زنده باد ماکياول ! زنده باد بــاد !

بعد از برکناری صادق آقاجانی و پايان حاکميت بيست و سه ساله اش در فدراسيون کوه نوردی ايران ٬ به شکلی کم و بيش جالب ـ و البته قابل انتظار ـ شاهد موجی از افشاگری و طرح انتقادهای تند از طرف زير دستانش و افراد مجـــموعه ی مديريتی فدراسيون عليه او می باشيم !  شرايط به گونه ای است که حالا ديگر همان افراد مطيع و گوش به فرمان و بله قربان گو ٬ يک شبه (!) و در استحاله ای خارق العاده (!) سعی دارند برای پيشتازی در انتقاد و افشاگری عليه رئيس سابق خود ٬ گوی سبقت را از يکديگر بربايند !!

مصاحبه رضا زارعی ــ  که يکی از افراد شاخص و موثر در پيشبرد اهداف و خط مشی صادق آقاجانی در کوه نوردی ايران بود  ــ  با خــــبرگزاری فارس ٬ می تواند حاوی نکات جالب و آموزنده ای در باب روابط و ســـــــاختار منحط و ناسالم تشکيلات دولتی مسئول در حوزه ی کوه نوردی اين سرزمين باشد :

... از سويي، با پيش آمدن بحث جابجايي رؤساي فدراسيون ها، آقاجاني رئيس وقت فدراسيون مصمم بود كه اگر تصميم به تغيير وي باشد، حتما اين صعود را انجام دهد. روي اين اصل فشار زيادي به انجمن و فدراسيون آورد تا اين كار به مرحله نهايي برسد...

... بحث ليلا بهرامي صرفا روي سهل انگاري‌ها پيش آمد. بخش عمده آن به خود كوهنورد، بخش ديگر به پزشك و بخش ديگر نيز در چارچوب سرپرستي مي گنجيد. مسئله صعود سريع نبود؛ بلكه اعتماد بيش از حدي بود كه سرپرست (صادق آقاجاني) به برخي نفرات داشت. اين احساس به رئيس فدراسيون دست داده بود كه اين نفرات روئين تن هستند و هيچ مشكلي براي آنها پيش نخواهد آمد. اگر سرپرست تيم به بهرامي نيز مانند ديگر نفرات نگاه مي كرد، شايد هيچوقت دچار چنين حادثه اي نمي شد؛ اما در مورد پزشك، بارها اين قضيه را مطرح كردم كه با صعود پزشك به قله مخالف بودم...

فارس: چرا سرپرست تيم از شرايط و توانمندي واقعي نفرات بي‌اطلاع بود؟
در پايان آخرين اردوي تداركاتي و انتخابي تيم ملي در همان محل اردو، رئيس فدراسيون از من و ساير مربيان خواست با توجه به عجله اي كه در بستن تركيب داشت، نفرات را معرفي كنيم. اين برخلاف اردوهاي قبل بود چراكه در هر انتخابي، مربيان با برگزاري يك نشست و بررسي تمامي شرايط، تيم را مي بستند؛ اما اين بار فرق مي كرد. از ميان 14 كوهنورد باقي مانده، بايد 5 نفر به عنوان تيم اصلي انتخاب مي‌شدند. از مخالفين انتخاب بهرامي بودم. تمامي مدارك در اين مورد موجود است. آخرين نفري بود كه از من راي گرفت. در جريان انتخاب تيم حمله به قله نيز به وي راي ندادم. باتوجه به شناختي كه در اردوها از وي داشتم، مي دانستم نه به لحاظ جسمي و نه به لحاظ روحي، شرايط حضور در اورست و صعود به قله را ندارد.


فارس: پس چگونه در تركيب قرار گرفت؟
از نظر من حضور وي ميان 14 نفر آخر هم جاي بحث داشت. زمانيكه به عنوان مربي بانوان با انتخابش مخالفت كردم، رئيس فدراسيون صراحتا اعلام كرد وي جزء تيم من است؛ حتي اگر مجبور باشم با هزينه شخصي وي را به اورست ببرم...

