زخم چاقو بر دل تاریخ !

تیغه‌ی چاقو را با کمی چپ و راست کردن روی ستون گچی می‌کشد ، می‌خواهد نامش را هرچه زیباتر روی این ستون حک کند تا بماند یادگار، دورش را هم ابر و باد می‌کشد و پشت اسمش نام همراهان خود را کمی ریزتر حک می‌کند و سرشار از لذت می‌شود !

یادگاری‌نویسی پدیده‌ای امروزی و ایرانی نیست ؛ اما روندی است که زخمی عمیق بر دل نرم تاریخ این ملت گذاشته است و می‌گذارد و گاه رگه‌هایی از تاریخ را خط خطی می‌کند که دیگر هیچ دست هنرمندی توان بازیابی آن‌ها را ندارد . امروز به هر بنای تاریخی که قدم بگذارید، دقیق که نگاه کنید ، ستون‌ها و دیوارها پر از خط‌های ریز و درشت،‌ خودکاری و جوهری و بعضی هم حکاکی‌شده، یکی به‌شکل قلب، دیگری دایره، یکی بدخط و دیگری خوش‌خط، یکی به لاتین و دیگری به فارسی و هر کدام یادگاری است از عبور رهگذرانی که انگار تاریخ گذر خود را مهم‌تر از این نمادهای تاریخی می‌دانستند!

هر خطی که بر دیوار و ستون‌های بناهای تاریخی کشیده شده، زخمی است بر دل تاریخ، و امروز دستی که چاقویی را گرفته،‌ میان این نقش‌ها، سطری از منیت و خودستایی را ستم‌کارانه حک می‌کند، سطری که هر کلمه‌اش، جاودانگی این آثار را به نبردی نابرابر می‌خواند و در این سکوت و بی‌یاوری، آنچه در نطفه خفه می‌شود، فریاد دادخواهی است که از عمق جان آثار تاریخی به گوش جان می‌رسد .

خبرگزاری ایسنا

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +