پیشنهاد کتاب : یوسف آباد خیابان سی و سوم

"سامان ، برای آخرین بار از خودت بپرس این جا توی پاساژ گلستان چه می کنی . هر پاساژ اقیانوسی است و خیابان های شهر رودخانه هائی بزرگ اند که آخرش به پاساژ ها می رسند . همه ی رودها به اقیانوس می رسند. من با قایقی سوراخ وسط اقیانوس چه می کنم ؟ "

.در یکی از آن نیم روزهای روشن و بسیار سرد ماه بهمن بود که کتاب یوسف آباد خیابان سی و سوم  را یک نفس و تا به انتها خواندم . داستانی در چهار فصل و با راوی های متفاوت ... اما در یک جغرافیای مشخص و آشنا . بسیار آشنا . تهران ! در واقع راوی اصلی در یوسف آباد ... تهران است . شهری بزرگ و خاکستری که با همه ی غریبی ها و آشفتگی ها و سنت هایش ، سعی می کند مدرن باشد . شهری که چون مونثی بزرگ تر ، آدم ها می توانند در آن خود را و گم شده ی خود را بیابند : " ... مونث خیلی بزرگ تر ... چه اصطلاح تکی ! تکلیف من روشن بود . باید روزمرگی ام را گم و گور می کردم و سفت می چسبیدم به اسمی که همان موقع به ذهنم رسیده بود . ملکه ی خاکستری . تهران ملکه ی خاکستری بود و اگر توی ملکه گم می شدم ، لیلا خودش پیداش می شد . فقط باید می شدم همان عکاسی که همیشه بودم ... "  کتاب سینا دادخواه ، بافت و ساختاری نزدیک به خاطره دارد و در کنار حضور آشنا ، پر رنگ و زنده ی تهران در روزها و سال های دهه ٨٠ ، حس نوستالژیک تحسین برانگیزی را برای خواننده خلق می کند . او در یوسف آباد ... زندگی این سال های ما را در این شهر بزرگ نوشته است . آینه ی هزار تکه شده ای که هر کس می تواند در قطعه ای از آن ، تصویری از خود را بیابد . خواندن آن را به دوستان کوه نورد تهرانی پیشنهاد می کنم .

.

انتشارات : چشمه       تعداد صفحات : ١١۴         قیمت : ٢۴٠٠٠ ریال

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٥٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها    +