، امیر جابر انصاری، یونس رضاخانی، ناصر جنانی و سرکار خانم پروین رضایی

 

 نقل از سایت فدراسیون

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٥
    پيام ها    +


اولین همایش ملی غار کرفتو برگزار می‌شود

سرپرست پایگاه میراث فرهنگی زیویه و کرفتو از برگزاری نخستین همایش ملی غار کرفتو در شهر دیواندره استان کردستان خبر داد.

 

 

علی هژبری در گفت‌وگو با خبرنگار میراث فرهنگی ایسنا، در این زمینه توضیح داد: اولین بار پس از 200 سال شناختی که از کرفتو می‌گذرد، با هدف تصحیح اطلاعات پیشین و نیز آماده سازی پرونده ثبت جهانی این اثر ارزنده در حوزه‌های باستان شناسی و تاریخ، معماری و هنر، مردم شناسی و فولکلور، جانور شناسی و گیاه شناسی، زمین شناسی و غارشناسی و نیز توریسم و توسعه با حضور پژوهندگان ایرانی برگزار خواهد شد.

 

او افزود: این غار دارای دو بخش طبیعی و دستکند حداقل از دوره هخامنشی استقرار داشته و تا قرن هشتم هجری قمری بارها کاربری آن عوض شده است. به نظر می‌رسد در دوران تاریخی یکی از معابد مهم مهرپرستی بوده است و در دوران اسلامی بعنوان پناهگاهی برای یک جامعه کوچرو مورد استفاده قرار می گرفته است.

 

وی ادامه داد: متاسفانه تاکنون آنگونه که شایسته یک اثر ارزشمند با این ویژگی‌ها، کاری صورت نگرفته و برای ثبت جهانی این اثر، همایش پیش‌رو اولین گام جدی برای این مهم است.

 

هژبری افزود: زیرساخت‌های ایجاد شده در طول سال‌های 78 تا 81 برای گردشگری ایجاد شده و این اثر بخشی از منطقه حفاظت شده «عبدالرزاق» با گونه‌های جانوری منحصر به فرد است. همچنین با تغییرات الگوهای زیستی بافت مردم شناسی منطقه در خطر است و باید برای حفظ این گنجینه انسانی پا پیش گذاشت.

 

به گفته‌ی وی این همایش در روزهای پنج شنبه 6 و جمعه 7 خرداد سال جاری در شهر دیواندره استان کردستان برگزار می‌شود.

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٥
    پيام ها    +


سونامی " ابیانه " به کوه کرکس رسید!

شاید می‌خواهند مردم ابیانه را از بن‌بست درآورند، با بریدن کوه‌هایی که روزی برای مردم این روستا نه تنها امنیت اقلیمی و انسانی را به ارمغان می‌آورد، که سال‌هاست جزئی از زندگی مردم شده، اما در طول چند سال گذشته علاوه بر سونامی گردشگری، ابیانه به مرور دچار سونامی ساخت‌وساز و حالا سونامی «کوه‌بُری» شده است...

 

در واقع بیش از یک سال است مردمی که خانه‌هایشان در شیب کوه «کرکس» ابیانه قرار دارد، اقدام به بریدن کوه می‌کنند تا فضایی مناسب‌تر برای زندگی فراهم کنند، اقدامی که به مرور باعث از بین رفتن منظر فرهنگی و بافت طبیعی و بکر روستا و آن‌چه برای ثبت جهانی در فهرست موقت یونسکو ثبت شده، می‌شود.

 

به گزارش خبرنگار میراث فرهنگی ایسنا، در حالی ضوابط حفاظت عرصه و حریم بافت تاریخی ابیانه در سال 1377 تصویب و ممنوعیت تخریب بافت طبیعی ابیانه به عنوان یکی از مهمترین بندهای حفاظت این بافت ارزشمند ابلاغ شد که احمد نجیبی، مدیر پایگاه روستای تاریخی ابیانه هفته گذشته از «کوه‌بُری» به عنوان یکی از مهمترین مظاهر تخریب بافت طبیعی ابیانه خبر داد.

 

او این اتفاق را در حال حاضر مشکل بزرگی در راه حفاظت از بافت ابیانه دانست که بسیاری از ابیانه‌ای‌هایِ مقیم تهران و نقاط دیگر که در سال‌های گذشته تمایل به داشتن خانه‌ای در ابیانه پیدا کرده‌اند، با نگاهی متفاوت از نگاه پیشینیان این روستا، میل به ساختن خانه‌هایی با تمام مشخصات مدرن در ابیانه دارند و هماهنگی با بافت تاریخی- طبیعی را تنها در استفاده از کاهگل قرمز در نمای نهایی خانه می‌دانند.

 

محمدعادلی ابیانه، دهیار روستای تاریخی ابیانه، اما نظر دیگری درباره‌ی وقوع این اتفاق در ابیانه دارد.

 

او در این زمینه به خبرنگار میراث فرهنگی ایسنا می‌گوید: مالکان خانه‌هایی که روی شیب قرار دارند، برای انجام تعمیر یا نوسازی کوه را می‌بُرند تا بتوانند زمین را صاف کنند. در طول دو سال گذشته حدود سه مورد از این اتفاقات داشته‌ایم.

 

وی اضافه می‌کند: از سوی دیگر هرجا که یک شخص زمینی را می‌خرد، برای ساخت خانه‌اش آن را صاف می‌کند.

 

عادلی با تاکید بر اینکه انجام چنین کاری نیازمند گرفتن مجوز از کمیسیون ساخت‌و‌ساز ابیانه که زیر نظر اداره‌های میراث فرهنگی روستای ابیانه، شهرستان و استان اصفهان، بنیاد مسکن، شورای اسلامی و دهیاری ابیانه است، بیان می‌کند: تاکنون کسانی که این کار را انجام می‌دادند، مجوز این کمیسیون را نمی‌گرفتند؛ اما پس از ملی شدن پایگاه میراث فرهنگی ابیانه به عنوان یک روستای تاریخی، میراث فرهنگی نیز نسبت به این قضیه حساس‌تر شده است، بنابراین جزو مصادیقی است که نباید در ابیانه انجام شود.

 

وی بیان می‌کند: با تدوین مصادیق این نوع ساخت وسازها، نخست کمیسیون ساخت‌وساز باید رای خود را در این زمینه صادر کند، و نتیجه به دهیاری ابیانه اعلام شود، تا امکان صادر کردن یا نکردن مجوز برای این نوع ساخت و سازها که همراه با «کوه‌ُبری» است، فراهم شود.

 

به گزارش ایسنا، 18 بهمن سال گذشته و به دنبال ملی شدنِ پایگاه میراث فرهنگی ابیانه، «پایگاه حفاظتی» این روستا نیز راه‌اندازی شد تا با پرسنل ثابت وظیفه و کادر رسمی یگان حفاظت، حفاظت مستمر و پایش روستای تاریخی ابیانه را در دستور کار خود قرار دهند. در واقع با ملی شدن این پایگاه میراث فرهنگی، به نظر می‌رسد اقدامات حفاظتی بیشتری برای این روستای تاریخی در دستور کار قرار گرفته است.

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:۳۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٥
    پيام ها    +


پروانه کاظمی: ماکالو صعود شد


پنجشنبه 95/2/23

حدود ساعت 8 صبح امروز و 9 صبح به زمان محلی پروانه از روی قله ماکالو با تماس تلفنی موفقیت خود را اطلاع داد. خبر بازگشت سلامت اش به کمپ های پائین اعلام خواهد گردید.

Around 9 am local time Parvaneh from the summit of Makalu with a phone call informing her success. The low camps return  health will be announced.

 

 

نقل از سایت شخصی پروانه کاظمی

 

 

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩٥
    پيام ها    +


کوه نورد اتریشی پس از سقوط 800 متری زنده ماند

این کوه نورد اتریشی 38 ساله ظهر روز دوشنبه در کوهستان هور زونبلیک (Hoher Sonnblick) مشغول کوه نوردی در ارتفاع 3050 متری بود که پایش لغزید و با سقوطی 800 متری به ارتفاع 2250 متری فروغلتید.


امدادگران خبر دادند که صورت و پاهای این فرد بشدت آسیب دیده است، ولی بالگرد امداد توانست مصدوم را با وجود وزش باد شدید به سرعت به بیمارستان برساند.

کارشناسان معتقدند که نرمی برفی که این کوه نورد بر روی آن سقوط کرد باعث شد تا ضرب برخورد گرفته شود و جان وی نجات یابد.

 
ایرنا

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩٥
    پيام ها    +


فاجعه ی برودپیک: دیدگاه امین معین

 

سخنی با رامین شجاعی:

آقای شجاعی

همانطور که گفتید، داستان کوه داستان پر فراز و نشیب زندگی است و ما در زندگی تجربه می­کنیم.. اشتباه می کنیم.. می­بازیم.. زمین می­خوریم.. بلند می شویم و دوباره زمین می خوریم و دوباره...  خیلی از این کارها را می شود تکرار کرد ولی ... در زندگی فقط یکبار زندگی می کنیم. فقط یکبار..

قابل احترام  است که کسی این قدرت را داشته باشد تا با سعه صدر، شکیبایی و صداقت انتقاد کند و انتقاد بشنود، به کسی توهین نکند و از تملق بپرهیزد.. ولی  آرزو کافی نیست! باید تلاش کرد..

شاید برودپیک برای شما همان آزمون بزرگی بود که برخی اعتقاد دارند برای هر کسی در زندگی  پیش خواهد آمد همان لحظات آبدیدگی... همان خوان آخر .. در قدم اول اگر به نظر خودتان سربلند بیرون آمده اید که زهی سعادت برای شما و اگر نه باید به خود پاسخگو باشید و در گام دوم اگر در نظر دیگران هم سربلند بیرون آمده اید که سعادت دو چندانت باد و اگر نه ...

من تلاش شما را برای تحقق بخشیدن به اندیشه ای نو ارج می نهم. می­دانم که در این مدت و در آن مدت سختی های بسیار کشیده اید . بی اندازه سخت.. زخم زبان  شنیده اید و خون جگر خورده اید. به اعتقاد من در بیان جزئیات برنامه صادق بوده اید این را می شود در نوشته های شما به وضوح دید. البته گره کار جای دیگریست! گزارش نهایی شما را خواندم و بسیاری مطالب دیگر اگرچه شاید واقعاً نیازی به نوشتن و خواندن اینهمه جزئیات نیست! خود بهتر می دانید.. و خود بهتر می توانید خود را نقد کنید در جایی گفته بودید :" صد در صد اشتباه داشته ام. مگر می شود چنین اتفاقی بیافتد و اشتباهی نشده باشد؟! خودم اولین نفرم که از خودم نقد خواهم داشت. "  هرچند این کار را هرگز نکردید! آری برای پیروزی باید بهائی داد ولی نکته در اینجاست که چه بهائی...؟!

 

با احترام به آنان که اندیشه ی سربلندی این مرز و بوم را در سر میپرورانند و آرزوی آرامش روح سه کوهنوردی که هرگز بازنگشتند.

شاید بتوان چکیده ی علل شکل­گیری حادثه ی رخ داده را در این جمله ی آغازین گزارش سرپرست تیم برودپیک 92 مشاهده کرد. می­توان گفت این برگرفته از دیدگاهی است که باشگاه آرش با توجه به بضاعت هیمالیا نوردی اش بر اساس آن برنامه ی گشایش مسیری نو در یک 8000 متری را پایه ریزی کرد.

 کمی به فضا و متن جمله دقت کنید:

 " بهتر است شجاعت انجام کارهای سترگ را داشت، به افتخارات عظیم نائل شد. حتی اگر این راه با شکست همراه باشد. تا اینکه پا در رکاب افراد نحیفی گذاشت که نه از چیزی لذت می برند و نه از چیزی زجر می کشند. آنان که در دنیای خاکستری شان نه طعم پیروزی را چشیده اند و نه طعم شکست را"      تئودور روزولت!

