و آنچه سبز است ...

چه سبز است دست های جهان

و سبزینه ی رودخانه که به سنگ ها می چسبد

سبز سبز

و چشم های تو    و اندیشه های من

و آنچه می دانیم که مثل برگ های درختان

سبز هستند

و سراب و تنهائی و خورشید سبز

و ماهتاب که سبزه ها را سبزتر می کند

و رفتن ما سبز خواهد بود

و مردن ما سبزتر

و به دست های آسمان می اندیشم

و آب رودخانه

و آنچه سبز است و همچنان سبز خواهند ماند

سبز سبز  

.

 

شعر از  :  بیژن جلالی

عکس : فرامرز نصیری

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:٢٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ مهر ۱۳۸٩
    پيام ها    +