پیشنهاد کتاب : شب هول

.

« ... راننده پیچ رادیو را باز می کند . اسماعیل برمی گردد و به ابراهیم نگاه می کند . نشسته بر پتو . پلک ها بسته . دست ها حایل تن . تن فرو رفته میان بالش ها ، متکاها . ناگهان صدای زنی از رادیو به گوش می رسد . صدایی قدیمی ، سازی قدیمی ، تار ، مضرابی که دستی لرزان بر تارهای ساز می زند ، صدایی که از اعماق گلو برمی خیزد ، کلمه هایی را ادا می کند که بوی ماندگی دارد ، ترانه ای که حال و هوای تاریخ را دارد ، که حال و هوای کهنگی و اندوه است ، غمی جاودانه است در هر مکث میان کلمه ها ،  در های های تیز و   مقطع زن ، در لرزش   تارهایی که  در  تاریکی تاریخ  ،  در تاریکی   روح  نواخته می شود ... »

.

نویسنده : هرمز شهدادی _  انتشارات زمان (چاپ اول ١٣۵٧ )

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸۸
    پيام ها    +