از ميان نامه های رسيده : انتقاد به پدرخوانده های فصل نامه ی کوه !

 

گلايه ای از مسئولين فصلنامه کوه و درد دلی با دوستان

سوءمديريت ٬ بهاندادن به تحقيق و انحصارطلبی در فصلنامه کوه و شايد ...!

کوه کرفتگی يکی از مشکلات شايع در ارتفاعات برای کوهنوردان می باشد که منجر به ادم ( خيز ) مغزی و ريوی می شود و يکی از دلايل مهم مرگ و مير در کوهستان می باشد .

از آنجايی که پيشگيری مقدم بر درمان می باشد ٬ اينجانب از سال ۱۳۸۰ تا سال ۱۳۸۳ بمدت ۳ سال در اين خصوص مطالعه و تحقيق انجام دادم تا شايد بتوانم راه موثری برای پيشگيری از آن پيدا نمايم .

برای پيشگيری تا بحال از قرص استازولاميد استفاده می شد که يک داروی ادرار آور بوده و با افزايش حجم ادرار باعث کاهش ادم می شود . اين دارو در عمل تاثير مطلوبی نداشت و مشکلات زيادی ايجاد می نمود . پس از مطالعات زياد به اين نتيجه رسيدم که روی قرص دگزامتازون تحقيق انجام بدهم . اين کار سه سال بطول انجاميد . شخصا و همنوردان عزيزی داوطلبانه اين دارو را تست نموديم . نتيجه بسيار مطلوب بود . در اين زمينه مقاله ای تهيه نمودم و آنرا سال گذشته در اختيار فصلنامه کوه قرار دادم تا از اين طريق در اختيار همنوردان عزيز قرار گيرد ولی همان برخورد اول در دفتر مجله ٬ احساس بدی پيدا کردم که متاسفانه به واقعيت پيوست . در آنجا به من گفته شد که مقاله بايد در ليست انتظار نوبت قرار گيرد ولی اگر تبليغ داشته باشيد ٬ در اولين مجله چاپ خواهد شد . همانطور که از قراين پيدا بود ٬ مقاله من چاپ نشد و در فصلنامه اخير مطلب مقاله بنام شخص ديگری چاپ شد بدون آنکه از کسی که سه سال روی اين پروژه تحقيق کرده و زحمت کشيده ٬ نامی به ميان آورده شود .

آيا دوستان مجله عادت دارند که يک مطلب تحقيقاتی و نو را چاپ نکرده و يا بنام يکی از دوستان خود چــــاپ نمايند و يا اصلا به کسی اجازه عــــــبور از حلقه بسته ممنوعه خود را می دهند ؟

دوستی به من گفت : شايد هم اشکال از خودت بوده که پرداخت وجوه نقدی لازمه !!!!! را فراموش کرده ای . برای انجام بعضی کارها در بعضی جاها بايد هزينه های خاص آنرا پرداخت نمود وگرنه کارت را انجام نمی دهند !

انشاالله که اين مطلب صحت نداشته باشد . تازه اگر هم صحت داشته باشد ٬ چه بايد کرد ؟ آيا از کسی که تحقيق انجام می دهد ٬ اينگونه بايد قدردانی شود ؟ شايـــــــد هم من انتظار بيهوده ای دارم ؟ اگر درست نمی گويم ٬ لطفا به من گوشزد نمائيد .

جالبتر آنجاست که وقتی مقاله ام را ترجمه کردم و برای مجلات علمی ٬ پزشکی و کوهنوردی خارج از ايران ارسال نمودم ٬ برخورد ديگری با من شد . برخوردی که که انتظار آنرا در کشور خود داشتم نه از بيگانگان ! ... زکه ناليم که از ماست که بر ماست .

آيا ضرورتی ندارد تا مجامع کوهنوردی نگران اين وضع بشوند و اهتمامی به خرج داده و با اين مسايل برخورد نمايند و آيا لازم نيست مديريت مجله به افراد صالح تری سپرده شود تا از اين وضع اسف بار و تجاری ـ انحصاری موجود خارج شود ؟

من که از مشتريان دائمی و علاقمند مجله بودم ٬ ديگر حتی رغبت دست زدن به آن را در خود نمی بينم . لذا از همگی دوستان ٬ گروههای کوهنوردی و فروشگاههای لوازم کوهنوردی درخواست می نمايم تا اصلاح ساختار مديريتی در مجله ٬ آنرا تحريم نموده و از خريدن آن و سفارش برای تبليغ در مجله جدا خودداری نمايند .

همچنين به نويسندگان آزادی که می خواهند برای اين مجله مطلب بفرستند ٬ اکيدا توصيه می نمايم که به اين مجله در ارايه مقالات خود اطمينان نکنند تا مثل من با اين مشکل مواجه نگردند . هر چند هدف من مطرح شدن نام خودم نبود و بيشتر دوست داشتم تحقيقاتم در اختيار همگان قرار گيرد ولی اينکار غير اخلاقی از مجله بعيد بود که قريب شد و روسياهی آن به ذغال ماند . دوستی که مطلب مرا در مقاله خود در مجله کوه چاپ کرده آيا بهتر نبود از کسی که در اين زمينه تحقيق را انجام داده ٬ نامی به ميان می آورد ؟

اميدوارم آقای صالحی مقدم ( که ملاقات با ايشان به دليلی غير از مراجعات دندانپزشکی ٬ بعيد العهد می باشد ) و ساير اعضا هيئت تحريريه از اين خطای خود متنبه شده و هرگز شاهد تکرار موارد مشابه و سلب اعتماد بيشتر از مجله نباشيم .

به اميد روزی که اين فصلنامه بجای آنکه آفت کوه باشد ٬ با يک پالايش مديريتی ٬ طراوت کوه را برايمان به ارمغان داشته باشد و نه بی اعتمادی و ... را .

سيد جعفر نخجوانی

رونوشت : دفتر فصلنامه کوه

......................................................................................

متن کامل مقاله ی تحقيقی و ارزشمند جعفر نخجوانی را در اين لينک بخوانيد .

خبرگزاری ايساکا نيوز

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ دی ۱۳۸٤
    پيام ها    +