نانگاپاربات دماوندی ها : تهی از روحیه حق طلبی و شرافت !

نوشته ای از منتقد ادبی در بخش نظرات خوانندگان وبلاگ کوه نوشت :

 

بیش از 5 ماه پیش ، جلسۀ بررسی حقایق برنامۀ نانگاپاربات در شرایطی برگزار شد که چندی پیش­تر ، بخش کوتاه و پایانی نشست بهمن­ ماه انجمن کوه­نوردان ایران ، به صحبت­ها و گلایه­های پدر زنده­یاد  « سامان نعمتی » نسبت به عمل­کرد اعضای تیم نانگاپاربات و نیز تا حدودی هیأت مدیرۀ انجمن اختصاص داشت ؛

صبوری ، متانت و صلابت این خانوادۀ داغ­دیده در مواجهه با فاجعۀ نانگاپاربات که دقیقاً 15 ماه از وقوع آن می­گذرد حقیقتاً مثال­زدنی و شاید در تاریخ کوه­نوردی ایران بی­نظیر یا لااقل کم­نظیر باشد ؛ رفتارها و برخوردهایی از قبیل :

الف - تناقض­گویی­ها و ایجاد فضای ابهام­آلود و دادن امیدهای واهی از همان لحظات اولیۀ ماجرا ؛

ب - بی­توجهی به شرایط خانواده و دوستان زنده­یاد سامان و سردادن هلهلۀ "تبریک و شادباش" در سایت­ها و وبلاگ­های وابسته و روزنامه­ها ؛

پ - قلب ماهیت و وانمودکردن اقدامات امدادی انجام شده برای تیم گرفتار در نانگاپاربات به نام سامان ؛

ت - برگزاری جشن صعود در پای­گاه نانگاپاربات با چهره­هایی خندان ؛

ث - گشت­وگذار اعضای مثلاً سوگوار تیم در شهر و انتشار خبر آن ؛

ج - نهادن بار هزینه­های امدادی که آغاز و انجامی نداشت بر دوش خانوادۀ سامان ؛

چ - انتشار مصاحبه­های سفارشی ، جنجالی و متناقض در مطبوعات با هدف مقصرجلوه­دادن سامان ؛

ح - به­خدمت­گرفتن دوستان و آشنایان در گروه­ها و باشگاه­ها و انجمن کوه­نوردان جهت اتخاذ مواضع جانب­دارانه و کاسب­کارانه و البته تهی از روح حق­طلبی و شرافت­مندانه ؛

خ - برگزاری مراسمی شبیه جشن در تالار تأمین اجتماعی و اطلاق عنوان جعلی "گزارش برنامه" به آن ؛

د - پرداختن به همه چیز و همه کس در آن مثلاً "مراسم گزارش برنامه" غیر از « گزارش دقیق برنامه » و اتفاقاتی که منجر به ازدست­رفتن سامان شد ؛

ذ - شانه­خالی­کردن سرپرست و مدیر فنی تیم نانگاپاربات از گزارش دقیق برنامه در آن مراسم شبه­جشن و در عوض ، واگذاری همان بخش مختصر و کوتاهِ نمایش و توضیح عکس­های برنامه بر روی پرده به اعضای ساده­وضع تیم ، و نیز عبور سریع و پرش مضحک آن­ها از پیش از مقطعی که تا آن تاریخ ادعا می­کردند سامان دچار ارتفاع­زدگی شده ، به مقطع قله ؛

ر - پخش صحنه­هایی دست­کاری­شده و کندشده از صعود سامان همراه با موسیقی هدف­مند در فیلم نمایش­داده­شده در آن شبه­جشن به منظور القای سناریو و سندسازی عوام­فریبانه برای روایت­هایی که تا آن زمان در مورد سامان گفته می­شد و هم­چنان می­شود ؛