 

اما مواردی که در راستای واکاوی جزئی تر برنامه برودپیک 92 می­توان به آنها اشاره کرد به شرح زیر است:

آمادگی جسمانی سرپرست:

اگرچه برنامه تمرینی که آقای شجاعی ارائه داده اند خیلی جامع است و نویسنده آن هم کوهنورد و هم راهنمای کوه  قابلیست و در گذشته شاید با همین شیوه ی تمرینی توانسته پیرمردی را بر فراز اورست برساند ولی باید گفت  نکته ی مهم این است که  به هر شکل و با هر سطح تمرینی، بازده ی جسمی سرپرست تیم برودپیک  در سال 92 برای این برنامه مناسب نبوده است. تمرینات ارتفاع یا تمرینات میدانی یا کار با وزنه یا تمرین فنی کوهنوردی یا هر نوع تمرین دیگری به تنهایی برای یک برنامه ی هیمالیا که شاید بتوان گفت از لحاظ پیچیدگی همه جانبه کمتر فعالیتی به پایش برسد، کافی نیست و اگر ایشان خودشان را در این برنامه ضعیف تر از برنامه های قبلی نیافته اند، بدین معنی است که در برنامه های قبل هم وضعیت ایده آلی نداشته اند!

در جواب این سوال که آیا می توان به نفر پنجم یک مسابقه دشوار دوومیدانی گفت آمادگی جسمانی "نداشته" است فقط به این دلیل که نفر پنجم شده است؟ باید گفت:

 

اگر در مسابقه ای کسی در بین پنج نفر شرکت کننده، نفر آخر شود آنهم با اختلاف بسیار زیاد و تازه از خط پایان هم عبور نکند! آمادگی جسمانی خوبی نداشته است.

 

آقای رامین شجاعی به قصد همراهی تیم گشایش کننده وارد برنامه شده اند در حالی که حتی توان صعود تا گردنه را هم نداشته اند! بدون شک عدم آمادگی مناسب سرپرست در بوجود آمدن فاجعه ی بعد از حادثه سهیم بوده است این در حالی است به نظر می آید نفر دیگر یعنی آقای افشین سعدی هم توان صعود حتی از مسیر نرمال را نداشته اند چه رسد به همراهی نفرات گشایش کننده.

 

آقای شجاعی در جایی از کوهنوردان بزرگی یاد کردند مثل : کوکوشکا- پتروفسکی – یان کلاگ - پیتر بوردمن- میک بورک- نیک استکورت و جو تاسکر ... و برنامه های بزرگی که ایشان در انها کشته شده اند. به نظر می آید سرپرست برنامه برودپیک 92 سعی در طبیعی جلوه دادن این حادثه با تکیه بر حوادث رخ داده برای دیگر تیم ها باشند. در این مورد به نکات زیر اشاره می کنم:

 در ابتدا بهتر است نگاهی به انواع خطرات طبیعت داشته باشیم:

Objective hazards

خطرات ذاتی- بالقوه

خطراتی که ناشی از شرایط موجود در کوهستان هستند. مثلا شرایط هوای ناپایدار، سقوط سنگ و یا یخ ، پل های برفی ناپایدار و یا بهمن که اساساً برای همه ی کوهنوردان وجود دارند و کوهنورد نمی تواند بر هیچکدام از آنها کاملا کنترل داشته باشد.

در مقابل آنها (subjective hazards) هستند

Subjective hazards

خطراتی که ناشی از محیط طبیعی مانند صخره ها و یا کوهستان نیستند بلکه که کوهنورد می تواند بر آنها تاثیرگذار باشد و در واقع ناشی از عامل انسانی هستند. مانند سیستم حمایت ضعیف، سقوط ، میانی های نامناسب و...

 منبع: CLIMBING DICTIONARY

با پیشرفت همه جانبه­ی کوهنوردی که می تواند شامل بوجود آمدن ابزار و روش های جدید و ایمن- احاطه­ی بیشتر به محیط کوهستان با استفاده از انواع سیستم های هواشناسی و موقیت یاب جهانی - بهبود سیستم های تمرینی و آمادگی در کوهنوردی و ده ها مورد دیگر باشد، می­توان گفت قسمت قابل توجهی از حوادث کوهنوردی در دسته ی خطرات بالقوه جای می­گیرند و در واقع خطراتی که ناشی از خطاهای انسانی است به حداقل کاهش یافته است. از کوهنوردان مشهوری که به واسطه ی خطرات ذاتی کوهستان دچار حادثه شده اند می توان به هرمان بول به دلیل شکسته شدن نقاب برفی مسیر در قله ی چوگولیزا در سال 1957-  آناتولی بوکریف به دلیل حادثه ی بهمن در صعود  زمستانی آناپورنا در سال 1997-   راب هال به دلیل طوفان در رخ جنوب غربی اورست در سال 1996  و بسیاری موارد دیگر اشاره کرد که تفاوت حوادثی که برای آنها بوجود آمده است با حادثه ی پیش آمده در تیم برودپیک92 مشهود است !

همچنین اگر نگاهی به سابقه کوهنوردی این افراد بیاندازیم به روشنی اختلاف سطح کوهنوردی تیم برودپیک با این افراد مشخص خواهد شد. به عنوان مثال می توان به موارد زیر اشاره کرد:

http://en.wikipedia.org/wiki/Joe_Tasker

http://en.wikipedia.org/wiki/Peter_Boardman

http://en.wikipedia.org/wiki/Mick_Burke_(mountaineer)

http://en.wikipedia.org/wiki/Jerzy_Kukuczka

http://en.wikipedia.org/wiki/Tadeusz_Piotrowski_(mountaineer)

در جایی آقای شجاعی  راجع به ناآگاهی از پیچیدگی های صعودهای دشوار در هیمالیا صحبت کرده اند. و اینکه کسی در ایران به غیر از تیم های باشگاه آرش، سابقه صعود از مسیری غیر از مسیر نرمال در هیمالیا را نداشته است و بسیاری از افرادی که پا به هیمالیا گذاشته اند حتی در ایران هم در اندیشه صعودهای نو و برتر نبوده اند و در نتیجه با ناشناخته ها در کوهستان دست و پنجه نرم نکرده اند. و متاسفانه وقتی در مقام منتقد قرار می گیرند سعی می کنند با همین نگرش به نقد برنامه برودپیک بپردازند. به قول دوستی با نگرش صعودهای تابستانی قله های ایران به هیمالیا رفته اند و با همان نگرش برنامه برودپیک را نقد می کنند.

سوال اینجاست که آیا تمام شدن باطری بیسیم! مناسب نبودن لباس برای صعود! نداشتن اطلاعات مناسب نظیر فایل جی پی اس مسیر! و عدم قاطعیت سرپرست در هنگام بروز حادثه! هم جزء پیچیدگی های صعودهای دشوار در هیمالیاست؟!  گویا توصیه های اکید ایشان در برنامه فقط به مواردی از قبیل احتیاط در هنگام عبور از پل روی رودخانه ی نزدیک بیس کمپ محدود شده است. و یا ایشان لحن دستوری شان را فقط در هنگامی استفاده کرده اند که تیم صعود کننده از فرط فشار و درماندگی از ایشان کمک می طلبند " شما چی دستور می­فرمائید؟!" در حالی که خود بهتر می دانند این لحن بسیار پیش از این باید استفاده می شد. حتی به قیمت اینکه آیدین جواب بی سیم و یا حتی خبر صعود به قله را ندهد یا دیگران در ایران این تیم و برنامه را به سخره بگیرند و یا غرور کسی جریحه دار شود و یا به زورگویی تعبیر شود و باعث تکدر خاطر برخی شود و یا... هر چیز دیگری بجز مرگ آن  سه نفر...

 

روند تبدیل حادثه به فاجعه از همان روز نخست و بسیار کند گشایش مسیر( اصلاً مهم نیست به چه دلیل) و آن شب سختی که آیدین به آن اشاره می کند شروع می شود بعد آن شب "سگی" در هوایی نچندان خوب و در ادامه ... هشدار هایی که تماماً از طرف سرپرست برنامه نادیده گرفته شدند شاید بر اساس همان احترام اشتباه به قوی تشخیص نفرات..

 

ترکیب تیم

ترکیب تیم برودپیک سال 92 به وضوح دارای نواقصی بوده است. پیوستن پویا کیوان در واپسین روزهای برنامه به این تیم در حالی که برای برنامه هیسپار تمرین کرده بود و گوشه چشمی هم به صعود خط الراسی در هندوکش و منطقه ی نوشاخ داشت! یعنی سه برنامه ی متفاوت! نشاندهنده ی اصرار باشگاه آرش به اتمام برنامه برودپیک و پر کردن جای خالی بود که در تیم احساس می شد. شاید تحت فشار افکار عمومی و حتی جامعه ی خاص کوهنوردی.  تیمی بسیار جوان با تجربه ی صعود­های خوب ولی نه رویایی در ایران. تجاربی بسیار ارزنده ولی نه به شکلی که برخی گفته اند انگشت تعجب همه ی کوهنوردان در دندان تحیر بماند! اینها به ملاکی تبدیل می شوند که بر طبق آن آقای شجاعی به تیم می گوید" شما از تجربه- توان و پختگی کافی برخوردارید!" ولی آیا واقعا اینگونه بود؟! البته سرپرست تیم در موازنه و یا در بیان بهتر در مقابله­ی تجربه و سرعت، به نفع سرعت از تجربه به سادگی عبور می کند غافل از اینکه تجربه همان کلید حل مشکلات در هنگام بروز حادثه است! به نظر می آید که تصمیمات نهایی تیم صعود از طرف آیدین بزرگی و حتی شاید با مشورت با دو نفر دیگر صادر می­شده.. و کمیت و کیفیت این تصمیمات را می توان در دست نوشته­های آیدین که بخشی از افکارش قابل احترامش را به تصویر می­کشد مشاهده کرد. جملاتی با بار حماسی بالا که هر کسی را به صعود و صعود و صعود تشویق می کند..  تصمیم برای تغییری بزرگ در کوهنوردی این کشور ستودنی است بله ستودنی ولی افسوس که برای شانه های نازنین آن سه جوان باری بسیار سنگین بود! بله براستی " کوهنوردی ایران با این حادثه سالها به عقب رانده شد"

 آیدین: فقط آرزوی ما این است، کسی مانند آنچه بر ما آمد را تجربه نکند. همین!

اگرچه آیدین و پویا یک برنامه جدی در علم کوه با هم اجرا کرده بودند ولی پویا با هیچکدام از سه نفر دیگر یعنی مجتبی و افشین و رامین برنامه ای اجرا نکرده بود! اگر این نکته ی مهمی نیست پس تمام اصولی که بر پایه ی شناخت نفرات از هم قبل از اجرای برنامه های دشوار وجود دارد زیر سوال خواهد رفت. البته مطمئناً مثالهایی برای نقض این مطلب وجود دارد ولی فراموش نکنیم که همیشه صعودهای موفق صعود های درستی نیستند. من به این می گویم کوهنوردی بر لبه تیغ!  متاسفانه تیم برودپیک قبل از اجرای برنامه اصلی شاید تنها به بهانه ی گریز از اجرای اردوهای خشک از تمرینات و اردوهای منسجمی برخوردار نبودند و در این حادثه حتی جای خالی آموزش های دنیس اروبکو در مورد تغذیه و شبمانی در ارتفاع احساس می شد. 

 

موارد پزشکی:

همانطور که در وبلاگ کوه قاف اشاره شد تیم در سال 88 با مشکل جدی پزشکی یکی از نفرات مواجه بودند. مشکلی که با فرستادن آن به پس زمینه و بدون بررسی جدی به فراموشی سپرده شد. به یاد دارم در گفتگوی کوتاهی با جناب بابازاده و در حالی که ایشان اصرار داشتند یک تیم با شیوه ی آلپی نیاز به پزشک ندارد! مطرح کردم که وجود پزشک می تواند در یک برنامه هیمالیا بدون در نظر گرفتن استراتژی صعود، بسیار موثر باشد. چه بسا نکاتی که از دید تجربه پنهان و در نگاه علم پزشکی روشن و واضح است. البته ایشان نبود پزشک را مانند بسیاری موارد دیگر به کمبود منابع مالی حواله دادند! شاید اگر آقای بابازاده قبل از عزیمت تیم فراخوانی اعلام میکردند، بودند پزشکانی که برای کمک بشتابند. 

 

 

مسائل مالی:

این مورد امروز در جامعه ی ما نه در کوهنوردی بلکه در بسیاری از دیگر زمینه ها به سپر بلایی مبدل شده است که برخی اوقات بار تمامی کاستی ها را به تنهایی به دوش می کشد! سوال اینجاست که اگر تیمی تا حدی با مشکلات مالی دست و پنجه نرم می­کند که بر روی کارایی تیم اثر گذار است، چه اصراری به اجرای برنامه  وجود دارد. آنهم برنامه ای در این حد و حدود که کوچکترین مسائل می توانند پر رنگ تر از همیشه جلوه کنند. براستی چند درصد از هزینه ای که برای عملیات امداد پرداخت شد می توانست درصد سلامت صعود را بالاتر ببرد. مشکلات مالی متاسفانه یکی از مهمترین عوامل بوجود آوردنده ی این نگاه به هیمالیا است که به قول دوستی: یا الآن یا هیچوقت!! دیدگاهی که به نظر می آید در ادامه صعود تیم گشایش کننده بی تاثیر نبوده است.

 

 

عملیات امداد:

شکی در این نیست که سرپرست تیم هر آنچه در چنته داشته برای امداد رسانی به تیم حادثه دیده صرف کرده است ولی افسوس که چیز زیادی در چنته نداشته است! در گزارش می خوانیم که در حالی که آیدین در تماسش شکوه میکند واعلام کرده که توان حرکت ندارد، زمانی که دقایق سرنوشت ها را رقم می زنند... آقای شجاعی تازه در تدارک گرفتن باطری بیسیم بوده اند! اگرچه ایشان اعتقاد دارند که اصولن جی پی اس در چنین برنامه های خیلی کاربرد ندارد! ولی وجود فایل جی پی اس مسیر  برای جلوگیری از گم کردن مسیر و در نتیجه تحلیل رفتن انرژی نفرات،از دیگر مواردی است که اهمیت وجود آن در چنین مواردی مشخص می شود. 

موارد پیدا و پنهان بسیاری وجود دارد که حقیقتاً پرداختن به آنها دردی را دوا نمی کند!  بزرگترین زنگ خطر و مایه ی تاسف این حادثه این است که سرپرستان رسمی و غیر رسمی این برنامه تمایلی به قبول اشتباهات احتمالی رخداده ندارند! شاید براستی هنوز در نشئگی صعود بسر میبرند! و این نوید شوم ادامه ی روند پرورش کوهنوردان – مربیان - سرپرستان و سازماندهی تیم هاییست که بازهم حادثه آفرین خواهند بود.

به امید اینکه  آن تغییر بزرگ در کوهنوردی ایران را از همینجا شروع کنیم.

امین معین

مهرماه 92

 

 

 نقل از وبلاگ شخصی امین معین

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٥
    پيام ها    +


نگاهی به دلایل و زمینه های بروز فاجعه ی برودپیک

به بهانه ی طرح موضوع در تلگرام: " گروه نقد و بررسی ..."

 

 

یکی از مهم‌ترین دلایل و زمینه‌های شکل‌گیری و بروز فاجعه‌ی تراژیک برودپیک ایرانی را شاید بتوان در کمبود و ضعف مطالعات ، بررسی‌ها و آن شناخت کافی و لازم  از سختی‌ها و مشکلات مسیر در نظر گرفته شده دانست و روشن است که  چنین خلائی ، اصلی‌ترین نمود خود  را _ و به شکلی طبیعی _ در  آسان‌گیری مسیر نشان می‌دهد.

ردپای این آسان‌گیری در نگاهی به برنامه‌ی پیش‌بینی شده و سپس اعلام شده‌ی تیم کوه‌نوردان باشگاه آرش برای فتح برودپیک از مسیری جدید  ( اینجا  و  اینجا )  کاملا مشهود است : شنبه 22 تیر روز استارت مرحله نهائی برنامه از کمپ 3 که ارتفاع آن به نقل از گزارش قبلی رامین شجاعی 7015 متر ذکر شده و پیش‌بینی حداقل 800 متر صعود و گشایش مسیر در یک روز!!

 

 عمق و شدت آسان‌گیری مسیر نزد برنامه‌ریزان تیم به حدی بوده که حتی احتمال دست‌یابی به قله در همان روز اول را هم می‌داده‌اند!!  وقتی برای برنامه‌ی روز شنبه‌ی خود می‌گویند : " بیواک احتمالی در صورت نیاز در ارتفاع 7800 متر " ... و نهایت ، پیش‌بینی روز یک‌شنبه برای صعود نهایی،  آن هم در دو کرده‌ی دو و سه نفره !! ... که این نیز به نوبه‌ی خود گوشه‌ی دیگری از میزان برنامه‌ریزی غلط را از سوی مدیران این تیم نشان می‌دهد . یعنی : از همان ابتدا و از اساس برای این تیم ،  تفکر پیش‌بینی تیم پشتیبانی و امداد وجود نداشته است ... از همان ابتدا و شاید از تبعات همان آسان‌گیری ، قرار بوده هر 5 نفرشان صعود کنند!! ...

روشن است که وقتی شما شناخت‌تان از مسیر کافی و کامل نیست و آن را ساده و دست‌کم گرفته‌اید ، تدارکات و برنامه‌ریزی‌تان نیز متناسب با آن خواهد بود و تیم کوه‌نوردان باشگاه آرش بر پایه‌ی مجموعه‌ای از چنین برآوردها و ارزیابی‌هایی _  که قرار است خیلی زود و در جریان عمل غلط بودن و اشتباه بودن خود را نمایان سازد _  با استارت از کمپ 3 به استقبال زنجیره‌ای از مشکلات و سختی‌های در کمین نشسته و پیش‌بینی نشده می‌رود.

 

مرحله نهائی صعود آغاز می‌شود ... حالا  اینکه واقعیت خود را برای تیم کوه‌نوردان آرش چگونه نشان می‌دهد و در عمل آنان  چه خواهند کرد ، پرسشی است که سعی می‌کنیم با نگاهی به روزشمار برنامه و اظهارات رسمی ارائه شده پاسخی برای آن بیابیم.

 

شنبه 22 تیر :  تیم سه نفره حرکت خود را از محل کمپ 3 شروع می‌کند ...  ارتفاع کمپ 3 در گزارشات قبلی رامین شجاعی، 7000 متر و 7015 متر ذکر شده است ... حاصل تلاش تیم  سه نفره در این روز ، فقط تراورسی 700 متری و رسیدن به ابتدای دیواره‌های مسیر است ( اینجا ) ...  و تیم  قصد خود را برای بیواک به تهران اطلاع می‌دهد ... اگر عکس رسمی ارائه شده در رابطه با محل‌های بیواک را معتبر بدانیم ، ارتفاع تقریبی محل بیواک اول براساس انطباق با گوگل ارث ، در حدود 7200 متر است ...  یعنی تیم در اولین روز فعالیت خود و طی یک حرکت تراورسی فقط 200 متر ارتفاع بالا می‌رود  ... عملکرد تیم در همان روز اول ، هیچ  نزدیکی و شباهتی را به برنامه‌ریزی‌های قبلی و آن ارزیابی‌ها و برآوردها نشان نمی‌دهد ... آنان قرار بود در این روز خود را به زیر قله در ارتفاع 7800 متر برسانند اما ... همه چیز حکایت از اختلافی عمیق میان واقعیت منطقه و تئوری‌های غلط آقایان دارد ... و نکته‌ی قابل تاسف اینکه : واقعیت‌های روز اول مرحله‌ی نهائی صعود ، موجب گوش به‌زنگ‌ شدن و اندکی نگرانی نزد آقایان تصمیم گیرنده در تهران ، نسبت به تیم حاضر در منطقه و روزهایی که در پیش‌رو دارد نمی‌شود .

 

 

 

یک‌شنبه 23 تیر :  تیم3 نفره تلاش خود را برای صعود اولین دیواره‌ی سنگی در پیش‌رو آغاز می‌کند ... این دیواره‌ی سنگی ، سخت و سنگین و پرکار به تهران گزارش می‌شود ... عملکرد تیم برای روز دوم برنامه ( روزی که طبق پیش‌بینی می‌بایست در قله باشند ) فقط صعود این دیواره‌ی 100 متری است ... اعلام بیواک دوم بالای این دیواره (محل مشخص شده در عکس رسمی )  به تهران صورت می‌گیرد ... اگر عکس رسمی منتشر شده را ملاک قرار دهیم ، ارتفاعات ذکر شده در اعلام‌های رسمی نادرست است ... محل بیواک اول 7200 متر و بیواک دوم با اعلام صعود یک دیواره ی 100 متری در حدود 7300 متر خواهد بود ... تیم در دومین روز فعالیت خود فقط 100 متر ارتفاع بالا رفته است ... این تیم در روز دوم خود هنوز بیش از 700 متر با قله فاصله دارد و دو بیواک فرسایشی را نیز تجربه کرده است ... اختلاف و عدم نزدیکی و شباهت میان واقعیت‌های منطقه و پیش‌بینی‌های قبلی به شکلی عمیق‌تر از روز اول خودنمائی می‌کند اما ... هنوز در تهران کسی را گوش به‌زنگ و شاید اندکی نگران نکرده است‌!! ... هنوز نزد آقایان تصمیم گیرنده در تهران  کسی به درصدی حتی اندک از احتمال حادثه فکر نمی‌کند و کوچک‌ترین پیش‌بینی و آماده‌گی برای مواجهه با آن اندیشیده نشده است !!

 

 

دوشنبه 24 تیر : باور به عملکرد تیم در این روز که خبر از جهشی ناگهانی و فوق‌العاده در سرعت بالا رفتن تیم می‌دهد ، براستی سخت و دشوار است ... برای تیمی که تلاش اش در روز اول و ارتفاع پایین‌تر فقط  200 متر صعود بوده و برای تیمی که تلاش اش در روز دوم فقط 100 متر صعود بوده ... به یک‌باره اعلام می‌شود که  ... با وجود افزایش ارتفاع ، نزدیک به 700 متر صعود داشته و قصد بیواک در 8000 متر دارد!! ... اعلام می‌شود فاصله‌ی آنان تا قله نیم الی یک ساعت بیشتر نیست ... اما تصمیمات و دستورات غیرقابل درک و رد پای آن آسان گیری‌ها هنوز ادامه دارد ... اعلام می‌شود دیگر نیازی به صعود تیم دو نفره‌ی مستقر در کمپ 3 به گردنه نیست ... اعلام می‌شود تیم قله نیاز به کمک ندارد !! ... و  با این گونه تصمیمات و دستورات ، روشن است و دیگر نیاز به تکرار ندارد که در نزد  آقایان تصمیم گیرنده در تهران هنوز دلیلی برای نگرانی دیده نمی شود !!

 

 

سه شنبه 25 تیر :  طی خبری بسیار کوتاه و مختصر ( اینجا ) ... و بر خلاف خبرهای قبلی که لااقل بیانگر جزئیات بیشتری بود ... اعلام می‌شود که تیم در ساعت چهار و نیم بعدازظهر به قله رسیده است ... از انتشار فایل‌های صوتی و تماس زنده از فراز قله با وجود وعده‌های چندین بار داده شده خبری نیست ... در اظهارات رسمی روز قبل گفته شده بود فاصله‌ی آنان تا قله نیم الی یک ساعت است ... و اینکه حالا چه وقایع و رویدادهایی رخ داده است که تیم چهار و نیم بعدازظهر بر فراز قله است ، چیزی به افکار عمومی گفته نمی‌شود ... از اینکه تیم آرش مشکلاتی در این روز داشته است یا نه ، چیزی نمی‌دانیم ... فقط می‌دانیم تیمی که کمتر از 50 متر با قله فاصله داشته است ، ساعت چهار و نیم بعدازظهر آن را فتح نموده .... و باز متاسفانه این هنوز مسئله‌ای نیست که آقایان تصمیم‌گیرنده در تهران را گوش به‌زنگ کند و  یا نگران‌شان کند و بیایند با فکر کردن به احتمال بروز حادثه برای تیم خسته با آن بیواک‌های فرسایشی بیش از حد و تدارکات ناکافی ، اقدامات خود را برای آماده‌سازی و  سازمان‌دهی تیم امداد و آغاز عملیات کمک رسانی شروع کنند ... متاسفانه!

