يــک ديـدگــاه :

درخت مظلوم يا شهرداري ظالم؟
 
روزنامه نگاري اجتماعي ايران از دهه ۱۳۴۰ همچون ادبيات، هنرهاي نمايشي و ديگر حوزه هاي مرتبط با اجتماع تحت تأثير ادبيات چپ كه گفتمان غالب آن دوران بود نضج گرفته و كليه روزنامه نگاران پرورش يافته در آن هم تحت تأثير چنين فرهنگي شاگردان خود را پرورش دادند و به اين ترتيب مكتب چپ روزنامه نگاران اجتماعي ايران همچون ميراثي پنهان برخلاف تمام تحولات و تغييرات به راه خويش مي رود.
براساس مباني اين مكتب، ستيز اجتماع، ميان ظالم و مظلوم، دولت و ملت، شاه و گداست. صفحات اجتماعي رسانه هاي ايران را اخبار مربوط به كودكان خياباني، زنان ستم ديده، بازنشستگان و ديگر گروه هاي فرودست اجتماع تسخير كرده اند و منظر همه اين اخبار نيز وقوع ظلم و ستم بر اين فرودستان از سوي دولت، ثروتمندان، پدران، مردان و حتي خودرو در مقام يك كالاي محصول سرمايه داري در برابر پيادگان است. در هفته اخير وقوع يك رخداد باعث نمود از ريخت افتادگي اين ميراث كهن شد. قطع تعدادي از درختان پارك جنگلي لويزان باعث شده تا در ۸ روز اخير بيشترين سهم از صفحات اجتماعي رسانه هاي ايران اختصاص به چاپ خبرها، گزارش ها، مصاحبه ها و نظاير آن درباره اين اقدام شهرداري پيدا كند.
اما اكنون مي توان از منظري ديگر دلايل گسترش اين چنيني ماجراي لويزان را در رسانه ها جست وجو كرد. براساس تحليل اوليه، اكنون در مكتب اجتماعي رسانه هاي ايران درخت ،عنصر مظلوم داستان و شهرداري ظالم است و بر طبق اصل كنش متقابل دوراني اگر در يك جمع فردي فرياد كشد، ديگران نيز بلندتر فرياد خواهند كشيد و كار تا به آنجا پيش خواهد رفت كه ديگر فرياد زننده اول در جمع محو خواهد شد و دلايل فرياد از حافظه جمع فراموش مي شود.
رسانه هاي ايران امروز دچار چنين حالتي شده اند.قطع درختان در شهري كه آلودگي هوا و كمبود فضاي سبز دارد خود به خود باعث نگراني و بروز اعتراض خواهد بود. اما در اين ميان به خاطر نگاه سنتي حاكم بر رسانه ها، واقعه وارونه گزارش مي شود.
در تمامي خبرهاي انتشار يافته هيچكس در مقام مقايسه سود و زيان احداث پروژه زين الدين برنمي آيد و كمتر كسي توجه مي كند كه درختان سوزني برگ نقشي در پالايش هواي آلوده ندارند و اين درختان صرفا براي حفظ اراضي شهري كاشته شده اند و لاجرم در مسير توسعه و تحقق اهداف عالي تر مي توان آنها را دوباره در جايي ديگر به وجود آورد.
از ريخت افتادگي چنين ديدگاهي باعث شده كسي در ميان فرياد وامصيبتاي رسانه ها به ياد نياورد كه اگر بزرگراه از درون بافت متراكم شهري عبور مي كرد ۷۰۰ واحد مسكوني بايد تخريب مي شد كه حداقل در هركدام از آنها ۸ خانوار ساكن هستند و صدها خانوار ديگر به خاطر اين كه بزرگراهي پرسروصدا از نزديكي مسكن آنها عبور مي كند از آرامش رواني و اقتصادي بي بهره خواهند ماند.به همين دليل است كه در نگاه ظالم و مظلومي فراموش مي كنيم كه درخت مظلوم نيست بلكه همچون قرباني است كه از ماحصل قرباني شدن آنها صدها گرسنه سير مي شوند اندك درختان قطع شده در لويزان مي توانند قربانياني باشند كه راه آسايش و رفاه صدها هزار شهروند تهراني را فراهم مي آورند و اينجا ديگر نه درخت مظلوم است و نه شهرداري ظالم. مهرداد خليلی
 
روزنامه همشهری ۳/۱۲/۸۴
 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳۸٤
    پيام ها    +