در اين وبلاگ همواره تاکيد داشته ايم که کاربرد واژه ی تيم ملی برای گروه های اعزامی به صعود های برون مرزی فدراسيون کوه نوردی اشـــتباهی محض است و اين افراد را نمی توان لزوما به عنوان بهترين کوه نوردان اين سرزمين و نمايندگان ملت ايران دانست . در فضايی که طی بيست و سه سال گذشته توسط صادق آقاجانی در فدراسيون کوه نوردی بوجود آمد ٬ حضور بر سر سفره ی پربرکت (!) بودجه و امکانات دولتی برای کسب افتخار صعود های برون مرزی و هيماليانوردی ٬ کار هر کسی نبود !!  ويژگی های خاصی را به لحاظ شخصيتی و اخلاقی می طلبيد که در هر کسی به آسانی يافت نمی شد !! يک بار ديگر نقل قول تکان دهنده زارعی را بخوانيد :رئيس فدراسيون صراحتا اعلام كرد وي جزء تيم من است... اين افراد انتخاب های شخصی و اعضای تيم صادق آقاجانی هستند . کاربرد واژه ي تيم ملی برای اين گروه ها و افراد اعزامی ٬ توهين به ملت ايران است ! 

نکته ی جالب ديگر در مصاحبه ی رضا زارعی ٬ موضعگيری او در قبال صلاحيت بانوان شرکت کننده در تيم اعزامی به اورست است . از نظر زارعی تنها کسی که از بانوان در تيم اورست دارای کفايت و شــــــــايستگی های لازم بوده است ٬ همسرش رويا غضنفری می باشد :

فارس: ساير نفرات هم به همين شيوه انتخاب شدند؟
برخي افراد باوجود عدم صلاحيت فني، صرفا به دليل نفوذ هم استاني‌هايشان ميان مربيان و فدراسيون انتخاب شدند و اين منحصر به يك استان نبود. به اين شكل كه ديگران در جريان اردوها بيشتر به نفر رسيدگي كردند تا در تيم اعزامي و حتي تيم حمله قرار بگيرد. خيلي از نفرات در اين شرايط بالا آمدند..

فارس: ميان تيم اصلي اعزامي به اورست نام همسر شما نيز بود. آيا حضور وي نيز با اين شرايط فراهم شد؟
زمانيكه از 14 نفر نهايي و مربيان درمورد انتخاب تيم اعزامي نظرخواهي شد، همسرم به عنوان پنجمين نفر انتخاب شد. فرض بگيريم مربيان براي من وي را انتخاب كردند؛ اما 14 نفر نهايي نيز بر اساس مدارك موجود، وي را به عنوان پنجمين نفر برگزيدند. پس اين شايستگي را داشت؛ اما متاسفانه حضور وي به عنوان همسرم باعث شد كه حتي سرپرست، شايستگي هايش را ناديده بگيرد و در حقش اجحاف شود...

ويژگی های شخصيتی و اخلاقی رضا زارعی و افرادی مانند او در مجموعه ی مديريتی صادق آقاجانی ٬ اکنون ديـــــگر به راحتی و از خلال سخنان خودشان هويدا شده است . می بينند که ده ها تن از بانوان اين سرزمين با هزاران اميد ( توهم بهتر است !) به اردوهای انتخابی سرازير می شوند . نفـــــــــــوذ و بی عدالتی و پارتی بازی و اجحاف را می بينند . پوسيدگی و انحطاط سيستم و ناجوانمردانه بودن عملکرد را می بينند . تحکم و اصرار رئيس بزرگ در : تيم من (!!) را می بينند .خيلی چيزها را می بينــــند ... اما دم بر نمی آورند و حاضرند برای کسب عنوان فاتح ۵ قله ی هشت هزار متری بودن به هر حقارتی تن دهند ! و اين همان خصوصيت و ويـــــــژگی شخصيتی و اخـــــــــلاقی ست که در کوه نوردان واقعی کمتر ديده می شود .

فراموش کردن سکوت و بی اعتنايی متکبرانه ی افرادی مانند رضا زارعی به تمام آن انتقاد ها و پرسش های مخالفين سياست و خط مشی فدراسيون کوه نوردی در طی اين سال ها ٬ امری ناممکن است . به نظـــــــــــــر شما آيا می توان اکنون در پس پرده ی استحاله يک شبه و خارق العاده ی اين افراد ٬ دلــــــــبری از رئيس جديد  و حفظ پست و جايگاه و يا ارتقا موقعيت سازمانی را جست و جو کرد ؟

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٢:۱٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱ آبان ۱۳۸٥
    پيام ها    +