در لحظه

باید تمام خاطره هامان را بر دوش کشیم

و راه از کناره  بیکرانه ی تپه ها آغاز کنیم

خاکریز مسیرمان ، آرام است و آرام

و نسیمی که عبورش

بسان اولین بوسه ی آدم است بر گونه ی حوا

نرم

و سرشار از آغاز زندگی !

دوباره از خویش لبریز می شوم ...

کسی در من شعر می خواند

و خداوند

خویش را در درونم فریاد می کند .

این منم

دامنگیر خاک های بی نشان

مرثیه خوان غربت های شکیب

و راوی شکوه آرام رملی ...

.

شعر : نرجس عبدی

عکس : فرامرز نصیری

.

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩٠
    پيام ها    +