ز - برگزاری جلسۀ کاذب پرسش و پاسخ در یک­وربع ساعتِ آخر نشست معمولاً طولانی انجمن با مبصری ِ هدایت­شده و قیم­مآبانۀ رییس انجمن ، به گونه­ای که به سؤال­های اساسی و کارشناسانه­ای که از سوی حاضران – به­خصوص کوه­نوردان و هیمالیانوردان و مربیان صاحب­نام از جمله محمد نوری و عباس علی­نژاد و ... – مطرح می­شد بسیار بی­ربط یا مبهم پاسخ داده می­شد و در عوض به سؤال­های ابتدایی یا انحرافی با آب­وتاب فراوان توضیح و تفصیل داده می­شد تا هم مخاطبان ، فرسوده و هم وقت ، ضیق شود و بقیۀ سؤال­ها فرصت طرح پیدا نکنند ؛

ژ - اهانت مستقیم و آشکار فریدیان به خانوادۀ محترم نعمتی با انتساب عبارت "بازی­خوردن" به ایشان از تریبون انجمن در نشست بهمن­ماه ، بلافاصله پس از پایان صحبت­ها و گلایه­های برخوردار از ادب و متانت پدر سامان ؛

و موارد دیگری که این­سو و آن­سو خوانده یا شنیده­ایم و یا احتمالاً اتفاق افتاده­اند اما در جایی بازگو نشده­اند ، هرکدام به تنهایی کافی است تا خویشتن­داری اشخاص را در شرایطی عادی ، زایل کند چه رسد به شرایطی که در آن ، خانواده­ای ، منتظر و چشم­به­راه و نگران و معزای فقدان فرزند و جویای حقیقت ماجرا باشد ؛

در انتهای نشست بهمن­ماه ، آقای نعمتی با همان متانت همیشگی ، ضمن شکایت از برخورد تیم و بی­پاسخ­گذاشتن درخواست­های مکرر ایشان مبنی بر دراختیارگذاشتن نسخۀ کامل و دست­کاری­نشدۀ فیلم صعود ، به شنیده­شدن صدای سامان در موقعیت پایانی صعود ، در فیلمی که مدتی پیش در باشگاه دماوند به نمایش درآمده بود اشاره کرد ، و در انتها رفتار تبعیض­آمیز و جانب­دارانۀ مسؤولان انجمن را در دفاع بی­قیدوشرط از تیم نانگاپاربات مورد نکوهش قرار داد ؛

پس از ایشان ، فریدیان با حالتی برآشفته و مضطرب پشت تریبون قرارگرفت و در حالی که به سختی می­توانست بر لرزش صدای خود غلبه کند ، به­جای آن­که پاسخی قانع­کننده برای مستندات و گلایه­های پدر سامان ارایه کند ، در جملاتی توهین­آمیز ، سخنان ایشان را حاصل "بازی­خوردن" آن خانواده دانست ؛

