صدای قدم های آشنا ...

سفر ... سفری به روزهای تو و خاطره هایت ... که مثل غباری پنهان بر همه چیز و بر تن برگ های سبز و روشن درختان نشسته است ... سفری به روزهای تو و خاطره هایت ... که هم چنان در سکوت سایه ها و در خلوت همه ی کوچه های قدیمی شهر جاری ست ... تا دوباره بازآئی ! ... سفر ... سفری کوتاه که به اندازه سفر به همه ی دنیاست ...
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٤٦ ب.ظ روز دوشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۸
