فاجعه ی دیزین : روایت رویا روزبهانی از گروه همت

رویا روزبهانی یکی از اعضای گروه کوه نوردی همت شمیران و از شاهدان فاجعه ی مرگ ٨ کوه نورد در سقوط بهمن های محور شمشک _ دیزین ، روایتی از حادثه را در بخش نظرات خوانندگان وبلاگ ایران سرزمین من نوشته است . خطاب به شجاعی پارسا و خطاب به دیگر اعضای تیم باشگاه دماوند :

" من رویا هستم . شاید تنها شاهدی که می دانستم سعید چرا رفت با اینکه منطقه را مثل کف دستش میشناخت !!! و حتی پیش از این بارها در کمین بهمن توی همون جاده نشسته یود تا هیبتش رو تماشا کنه !!! وقتی درش آوردن نزدیک ترین فرد به نادیا بود . ما هر دو تا تو صحنه بودیم . ولی اون یه زور منو فرستاد عقب . گفت من می تونم درش بیارم !!!  من کنار لودر عقبی پناه گرفتم و منتظر موندم , تا اینکه باد بهمن بعدی داشت کورم میکرد هنوز درک نکردم که چی شده . وقتی برگشتم همه چی عوض شده بود !!! از لودر پایینی و از سعید و بقیه خبری نبود !!! قبول دارم که شوکه شدم ولی عقلم درست کار می کرد . از بچه هاتون پرسیدم که آیا کسی شماره ای از بچه های همت داره ؟ یکی شماره حمید مساعدیان رو داشت.که فوری بهش زنگ زدم . وضعیت رو واسش درست شرح دادم و پرسیدم اون ها چقدر شانس دارن ؟ چیزی که به من گفت این بود که فقط افرادی که تو منطقه هستند می تونن کاری بکنن . چون که زمان از همه چیز مهم تره . به همتون گفتم .  ولی شما ترسیده بودین !! گفتین که ما کار آموزیم و روحیه مون رو از دست دادیم !!!! خدای من !!!  هنوز هم باورم نمیشه که همتون وایسادین و زنده یه گور شدن رفیقاتون رو نگاه کردین !!! من همه زورم رو زدم تا درشون بیارم و دیدید که اگه کمک اون چند تفری که دست به کار شدن نیود 2 نفر زنده بیرون نمی اومدن . می دونم که الان 1000 دلیل دارین که خودتون رو توجیه کنین ولی ... بگذریم . خیلی ها از گزارشتون تعریف و تمجید کردن . ولی شما خیلی چیز ها رو سانسور کردین !!!  شاید نقش من همین بود که شاهد باشم , شاید روزی که شهامت دیدن فیلمی که آخرین لحظه های زندکی سعید رو ثبت کرد داشته باشم این قصه جور دیگری روایت بشه "

از بخش نظرات خوانندگان وبلاگ پرویز شجاعی پارسا

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +