فرشيد فاريابی : لمپنيسم ناب در مواجهه با انتقاد !

واکنش های عصبی و اهانت آميز فرشيد فاريابی نسبت به انتقادهای يکی از خوانندگان وبلاگش ـ سرود کوهستان ـ همچنان ادامه دارد !! فاريابی به جای ارائه ی پاسخ های روشن و صريح به انتقادهای ساده و معمولی ايـــــــن شخص ( که خود را « خواننده » می نامد ) توهين و تحقير و تمسخر را پيشه کرده است . او که روزگاری در باره ی سکوت و بی اعتنايی صادق آقاجانی و مجموعه ی مديريتی فدراسيون کوه نوردی به نقــــــدهای برنامه گاشربروم ٬ می گفت : « ... لابد پاسخی ندارند  » حالا در مواجـــــهه با چند انتقاد ســــــاده ٬ ضمن آنکه بـــه شکلی مضحک آمــــار وبلاگ خود را به رخ می کشد ٬ جلوه های کاملی از : روحــــــيه انتقاد ناپذيری ٬ لــــــــوده گی ٬ خود بزرگ بينی های کـــــودکانه و لمپنيسم نـــــاب را در نـــزد پاره ای از (مثـــــلا ) روشن فکــــران اين سرزمين به نمايش می گذارد ! 

خواننده :

« ... آقای فاريابی من به کيفيت نازل وبلاگت انتقاد دارم . حالا هی پيامهای منو پاک کن و جواب نده . چرا خيلی وقت است ديگر حرفی برای گفتن نداری و مرتب به مطالب و نوشته های ديگران لينک ميدهی ؟ يک وبلاگنويس نبايد از خود نوشته تاليفی داشته باشد ؟چرا نسبت به منتقدین خود اینقدر بددهنی و توهین میکنی ؟ چرا سطح ويرايش نوشته ها اينقدر نازل است ؟ اينهمه شتاب و عجله برای چيست ...»

فرشيد فاريابی:

«... جيگر طلا خواننده! عشق منه خواننده! چاكرم جون آقا، خواننده! من بي تقصيرم خواننده! ممنون تو خواننده! آماره بازديد بالاست خواننده! اشتباهي پاك شد خواننده! به مولا راست ميگم خواننده! كامنت بذار برام خواننده! بي تو دلم گرفتس خواننده! شادباشي خواننده! شادم كردي خواننده! ...»

 قسمت پيام های ديگران ۱۲/ تير /۸۵

انتقادهای اين خواننده به وبلاگ سرود کوهستان و توهين مستقيم فرشيد فاريابی به او ٬ اولين بار در پست آغری داغ مطرح شد :

خواننده :

« متاسف شده ام که مدتهاست ديگر حرفی برای گفتن نداريد و وبلاگ خود را به لينکدونی خبرگزاری ميراث فرهنگی تبديل کرده ايد . فرشيد جان ما لينک اين خبرگزاری را در فيوريت مرورگر خود ذخيره کرده ايم چرا بايد ّهمه را بار ديگر در وبلاگ شما بخوانيم ؟ البته شايد اين ساده ترين راه برای نشان دادن فعال بودن خود باشد اما به نظرم منطقی ترين روش برای نشان دادن اين است که ديگر حرفی برای گفتن نداريم . خسته شديم از بس متنهای اين خبرگزاری را در اينجا خوانديم يعنی واقعا هيچ حرفی برای گفتن نداريد؟ »

فرشيد فاريابی :

« جناب خواننده . ببخشيد . واقعا متاسفم . اما من هم خسته شدم از زمزمه كردن ياسين ! ... »

 

...............................................................................

کلاغ ها :

بله جناب فرشيد خان ! آمار بالاست ... حق داريد ... اما نه فقط آمار بازديد کنندگان از وبلاگ سرود کوهستان ... آمار بی ظرفيتی ٬ آمــــار نارسیسيسم و لمپنيسم ناب در قشری از روشن فکران (!) ايرانی ٬ آمار بی فرهنگی ٬ آمار ياوه گويی ... البته بالا بودن آمار اين آخری ٬ يعنی ياوه گويی ٬ ادعای کلاغ ها نيست ... گزارش سخن رانی دکتر مصطفی ملکيان در جمع اصلاح طلبان (!!) و در منزل عبداله نوری ٬ تحت عنوان آسيب شناسی فرهنگ ايرانيان است : « ... ۱۹ ـ زبان پريشی : در واقع ما در حوزه زبان و کلام دو مشکل داريم . اول زياده گويی است و ملتی هستيم که آسان ترين کار برايمان حرف زدن است . دوم اينکه حرف خود را نمی فهميم و زبان پريش هستيم . سخنان مان پشت ندارد ٬ ياوه به تمام معناست ...روزنامه شرق ۲۸/۴/۸۵  » ... البته جناب فرشيد خان ! خيالتان راحت باشد . ميان بالا بودن آمارخوانندگان وبلاگ و سخنان ياوه ٬ تناقض چندانی وجود ندارد !!

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٦:۳۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ امرداد ۱۳۸٥
    پيام ها    +