گزارشی از حادثه ی غار پراو

«... تراورس اول یکی از بد ترین جاهای غار برای عبور و مرور است و حتی انسان سالم و سرحال هم به سختی می تواند از این قسمت مسیر عبور نماید . چه برسد به اینکه بخواهی در آن موقعیت نامتعادل مجروحی با وزن 80 کیلو گرم را حمل کنی . مدت زیادی تلف شد و در این بین صدای ناله های خفیف خلیل را نمی شنیدم . پرسیدم بچه وضعیتش چطور است ؟ من صدایش را نمی شنوم گفتند مشکلی نیست صدایش کمتر شده . دقایقی بعد صدایش کردم آقا خلیل ؟ آقا خلیل ؟ جوابی نشنیدم و از بچه ها خواستم وضعیتش را برایم باز گو کنند . گفتند بی هوش شده الان میاریمش زیر چاه 10 واونجا بهش رسیدگی خواهیم کرد .  خدا خدا می کردم نمرده باشه و مرتب دعا می کردم . دیگر طاقت نداشتم وقتی که جلوتر آمد و دیدم تکانی نمی خورد یومارم را به طنابی که به او وصل بود انداختم و با تمام توان کمک کردم تا بیارمش پیش خودم . و مرتب به بچه می گفتم زود باشید کاری کنید او را بالا بکشیم . و به هر زحمتی که بود به بالای تراورس اول رسید و با کمک همون طناب به زیر چاه 11 آمد نبضش را گرفتم و احساس کردم  تمام دنیا روی سرم خراب شده . بازهم از چاه 11 او را بالا کشیدم و در گوشه ای از زیر چاه 10 که محل ریزش آب نباشد قرارش دادیم . چند نفر از بچه ها علائم حیاتیش را بررسی کردند و همه گفتند که فوت کرده است ... » 

.

از وبلاگ : غارنورد (یوسف سورنی نیا)

http://usef.blogfa.com

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ آبان ۱۳۸٧
    پيام ها    +