دوم اردیبهشت : روز زمین پاک

روز زمین دو بار در سال برگزار میشود ٬ یکبار در طول فصل بهار در نیمکره شمالی و بار دیگر در طول فصل پاییز در نیمکره جنوبی زمین که هر دو برای آگاهی دادن و قدردانی از محیط زیست کره زمین است . سازمان ملل متحد نیز هر سال در اعتدال بهاری ٬ این روز را جشن میگیرد . این رسمی بود که توسط فعال صلح یعنی جان مککانل در سال ۱۹۶۹ بنیان گذاشته شد . دومین روز زمین توسط سناتور آمریکایی گیلورد نلسون به عنوان یک جلسه آموزشی در مورد محیط زیست بنیاد گذاشته شد . در خیلی از کشورها روز ۲۲ آوریل هم زمان با ۲ اردیبهشت روز زمین است ... ویکی پدیا
.
زمین را به یاد بیاورید
زمین ، خودش را از یاد برده است ، زیر سایههای سنگین دود و سیمان . زمین ، گذشته زیبایش را از یاد برده است . در چشمهایش دیروز ، چونان خاطرهای دور ، در هالهای از فراموشی جا مانده است. پروازهای بیدغدغه ، از یاد آسمانی که روزگاری آبی بود رفته است. سالهاست که پنجرهها ، سینه آسمان را به وضوح ندیدهاند . ریههای ستارهها ، از دود آکنده است . روزهای آبی کجایند؟ فصلهای درخت و سبزه را زیر کدام جاده پایمال کردهایم ؟ به راستی چرا تمام راههای دنیا باید از جنگل بگذرد ؛ از روی خاطرات سبز پروانهها و پرندهها ؟ چرا حریم جنگل را فریادهای زُمُخت آهن بشکند؟ درختان ، یکی یکی ریشه کن میشوند و خاطراتشان را به عابرانی میدهند که از کوپههای قطار ، برای سبزههای خاکستری دست تکان میدهند ؛ بیآنکه بدانند رد پایی که بر جا میگذارند ، روز به روز ، کویر را برای فصلهای جنگل و پروانه به ارمغان میآورد . کجاست دیروزهای سبزه و لبخند که ماه نقره ، تا ارتفاع پنجره پائین میآمد و اتاق را به مهمان آبی آرامش میکرد ؟ کجاست قصههای مادربزرگ که در آن ، خبری از آهن و سیمان و دود نبود ؟ پرسه در کوچههایی که در آن بوی خاک باران خورده ، بوی کاهگل نمناک ، آرام آرام ردپای فروردین را در کوچهها میریخت و خانهها با دامنی از نور و لبخند ، در انتظار میهمان ، آب و جارو میشدند ، کجایند ؟ زمین را از یاد بردهایم . آری ! زمین را که حالا زیر سرب و دود رسوب کرده است از یاد بردهایم . نفسهایمان به هوایی عادت کرده است که در آن ، خبری از پرواز پرنده نیست . حالا دست پنجرههایمان به ارتفاع ماه سربی نمیرسد و ما نشسته ، به پنجرههایی خیره میشویم که راه هیچ روستایی را نمیگشایند ؛ پنجرههایی که وسعت بیقرار گندمزار را از یاد بردهاند . دست کودکان که همواره در دست نسیم بود، باد بادکهای تا ارتفاع ابرهای سپید و همسایگی دریا را از یاد بردهاند... علی سعادت شایسته