 

 

 چهارشنبه 26 تیر : اطلاع‌رسانی رسمی در باره عملکرد تیم برای فرود به کمپ 3 فقط طی دو نوبت (صبح و بعدازظهر) صورت می‌گیرد ... در خبر صبح ( اینجا ) گفته می‌شود تیم بازگشت خود به سوی کمپ 3  را از ساعت 8 آغاز خواهد کرد ... و گفته می‌شود آنها شب سردی را  روی گردنه‌ی بین قله فرعی و کمپ 3 گذرانده‌اند ... اما در خبر بعدازظهر ( اینجا ) شرایط به ناگاه دگرگون می‌شود ... گفته می‌شود تیم در انتخاب مسیر اشتباه کرده است و بعد از تلاشی حدودا  9 ساعته قصد پنجمین بیواک در ارتفاع 7700 متری را دارند ... اینجا در کمال حیرت و شگفتی می‌بینیم که چنین اتفاق تکان‌دهنده ای در آن ارتفاع مرگبار یعنی اعلام گم کردن مسیر اصلی توسط اعضای تیم و با آن شرایط باورنکردنی و ترسناک  در هیمالیا ( به هم‌ریختن پیش‌بینی های تئوریک قبلی ، بیواک‌های فرسایشی پی در پی و کمبود شدید تدارکات آب و غذایی و خسته‌گی مفرط و ... ) هم چنان  موجب نمی‌شود که آقایان تصمیم گیرنده در تهران برای سازمان‌دهی یک عملیات امداد و نجات اقدامات خود را آغاز کنند!! ... و حداکثر و نهایت تکاپوی آقایان در تهران و در این روز خلاصه می‌شود در یافتن نقاط جی پی اس مسیر صحیح برگشت و ارسال آن از طریق ایمیل و پیامک  و دستور به اعزام یک شرپا برای رساندن آب و غذا به کمپ 3  در روز 5 شنبه !!

 

 

و صبح پنج شنبه  27 تیر ... که آیدین بزرگی طی تماس با تهران تقاضای کمک می‌کند ... او می‌گوید سه روز است آب و غذا نخورده‌اند ، چادرشان پاره شده و قادر به حرکت نیستند  ... و سرانجام این تقاضای دردمندانه‌ی کمک موجب می‌شود که آقایان تصمیم گیرنده در تهران  گوش به زنگ شوند ...  و بالاخره نگران شوند ... و اقدامات جدی خود را برای سازمان دهی یک تیم امداد و نجات ،   تازه آغاز کنند ... از ابتدا و از نقطه ی صفر ، کمک رسانی به تیم در آستانه ی مرگ را آغاز کنند !! 

 

فکر نمی کنید آغازشان اندکی دیر بود ؟!

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩٥
    پيام ها    +


فاجعه ی برودپیک : دیدگاه مسعود آقابالائی

انتشار در تلگرام. گروه " نقد و بررسی برنامه ها و حوادث کوه نوردی"

 

با سلام و عرض ادب خدمت اعضاء محترم گروه نقد و بررسی، هدف از تشکیل این گروه دست یافتن به مشکلات موجود و علل بروز حوادث کوه نوردی می باشد لذا هیچگونه قصد و غرضی و یا قصد تخریب کسی را نداشته و نخواهیم داشت بنابراین بنده نظرات خود را در توان تجربه خود به قلم آوردم و امیدوارم مورد استفاده عزیزان قرار گیرد و چنانکه قصوری داشتیم ما را بخشوده باشید.

آیا چه کسی آگاهانه به سوی مرگ میرود؟ البته هیچ کس نمی گوید که من برای مرگ می روم، ولی این حادثه از روی ناآگاهانه اتفاق افتاده است.


صعودهای 8000 متری بیشتر از دیگر قله ها نیاز به مسائل مالی داشته و نباید هزینه های جانبی را در چنین برنامه ای دریغ می کردند الخصوص در یک برنامه 8000 متری برای گشایش مسیر جدید که بیشتر از صعودهای عادی 8000 متری مشکلات زیادی در بر خواهد داشت بنابراین وجود مشلات مالی در این برنامه نقش مهمی را در بروز حادثه ایفا کرده است.

معنی تجربه در کوه نوردی چیز دیگری است که با آموختن و آموزش جداست، تجربه را تنها با آموختن نمی توان کسب کرد ولی متاسفانه برخی از جوانان به این باورند که با گذراندن تمام دورهای کوه نوردی و یخ نوردی کردن در آبشارها میتوان تجربه شرایط سخت و دشوار ارتفاعات را کسب نمود.


از همه مهمتر نقطه ضعف در انتخاب نفرات بود، شاید بلکه جوانانی قدرتمند و پر انرژی و از نظر فنی و کارایی فوق العاده ای داشتند اما تجربه این صعود دشوار و ارتفاع بالا را نداشتند و از نظر توان ذهنی ضعیف بودند.

در یک گفتگوی تلویزیونی که با آقای همایون بختیاری انجام شده بود بنده ناظر بودم که ایشان فرمودند که ما این نفرات را انتخاب نکردیم بلکه آنها خودشان اعلام آماده گی کرده بودند.

هر چند که جناب آقای همایون بختیاری فرمودند که ما آنها را انتخاب نکردیم ولی باشگاه آرش همچین کار خامی انجام نمیدهد بلکه باشگاه آرش طبق سالهای قبل با اطلاع رسانی این افراد را انتخاب کرده بودند.

 آیا این نفرات قبلاً تجربه گشایش مسیری جدید در ارتفاعات 6000 و یا 7000 متری را داشتند که اقدام به این برنامه نمودند؟

اگر دوستان آنها از کمپ اصلی پیشرفت صعود آنها را می دیدند که براحتی به قله خواهند رسید و قله صعود خواهد شد که این با فیلمبرداری و عکسبرداری از پیشرفت تیم که از کمپ اصلی امکان پذیر بود و می توانستند انجام دهند، چرا تیم کمکی از مسیر عادی قله را صعود نکرده و مسیر برگشت را با پرچم گذاری برای این نفرات خسته فراهم ننمودند؟

کسی که از مسیر نو اقدام به صعود می کند باید مسیر برگشت را از طریق تصاویر و گوگل ارث و یا از کسانی که قبلاً صعود داشتند دقیقا پرس و جو و بررسی می کردند که در راه برگشت براحتی بتوانند این مسیر را بیابند، کسی که قله را صعود میکند چقدر میتواند در مسیر بازگشت انحراف داشته باشد، در حالیکه در تصاویر، محل حادثه درست همان مسیری است که این نفرات بعنوان مسیر جدید صعود میکردند آیا کسی اینقدر مسیر بازگشت را منحرف می شود؟ اگر به تصویر توجه کنید مسیر کلاسیک و نقطه حادثه کاملاً مشخص است و از همدیگر فاصله زیادی دارند و از آنجائیکه مسیر بازگشت از مسیر کلاسیک بر روی خط الراس قله انجام میگیرد و از نظر ساختار طبیعتی آنچنان دشوار نیست و کاملاً متفاوت و از شیب کمی برخوردار است و بیشتر فرودها بر روی برف سفت و گاهی درگیر با سنگ انجام میگیرد حتی می توانستند از طناب ثابت های قدیمی که در خط الراس قله از قبل بکار گذاشته شده بودند مسیر را بیابند، اگر آنها از قله تا آن نقطه ای که علامت زده شده مسیر را اشتباهی آمده باشند حتما با طناب فرود در شیب تند انجام دادند که این نیز جای سئوال است؟ چطوری فرد نمیتواند در اوایل مسیر منحرف شده درک کند که اینجا مسیر عادی نیست؟ پس این از کمبود اطلاعات صعود کننده گان منشاء میگیرد.

به نظر بنده علائم فوق نشانگر آن است که این تیم قبل از رسیدن به قله، بعلت وضعیت بدی هوا و تحلیل انرژی و دشواری مسیر و به اتمام رسیدن سوخت و غذا از حرکت باز ایستادند و در محدوده خود برای گریز از مهلکه دنبال مسیر بازگشت می گشتند که با تلفن ماهواره ای درخواست کمک نمودند که متاسفانه بعلت بدی هوا و همچنین از همه مهمتر بعلت شیب تند آن نقطه حادثه و فاصله زیاد آن نقطه از قله، هیچ هلیکوپتری ریسک نزدیک شدن به آن دیواره را نپذیرفتند و همچنین بعلت دشواری مسیر و دور از قله، تیم های خارجی حاضر در منطقه نیز اقدام به امداد نکردند.

با احترام
مسعود آقابالائی
 بهار 95

 

 

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٦:٠۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩٥
    پيام ها    +


فاجعه ی برودپیک: دیدگاه دکتر مساعدیان

خستگی مفرط ، خواب مرگ و تخلیه انرژی در ارتفاع بالا (گذری بر حادثه برودپیک):

تالیف: دکتر حمید مساعدیان

عضو کمیسیون پزشکی اتحادیه جهانی کوه نوردی
مدیر مسئول انجمن پزشکی کوهستان ایران

 

 

شاید هنوز زود باشد تا بتوانیم به کالبدشکافی حادثه اخیر در برودپیک بپرداریم. حادثه اخیر در برودپیک، حادثه ناگوار دیگری در تاریخ کوه نوردی کشورمان بود. علت شناسی چنین اتفاقاتی شاید بتواند از بروز چنین حوادثی بکاهد. مشابه چنین حادثه ای پنج سال پیش در قله تیلیچو پیک و سه سال پیش در سقوط زنده یاد لیلا اسفندیاری اتفاق افتاد و دو از بهترین کوه نوردان این کشور (زنده یاد دکتر سعید بهالو) را از بین ما برد. مقاله پیش رو گذری بر علل بروز چنین حوادثی دارد توجه کافی به این عوامل میتواند این سرمایه ها را برای افتخارات بیشتر در آینده حفظ کند. تلاش کنیم صعودهایی ایمن تر از پیش داشته باشیم.

 خواب آلودگی در ارتفاع
خستگی مفرط و حضور طولانی مدت و بیش از حد توان انسان در ارتفاع، تخلیه انرژی در کوه نوردی(و اصطلاحا خواب مرگ) یکی از علائم و نشانه های مهم و خطرناک و زمینه ساز بروز حوادث در ورزش کوه نوردی می باشد. عوامل مختلفی می تواند باعث بروز خستگی مفرط در هنگام کوه نوردی باشد که بعضا می تواند علامت خطری جدی و هشدار دهنده در کوه نوردان باشد. علامتی که گاها خود کوهنورد به آن بی توجه بوده و آگاهی به وضعیت خطرناک خود ندارد و بمرور زمان به مرحله خطرناکی از عدم آگاهی به زمان و مکان می رسد.
 این وضعیت پیش از اینکه خود کوه نورد به آن توجه کند می تواند هشداری جدی برای سایر همنوردان و خصوصا سرپرست تیم باشد تا جایی که شرایط لحظه به لحظه بحرانی تر و خطرناکتر شود. شاید بارها در طی صعود به ارتفاعات چه بصورت انفرادی و چه بصورت گروهی ،خود یا همنوردتان دچار چنین حالتی شده اید و بحدی انرژی خود را ازدست داده اید که می تواند شرایط را تا مرحله خطرناک یا اصطلاحا "خواب مرگ" پیش ببرد.
توجه به علل بروز خستگی مفرط در کوه نوردی می تواند از بروز حادثه یا فاجعه ای جدی جلوگیری کند. این امر باید بیشر متوجه همنوردان و سرپرست تیم باشد. شرایط صعود خصوصا در ساعات متوالی صعود در یک یا جند روز و درنزدیکی قله خصوصا صعودهای بلند 8000 متری می تواند پیش زمینه فاجعه ای غیر قابل جبران و حتی مرگ باشد.

عوامل بروز خستگی مفرط:

1- ارتفاع زدگی و بیماری حاد کوهستان: از علل اصلی خستگی مفرط در ارتفاع و متعاقب آن ادم مغزی و ادم ریوی عامل افزایش ارتفاع و کاهش فشار هوا و کمبود اکسیژن می تواند باشد. بیماری حاد کوهستان می تواند باعث خستگی مفرط، و در نتیجه کندی حرکات ،احساس سنگینی ،confusion یا عدم آگاهی به زمان و مکان و در شب هنگام و وقت استراحت باعث بی خوابی و خواب سبک گردد. در طی صعود خصوصا در ارتفاع بالای 7000 متر اگر علائم خواب آلودگی به فرد دست دهد ازعلائم هشدار و بسیار خطرناک می تواند باشد.

بی توجهی به خستگی مفرط ناشی از ارتفاع و بیماری حاد کوهستان که ناشی از ادم خفیف مغزی است می تواند کم کم منجر به علائم جدی تر وعلائم ادم مغزی شود که می تواند افت هوشیاری و مراحل پیش کما و درنهایت بیهوشی ناگهانی و مرگ را بهمراه داشته باشد. پس در طی صعود وضعیت کوه نورد باید مورد توجه سرپرست تیم و سایر همنوردان حاضر در برنامه صعود قرار گیرد و در صورت مشاهده علائم خستگی مفرط نسبت به کاهش ارتفاع و برطرف کردن وضعیت موجود هر چه سریعتر اقدام کرد.
بهترین وموثرترین راه درمان چنین وضعیتی کاهش ارتفاع و فرود می باشد. عدم پذیرش و مقاومت در برابر کاهش ارتفاع می تواند صدمات جبران ناپذیر جانی بهمراه داشته باشد.

2-  هیپوترمی و کاهش دمای عمومی بدن: یکی از علت های اصلی خستگی مفرط در ارتفاع، سرمای شدید و متعاقب آن کاهش دمای عمومی بدن است. این وضعیت خصوصا در فصل زمستان و یا در برنامه های طولانی مدت و 8000 متری و شرایط سرما و هوای سرد پیش می آید(اتفاقی که در حادثه اخیر برودپیک افتاده است). در برنامه های هیمالیانوردی، در صعود از یخچالها و ارتفاع بالا که هوا سردتر می باشد این وضعیت بیشتر بوجود می آید. گرم نگهداشتن بدن در طی صعود، داشتن و استفاده از مایعات گرم(که متاسفانه در این صعود به آن توحه نشده است)، پوشش کافی و تحرک مداوم و پیوسته می تواند ریسک وخطر هیپو ترمی را  کم کند. در هیمالیانوردی که همیشه شرایط سرما حکمفرماست و گاهی دمای هوا در ابتدای صبح در شرایط هوای ثابت و بدون باد به 50 تا 60 درجه زیر صفر می رسد بسیار بیشتر باید احتیاط کرد.

3- فعالیت زیاد بیش از حد توانایی کوه نورد: گاها در ورزش کوه نوردی شرایطی بوجود میآید که فرد ناچارا باید مدت طولانی حتی تا 15 یا 20 ساعت و یا بیشتر بطور پیوسته به فعالیت کوه نوردی جدی و در ارتفاع بالا بپردازد(در اینجا می توانید برنامه های صعودهای گذشته خود را مرور کنید).

4- بی خوابی های پیش از برنامه:درروزهای صعود قله و هوای طوفانی که شرایط رسیدن به هدف و قله مشکل تر می شود و فرد ناچار است ساعتها به فعالیت در شرایط سخت بپردازد خستگی مفرط بر انسان مستولی شده و فرد را از توان می اندازد. در چنین وضعیتی کندی حرکات بدن ناشی از خستگی مفرط وضعیت را بدتر کرده و فرد کم کم بسمت شرایط بحرانی پیش می رود که در صورت ادامه چنین وضعیتی ،خطر مرگ کوه نورد را بیشتر تهدید می کند. یکی از عوامل دیگر خواب آلودگی در برنامه های کوه نوردی صعودهای شبانه، عزیمت های شبانه به قلل(جزو لاینفک برنامه های هیمالیانوردی است) و بی خوابی های زمینه ای و عدم استراحت کافی در طی برنامه است که می تواند تاثیر قابل ملاحظه ای در حین اجرای برنامه برای کوهنورد داشته باشد. برنامه های سنگین کوه نوردی اگر با استراحت کافی پیش از برنامه و در طی برنامه همراه نباشد می تواند در حین اجرای برنامه باعث خواب آلودگی مفرط برای کوه نورد باشد که این شرایط در ارتفاعات بالای 6000 متر و در صعود به قلل بلند دنیا که بیماری حاد کوهستان یا ارتفاع زدگی هم مزید بر علت است می تواند خواب آلودگی را تشدید کند.
برنامه ریزی زمانی مناسب و درنظر گرفتن زمان استراحت کافی می تواند شرایط بهتر وایمن تری را برای کوه نورد فراهم کند تا با هوشیاری بیشتر وتمرکز بهتر بتواند صعود موفق تری داشته باشد.

5- گرسنگی طولانی و کاهش قند خون: یک کوه نورد خصوصا در شرایط فعالیت سنگین می بایست به وضعیت تغذیه ای خود توجه کافی داشته باشد. عدم همراه داشتن غذا و آب کافی، عدم استفاده از میان وعده های غذایی، بی اشتهایی ناشی از بیماری ارتفاع، عدم تنوع غذایی و... می تواند براحتی سطح قند خون کوه نورد را کاهش داده و فرد را در ابتدا دچار بی حالی و رخوت و سستی کرده و بمرور زمان دچار خواب آلودگی کند. پس باید برای رژیم غذایی خود در پیش و حین برنامه های کوهنوردی خصوصا در ارتفاع بالا برنامه ریزی دقیق داشت.
مصرف صبحانه مقوی و کم حجم، استفاده از تنقلات و استفاده از قندهای ساده بصورت شکلات، شیرینی، آبنبات و بیسکویت و... بعنوان مواد قندی که براحتی هضم و جذب می شوند و می تواند سطح قند خون را در حد نرمال و نیاز بدن نگهدارد و استفاده از مواد قندی پلیمر و چند ملکولی نظیر نان، ماکارونی، برنج، سیب زمینی و... که بتواند ذخیره قندی و گلیکوژن کافی در کبد و سایر ارگانها نظیر عضلات را برای حداقل 8 تا12 ساعت تامین کند می تواند از افت قند خون جلوگیری کند.

یک کوه نورد باید ذخیره چربی مناسب و کافی داشته باشد. داشتن ذخیره چربی مناسب در مواقع ضرورت که ذخیره قندی انسان تحلیل می رود می تواند تا حدی جایگزین ذخایر قندی کاهش یافته بدن در حین برنامه باشد. پس  توجه به تغذیه خوب و با کیفیت می تواند از ایجاد زمینه کاهش قند خون وخواب آلودگی جلوگیری کند. اصول تغذیه خوب را در ورزش کوهنوردی باید حتما آموخت و آن را در حین برنامه اجرا کرد.

6- گم کردن مسیر در طی فرود: بعد از صعود قله و لذت صعود، بی توجهی به مسیر صحیح فرود و گم کردن مسیر از عوامل اصلی بروز حوادث در برنامه های بلند و هیمالیانوردی است. حادثه سال گذشته در قله ماناسلو و سقوط زنده یاد جعفر ناصری در هنگام فرود  از دسته چنین بی توجهی ها و بروز حوادث است. اعتماد بیش از حد به ابزار های جهت یابی و از جمله جی پی اس، نداشتن دید کافی در هنگام فرود، لذت وافر ناشی از صعود قله و بی توجهی به سایر فاکتورها همه زمینه ساز حادثه ای دیگر است.

7- تجمیع عوامل یادشده: همه عواملی که که در بالا بیان شد می تواند دست به دست هم داده و یک تراژدی را بیافریند. بدین واسطه یک کوه نورد باید نسبت به همه عوامل فوق دقت لازم را داشته تا این عوامل باعث بروز فاجعه ای جبران ناپذیر نشود. شرایطی را در نظر بگیرید که کوهنوردی در نهایت خستگی  در ارتفاع بالای  7000 متر یا بالاتر و درهوای سرد 30- 40 درجه زیر صفر بخواهد بمدت 15 یا 18 ساعت به کوهنوردی سنگین بپردازد. این عوامل را سهل نگیریم و به سلامتی خود و همنوردان مان بیشتر توجه کنیم. عدم برنامه ریزی زمانی و بی توجهی به تمامی یا بخشی از عوامل یاد شده در بالا می تواند براحتی باعث بروز حادثه ای غیر قابل تصور و فاجعه ای بزرگ باشد. حوادثی نظیر مرگ زنده یاد لیلا اسفندیاری از بانوان کوه نورد کشورمان در سال های گذشته، فاجعه تاسف بار سقوط دکتر سعید بهالو در قله تیلیچو پیک، حادثه نانگاپاربات، حادثه برنامه زمستانی گرده آلمانها که منجر به کشته شدن دو تن از کوه نوردان خوب کشورمان شد و....همگی به نوعی از عوامل ذکر شده در بالا نشات می گرفتند.

در کوهستان همیشه حوادث در کمین است و کوهستان زاینده حوادث است – مراقب باشیم. 

 

 

انتشار در تلگرام. گروه " نقد و بررسی برنامه ها و حوادث کوه نوردی"

 

 

                                                                                            

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٥:٥٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩٥
    پيام ها    +


نقد برودپیک با اعمال محدودیت و سانسور شدید؟!!

_ چند روزی است که گروه تلگرامی " نقد و بررسی برنامه ها و حوادث کوه نوردی" موضوع فاجعه ی برودپیک و مرگ تلخ و دردناک سه کوه نورد جوان و خوب کشورمان را در دستور کار خود قرار داده است .


_ با آغاز بحث ها ، شاهد ارائه ی دیدگاه ها و تحلیل های خوب و منسجمی از سوی چهره های نام آشنای ورزش کوه نوردی در این گروه بودیم . شخصیت هایی مانند دکتر بیاتانی ، مسعود آقا بالائی و ... که قطعا در پست هایی مستقل نسبت به انتشار آنها اقدام خواهد شد.


_ اما گروه تلگرامی " نقد و بررسی ... " امروز شاهد اتفاق عجیب و جالبی بود: به گفته ی یکی از مدیران گروه ، از حوالی ظهر کیومرث بابازاده سازمان دهنده ی برودپیک و تصمیم گیرنده ی پاره ای از رویدادهای برنامه ، به لیست ادمین (مدیر) های این گروه اضافه شده است!! نتیجه : سانسور و حذف سریع هر کامنتی که به همایش برودپیک در سال 92 یا به گروه فیس بوکی "رویداد برودپیک" اشاره داشت!!



_ سانسور و حذف شتاب زده ی کامنت ها چنان ناخوشایند و ناپسند بود که یکی دیگر از مدیران گروه ناچار به تذکر می شود:

 

 

 

_ نزدیک به سه سال از فاجعه برودپیک و مرگ پویا کیوان ، مجتبی جراهی و آیدین بزرگی می گذرد اما به نظر می رسد در ظرفیت ها و آستانه ی تحمل انتقاد سرپرست و سازمان دهنده ی این برنامه کوچک ترین تغییری حاصل نشده است!! ... و فکر می کنند می توانند با اعمال نظر و ایجاد محدودیت و حذف و سانسور از انتشار نظرات و دیدگاه های انتقادی و خلاف میل شان جلوگیری کنند.  

 

 

پی نوشت :
نشر مجدد تعدادی از پست های قبلی را صرفا جهت اطلاع بیشتر دوستان در گروه " نقد و بررسی ..." انجام می دهیم.



گشایش مسیر در هیمالیا ، سرپرستی از تهران!!

وقتی می‌خواهیم در باره‌ی دلایل و زمینه‌های شکل‌گیری "تراژدی ایرانی قله‌ی برودپیک‌" کندوکاوی داشته باشیم ، بازبینی و مروری مجدد بر اطلاعیه‌ها و مصاحبه‌های رسمی پیرامون هر مرحله از برنامه اجتناب ناپذیر خواهد بود .

با نگاهی بر اخبار و رویدادهای تعیین‌کننده و سرنوشت‌ساز در روزهای "صعود نهایی و آغاز فرود"  درمی‌یابیم که مرکز پاره‌ای از دستورات و تصمیمات تعیین‌کننده و سرنوشت‌ساز در تهران و از سوی شخص کیومرث بابازاده بوده است . تصمیمات تعیین‌کننده و سرنوشت‌سازی مانند : عدم صعود رامین شجاعی و افشین سعدی و کمک آنان به تیم گشایش مسیر!!    حتی باوجود  اختلال جدی در زمان‌بندی پیش‌بینی شده و اضافه شدن دو روز دیگر به برنامه صعود،  در دیدگاه کیومرث بابازاده همچنان نیازی برای کمک به آنان دیده نمی شود !! 

" ... کیومرث بابازاده گفت: بر طبق گزارش ارسالی، صعود قله فردا صبح حتمی  است.  طبق پیش‌بینی صورت گرفته آنها 30 دقیقه تا یک ساعت تا قله فاصله  دارند. اعضای سه نفره متشکل از آیدین بزرگی، پویا کیوان و مجتبی جراحی فردا تصمیم دارند تلاش نهایی خود را جهت صعود قله ادامه داده و بعد از لمس قله، خود را به کمپ 3 تا عصر فردا 25 تیرماه 92 برسانند. بابازاده گفت: طبق بررسی صورت گرفته، هوای فردا جهت ادامه تلاش و حرکت تیم به سوی قله نسبتا مناسب است.  بابازاده در ادامه خاطر نشان کرد، هنوز موفق به برقراری تماس با رامین  شجاعی و افشین سعدی نشده ام. در صورت برقراری تماس به رامین شجاعی پیشنهاد  خواهم داد اگر صعود خود را از کمپ سه شروع نکرده، صعود را ادامه ندهد و اگر تلاش خود را جهت صعود قله آغاز نموده، تلاش خود را متوقف نمایدبابازاده ادامه داد: طبق برقراری تماس تلفنی با کمپ اصلی برودپیک، باخبر  شدم، مسیر برگشت از قله به سمت کمپ سه که مسیر سخت، دشوار و خطرناکی است،  قبلا توسط تیم های دیگر ثابت گذاری شده است و نیازی به تلاش رامین شجاعی و  افشین سعدی جهت صعود تا گردنه منتهی به قله و کمک دیگر اعضای تیم نیست... "

 

 از آرشیو کوه نیوز




دیدگاه مهدی شیرازیدر وبلاگ بیواک در باره ی حادثه ی برودپیک :

 شاه بى‌تدبیر ، وزیر پرتزویر

دیگر از شطرنج هم متنفرم ٠ نمى‌دانم چرا این صفحه دیگر خانه هاى سفید ندارد ، همه جا تاریک و سیاه است ٠

شاهش شاه نیست و وزیرش وزیر ٠ هردو تاج حماقت و نادانى بر سردارند و در خورجینشان به جاى فراست و هوشیارى ، ادعا و فرصت طلبى ٠ هر دو درکنار هم شانه به شانه درپس و پشت سر برومند سربازانى عاشق سنگر گرفته و بى مهابا و  متهورانه فرمان حمله صادر مى کنند ٠

 رخ ها همچون آدمک هاى چوبى رنگ باخته از گذر زمان به زمین چسبیده و گذر پرستو هاى مهاجر را به نظاره نشسته اند ٠

اسب هاى بى یال و کوپال که جرات حضور در صحنه را نداشته اند و خود به خوبى مى دانستند که یاراى یاریشان نیست گوشه عزلت گزیده و به تشویق و ترغیب سلطان و وزیر بسنده کرده اند٠

 خدایا با چنین بضاعتى چگونه توانستند این بازى را آغاز کنند، بازى‌ای که فقط و فقط سینه ستبر سربازان جوان بى سلاح اش آماج بود ٠ آن نازنینان نقش آفرینى کردند تا شاه و وزیر سرمست و مغرور و مسرور از پیروزى در مقابل رقیب کم نیاورد .  در این بازى ناعادلانه و نا برابر تنها این شاه نبود که مات شد . ما مبهوت این بى‌خردى شدیم و تا ابد چشم به راه سربازان دلاورمان مى مانیم.

 

از وبلاگ بیواک




 

عباس ثابتیان در بخش کامنتینگ وبلاگ خود و در پاسخ به بهرام _ یکی از مدیران سایت کوه نامه _ اشاره کرده است  که کیومرث بابازاده  در پی اعمال محدودیت و سانسور خبری در باره ی حادثه برودپیک تیم آرش ، به مدیران سایت کوه نیوز امر کرده است که خبری را از او کار نکنند!!

بهرام : سلام ، مطلب شما در سایت کوه نامه قرار گرفت ... ثابتیان:  ممنون بهرام .  آقای کیومرث بابازاده ممکن است به شما هم امر کنند مطلبی از من را کار نکنید!! "

 

 

برودپیک ایرانی  2013 - شیوه صعود اگر انتحاری نیست پس چیست ؟

آقای عباس محمدی در وبلاگ خود به تاریخ 3 مرداد 92 و در گزارش مربوط به جلسه‌ ای که با حضور چندین نفر ازهیمالیانوردان و دیگر خبرگان کوه‌نوردی ایران و یکی از پزشکان‌‌ ارتفاع برگزار شده چنین نوشته است : "ابتدا، کیومرث بابازاده گزارشی از حرکت تیم سه نفره‌ی آیدین بزرگی و پویا کیوان و مجتبی جراحی از کمپ سوم برودپیک، رسیدن تیم به قله از مسیر جدید، و بازگشت از مسیر عادی و گم شدن تیم داد. سپس گفت که آیدین بزرگی در صبح روز 27 تیر ماه با او تماس گرفته و گفته که آنان سه روز است آب و غذا نخورده اند، چادرشان پاره شده و نمی‌توانند خود را به پایین برسانند."

بله ؛ واقعیت هولناکی ست . آیدین بزرگی روز 27 تیر در تماس تلفنی با آقای بابا زاده گفته "آنان سه روز است آب و غذا نخورده اند"  . اما این 3 روز کدام 3 روز هست؟ پاسخ ساده است : روزهای 25 و 26 و 27 تیر . روز 25 تیر روز صعود قله است ، بنابراین تیم صعود  ، قله را درحالی صعود کرده که گرسنه بوده و آب و غذا نداشته و قبل از صعود نیز 3 بیواک در ارتفاعات بالا ، ازجمله در ارتفاع 8000 متری داشته است . این صعود ، اگر صعود انتحاری نیست پس چیست ؟ و البته این شیوه ی انتحاری را سرپرست و مدیران تیم طراحی کرده اند ...

 

متن کامل را در وبلاگ عزیز حبیبی " بیواک " بخوانید

 

 

کوه نوردی نزد مکتب باشگاه آرش ...

در زمستان سال 74  و در اجرای یکی از برنامه‌های زمستانی  باشگاه آرش  ، زمانی که تصمیم نادرست و اشتباه سرپرست برنامه یعنی فریدون اسماعیل زاده  در برپایی چادر روی رخ برف‌گیر و نقاب‌ساز خط الراس دوبرار  ، مرگ یکی از جوانان کوه‌نورد این سرزمین به نام همایون محبوب را رقم زد ، عباس محمدی در سرمقاله‌ی گاه‌نامه‌ی باشگاه و در تمسخر منتقدین ، کوه‌نوردی در  مکتب باشگاه آرش را بازی عشق و مرگ نامید و گفت  در این بازی (کوه‌نوردی)  ملاحظه‌ی  سلامت جسم  که هیچ ، تمامی جان هم در مرتبه‌های پایین قرار دارد !!

 

" باز هم این پرسش کهنه که چرا ؟ چرایی در کار نیست . این ورزش و تفریح نیست . بازی عشق و مرگ است . به مبارزه طلبیدن خود است و ممزوج شدن با عناصر سهمگین طبیعت است . کسانی که دل به این راه نداده اند به چون و چرا بر می خیزند ... در این مسیر ، سلامت جسم که هیچ ، تمـــامی جان هم ملاحظه ای است که در مرتبه های پایین قرار دارد ... گاه نامه ی آرش " 

مرگ تلخ همایون محبوب برای "مکتب باشگاه آرش"  فرصت مناسبی بود که بتواند به صراحت تفکر و دیدگاه خود را نسبت به کوه‌نوردی برای همگان اعلام کند : در برنامه‌های ما ، سلامت جسم که هیچ ، تمامی جان هم ملاحظه‌ای است که در مرتبه‌های پایین قرار دارد !!

با چنین زمینه و با چنین پشتوانه‌ی فکری و عقیدتی در باره ی تعریف کوه‌نوردی ، در دی ماه 1385 تراژدی مرگبار دیگری در کوه‌نوردی ایران رقم می‌خورد و علیرضا سلیمانی و مهدی عزیزی در اجرای صعود زمستانی گرده‌ی  آلمانها جان خود را از دست می‌دهند. 

و امسال نیز ... یک تراژدی مرگبار دیگر ... در برودپیک و  کشته شدن سه کوه‌نورد جوان دیگر این سرزمین ! پرسش اصلی اما ... و به ساده‌گی فقط این است : 

با چنین دستاوردی(!) برای کوه‌نوردی ایران یعنی مرگ همایون محبوب ، علیرضا سلیمانی ، مهدی عزیزی ، آیدین بزرگی ، پویا کیوان و مجتبی جراحی آیا وقت آن نرسیده است که مدیران این باشگاه  و اندیشه پردازان و تئوریسین‌های آن ( آدم هائی نظیر عباس محمدی ) در تفکر و دیدگاه خود و در تعریف مرگباری که از ورزش کوه‌نوردی ارائه داده‌اند و می‌دهند تجدید نظر کنند؟

 

 

نقد تفکر "مکتب باشگاه آرش" را ضرورتی جدی برای کوه‌نوردی امروز کشورمان می‌دانیم!  دیدگاه این مکتب به کوه‌نوردی یعنی بی‌توجهی به سلامت جسم و حتی جان در اجرای برنامه‌های کوه می‌تواند زمینه‌ساز حوادث تلخ و تراژیک بعدی در کو‌ه نوردی ایران باشد!

 

  

فاجعه ی برودپیک: انتقادات پرستو ابریشمی

" ... ترکیب یک تیم فقط با افراد قوی و مهاجم بسته نمی‌شود. صحبت از امداد در هیمالیا نمی‌کنم که اهالی فن بگویند امری غیرممکن است.  روی صحبت من با مجریان و سرپرستان این برنامه است. سرپرست اول این برنامه از ایران تیم را به وسیله تلفن هدایت و راهنمایی می‌کرد! که در نوع خود جای بحث دارد و سرپرست فنی تیم نهایتا تا کمپ سه از مسیر نرمال صعود کرد و دچار مشکل ارتفاع و تنفسی شد و نفر دیگر حاضر در تیم نیز به همراه سرپرست در کمپ سه زمینگیر شد و به کمپ‌های پایین بازگشت.... رسم اشتباهی که در ایران سال‌هاست مرسوم است  عدم بررسی و نقد شفاف حوادث کوه نوردی است. بررسی‌های پشت پرده و مصلحت‌اندیشی برای حفظ سازمان اعم از فدراسیون، باشگاه‌ها، همیشه سایه بر حقیقت انداخته و هرگز کارشناسان و صاحبنظران جرات نداشته و نکرده‌اند علت واقعی حادثه و مرگ کوه نوردان را بدون سانسور و شفاف به گوش جامعه کوه نوردی برسانند، بلکه مرگ‌های مشابه کمتر پیش آید... فیلم‌های زیر قله 8000 متر که نفر، نه با پا بلکه روی چهار دست و پا صعود می‌کند، اما در گزارش برنامه هرگز آن را به نقد نمی‌گذارند. گویا هرگز حقیقت هیمالیانوردی ما و تجارب ناب نباید به افراد کم‌تجربه منتقل شود. همه این حقایق و فیلم‌ها و تجارب در سینه نگه داشته می‌شود... اگر کوه نورد فوت کرد و اسطوره شد، به حرمت «مرده» و اگر زنده ماند، برای حفظ آبرو هرگز منعکس نمی‌شود. این است که ما همچنان گذران می‌کنیم شب را و روز را! ... خلاصه کلام کار بزرگ و نو نیاز به برنامه‌ریزی، حمایت و پشتیبانی دارد. گشایش مسیر نو در هیمالیا برای ایرانیان کاری بزرگ و برای اولین بار بود... در برنامه برودپیک موفقیت را ( اگر بشود صعود به بهای از دست رفتن جان سه انسان را موفقیت دانست ) مدیون ایثار و از جان‌گذشتگی سه جوانی هستیم که برنامه‌ریزی قوی و مناسبی برای اجرای آن انجام نشد و در نتیجه نخبه‌های جوان کوه نوردی ایران را به کام مرگ کشاند.  در مرگ این سه نفر همه ما مسوولیم. تک تک افرادی که تنشان لرزید وقتی فهمیدند تیم پنج نفره  بدون تیم پشتیبان راهی برنامه‌ای به این عظمت شدند و دم برنیاوردند مسوولند.... مسوولان و برنامه‌ریزان برنامه که می‌دانستند تیم نقاط جی پی اس بازگشت از مسیر نرمال را ندارد و «به امید خدا» و با تکیه بر بنیه جوانی، تیم را راهی کردند، مسوولند. مسوولان رده بالای ورزش کشور اعم از فدراسیون و وزارت ورزش که کمترین بودجه و بها را به این ورزش اختصاص ندادند و اگر هم بودجه‌ای باشد، در جیب کوه نوردی مستقل و باشگاه‌ها نمی‌رود، مسوولند. هیچ‌کس حق ندارد سهم تقصیر خود را نادیده بگیرد. بله، تقصیر! در مرگ این کوه نوردان قصوری انجام شده و بهتر است کم کاری‌ها و ندانم کاری‌ها را پشت قهرمان‌سازی و اسطوره‌پردازی، پنهان نکنیم. بیاییم این بار به راستی درسی بگیریم برای قهرمانان آینده،  چرا که قهرمان زنده را عشق است. "

 

منبع : روزنامه ی دنیای اقتصاد

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٢:٥٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩٥
    پيام ها    +


گجتی ویژه کوه نوردان

یک شرکت اروپایی وسیله ای را برای کوه نوردان طراحی کرده که قادر به اندازه گیری فعالیت آنها است.

