خرد و متانت در " زبان شناسی و کوه نوردی در کرمان "

نی سواران بازار پیام وبلاگ های کوه نوردی ایران

" ... تصوری که از کودکی در ذهن من کرمانی بازار دار ( آن هم از نوع کرمانی اش به طول حدود شش کیلومتر) از بازار(که افراد با همان ویژگی های ذکر شده در بالا به مراوده مشغولند) نقش بسته است, احتیاطی را در من ایجاد کرده است تا به هنگام ورود به بازار مواظب باشم که هر آن ممکن است به دلیل ازدحام جمعیت و حضور انواع و اقسام افراد , که ظاهرا دو برچسب خریدار و فروشنده بیشتر ندارند اما نیت های بسیار در دل دارند, برخوردی پیش آید و من هم با زدن کوچکترین حرفی یکی از صحنه گردانان آن معرکه شوم و متهم به طرفداری از یک طرف معرکه, احتیاطی که گویا در این قضیه « صعود قلم 89» چندان رعایتش نکردم و توهین ها و تهدیدهایش را هم دیدم !!! وبلاگ نویسان کوه نورد و یا کوه نوردان وبلاگ دار در اینترنت نیز دو برچسب بیشتر ندارند, اما مطمئنا سطح مطالبی که در این وبلاگ ها ارائه می شود بسیار متفاوت است. در بازار سنتی از فاخرترین فروشگاه ,که در آن باارزش ترین کالاها در معرض دید خریدار قرار داده شده است, تا دکه ای یک متر در یک متر را می توان مشاهده کرد که چند کیسه حمام و سنگ پا می فروشد. اما البته فروشگاه های بزرگ مدعی توخالی هم  کم نیستند که صاحبانشان یا به دلیل کهولت سن و یا به دلیل دیگری توانایی و حوصله تهیه کالا های به روز را ندارند و توان رقابت بازرگانی خود را به تدریج از دست داده اند و تنها پوسته مغازه شان باقی مانده است. مغازه هایی را در بازار می توان سراغ گرفت که حتی کالای خود را از همچراغان خود تدارک می بینند ( شما بخوانی کپی – پیست می کنند) و فقط به صرف ارزش تجاری مغازه خود درآمد اندکی کسب می کنند و به آن دل خوش می کنند که به او بگویند بازاری. چه بسیارند مغازه هایی که در بازار وقت ارزشمند خریداران را می گیرند و هیچ برای عرضه ندارند ولی البته صاحبانشان خود را بازاری می نامند و ... بازار پیام وبلاگ های کوه نوردی ایران شباهت بسیاری به ساختار بازار سنتی ما دارد. بسیاری از وبلاگ ها دکه هایی بیش نیستند و وبلاگ های بسیار مدعی هم هستند که حتی ارزش نگاه کردن هم ندارند چه رسد به این که وقت ارزشمند را صرف مطالعه جدی آنها کنیم.(بخش نظرات این گونه وبلاگ ها گاهی براستی آزاردهنده است و سرشار از تعارف پرانی ها.) درست مثل این که وقت خود را صرف نگاه کردن آلبوم خانوادگی دیگران کنیم و به تماشای عکس هایی بنشینیم که در آن ها فقط چهره چند نفر دیده شود که روزی در جایی و در مسافرتی عکسی برداشته اند و صحنه پشت سرشان هم حتی برایشان آنقدر بی ارزش بوده است که در عکس نیامده است. دکه داران بازارهای سنتی گاه چنان از کار کوچک خود راضی اند که حتی به فکر گسترش کسب و کار خود و تبدیل آن دکه به مغازه ای بزرگ تر هم نمی افتند .بسیاری از وبلاگ های مدعی بیشتر به دفتر خاطرات شخصی می مانند که بی جهت بزرگ شده اند و گردانندگانشان کم کم باورشان شده است نویسنده اند! بی تعارف ! این وبلاگ نویسان قلم به دوش لیست مقالات منتشر شده خود در هر زمینه علمی را منتشر کنند تا ما به وجودشان افتخار کنیم و به یاد آوریم نام هر فرد در پای هر مقاله مسئولیت آور است ,و نه تنها مایه دلخوشی و افتخار شخصی. این نام به خواننده یادآوری می کند که چه انتظاری داشته باشد. پس اگر تا به حال وبلاگ نویسان کوه نورد ما براستی لیست مقالات خود در مجلات مختلف را از ما دریغ داشته اند, ظلمی است که به ما روا داشته اند و باید جبران کنند.  این افراد به ما بگویند در کدام نوشته خود با دیدی علمی ( و نه احساسی و شخصی) به علاقمندان کوهنوردی کمک جدی کرده اند. در واقع, در آشفته بازار (!) وبلاگ نویسی کوه نوردی ایران, بسیاری که از سر بیکاری سری به این بازار زده اند و خود را مشتری پر و پا قرص این بازار می پندارند, حتی خریداری پرشوق نیستند و تنها پرسه زنندگانی اند که برای وقت کشی به این بازار آمده اند.تازه بر سر ما منت هم دارند! اما بسیاری از این وبلاگ ها براستی آموزنده اند. در بازار های سنتی کم نیستند مغازه هایی که اعتبار بازارند و نام بازاری را قدر می دانند. هستند وبلاگ هایی که مسیر ها را معرفی می کنند و کوه ها و وبلاگ هایی که گردانندگان آنها از کتاب های مفیدی که خوانده اند با ما سخن می گویند و وبلاگ هایی که دلسوزانه در جهت پیشرفت کوه نوردی این سرزمین تلاش می کنند... "

http://baghinipour.blogfa.com/post-1960.aspx

.

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +