یادداشت های روزانه ...

_ به تکرار یک نواخت و خسته کننده ی واقعیت روزانه می گویند  زندگی روزمره  . به فعالیت های تکراری ، خرید کردن ، تفریح ، تماشای فیلم و خواندن روزنامه ها و دیدن اخبار و آگهی هائی که پی در پی در پخش می شوند . به از پی هم آمدن اتفاقات در جامعه ای سراپا ماشینی  و بدون هر گونه تغییر و دگرگونی ...  زندگی روزمره گاهی مجال نفس کشیدن هم به آدم نمی دهد  ، چه رسد به نوشتن یادداشت های روزانه !!

.

_ " سینما و ادبیات " فصل نامه  خوبی ست ! هم از سینمای ایران و جهان می نویسد و هم داستان و شعر و نقد و بررسی و مباحث نظری  دارد و به نظر می رسد همه ی این ها برای خواننده ای که دغدغه ی ذهنی اش سینما و ادبیات است باید کافی باشد . موضوع مباحث نظری شماره ی ٢۵ این فصل نامه به " زندگی روزمره " اختصاص دارد . نوشته ای کوتاه در باره ی یکی از آثار رنه مگریت  نظرم را به خود جلب کرد :

" ... زندگی هر روزه بیش و پیش از تغییر ، نیازمند ایستادن است . از این منظر تابلوی زمان میخکوب شده ماگریت بسیار گویا است . زمان دیگری در کار نیست ، بلکه همان زمان معمول جا خورده است . زندگی ای که از حرکت باز می ایستد بی شباهت به تئاتری نیست که در آن بازیگران برای لحظه ای خشک شان می زند . گویی فیلم را متوقف کرده اند . پس زندگی هر روزه نیازمند آن است که لحظه ای خشکش بزند . در جا بماند . درست در همین لحظه بی تحرک ماندن است که با ملال و تفکر پیوند برقرار می کند . فکر کردن آن دقیقه ای از زندگی است که در زندگی روزمره جا نمی افتد اما از آن آغاز می شود . به کمک آن از آن می گریزد . فکر کردن تنها زمانی ممکن است که عقربه های ساعت زمان خواب شان ببرد . فکر کردن به امر روزمره ، تامل در باب مرزهای این خواب آلودگی است "

.

_ ملال ، گریبان درختان حاشیه ی خیابان ها را هم گرفته است ! درختانی که انگار در حسرت دشت های سبز و پهناور ، چشم انداز کوه های سپید و آسمان های آبی ، تصمیم گرفته اند دیگر به هیچ رهگذری لبخند نزنند !!    شهر  " درختان بی لبخند ، پرنده های بی لبخند و مردمان بی لبخند  "  جای زندگی نیست !

.

_ واکنش های تعدادی از شرکت کننده گان در آن صعود مشترک و معروف صاحبان قلم (!) به انتقاد وبلاگ کلاغ ها _ که با عنوان لزوم حفظ حرمت قلم منتشر شد _ هم چنان ادامه دارد . تصمیم گرفته بودم دیگر در این باره چیزی ننویسم ، اما مگر می گذارند !! از بس کیفیت واکنش ها جالب و در نوع خود تاریخی ست !!

" ...   چرا اینجا اومدین؟ مطلب همونجا بود ! مفهومی به نام سکوت ! چرا که پاسخ ابهلان خاموشی است... پاسخی به تخریب های صعود قلم _ وبلاگ آوای کوه   "

" شما جناب نصیری ... نصیحت میکنم من بعد، قبل از نوشتن یا گفتن مطلبی حرکات و رفتار خود را مورد سنجش قرار داده تا دیگر شاهد اینگونه معذلاتی که تولیدکننده و سازنده آن شما و امثال شما هستید، نباشیم... وبلاگ ندای کوهستان "   

خبرگزاری مهر چندی پیش از برنامه های نهضت سواد آموزی برای تثبیت سواد حدود ٢٠ میلیون نفر در کشور خبر داده بود. شاید حضور تعدادی از دوستان مدعی قلم که می خواهند در باره ی معذلات بوجود آمده توسط ابهلان نقدی یا مطلبی بنویسند در این برنامه های نهضت سوادآموزی بد نباشد!!

.

_ شنبه بود . شنبه ای مثل همیشه . گفت نمی خواهم به سیاهی عادت کنم . به خستگی . به تکرار و ملال و بی هوده گی . نمی خواهم شاهد مرگ آرام و تدریجی روحم باشم . جغرافیای رنج را پشت سر خواهم گذاشت و در چشم اندازهای همیشه بهار ، با عشق و بوسه و باران ، با پروانه ها و رنگین کمان ، تا انتهای دنیا خواهم رفت . گفت و رفت ! من و زمان ماندیم . آفتاب می خندید . شنبه بود ...

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ امرداد ۱۳۸٩
    پيام ها    +