این ماجرا درس هایی داشت !

" ... حداکثرش این است که مرا به ابن الوقت بودن متهم کرده است. مهم نیست . منافعی در کار نیست که لازم باشد رنگ بگردانم . دوباره می گویم . شاید بد فهمیده باشد . تمام آن چه من در چند پست نوشته ام برای خوش آمدن یا بدآمدن هیچ فردی نبوده است . تنها نظرم را گفته ام . هر کس هم از دو طرف می خواهد آن را در وبلاگش منعکس کند . از نظر من آقای نصیری رفتار دوستان صعود قلم را نقد کرد و این حقش بود . نوشته اش هم نقد بود و نه تخریب و هجو و هزل و... اما نقدی بود سخت گیرانه و می دانیم که او بی رحمانه همه را به نقد می کشد . می شد با واژه هایی نرم تر و ملایم تر نقد کرد . دوستان اهل قلمی هم اگر ناراحت بازتاب آن عکس ها بودند , چند روز که این عکس ها در اینترنت بودند چرا ناراحت نشدند؟    همان طور که واژه « ابهلان » را پس از نقد آقای نصیری درست کردند و « ابلهان » نوشتند, سال آینده هم رفتارشان را در صعود ششم , درست خواهند کرد و دیگر نه زبان شان را در هنگام عکس گرفتن در می آورند و نه شاخ بر سر یکدیگر می گذارند و اگر هم چنین کردند, در کامپیوترشان نگه می دارند و از این نوع بازتاب ها در اینترنت نخواهیم داشت . پس نقد آقای نصیری می تواند برایشان مفید باشد و باید ممنونش هم باشند . برای امثال من هم این ماجرا درس هایی داشت . این که یکی وبلاگی دارد , به این معنی نیست که الزاما متفکری است که ارزش وقت گذاشتن داشته باشد . وبلاگ نویس از معرفی کم خود در اینترنت بهره می گیرد و خود را در سطحی که گاهی شایسته آن نیست مطرح می کند و وقت دیگران را هدر می دهد. پس باید به دنبال راه حلی بود تا دوستان واقعی و همسنگی ( که گاه سطحی پایین تر است) یافت و من سرانجام به منظور فرار از سرگرمی های زائد اینترنتی, به پست الکترونیک در مقام راه حلی رسیده ام که مفید بوده است. شما قبول ندارید, نداشته باشید. "

.

متن کامل را در وبلاگ آقای باغینی پور بخوانید :

http://baghinipour.blogfa.com/post-1968.aspx

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱:۳۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢ شهریور ۱۳۸٩
    پيام ها    +