به گزارش خبرگزاری مهر، نام این وسیله جالب Whipper است که به وسیله یک نرم افزار که بر روی گوشی هوشمند نصب می شود می تواند به آن متصل شود.

این گجت بر روی کمر کوه نوردان قرار می گیرد و با داشتن حسگرهای فشار و حرکت یاب قادر به اندازه گیری اطلاعات مرتبط با کوه نوردی است.

به گفته سازندگان این وسیله هوشمند، قدرت محاسبه آن بسیار دقیق و از توانایی ثبت تعداد گام های برداشته شده، مقدار پیمایش عمودی، میزان شیب، تشخیص مکان و اندازه گیری ارتقاع برخوردار است. در واقع این وسیله هوشمند همچون یک مربی عمل می کند.

نرم افزار مرتبط با این گجت به گونه ای طراحی شده که می تواند اطلاعات ورزشی اشخاص را در صورت تمایل با دیگر افرادی که از این وسیله استفاده می کنند به اشتراک بگذارد و ورزشکاران کسانی را که به لحاظ عملکرد ورزشی نزدیک به آنها هستند را بعنوان یار ورزشی خود انتخاب کنند.

قیمت این گجت در حدود ۱۰۰ دلار است.

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٢٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٥
    پيام ها    +


28 اردیبهشت: گزارش خوانی برنامه زمستانی دره یخار

 

سه شنبه 28 اردیبهشت _ ساعت 17 الی 19

سالن اسوه : خیابان انقلاب ، نبش خیابان بهار

 

 

پی‌نوشت:

اجرای این برنامه در زمستان سال گذشته صورت گرفت و پس از اعلام و انتشار خبر رسمی آن ، چند پرسش ساده را برای سرپرست محترم برنامه مطرح کردیم. پرسش‌هایی که خشم و عصبیت نابخردانه‌ی " لمپن‌های متعصب و دشمن نقد" را باردیگر علیه این وبلاگ برانگیخت. با اعلام خبر گزارش خوانی برنامه یخار ، آن پرسش‌ها را مجددا تکرار می‌کنیم:

در برنامه‌ی سال  1393 نیز دوستان ادعای گشایش مسیر نو در دره‌ی یخار داشتند . در واقع، بعد از شکست در اجرای کامل برنامه(نرسیدن به قله) بیشترین مانور تبلیغاتی و تاکید هنگام ارائه گزارش، به گشایش یک مسیر نو بود. حالا پرسشی که بناگزیر مطرح می‌شود: این گشایش مسیر ، همان قبلی است؟ جدید است؟ دقیقا همان قبلی است که فقط با صعود قله همراه است؟  قبلی کامل نبود، این کامل شده است؟ و اگر آری ... چرا در گزارش سال 1393 به ناتمام ماندن مسیر(گشایش) اشاره‌ای نشد؟

و برای " لمپن‌های متعصب دشمن نقد"  : هدف از طرح این پرسش‌ها ، به معنای انتظار و توقع ارائه‌ی پاسخ در متن و در زمان گزارش‌خوانی برنامه است ... گونه‌ای دعوت از سرپرست تیم برای ارائه‌ی توضیحات لازم پیرامون این موضوع ... البته بعید می دانم فهم چنین موضوع ساده‌ای برای شما آسان باشد!!



.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٠٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٥
    پيام ها    +


افزوده شدن سالیانه 10 هکتار جنگل به جنگل های دریایی حرا

سرپرست دفتر سواحل و تالابهای ساحلی سازمان حفاظت محیط زیست گفت: با تلاش‌های انجام شده برای احیای جنگل‌ها طی سال های اخیر سالانه در ایران 10 هکتار جنگل به جنگلهای دریایی حرا در گاندو افزوده می‌شود.

 

به گزارش خبرنگار «محیط زیست» خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)-منطقه سیستان وبلوچستان، شهرام فداکار اظهار کرد: در حال حاضر بسیاری از طرح‌های محیط زیست دریایی با همکاری های منطقه‌ای در حال اجراست.

 

وی همکاری های فرا مرزی بین کشورهای همسایه در راستای حفاظت از محیط زیست دریاها را بسیار با اهمیت دانست و افزود: همکاری های منطقه‌ای برای حفاظت از منطقه حفاظت شده گاندو در خلیج گواتر انجام که در این راستا همکاری با پاکستان آغاز شده است.

 

وی با اشاره بر اینکه این همکاری ها در راستای احیاء، حفاظت و توسعه جنگل های حرا با همکاری ICON صورت خواهد گرفت عنوان کرد: در منطقه حفاظت شده گاندو واقع در مرز مشترک ایران و پاکستان به وسعتی بالغ بر 671 هکتار جنگل دریایی حرا وجود دارد.

 

فداکار با اشاره به تلاش برای احیای این جنگل‌ها طی سالهای اخیر گفت: سالانه در ایران 10 هکتار جنگل به جنگلهای دریایی حرا در گاندو افزوده می شود.

 

وی تصریح کرد: در راستای احیاء، حفاظت و توسعه جنگلهای دریایی حرا واقع شده در خلیج گواتر و منطقه حفاظت شده گاندو، به زودی همکاری‌های منطقه‌ای بین ایران و پاکستان انجام خواهد شد.

 

سرپرست دفتر سواحل و تالاب های ساحلی معاونت دریایی سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به اینکه این پروژه در مرحله مقدماتی است، افزود: به این منظور مکاتباتی با بخش محیط زیست دولت پاکستان صورت گرفته است.

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:۱٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٥
    پيام ها    +


روز کارگر؟!

 

عکس از خبرگزاری مهر

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:۱۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٥
    پيام ها    +


ابر ماراتن کویر شهداد 13 اردیبهشت آغاز می شود

مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمان گفت: ابر ماراتن راه ابریشم ایران با 35 دونده، 13 اردیبهشت ماه جاری آغاز می شود

 


به گزارش روز پنجشنبه روابط عمومی اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمان محمود وفایی، زمان ورود شرکت کنندگان در این مسابقه به کرمان را 11 اردیبهشت ماه اعلام کرد. وی گفت: بزرگترین و مشهورترین دوندگان جهان از 13 تا 19 اردیبهشت ماه جاری برای حضور در اولترا ماراتن کویر لوت در منطقه شهداد حضور می یابند.وی با بیان اینکه محمد انصال ( mohamad ahansal ) قهرمان بزرگ مراکشی از ابرماراتن های جهان در این رویداد بین المللی حضور خواهد داشت افزود: این دونده مشهور ابرماراتن جهان قهرمان چهار دوره (1998,2008,2009,2010) marathon des sables است.


مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمان بیان کرد: این قهرمان ماراتن سال 1973 در زاگورای مراکش به دنیا آمد و دارای رکوردهای بزرگی در کتاب گینس به عنوان سریع ترین فردی می باشد که تاکنون در صحرا دویده است. وی با بیان اینکه اولترا ماراتن کویر لوت برنامه بین المللی است گفت: رشید المرابیتی یکی دیگر از شرکت کننده بزرگ این ابرماراتن سال گذشته قهرمان ماراتن مراکش بوده است.


وفایی افزود: هماهنگی های لازم برای استقبال از دوندگان ابرماراتن کویر شهداد انجام شده به طوری که اقشار مختلف مردم از جمله دانش آموزان، ورزشکاران، دهیاران و مسئولان باشکوه خاصی در محل ورودی شهر میهمانان خارجی را میزبانی خواهند کرد.
وی اظهار کرد: ابرماراتن راه ابریشم ایران از دوم ماه می میلادی (١٣ اردیبهشت) به مسافت ٢۵٠ کیلومتر در بیابان لوت در منطقه شهداد کرمان با حضور دوندگانی از پنج قاره جهان برگزار می شود.


وی گفت: این ابر ماراتن، فوق همه ماراتن های جهان است زیرا سختی های مسیر و زمان، درجه حرارت محیط و دیگر عوامل آن موجب شده که فوق العاده ماجراجویانه و جذاب شود و به اعتراف برگزار کننده ایتالیایی این مسابقه که از قهرمانان جهان است یک ماراتن خاص و ویژه است.

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٥
    پيام ها    +


سه کوه نورد گرفتار در ارتفاعات الوند همدان پیدا شدند

مسئول کنترل و هماهنگی عملیات جمعیت هلال احمر همدان گفت: پس از 10 ساعت تلاش، تیم های هلال احمر سه کوه نورد تهرانی گرفتار در ارتفاعات الوند را پیدا کردند

محمد فضلی روز جمعه در گفت و گو با ایرنا بیان کرد: ساعت 22 شب گذشته فردی در تماس تلفنی با سامانه 112 جمعیت هلال احمر خواستار امداد رسانی شد. وی اضافه کرد: طبق بررسی های صورت گرفته سه کوه نورد تهرانی شامل دو مرد 27 و 40 ساله به همراه یک زن 30 ساله برای کوه نوردی به ارتفاعات الوند صعود کرده بودند که مسیر را گم می کنند. وی افزود: پس از تماس این کوه نورد، دو تیم به منطقه 'کلاغ لان' و محدوده قله الوند اعزام شدند که با توجه به آشنا نبودن به محل و دادن آدرسهای متفاوت این عملیات به مدت 10 ساعت طول کشید.


وی اضافه کرد: تیم های امداد و نجات کوهستان ساعت هشت صبح امروز جمعه افراد گرفتار در ارتفاعات الوند را نجات دادند. تیم امداد کوهستان در سالجاری دو عملیات امداد و نجات را انجام داده که در این عملیاتها 9 نفر نجات یافتند.

 



  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٥
    پيام ها    +


چشم انداز ماشینی شدن صعود اورست

 

پس از آنکه در سال 2014 بر اثر سقوط بهمن 16 شرپا در مسیر آبشار یخی جان باختند و صعودهای اورست از این جبهه به حالت تعلیق درآمد، وانگ جینگ کوه نورد بانوی میلیونر چینی با نقض قانون پروازهای تجاری در ارتفاعات اورست تا کمپ 2 با بالگرد بالا رفت و از آنجا قله این کوه را صعود نمود. این امر موجب گردید تا دولت نپال برای کاهش ترددهای اتباع خود شرپاها و البته سایر کوه نوردان امسال مجوز پرواز بالگرد جهت حمل بار تا ارتفاع 6100 متری را صادر نماید. ضمن آنکه ایشان معتقدند گرم شدن منطقه اوضاع آبشار یخی را به شکل قابل توجهی خطرناکتر نموده! متوسط 18 عبور از آبشار یخی توسط شرپاها و 6 عبور توسط کوه نوردان در یک فصل عدد بسیار بالایی که با این طرح از میزان آن کاسته خواهد شد.


اگرچه این تغییر موجب کاهش تردد در مسیر خطرناک آبشار یخی می شود و به نحو قابل توجهی امنیت کوه نوردان را بالا می برد، اما علاوه بر آلودگی صوتی موجبات ماشینی شدن صعودها را فراهم خواهد ساخت. ضمن آنکه جلب توجه گردشگران را برای صعود بی دغدغه تا ارتفاعات اورست را نیز فراهم خواهد آورد. 



پی نوشت:
پس از دو فصل بدون صعود جبهه جنوبی اینبار از میزان علاقمندان صعود این کوه کاسته شده. 279 کوه نورد از 38 کشور در مقابل 319 کوه نورد سال 2015، 341 نفر در سال 2014 و 315 نفر در سال 2013 علاقه کمتری برای صعود را نشان می دهد.

 

 

از وبلاگ کوه قاف


  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩٥
    پيام ها    +


انتقال جسد یک کوه نورد با تلاش سه ساعته امدادگران

رئیس جمعیت هلال احمر شهرستان بروجن گفت: تلاش سه ساعته امدادگران این جمعیت به انتقال جسد یک کوه نورد جوان از کوهستان های سخت گذر دره ریز در محدوده منطقه بیژگرد از توابع بخش گندمان این شهرستان منجر شد.

 

آرش شیرانی عصر سه شنبه در گفت وگو با خبرنگار ایرنا اظهار داشت: ظهر امروز در تماس تلفنی سقوط یک کوه نورد در کوهستان های سخت گذر منطقه بیژگرد به هلال احمر بروجن اطلاع رسانی شد که دو اکیپ امداد و نجات متشکل از 9 نجاتگر کوهستان به منطقه اعزام شدند.


وی تصریح کرد: در این عملیات، اکیپ اورژانس نیز با اکیپ های واکنش سریع و نجات هلال احمر همراهی کردند اما این کوه نورد بر اثر سقوط جان خود را از دست داده بود که با تلاش سه ساعته اکیپ های اعزامی، جسد از ارتفاعات سخت گذر منطقه منتقل شد.


منطقه بیژگرد در حدود 40 کیلومتری مرکز شهرستان بروجن واقع شده است.

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩٥
    پيام ها    +


نقل قول هفته !!

سیدحسن هاشمی وزیر بهداشت دولت روحانی در چهارمین همایش فرماندهان بهداشت و سلامت سپاه پاسداران:



" یکی از مراجع عظام تقلید با بیش از 90 سال سن در 40 سال گذشته نه بیمار شدند، نه دارو مصرف کردند و نه روال طبیعی زندگی خود را از دست دادند و می‌گویند که حاضرند با قهرمانان کوه نوردی کشور رقابت کنند..."

 

 

خبرگزاری تسنیم

 

 

 

پی نوشت:

دوستان از اتاق فرمان اشاره می کنند که بگویید بچه همدان است!!چشمک



  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٥٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩٥
    پيام ها    +


کوه های ایران: شاهوار

 

گزارش تصویری خبرگزاری مهر را ببینید

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:٢۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٥
    پيام ها    +


دست‌اندازی به غار تاریخی اسپهبد خورشید

 

 پس از اقدام‌های برخی سدسازان و راه‌سازان در منطقه غار تاریخی اسپهبد خورشید که تاکنون به تخریب آثار ارزشمند تاریخی منجر شده است، معدن‌کاران نیز به آنها پیوستند تا طلسم 1300 ساله استواری این اثر بشکند.

 

دست‌اندرکاران برخی معادن در مازندران در ماه‌های گذشته به حریم اثر تاریخی منحصر به فرد غار «دژ اسپهبد خورشید» تجاوز و دست‌اندازی کردند.

 

در سال گذشته برخی طرح‌های عمرانی راه‌سازی و سدسازی، پیش از مطالعات فرهنگی – تاریخی از سوی میراث فرهنگی اجرایی شد ئ خساراتی به میراث فرهنگی کشور وارد کرد. پروژه بررسی و مستندسازی باستان شناسی"غار- دژ اسپهبد خورشید " پرداختن به اهمیت تاریخی و باستانی راه ترانزیتی سوادکوه به تهران، با قدمت نزدیک به 2000 سال و استحکام دفاعی و راهبانی ارزشمند در این مسیر با مجوز رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری آغاز شده است.

 

براساس بند ج ماده 114 قانون برنامه 5 ساله چهارم، تمامی وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها و موسسات دولتی موظف هستند قبل از اجرای طرح‌های عمرانی گسترده و در مرحله امکان‌سنجی و مکان‌یابی نسبت به انجام مطالعات فرهنگی - تاریخی میراث فرهنگی، اقدام و در طراحی و مکان‌یابی طرح‌های یادشده نتایج مطالعات را رعایت کنند.

 

سامان توفیق، سرپرست گروه باستان‌شناسی "غارتاریخی اسپهبد" واقع در سوادکوه مازندران در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، منطقه مازندران، اظهار کرد: در هنگام حضور در محل، شاهد ادامه تجاوز و دست‌اندازی به اثر منحصر به فرد غار "اسپهبد خورشید"، نادیده گرفتن حریم و عرضه آن، نابودی حریم منظر و حریم اصلی و پایین دست اثر بودیم. دلیل این امر، برداشت خاک باستانی و تاسیسات وابسته به آن از سوی معدن دانه طلا و معدن فلوئورین است.

 

این باستان‌شناس خاطرنشان کرد: شاهد انفجارهای پیاپی و ایجاد تونل‌های متعدد به سمت پیکره و بالای اثر هستیم، این در حالی است که در جلسات مختلف سرپرست طرح با مدیران استانی مرتبط، لزوم توقف عملیات، تمدید نکردن مجوز و جا به جایی معادن و پاکسازی منطقه، مطرح و توافق‌ صورت گرفت اما تا امروز با وجود پیگیری‌ها هیچ اقدامی صورت نگرفته است.

 

توفیق بیان کرد: "تنگه کولا" که در پای غار دژ اسپهبد خورشید در 10 کیلومتری پل سفید سر راه باستانی ری - تبرستان قرار دارد براساس شواهد تاریخی، تنگه راهبردی و استراتژیک بوده و نقش مهمی در تاریخ ایران و استان داشته است. در این تنگه سه اثر ثبتی باستانی بسیار مهم و منحصر به فرد همچون دژ باجگیران( قلعه دیوسفید)، غار دژ کیلی و غار دژ کیجا کرچال قرار دارد و از سازه‌های وابسته به غار دژ اسپهبد خورشید است.

 

وی افزود: با وجود پیگیری‌ها و نامه‌نگاری‌های انجام شده در گذشته در محدوده حریم درجه یک این آثار، شرکت معدنی پروچشمه اقدام به برداشت سنگ کرده است و این در حالی بود که هر سه اثر به فاصله کمتر از یک کیلومتر از هم و در ارتفاعات کوه " سرخل" دوبرار، در مقابل روستای سیمت و دوآب قرار دارند. این برداشت، آسیب جبران‌ناپذیری به عرصه آثار و حریم آنها، وارد و منظر آثار را مخدوش کرده است و در صورت تداوم امکان ثبت جهانی "بندکولا" و آثار آن از بین می‌رود.

 

توفیق با بیان اینکه ماشین‌آلات معدنی همچنان مشغول برداشت و خالی‌کردن خاک زیر پای این آثار هستند، گفت: در صورت ادامه داشتن این فرآیند، رانش، ریزش کوه و همچنین پیامدهای جبران‌ناپذیری به همراه دارد.

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:۱٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٥
    پيام ها    +


کمپ کویری شهداد آماده بهره برداری شد

مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمان گفت: کمپ کویری شهداد پس از واگذاری به بخش خصوصی، آماده بهره برداری و میزبانی از گردشگران داخلی و خارجی شده است

 

به گزارش روز دوشنبه اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمان محمود وفایی با اشاره به اینکه بهره برداری مجدد از کمپ کویری شهداد در فازهای مختلف تعریف شده است افزود: در فاز نخست آن زیرساخت های مورد نیاز از قبیل آب و برق، سرویس های بهداشتی و محوطه سازی تامین و آماده شده است.


وی بیان کرد: کمپ کویری شهداد سال های متمادی بلاتکلیف و بلااستفاده بود اما خوشبختانه با پیگیری های اداره کل میراث فرهنگی استان کرمان به شرکت عمران علوی ماهان برای بهره برداری واگذار شد.


مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمان اظهار کرد: در فاز دوم 12 آلاچیق جدید به مجموع آلاچیق ها موجود در کمپ کویری افزوده شده است و با افزایش این امکانات ظرفیت برای پذیرش تعداد بیشتری از گردشگران در ایام مختلف سال وجود دارد.


وی گفت: در حال حاضر برنامه ریزی های مختلفی برای بهره برداری بهتر از کمپ کویری شهداد در حال انجام است و بزودی جشن ها و کنسرت های متعددی در این کمپ کویری برگزار می شود.


کویر شهداد بخشی از حاشیه غربی کویر لوت است و جاذبه های طبیعی و شگفت انگیزی مانند کلوت ها در آن وجود دارد که میزبان تعداد زیادی از گردشگران خارجی و داخلی است.

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:٠٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٥
    پيام ها    +


رئیس فدراسیون کوه نوردی: سه رشته در آستانه المپیکی شدن است

رئیس فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزشی گفت: رشته های سنگ نوردی، یخ نوردی و کوه نوردی با اسکی در آستانه ورود به المپیک است.

 

رضا زارعی روز دوشنبه در مصاحبه اختصاصی با خبرنگار ایرنا افزود: مهر ماه امسال در مراسم قرعه کشی که در ریودوژانیروی برزیل برگزار می شود، رشته سنگ نوردی سومین گزینه ورود به المپیک 2020 توکیوی ژاپن خواهد بود و در کنار آن رشته کوه نوردی با اسکی نیز برای المپیکی شدن مورد بررسی قرار می گیرد.


وی اظهار کرد: رشته یخ نوردی نیز به صورت آزمایشی در المپیک زمستانی 2018 کره جنوبی شرکت می کند تا زمینه المپیکی شدن آن فراهم شود. زارعی با اشاره به اینکه ایران سال گذشته در رشته کوه نوردی با اسکی دو مدال قهرمانی آسیا در کره جنوبی کسب کرده است، گفت: مهر ماه امسال مسابقه های سنگ نوردی نوجوانان و جوانان آسیا به میزبانی ایران برگزار می شود.


وی افزود: امسال علاوه بر اعزام هشت ورزشکار به هیمالیا، اعزام تیم ملی امید به گرجستان در اواخر اردیبهشت ماه، برگزاری مسابقات سنگ نوردی انتخابی تیم ملی و قهرمانی کشور در 16 مرحله، اعزام تیم سنگ نوردی به چین در مرداد ماه و اعزام به مسابقات قهرمانی جهان به فرانسه در شهریور ماه از برنامه های تقویم ورزشی فدراسیون است.


وی ادامه داد: طی روزهای 27 و 28 فروردین دو کوه نورد به نخستین مرحله جام جهانی سوئیس اعزام شدند که مرحله دوم آن هفته آینده در هندوستان و مراحل سوم و چهارم نیز در اتریش و چین برگزار می شود. زارعی اظهار کرد: تیم کوه نوردی با اسکی هفته آینده عازم آخرین مرحله جام جهانی روسیه می شود.


وی اضافه کرد: میزان تفاهم نامه مالی سال 94 فدراسیون با وزارت ورزش و جوانان 10 میلیارد بود که ما تنها 78 درصد آن را اخذ کردیم و بیشترین میزان دریافتی فدراسیون از طریق بخش خصوصی و حامیان مالی بوده است. زارعی گفت: میزان اعتبار سال جاری فدراسیون نسبت به سال گذشته تغییری نکرده است ولی تمام تلاش ما اجرای برنامه های تقویم ورزشی و توجه ویژه به طرح استعدادیابی و رده های سنی پایه نونهالان و نوجوانان است. به گزارش ایرنا، رئیس فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزشی برای شرکت در مجمع سالیانه هیات آذربایجان غربی به شهر ارومیه کرده است.


در پایان این مجمع طی مراسمی از پیشکسوتان، ورزشکاران و روسای هیات های شهرستانی با اهدا لوح یابود و جوایزی تجلیل شد. در این مجمع تقویم ورزشی سال 95 هیات کوه نوردی استان آذربایجان غربی با موافقت تمامی اعضاء به تصویب رسید.

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٢٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٥
    پيام ها    +


غار سراب امیدآباد در شهرستان فارسان ثبت ملی شد

مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری چهارمحال و بختیاری گفت: غار سراب امید آباد در شهرستان فارسان ثبت ملی شد

 

 

بهمن عسگری سوادجانی روز جمعه در گفت و گو با ایرنا افزود: این اثر تاریخی و طبیعی به شماره 300 به تاریخ 5/12/1394 در فهرست میراث طبیعی ملی کشور به ثبت رسید.
وی ادامه داد: اثر طبیعی غار سراب امید آباد واقع در استان چهارمحال و بختیاری، شهرستان فارسان، بخش مرکزی، دهستان میزدج و روستای امید آباد است.
به گفته عسگری سوادجانی این غار در آهک های کرتاسه توسعه پیدا کرده که رخساره آهکی و دولومیتی ژوراسیک دارند و در بالای آن مارن های زرد و قهوه ایی وجود دارد.
وی اظهار کرد: دهانه اصلی این غار (طبقه دوم) حدود 50 متر بالاتر از چشمه سراب سمت چپ و در ارتفاع حدود 2400 متر قرار دارد و به اعتقاد کارشناسان طول شناخته شده غار 650 متر می باشد.
وی افزود: این غار 2 طبقه دارد که بین 15 تا 25 متر اختلاف ارتفاع دارد.
مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری چهارمحال و بختیاری بیان کرد: استان چهارمحال و بختیاری در حال حاضر دارای هفت اثر طبیعی ثبت شده در فهرست آثار ملی ایران است.
غار سراب امید آباد در فاصله 6 کیلومتری دامنه کوه کلک در غرب روستای امید آباد سراب از توابع شهر باباحیدر شهرستان فارسان واقع است.
تاکنون 60 غار در استان چهارمحال و بختیاری شناسایی شده است.

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٢٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٥
    پيام ها    +