نه ، نمی توانم ...

نه ، نمی توانم فراموشت کنم

تک صورت ازلی ، بر رخسار تمام پیامبرانی

باد تشنه ی تابستانی

که گندم زاران رسیده بر قدوم تو خم می شوند

آشیانه ی رودی از برف

که از قله های بهار فرو می ریزد

نه

نمی توانم

نمی خواهم که فراموشت کنم ...

.

شعر : شمس لنگرودی

عکس : فرامرز نصیری

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٤:٠۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ خرداد ۱۳٩٠
    پيام ها    +