هیمالیانوردی ایرانی : ابهام در صعود نهائی و فتح قله اصلی

بررسی پاره ای از وقایع ، رویدادها و اخبار فعالیت های برون مرزی ( هیمالیانوردی ) کوه نوردان ایرانی در سالیان اخیر نشان می دهد که درخواست " اثبات صعود  " و ارائه ی " گزارشاتی روشن ، شفاف و مبتنی بر مدارکی مستند " می تواند گونه ای حق طبیعی برای افکار عمومی تلقی گردد . گسترش فرهنگ دروغ و ناراستی در سالیان اخیر و در رابطه با برخی برنامه های هیمالیانوردی کوه نوردان ایرانی موجب گردیده است که اکنون و در پایان هر برنامه ، با انبوهی از پرسش ها و تردیدها  پیرامون حقیقت " صعود نهائی تیم و فتح قله ی اصلی " روبرو شویم . ابهاماتی که فقط می تواند نتیجه ی عملکرد نه چندان شفاف و نه چندان صادقانه ی بعضی از تیم های اعزامی و سرپرستان  در ارائه ی گزارش کامل و مستند برنامه ی اجرا شده باشد . شاید نگاهی به پاره ای از این گونه وقایع و رویدادها بتواند دلائل شکل گیری این معضل بزرگ فرهنگی و اخلاقی را در کوه نوردی ایران روشن کند :

 

برنامه ی برودپیک و دروغ بزرگ کاظم فریدیان

تابستان ٨۴ کاظم فریدیان با ارسال ایمیل و عکس ،خبر صعود خود را به قله ی برودپیک برای کوه نوردی ایران اعلام می کند . ایمیلی با کلماتی صریح و روشن همراه با عکسی تیره و مبهم  :

« سلام . امروز شنبه است و ما هر دو صحیح و سالم هستیم . من کاظم فریدیان ۵ شنبه قله را صعود کردم . رامین هم جمعه برای قله تلاش کرد و تا نزدیک گردنه جنوبی صعود کرد حدود ۷۸۰۰ متری ... »

پس از عدم تائیــــــدخبر صعود کاظم به قله ی برودپیک ، توسط مراکز و سایت های معتبری که به انعــــــــکاس اخبار فعالیت های کـــــــوه نوردی در منطــــــــقه هیمالیا می پردازند ، او در تماسی تلفنی عنــــــوان نمود که موفـــــــق به صعود قله ی اصلی برودپیک نشده است و برای تبرئه ی خود به توجیهی عوام فریبانه متوسل می شود:

« در کمپ اصلی چنان جوی حاکم بود که خودم هم باورم شده بود که قله را صعود کرده ام ... گفتگو با کلاغ ها ( آرشیو) »

.

 برنامه ی نوشاخ و دروغ بزرگ تیم کوهیاران پارس

پاییز ٨٧ خبر صعود تیمی از کوه نوردان ایرانی به قله ٧۴٩٢ متری نوشاخ _ بلندترین قله ی افغانستان _ بوسیله ی  تعدادی از خبرگزاری های رسمی و معتبر کشورمان منتشر می شود :

« سه کوه نورد ایرانی بر فراز بلندترین قله افغانستان ایستادند ... به گزارش خبرگزاری فارس، محمود قویدل از بجنورد، عیسی میرشکار از جیرفت و امیر باستانی از گروه کوه نوردی کوهیاران پارس شیراز توانستند عصر 12 آبان ماه بر فراز قله نوشاق  به عنوان بلندترین قله افغانستان و دومین قله بلند رشته کوه هندو کش بایستند خبرگزاری فارس »

اما خیلی زود مشخص می شود که این تیم از کمپ یک بالاتر نرفته است و یکی از اعضای تیم به نام امیر باستانی _ در حرکتی شریف و صادقانه _ به افشای دروغ بزرگ سرپرست برنامه در باره ی صعود نهائی و فتح قله می پردازد . امیر باستانی در  وبلاگ   گروه کوهیاران پارس در باره ی دلایل این دروغ می نویسد :

« در طی مدت صعود و حضور ما در ABC آقای محمود قوی دل با اعضاء تیم ملی کوه نوردی ایران که در کشور نپال به سر می بردند تماس تلفنی داشت. همان موقع خبر سقوط و ناپدید شدن پزشک تیم ملی به ما داده شد و شنیدیم که این خبر از طریق رسانه های داخلی ایران نیز پخش شده است. آقای قوی دل پس از اینکه به قاضی ده بازگشتیم تصمیم به اعلام خبر صعود تیم ما و ارسال آن به ایران گرفت (در واقع به عقیده خود این موضوع می توانست پوششی بر خبر ناپدید شدن پزشک تیم ملی باشد به گونه ای که مردم نسبت به کوه نوردی مأیوس نشوند) و این خبر را به همسر خود در شهرستان بیرجند اعلام کرد ... »

 

برنامه ی نانگاپاربات و ابهام در صعود قله ی اصلی

تابستان ٨٧ خبر صعود تیمی از باشگاه دماوند به قله ی نانگاپاربات در سایت رسمی  این باشگاه و سایت تبلیغاتی  گروه  اعزامی  منتشر می شود .   همراه با عکس هایی  در کادرهای کاملا بسته  ، تیره   و بی کیفیت . عکس هایی که از همان ابتدا موجب برانگیختن بسیاری پرسش ها و تردیدها در باره ی صحت صعود نهائی و فتح قله ی اصلی توسط اعضای این تیم می شود :

 و نکته ی اصلی _ و هم چنان بی پاسخ مانده  _ این است که در هیچ یک از عکس های تاکنون منتشر شده و در هیچ یک از نماهای فیلم های تاکنون به نمایش درآمده ی تیم نانگاپاربات باشگاه دماوندی ها ، کوچک ترین نشانه و یا اثری از  آخرین خط الراس منتهی به قله ی اصلی ( عکس زیر ) با آن چشم اندازهای مشخص اش از دنیای اطراف  و یا حرکت اعضای گروه بر روی آن دیده نمی شود !!

با توجه به فیلم کوتاهی که دماوندی ها در جریان گزارش برنامه ی خود نمایش دادند و آن نسخه ای که در اختیار پدر سامان نعمتی گذاشته شد ، به سادگی می توان مشخص نمود که آنان در آخرین قسمت های مسیر پیمایش خود و نقطه ای که برنامه را پایان می دهند از یک شیب تند منتهی به دره های پائین دست در حال بالا آمدن هستند . از دامنه ای خود را بالا می کشند که هیچ شباهتی به هیچ خط الراسی ندارد و به نظر می رسد کمی قبل از قرار گرفتن روی خط الراس ، اقدام به گرفتن عکس ها و فیلم پایان برنامه می کنند . جائی که هم در پیش رویشان و هم در پشت سرشان همچنان شیبی   رو به بالا   دیده    می شود . جائی که با هیچ منطق و استدلالی نمی توان آن را به عنوان قله اصلی نانگاپاربات پذیرفت .

.

.برنامه ی ماناسلو و ابهام در صعود قله اصلی

 بهار ٨٨ خبر صعود انفرادی مهدی عمیدی به قله ی ٨١۶٣ متری ماناسلو منتشر می شود  .  عمیدی در گزارش خود می نویسد :

« من و کارلوس و بمپا (شرپا) در حال تلاش برای قله بودیم که یک ساعت مانده به قله، آنها نیز از صعود منصرف شدند و می گفتند که مسیر طناب ثابت ندارد  و ادامه راه دیگر صلاح نیست . ولی به نظر من آنها خیلی خسته بودند. بنابراین با آنها خداحافظی  کردم ولی آنها اصرار به برگشت من نیز داشتند.سپس تنها به سمت قله حرکت کردم . هوا کمی خراب شد. به کمک کلنگ یک طناب را که از سالهای گذشته در آنجا بود از صخره جدا کردم و به همراه خود بردم .صخره های زیر قله رسیدم. هوا بهتر شده بود و دیگر قله را می دیدم. خیلی خوشحال شدم و با نبشی برفی که پیدا کرده بودم و با کمک پیچ یخ حدود 30 متر ثابت گذاری کردم و خود را به قله رساندم ... سایت سان لند »

اما در هیچ یک از عکس های منتشر شده این برنامه نمی توان شاهد و استنادی برای گفته های او یافت . در دو عکسی که از آخرین نقطه ی اتمام فعالیت او می بینیم ، نشانه های قابل قبولی برای اثبات صعود قله  اصلی ماناسلو و رسیدن به آخرین نقطه ی این کوه وجود ندارد:

.

و البته مقایسه ای میان این عکس ها و آنچه از تصاویر ماناسلو در اینترنت وجود دارد به روشنی می تواند گویای همه پرسش ها و ابهامات موجود باشد :

 

The final pitch below the summit. Almost on top! On the summit in 1956

..

برنامه ی تیلیچوپیک و ابهام در صعود قله

آبان ٨٧ فدراسیون کوه نوردی خبر صعود موفقیت آمیز تیم اعزامی خود را به قله ی ٧١٣۴ متری تیلیچوپیک منتشر می کند . برنامه ای که با حادثه مرگ دکتر بهالو همراه بود . محمود شعاعی ( رئیس فدراسیون ) چندی قبل از این برنامه و در رابطه با ابهام صعود قله ی اصلی نانگاپاربات توسط تیم باشگاه دماوند گفته بود : " ... کسی که قله‌ای را صعود می‌کند، با عکس‌هایش نشان می‌دهد که صعود کرده ... "  و دو عکس منتشر شده برای اثبات صعود تیلیچوپیک چنین بود :

آن زمان برای فدراسیون کوه نوردی نوشتیم :  چرا باید از سوی افکار عمومی ، عکس هائی چنین بی کیفیت و تاریک و فاقد چشم انداز به عنوان سند اثبات صعود پذیرفته شود ؟! حسین امانی ( سرپرست برنامه ) در مصاحبه ی خود به فیلم کوتاهی اشاره کرده بود که توسط یکی از اعضای تیم و پیش از تاریک شدن هوا از قله و موقعیت اطراف گرفته شده است . فدراسیون کوه نوردی نیز وعده داد :  " مقرر شده است گزارش عمومی برنامه ی این صعود نیز بزودی برگزار شود ... کوه نوشت ۶ آذر ٨٧ "  اما ، نه آن فیلم هرگز نمایش داده شد و نه آن  وعده ی گزارش عمومی این برنامه تحقق پیدا کرد !! و فدراسیون کوه نوردی ایران هیچگاه نتوانست برای اثبات صعود تیم اعزامی خود ، اسناد و مدارک موجه و قانع کننده ای به افکار عمومی جامعه کوه نوردی ارائه کند .

 

برنامه ی گاشربروم٢ و ابهام در صعود قله

Altitude Junkies' members Arian and Michael with the Iranians' garbage bag in CI

 

 عملکرد دو تیم ایرانی ( هیئت کوه نوردی استان تهران و شهرستان سراب ) که تابستان امسال برای صعود قله ی گاشربروم ٢ اقدام کردند دارای نکاتی تاریخی (!) و قابل توجه می باشد :

برای اولین بار در تاریخ برنامه ها و فعالیت های هیمالیانوردی تیم های ایرانی ، شاهد انتشار واکنش های منفی و گزارش های افشاگرانه ی کوه نوردان خارجی مستقر در منطقه ، نسبت به عملکرد  کوه نوردان کشورمان ، در سایت های معتبر و مطرح کوه نوردی جهان بودیم و از این جهت لازم است به سرپرستان این دو تیم تبریک بگوئیم !!  حیرت و شگفتی آنان از رفتار این دو تیم ایرانی را به خوبی می توانیم در گزارش های ارسالی شان ببینیم . در حالی که قله را صعود نکرده اند ... در حالی که از نزدیکی قله برگشته اند اما با این حال برای خود جشن پیروزی می گیرند :

" بار دیگر ، هیچ کس به قله واقعی نرسید، آن مرتفع ترین نقطه که از آنجا فرد تنها می تواند پایین بیاید . با وجود این ، تیم ایران در حال جشن گرفتن صعود به قله چند عضو خود بود... با نزدیک شدن عصر ایرانی ها کم کم به کمپ 1 رسیدند ، برخی از آنان بابت رسیدن به قله خوشحال بودند ( بعدا با خبر شدیم که با وجود اینکه نزدیک قله رفتند ، اما هرگز موفق به صعود به آن نشده اند) ظاهرا ایرانی ها حدود 50 متری قله  توقف کردند ، چون یال قله تیز و خطرناک بود ، و آنان طناب کافی برای تثبیت مسیری امن تا قله نداشتند ... گزارش دانیلا پرتقالی  "

رفتار ایرانی ها برای آنان غیرقابل درک می باشد و به نظرمی رسد برای اولین بار است که با چنین پدیده ای در فرهنگ کوه نوردی جهان مواجه می شوند !!  در فرهنگ کوه نوردی جهان ، بازگشت از نزدیکی قله را مترادف صعود موفقیت آمیز و فتح قله نمی دانند و از آن با صفاتی مانند   " افتخار آفرین  ،  غرورآفرین  و ... سایت هیئت تهران را ببینید "  یاد نمی کنند . نکته جالب دیگری که در این میان وجود دارد اعتراف سرپرست تیم هیئت تهران به عدم صعود قله گاشربروم ٢ است : 

"کوه نوردان ایرانی به علت وجود نقاب برفی که در اثر بارش‌های روزهای منتهی به 29 تیرماه روی قله شکل گرفته بود و نیز ورود جبهه‌ی هوای نامساعد از صعود انتهای مسیر خودداری می کنند ... وبلاگ کوه نوشت

سرپرست تیم هیئت تهران  در همان حال که به عدم صعود کوه نوردان ایرانی _ به هر دلیل ممکن _ اذعان دارد ، فکر می کند مشکل اصلی در عدد فاصله ی مانده به قله است !! و شاید بتوان با کم کردن عدد ذکر شده در گزارش های منتشره _ آن هم در سایت های معتبر کوه نوردی جهان _ بهر حال افکار عمومی کوه نوردی کشورمان را به صعود و فتح گاشربروم ٢ قانع کرد !!

" فاصله‌ی باقیمانده تا قله، بر اساس گزارش نفرات صعودکننده بسیار کمتر از 50 متر بوده است... وبلاگ کوه نوشت "

فتح قله نزد کوه نوردان سراسر جهان ، تعریف و مفهومی بسیار روشن و ساده دارد . تعریف و مفهومی که در آن هیچ گاه کمیت هایی مانند فاصله ی  ۵٠ متر مانده ... ٣٠ متر مانده ... ٢٠ متر مانده و غیره _ ضمن احترام به ارزش های خاص خود _ جایگاه نداشته و ندارد . 

تلاش سرپرست تیم هیئت تهران برای قانع کردن افکار عمومی به صعود قله ی گاشربروم ٢ را بدعتی خطرناک و غیر اخلاقی در فرهنگ کوه نوردی ایران می دانیم . وقتی بتوان با کمیت فاصله ی مانده تا قله به بازی کلامی پرداخت دیگر دور از تصور نیست که بعد از این ، برای بازگشت کوه نوردان و اتمام فعالیت هاشان از فاصله ی ٢٠٠ متری قله ... ٣٠٠ متری قله ... ۵٠٠ متری قله و غیره هم واژه ی صعود و فتح به کار گرفته شود !! 

دلیل واکنش های منفی و گزارش های افشاگرانه ی کوه نوردان خارجی مستقر در منطقه ، علیه دو تیم ایرانی که تابستان امسال در گاشربروم ٢ بودند ، کاملا روشن است !

_________

پی نوشت

و البته ... حتی اگر منطق و توجیه ارائه شده برای بازگشت تیم از فلان فاصله ی مشخص را هم بپذیریم باز ... آن پرسش ساده ای که _ به صورتی کاملا اجتناب ناپذیر _ در باره ی اصالت خبر صعود تیم هیئت تهران و شهرستان سراب مطرح می شود این است که : چرا هنوز ... و با گذشت حدود سه هفته از بازگشت تیم ... هیچ عکسی از ادعاهای مطرح شده در باره آن فاصله ی مانده ی کمتر از ۵٠ متر و نقاب آخر و غیره منتشر نشده است ؟ چرا و بنا بر کدام منطق باید آن عکس دو نفره ، که در کادری کاملا بسته و فاقد هر گونه چشم اندازی گرفته شده را  به عنوان سند اثبات صعود قله و بازگشت از فاصله ی کمتر از ۵٠ متری بپذیریم ؟ چرا گواهی های صعود این دو تیم منتشر نمی شود ؟ آیا اساسا _ با توجه به گزارش کوه نوردان مستقر در منطقه و هم چنین گزارش خود سرپرست تیم هیئت مبنی بر خودداری از صعود انتهای مسیر _  به این دو تیم گواهی صعود داده اند ؟

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ شهریور ۱۳۸۸
    پيام ها    +