نگاه اسطوره شناسی به کوه

نورتوپ فرای در مقاله ای به نام ادبیات و اسطوره می گوید : " با بررسی محتوای اساطیر معلوم گردید اسطوره داستانی نیست که فقط برای داستان گویی نقل شود . " در اساطیر ملل مختلف کوه های مقدس نقش مهم و مرکزی دارند . در اغلب این اساطیر ، کهن الگویی با نام کوه مرکزی عالم وجود دارد . میرچه آ الیاده در کتاب "اسطوره بازگشت جاودانه "، به تعدادی از این کوه ها اشاره می کند : کوه میرو در پنداشت های هندی ، کوهی که "ستاره ی قطبی بر چکادش می ایستد " در اقوام اورال - الیاتی ، البرزکوه در باورهای ایرانی ، کوه زینایو در بودائیان لائوس ، کوه همیین بیورگ در اساطیر ژرمنی ، صخره ی بلند "باتو- ریبن " در میان افراد قبیله ی سه مانگ، کوه "کشورها" در معتقدات بین النهرینی ، کوه تابور یا طور سینا در فلسطین ، کوه خرزیم در روایات یهود، زمین جلجتا که بر کوهی کیهانی واقع است در مسیحیت ... می توان مشابهات زیادی در اقوام دیگر نظیر فنلاندی ، ژاپنی ، مکزیکی و دیگر مشاهده کرد ، و کوه های دیگری چون المپ ، آرارات ، صهیون ، فوجی ، جبل النور و ... به لیست الیاده افزود .  در کتاب " شین تو " سوکیوئونو  می خوانیم : سیمای جشن سالانه در ماه اوت صعود برکوه نانتایی ست که ده هزار پرستنده در این صعود شرکت می کنند . پدیده کوه پرستی در ژاپن محدود به شینتو نیست . در آیین بودا نیز کوه مقدس وجود دارد و در شین تو جایی که کوهی وجود دارد معبدی نمی سازند و ازهمان کوه به عنوان ایزدکده استفاده می کنند. در مورد مساله نقش محوری کوه در اساطیر می توان این سوال را مطرح کرد : که چرا کوه ها از این نقش برجسته برخوردارند؟ و کارمایه ی این مرکز مقدس چیست؟ ...

ادامه مطلب را می توانید در لینک زیر بخوانید :

http://oham_13.persianblog.ir/post/9

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸٩
    پيام ها    +