یادداشت های روزانه...

امروز یکی از دوستان بسیار عزیزمان در پیامی کوتاه برای کلاغ ها نوشته بود  :

" ... آقا بالاخره نمردیم و شما به ما بدهکار شدید !! ... بله بدهکار شدید ! ... این شما بودید ، شما بودید که به من آدرس این " مکث " مبتذل ( از نوع پیش پا افتاده و چه بسا اونورتر از پیش پا ! ) را دادید و گفتید در پیوندهای شما یافت می شود !
من هم رفتم و  یافتم و خواندم ... و چیزی حدود 3 دقیقه (!) وقتم یا وختم !  تلف شد ... بله فقط 3 دقیقه ! ...  چون مکث کردم و ترجیح دادم نیمه خوانده رهایش کنم !  وخت نازنین  من  اگر طلا و نقره و برنز نباشد ، حلبی هم نیست ! ... لطفاً یا 3 دقیقه ی ارزشمند من را به نحو مقتضی جبران کنید یا اگر نکنید نفرین تان می کنم که  در آینده نزدیک  شونصد دقیقه از وقت تان به تجزیه و تحلیل و نقد و بررسی چنین وبلاگ ها و چنین وبلاگ نویسانی تلف شود !! ...  
"

به نظر می رسد باید راهی برای جبران پیشنهاد نابخردانه ی خود به این دوست عزیز پیدا کنم ! مرا به نفرین سخت و عذاب آوری تهدید کرده است !! جوابی برای آن ٣ دقیقه وخت (!) نازنین تلف شده ی او ندارم . البته شاید ... لینک مکث حذف شد !  دوست عزیز عذرخواهی صمیمانه ی مرا بپذیر !

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +