بخش نظرات خوانندگان در کوه قاف

رضا زارعی در کوه قاف در مورد صعود عظیم قیچی ساز و مصاحبه ی اخیر او با خبرگزاری ایسنا نوشته است :

" اینکه پس از دو سال جنگ و جدل در مورد این صعود بالاخره یک نفر از ایران بر بام این کوه ایستاد تا بتواند در مورد آن نظر دهد و به نحوی حجت را بر همگان تمام کند و به جنگ دو طرف پایان دهد جای خوشحالی داشت . اما آن گونه که پیداست عظیم قصد ندارد خود را در این معرکه قربانی نماید و پیش کسی بَده شود . از همه این حرف ها گذشته از جمله دو پهلوی عظیم میتوان نتیجه گرفت : یا تیم قبلی صعود نکرده و عظیم برای قربانی نشدن در دست طرفداران ایشان عدم صعودشان را اعلام نمی کند ! و یا ایشان موفق به صعود قله شده اند و عظیم برای حمایت از فدراسیون که پشتیبان صعودش بود از ابراز صعود آنها سرباز می زند !  در هر حال از اینکه عظیم با این سیاست خود را وارد بحث های بی سرانجام این صعود نکرده خرسندم ( امید که تا آخر کار بر همین منوال باشد) و امیدوارم دو طرف این جدل از قربانی کردن این دوست خوبمان اجتناب نمایند "

و در بخش نظرات خوانندگان :

عباس ثابتیان : سلام . پرسشی اما در ذهن ایجاد می شود و یا یک نتیجه گیری منطقی از اظهار نظر عظیم که : او گفته های تیم باشگاه دماوند مبنی بر صعود را قبول ندارد ، در این که او به گفته های آنها اعتقاد ندارد شک نمی توان کرد - ابهام در مورد برداشت شخصی عظیم از صعود دو سال پیش ایرانیان بر روی این قله است . نتیجه گیری رضا زارعی از گفته های عظیم که با رنگ قرمز مشخص شده است ، او را تا حد یک دروغ گوی کاسب کار تنزل می دهد ، نمی دهد؟ اگر گفته های او آن طور که رضا زارعی برداشت کرده است ، چنین کاسب کارانه است ، اکنون پرسش تازه این است : آیا طرف داران باشگاه دماوند توان قربانی کردن او را داشتند و یا دارند؟ و یا او را قربانی می کردند؟ و یا این که فدراسیون حامی عظیم از او خواسته و یا می خواهد که دروغ بگوید؟ نظر من این است: هر دو فرض بالا مردود است، ولی پرسش پابرجاست .

رضا زارعی : سلام جناب ثابتیان . تعجب میکنم از اینکه در مدتی که وارد بازار تشکیلات کوه نوردی شده اید فرهنگ لغات جالبی را هم با خود به همراه آورده اید! فرهنگی که بیشتر به بازار کسب و کار و بساز بندازهای کوچه و بازار میخورد. فکر میکنم کوه نوردی ما به رغم ورود این فرهنگ هنوز معصوم تر از آن باشد که آن را با چنین چوب هایی برانیم و عظیم هم به هم چنین .

عباس ثابتیان : سلام رضا . من چنین اعتقادی ندارم ، در مورد عظیم و دیگران، و به نظرم همان معصومیتی که نوشته ای، شخصیت غالب کوه نوردی ما است، اما این برداشت من بود از نتیجه گیری شما، همان طور که نوشته ام هردو فرض بالا را مردود می دانم ، یعنی که معتقد به همان چهره ی نیک و سالم کوه نوردی ایران هستم، رضا جان آیا از نتیجه گیری شما چنین استنباطی نمی شود کرد؟

عباس ثابتیان : سلام مجدد به رضا .  ترجیح می دهم این بخش را جداگانه بگویم، در مورد بازار تشکیلات کوه نوردی ،
1- من وارد بازاری نشده ام و آن چه که من از کوه نوردی دوست دارم به هیچ کار و کسب و هیچ بازاری شبیه نیست .
2- تنها تفاوتی که به کوه پرداختن من با پیش دارد ، فعالیت من در انجمن کوه نوردان ایران است ، انجمن هم هیج شباهتی به بازار و به هیچ کسب و کاری ندارد و تنها اگر عشقی داری برای کار داوطلبانه و برای اینکه وقت و انرژی و پول خود را برای آنچه که دوست می داری خرج کنی، جایی برایت آنجا هست . ولی نه حلوا و نه پلو قیمه مزعفر و نه حتی گاهی یک تشکر خشک و خالی هم بدرقه ی راهت نیست .
3- من فرهنگ لغتی با خود نیاورده ام، کاسب کاری، دوپهلو حرف زدن، قربانی کردن یا قربانی دادن یا قربانی شدن، حمایت و پشتیبانی و دروغ از قبل در ادبیات ما و در ادبیات کوه نوردی ما هم وجود داشته است . و سرانجام دلیل دوپهلو حرف زدن عظیم، آن گونه که تو نوشته ای بر ما روشن نشد که نشد!

نادر ضرابیان : جناب زارعی عزیز درود بر شما
در تایید فرمایش آقای ثابتیان ، در کوه نوردی از مدت ها قبل شاهد رواج کاسب کاری و عدم صداقت و محافظه کاری و دوپهلو حرف زدن هستیم . و تاسف در این است که این رفتار را بیشتر از طرف بزرگان کوه نوردی می بینیم .
صداقت فقط در اعتراف به از 3متری قله بازگشتن نیست .
شادوپایدارباشید .

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +