در کوه نوردی هم ، هنر نزد ایرانیان است و بس !!

یکی از آفت ها و بیماری های فرهنگی و در عین حال کهنه ی کوه نوردی ایران ، تحقیر و تمسخر و فخر فروشی نسبت به رفتار و عملکرد تیم هائی ست که در تصمیمی سنجیده و منطقی و حساب شده ، صعود خود را _ و گاه در مراحلی بسیار حساس و تعیین کننده  _ ناتمام گذاشته و برای ترک منطقه اقدام می کنند .گذشته از نمونه های داخلی این تفکر عامیانه و نابخردانه که به صورتی روزمره با آن روبرو هستیم ، تبلور آن  در صعودهای برون مرزی سالیان اخیر و در مواجهه با کوه نوردان کشورهای خارجی فقط می تواند : گونه ای تلاش برای بزرگ نمائی و افتخار آفرینی های کاذب و همچنین  فریب افکار عمومی تلقی شود . این آفت و بیماری فرهنگی یکی از آن رنج های همیشگی کوه نوردی ایران بوده و هست ! دولتی و خصوصی و مستقل و وابسته و ... هم ندارد !! چه مدیرکل امور اجتماعی و شوراهای استانداری خراسان در مراسم استقبال از سرپرست تیم اعزامی فدراسیون به قله ی تیلیچوپیک باشد که می گوید :

« ...صعود تمامی اعضای تیم ملی کوه نوردی امید ایران از دیگر افتخارات این تیم بود، زیرا کشورهای مطرحی در ورزش کوه نوردی از جمله فرانسه، لیتوانی، سوییس و اسپانیا علی رغم تلاش فراوان موفق به صعود این قله مرتفع و صعب العبور نشدند... ایسنا ٢٧/٨/٨٧  »  

 چه مسئول سایت تبلیغاتی تیم دماوندی های نانگاپاربات  :

« ... صعود تیم به نانگاپاربات بزرگ بود و حماسه ای ماندگار ... نقطه عطفی  برجسته در تاریخ کوه نوردی ما ... آن هم در حالی که بسیاری از کوه نوردان حرفه ای تسلیم شدند... سایت ایرانین چلنجر » 

و در هر دو مورد هم می توان باوقاحتی مثال زدنی : بهای سنگین و غیر قابل جبران پرداخت شده یعنی کشته شدن یکی از اعضای تیم را نادیده گرفت و یا تلاش نمود آن را به اتفاقی کوچک ، طبیعی و نه چندان با اهمیت تقلیل داد . واقعا چه باید کرد؟

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ آبان ۱۳۸٧
    پيام ها    +