فاجعه ی دیزین

حشمت حیدریان در مقاله ای با عنوان " کوه نوردی ، حادثه ، قانون "  با تاکید بر ضرورت و اهمیت توجه به حقوق ورزشی نوشته است :

 "  آگاهی از حقوق که جایگاه ویژه ای در حفظ نظم جامعه دارد می تواند تا حد زیادی از وقوع حوادث که منجر به از میان رفتن سرمایه های انسانی و مالی می گردد ، جلوگیری کند و به این دلیل می توان گفت که حقوق ورزشی یکی از ارکان علوم ورزش است ... گاهنامه انجمن شماره 9 "

او هم چنین در تلاش برای تعمیم و تدوین این حقوق در ورزش کوه نوردی و در بخش های مربوط به مسئولیت سرپرستان ، مربیان و گروه ها و باشگاه های کوه نوردی ، می نویسد :

"مسئولیت قانونی سرپرست : تلاش در حفظ جسم و جان کوه نوردان در برابر خطرات احتمالی ( جلوگیری از بروز حادثه و نیز فعالیت امدادی درست پس از حادثه)  ...  مسئولیت مربی : اجرای صحیح برنامه ، مراقبت از کارآموزان ، پیش بینی خطرهای احتمالی ... مسئولیت گروه ها و باشگاه ها : مراقبت از اعضای گروه یا باشگاه در برنامه ها و اداره ی کلیات برنامه ها از وظیفه های مدیران گروه یا باشگاه است ... براساس مفاد ماده یک قانون مسئولیت مدنی ، بروز حادثه می تواند دلیلی برای اقامه دعوا علیه مدیران گروه یا باشگاه باشد "

 

آمار تلفات انسانی در برنامه های باشگاه دماوند و در طی سالیان اخیر ، از روندی رو به افزایش و بسیار نگران کننده خبر می دهد . چه باید کرد ؟ در این باشگاه چه می گذرد ؟ آیا اصولا  _ و در عمل _ نظارتی بر فعالیت و کم و کیف مسائل مدیریتی و روش های عضو گیری و سیستم های آموزشی این گروه ها و باشگاه ها ، از سوی فدراسیون کوه نوردی و یا دیگر ارکان سازمان ورزش این مملکت وجود دارد ؟ باشگاه های کوه نوردی ، مجوز و پروانه ی فعالیت خود را از سازمان تربیت بدنی می گیرند و این گونه به نظر می رسد که در این سازمان هیچ طرح و برنامه ای برای رسیدگی و نظارت بر کمیت و کیفیت عملکرد این باشگاه ها وجود ندارد . آیا کسی می داند بعد از کشته شدن امیررضا امیرامینی در یکی از برنامه های باشگاه دماوند ، چه واکنش و برخوردی از سوی سازمان تربیت بدنی برای توجه به این باشگاه صورت گرفت ؟ بعد از مرگ ویکتوریا کیانی راد و امیراحمدی در اعماق غار پراو چطور ؟ آیا کسی می داند ؟ آیا مرگ سامان نعمتی در برنامه ی نانگاپاربات توانست توجه متولیان رسمی کوه نوردی ایران و مدیران سازمان تربیت بدنی را به صورتی جدی و مسئولانه به آنچه درون باشگاه دماوند می گذرد جلب کند ؟ باید شاهد چند حادثه و کشته شدن چه تعداد از جوانان این سرزمین در برنامه های باشگاه هائی مانند دماوند باشیم تا سرانجام این توجه جدی و مسئولانه رنگ واقعیت به خود بگیرد ؟

آیا از مجموعه ی تلاش ها و صحبت های پدر سامان  _ که از بی اعتنائی تشکیلات رسمی کوه نوردی و دستگاه ورزش به تنگ آمد و سرانجام راه حل قضائی را انتخاب کرد _ چیزی در خاطر کسی مانده است ؟

"وقتی انجمن کوه نوردی ، باشگاه دماوند ، فدراسیون و یا هر تشکلی دیگر در کوه نوردی چه به لحاظ عدم توانایی و یا بهر دلیل دیگر قدمی در جهت تحلیل و بررسی موشکافانه این حادثه برنداشتند و تمامی درها برای رسیدن به واقعیت بسته شد و تنها راهی که برای خانواده محترم سامان بعنوان یک حق طبیعی باقی ماند اقدام قضایی بود ... "

و آنجا که این پدر در هر قدم به همگان هشدار می داد و اعلام می کرد انگیزه اش نه محکومیت این یا آن فرد و باشگاه ، بلکه :

" مقابله با آن تفکر غلطی است که وجود دارد و در صورت اصلاح نشدن در آینده باز حادثه ساز خواهد شد ... بررسی موشکافانه این موضوع در جهت  کاهش این اتفاقات و جلوگیری از تکرار ضرورتی واضح و روشن دارد ... "

باشگاه دماوند برای به خود آمدن و برای احیای دوباره و بازگشت سربلند به جامعه ی کوه نوردی ایران نیاز به شوک دارد . یک شوک اساسی که می تواند تعطیل و تعلیق موقت کلیه فعالیت های این باشگاه باشد . باشگاه دماوند برای نجات خود از حوادث مرگبار پی در پی و بحران های عمیق ناشی از آن ، نیاز به اصلاحات دارد . اصلاحاتی اساسی و رادیکال . نوعی بازنگری و تغییرات بنیادین در تفکر و شیوه های مدیریت و ساختار تشکیلاتی و سیستم های آموزشی .

به دلیل عدم اطلاع از شرایط و ظرفیت های خاص این باشگاه نمی توانیم برنامه ای روشن و مشخص را به مدیران آن پیشنهاد کنیم اما اصرار و پافشاری خود را بر یک نکته رها نخواهیم کرد : این میزان حوادث مرگبار ، این میزان تلفات انسانی برای یک باشگاه کوه نوردی عادی نیست و نشان از ضرورتی جدی و انکار ناپذیر برای اصلاحات و تغییر می دهد !

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ فروردین ۱۳۸٩
    پيام ها    +