صعود قلم و لزوم حفظ حرمت قلم

قلم حرمت دارد . قلم قداست دارد . قلم معجزه ی تا ابد ماندگار انسان است . در فرهنگ ما ، زیباترین و عمیق ترین بیان حرمت و قداست این معجزه را می توانیم در نوشته های علی شریعتی بیابیم :

"   ... هر کسی توتمی دارد  که  بدان  سوگند  می خورد  ، با آن  عشق می ورزد  ، دوست می دارد ، می پرستد ... هر کسی توتمی دارد که ذکر آدم بودن اوست ...  هر کسی توتمی دارد و توتم من " قلم " است ... که خویشاوند آن من راستین من است . عطیه ی روح القدس من است .  یادآور سرگذشت و یادآور سرشت و بازگوی سرنوشت من است ...    قلم توتم من  است .   قلم زبان  خدا است .   قلم امانت آدم است .  قلم ودیعه ی عشق است ...  و قلم توتم من است  .  و قلم توتم ما است .  "

قلم همواره در پیوندی ناگزیر با تفکر و اندیشه بوده است و ابزاری برای بیان آن . قلمرو قلم ، قلمرو آگاهی و بیداری است . قلمرو قلم ، قلمرو خرد و متانت است و ...

 

***

١_ در چند سال اخیر تعدادی از کوه نوردان وبلاگ نویس و وبلاگ دار (!) برای اجرای یک برنامه ی مشترک ، عنوان " صعود قلم " را انتخاب کرده اند . عنوانی که بنا به محتوای خود و بی اختیار ، مفاهیمی مانند تفکر و اندیشه را به ذهن متبادر می کند . عنوانی که تصور آن بدون خرد و متانت غیر ممکن است .

٢_ آیا دوستان کوه نورد ما می توانند تبلور و جلوه هائی حتی کوچک از مفاهیم گفته شده را در _ مثلا _ آخرین برنامه ی اجرا شده نشان دهند و آن را اثبات کنند؟

٣_ وقتی هدف خود را صرفا " دیدار و آشنائی " قرار می دهید ، دیگر چه اجبار و ضرورتی برای استفاده از عنوان " قلم " وجود دارد ؟ 

۴_ به نظر شما، با انتشار اخبار، عکس ها و فیلم های برنامه ی " صعود قلم "  ، افکار عمومی جامعه ای که در آن زندگی می کنیم چه تصور و ایده ای در باره ی اعضای این صنف ( کوه نورد جماعت ) خواهد داشت ؟  آیا اساسا ذهنیت و یا قضاوت افکار عمومی برایتان اهمیتی دارد ؟

۵_ از لحاظ جوهر شخصیت فردی و اجتماعی ، آیا تفاوت و تمایزی میان کوه نوردان با دیگر ورزش کاران جامعه مان وجود دارد یا نه ؟ آیا انتظار و توقع خرد و متانت از کوه نوردان در چنین مناسبت هائی ، انتظار و توقعی بی مورد است ؟

۶_ به عنوان یک عضو کوچک _ بسیار کوچک _ خانواده ی بزرگ کوه نوردان دارای وبلاگ ، نسبت به محتوای _ به واقع : بی محتوائی _ برنامه ی اجرا شده ، انتقاد و اعتراض دارم . به عاری بودن آن از جوهر تفکر و اندیشه . به انتشار گسترده ی عکس های بی ربط به موضوع این صعود برای افکار عمومی انتقاد و اعتراض دارم . 

٧_ عکس زیر مراسمی را نشان می دهد که معمولا در پایان صعود و بر فراز قله ها اجرا می شود .  عکس زیر مربوط به مراسم پایان " صعود قلم " بر فراز قله مهرچال است !!

 و البته عکس های دیگری هم هست ... عکس هائی که این روزها در وبلاگ های دوستان ، مانند آن را بسیار می بینیم !!

.

٨_ فرشید فاریابی در متن دعوت نامه ی اولین نشست وبلاگ نویسان کوه نورد نوشته بود :       " کوه نویس های گرامی سلام؛ چون من و ما با نوشتن، این ابزار همیشه مدرن سرو کار داریم و در این باور آموخته ایم: هر آنچه که هر فردی می تواند درباره موضوعی بیان کند را باید که به مدارا و تحمل مورد تامل قرار دهیم؛ قصد آن داریم آموخته ها را به عمل تجربه کنیم. تجربه کنیم که بتوانیم فاصله ی حرف تا عمل را به اندک ترین مقدار ممکن برسانیم. حرف هایمان را در عمل نهادینه و ماندگار کنیم و زیرساخت های اساسی برای برداشتن گام هایی در راه عملی که آغاز کرده ایم را مورد توجه قراردهیم. ما مردمانی با احساس هستیم. ما ایرانی هستیم . این احساس پاک انسانی، ما را وادار به تعامل بیشتر می کند. این تعامل بیشتر می طلبد که چهره در چهره ی یکدیگر دیدارهایی را شکل دهیم که فارغ از هر منیتی ،" ما " بودن و با هم بودن را در راهی که آغاز شده تجربه کنیم. هریک از ما در گوشه ای تجربه های فراوانی در این راه کسب کرده و افکار و ایده های جدید فراوانی در ذهن دارد. برای همه ی این تجربه ها ی پراکنده و این فکرهای متولد نشده باید فکری کرد. برای همه ی آنچه که در این چند سطر به آنها اشاره شد و بسیار بیش از آنچه گفته شد در دل هایمان سخن و در اذهانمان اندیشه داریم   http://nedayekouh.blogspot.com/2005_05_01_archive.html  " فرشید فاریابی در گزارش نهائی آن نشست از حضور ١١ نفر خبر داده بود و صعود مهرچال با حضور ٧٠ نفر برگزار شد . آیا باید از پیشرفت سخن بگوئیم یا در باب پس رفتی آشکار و خجالت آور ، انتقاد از خود را آغاز کنیم ؟ 

.

***

قلم حرمت دارد . قلم قداست دارد . قلم معجزه ی تا ابد ماندگار انسان است . در فرهنگ ما ، زیباترین و عمیق ترین بیان حرمت و قداست این معجزه را می توانیم در نوشته های علی شریعتی بیابیم :

"   ... هر کسی توتمی دارد  که  بدان  سوگند  می خورد  ، با آن  عشق می ورزد  ، دوست می دارد ، می پرستد ... هر کسی توتمی دارد که ذکر آدم بودن اوست ...  هر کسی توتمی دارد و توتم من " قلم " است ... که خویشاوند آن من راستین من است . عطیه ی روح القدس من است .  یادآور سرگذشت و یادآور سرشت و بازگوی سرنوشت من است ...    قلم توتم من  است .   قلم زبان  خدا است .   قلم امانت آدم است .  قلم ودیعه ی عشق است ...  و قلم توتم من است  .  و قلم توتم ما است .  "

قلم همواره در پیوندی ناگزیر با تفکر و اندیشه بوده است و ابزاری برای بیان آن . قلمرو قلم ، قلمرو آگاهی و بیداری است . قلمرو قلم ، قلمرو خرد و متانت است و ...

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +