شهرام عباس نژاد : علم کوه مرداد 89

" ... اما صبح که بلند شدم سرمو از چادر بیرون کردم دیدم هوا یک لکه ابر هم نیست . هیچ بهانه ای نبود صعود نکنم . به سمت ریزشی ها رفتیم . یخچال خیلی بیش از سالهای پیش سر و صدا داشت و دائم صدای ترک خوردن از اعماقش میومد .  حسین علایی (که امسال و روی سکو فرصت آشنایی رو با هم پیدا کردیم ) هم به سمت دیواره راه افتاده بود . اما مسیر رو اشتباه رفت و خیلی عقب افتاد . او پیش نهاد کرده بود دو تا تیم قاطی شیم و از توان مشترک برا صعود ۵۲ اصلی استفاده کنیم .  اما من اصلا قصد صعود ۵۲ رو از سرم گذاشته بودم کنار . تو ریزشی ها یه سنگ با صدای زیززززززز از بالا اومد ، خودمو جم کردم اما خورد جلو صورتم و تا بجنبم رو گردنم رو شاهرگم یه خط کشید . درسته ترس نداشت اما خطر داشت ... "

متن کامل را در وبلاگ دیواره بلند و انگشتان سرمازده بخوانید :

http://www.alamchal.blogfa.com/post-155.aspx

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٦ مهر ۱۳۸٩
    پيام ها    +