صعود ، زیباست و گم و جادوئی !

" چیزی که در این برنامه بیشتر به آن فکر کردم و با آن رفتم خود صعود بود ... صعود واژه غریبی ست ... چه هنگامی که می شنوی ، چه می گویی یا بدان می اندیشی ... چه در حال بالا رفتن باشی چه تماشای کسی در حال بالا رفتن ... چه کولاک به صورتت بخورد و صدای رد پاهایت در برف گم شود و چه پشت میزی نشسته باشی و با تماشای عکسی یا فیلمی از یک صعود جدا باشی از اتاقی که درآنی ... چه تپه کوچکی باشد در حوالی ات چه صخره ای عظیم در قاره ای دیگر... زیباست و گم و جادویی  ... اما این تو تنها نیستی که گام برمی داری رو به قله ای ... صعود یک واکنش فیزیکی مسخره که با در هم آمیختگی مغز و اعصاب و عضلات شکل می گیرد نیست ...  جاذبه ای ست مرموز که می کشاندت به بالا ... به بلند ... اصلا با هیچ منطقی سازگار نیست ... تجربه ای ست که پایانی ندارد و سحرت میکند به افسونی دلفریب ... و این روحت است که از قدم هایت جلو میزند با هر نفس ... جلو می زند و باز می استد و نگاهت می کند تا برسی ... گاهی حتی در میانه راه بریده ای و خسته ... اما روحت که قبلا از تو جلو زده بود بر بلندای قله نشسته صدایت می زند ! در اوج خستگی سرت را بالا می گیری و به قله نگاهی دوباره می کنی ...آنجاست ... بر بلند ترین سنگ ، بلند ترین قله ... همه چیز آنجاست و هیچ چیز نیست ... "

از کوه _ نوشته های فواد در وبلاگ ماگما

www.magma.blogfa.com

****

عکس از فرامرز نصیری

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ دی ۱۳۸۸
    پيام ها    +