جزیزه قشم : تکه‌ای از سیارکی دیگر روی زمین

گزارشی جذاب و خواندنی از مریم یوشی زاده ... خواب نمی‌دیدم ؛ مثل همان دنیایی بود که در کودکی وقتی کارتون جزیره سحرآمیز را تماشا می‌کردم ، دلم می‌خواست در آن باشم یا تکه‌ای از سیارکی دیگر بود که در حادثه‌ای غریب وسط دریا ، سقوط کرده بود . قشم جزیره‌ای است با لاک‌پشت‌های بزرگ پوزه عقابی ، خرچنگ‌های طلایی ، دلفین‌هایی خندان و آزاد ، غارهایی از کریستال‌های بزرگ و براق نمک ، جنگل‌هایی واژگون بر پهنه آب ، تندیس‌هایی غول پیکر و دیو مانند در دره‌ای وسیع ، ساحلی کشف نشده و خلوت ، ماسه‌هایی داغ و هوایی که شرجی است و ریه‌ها را هم مثل پوست تن مرطوب می‌کند ؛ جزیره‌ای که می‌گویند عجایب هفتگانه دارد اما هفت ، رقم واقعی عجایبش نیست . قشم سرزمین واحه‌های سبز و غرق در گل است ؛ گل‌هایی درشت و هزار رنگ که ناب‌ترین عطر‌های جهان حریف بوی خوش‌شان نمی‌شوند و سرزمین‌ چشمه‌هایی با آب ولرم و شور ، زنانی نقاب‌دار با چادر‌های تور نازک که به بال شاپرک شبیه‌اند ، مردانی با دشداشه و عبا ، لنج‌هایی چوبی که تن‌شان بوی دریا می‌دهد ، صدف‌هایی مارپیچ و درشت ، هوهوی مبهم باد که زمزمه می‌کند ، آفتابی داغ داغ که زهر ندارد و اهلی شده است ، چاه‌های عمیق و کنده شده تا قلب زمین که تقویم شده‌اند، ساحلی خلوت و غروبی سرخ و پر از مرغ‌های دریایی...

متن کامل در جام جم آنلاین

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ آبان ۱۳۸٩
    پيام ها    +