سپس نوبت عباس محمدی بود که در میانۀ جمع برخیزد و با آن حس خودکدخدابینی ویژه ، مطالبی بی­ربط بگوید ؛ مطابق معمول و با سیاست همیشگی « یکی به نعل و یکی به میخ » ابتدا اذعان کرد که اشکالاتی در برنامه می­بیند ( هرچند تا به امروز و با گذشت درست 15 ماه ، در هیچ محفل عمومی یا رسانۀ رسمی چه به صورت شفاهی و چه به صورت مکتوب ، اشاره­ای به آن اشکالات نداشته است ؛ این را مقایسه کنید با عمل­کرد وی پس از حادثۀ گاشربروم 1 ، که از هر فرصت و سخن­گاهی برای ایراد اشکال به صورت شفاهی استفاده کرده ، حداکثر کمی بیش از 5 ماه ، دست به قلم برده ، و حدود 9 ماه پس از حادثه ، کلیت مدیریت نهادی مانند فدراسیون را در حوزۀ هیمالیانوردی و صعودهای دشوار داخلی در دوران پس از انقلاب زیر سؤال برده است ) و سپس با اشاره به عکس­های کوه­نوردان متوفی که بر دیوارهای دفتر خانۀ کوه­نوردان تهران نصب شده­اند و نیز چاشنی­قراردادن ذکر سفارشی که قبل از هر سفر کاری به همسرش مبنی بر مقصرندانستن کسی و پی­گیری­نکردن حوادث می­کند ، از خانوادۀ سامان می­خواهد که حادثه را در کوهستان مانند حادثه در شهر و مسافرت ، امری اجتناب­ناپذیر و طبیعی و در ذات کار تلقی کنند ( قاعدتاً حالا باید متوجه بی­ربط بودن حرف­های محمدی به گلایه­های آقای نعمتی شده باشید ؛ هرچند تا همین­جا هم معلوم نیست که چرا حادثۀ گاشربروم 1 و دیگر حوادثی که او جان­باختگان آن­ها را قربانی می­خواند اجتناب­ناپذیر و طبیعی و در ذات کار نیستند ) ؛ این پریشانی در گفتار و دوگانگی در رفتار وی فقط منحصر به حیطۀ تقابل کوه­نوردی دولتی وغیردولتی نیست ، بل­که به عنوان مثال در داخل محدودۀ کوه­نوردی غیردولتی هم مشابه چنین رویه­ای دیده می­شود ؛ محمدی که انجمن کوه­نوردان را با حزبی سیاسی اشتباه گرفته­است ( یا شاید هم ما اشتباه می­کنیم و از ابتدا قرار بوده­است انجمن یک تشکل سیاسی پنهان­شده در پس نام و عنوان کوه­نوردی و حفظ محیط زیست باشد ) و طی 15 ماه گذشته آن را در حد یک دستگاه چاپ بیانیه ( آن هم از نوع هیتلری و برای عده­ای تازه­سرباز گوش­به­فرمان ) تنزل داده­است ، در مجمع عمومی آبان­ماه سال گذشته در توجیه دفاع فاقد بینش و جانب­دارانۀ خود از تیم نانگاپاربات و باشگاه دماوند ، بندی از اهداف مندرج در اساس­نامه مبنی بر "پشتیبانی از کوه­نوردان و تبیین حقوق آن­ها" را به میان می­کشد ، حال آن­که فراموش می­کند ( یا به­تر است بگوییم : خود را به فراموشی می­زند ) که « سامان نعمتی » هم یکی از همین "کوه­نوردان" بوده­است که ظاهراً "حقوقی" دارد ؛ خب البته طبیعی و بدیهی است که از دیدگاه افرادی مانند او ، سرخ­پوست خوب ، سرخ­پوستی مرده است ، همان­طور که سدساز خوب ، سدسازی است که هزینه­های کوه­نوردی غیردولتی و منافع ما را تأمین کند و بدین­ترتیب از فهرست بسازوبفروش­های کلان­مقیاس خارج است ؛

خوش­بختانه بلافاصله پس از محمدی ، جوانی که نصف سن او را هم نداشت در میانۀ جمع ، خطاب به محمدی اظهار داشت که نه صحبت­های او و نه صحبت­های فریدیان ، هیچ­کدام پاسخ صحبت­های آقای نعمتی نیست ؛

این­که عباس محمدی مایل است خود را به ندیدن ، نشنیدن ، و ( از آن­ها بدتر : ) نفهمیدن بزند یک مسأله است ؛ اما مسألۀ مهم­تر این است که از دیگران انتظار نداشته باشد که خود را مانند او به ندیدن و نشنیدن و نفهمیدن بزنند ؛ حتی اگر تمام داستان­ها و روایت­هایی که تاکنون از برنامه بازگو و منتشر شده­اند صحیح باشد ، همان یک مورد دست­کاری در فیلم و نمایش کندشده­ای از حرکت و فعالیت سامان در ارتفاع ِ ( مطابق صحبت فریدیان روی فیلم : ) 400 متری زیر قله یا 7700 متری ، کافی است تا در صحت همۀ آن­چه در مورد سامان گفته­اند ، تردید کنیم ؛

در گزارش حادثۀ نانگاپاربات نوشته­اند :

>> ساعت 00:30 دقیقه بامداد آخرین نفر کمپ چهار را ترک کرد ... در ساعت اولیه صعود سامان نعمتی که این روز در برف‌کوبی شرکت نداشت و در انتهای صف قدم بر می‌داشت دیده شد که کوله‌اش را به زمین گذاشته و در حال وارسی آن است. سرپرست فنی تیم آقای فریدیان ضمن احوال‌پرسی علت را جویا شد و او در جواب گفت: "در حال مرتب کردن کوله‌اش است".
حدود ساعت 6 اعضا متوجه شدند که سامان نعمتی کوله ندارد در پاسخ افراد گفت: "مواد غذایی و آب را برداشته، پوشاک را پوشیده و سایر وسایل غیر ضروری را همراه کوله جا گذاشته است" از اینجا توجه بیشتری به او می‌شد و در چند نوبت توسط آقای فریدیان به او به صورت مشاوره پیشنهاد شد که برگردد و به صعود ادامه ندهد که هر بار آقای سامان نعمتی با اطمینان اظهار می‌داشت که به زودی به حالت ایده‌آل برخواهد گشت و برای نشانه‌های خستگی‌اش توجیحاتی { توجیهاتی } نظیر کم خوابی شب گذشته ارایه می‌نمود.
در ساعت 10 در پایان تراورس دره‌های برفی و در ابتدای شیب سنگی-یخی منتهی به قله، در ارتفاع 7600متر تیم برای استراحت توقفی کرد. در این زمان سامان نعمتی خسته تر از دیگران نشان می‌داد و پس از آغاز دوباره حرکت بین او و دیگران فاصله افتاد. اعضا تیم به او پیشنهاد دادند که تا قبل از درگیری با قسمت مشکل مسیر برگردد و برای همراهی او آقای امیرحسین پرتویی نیا ابراز آمادگی کرد اما او امتناع نمود. در این مرحله اقای فریدیان به صورت مشخص و آمرانه از او خواست که بازگردد و با تعیین آقای سهند عقدایی به عنوان سرپرست فنی برای ادامه صعود، تصمیم گرفت از تیم جدا شده و آقای نعمتی را در بازگشت همراهی کند.
آقای سامان نعمتی همچنان از بازگشت امتناع می‌ورزید و تنها مشکل خود را سرعت کم می‌دانست که از نظر ایشان اهمیتی نداشت و ایشان معتقد بود می‌تواند به تنهایی در پشت سر تیم به صعود ادامه دهد. <<

http://www.fa.iranianchallengers.com/article107.html

گزارش بالا را می­توان به صورت زیر خلاصه کرد :

« حدود ساعت 1:30 پس از نیمۀ شب و در همان اوایل حرکت و هنگام تاریکی ، سامان کوله­پشتی خود را همراه با وسایل غیرضروری جاگذاشته است ؛ وی این مسأله را به دیگران اطلاع نمی­دهد و از آن­ها پنهان می­کند تا این­که با روشن­شدن هوا ، اعضا متوجه موضوع می­شوند و توجه بیش­تری به او می­کنند ؛ بین ساعت 6 تا 10 صبح ، در چند نوبت به او پیش­نهاد می­شود که برگردد اما هربار سامان اطمینان می­دهد که به­زودی به حالت ایده­آل برخواهدگشت و نشانه­های خستگی­اش را با کم­خوابی شب گذشته توجیه می­کند ؛ در ساعت 10 صبح و در ارتفاع 7600 متری ، سامان خسته تر از دیگران نشان می­دهد و هنگامی که تیم پس از توقف برای استراحت ، حرکت خود را آغاز می­کند ، بین او و دیگران فاصله می­افتد ؛ ابتدا به او پیش­نهاد می­شود که با یکی از اعضا برگردد ، اما نمی­پذیرد ؛ سپس آمرانه از او می­خواهند با فرد دیگری بازگردد ، اما بازهم قبول نمی­کند و تنها مشکل خود را سرعت کم می­داند ؛ »

هم­چنین در خبر شمارۀ 20 در همان پای­گاه اینترنتی آمده بود :

>> حوالی ساعت 10 صبح بوده که سامان نعمتی برخلاف تلاش و قدرت بدنی بالایی که تا این مرحله ی برنامه داشته دچار علائم ارتفاع زدگی و خواب آلودگی می شود <<

بنابراین ، چکیدۀ آن گزارش و این خبر ، می­شود :

« سامان در تمام این 8-9 ساعت خسته بوده­است ، وضعیت ایده­آلی نداشته­است ، به گفتۀ خودش کم­خوابی داشته­است ، سرعت حرکت وی کم بوده­است ، بین او و دیگر افراد فاصله می­افتاده­است ، دچار علائم ارتفاع­زدگی و خواب­آلودگی بوده­است ، و از قبول تمام پیش­نهادها و دستورها برای بازگشت امتناع می­کرده­است ؛ »

حال ببینیم بر اساس فیلم صعود ، در ارتفاع 7700 متری یا همان ( مطابق صحبت فریدیان روی فیلم : ) 400 متری زیر قله ، چه می­گذرد :

1 - درست قبل از آن­که حرکت سامان در فیلم ( قبلاً منتشرشده در اینترنت ) به حالت آهسته نمایش داده­شود ، و پیش از گام­برداری با پای چپ ، سامان ابتدا پای راست خود را جابه­جا می­کند و در موقعیت به­تری قرار می­دهد ؛ این تصحیح جای پا خیلی سریع و در کسری از ثانیه ( چهل­صدم ثانیه ) انجام می­شود ؛ کسانی که در ارتفاعات 4000 و 5000 متری داخل کشور کارهای سنگین و توان­فرسا کرده­اند به خوبی می­دانند که افرادی با مشخصات گزارش­شده ، حواس و هوشیاری تشخیص نامناسب­بودن و نیز حوصلۀ تغییر و به­بود جای پای خود را در همین ارتفاعات داخلی ندارند ، چه رسد به ارتفاع 7700 متری ، آن هم با چنان سرعتی ؛

2 - در این ارتفاع ، فریدیان ابتدا دوربین را به سمت بالا نشانه رفته­است که 3 نفر را نشان می­دهد ؛ نفر اول و بالاتر از همه ( که به نظر می­رسد پرتوی­نیا باشد ) راست ایستاده است و حرکتی نمی­کند ؛ نفر دوم ( به نظر : عقدایی ) حرکت دارد و 2 گام برمی­دارد ؛ نفر سوم ( ابوالحسنی ) خم شده و به پایش تکیه کرده­است و حرکتی ندارد ؛ سپس دوربین به سمت پایین می­چرخد و سامان را نشان می­دهد که با قامتی استوار ایستاده است و او هم در ادامه ، 2 گام برمی­دارد ( معلوم نیست نفر ششم که به احتمال زیاد ، اسفندیاری است ، کجا است ؟ ) ؛ درست هنگامی که صدای فریدیان روی فیلم قطع می­شود و زانوی پای چپ سامان در گام اول از کنار زانوی پای راست وی عبور می­کند ، صدای اصلی فیلم حذف می­شود و فیلم به صورت آهسته پخش می­شود ؛ اگر قسمت « کندشدۀ » فیلم را به « سرعت عادی و اولیه » بازگردانیم نتایج جالبی حاصل خواهد شد ؛ یکی این­که حرکت و فعالیت سامان به صورت واقعی و دست­کاری­نشده قابل مشاهده خواهد بود ؛ دیگر این­که سرعت گام­برداری او به عنوان مثال با نفر دوم از بالا ( که مطابق نشانه­های موجود ، عقدایی است و بر همین اساس ، جزءِ نفرات اول ِ رسیده به اوج برنامه می­باشد ) قابل مقایسه خواهد بود ؛ سامان 2 گام خود را شامل مکث بین آن دو – از لحظۀ خیزبرداشتن برای گام اول تا انتهای گام دوم – ظرف مدت « پنج و سه­دهم ثانیه* » طی می­کند ، حال آن­که این مدت برای نفر دوم ( عقدایی ) ، برابر با « شش و شش­دهم ثانیه** » است ؛ « فیلم با سرعت عادی و اصلی*** » نشان می­دهد که وضعیت سامان در روز صعود قله ، اگر ( به­فرض ) به­تر از سایر افراد تیم نبوده­است ، بدتر از آن­ها نیز نبوده­است ؛

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی­نوشت :

* – 5.28 ثانیه

** – 6.64 ثانیه

*** – در متن بالا به « فیلم بازگردانده به سرعت عادی و اصلی » اشاره شده­است ؛ می­توانید آن را در نشانی زیر ببینید ؛

http://video.google.com/videoplay?docid=-2528058646145632649&hl=en

مدت فیلم = 21 ثانیه ؛

صدا ، حذف شده است ؛

متوسط زمان لازم برای دریافت از طریق ارتباط معمولی تلفنی ( دایل­آپ ) = حدود 5 دقیقه ؛

.

از وبلاگ : کوه نوشت ( بخش نظرات خوانندگان )

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ مهر ۱۳۸۸
    پيام ها    +