فرشيد فاريابی : سخن گوی اشباح بی نام يا همان پرده نشينان بدگوی ؟!!

بعد از برکناری صادق آقاجانی توسط رئيس سازمان تربيت بدنی و انتصاب فردی بنام هوايی به سمت سرپرست فدراسيون کوه نوردی ايران ٬ فرشيد فاريابی نيز طی يادداشتی در وبلاگ  شخصی اش : سرود کوهستان به انتشار ديدگاه خود در اين زمينه پرداخت .

آنچه در يـــــادداشت اخير فاريابی و بيش از هر چيز ديگری جلب نظر می کند : حضور اشباح بی نام و نشان و بی هويتی ست که با واژه هايی مانند « برخی » و « بسياری » بارها و بارها در جريان اين مثلا طرح ديدگاه يا اعلام موضع يا نقد و يا هر نام ديگری که بتوان برای اين نوشته قائل شد ٬ از آنان ياد می شود !! 

« ...برخي نــــــام او را در ســــال هايي نه چندان دور در سياهه ي اعضـــــاء هيات رييسه ي فدراسيون دنبال مي كردند...»

« ...امروز بسياري مانند حادثه ي گاشربروم-1 بازخواني اين پرونده را خواستارند...»

« ...برخي رويكرد فدراسيون به ساخت پناهگاه هاي پرهزينه در ارتفاعات پر جذبه ي كشور را ناشي از افق هاي جديد ترسيم شده در حوزه ي گردشگري ورزشي ارزيابي ميكنند...»

« ...برنامه ي ميان مدت انحصاري كردن بازار تجهيزات كوه نوردي آزمون پُر نتيجه اي براي برخي از مقامات فدراسيون كوه نوردي بود. آزموني كه در برخي مقاطع به جدال بين فدراسيوني هاي تاجر پيشه با توليد كنندگان داخلي انجاميد و طي آن برخي توليد كنندگان تجهيزات كوه نوردي تا اخذ مجوز هاي بين المللي توليد تجهيزات هم پيش رفتند...»

اين نقل قول آخری به يقين دارای جايگاهی خاص و تاريخی در حوزه ی نقد منطقی و اصولی خواهد بود !! در مکتب آدم هايی مثل فاريابی ـ که خود زمانی سخنگوی آقا جانی و فدراسيون اش بود ـ و امثال او ٬ هيچگاه ضرورت چندانی برای آگاهی و روشنگری ذهن مخاطب و يا خواننده احساس نمی شود : برخی مقامات ؟! ... برخی مقاطع ؟! ... برخی توليدکنندگان ؟! ... البته حکايت هنوز ادامه دارد :

« ... علاقمندي برخي مقامات عالي كشور به اين ورزش هم چاشني خوبي براي توسعه ي اقدامات سودانگارانه در قالب اين ورزش ارزيابي مي شود. شنيده ها حكايت از آن دارد ... »

« ... تا جايي كه برخي از مديران فدراسيون كوه نوردي به فكر شراكت در توليد تجهيزات مورد نياز اين ورزش البته در خارج از كشور افتاده... »

« ...  تيم ملي كوهنوردي ايران در اين برنامه علي رغم درجه ي بالاي حساسيت فني سرپرست هميشگي خود را همراه نداشت. برخي همين دشواري قابل پيش بيني را عمده دليل نبود آقاجاني در راس تيم مي دانند!... »

« ... برخي منابع از انجام گفتگو هايي توسط يكي از خبرگزاري ها به شكل مفصل در اين باب خبر مي دهند ... »

« ... در اين ميان برخي از منتقدان فدراسيون كوه نوردي و سياست هاي اجرايي صادق آقاجاني بر اصلاح تاكيد دارند ... »

اما جالب ترين نکته ـ و البته کم و بيش خنده دار ـ دم زدن از نقد منطقی و اصولی ست !!فرشيد خان فاريابی بعد از آنکه در مکتبی کاملا علمی و با روشی منطقی و اصولی و با نوشته هايی از اين دست ٬ خواننده ی خود را بطور کامل و دقيق (!) در جريان برخی (!) حقايق و واقعيت های کوه نوردی ايران قرار داد  ٬می نويسد :

« ... فرار منتقدان از عرصه ي نقد منطقي و اصولي مدت ها ست كه آنها را به بد گويان پرده نشين بدل كرده ... »

تشکر ويژه ی خود را از فاريابی به دليل ارائه ی الگوهای کامل و بی نقص از روش های نقد منطقی و اصولی در موقعيت مناسب زمانی تقديم خواهيم کرد !!!  اما نمی دانيم با پرسش بزرگی که در ذهن مان شکل گرفته چگونه کنار بياييم : وقتی اين برخی ها و اين بسياری ها ( اين اشباح سرگردان )  که فاريابی بارها و بارها به آنها استناد می کند ٬ فاقد هر گونه نام و هويتی حقيقی و مشخص هستند ٬ آيا خـــــواننده حق دارد آنان را نيز از زمره ی همان پرده نشينان بد گوی قلمداد کرده و جـــناب فرشيد خان را نيز در جايگاه سخن گوی شايسته ی اين جمع پنهان تصور کند ؟ آيا حق دارد ؟

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸٥
    پيام ها    +