سالروز کودتای ۲۸ مرداد

... تصويرهای آن روز سياه ( که بوی کودتا بر تن پايتخت نشست) ٬ صدای زنجير تانک ها و عربده های نظاميان و اوباش طرفدار شاه ٬ هنوز ذهن خسته ی پيرمرد را رها نکرده است . شکست ٬ سنگين بود . سقوط دولت ملی و تنهايی عظيم سال های غم انگيز تبعيد در احمد آباد . اما پيرمرد هنوز می تواند از زندگی ٬ ايمان و آرمان خود برای استقلال و آزادی ميهنش سخن بگويد :
« حیات من و مال و موجودیت من و امثال من در برابر حیات و استقلال و عظمت و سر افرازی میلیون ها ایرانی و نسل های متوالی این مملکت کوچکترین ارزشی ندارد. از آنچه برایم پیش آمده هیچ تاسفی ندارم و یقین دارم وظیفه ی تاریخی خود را تا سر حد امکان انجام دادم. عمر من و شما و هر کس چند صباحی دیر یا زود به پایان می رسد. ولی آنچه می ماند حیات و سرافرازی یک ملت مظلوم و ستمدیده است... »
دکتر محمد مصدق
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:٢٥ ب.ظ روز شنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸٥
