پیشنهاد کتاب : " تو مشغول مردن ات بودی "

« زنی دارد روی پیشخوان کتاب های تازه فروشگاه «چشمه» به زحمت از میان دریایی، دریاچه یی، اقیانوسی راه باز می کند و پیش می رود. اگر داستان مرگ ویرجینیا وولف را بدانید ، بدون معطلی یاد او می افتید که یک روز صبح نامه یی نوشت، جیب هایش را از سنگریزه سنگین کرد و آرام به درون آب خزید و مرد . ویرجینیا وولف آن روز صبح چه لباسی تنش بود؟ نمی دانم اما این زن که پشتش به ما است، قرمز پوشیده و موهای بلندی دارد. لباس قرمزش و وهم و رازی که خودش را و پیرامونش را گرفته او را بیشتر از روی جلد کتاب های دیگری که کنارش نشسته اند، توی چشم آورده. روی جلد کتاب های دیگر که بیشترشان زمینه سفید دارند، طرح های درهم و برهمی هستند که بعضی از آنها به «عنوان کتاب» ربط دارند، بعضی بی ربطند و بعضی انتزاعی اند اما هیچ کدام شان مثل همین زن قرمز پوش در نگاه اول خودش را توی چشم فرو نمی کند. زن عکس روی جلد کتاب «تو مشغول مردن ات بودی» است که تازه وارد بازار کتاب شده. روی جلد نوشته شده کتاب گزیده یی از شعر و عکس جهان است که محمدرضا فرزاد آن را ترجمه کرده و ورق که می زنی، توی ورق های گلاسه شعرها در کنار عکس ها نشسته اند. «تو مشغول مردن ات بودی» را «حرفه هنرمند» منتشر کرده و قیمتش هشت هزار و 500 تومان است... روزنامه اعتماد ١١/۵/٨٨ »

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ امرداد ۱۳۸۸
    پيام ها    +